﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

2
00:01:27,440 --> 00:01:30,640
<i>عرصه عشق</i>

3
00:01:30,640 --> 00:01:33,000
"قسمت 21"

4
00:01:58,500 --> 00:02:02,320
♫کی میدونه عشق چیه؟ ♫

5
00:02:02,320 --> 00:02:06,130
♫کی میفهمه سرنوشت میخواد چی کار کنه؟♫

6
00:02:06,130 --> 00:02:13,500
♫انگار بعد از اینکه به اندازه کافی درکش کردم افکار کم تر شده♫

7
00:02:13,500 --> 00:02:17,380
♫کی میخواد توی دنیای من زندگی کنه؟ ♫

8
00:02:17,380 --> 00:02:21,150
♫و بعدش فهمیدم که من هم نمیخوام زندگیش کنم♫

9
00:02:21,150 --> 00:02:28,260
♫یه رابطه عاشقانه، بی تفاوت از پیشم گذشت ♫

10
00:02:32,300 --> 00:02:39,760
♫من از یک عمر زمان زندگیم برای با تو خوب زندگی کردن استفاده کردم♫

11
00:02:39,760 --> 00:02:47,290
♫لطفا اون موقعیت ها رو ببخش. من بخاطر تو درستشون کردم ♫

12
00:02:47,290 --> 00:02:54,820
♫اگه یه اعتراف میتونه به تناسخ تبدیل شه، خیلی زیبا میشه خاطرات  جاودانه ای که به خاطر میارم ♫

13
00:02:54,820 --> 00:03:02,410
♫کی می مونه و یکی یکی درموردشون مینویسه؟ ♫

14
00:03:06,100 --> 00:03:07,900
برادر سوم

15
00:03:12,900 --> 00:03:14,880
ما نمیتونیم گریه کنیم

16
00:03:17,400 --> 00:03:24,480
♫منم از کل عمرم برای زندگی کردن با تو استفاده کردم♫

17
00:03:24,480 --> 00:03:32,450
♫لطفا اون موقعیت ها رو ببخش. من بخاطر تو درستشون کردم ♫

18
00:03:32,450 --> 00:03:40,230
♫اگه یه اعتراف میتونه به تناسخ تبدیل شه، خیلی زیبا میشه،  خاطرات  جاودانه ای که به خاطر میارم ♫

19
00:03:40,230 --> 00:03:47,730
♫کی می مونه و یکی یکی درموردشون مینویسه؟ ♫

20
00:03:47,730 --> 00:03:58,650
♫کی همیشه زیر نور ماه بوده و چهره ی خندانش رو قایم میکرده؟♫

21
00:04:01,800 --> 00:04:04,560
شنیدی که برادر کوچیکتر لیو یوآن، لی شیو

22
00:04:04,560 --> 00:04:07,800
با دختر خانواده یین ازدواج کرده و امپراطور
شخصا بهشون تبریک گفته

23
00:04:07,800 --> 00:04:10,300
واقعا خیلی باشکوه بود-
 برار اینو بهت بگم-

24
00:04:10,300 --> 00:04:13,330
اگه میخوای با یکی ازدواج کنی باید با
 یکی مثل لی هوا ازدواج کنی

25
00:04:13,330 --> 00:04:16,000
اون خیلی سنگدله

26
00:04:16,000 --> 00:04:18,500
برادر بزرگتر تازه مرده، چطوری میتونه
جشن بگیره و با یکی ازدواج کنه؟

27
00:04:18,500 --> 00:04:21,430
آره. کی میدونست اون یه همچین آدمیه

28
00:04:21,430 --> 00:04:23,410
درسته

29
00:04:26,100 --> 00:04:30,690
بانوی من. لطفا نگران نباش
 اول بشین و چایی بخور

30
00:04:30,690 --> 00:04:33,370
خیلی دیر وقته و برادر سوم هنوز برنگشته

31
00:04:33,370 --> 00:04:37,500
چطور میتونم نگران نباشم؟-
 هیچ اتفاقی برای ژنرال نمیافته. نگران نباش-

32
00:04:37,500 --> 00:04:41,880
شاید امپراطور میخواد اون بیشتر بمونه
 که بتونن باهم حرف بزنن

33
00:04:41,880 --> 00:04:45,980
لی شو آن حتی نمیخواد اون کاری انجام بده
اما الان میخواد اون بیشتر بمونه تا با هم حرف بزنن

34
00:04:45,980 --> 00:04:49,110
این یعنی اینکه هنوز نسبت بهش
محافظه کاره و حتی داره بدتر هم میشه

35
00:04:49,110 --> 00:04:51,400
برای همینه اونو درمقابل خودش نشون میده

36
00:04:58,900 --> 00:05:01,260
بو جی، چی شده؟

37
00:05:01,260 --> 00:05:03,320
آه یو رفت

38
00:05:04,100 --> 00:05:07,910
اگه آه یو نمیرفت یه جا مینشست و منتظر
 لیو شو آن می موند تا  اونو بکشتش

39
00:05:07,910 --> 00:05:09,480
همش بخاطر توئه

40
00:05:09,480 --> 00:05:12,950
اگه تو  بهش آسیب نمیزدی  اون نمیرفت

41
00:05:12,950 --> 00:05:17,080
جلوی من ادای بیگناه ها رو درنیار
من میدونم تو چطور آدمی هستی

42
00:05:17,080 --> 00:05:19,090
اگه من بهش آسیب نزنم خوشحال میشی؟

43
00:05:19,090 --> 00:05:24,090
تو...تو لیو شو آن رو اغوا کردی
 و به برادرم آسیب زدی

44
00:05:24,090 --> 00:05:26,490
تو برای ازدواج با برادر سومم
به اندازه کافی خوب نیستی

45
00:05:26,490 --> 00:05:29,060
بانو لیو، لطفا مراقب حرف زدنت باش

46
00:05:29,060 --> 00:05:32,060
فرقی نداره تو چی بگی
 بانوی من زن برادر توئه

47
00:05:32,060 --> 00:05:36,460
همینجوری که همه میگن، زن برادر بزرگترت مثل مادرت می مونه
 بعد تو اینجا جار و جنجال راه انداختی و داری مزخرف میگی

48
00:05:36,460 --> 00:05:38,290
اگه بقیه این رو ببینن

49
00:05:38,290 --> 00:05:41,600
مردم میگن خانواده لیو هیچ ادب
 یا قانونی نداره و بی کلاسه

50
00:05:41,600 --> 00:05:44,740
تو فقط یه خدمتکاری و
 هیچ حقی نداری بهم یاد بدی چی کار کنم

51
00:05:44,740 --> 00:05:47,130
خیلی خوب . من بهت یه درسی یاد میدم

52
00:05:47,130 --> 00:05:50,440
که ببینی چطوری خانواده لیو
 از قوانین پیروی میکنه

53
00:05:50,440 --> 00:05:53,230
یه ارباب داره به خدمتکارش رو تنبیه میکنه
تو یه بیگانه ای حق نداری تو این کار دخالت کنی

54
00:05:53,230 --> 00:05:57,840
هو پو متعلق به خانواده یینه فقط
من میتونم تنبیهش کنم

55
00:05:57,840 --> 00:06:02,040
اینجا برای خانواده لیوئه و من یه لیو ام
هر کی رو که خواستم میتونم تنبیه کنم

56
00:06:02,040 --> 00:06:04,090
تو باعث شدی برادر سومم جلوت
 زانو بزنه وتسلیمت بشه

57
00:06:04,090 --> 00:06:06,750
و باعث شدی تسلیم شه و خدمتکار دشمن بشه
 من هیچوقت همچین کاری نمیکنم

58
00:06:06,750 --> 00:06:09,330
یه روز، برای برادر بزرگترم
 انتقامم رو میگیرم

59
00:06:09,330 --> 00:06:11,180
و باعث میشم قاتل به سزای عملش برسه

60
00:06:11,180 --> 00:06:14,270
فقط بخاطر اینکه من چیزی نمیگم دلیل نمیشه
بزارم همچین مزخرفاتی رو بگی

61
00:06:14,270 --> 00:06:18,470
اگه همینجوری به دردسر درست کردنت ادامه بدی برای
 خانواده لیو مشکل درست میکنی

62
00:06:18,470 --> 00:06:19,990
...با چه حقی همچین چیزی بهم میگی

63
00:06:19,990 --> 00:06:24,250
من زن برادر سومتم. همسر مرزبان وو شین
 بانوی ژنرال این خونه

64
00:06:24,250 --> 00:06:27,560
اگه دوباره این رو بگی من به
برادر سومت میگم برگردونتت به چونگ لینگ

65
00:06:27,560 --> 00:06:29,120
جراتش رو نداری

66
00:06:29,120 --> 00:06:31,290
بشین و نگاه کن اگه جرات دارم یا نه

67
00:06:35,100 --> 00:06:36,830
...فقط صبر کن

68
00:06:40,100 --> 00:06:42,360
ژنرال همین الانشم توی شرایط بدیه

69
00:06:42,360 --> 00:06:46,720
بانو لیو داره دردسر درست میکنه
 میترسم برای ژنرال مشکل ایجاد کنه

70
00:06:50,688 --> 00:07:09,200
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

71
00:07:10,200 --> 00:07:11,750
...بو جی

72
00:07:14,500 --> 00:07:16,140
لطفا یه لحظه صبر کن

73
00:07:16,140 --> 00:07:17,840
چی میخوای؟

74
00:07:21,600 --> 00:07:24,990
بو جی. میدونم از لی یی متنفری

75
00:07:24,990 --> 00:07:27,460
اینقدر ازش متنفری که میخوای بکشیش

76
00:07:27,460 --> 00:07:29,980
من به عنوان برادر بزرگترش

77
00:07:29,980 --> 00:07:31,950
لایق بخشش تو نیستم

78
00:07:31,950 --> 00:07:35,130
امیدوارم  تا ابد بخاطر
خانواده لی آسیب نبینی

79
00:07:35,130 --> 00:07:38,280
لی یی دشمن منه

80
00:07:38,280 --> 00:07:41,130
تو عضو خانواده لی هستی معلومه که همتون
 توی این قضیه دست دارین

81
00:07:41,130 --> 00:07:44,110
نه. امیدوارم یادت نره

82
00:07:44,110 --> 00:07:47,370
زمانی رو که خانواده لی و برادر بزرگترت
 برای شورش باهم همکاری کردن

83
00:07:47,370 --> 00:07:49,710
ما جون کلی از افراد رو هم نجات دادیم

84
00:07:49,710 --> 00:07:52,210
درمورد خانواده لی، ما هیچ پشیمونی ای نداریم

85
00:07:52,210 --> 00:07:56,050
امیدوارم ازمون متنفر نباشی

86
00:08:00,600 --> 00:08:03,240
من فقط ناراحتم

87
00:08:03,240 --> 00:08:06,070
راستش من نمیخوام دق و دلیم رو
سر تو خالی کنم

88
00:08:07,300 --> 00:08:11,070
اشکالی نداره. مگه قبلا بهت نگفتم

89
00:08:11,070 --> 00:08:15,150
اگه ناراحتی، همیشه میتونی
 بیای و باهام حرف بزنی

90
00:08:44,600 --> 00:08:47,670
چرا اینجا تنها و ناراحت وایستادی؟

91
00:08:50,300 --> 00:08:55,200
چه اتفاقی توی قصر افتاد
 چرا تازه همین الان اومدی؟

92
00:08:56,290 --> 00:08:58,090
نگران چی هستی؟

93
00:08:58,090 --> 00:09:03,090
اعلیحضرت فقط میخواست درمورد مراسم احیای سلسله هان
 باهام حرف بزنه واقعا اونقدر هم مهم نیست

94
00:09:03,090 --> 00:09:08,590
اما تو چرا اینجا ناراحت و تنها وایستادی؟
چی شد؟

95
00:09:09,700 --> 00:09:12,570
من نتونستم جلوی خودم رو بگیرم
 و سر بو جی داد زدم

96
00:09:12,570 --> 00:09:15,390
اون رفته و هنوز برنگشته

97
00:09:16,300 --> 00:09:19,690
کلی از فامیل های چوئن لینگ داخل شهر هست
ممکنه پیش اونا رفته باشه

98
00:09:19,690 --> 00:09:21,810
وقتی خسته شد برمیگرده

99
00:09:23,700 --> 00:09:27,010
قبلا برادر بزرگتر گفت بوجی
 خیلی چیزهارو نمیفهمه

100
00:09:27,010 --> 00:09:29,360
وقتی لازمه چیزی بهش یاد بدی
م باید این کار رو کنیم

101
00:09:29,360 --> 00:09:32,900
تو زن برادرشی باید بهش یاد بدی
چطوری بهتر شه

102
00:09:35,500 --> 00:09:38,950
من بی مصرفم حتی نمیتونم کنارت بمونم

103
00:09:38,950 --> 00:09:40,970
با این حال حتی نمیتونم
 اعضای خانواده ات رو راهنمایی کنم

104
00:09:40,970 --> 00:09:42,890
مزخرفه

105
00:09:47,000 --> 00:09:51,220
وقتی تو پیشمی، من راضی و خوشحالم

106
00:10:09,393 --> 00:10:29,393
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

107
00:10:35,300 --> 00:10:37,500
...ژنرال...لی هوا

108
00:10:37,500 --> 00:10:39,970
...توشماها

109
00:10:39,970 --> 00:10:44,760
ما دیدم خسته ای و این رو برات حاضر کردیم

110
00:10:44,760 --> 00:10:50,040
ببخشید وقتتون رو گرفتم
 دفعه بعد اول برین و غذات رو بخور

111
00:10:50,040 --> 00:10:54,190
اگه تو نیستی چطوری میتوینم
 شروع به غذا خوردن کنیم

112
00:10:54,190 --> 00:10:58,290
وقتی برگشتی خیالمون راحت میشه و
 میتونیم غذا بخوریم

113
00:10:58,290 --> 00:11:01,040
خیلی خوب

114
00:11:01,040 --> 00:11:03,680
بیا و بزار غذا بخوریم

115
00:11:05,500 --> 00:11:07,890
...بیا... بیا غذا بخوریم

116
00:11:08,800 --> 00:11:11,460
همین که بهش نگاه میکنم میتونم
 بگم گونگ سون اینو درست کرده

117
00:11:11,460 --> 00:11:13,240
باعث شد بانو بهم بخنده

118
00:11:13,240 --> 00:11:15,920
گونگ سون هم توی مسائل اداری
خوبه هم توی آشپزی

119
00:11:15,920 --> 00:11:18,900
خواهر دینگ، تو خیلی خوش شانسی

120
00:11:19,900 --> 00:11:22,350
بیا... هوپو بیا باهامون غذا بخور

121
00:11:22,350 --> 00:11:24,990
همچین جسارتی نمیکنم
 -چطور میشه نیای باهامون غذا بخوری

122
00:11:24,990 --> 00:11:28,440
برادر سوم گفت بیا باهامون غذا بخور
پس بیا باهامون غذا بخور

123
00:11:28,440 --> 00:11:30,720
امشب تا وقتی مست شیم باید شراب بخوریم

124
00:11:30,720 --> 00:11:33,030
تا وقتی خوشحال شیم شراب بخوریم

125
00:11:33,030 --> 00:11:34,900
بیا و شراب بخور
-خیلی خوب

126
00:11:35,700 --> 00:11:37,200
...بیا

127
00:11:42,300 --> 00:11:44,670
بو جی برو خونه

128
00:11:44,670 --> 00:11:46,240
من نمیخوام برم خونه

129
00:11:46,240 --> 00:11:49,970
برادر بزرگتر دیگه اونجا نیست. برادر سوم هم فقط توی
 همه مسائل ها به یین جی گوش میده

130
00:11:49,970 --> 00:11:52,370
قبلا اون خانواده لیو همشون
 میترسیدن خودشون رو درگیر کنن

131
00:11:52,370 --> 00:11:55,040
دیگه هیچکی بهم اهمیت نمیده

132
00:11:55,040 --> 00:11:57,350
اگه یه روز یه یین جی آسیب زدم

133
00:11:57,350 --> 00:12:01,060
شاید دیگه هیج خونه ای
 برام نمونه که بتونم برم

134
00:12:01,060 --> 00:12:03,080
امکان نداره همچین اتفاقی بیوفته
نگران نباش

135
00:12:03,080 --> 00:12:05,100
ون شو و یین جی همچین آدمیایی نیستن

136
00:12:05,100 --> 00:12:09,630
تازه شم اگه مشکلی پیش اومد
 میتونی بیای و من رو پیدا کنی

137
00:12:09,630 --> 00:12:15,400
برادر لیو، با اینکه من باهات بد رفتار کردم تو
هنوز باهام خوب رفتار میکنی خیلی ممنون

138
00:12:15,400 --> 00:12:17,340
خواهش میکنم، نگرانش نباش

139
00:12:17,340 --> 00:12:20,940
من میخوام هر وقت خواستی پیشت باشم

140
00:12:23,300 --> 00:12:27,760
اگه من برنامه نداشتم که انتقامم رو
از لی یی بگیرم باهات حرف نمیزدم

141
00:12:27,760 --> 00:12:29,390
بو جی

142
00:12:34,300 --> 00:12:36,820
برادر سوم، الان خیلی دیره میخوای کجا بری؟

143
00:12:36,820 --> 00:12:39,160
معلومه که نگران تو ام. اومدم تو رو پیدا کنم

144
00:12:39,160 --> 00:12:42,860
من فکر کردم تو فقط توی قلبت یین جی رو
داری و بقیه برات مهم نیستن

145
00:12:42,860 --> 00:12:47,240
کی میدونست تو هنوز منو به عنوان
 خواهرت میبینی. تو واقعا ناامیدم کردی

146
00:12:51,800 --> 00:12:55,150
ممنون مرزبان هان که آوردیش خونه

147
00:12:55,150 --> 00:12:59,310
مشکلی نیست.، ون شو. اگه بانو لیو به
چیزی نیاز داشتی لطفا بهم بگو

148
00:12:59,310 --> 00:13:03,330
نیازی نیست من خودم بهش رسیدگی میکنم خداحافظ

149
00:13:12,700 --> 00:13:14,360
بو جی

150
00:13:17,200 --> 00:13:21,400
بوجی من از چیزی که اتفاق افتاد خبر دارم

151
00:13:21,400 --> 00:13:24,120
درمورد اتفاق امروز لی هوا به من خبر داد

152
00:13:24,120 --> 00:13:27,820
اون گفت من ادب ندارم و غیر قابل تحملم

153
00:13:27,820 --> 00:13:31,690
اون گفت عجول رفتار کرده و
باهات خوب رفتار نکرده

154
00:13:32,700 --> 00:13:37,530
بو جی میدونم از لی هوا خوشت نمیاد

155
00:13:37,530 --> 00:13:40,760
اما الان اون همسر من و زن برادر توئه

156
00:13:40,760 --> 00:13:43,020
اگه به اینجور رفتار کردن باهاش ادامه بدی

157
00:13:43,020 --> 00:13:45,340
میخوای من چی کار کنم؟

158
00:13:46,300 --> 00:13:52,330
الان که مادر،  برادر بزرگتر،برادر دوم و
 خواهر دوم دیگه زنده نیستن

159
00:13:52,330 --> 00:13:56,250
از خانواده لیو فقط من و تو موندیم

160
00:13:56,250 --> 00:13:58,270
من نمیتونم فراموشش کنم

161
00:13:58,270 --> 00:14:02,650
پس وقتی اینجوری میبینمت عصبانی میشم

162
00:14:02,650 --> 00:14:07,330
بو جی خوب به این فکر کن

163
00:14:07,330 --> 00:14:09,810
از الان به بعد دیگه پیش خانواده لی نمون

164
00:14:11,700 --> 00:14:13,620
برو و استراحت کن

165
00:14:14,620 --> 00:14:33,700
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

166
00:14:34,700 --> 00:14:39,290
داری درمورد چی فکر میکنی؟
داری چی کار میکنی؟ ترسوندیم

167
00:14:39,290 --> 00:14:41,530
داری به چی فکر میکنی؟

168
00:14:43,000 --> 00:14:46,290
خواهر یه ماهه که ازدواج کرده

169
00:14:46,290 --> 00:14:48,150
نمیدونم داره خوب زندگی میکنه یا نه

170
00:14:48,150 --> 00:14:50,800
نگرانم که شاید خواهر نتونه
 خانواده لیو رو تحمل کنه

171
00:14:50,800 --> 00:14:52,480
اما همیشه یه نفر هست که
 حواسش به عمارت لیو باشه

172
00:14:52,480 --> 00:14:56,010
اگه برم اونجا میترسم برای خواهر بزرگتر
 مشکل درست کنم

173
00:14:56,010 --> 00:14:58,740
تو به نظر میاد به بیماری عشق مبتلا شدی

174
00:14:58,740 --> 00:15:01,530
دلت برای خواهر بزرگتر تنگ شده یا هو پو؟

175
00:15:01,530 --> 00:15:03,820
خب اگه دلم برای هو پو تنگ شده باشه چی میشه؟

176
00:15:04,900 --> 00:15:07,950
تازه اگه دلمم براش تنگ شده باشه
 نمیتونم کاری کنم

177
00:15:07,950 --> 00:15:10,860
من توی قلبش نیستم

178
00:15:10,860 --> 00:15:13,010
چونکه خودت توی ماجرا هستی نمیتونی
 حقیقت رو ببینی

179
00:15:13,010 --> 00:15:15,320
تو و هو پو برای هم ساخته شدین

180
00:15:15,320 --> 00:15:18,760
وقتی شما دوتا با همین اون فقط تو رو میبینه

181
00:15:18,760 --> 00:15:21,780
حتی متوجه کسای دیگه هم نمیشه

182
00:15:21,780 --> 00:15:25,230
من دارم از نگاه یه شخص سوم این رو بهت میگم
چرا باید بهت دروغ بگم؟

183
00:15:26,400 --> 00:15:29,760
پس فکر میکنی باید چی کار کنم؟

184
00:15:31,300 --> 00:15:33,390
بهم گوش کن
دلتنگش شدن فایده ای نداره

185
00:15:33,390 --> 00:15:36,180
اگه دوستش داری چرا نمیری دنبالش

186
00:15:36,180 --> 00:15:38,340
چطوری میتونم برم دنبالش؟

187
00:15:38,340 --> 00:15:42,050
اگه پیشم بود عالی میشد اما اون پیش خواهر بزرگترم
توی عمارت لیوئه

188
00:15:42,050 --> 00:15:44,000
حتی اگه مخیواستم ببینمش هم سخت میشد

189
00:15:44,000 --> 00:15:48,660
از اونجایی که ازش خوشت میاد نباید از چالش ها  بترسی و
باید جرات این رو داشته باشی که بری بگیریش

190
00:15:48,660 --> 00:15:51,380
به لیو شیو نگاه کن اون حتی با عمو کوچیکم
قابل مقایسه نیست

191
00:15:51,380 --> 00:15:53,650
برادر بزرگ یین حتی نمیزاشت اون بیاد تو خونه

192
00:15:53,650 --> 00:15:56,290
ولی با این حال تهش با لی هوا ازدواج کرد

193
00:15:56,290 --> 00:15:59,190
اگه براش تلاش نکنی چطوری
 میخوای به دستش بیاری؟

194
00:15:59,190 --> 00:16:02,260
باید قوی باشی و دنبالش کنی

195
00:16:02,260 --> 00:16:04,820
من قبلا این کار رو کردم

196
00:16:05,800 --> 00:16:09,810
به هو پو گفتم ازش خوشم میاد

197
00:16:09,810 --> 00:16:13,580
اما اون حتی بهم یه فرصت هم نداد
 فکر میکنن حتما تو اشتباه فهمیدی

198
00:16:13,580 --> 00:16:16,390
من حتی توی قلبش نیستم

199
00:16:16,390 --> 00:16:18,650
اصلا تو یه مردی؟

200
00:16:18,650 --> 00:16:21,060
تو فقط یه بار ازش پرسیدی

201
00:16:21,060 --> 00:16:24,360
حتی اگه درمورد احساساتت بهش گفتی
اون احتمالا فکر کرده تو داری شوخی میکین

202
00:16:24,360 --> 00:16:27,760
...چطوری میتونم شوخی کنم...به خداقسم میخورم

203
00:16:27,760 --> 00:16:32,210
بسه. چرا داری جلوی من قسم میخور
من که برام مهم نیست

204
00:16:32,210 --> 00:16:34,810
خیلی خوب. حالا اینقدر اخم نکن

205
00:16:34,810 --> 00:16:36,300
ولی جدا

206
00:16:36,300 --> 00:16:39,260
تو واقعا از هو پو خوشت میاد؟

207
00:16:39,260 --> 00:16:43,430
اون یه خدمتکاره و موقعیت هاتون
 خیلی باهم فرق داره

208
00:16:43,430 --> 00:16:45,620
معلومه که ازش خوشم میاد

209
00:16:45,620 --> 00:16:48,580
من هیچوقت مثل یه خدمتکار بهش نگاه نکردم

210
00:16:48,580 --> 00:16:52,030
اون همیشه کسی بوده که من دوستش داشتم

211
00:16:52,030 --> 00:16:54,720
اگه قول بده با من بمونه

212
00:16:54,720 --> 00:16:56,790
فرقی نداره چقدر شرایط سخت بشه

213
00:16:56,790 --> 00:16:59,290
من ازش محافظت میکنم و همه چی رو تحمل میکنم

214
00:16:59,290 --> 00:17:01,690
حتی نمیزارم یه کم هم سختی بکشه

215
00:17:03,000 --> 00:17:07,600
کی میتونست حدس بزنه تو عاشق شدی؟

216
00:17:10,700 --> 00:17:14,480
خوبه من یه زن نیستم وگرنه بعد شنیدن اعترافت

217
00:17:14,480 --> 00:17:17,450
من عاشقت میشدم

218
00:17:17,450 --> 00:17:20,120
من وضعم اینه و تو داری شوخی میکنی

219
00:17:21,200 --> 00:17:23,310
سریع کمکم کن یه راه حل پیدا کنم

220
00:17:23,310 --> 00:17:24,890
باشه

221
00:17:25,800 --> 00:17:30,430
فکر میکنم مهم ترین چیز این نیست
 که احساساتت رو بهش بگی

222
00:17:30,430 --> 00:17:33,160
مهم ترین چیز اینه که بهش بگی  موقعیتش
 به عنوان یه خدمتکار برات مهم نیست

223
00:17:33,160 --> 00:17:35,060
تو و اون مثل هم هستین

224
00:17:35,060 --> 00:17:39,070
تا وقتی بتونی این موضوع رو بهش
 بفهمونی اون تو رو قبول میکنه

225
00:17:39,070 --> 00:17:42,860
درسته. قبلا هو پو بخاطر همین
 موضع من رو رد کرد

226
00:17:42,860 --> 00:17:43,900
درسته

227
00:17:43,900 --> 00:17:47,920
پس باید بهش بگم برام مهم نیست
 که اون یه خدمتکاره

228
00:17:47,920 --> 00:17:50,670
پس اگه بتونی این گره رو از قلبش باز کنی

229
00:17:50,670 --> 00:17:53,190
اون قبولت میکنه

230
00:17:56,300 --> 00:18:00,850
پس چطوری هو پو رو ببینم؟

231
00:18:02,100 --> 00:18:05,720
برادر بزرگ بهم گفت برم پیش
 خانواده ی لیو یه خبری ازشون بگیرم

232
00:18:05,720 --> 00:18:08,330
میتونم یه کاری کنم
تو و هو پو باهم حرف بزنین

233
00:18:08,330 --> 00:18:10,320
چرا اون گذاشت تو بری ولی نزاشت من برم؟

234
00:18:10,320 --> 00:18:14,400
برادر یین قبلا گفته بود که چون الان
عمو دنگ چن به یه جای دور منتقل شده

235
00:18:14,400 --> 00:18:16,770
و عمو دنگ کوچیک توی گوشه نشینیه

236
00:18:16,770 --> 00:18:20,920
خانواده دنگ فعلا بدون رئیسه و منم
هنوز جوونم و توجهی به خودم جلب نمیکنم

237
00:18:20,920 --> 00:18:23,760
اون خواهر منه. من باید به جات برم

238
00:18:23,760 --> 00:18:26,020
تو میتونی در آینده بری

239
00:18:26,020 --> 00:18:28,460
فکر کنم اول باید به این فکر کنیم که

240
00:18:28,460 --> 00:18:32,150
چطوری میتونیم خبر رو از چنگان
 به خواهر لی هوا برسونیم

241
00:18:38,400 --> 00:18:41,530
کی این لباس ها رو فرستاده؟

242
00:18:42,530 --> 00:18:50,400
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

243
00:18:51,400 --> 00:18:53,200
بخاطر زحماتت ممنونم

244
00:18:53,930 --> 00:19:03,460
این کاریه که ما باید بکنیم کی بهت گفت با لیو شیو ازدواج
کنی؟ خواهر چطوری؟ من شنیدم تو با خواهر شوهرت کنار نمیای

245
00:19:03,460 --> 00:19:05,220
هو پو این رو بهت گفت؟

246
00:19:05,220 --> 00:19:07,700
نه. همین که وارد خونه شدم

247
00:19:07,700 --> 00:19:11,090
با بو جی احوالپرسی کردم و محلم نزاشت

248
00:19:11,900 --> 00:19:14,340
اگه بخاطر شوهر خواهر نبود
 من بهش اهمیت نمیدادم

249
00:19:14,340 --> 00:19:16,730
فراموشش کن. با اون کاری نداشته باش

250
00:19:16,730 --> 00:19:22,390
به برادر بزرگترم هم نگو وگرنه نگران میشه

251
00:19:22,390 --> 00:19:24,590
به علاوه، با اینکه تو هنوز جوونی

252
00:19:24,590 --> 00:19:28,360
بازم یکی از
 با استعداد ترین های خانواده ی دنگی

253
00:19:28,360 --> 00:19:30,570
...زیاد بهم نزدیک نشو وگرنه

254
00:19:30,570 --> 00:19:33,890
نگران نباش
من از این چیز ها نمیترسم

255
00:19:33,890 --> 00:19:37,890
بعد از اینکه لیو شوان بو شنگ رو کشت
خیلی ها ناراحت شدن

256
00:19:37,890 --> 00:19:43,330
اون الان مشغول اینه که خانواده های پولدار
و قدرتمند رو بکشونه طرف خودش

257
00:19:43,330 --> 00:19:46,860
...اما تو هنوز باید مراقب باشی
- میدونم خواهر

258
00:19:51,100 --> 00:19:53,700
هو پو تو اینجا با خواهرمی

259
00:19:53,700 --> 00:19:57,640
تو باید ازش مراقبت کنی
و نزاری بقیه بهش زور بگن

260
00:19:57,640 --> 00:20:01,820
نگران نباش آقای دنگ من تمام
تلاشم رو میکنم ازش محافظت کنم

261
00:20:01,820 --> 00:20:04,930
آره تو خیلی مهرت های رزمی
 خوبی داری و باهوشی

262
00:20:04,930 --> 00:20:09,600
وقتی تو اینجا باهاشی من و یین شینگ
 دیگه لازم نیست نگران باشیم

263
00:20:10,360 --> 00:20:12,730
...اما الان که بحث یین شینگ شد

264
00:20:12,730 --> 00:20:14,970
چه اتفاقی برای ارباب جوان افتاده؟-
- اون مریضه-

265
00:20:14,970 --> 00:20:17,680
چی؟ چجور مریضی ای؟

266
00:20:17,680 --> 00:20:21,870
اون مریضه و تو چرا اینقدر نگرانی؟

267
00:20:22,800 --> 00:20:26,430
من فقط کنجکاو بودم

268
00:20:26,430 --> 00:20:28,360
آره اون مریضه

269
00:20:28,360 --> 00:20:33,400
راستش اون به بیماری عشق مبتلا شده و خیلی دلش برای یه نفر
 تنگ شده فقط تو میتونی بیماریش رو درمان کنی

270
00:20:33,400 --> 00:20:35,890
آقای دنگ لطفا باهام شوخی نکن

271
00:20:35,890 --> 00:20:38,860
لطفا وقتی دارین میرین خونه مراقب باشین
 من دیگه بدرقه اتون نمیکنم

272
00:20:38,860 --> 00:20:42,460
عصبانی نباش من فقط داشتم
 باهات شوخی میکردم ولی

273
00:20:42,460 --> 00:20:44,370
بعد از اینکه تو رفتی

274
00:20:44,370 --> 00:20:47,630
اون خیلی تغییر کرده و
 بیشتر وقتها میره تو فکر

275
00:20:47,630 --> 00:20:51,700
اگه اون عاشق نشده پس فکر میکنی موضوع چیه؟

276
00:20:51,700 --> 00:20:56,140
قبل از اینکه من برم موضوع رو
برای ارباب توضیح دادم

277
00:20:56,140 --> 00:20:59,770
ممکنه تو موضوع رو توضیح داده باشی ولی این
 به این معنی نیست که اون منظورت رو گرفته باشه

278
00:20:59,770 --> 00:21:02,040
نزدیک های ساعت 5 اون
 کنار رودخونه منتظرت می مونه

279
00:21:02,040 --> 00:21:04,170
اگه چیزی برای گفتن داری برو خودت بهش بگو

280
00:21:04,170 --> 00:21:08,770
من فقط اینجام که یه پیامی رو برسونم
 خودت تصمیم بگیر میخوای بری ببینیش یا نه

281
00:21:08,770 --> 00:21:13,300
اما اگه نری ممکنه نگران بشه

282
00:21:13,300 --> 00:21:16,400
تو از اخلاقش خبر داری و میدونی
 ممکنه چی کار کنه

283
00:21:16,400 --> 00:21:20,550
اگه بیاد اینجا هیچکی نمیتونه جلوش رو بگیره

284
00:21:36,200 --> 00:21:38,940
جای اشتباهی اومدم؟

285
00:21:38,940 --> 00:21:41,520
یا شاید زمانش رو اشتباه کردم؟

286
00:21:41,520 --> 00:21:43,910
چرا هنوز نیومده؟

287
00:21:44,910 --> 00:21:50,500
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

288
00:21:51,500 --> 00:21:54,300
هو پو

289
00:22:08,100 --> 00:22:10,460
هو پو، بالاخره اومدی

290
00:22:10,460 --> 00:22:12,460
من فکر کردم نمیای

291
00:22:12,460 --> 00:22:17,080
اینقدر زیاد داره بارون میاد بعد تو هنوز
اینجا منتظر موندی اگه مریض بشی چی؟

292
00:22:17,080 --> 00:22:20,600
میدونستم. تو بهم اهمیت میدی

293
00:22:20,600 --> 00:22:24,970
من فقط نگران بودم که نکنه یه وقت مریض بشی
 به عنوان یه خدمتکار باید تنبیه بشم

294
00:22:27,200 --> 00:22:30,400
تو همیشه این رو میگی و
موقعیتمون رو پیش میاری

295
00:22:30,400 --> 00:22:34,360
مشخصه تو بهم اهمیت میدی اما
نمیخوای این رو اعتراف کنی

296
00:22:34,360 --> 00:22:37,080
اگه میدونستم این جوری میشه
 هیچوقت نمی اومدم

297
00:22:37,080 --> 00:22:40,040
نرو هنوز حرفم تموم نشده

298
00:22:40,040 --> 00:22:44,030
اومدم همه چی رو برات مشخص کنم

299
00:22:44,030 --> 00:22:46,700
مسئله من و تو غیر ممکنه

300
00:22:46,700 --> 00:22:51,550
اینکه ممکنه یا نه انتخاب تو نیست

301
00:22:51,550 --> 00:22:56,270
اگه واقعا بهم اهمیت نمیدادی نمیومدی

302
00:22:56,270 --> 00:22:59,370
ارباب جوون، چرا روی این موضوع اجبار داری

303
00:23:02,500 --> 00:23:04,900
هنوزم نمیخوای بگی

304
00:23:07,500 --> 00:23:09,290
یه خدمتکار یه خدمتکاره

305
00:23:09,290 --> 00:23:11,580
این یه حقیقته که نمیشه تغییرش داد

306
00:23:11,580 --> 00:23:13,680
کی میگه اینو نمیشه تغییر داد؟

307
00:23:16,300 --> 00:23:20,040
بیا هو پو، باهام به یه جایی بیا

308
00:23:20,040 --> 00:23:21,970
آقا

309
00:23:26,400 --> 00:23:27,890
همین جلوئه

310
00:23:27,890 --> 00:23:30,530
ارباب داریم کجا میریم؟
بیا

311
00:23:30,530 --> 00:23:34,580
اینجا. بیا. رسیدیم

312
00:23:34,580 --> 00:23:36,700
چرا ارباب منو به یه همچین جایی آورد؟

313
00:23:36,700 --> 00:23:40,920
چونکه... منظره اینجا بهترینه

314
00:23:40,920 --> 00:23:42,540
ببین

315
00:23:46,800 --> 00:23:48,030
خیلی قشنگه

316
00:23:48,030 --> 00:23:51,960
دوستش داری؟-
 آره-
میدونستم دوستش داری-

317
00:23:53,500 --> 00:23:56,900
اما... برای دیدن یه همچین منظره خوبی

318
00:23:56,900 --> 00:24:01,920
نه تنها باید از کوه بری بالا بلکه باید
 از راه رفتن از جاده های گل آلود هم نترسی

319
00:24:01,920 --> 00:24:03,820
و تازه شم، فقط بعد بارون

320
00:24:03,820 --> 00:24:08,710
آسمون مثل الان صاف میشه و
 ستاره ها اینقدر درخشان میشن

321
00:24:10,700 --> 00:24:15,360
ستاره ها خیلی واضح ان
 ارباب زیاد میاد اینجا؟

322
00:24:16,700 --> 00:24:21,460
من... فقط وقتی که دلم برات تنگ میشه

323
00:24:21,460 --> 00:24:23,510
میام اینجا

324
00:24:28,000 --> 00:24:30,300
به ستاره های توی آسمون نگاه کن

325
00:24:30,300 --> 00:24:32,900
بعضی ها درخشان و بعضی ها کم نورن

326
00:24:32,900 --> 00:24:36,820
اما همه شون مثل همن. درست مثل آدم ها

327
00:24:36,820 --> 00:24:40,590
بین آدم ها نباید جدایی موقعیتی باشه

328
00:24:40,590 --> 00:24:43,850
سرنوشت یه نفر هم نباید از قبل
 توسط بهشت نوشته شده باشه

329
00:24:43,850 --> 00:24:48,970
اما به جاش... به جاش باید
خود فرد اون رو به دست بیاره

330
00:24:52,500 --> 00:24:57,550
اگه واقعا آدم ها بتونن مثل
ستاره ها باشن خیلی خوب میشه

331
00:24:57,550 --> 00:25:01,890
تا وقتی که چیزی که تو قلبته
 مثل منه هر چیزی ممکنه

332
00:25:04,300 --> 00:25:08,420
حتی اگه ارباب هم مثل یه خدمتکار
 باهام رفتار نکنه

333
00:25:08,420 --> 00:25:11,100
آدمای اطرافمون هم میتونن این کار رو کنن؟

334
00:25:11,100 --> 00:25:15,010
حرفت باعث میشه درمورد افراد
 اطرافمون بد قضاوت شه

335
00:25:15,010 --> 00:25:19,480
دنگ فنگ یهم گفت یه نفر باید
دنبال خوشبختیش باشه

336
00:25:19,480 --> 00:25:22,330
حتی تشویقم کرد بیام دنبالت

337
00:25:23,300 --> 00:25:27,070
و خواهر بزرگتر، اون براش
 مخالفت  مداوم برادر بزرگ تر مهم نبود

338
00:25:27,070 --> 00:25:28,680
و هنوز هم با شوهر خواهر ازدواج کرد

339
00:25:28,680 --> 00:25:32,110
مگه اون هم کلی از
 قضاوت ها و پیش داوری هارو کنار نزاشت؟

340
00:25:32,110 --> 00:25:36,520
من باور دارم اگه خواهر بزرگتر درمورد
رابطه مون بفهمه برامون خوشحال میشه

341
00:25:38,300 --> 00:25:42,280
اما الان کسی که بیشتر
از همه نگرانم میکنه تویی

342
00:25:42,280 --> 00:25:45,660
بگو، چه باور های عجیبی توی ذهنته؟

343
00:25:45,660 --> 00:25:48,090
واقعا باعث میشی بقیه نگران شن

344
00:25:49,500 --> 00:25:52,140
...امیدورام ارباب بزاره خدمتکارش

345
00:25:52,140 --> 00:25:55,020
خدمتکار، خدمتکار، واقعا باید
 هی اینو بگی که عصبانیم کنی؟

346
00:25:55,020 --> 00:26:01,820
اینجوری نیست ...من...همچین منظوری نداشتم

347
00:26:02,600 --> 00:26:05,910
بعد از اینکه اینهمه باهم
 حرف زدیم هنوز نمیدونم

348
00:26:05,910 --> 00:26:08,990
که تفکرت مثل من هست یا نه

349
00:26:08,990 --> 00:26:11,490
اگه احساست مثل من نیست

350
00:26:11,490 --> 00:26:14,230
پس من...بهتره برم سرم رو
 به یه جا بزنم و بمیرم

351
00:26:14,230 --> 00:26:15,930
ارباب

352
00:26:16,900 --> 00:26:23,610
راستش، بعضی حرف ها بهتره که نگفته بمونه

353
00:26:23,610 --> 00:26:28,120
اگه حرف ها گفته نشه پس چیزی مشخص نمیشه
 اگه حرف نزنی من چطوری میتونم بفهمم؟

354
00:26:28,120 --> 00:26:31,720
اگه واقعا حسی نسبت بهم
 نداره پس سریع بهم بگو

355
00:26:31,720 --> 00:26:34,590
بهتره من بمیرم و اینجوری تو هم
 دیگه کسی نیست که مزاحمت شه

356
00:26:34,590 --> 00:26:37,030
هی، ارباب اگه من واقعا حسم مثل تو نبود

357
00:26:37,030 --> 00:26:39,480
پس چرا باید قبول میکردم اینموقع از
شب باهات از کوه بالا بیام؟

358
00:26:39,480 --> 00:26:41,460
واقعا؟-
...من-

359
00:26:41,460 --> 00:26:43,410
بالاخره گفتیش

360
00:26:43,410 --> 00:26:46,670
ارباب، سریع منو بزار پایین

361
00:26:47,400 --> 00:26:49,290
ارباب

362
00:26:55,600 --> 00:26:59,660
اینکه تونستم از احساساتت
 باخبر بشم مهم ترین چیز بود

363
00:27:00,800 --> 00:27:05,300
الان، من چیز دیگه ای ندارم که بخوامش

364
00:27:09,000 --> 00:27:11,440
باید الان برگردم

365
00:27:17,900 --> 00:27:21,020
ارباب، خوبی؟

366
00:27:21,020 --> 00:27:22,530
...من

367
00:27:22,530 --> 00:27:24,630
مراقب باش

368
00:27:26,200 --> 00:27:28,160
آروم

369
00:27:28,990 --> 00:27:31,470
یادت باشه چه قولی به من دادی

370
00:27:31,470 --> 00:27:35,240
من چیزی نگفتم

371
00:27:41,900 --> 00:27:46,020
ارباب، سریع برو تو اتاقت  که اینجوری بعد از
 اینکه به پات آسیب زدی سرما هم نخوری

372
00:27:46,020 --> 00:27:48,600
بهتره اگه سرما بخورم. اینجوری مثل قدیم ها

373
00:27:48,600 --> 00:27:52,590
برام یه کاسه سوپ زنجبیل درست میکنی
 که سرماخوردگیم خوب شه

374
00:27:52,590 --> 00:27:54,730
چی کار کردی؟

375
00:27:56,000 --> 00:28:01,460
ارباب بزرگتر

376
00:28:01,460 --> 00:28:03,000
برادر بزرگتر

377
00:28:04,500 --> 00:28:09,020
بلند شو هو پو، سریع برگرد

378
00:28:12,200 --> 00:28:15,850
باشه، الان دیگه بر میگردم

379
00:28:17,900 --> 00:28:20,560
هوپو-
 برگرد اینجا-
برادر-

380
00:28:20,560 --> 00:28:24,860
برادر بزرگتر، این تقصیر هو پو نیست
 من بودم که گفتم بیاد اینجا

381
00:28:29,300 --> 00:28:32,950
دردسر درست کردنت تموم نشد؟
اگه تموم شد برگرد و استراحت کن

382
00:28:32,950 --> 00:28:35,850
برادر بزرگتر، من با دقت بهش فکر کردم

383
00:28:35,850 --> 00:28:38,450
من میخوام با هو پو ازدواج کنم

384
00:28:38,450 --> 00:28:41,450
چی گفتی؟-
 من میخوام با هو پو ازدواج کنم-

385
00:28:41,450 --> 00:28:43,450
هو پو یه خدمتکاره

386
00:28:43,450 --> 00:28:46,650
برام مهم نیست-
 اما برای خانواده یین مهمه-

387
00:28:47,650 --> 00:28:53,700
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

388
00:28:54,700 --> 00:28:58,690
شینگ آر تو هنوز جوونی

389
00:28:58,690 --> 00:29:02,160
وقتی وقت داشتی بیشتر مطالعه کن

390
00:29:02,160 --> 00:29:05,500
وقتی بزرگ شدی میتونی از بقیه محافظت کنی

391
00:29:05,500 --> 00:29:07,950
ما میتونیم دوباره درموردش حرف بزنیم

392
00:29:11,700 --> 00:29:13,320
برادر بزرگتر

393
00:29:46,600 --> 00:29:47,930
تو برگشتی

394
00:29:47,930 --> 00:29:51,040
زخمت تازه خوب شد
 چرا دوباره داری خودت رو خسته میکنی؟

395
00:29:51,040 --> 00:29:53,500
من اونقدر ضعیفم؟

396
00:29:53,500 --> 00:29:56,610
بشین من میخوام یه چیزی رو بخونی

397
00:29:58,100 --> 00:30:03,630
ببین این یه فراخوان رسمی نظامی
 از طرف وی شیائو تیانشوئی برای تشکیل یه گروه نظامی بر علیه سلسله شین هستش

398
00:30:03,630 --> 00:30:07,890
لی هوا، این چیز ها رو نده من بخونم
نمیخوام اینارو بخونم

399
00:30:07,890 --> 00:30:11,650
الان زمان هرج و مرجه
اشکالی نداره اگه بیرون از اینجا میخوای تظاهر کنی

400
00:30:11,650 --> 00:30:13,560
قصد داری ازم نپرسی؟

401
00:30:13,560 --> 00:30:15,730
همچین قصدی نداشتم

402
00:30:15,730 --> 00:30:20,250
نمیخوام درمورد این چیزها بهت هشدار بدم

403
00:30:20,250 --> 00:30:22,560
نمیخوام تو رو درگیر این موضوع کنم

404
00:30:24,900 --> 00:30:28,960
این فراخوان نظامی از طرف وی شیائو واقعا عالی نوشته شده

405
00:30:28,960 --> 00:30:33,650
این که ترکیب گفتار و نوشتار در این 
سطح باشه واقعا چشم و گوشم رو رو باز کرد

406
00:30:34,700 --> 00:30:36,730
تو خوندیش؟

407
00:30:37,800 --> 00:30:42,630
با اینکه اعلیحضرت فقط میخواست من به مسائل مربوط به 
آداب و رسوم رسیدگی کنم و اجازه نمیده درمورد بقیه مسائل سوال کنم

408
00:30:42,630 --> 00:30:46,420
بااین حال شوهرت هنوز یه یه مقام دولتیه

409
00:30:46,420 --> 00:30:49,970
هر روز من باید به دربار سلطنتی
 برم و به اونا گوش کنم

410
00:30:51,800 --> 00:30:55,340
بجز فراخوان رسمی نظامی دیگه چی میدونی؟

411
00:30:55,340 --> 00:30:57,500
حقیقت رو بهم بگو

412
00:30:57,500 --> 00:31:01,330
هرچی که تو میدونی رو منم باید بدونم

413
00:31:01,330 --> 00:31:05,160
چیزی که نمیدونی رو هم ممکنه بدونم

414
00:31:05,160 --> 00:31:10,800
برادر سوم واقعا عالیه با اینکه کاری نمیکنه 
اما هنوزم از اتقاتی که توی دنیا میوفته با خبره

415
00:31:13,100 --> 00:31:15,440
اینا همش بخاطر کمک گونگ سونه

416
00:31:15,440 --> 00:31:18,530
اون خیلی به کائو یی، نخست وزیر چپ
 کائو جینگجی نزدیکه

417
00:31:18,530 --> 00:31:21,860
این اخبار همشون از عمارت نخست وزیر چپ اومده

418
00:31:23,100 --> 00:31:26,440
چه وی شیائو یا گونگ سون شو باشه

419
00:31:26,440 --> 00:31:30,030
این افراد فقط میخوان از اسم ارتش هان
 برای حکومت به جهان استفاده کنن

420
00:31:30,030 --> 00:31:34,540
حتی اگه نتونن دنیا رو به دست بیارن
 فقط یه قسمتش براشون کافیه

421
00:31:34,540 --> 00:31:38,090
من فقط میخوام بگم که اولین نفری
 که به خودش پادشاه گفت

422
00:31:38,090 --> 00:31:41,590
ممکنه لزوما کسی نباشه که پادشاهی 
و جامعه برای خودش داره

423
00:31:43,400 --> 00:31:45,660
درست مثل لیو شوان

424
00:31:46,900 --> 00:31:51,100
کسی که بیشتر از همه نمیتونیم نادیده اش
 بگیریم اونه  اگه اون واقعابی مصرفه باشه

425
00:31:51,100 --> 00:31:55,330
یا قبیله نان یانگ یا ارتش لولین

426
00:31:55,330 --> 00:31:58,090
بعد مرگ برادر بزرگتر

427
00:31:58,090 --> 00:32:00,790
از هم جدا میشدن

428
00:32:01,790 --> 00:32:07,100
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

429
00:32:08,100 --> 00:32:13,100
دیگه فکر نکن. تو من رو داری

430
00:32:22,450 --> 00:32:24,130
...بیا

431
00:32:29,600 --> 00:32:33,280
برادر سوم، فکر میکنی

432
00:32:33,280 --> 00:32:36,520
بجز شوهر و همسر شدن

433
00:32:36,520 --> 00:32:42,300
ما بیشتر مثل برادر، شیفته
 و خانواده هم هستیم

434
00:32:42,300 --> 00:32:45,110
آره شوهر و همسرها اینجورین

435
00:32:45,110 --> 00:32:48,260
تو باید من رو شوهر من صدا کنی

436
00:32:48,260 --> 00:32:50,590
اما اگه پیش بقیه باشیم چی؟

437
00:32:51,300 --> 00:32:55,370
اما الان ما تنهاییم فکر میکنی
 باید چی صدام کنی؟

438
00:32:58,800 --> 00:33:00,580
...شیو

439
00:33:10,500 --> 00:33:12,040
من چیزی ندیدم

440
00:33:12,040 --> 00:33:15,830
داری بیشتر و بیشتر بی ادب میشی
 چطوری میتونی در نزنی

441
00:33:16,500 --> 00:33:19,910
شماها در رو نبستین پس منم اومدم تو

442
00:33:19,910 --> 00:33:22,850
چرا اومدی؟

443
00:33:22,850 --> 00:33:26,530
من پول میخوام که برای زن برادرم لباس بگیرم

444
00:33:29,200 --> 00:33:31,060
چرا میخوای برام لباس بگیری؟

445
00:33:31,060 --> 00:33:33,280
زن برادر تو خیلی باارزشی

446
00:33:33,280 --> 00:33:35,860
خانواده ات قبلا برات لباس فرستادن

447
00:33:35,860 --> 00:33:38,690
احتمالا فکر میکنن ما
 باهات خوب رفتار نمیکنیم

448
00:33:38,690 --> 00:33:41,000
من به عنوان خواهر کوچیکترت 
دوست دارم بهتر باشم

449
00:33:41,000 --> 00:33:44,890
نمیخوام بقیه فکر کنن ما خوب نیستیم
 و آبرومون رو از دست بدیم

450
00:33:44,890 --> 00:33:46,600
...تو

451
00:33:59,400 --> 00:34:01,810
اعلیحضرت بعد از اینکه لیو شیو از دادگاه رفت

452
00:34:01,810 --> 00:34:03,560
اون هیچوقت با ژنرال یا بقیه 
اعضای خانواده اش حرف نزد

453
00:34:03,560 --> 00:34:06,650
اون معمولا توی عمارتش می مونه و
 به زندگی عاشقانه اش می رسه

454
00:34:06,650 --> 00:34:08,420
تنها چیز اینه که رابطه ی اون
 و خواهرش خوب نیست

455
00:34:08,420 --> 00:34:13,070
اگه اون واقعا فقط داره نقاط قوت خودش رو پنهان میکنه که 
برای خودش وقت بخره ما نمیتونیم گاردمون رو پایین بیاریم

456
00:34:18,900 --> 00:34:21,800
بیا اینکه لیو شیو صادقانه داره
 بهم خدمت میکنه

457
00:34:21,800 --> 00:34:25,720
اما اون برخلاف قوانین عزاداری عمل کرد و ازدواج کرد و
 منم از قبل لقب مرزبان وو شین رو دادم

458
00:34:25,720 --> 00:34:29,670
این موضوع  ثابت کرد که اون برادرش رو
 برای شهرت فروخته و زندگی حقیری انتخاب کرده

459
00:34:30,400 --> 00:34:34,760
اون هیچ ارتش و قدرتی نداره
 پس تهدیدی برامون به حساب نمیاد

460
00:34:34,760 --> 00:34:38,130
و به لی یی بگو چند تا مرد رو بفرسته بیرون
 عمارتشون جاسوسیشون رو بکنن

461
00:34:38,130 --> 00:34:41,040
اونا نباید جاسوسی زندگی خصوصیش رو بکنن 
و رفتار مبتذلانه ای داشته باشن

462
00:34:41,040 --> 00:34:43,100
باشه

463
00:34:46,400 --> 00:34:48,230
شرایط توی خط مقدم چطوره؟

464
00:34:48,230 --> 00:34:51,770
به اعلیحضرت گزارش میدم که دوک چنگ گو وانگ کوانگ
 درحال حاضر داره به لویانگ حمله میکنه

465
00:34:51,770 --> 00:34:54,150
درمورد چنگان هم، آدم های وانگ مانگ دارن
 همدیگه رو میکشن

466
00:34:54,150 --> 00:34:57,970
وی شیائو تیانشوئی افرادش رو برای حمایت ارتش هان 
فرستاد و فراخوان نظامی فرستاد

467
00:34:57,970 --> 00:35:00,580
و توش اعلام کرد که وانگ مانگ کم کم داره به
 بهشت و زمین توهین میکنه و خلاف دلایل و اختلاقیاته

468
00:35:00,580 --> 00:35:04,500
و جنایات زشتی مثل مسموم کردن امپراتور شیائو پینگ 
و به غضب کردن تاج و تخت میشه

469
00:35:04,500 --> 00:35:07,260
این فراخوان نظامی در سراسر جهان پخش شده 
و افراد زیادی به اون پاسخ دادن

470
00:35:07,260 --> 00:35:10,580
توی ده روز اون تونست ده ها هزار سرباز
 جمع کنه  درمناطقی که اونا رفتن

471
00:35:10,580 --> 00:35:13,230
و مناطق و شهرهای مختلفی مثل
 وو دو  لونگ شی همه تسلیم شدن

472
00:35:13,230 --> 00:35:15,510
توی همون ماه شهردار شوجو، گونگسون سو

473
00:35:15,510 --> 00:35:20,220
با تکیه به حاصلخیز و پر بودن از نیروهای نظامی قوی استان شو
 به خودش لقب پادشاه رو داد

474
00:35:21,700 --> 00:35:24,380
اگه بخاطر ارتش هان من نبود که 
جنگ بزرگ کان یانگ رو برنده شده

475
00:35:24,380 --> 00:35:26,800
و باعث شد تعداد و قدرت ارتش سلسله شین 
 خیلی کم بشه

476
00:35:26,800 --> 00:35:30,100
چطوری اون افراد شانس
 این رو داشتن که برنده شن؟

477
00:35:30,100 --> 00:35:32,820
دنیا توی هرج و مرجه و خیلی ها
 برای برتری باهم رقابت میکنن

478
00:35:32,820 --> 00:35:36,550
اعلیحضرت ما باید برنامه ریزی کنیم

479
00:35:40,600 --> 00:35:43,090
اولین نفری که وارد گوان جونگ
 میشه حاکم اونجاست

480
00:35:43,090 --> 00:35:45,670
باشه سریع یه فرمان امپراتوری صادر کن

481
00:35:45,670 --> 00:35:48,110
بهشون بگو سریعا چانگان و لویانگ رو فتح کنن

482
00:35:48,110 --> 00:35:52,570
اونموقه بزار ببینیم کی جرات داره
 با سلسله هان گنگ شی من بیعت نکنه

483
00:35:52,570 --> 00:35:54,210
باشه

484
00:36:04,600 --> 00:36:09,330
چانگان من برگشتم

485
00:36:23,400 --> 00:36:26,090
چی اینقدر خوشحالت کرده؟

486
00:36:27,700 --> 00:36:31,170
ارتش هان به چانگان حمله کرده. سر وانگ مانگ رو زدن 
و در ملاء عام به نمایش گذاشتن

487
00:36:31,170 --> 00:36:33,180
سلسله جدید قراره به زودی شکست بخوره

488
00:36:35,900 --> 00:36:38,290
ما بالاخره به اون روز رسیدیم

489
00:36:38,290 --> 00:36:40,660
بالاخره میتونیم به هدفمون برسیم

490
00:36:41,500 --> 00:36:45,410
این غضب کننده تاج و تخت بالاخره با
 داشتن یه جسد ناقص از بین رفت

491
00:36:45,410 --> 00:36:48,680
لیو شوان حتی دستور داد سرش 
رو توی شه های مختلف بچرخونن

492
00:36:48,680 --> 00:36:53,040
مردم جمع شدن و نگاش کردن بعضی ها روش تف کردن
 و حتی بعضی ها هم زبونش رو کشیدن

493
00:36:53,040 --> 00:36:55,290
...این یکم زیادی

494
00:36:56,400 --> 00:37:00,500
این کارش فقط یه وسیله هست
 که باهاش قدرشش رو به رخ بکشه

495
00:37:00,500 --> 00:37:03,140
اعتبار خودش رو به عنوان
 امپراتور هفت بهش محکم کنه

496
00:37:04,200 --> 00:37:05,950
چه آدم دو رویی

497
00:37:05,950 --> 00:37:08,930
بااینکه وانگ مانگ مرده و 
بزرگترین دشمن هان از بین رفته

498
00:37:08,930 --> 00:37:10,860
اما شرایط بیشتر آشفته شده

499
00:37:10,860 --> 00:37:14,410
قبل جنگ کان یانگ بااینکه گروه های شورشی زیادی بودن اما گروه هایی که واقعا میتونستن کاری بکنن

500
00:37:14,410 --> 00:37:17,230
فقط گروه های چی می، لولین و تونگ ما بودن

501
00:37:17,230 --> 00:37:22,260
بعد جنگ کان یانگ، اونایی که فقط یه ذره جاه طلبی داشتن 
مثل وی شیائو، گونگ سون شو، لیو وانگ و بقیه گروه های جاه طلب و بی رحم

502
00:37:22,260 --> 00:37:23,960
یکی یکی شورش کردن

503
00:37:23,960 --> 00:37:26,480
گروه هایی که  از سلسله هان و لیو به
 عنوان دلیل براش شورش استفاده میکنن

504
00:37:26,480 --> 00:37:29,710
دیگه فقط ارتش گونگ شی هان ما نیستن

505
00:37:29,710 --> 00:37:33,700
برای همینه که الان دیگه 
همه جا هرج و مرج شده

506
00:37:33,700 --> 00:37:35,630
توی هرج و مرج حتما جای جاه طلبی عالی هم هست

507
00:37:35,630 --> 00:37:38,260
چیزی که ژنرال نیاز داره فقط پنهان کردن قدرت 
و منتظر موندن نیست

508
00:37:38,260 --> 00:37:42,350
چیزی که بیشتر از همه نیاز داری عبور از این محاصره سنگین
 و احیای اسم و به دست آوردن قلب شهروندائه

509
00:37:42,350 --> 00:37:43,960
چیزی که گفتی به نظر عقلانی میاد

510
00:37:43,960 --> 00:37:48,350
الان بهترین زمانی هم هست که ما میتونیم
 از تجربمون به خوبی استفاده کنیم

511
00:37:52,000 --> 00:37:58,670
توی 9 ماه سال گنگ شی، وانگ مانگ توی 
جنگ مرد و سلسله شین از بین رفت

512
00:37:58,670 --> 00:38:03,970
درحالی که قهرمانان از همه جای کشور مسلح شدن و 
هرکدومشون به خودشون امپراتور گفتن و سعی کردن تاج و تخت رو تصرف کنن

513
00:38:03,970 --> 00:38:07,730
شرایط مدام وخیم تر میشد

514
00:38:07,730 --> 00:38:12,450
بخاطر اینکه  کاخ وی یانگ در طول
 جنگ بخاطر آتیش از بین رفت

515
00:38:12,450 --> 00:38:16,530
لیو شوان تصمیم گرفت 
پایتخت رو به لو یانگ تغییر بده

516
00:38:17,530 --> 00:38:23,200
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

517
00:38:24,200 --> 00:38:28,300
الان به غیر از ما وو من هیچ
 اعتمادی به دولت ندارم

518
00:38:28,300 --> 00:38:33,400
توانایی لیو شیو عالیه اینکه اونو بفرستیم
 به لویانگ تا قصر رو تعمیر کنه بهترین انتخابه

519
00:38:33,400 --> 00:38:36,450
اعلیحضرت نمیترسین با این کار بهش

520
00:38:36,450 --> 00:38:38,940
فرصت گرفتن قدرت رو میدیدن؟

521
00:38:39,800 --> 00:38:43,650
به اعلیحضرت اطلاع میدم، مرزبان وو شین
 درخواست ملاقات با شما رو داره

522
00:38:43,650 --> 00:38:45,290
بزار بیاد تو

523
00:38:52,100 --> 00:38:55,910
روزتون بخیر اعلیحضرت

524
00:38:55,910 --> 00:38:57,510
نیازی به تشریفات نیست

525
00:38:58,400 --> 00:39:00,070
ممنون اعلیحضرت

526
00:39:03,700 --> 00:39:08,730
ون شو، من امروز ازت خواستم که به قصر بیای
 چون میخوام یه ماموریت مهمی بهت بدم

527
00:39:08,730 --> 00:39:13,750
اعلیحضرت، توی دادن دستورتون به من تردید نکنین من 
حتما تمام تلاشم رو میکنم تا درست انجامش بدم

528
00:39:15,500 --> 00:39:17,420
من میخوام پایتخت رو به یو یانگ تغییر بدم

529
00:39:17,420 --> 00:39:20,500
میخوام اول تورو به اونجا بفرستم 
تا قصر رو تعمیر کنی

530
00:39:20,500 --> 00:39:23,790
تو مسئول تدارکاتی و
 همچنین شاگرد مکتب تای هستی

531
00:39:23,790 --> 00:39:27,510
فقط با فرستادن تو برای
 انجام این کار خیالم راحت میشه

532
00:39:27,510 --> 00:39:31,960
چشم. من سریع میرم خونه تا
 وسایل هام رو جمع کنم و سریع به اونجا میرم

533
00:39:33,400 --> 00:39:35,450
پس بهت زحمت میدم

534
00:39:35,450 --> 00:39:39,260
خانواده ات لازم نیست برن

535
00:39:39,260 --> 00:39:41,560
با اینکه شما تازه ازدواج کردین

536
00:39:41,560 --> 00:39:45,890
ولی زخم ای هوا تازه درمان شده
 خوب نیست باهات سفر کنه

537
00:39:45,890 --> 00:39:49,790
نگران نباش من به جای تو خوب
 ازش مراقبت میکنم

538
00:39:51,300 --> 00:39:53,000
ممنون اعلیحضرت

539
00:39:54,500 --> 00:39:56,370
الان میتونی بری

540
00:40:10,400 --> 00:40:12,240
چرا داری اینقدر لباس میاری؟

541
00:40:12,240 --> 00:40:15,490
الان پاییزه خوبه لباس بیشتر بیارم

542
00:40:15,490 --> 00:40:18,080
ایندفعه فقط گونگ سون باهات میاد

543
00:40:18,080 --> 00:40:20,760
باید بیشتر ببری که بتونی لباست رو عوض کنی

544
00:40:22,300 --> 00:40:25,090
بگو لیو شیو تو رو فرستاد 
که قصر رو تعمیر کنی

545
00:40:25,090 --> 00:40:27,280
و منو اینجا مثل یه گروگان نگه داشت

546
00:40:27,280 --> 00:40:30,490
اگه باهات میومدم دیگه نگرانت نمیشدم

547
00:40:30,490 --> 00:40:32,800
معمولا تو غر میزنی و میگی
 من خیلی محافظه کارم

548
00:40:32,800 --> 00:40:36,090
چطور موضوع به محافظه کاری تو برگشت

549
00:40:36,090 --> 00:40:39,050
همش رو از تو یاد گرفتم

550
00:40:39,050 --> 00:40:40,830
پس بزار یه چیز دیگه هم بگم

551
00:40:40,830 --> 00:40:44,260
وقتی من نیستم مراقب اخلاقت باش

552
00:40:44,260 --> 00:40:46,430
باد قبل از اینکه کاری انجام
 بدی سه بار چک کنی

553
00:40:46,430 --> 00:40:52,780
آره میدونم از دیروز تا حالا هی
 اینو میگی دیگه یادم نمیره

554
00:40:57,800 --> 00:41:01,020
برادر سوم میتونم بیام تو؟

555
00:41:01,020 --> 00:41:05,360
بیا تو. مثل اینکه الان این دختر
 میدونه چطوری در بزنه

556
00:41:08,100 --> 00:41:12,290
این همه وسایل چی ان؟ داری
 این همه لباس میاری؟

557
00:41:12,290 --> 00:41:15,800
زن برادرت میترسه من مریض شم برای همین
 برام لباس بیشتر گذاشته

558
00:41:17,200 --> 00:41:19,680
قصد از آوردن این همه لباس چیه؟
 اینا باعث زحمت نمیشن؟

559
00:41:19,680 --> 00:41:23,160
نباید برای برادر سومم غذا درست کنی؟
 نمیترسی از گرسنگی بمیره؟

560
00:41:23,160 --> 00:41:25,990
چقدر بی ملاحظه-
 ...تو-

561
00:41:26,700 --> 00:41:30,820
بو جی درست میگه من باید به این
 هم فکر میکردم میرم یه چیزی درست کنم

562
00:41:30,820 --> 00:41:34,390
نیازی نیست من قبلا درست کردم

563
00:41:34,390 --> 00:41:39,680
برادر سوم این باید برای سفرت بس باشه

564
00:41:41,800 --> 00:41:43,910
ممنون خواهر کوچیکه برای باملاحظه بودنت

565
00:41:43,910 --> 00:41:46,760
تا وقتی بدونی من بهت فکر میکنم خوبه

566
00:41:54,400 --> 00:41:56,810
...این دختر کوچولو

567
00:42:11,300 --> 00:42:13,300
یوان بو، تو اینجا چی کار میکنی؟

568
00:42:13,300 --> 00:42:15,320
فقط من نیومدم

569
00:42:15,320 --> 00:42:19,970
سه تا برادرهام هم خواستن باهام بیان

570
00:42:22,800 --> 00:42:27,730
الان واقعا پنج تا ژنرال یین چوان کامل شدن

571
00:42:27,730 --> 00:42:29,510
از کجا فهمیدی من از اینجا رد میشم؟

572
00:42:29,510 --> 00:42:31,870
من و ژنرال فنگ همیشه ارتباطمون رو حفظ کردیم

573
00:42:31,870 --> 00:42:34,220
ما میدونستیم ژنرال از اینجا رد میشه

574
00:42:34,220 --> 00:42:37,120
ما چهار نفر چندین وقته اینجا منتظریم

575
00:42:37,120 --> 00:42:41,740
بعد از جنگ کان یانگ مگه نرفتین خونه هاتون 
تا به خانوادتون رسیدگی کنین؟

576
00:42:41,740 --> 00:42:46,410
پدرم گفت من بی مصرفم و 
مجبورم کرد بیام اینجا

577
00:42:46,410 --> 00:42:48,990
اون گفت من باید به عنوان 
دست چپ یا راستت باهات بمونم

578
00:42:48,990 --> 00:42:52,060
اگه کارهای عالی ای نکنم نمیتونم برگردم خونه

579
00:42:52,800 --> 00:42:56,410
از همتون برای رفاقت زیادتون ممنونم

580
00:42:56,410 --> 00:42:58,400
بیا بریم

581
00:45:27,921 --> 00:45:37,921
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site
