﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

2
00:01:27,780 --> 00:01:30,580
عرصه عشق

3
00:01:30,580 --> 00:01:32,980
قسمت 28

4
00:01:51,080 --> 00:01:55,600
هوا خیلی سرده. چطوری میتونی تنهایی
 اینجا بمونی؟ نمیترسی سرما بخوری؟

5
00:01:55,600 --> 00:01:59,930
آدمایی که توی جنگ میجنگن
 اونقدرا هم ظریف نیستن

6
00:02:00,950 --> 00:02:04,660
به نظرم اینجا تو از همه ظریف تر میای

7
00:02:06,000 --> 00:02:08,370
بیا برگردیم داخل

8
00:02:21,490 --> 00:02:23,760
من قبلا رن گوان و آه رو رو برای گرفتن
 سرباز های جدید فرستادم

9
00:02:23,760 --> 00:02:25,760
اون دوتا منو ناامید نکردن

10
00:02:25,760 --> 00:02:29,350
توی مدت زمان کوتاهی اونا تونستن بیشتر از
 هزاران سرباز جدید رو استخدام کنن

11
00:02:29,350 --> 00:02:31,000
بیا

12
00:02:35,730 --> 00:02:39,420
لی هوا من آماده شدم که دربرابر شمال بجنگم

13
00:02:39,420 --> 00:02:42,180
خوبه. تو بالاخره سرباز های خودت رو داری

14
00:02:42,180 --> 00:02:45,990
وانگ لانگ و لیو لین، اون آدم های کوچیک
 مطمئنا رقیب تو نیستن

15
00:02:45,990 --> 00:02:49,840
اما ایندفعه من نمیتونم باهات بیام

16
00:02:49,840 --> 00:02:53,200
نگران من نباش

17
00:02:53,200 --> 00:02:55,490
مراقب زخم پات باش

18
00:02:56,960 --> 00:03:00,750
ما خیلی وقته داریم پات رو درمان میکنیم
چطوره که هیچ بهبودی نداشتیم؟

19
00:03:00,750 --> 00:03:02,670
به نظرم رنگ صورتت هم رفته

20
00:03:02,670 --> 00:03:04,860
دارو جواب نمیده؟

21
00:03:04,860 --> 00:03:07,170
چطور یه آسیب تاندون میتونه
اینقدر زود خوب بشه؟

22
00:03:07,170 --> 00:03:09,880
اما از قبل بهتره

23
00:03:09,880 --> 00:03:12,020
اگه باور نمیکنی نگاه کن

24
00:03:12,020 --> 00:03:13,750
آروم تر آروم تر

25
00:03:13,750 --> 00:03:15,420
بشین

26
00:03:16,360 --> 00:03:18,470
بهت گفتم سعی نکنی شجاع باشی

27
00:03:18,470 --> 00:03:22,700
همیشه اینقدر عجولی. چطوری
 میتونم نگرانت نباشم

28
00:03:22,700 --> 00:03:25,480
برادر سوم، وانگ لانگ هنوز موقعیتش رو
 توی منطقه ثابت نکرده

29
00:03:25,480 --> 00:03:27,240
الان بهترین وقتیه که میتونی بهش حمله کنی

30
00:03:27,240 --> 00:03:29,250
تو نباید فقط بخاطر من فرصت
 جنگت رو از دست بدی

31
00:03:29,250 --> 00:03:33,100
تو باید شکستش بدی و
از طرف من انتقامم رو بگیری

32
00:03:33,100 --> 00:03:36,110
باشه قول میدم

33
00:03:36,110 --> 00:03:39,830
من حتما برای بردن این جنگ تمرکز میکنم

34
00:03:40,330 --> 00:03:44,220
اما تو باید یه چیزی رو بهم قول بدی

35
00:03:44,220 --> 00:03:45,830
ادامه بده

36
00:03:45,830 --> 00:03:50,500
وقتی من نیستم تو باید روی بهبودیت تمرکز کنی
و زیاد رو ی خودت فشار نیاری

37
00:03:50,500 --> 00:03:54,380
مطمئن شو تا قبل از اینکه من برگردم
 زخمت بهتر شه

38
00:03:54,380 --> 00:03:56,350
منتظرم باش تا برگردم

39
00:03:57,670 --> 00:03:59,340
قبوله

40
00:04:15,930 --> 00:04:17,800
بانو مراقب باش

41
00:04:19,110 --> 00:04:22,030
یو چی، تو اینجا چیکار میکنی؟

42
00:04:22,030 --> 00:04:25,970
همونطور که ارباب بزرگتر دستور داد من توی
 هبی هستم تا مخصوصا از بانو محافظت کنم

43
00:04:25,970 --> 00:04:28,660
خوبه، خونه چطوره؟

44
00:04:28,660 --> 00:04:30,400
مامان و  برادربزرگترم خوبن؟

45
00:04:30,400 --> 00:04:33,030
اونا همشون حالشون خوبه. بانو
 لازم نیست نگران باشه

46
00:04:35,550 --> 00:04:37,760
پاتون

47
00:04:37,760 --> 00:04:39,890
پام خوبه

48
00:04:41,060 --> 00:04:45,290
وقتی دفعه ی پیش دیدم بانو داره با لیو شیو اسب سواری میکنه
 متوجه شدم که پاتون یه مشکلی داره

49
00:04:45,290 --> 00:04:47,710
فقط فکر نمیکردم اینقدر جدی باشه

50
00:04:47,710 --> 00:04:52,280
مگه شما از دکتر چنگ یو نخواستین درمانت کنه؟
 چطوریه که هیچ پیشرفتی نداشتین؟

51
00:04:52,280 --> 00:04:54,250
تو این موضوع رو فهمیدی؟

52
00:04:55,490 --> 00:05:00,990
بانو هنوز اون کسی که توی جنگل لباس سفید
 پوشیده بود رو یادشه؟

53
00:05:00,990 --> 00:05:02,500
معلومه که یادم میاد

54
00:05:02,500 --> 00:05:07,440
اونموقع ما هیچ امیدی نداشتیم
ولی یه مرد پیر که لباس سفید پوشیده بود راه رو بهمون نشون داد

55
00:05:07,440 --> 00:05:10,690
اون شخص تو بودی؟

56
00:05:10,690 --> 00:05:12,690
آره

57
00:05:12,690 --> 00:05:15,700
برای همین بود که اونموقع فکر کردم
 صداش آشنا بود

58
00:05:15,700 --> 00:05:18,900
اما هیچ وقت فکر نمیکردم اون تو باشی

59
00:05:18,900 --> 00:05:26,360
راستی اون مردی که بهمون کمک کرد
دروازه رائویانگ رو باز کنیم هم تو بودی؟

60
00:05:26,360 --> 00:05:29,550
بانو واقعا باهوشه من نمیتونم
 چیزی رو ازش پنهون کنم

61
00:05:29,550 --> 00:05:31,650
پس تو کل راه داشتی بهمون کمک میکردی

62
00:05:31,650 --> 00:05:33,920
واقعا عالیه

63
00:05:34,530 --> 00:05:35,880
درواقع من اهل هبی هستم

64
00:05:35,880 --> 00:05:40,070
ارباب بزرگتر بهم دستور داد که به مسائل هبی رسیدگی کنم
 و از بانو توی سفرش محافظت کنم

65
00:05:40,070 --> 00:05:42,570
الان من توی ارتش شین دو نفوذ کردم

66
00:05:42,570 --> 00:05:44,820
الان میتونی از این فرصت استفاده کنی
 و بزاری من پیشت کار کنم

67
00:05:44,820 --> 00:05:47,910
اینجوری میتونم ازت محافظت کنم

68
00:05:50,380 --> 00:05:53,330
من دوباره باعث شدم شینگ آر
و برادر بزرگتر نگرانم باشن

69
00:05:54,180 --> 00:05:58,410
فرقی نداره تو با چه خانواده ای ازدواج میکنی
 خانواده یین همیشه ازت محافظت میکنه

70
00:06:01,950 --> 00:06:06,260
راستی از کمپ لیو شوان خبری شده؟

71
00:06:06,260 --> 00:06:10,420
دیروز من خبری دریافت کردم که میگفت امپراتور گنگ شی
شروع به انتقال پایتخت به چانگان کرده

72
00:06:10,420 --> 00:06:12,610
اون این کار رو شروع کرده؟

73
00:06:13,160 --> 00:06:18,460
لیو شوان به لیو شونگ دستور داده که اول چندتا از وزیرها و
خانواده هاشون رو به چانگان ببره و در مسیر راه ازشون محافظت کنه

74
00:06:18,460 --> 00:06:21,740
فکر میکنی این خبر خوبی نیست؟

75
00:06:21,740 --> 00:06:23,960
نه واقعا

76
00:06:23,960 --> 00:06:28,240
اما اگه اون همین الانشم پایتخت رو منتقل کرده پس این یعنی
ما دیگه نمیتونیم به لویانگ برگردیم

77
00:06:28,240 --> 00:06:30,400
ما دیگه مسیر عقب نشینی نداریم

78
00:06:30,400 --> 00:06:34,050
برادر سوم فقط میتونه اینجا توی شین دو بمونه و
 تا آخر با وانگ لانگ مبارزه کنه

79
00:06:36,070 --> 00:06:40,220
راستی برادر بزرگتر خواهر دینگ و
 خانواده فنگ یی رو نجات داده؟

80
00:06:40,220 --> 00:06:42,570
ارباب دوم و هوپو هنوز دارن
 دنبال یه راه میگردن

81
00:06:42,570 --> 00:06:46,440
اونا امیدوارن که بتونن از این مسئله انتقال پایتخت
 استفاده کنن و اون ها رو نجات بدن

82
00:06:47,450 --> 00:06:49,930
امیدوارم همه بتونن به یه جای امن برن

83
00:06:51,080 --> 00:06:55,710
اعلیحضرت، لیو شیو و رن گوانگ سوار اسبشون شدن و
 با افرادشون به سمت شمال رفتن در راه به شهر ها

84
00:06:55,710 --> 00:06:58,460
استان های نزدیکشون فراخوان نظامی دادن
 تا سرباز جدید جذب کنن

85
00:06:58,460 --> 00:07:00,400
و به همه فراخوان دادن که بیان و ارتش رو برای
 تسلیم کردن وانگ مانگ حمایت کنن

86
00:07:00,400 --> 00:07:02,030
توی چند روز اونا هزاران سرباز جمع کردن

87
00:07:02,030 --> 00:07:06,990
و شهر های توی راه رو فتح کردن و تانگ یانگ و بقیه ناحیه هارو
به تسلیم درآوردن و برای خودش شهرت زیادی جمع کرده

88
00:07:13,720 --> 00:07:17,220
لیو ون شو واقعا استاده تبدیل کردن
 موقعیت های بد به موقعیت پیروزیه

89
00:07:17,220 --> 00:07:20,200
ایندفعه هم دوباره تونسته از
یه موقعیت بد نجات پیدا کنه

90
00:07:20,200 --> 00:07:22,030
نه تنها سرباز جدید جذب کرده

91
00:07:22,030 --> 00:07:28,530
من این رو هم شنیدم که حتی لیو ژِی و لیو شین که قبیله های
 نجیب جولو و چنگ چنگ هستن و حتی بقیه قبیله های ثروتمند گنگ چون

92
00:07:28,530 --> 00:07:30,330
قبیله شون رو برای حمایت لیو شیو دادن

93
00:07:30,330 --> 00:07:35,280
اگه قدرت لیو شیو زیاد تر بشه ما باید درمقابلش محافظت کنیم

94
00:07:35,280 --> 00:07:38,960
سریع لیو یی یه و شیه گونگ رو بفرست
 تا از منطفه هه دانگ محافظت کنه

95
00:07:38,960 --> 00:07:41,620
با دقت حرکات لیو شیو رو زیر نظر داشته باش

96
00:07:42,720 --> 00:07:47,660
اگه بعد جنگ لیو شیو و وانگ مانگ اون شکست خورد
و خواست از هبی فرار کنه

97
00:07:47,660 --> 00:07:51,210
از پاکسازی منطقه به عنوان دلیل استفاده کن
و بدون هیچ تردیدی اون رو بکش

98
00:07:52,900 --> 00:07:56,970
اگه برنده شد سریع به شیه گونگ
دستور بده وارد هبی بشه

99
00:07:56,970 --> 00:07:59,940
و قدرت ارتش رو از اونا بگیره
 باشه

100
00:08:13,920 --> 00:08:17,430
تو داری با لیو شوان به چانگان میری پس
 چرا من رو باخودت نمیبری؟

101
00:08:18,650 --> 00:08:21,910
همتون مرخصین

102
00:08:24,040 --> 00:08:27,270
اعلی حضرت تو این مورد به من نیاز داره پس باید باهاش بیام

103
00:08:27,270 --> 00:08:29,370
درمورد تو هم

104
00:08:29,370 --> 00:08:32,360
میدونم که تو حاضر نیستی با من بیای. من یکی رو
 میفرستم تو رو تا چون لینگ همراهی کنه

105
00:08:32,360 --> 00:08:34,010
برو پیش خواهر بزرگترت لیو هوانگ

106
00:08:34,010 --> 00:08:36,370
من نمیخوام برم میخوام باهات به چانگان بیام

107
00:08:36,370 --> 00:08:37,920
چرا؟

108
00:08:39,080 --> 00:08:41,710
هیچ دلیلی ندارم  الکی فکرهای دیگه نکن

109
00:08:41,710 --> 00:08:45,510
فکر کردم بعد از اینکه به چانگان رفتم
 میتونم خودم اخبار رو بگیرم

110
00:08:45,510 --> 00:08:47,390
و به برادر سوم اطلاع بدمشون

111
00:08:47,390 --> 00:08:51,660
امکان نداره لیو شوان از اولش برنامه داشته
تو رو بگیره تا باهات برادر سوم رو تهدید کنه

112
00:08:51,660 --> 00:08:52,790
هنوزم نمیتونی بری

113
00:08:52,790 --> 00:08:55,520
درمورد موضوع گرفتن خبر هم
بزار من انجامش بدم

114
00:08:55,520 --> 00:08:57,900
خیلی خوب. من از اول فهمیدم

115
00:08:57,900 --> 00:09:00,250
تو معمولی و ترسویی

116
00:09:00,250 --> 00:09:02,580
فقط به این فکر میکنی که یه مقام رسمی
 زیر نظر بیو شوان داشته باشی

117
00:09:02,580 --> 00:09:07,570
اگه واقعا میخوای به برادر سوم کمک کنی چرا
مثل برادر آه یو نرفتی به هبی تا بهش بپیوندی؟

118
00:09:08,500 --> 00:09:14,010
دنگ یو خیلی بااستعداده من
مطمئنا نمیتونم به پاش برسم

119
00:09:14,010 --> 00:09:17,110
اما اگه من هم برم دیگه کی میتونه
 از داخل براش خبر بیاره؟

120
00:09:17,110 --> 00:09:19,530
کی از قبیله لیو مراقبت میکنه؟

121
00:09:20,320 --> 00:09:22,810
چطوری درمورد موضوع دنگ یو میدونی؟

122
00:09:24,190 --> 00:09:27,170
من شنیدم ژو یو درموردش حرف میزد

123
00:09:27,170 --> 00:09:29,720
ما از همون اولشم از بچگی
 همدیگه رو میشناختیم

124
00:09:29,720 --> 00:09:35,140
برادر دنگ یو خطر براش مهم نبود و به برادر سوم
 پیوست این واقعا دوستی بینشون رو نشون میده

125
00:09:42,400 --> 00:09:43,910
اینم درسته

126
00:09:43,910 --> 00:09:47,150
اینکه نگران برادر سومتی قابل درکه

127
00:09:47,150 --> 00:09:51,640
درسته، پس من باید با تو به چانگان بیام

128
00:09:52,140 --> 00:09:55,180
از اونجایی که روی این موضوع اصرار
 داری پس من با خودم میبرمت

129
00:09:55,180 --> 00:10:00,500
اما باید یادت باشه وقتی به چانگان رسیدیم دردسر
درست نکنی و خودت رو توی خطر نندازی

130
00:10:06,350 --> 00:10:09,120
من فقط به برادر دنگ اشاره کردم
و اون اینقدر حساسیت نشون داده

131
00:10:09,120 --> 00:10:11,140
واقعا خیلی بیچاره هست

132
00:10:18,400 --> 00:10:20,620
ژنرال لطفا وایستا

133
00:10:21,930 --> 00:10:25,420
من تو رو یادمه تو خدمتکار یین جی هستی

134
00:10:25,420 --> 00:10:29,380
ژنرال تو حافظه خوبی داری
خانواده پسرم میخوان ببیننت

135
00:10:30,380 --> 00:10:40,120
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

136
00:10:41,120 --> 00:10:44,640
برادر لی
برادر یین

137
00:10:44,640 --> 00:10:46,540
برادر بزرگتر لی
برای اینکه من رو میبینی حس بدی نداشته باش

138
00:10:46,540 --> 00:10:50,070
ما خانواده ایم فقط حرفت رو بگو

139
00:10:50,070 --> 00:10:53,960
من میخوام تو بهم توی نجات دادن
 خانواده فنگ یی کمک کنی

140
00:10:53,960 --> 00:10:56,020
خانواده فنگ یی؟

141
00:10:58,710 --> 00:11:04,200
من از لی یی شنیدم که خانواده فنگ
 از قصر شمالی میرن به عمارت ژو وی

142
00:11:04,200 --> 00:11:07,520
اما الان ژو وی توی مجلس قدرت داره

143
00:11:07,520 --> 00:11:11,990
اگه عجولانه رفتار کنیم
 میترسم دشمن رو باخبر کنیم

144
00:11:11,990 --> 00:11:16,170
برادر لی درست میگه اما لیو شوان داره پایتخت رو
 منتقل میکنه فکر میکنم این بهترین فرصت باشه

145
00:11:16,170 --> 00:11:20,280
اگه اونا به چانگان برن میترسم
 نجات دادنشون سخت تر بشه

146
00:11:20,280 --> 00:11:24,520
درسته، الان ژو وی سرش با انتقال پایتخت گرمه

147
00:11:24,520 --> 00:11:26,550
بهترین وقت برای نجات دادنشونه

148
00:11:26,550 --> 00:11:31,670
اینطوری میتونم از اسم اعلیحضرت استفاده کنم
 تا جفتتون رو داخل عمارت ببرم

149
00:11:31,670 --> 00:11:35,470
این برنامه خوبیه
اینجوری میتونیم از فرصت برای نجات دادنشون استفاده کنیم

150
00:11:35,470 --> 00:11:37,960
ما مجبوریم به برادر لی زحمت بدیم
 تا حرکات عمارت ژو زیر نظر بگیره

151
00:11:37,960 --> 00:11:40,650
وقتی وقتش برسه من و هوپو
 میریم و نجاتش میدیم

152
00:11:40,650 --> 00:11:45,070
باشه قبوله منتظر خبر من باشین خداحافظ

153
00:11:56,790 --> 00:12:00,620
زخمت هنوز خوب نشده بزار من انجامش بدم

154
00:12:02,610 --> 00:12:08,360
بانو من اینجام که ازت مراقبت کنم

155
00:12:08,360 --> 00:12:10,590
چطور میتونم بزارم تو کاری بکنی

156
00:12:10,590 --> 00:12:14,890
تو نتونستی یه لحظه زندگی آروم و خوبی
 توی خانواده فنگ ما داشته باشی

157
00:12:14,890 --> 00:12:18,490
الان تو مجبور شدی باهامون زجر بکشی

158
00:12:19,300 --> 00:12:21,350
من حس خیلی بدی دارم

159
00:12:21,350 --> 00:12:24,610
دینگ رو از خانواده سطح پایینی اومده

160
00:12:24,610 --> 00:12:28,710
همین الانشم این از خوش شانسی منه
 که میتونم ازت مراقبت کنم

161
00:12:28,710 --> 00:12:33,060
شیائو رو از اونجایی که تو و شوهرت عاشق همین

162
00:12:33,720 --> 00:12:36,000
تو هم عضو خانواده فنگ منی

163
00:12:36,000 --> 00:12:38,860
از الان به بعد جوری رفتار نکن
که انگار یه مجسمه جلوته

164
00:12:38,860 --> 00:12:42,850
بیا به همدیگه خواهر بگیم

165
00:12:43,680 --> 00:12:45,300
دینگ رو همچین جراتی نداره

166
00:12:45,300 --> 00:12:47,200
چرا جرات نمیکنی

167
00:12:47,200 --> 00:12:49,680
تو حاضری این کار ها رو برامون بکنی

168
00:12:49,680 --> 00:12:53,120
این نشون میده تو شخصی هستی
 که به روابط اهمیت میده

169
00:12:53,120 --> 00:12:58,180
دفعه دیگه بیا باهم از پدر مراقبت کنیم
 و منتظر شوهرت بمونیم

170
00:12:58,180 --> 00:12:59,970
بانو

171
00:13:00,660 --> 00:13:05,160
بانو از پیشینه سطح پایین من بدش نمیاد
 و حاضره من رو به عنوان خواهرش صدا کنه

172
00:13:05,160 --> 00:13:09,020
دینگ رو هیچوقت نمیتونه این کار رو جبران کنه

173
00:13:09,020 --> 00:13:13,790
خیلی خوب ما یه خانواده ایم یه همچین
حرف هایی نزن، انگار باهم غریبه ایم

174
00:13:13,790 --> 00:13:17,200
دخترم، اینکه پسرم باهات ازدواج کرد

175
00:13:17,200 --> 00:13:20,290
از خوش شانسی خانواده مائه

176
00:13:22,830 --> 00:13:24,350
وایستا

177
00:13:26,200 --> 00:13:27,540
شماها دارین چی کار میکنین؟

178
00:13:27,540 --> 00:13:30,060
من افسر نظامی ارتش یو لین هستم
با دستور اعلیحضرت اومدم اینجا

179
00:13:30,060 --> 00:13:33,150
که این زندانی هارو برای
بازجویی به قصر امپراتوری ببرم

180
00:13:33,900 --> 00:13:36,940
چرا من قبلا در این باره نشنیدم؟

181
00:13:36,940 --> 00:13:38,140
مزخرفه

182
00:13:38,140 --> 00:13:41,180
اعلیحضرت میخواد این زندانی هارو ببینه
باید بیاد به ارباب تو بگه؟

183
00:13:41,180 --> 00:13:43,720
برو کنار برو کنار

184
00:13:44,720 --> 00:13:55,640
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

185
00:13:56,640 --> 00:13:58,110
ساکت

186
00:14:02,120 --> 00:14:03,550
ببرینشون

187
00:14:17,280 --> 00:14:19,520
دارین کجا میبریمون؟

188
00:14:19,520 --> 00:14:23,140
پدر نترس اینا افراد خانواده یین هستن
 اومدن تا نجاتمون بدن

189
00:14:23,840 --> 00:14:26,840
آقا، این بده
ژو وی زودتر اومد اون الان جلوی در جلوییه

190
00:14:26,840 --> 00:14:28,650
آقا

191
00:14:28,650 --> 00:14:30,260
سریعتر از در عقبی برین

192
00:14:30,260 --> 00:14:32,070
سریع برین سریع

193
00:14:32,070 --> 00:14:35,030
اونا عضو ارتش یو لین نیستن
سریع بگیرینشون

194
00:14:35,030 --> 00:14:37,570
آقای یین تو اون هارو از اینجا
ببر من گروگان میشم

195
00:14:37,570 --> 00:14:38,910
نه ما باید با هم بریم

196
00:14:38,910 --> 00:14:41,210
بهم گوش کن
اگه من اینجا بمونم شما شانس این رو دارین که نجات پیدا کنین

197
00:14:41,210 --> 00:14:43,200
نه بانو این خیلی خطرناکه

198
00:14:43,200 --> 00:14:46,160
سریع تر برین اگه این کار رو نکنین
 هیچکی نمیتونه بره سریع تر برین

199
00:14:46,160 --> 00:14:47,430
بانو

200
00:14:47,430 --> 00:14:49,560
سریع تر برین برین

201
00:14:49,560 --> 00:14:53,690
عجله کنین نزارین فرار کنن

202
00:15:05,970 --> 00:15:09,140
همشون رفتن فقط تو اینجا موندی

203
00:15:09,140 --> 00:15:11,580
نمیترسی اعلیحضرت از سر عصبانیت بکشتت؟

204
00:15:11,580 --> 00:15:15,690
اعلیحضرت به من نیاز داره
 که گونگ سون رو تهدید کنه

205
00:15:15,690 --> 00:15:18,030
چطوری میتونه من رو بکشه؟

206
00:15:20,290 --> 00:15:23,690
من نمیدونستم که صیغه ای
 مثل تو همچین جراتی داره

207
00:15:23,690 --> 00:15:26,590
اما به نظرت داری خودت رو
زیادی دسته بالا نمیگیری؟

208
00:15:26,590 --> 00:15:31,280
یکی بیاد، برین و پدر پیر و همسر و
 بچه ها رو برگردونین نزارین کسی در بره

209
00:15:31,280 --> 00:15:33,660
آقا من بهت التماس میکنم بزار اونا در برن

210
00:15:33,660 --> 00:15:37,040
بااینکه من فقط یه صیغه ام
اما شوهرم خیلی بهم علاقه داره

211
00:15:37,040 --> 00:15:40,820
اون حتما نجاتم میده  بهت التماس میکنه

212
00:15:40,820 --> 00:15:43,720
من قبلا درموردت شنیدم

213
00:15:43,720 --> 00:15:46,030
تو رقاص وانگ شون بودی

214
00:15:46,030 --> 00:15:47,930
تو خیلی توی جنگ کان یانگ کمک کردی

215
00:15:47,930 --> 00:15:51,050
تو یه قهرمانی

216
00:15:52,170 --> 00:15:54,170
اما من باید بهت یاداوری کنم

217
00:15:55,240 --> 00:15:59,090
وقتی اعلیحضرت بخواد تقصیر رو گردن
 تو بندازه و سرت رو بزنه

218
00:15:59,090 --> 00:16:01,710
هیچکی نمیتونه جلوش رو بگیره

219
00:16:04,280 --> 00:16:06,320
وزیر

220
00:16:07,530 --> 00:16:11,920
دینگ رو از وقتی بچه بوده
 خدمتکار سلطنتی بوده

221
00:16:11,920 --> 00:16:16,360
اگه بخاطر یین جی و گونگ سو نبود من میمردم

222
00:16:17,150 --> 00:16:21,230
خانواده گونگ سو مثل خانواده خودشون
 باهام رفتار میکنن

223
00:16:22,450 --> 00:16:25,980
من میتونم براشون بمیرم

224
00:16:26,510 --> 00:16:28,450
ارزشش رو داره

225
00:16:31,710 --> 00:16:34,520
اینطوری

226
00:16:37,880 --> 00:16:41,480
اینطوری، میتونین تا چانگان دنبالم بیاین

227
00:16:43,940 --> 00:16:46,080
خیلی ممنون وزیر

228
00:16:55,800 --> 00:16:58,160
این طرف چطوره؟

229
00:16:58,160 --> 00:16:59,920
حسی نداره

230
00:17:00,920 --> 00:17:07,940
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

231
00:17:08,940 --> 00:17:10,730
اینجا چی؟

232
00:17:12,000 --> 00:17:14,080
هنوز بی حسه

233
00:17:14,830 --> 00:17:18,570
طبیب، وضعیت چطوره؟ تو خیلی وقته داری
 درمانش میکنی چطور هنوز هیچ پیشرفتی نداشته؟

234
00:17:18,570 --> 00:17:21,450
جراحتش باید آروم درمان بشه

235
00:17:21,450 --> 00:17:25,730
یکی بهم اعتماد هم کرده پس من حتما تمام
 تلاشم رو میکنم تا بانو رو درمان کنم

236
00:17:25,730 --> 00:17:28,090
نیازی نیست نگران باشی

237
00:17:28,090 --> 00:17:30,060
یو چی نگران جراحت پامه

238
00:17:30,060 --> 00:17:33,330
اون مضطربه
مقصر ندونسش

239
00:17:33,330 --> 00:17:36,060
بعد از اینهمه مدت پا های بانو
 نشونه ای از بهبود نداره

240
00:17:36,060 --> 00:17:38,490
منم نگرانم

241
00:17:39,370 --> 00:17:42,600
شاید جراحتش خیلی جدیه

242
00:17:42,600 --> 00:17:44,970
طبیب چنگ خودت رو مقصر ندون

243
00:17:44,970 --> 00:17:50,140
اما گفتی یکی بهت اعتماد کرده. اون کیه؟

244
00:17:50,140 --> 00:17:52,490
این موضوع مناسبی برای حرف زدن نیست

245
00:17:52,490 --> 00:17:55,370
بانو تو جراحت جدید و قدیم زیادی
 داری خیلی نگران نشو

246
00:17:55,370 --> 00:18:00,750
هبی هوای سرد بیشتری داره تو باید به
 شین یی بری تا بیماریت رو درمان کنی

247
00:18:00,750 --> 00:18:03,640
نه من به شین یه برنمیگردم

248
00:18:05,390 --> 00:18:08,430
بانو طبیب درست میگه
ما اینجا داریم وقتمون رو تلف میکنیم

249
00:18:08,430 --> 00:18:11,410
چطوره به شین یه بریم تا بیماریت رو
درمان کنیم و وقتی خوب شدی برگردیم

250
00:18:11,410 --> 00:18:15,400
من مطمئنا نمیرم اینقدر
 این موضوع رو مطرح نکن

251
00:18:16,890 --> 00:18:19,790
خیلی خوب. من میرم برای بانو دارو تجویز کنم

252
00:18:19,790 --> 00:18:21,620
ممنون طبیب

253
00:18:26,710 --> 00:18:31,290
بانو، ارباب دوم خبرهای جدید آورده
خانواده فنگ نجات پیدا کرده

254
00:18:31,290 --> 00:18:34,500
اما ژو وی بانو دینگ رو گرفت و به چانگان برد

255
00:18:36,310 --> 00:18:38,870
فکر میکردم ایندفعه میتونیم
 با موفقیت نجاتشون بدیم

256
00:18:38,870 --> 00:18:40,780
که اینجوری گونگ سون دیگه نگران نشه

257
00:18:40,780 --> 00:18:44,460
بانو نگران نباش ارباب دوم و هو پو مطمئن
 میشن که بانو دینگ توی امنیت باشه

258
00:18:44,460 --> 00:18:47,460
الان تو باید به حرف طبیب چنگ گوش کنی
 و اینقدر نگران نباشی

259
00:18:47,460 --> 00:18:49,580
این برای جراحتت خوب نیست

260
00:18:51,760 --> 00:18:54,630
من نمیدونم کی جراحتم درمان میشه

261
00:18:56,830 --> 00:19:00,020
بانو بزار یه چیزی بهت نشون بدم

262
00:19:02,120 --> 00:19:03,440
بیا

263
00:19:05,040 --> 00:19:08,940
آروم بیا

264
00:19:10,470 --> 00:19:11,900
این چیه؟

265
00:19:12,980 --> 00:19:15,230
من میترسیدم توی خونه حوصله ات سر بره
 و برات خوب نباشه که بیای بیرون

266
00:19:15,230 --> 00:19:17,290
پس از یکی خواستم این رو درست کنه

267
00:19:18,160 --> 00:19:20,120
بزار این رو امتحان کنم
 حتما

268
00:19:33,510 --> 00:19:35,630
صندلی به نظر معمولی میاد

269
00:19:35,630 --> 00:19:38,320
اما با دستگاه های خانواده مو ترکیب شده

270
00:19:38,320 --> 00:19:40,940
خیلی عالیه کی درستش کرد؟

271
00:19:40,940 --> 00:19:44,490
استاد چنگ یو، یه شخص گوشه نشین و مرد نجیبیه

272
00:19:48,550 --> 00:19:50,860
اگه پام درمان نشه

273
00:19:50,860 --> 00:19:54,300
چطوری میتونم برادر سوم
 رو توی جنگ همراهی کنم؟

274
00:19:54,300 --> 00:19:57,010
باید برای تمام زندگیم روی این صندلی بشینم؟

275
00:19:58,650 --> 00:20:00,870
داشتی پشت سرم چه حرف های بدی میزدین؟

276
00:20:01,580 --> 00:20:04,160
برادر سوم تو برگشتی

277
00:20:04,160 --> 00:20:07,000
ببین کی رو برات آوردم

278
00:20:08,850 --> 00:20:11,500
پسر خاله؟ ژونگ یو

279
00:20:12,090 --> 00:20:14,170
لیو شوان به چانگان اومده

280
00:20:14,170 --> 00:20:16,820
بو جی هم دنبالش اومده

281
00:20:16,820 --> 00:20:22,550
اون تازه به قصر چانگ له اومده و به  6 نفر از قبیله سلطنتی
 لقب دوک و به 14 نفر از خانواده مختلف هم لقب دوک داده

282
00:20:22,550 --> 00:20:26,540
این 6 نفر دوک دینگ تائو، لیو جی، دوک وان، لیو کی

283
00:20:26,540 --> 00:20:29,160
دوک یان لیو چینگ، دوک یوان شی، لیو شی

284
00:20:29,160 --> 00:20:32,030
دوک هان جونگ، لیو جیا و دوک رو
یین لیو شین هستن

285
00:20:32,030 --> 00:20:36,710
بقیه دوک ها که از خانواده های مختلف هستن
 دوک بی یانگ، وانگ کوانگ، دوک یی جنگ وانگ فنگ

286
00:20:36,710 --> 00:20:40,530
دوک دنگ  وانگ چانگ، دوک جیائو دونگ  ژو وی، دوک شی پینگ  لی تونگ

287
00:20:40,530 --> 00:20:43,350
دوک هوایی یانگ  جانگ کائو، دوک وو یین لی یی هستن

288
00:20:43,350 --> 00:20:47,930
لی یی؟
 جانگ مائو و لی یی هم برای دوک شدن مناسبن؟

289
00:20:47,930 --> 00:20:50,450
این 14تا دوک به غیر از ژو وی

290
00:20:50,450 --> 00:20:52,840
میگن که جزو خانواده لیو نیستن

291
00:20:52,840 --> 00:20:57,140
اونها این جا به جایی رو قبول نمیکنن
 اما بقیه قبول کردن

292
00:20:57,140 --> 00:21:01,860
چند روز دیگه این دستور به مناطق مختلف
 ابلاغ میشه و تمامی جرایم بخشیده میشه

293
00:21:02,830 --> 00:21:05,180
همه ی اینا قراره برای بوشنگ باشه

294
00:21:05,180 --> 00:21:08,830
اونا فراموش کردن که اینا در
ازای جون برادر بوشنگ به دست اومده؟

295
00:21:08,830 --> 00:21:11,610
همه دارن از پادشاهی ای که برادر بوشنگ
 زندگی خودش رو براش داده لذت می برن

296
00:21:11,610 --> 00:21:13,760
لقب دوک و مرزبان رو گرفتن
و همه جا شهرت پیدا کردن

297
00:21:13,760 --> 00:21:16,910
کی دیگه توی دنیا لیو یان که با اسم لیو بوشنگ
 شناخته میشه رو به یاد میارن؟

298
00:21:18,530 --> 00:21:24,220
یه روزی میاد که اونایی که باعث شدن برادر بوشنگ
 جونش رو بده تقاصش رو پس بدن

299
00:21:24,220 --> 00:21:28,720
از یکی یکشون میخوام با خونشون تقاص پس بدن

300
00:21:28,720 --> 00:21:31,820
تا وقتی که ما توی قلبمون برادر بزرگتر
رو به یاد داشته باشیم

301
00:21:31,820 --> 00:21:33,950
کافیه

302
00:21:33,950 --> 00:21:37,720
دیگه به چیزی که بقیه فکر میکنن اهمیت نده

303
00:21:38,680 --> 00:21:42,410
تو دوباره زخمی شدی پس دیگه
 اینقدر خودت رو عذاب نده

304
00:21:42,410 --> 00:21:46,940
از الان به بعد ژو یو محافظ اصلی ون شو
 میشه تو باید برای یه مدت استراحت کنی

305
00:21:46,940 --> 00:21:50,060
پسر خاله، مگه تو یه شهردار
توی منطقه چانگ شان نیستی؟

306
00:21:50,060 --> 00:21:52,840
چطوری میتونی به این
 آسونی از اونجا بری؟

307
00:21:52,840 --> 00:21:55,910
موقعیت شهر دار چانگ شان بودن من فقط یه اسمه

308
00:21:55,910 --> 00:21:58,320
این دوک زندینگ  لیو یانگ یه
 ارتش بزرگ رو رهبری میکنه

309
00:21:58,320 --> 00:22:01,340
من نمیتونم اون رو کنترل کنم

310
00:22:01,340 --> 00:22:05,120
من شنیدم لیو یانگ به هاندان رفت
 تا از وانگ لانگ  حمایت کنه

311
00:22:05,120 --> 00:22:08,930
نمیدونم این حقیقت داره یا نه
 اگه حقیقت داره

312
00:22:08,930 --> 00:22:10,890
پس واقعا با یه دشمن سختی رو به رو هستیم

313
00:22:11,890 --> 00:22:18,710
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

314
00:22:19,710 --> 00:22:25,230
تو هزاران محافظ رو آوردی که به نیروم اضافه کنم
واقعا نمیتونم به اندازه کافی ازت تشکر کنم

315
00:22:25,230 --> 00:22:29,550
اما نیازی نیست بزاریم
 اعضای قبیله خونه هاشون و

316
00:22:29,550 --> 00:22:32,070
و حتی تابوت نوادگانشون رو
 بسوزونن تا بیان اینجا درسته؟

317
00:22:32,070 --> 00:22:37,520
بعد از اینکه به اربابم پیوستم من دیدم که تو
 چطور فقط با تعداد کمی از پیروانت به هبی رفتی

318
00:22:37,520 --> 00:22:40,250
تو هیچوقت به ثزوت یا پولت اتکا نکردی
 که مردم رو سمت خودت بکشی

319
00:22:40,250 --> 00:22:43,100
اما با این حال تونستی هزاران
 قهرمان رو یه جا جمع کنی

320
00:22:43,100 --> 00:22:46,370
این از طرف همه هست که از صمیم قلب
 از اخلاق خیرخواهانه شما یاد میکنن

321
00:22:46,370 --> 00:22:50,790
الان که قدرت وانگ لانگ اینقدر زیاده همه توی
هبی ازشون ترسیدن

322
00:22:50,790 --> 00:22:54,570
بااینکه من کل قبیله ام رو اینجا آوردم
و از دستوراتت پیروی کردم

323
00:22:54,570 --> 00:22:57,570
ولی هنوز نگرانم که بعضی هاشون
 به اندازه کافی قاطع نباشن

324
00:22:57,570 --> 00:23:01,270
بخاطر همینه که بهتره خانه اجدادی رو بسوزونن و
مسیر عقب رفتنشون رو خراب کنن

325
00:23:01,270 --> 00:23:04,950
من واقعا نمیتونم به اندازه کافی از
رفاقت بوشان تشکر کنم

326
00:23:05,740 --> 00:23:08,050
ارباب من قبلا همسر و بچه ام رو نجات داده

327
00:23:08,050 --> 00:23:11,980
از الان قول میدم تا وقتی بمیرم
 به اربابم خدمت کنم

328
00:23:11,980 --> 00:23:14,570
و هیچوقت ازش پشیمون نمشم

329
00:23:14,570 --> 00:23:18,160
بوشان عجله کن و بلند شو بیا

330
00:23:18,160 --> 00:23:19,860
ممنون ارباب من

331
00:23:23,200 --> 00:23:24,670
بیا خواهر کوچولو

332
00:23:24,670 --> 00:23:27,290
ممنون
 خواهش میکنم

333
00:23:28,450 --> 00:23:29,940
ولم کنین برم

334
00:23:29,940 --> 00:23:31,480
بیا بریم اونجا مراقب باش

335
00:23:31,480 --> 00:23:34,600
ولم کنین برم ولم کنین برم

336
00:23:34,600 --> 00:23:37,170
قبلا مارشال بزرگ لیو شیو قهرمانانه
 بهمون کمک کرد

337
00:23:37,170 --> 00:23:42,350
برای همینه که من و پسرم نجات پیدا کردیم اینکه شوهرم داره
 ازش پیروی میکنه فقط بخاطر این هبی نیست بیشتر بخاطر دنیاست

338
00:23:42,350 --> 00:23:44,410
این جاه طلبی یه شخصه

339
00:23:44,410 --> 00:23:49,930
بااینکه پیرم اما هنوز گیج نشدم

340
00:23:49,930 --> 00:23:55,640
من علیه خدمت کردن بوشانگ نیستم

341
00:23:55,640 --> 00:24:00,410
من فقط میترسم که همین الانشم پیر و ضعیفم

342
00:24:00,410 --> 00:24:07,640
وقتی جنگ شروع شه من فقط یه سربار برای مارشال بزرگ لیو و نوه هام هستم
که من رو روی شونه هاشون حمل میکنن

343
00:24:07,640 --> 00:24:10,830
من فقط یه سربار میشم میفهمی؟

344
00:24:12,560 --> 00:24:15,420
ولم کنین برم

345
00:24:23,210 --> 00:24:26,360
لیو شیو دنگ یو راه هاشون رو از هم جدا کردن

346
00:24:26,360 --> 00:24:31,660
اونا شخصا نیروهاشون رو به سمت شمال هدایت کردن و تونستن
 چویانگ رو فتح کنن و نیروهاشون رو با هم یکی کنن

347
00:24:31,660 --> 00:24:34,020
اونا تونستن ده ها هزار سرباز جذب کنن

348
00:24:34,020 --> 00:24:39,110
بعدش با نیرو ی زیادی که دشمن فرصت نکرد درمقابلش دفاع کنه
اونا تونستن چانگ چن از لو نو رو فتح کنن

349
00:24:39,110 --> 00:24:42,440
همینطور منطقه جونگ شانگ گو لون چنگ و

350
00:24:42,440 --> 00:24:46,030
و منطقه هه جیان گو از شهر
 له چنگ رو هم فتح کردن

351
00:24:46,030 --> 00:24:51,220
توی فقط دو ماه کوتاه، یه بخش منطقه بو های
 منطقه شین دو از کشور آن پینگ

352
00:24:51,220 --> 00:24:57,230
و همچنین بخش شمالی منطقه جولو
 منطقه هه لو، همش به کنترل لیو شیو در اومد

353
00:25:01,700 --> 00:25:06,720
چی؟ جونگ شانگ گو، چانگ شان گو
 و هه جین گو این سه سرزمین

354
00:25:06,720 --> 00:25:09,330
تحت کنترل لیو شیو دراومده؟

355
00:25:10,310 --> 00:25:15,650
گنگ چون جو لو و لیو جی چانگ چنگ، این قبیله های ثروتمند هبی همه به حمایت اون رفتن

356
00:25:17,420 --> 00:25:20,990
اما اعلیحضرت نترسین، مردان لیو همه سرباز هایی هستن که تازه استخدام شدن

357
00:25:20,990 --> 00:25:23,780
تجربه نبرد زیادی ندارن بیشترشون فقط آدمای خیابونی هستن

358
00:25:23,780 --> 00:25:28,090
در حال حاضر ارتش ما فقط باید نیروهای زبده خودش رو بفرسته و ما مطمئنا میتونیم جلوی حملات لیو شیو رو بگیریم

359
00:25:28,090 --> 00:25:31,840
من از قبل برای دوک چن دینگ نامه فرستادم تا حمایتش رو بگیریم

360
00:25:31,840 --> 00:25:36,500
تا اون موقع با دو نیرو از هر دو طرف حتما میتونیم مسیر عقب نشینیشون رو ببندیم

361
00:25:51,030 --> 00:25:55,110
ارباب من، لیو یانگ صد ها هزار نفر رو تحت فرمانش داره میشه گفت یه رژیم مستقل به حساب میاد

362
00:25:55,110 --> 00:25:59,020
اگه درکنار وانگ لانگ بمونه و  ارتباط ما با شیندو قطع کنه

363
00:25:59,020 --> 00:26:03,510
میترسم به ارتش از همه طرف حمله بشه و اینجوری شاهد قتل عام صدها هزار نفر میشیم

364
00:26:03,510 --> 00:26:08,440
ارتشی که ما تازه تاسیس کردیم اکثرا مزدور و خدمتکارهایی هستن که به ما پیوستن

365
00:26:08,440 --> 00:26:13,660
میترسم قدرتشون کافی نباشه اگه با تمام نیرو به جنگ بریم نمیتونیم تحمل باخت رو داشته باشیم

366
00:26:15,950 --> 00:26:20,260
چیزی که گونگ سو گفت منطقی میاد
ما نمیتونیم با زور این کار رو بکنیم

367
00:26:20,260 --> 00:26:26,690
ارباب من، لیو یانگ دوست داره با فریب فکری حمله کنه اون خیلی توی قضاوت کردن ساعت و استفاده از موقعیت خوبه

368
00:26:26,690 --> 00:26:30,690
اما من تمام تلاشم رو میکنم تا بیارمش سمت خودم

369
00:26:30,690 --> 00:26:34,330
حتی اگه یارمون نشه به همین آسونی دشمنمون هم نمیشه

370
00:26:34,330 --> 00:26:38,780
خوبه. پس یکی رو به لیو یانگ بفرست تا درخواست بیعت بده

371
00:26:38,780 --> 00:26:43,730
ارباب من، من با لیو یانگ رو میشناسم بزارین به عنوان فرستنده اونجا بفرستین تا قانعش کنم

372
00:26:43,730 --> 00:26:46,510
باشه پس اول به چن دینگ برو

373
00:26:46,510 --> 00:26:49,750
و دوک رو قانع کن. پس مجبوریم به بوشیان زحمت بدیم

374
00:26:49,750 --> 00:26:52,580
من حتما تمام تلاشم رو میکنم

375
00:26:53,580 --> 00:27:06,200
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

376
00:27:07,200 --> 00:27:12,770
برادر بزرگتر فکر میکنه کی احتمالش بیشتره که به چیزهای بزرگ دست پیدا کنه لیو شیو یا جی یو؟

377
00:27:12,770 --> 00:27:16,830
لیو شیو فقط از یه ماه استفاده کرد

378
00:27:16,830 --> 00:27:21,890
از زمانی که تعقیبش میکردن تا زمانی که هزاران سرباز به دست آورد

379
00:27:21,890 --> 00:27:26,230
و سه منطقه اصلی شمال استان جی رو به کنترل خودش در آورد

380
00:27:26,230 --> 00:27:29,710
و ارتشش رو بزرگ تر کرد

381
00:27:29,710 --> 00:27:36,100
اون واقعا عالیه. برای همینه که قهرمان بزرگ جنگ کونیانگ شده

382
00:27:36,100 --> 00:27:40,120
واقعا نمیشه نادیده اش گرفت

383
00:27:40,120 --> 00:27:44,970
منظور برادر بزرگتر اینه که میخواد با لیو شیو بیعت کنه؟

384
00:27:47,400 --> 00:27:53,480
لیو شیو یه فرستنده فرستاد تا بخواد ما باهاش بیعت کنیم من واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم

385
00:27:53,480 --> 00:27:58,950
اما اینکه همینجوری درخواستش رو قبول کنیم

386
00:27:59,840 --> 00:28:02,670
حس میکنم این خیلی عجله ایه

387
00:28:02,670 --> 00:28:07,800
مگه خواهر کوچیک نگفت تو یه بار تونستی لیو شیو رو ببینی؟

388
00:28:07,800 --> 00:28:13,590
تو معمولا توی شناخت افراد خوبی نظرت درباره ی اون چی بود؟

389
00:28:13,590 --> 00:28:19,750
اون قبلا من و شان تونگ رو نجات داد. از نظر من میشه گفت اون یه ناجیه

390
00:28:19,750 --> 00:28:23,960
با اینکه فقط یه بار همدیگه رو دیدیدم ولی به نظر میاد رفتارش غیر عادیه

391
00:28:23,960 --> 00:28:29,120
اون نگاه امپراتور ها رو داره مطمئنا در آینده به چیزهای عالی ای دست پیدا میکنه

392
00:28:29,120 --> 00:28:33,240
خواهر کوچیک هنوز به یاد میاری

393
00:28:33,240 --> 00:28:37,610
قبل از اینکه سلسله شین از بین رفت یه پیشگویی بود

394
00:28:37,610 --> 00:28:40,760
میگفت که لیو شیو پادشاه فرستاده هفت بهشت میشه

395
00:28:40,760 --> 00:28:46,440
نخست وزیر لیو شیو حتی بخاطر این اسمش رو عوض کرد و سرش زده شد

396
00:28:47,510 --> 00:28:49,750
الان که بهش نگاه میکنم

397
00:28:49,750 --> 00:28:56,840
لیو شیو اون پیشگویی شاید همون لیو شیویی هست که توی هبی هستش

398
00:28:57,660 --> 00:29:07,700
و شاید من بتونم مغز متفکر یک وسیله سودجویی باشم

399
00:29:14,340 --> 00:29:20,130
مگه برادر بزرگتر نگفت سریع باهاشون موافقت کردن درست نیست؟

400
00:29:20,130 --> 00:29:22,920
من یه جورایی یه فکری دارم

401
00:29:23,930 --> 00:29:25,490
چه فکری؟

402
00:29:25,490 --> 00:29:30,670
از ازدواج برای صلح با لیو شیو استفاده کن

403
00:29:32,490 --> 00:29:34,380
ازدواج برای بیعت؟

404
00:29:36,010 --> 00:29:40,970
خواهر کوچیک داره میگه بزاریم
 شان تونگ با لیو شیو ازدواج کنه؟

405
00:29:42,140 --> 00:29:45,890
دو خانواده ای که به وسیله ی ازدواج با هم
 ارتباط برقرار کردن یه خانواده میشن

406
00:29:45,890 --> 00:29:49,240
من نگران این نیستم که
 لیو شیو بهمون وفادار نباشه

407
00:29:49,240 --> 00:29:52,960
اینجوری برادر بزرگتر هم میتونه
 بهتر کنترلش کنه

408
00:29:52,960 --> 00:29:56,430
درسته اگه شان تونگ همسر لیو شیو بشه

409
00:29:56,430 --> 00:30:01,360
ما میتونیم از اسم لیو شیو استفاده کنیم تا
 تاج و تخت رو بگیریم

410
00:30:01,360 --> 00:30:05,400
خوبه خوبه فکر خوبیه

411
00:30:05,400 --> 00:30:08,330
من به یکی میگم لیو جی رو بیاره اینجا

412
00:30:10,890 --> 00:30:14,090
بیا بیا بیا

413
00:30:17,090 --> 00:30:18,800
واقعا خوبه

414
00:30:18,800 --> 00:30:21,020
بیا دهنت رو باز کن

415
00:30:24,610 --> 00:30:26,050
بیا

416
00:30:28,910 --> 00:30:31,820
اونا واقعا دارن با خوشحالی غذا میخورن
نگاشون کن

417
00:30:36,340 --> 00:30:39,220
چطوره؟
 خیلی قشنگه

418
00:30:41,420 --> 00:30:43,280
اقامتگاه دوک چن دینگ

419
00:30:43,280 --> 00:30:47,820
بوشیان برو و به مارشال بزرگ خبر بده

420
00:30:47,820 --> 00:30:50,640
که من حاضرم با اعلیحضرت گنگ شی بیعت کنم

421
00:30:50,640 --> 00:30:55,090
و با مارشال بزرگ تو یه مسیر باشم

422
00:30:55,090 --> 00:30:59,400
پس عالیه من همینجا از دوک تشکر میکنم

423
00:31:00,160 --> 00:31:04,130
اما...من یه شرط کوچیک دارم

424
00:31:04,130 --> 00:31:07,750
نمیدونم که ژنرال میتونه 
اونو به مارشال بزرگ برسونه

425
00:31:07,750 --> 00:31:11,370
دوک، چه درخواستی داری؟

426
00:31:12,580 --> 00:31:17,470
من یه خواهرزاده به اسم گونگ شان تونگ دارم

427
00:31:17,470 --> 00:31:20,840
اون در حال حاضر توی اقامتگاه من زندگی میکنه
 و هنوز قرار نیست با کسی ازدواج کنه

428
00:31:20,840 --> 00:31:24,400
نمیدونم مارشال بزرگ چه فکری
 درباره اش میکنه؟

429
00:31:24,920 --> 00:31:26,650
اگه ارباب لیو مایل باشه

430
00:31:26,650 --> 00:31:30,990
میتونم بزارم اون راه رو برام باز کنه؟

431
00:31:31,610 --> 00:31:33,880
پس...پس این چیز خوبیه

432
00:31:33,880 --> 00:31:36,230
بزار اول برگردم و به مارشال بزرگ خبر بدم

433
00:31:36,230 --> 00:31:38,150
من تمام تلاشم رو میکنم که بهت کمک کنم 
به این دست پیدا کنی

434
00:31:38,150 --> 00:31:40,750
فقط همینجا بشین و توی چن دینگ چنگ
 منتظر خبر خوبم بمون

435
00:31:40,750 --> 00:31:44,850
اگه این موفقیت آمیز باشه
 من خواهرزاده ام رو میدم

436
00:31:44,850 --> 00:31:48,300
پس من فقط منتظر می مونم
 تا شراب عروسی رو بخورم

437
00:31:53,850 --> 00:31:55,480
ازدواج برای بیعت؟

438
00:31:55,480 --> 00:31:59,920
امکان نداره
 مارشال بزرگ این چیز خوبیه. چرا نمیتونی اجازه اش رو بدی؟

439
00:31:59,920 --> 00:32:02,670
من همین الانشم یه همسر دارم 
چطوری میتونم بازم ازدواج کنم؟

440
00:32:02,670 --> 00:32:04,680
با یکی دیگه ازدواج کن دیگه

441
00:32:04,680 --> 00:32:07,130
اگه لیو وانگ خواهرزاده خودش رو 
برای ازدواج به ارباب من بده

442
00:32:07,130 --> 00:32:10,550
پس شما دوتا میتونین یه خانواده بشین. اون بیشتر از
 صد هزار سرباز تحت کنترلش داره

443
00:32:10,550 --> 00:32:13,910
اون موقع، مارشال بزرگ یه ببر با بال میشه
 فقط شکست وانگ لانگ که هیچی

444
00:32:13,910 --> 00:32:16,210
با اون میتونی کل هبی رو پاکسازی کنی

445
00:32:16,210 --> 00:32:18,290
اصلا امکان نداره. بیاین
 دیگه راجبش حرف نزنیم

446
00:32:18,290 --> 00:32:21,860
مارشال بزرگ ازدواج یه مسئله کوچیکیه اما بیعت کردن مسئله بزرگیه

447
00:32:21,860 --> 00:32:25,750
اگه مارشال بزرگ درخواست لیو یانگ رو قبول نکنه اون
 مطمئنا درخواست بیعت ما رو قبول نمیکنه

448
00:32:25,750 --> 00:32:29,820
و امکان داره بخاطر عصبانیتش، اون بره طرف
 وانگ لانگ و برعلیه ما میشه

449
00:32:29,820 --> 00:32:34,080
اون موقع دشمن تعدادش زیاده و ما تعدادمون کمه
 ارتشمون درخطر از بین رفتن قرار میگیره

450
00:32:34,080 --> 00:32:37,160
از چیزی که شنیدم، خواهرزاده 
لیو یانگ گو شان تونگ

451
00:32:37,160 --> 00:32:39,610
دختر یه خانواده معروف با پیشینه سطح بالاییه

452
00:32:39,610 --> 00:32:41,740
مادرش گو شی هم یکی از نوادگان قبیله لیوئه

453
00:32:41,740 --> 00:32:44,020
خوب از آداب و رسوم خبر داره
 و یه مادر نمونه هست

454
00:32:44,020 --> 00:32:46,710
تعداد کسایی که از خانواده گو 
درخواست ازدواج کردن زیاده

455
00:32:46,710 --> 00:32:51,910
اگه مارشال بزرگ با این دختر ازدواج کنه اینجوری یه دختر زیبا با یه
 قهرمان ازدواج میکنه همه درباره این موضوع حسودی میکنن

456
00:32:53,360 --> 00:32:57,850
لیو بوشیان همونجوری که قبلا گفته شده
 ارباب همین الانشم یه همسر داره

457
00:32:57,850 --> 00:33:00,440
چطوری میتونه بازم ازدواج کنه؟

458
00:33:00,440 --> 00:33:03,910
اینکه یه مرد سه همسر و 
چهارتا صیغه داشته باشه عادیه

459
00:33:03,910 --> 00:33:08,010
و کسی که داره با اون ازدواج میکنه گو شان تونگه 
این بی انصافی در حق ارباب من نیست

460
00:33:09,320 --> 00:33:12,590
من یه همسر دارم دیگه نمیخوام توی این زندگی 
با کس دیگه ای ازدواج کنم

461
00:33:12,590 --> 00:33:16,440
دوستان ژنرال من، ما قبلا فقط 
سه هزار سرباز داشتیم

462
00:33:16,440 --> 00:33:19,230
و یه ارتش  420 هزار نفره رو شکست دادیم

463
00:33:19,230 --> 00:33:23,000
الان چرا باید از آدمایی مثل
 لیو یانگ و وانگ لانگ بترسیم؟

464
00:33:24,650 --> 00:33:27,780
الان مثل قبلا نیست 
تو الان فرمانروا هفت ژنرالی

465
00:33:27,780 --> 00:33:31,790
بعد از اینکه تقریبا تا پای مرگ رفتی الان بالاخره ارتش
 هبی خودت رو داری و این موقعیت الانه

466
00:33:31,790 --> 00:33:35,870
چطوری میتونی فقط برای مسئله شخصی
 خودت جون افرادت رو به خطر بندازی؟

467
00:33:35,870 --> 00:33:39,550
بیعت کردن با لیو یانگ بهترین
 راه حل برای این بحرانه

468
00:33:39,550 --> 00:33:42,940
امیدوارم مارشال بزرگ برای خوبی اکثریت
 تصمیمش رو بگیره

469
00:33:42,940 --> 00:33:47,250
ارباب من با ازدواج با یه 
دختر شما صد هزار سرباز میگیری

470
00:33:47,250 --> 00:33:50,770
مارشال بزرگ لطفا خوب بهش فکر کن

471
00:33:55,910 --> 00:34:00,530
بانو  کسایی هستن که
 از خانواده سرباز ها مراقبت میکنن
نگرانشون نباش

472
00:34:00,530 --> 00:34:02,940
این دارو رو باید هر سه روز مصرف کنی

473
00:34:02,940 --> 00:34:07,720
نباید وسطش ول کنی. اما این
 دارو خیلی قویه خیلی اثرات داره

474
00:34:07,720 --> 00:34:10,800
بانو باید وقتی داری میخوریش تحمل کنی

475
00:34:11,410 --> 00:34:13,260
چه تلخی ای رو تحمل نکردم؟

476
00:34:13,260 --> 00:34:16,300
درد نوشیدن دارو میتونه از 
جراحت تیرکمون بیشتر باشه؟

477
00:34:16,300 --> 00:34:20,990
فقط جراحت پام رو درمان کن
هرچقدرم تلخ باشه تحمل میکنم

478
00:34:21,960 --> 00:34:23,500
پس بیا

479
00:34:27,960 --> 00:34:29,280
واقعا خیلی تلخه

480
00:34:29,280 --> 00:34:31,090
دارو های خوب معمولا تلخن

481
00:34:32,090 --> 00:34:51,000
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

482
00:34:52,000 --> 00:34:56,750
یه همچین داروی قوی ای واقعا تحملش سخته

483
00:34:56,750 --> 00:34:59,890
بانو واقعا تحمل بالایی داره
این دارو خیلی قویه

484
00:34:59,890 --> 00:35:04,040
اگه بتونی خوردنش رو
 ادامه بدی تاثیر زیادی داره

485
00:35:04,590 --> 00:35:08,380
یه داروی خوب معمولا تلخه
من میتونم تحملش کنم

486
00:35:17,520 --> 00:35:21,530
بانو تحمل کن تو باید تحمل کنی بانو

487
00:36:06,140 --> 00:36:09,160
بانو با من به چنگ چنگ بیا

488
00:36:09,160 --> 00:36:12,090
چی شد؟ اتفاقی برای برادر سوم افتاده؟

489
00:36:12,090 --> 00:36:13,950
بانو حتما باید بره وگرنه پشیمون میشی

490
00:36:13,950 --> 00:36:16,340
امکان نداره بانو فعلا داره درمان
 میشه نمیتونه خودش رو خسته کنه

491
00:36:16,340 --> 00:36:19,600
نه حتی اگه باید کولش کنم این کار رو میکنم

492
00:36:31,950 --> 00:36:32,880
...لی هوا

493
00:36:32,880 --> 00:36:37,270
آه یویی، چه اتفاقی داره می افته؟ برادر سوم درخطره؟
 چه اتفاقی براش افتاده؟

494
00:36:37,270 --> 00:36:41,140
ون شو در خطر نیست

495
00:36:41,140 --> 00:36:43,290
پس موضوع چیه؟

496
00:36:44,070 --> 00:36:47,590
لیو یانگ قبول کرد باهامون بیعت کنه

497
00:36:47,590 --> 00:36:49,310
اما اون یه شرطی داره

498
00:36:49,310 --> 00:36:51,030
چه شرطی؟

499
00:36:52,010 --> 00:36:54,260
اون میخواد با ون شو یه

500
00:36:56,100 --> 00:36:57,630
ازدواج ترتیب بده

501
00:37:03,580 --> 00:37:04,470
من میخوام ببینمش
 بانو

502
00:37:04,470 --> 00:37:06,710
لی هوا لی هوا لی هوا
بانو

503
00:37:06,710 --> 00:37:08,350
نیازی نیست

504
00:37:08,350 --> 00:37:12,530
یه همچین چیز خوبی. چرا نمیتونی این کار رو کنی؟
 من قبلا ازدواج کردم

505
00:37:12,530 --> 00:37:14,160
میدونم میدونم

506
00:37:14,160 --> 00:37:18,580
همه حرف ارباب لیو رو میدونن
همسر من فقط میتونه لی هوا باشه

507
00:37:18,580 --> 00:37:22,830
ما نمیخوایم تو ازدواج کنی فقط میخوایم 
خواهرزاده لیو یانگ رو به عنوان صیغه ات بگیری

508
00:37:22,830 --> 00:37:27,190
لیو یانگ چه جور آدمیه؟ خواهرزاده اش چه جور آدمیه؟
 چطوری میتونه به همین سادگی فقط یه صیغه بشه

509
00:37:27,190 --> 00:37:30,490
مارشال بزرگ وقتی بحث صیغه و همسر باشه 
یه سری قواعد پی در پی هستش

510
00:37:30,490 --> 00:37:34,560
موقعیت یین جی از خیلی وقت پیش گذاشته شده

511
00:37:34,560 --> 00:37:36,530
نباید عوض بشه

512
00:37:36,530 --> 00:37:42,350
من یه همسر دارم
نیازی به صیغه ندارم

513
00:37:42,350 --> 00:37:45,300
ارباب من، من پنج روز با دوک جن دینگ حرف زدم

514
00:37:45,300 --> 00:37:47,600
و تهش اون بالاخره قانع شد 
بزاره خواهر زاده اش با شما ازدواج کنه

515
00:37:47,600 --> 00:37:49,840
این ازدواج فرستاده شده از طرف بهشته که میتونه 
جنگ رو به یه دوستی تبدیل کنه

516
00:37:49,840 --> 00:37:52,800
ارباب من چرا اینقدر لجبازیی؟

517
00:37:54,880 --> 00:37:58,510
من از قبل با لی هوا ازدواج کردم 
پس درخواست دیگه ای ندارم

518
00:37:58,510 --> 00:38:03,190
یه مرد واقعی میتونه با موقعیت های مختلف خودش رو
 وفق بده با اینکه به نظر میاد توی این موقعیت مارو مجبور کردن

519
00:38:03,190 --> 00:38:06,460
اما یه ازدواج با بیعت انجام دادن، و با
 یه زن ازدواج کردن و صد هزار سرباز گرفتن

520
00:38:06,460 --> 00:38:08,840
چه چیز بدی میشه توش دید؟ از نظر من

521
00:38:08,840 --> 00:38:12,720
این کلی مزایا داره و فقط یه عیب داره چرا ارباب من داره میزاره
 تصمیمش تحت تاثیر احساساتش قرار بگیره

522
00:38:12,720 --> 00:38:15,360
درسته. یه امپراتور میتونه در
 یه زمان 9 تا همسر داشته باشه

523
00:38:15,360 --> 00:38:18,870
ارباب لیو فقط قراره
 دوتا داشته باشه. این زیاد نیست

524
00:38:18,870 --> 00:38:21,710
لیو یانگ خودش شخصا گفت اگه 
با ازدواج باهاش بیعت نکنیم

525
00:38:21,710 --> 00:38:23,910
چطور میتونه برای خدمت کردن به ما خیالش راحت باشه؟

526
00:38:23,910 --> 00:38:28,010
ما همه میدونیم تو عاشق همسرت یین شی هستی
همه توی آسمون ها و زمین میتونن این رو ببینن

527
00:38:28,010 --> 00:38:32,000
من میدونم خانم یین آدم بزرگیه
اون حتما این موضوع براش مهم نیست یا بخاطرش حسادت نمیکنه

528
00:38:32,000 --> 00:38:34,540
و اینکه خانم گو زن معمولی ای نیست

529
00:38:34,540 --> 00:38:38,110
اون مقدر شده با ارباب من باشه
ارباب من لطفا نزارین این فرصت از بین بره

530
00:38:38,110 --> 00:38:42,310
چیزی که بوشیان میگه درسته
اخلاق و پیشینه خانوادگی بانو گو خیلی بالاست

531
00:38:42,310 --> 00:38:44,720
تازه صیغه هم نه باید همسر رسمی باشه

532
00:38:44,720 --> 00:38:47,110
بهتره. شماها برای هم ساخته شدین

533
00:38:47,110 --> 00:38:49,920
ازدواج کردن با بانو گو میتونه
 صد هزار سرباز برات بیاره

534
00:38:49,920 --> 00:38:54,210
امیدوارم ارباب من بهش فکر کنه

535
00:39:01,050 --> 00:39:04,950
ارباب من قبلا گفته یه صیغه نمیخواد چزا اینقدر سر 
این موضوع بهش فشار میارین؟

536
00:39:04,950 --> 00:39:07,610
تو کی هستی؟
جرات میکنی اینجا بدرفتار کنی؟

537
00:39:07,610 --> 00:39:10,230
میدونی دوک چن دینگ لیو یانگ
 فرمانروا منطقه چن دینگه؟

538
00:39:10,230 --> 00:39:12,280
اون یه ارتش بیشتر از صد هزار نفره رو رهبری میکنه

539
00:39:12,280 --> 00:39:16,230
برادر کوچیکش دوک لین یی لیو رانگ و برادر قبیله ای لیو شی هر کدومشون ده ها هزار سرباز دارن

540
00:39:16,230 --> 00:39:18,320
اونا یه ترکیب مثلثی تشکیل میدن و از هم حمایت میکنن

541
00:39:18,320 --> 00:39:20,010
الان که لیو یانگ با این هان دان پیمان بیعت خورده

542
00:39:20,010 --> 00:39:22,890
اگه بخوایم هان دان رو بگیریم باید از لیو یانگ رد بشیم

543
00:39:22,890 --> 00:39:24,520
اگه نتونیم کاری کنیم اون سمتت باشه

544
00:39:24,520 --> 00:39:28,710
اگه چن دینگ ارتشش رو بفرسته، صد هزار سرباز یهو دنبال مرز های ما میان و به شهرمون حمله میکنن

545
00:39:28,710 --> 00:39:33,080
اگه بتونیم باهاش یه ازدواج برای بیعت تشکیل بدیم این صد هزار  ارتش دشمن میشن یارمون

546
00:39:33,080 --> 00:39:35,940
و به جای ما ازشون استفاده میکنیم تا هان دان رو شکست بدیم

547
00:39:35,940 --> 00:39:39,980
تو خودت مزایا و معایب این کار رو حساب کن
 دیگه نیاز نیست چیزی رو حساب کنیم

548
00:39:43,170 --> 00:39:46,080
ممنون ژنرال های مورد علاقه ام

549
00:39:46,080 --> 00:39:49,520
من خیلی از نیت های خوبتون ممنونم

550
00:39:52,600 --> 00:39:56,440
من از اول فقط یه پسر کشاورز بودم

551
00:39:56,440 --> 00:40:00,090
اینکه تونستم با همسرم لی هوا
توی این زندگیم ازدواج کنم

552
00:40:00,090 --> 00:40:02,330
همین الانشم آرزوم برآورده شده

553
00:40:04,450 --> 00:40:10,780
این بانو گو خیلی ارزشمندم
 جرات ندارم باهاشون ارتباط برقرار کنم

554
00:40:13,790 --> 00:40:15,400
بیا بریم

555
00:40:42,330 --> 00:40:44,350
جراحت پات چطوره؟

556
00:40:45,080 --> 00:40:49,090
اینهمه راه رو سفر کردی تا بیای اینجا 
نمیترسی دوباره آسیب ببینی؟ بزار ببینم

557
00:40:51,260 --> 00:40:54,080
اگه من نمی اومدم تو میرفتی 
با اون بانو گو ازدواج میکردی درسته؟

558
00:41:02,700 --> 00:41:06,660
همسر من فقط لی هوا میتونه باشه
باورم نمیکنی؟

559
00:41:10,280 --> 00:41:12,840
من نمیخوام با یه زن دیگه ازدواج کنی

560
00:41:14,490 --> 00:41:17,000
باشه باشه

561
00:41:17,000 --> 00:41:20,050
من با یه زن دیگه ازدواج نمی‌کنم

562
00:41:20,050 --> 00:41:23,830
به غیر از لی هوا من زن دیگه ای نمیخوام

563
00:41:24,540 --> 00:41:27,500
شاید من دارم خیلی خودخواهانه رفتار میکنم

564
00:41:27,500 --> 00:41:31,150
اما من واقعا هیچ راهی ندارم که بتونم تو رو
 با یه زن دیگه تقسیم کنم

565
00:41:31,790 --> 00:41:34,100
نمیتونم این کار رو کنم

566
00:41:34,100 --> 00:41:38,100
حتی فکر کردن بهش قلبم رو درد میاره

567
00:41:38,100 --> 00:41:42,800
من میتونم بهت اجازه بدم کار های دیگه
 بکنی اما این رو نمیتونم

568
00:41:42,800 --> 00:41:44,500
ببخشید

569
00:41:45,700 --> 00:41:49,500
دختر احمق چرا داری ازم عذرخواهی میکنی؟

570
00:41:50,520 --> 00:41:53,850
کسی که باید معذرت بخواد من هستم

571
00:41:54,430 --> 00:41:58,200
تو یه همچین جراحت بدی داری ولی با این حال من
 حتی نمیتونم کنارت باشم

572
00:41:58,200 --> 00:42:02,280
و حتی گذاشتم
 یه همچین خبرهایی رو بشنوی

573
00:42:07,390 --> 00:42:09,540
من کسیم که باید معذرت خواهی کنه

574
00:42:10,760 --> 00:42:14,320
اما لی هوا...باور کن

575
00:42:14,320 --> 00:42:17,920
غیر از تو قلبم کس دیگه ای رو
 نمیتونه توش جا بده

576
00:42:17,920 --> 00:42:20,210
برام مهم نیست بقیه چی میگن

577
00:42:20,210 --> 00:42:22,240
من هدف اصلیم رو تغییر نمیدم

578
00:42:22,240 --> 00:42:26,910
من باور دارم که این موضوع حتما

579
00:42:27,620 --> 00:42:30,490
مطمئنم راه دیگه ای برای حل کردنش هست

580
00:42:44,190 --> 00:42:45,970
بسه دیگه

581
00:43:57,960 --> 00:44:07,960
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site
