﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

2
00:01:27,270 --> 00:01:30,430
عرصه عشق

3
00:01:30,430 --> 00:01:33,160
قسمت 17

4
00:01:33,600 --> 00:01:36,130
انتظار می ره که در زمان جنگ،ما به رهبران محترممون وفادار باقی بمونیم

5
00:01:36,130 --> 00:01:39,290
به عنوان ژنرال ارتش،وظیفه من پیروی از قوانین عه

6
00:01:39,290 --> 00:01:43,800
اگر که فکر می کنی من لایق مرگ هستم،پس من رو بکش

7
00:01:47,200 --> 00:01:49,570
روزی که وانچنگ تصرف شد

8
00:01:49,570 --> 00:01:51,640
می دونستم که این اتفاق می افته

9
00:01:51,640 --> 00:01:54,490
به لطف فرماندار بزرگ لیو بوشنگ

10
00:01:54,490 --> 00:01:58,380
تونستم که چند روزی بیشتر زنده بمونم.قدردان هستم

11
00:01:58,380 --> 00:02:01,170
تصور نکن که صرفا بخاطر اینکه پای برادر بزرگترم رو آوردی وسط جرئت نمی کنم که بکشمت

12
00:02:01,170 --> 00:02:02,670
معلومه که نه

13
00:02:02,670 --> 00:02:06,390
لیو بوشنگ قلب صافی داره و به راحتی دیگران رو می بخشه

14
00:02:06,390 --> 00:02:08,620
اون در زمان هرج و مرج آدم خردمندیه

15
00:02:08,620 --> 00:02:12,750
من حقیقتا ستایشش می کنم و می خوام که بهش خدمت کنم

16
00:02:14,000 --> 00:02:18,570
حیف...حیف که نخواهم تونست لطفش رو جبران کنم

17
00:02:20,000 --> 00:02:25,140
هرچند که دیگه اهمیتی نداره.ژنرال،اگه که می خوای من رو بکشی،سریع انجامش بده

18
00:02:36,100 --> 00:02:40,610
چرا یک خط اضافه روی این کلمه وجود داره؟

19
00:02:42,100 --> 00:02:47,660
وقتی که جوان بودم،متون گوی گو زی رو می خوندم، و استفاده از تکنیک های ارتش در زمان آشفتگی رو یاد گرفتم

20
00:02:47,660 --> 00:02:52,580
اون ها راجب خود جنگ نیستند.بلکه درمورد جلوگیری از نتایجی عه بعد از جنگ به وجود میاد

21
00:03:11,400 --> 00:03:13,930
اگه یه تکه از گره موت رو ببری

22
00:03:13,930 --> 00:03:16,920
می تونم از امروز همه چیز رو راجب دشمنیمون فراموش کنم

23
00:03:16,920 --> 00:03:20,420
اگه که جرئت کنی و به ارتش هان یا برادر بزرگترم خیانت کنی

24
00:03:20,420 --> 00:03:27,330
به جای موت سرت رو می برم.دیگه میرم

25
00:03:35,100 --> 00:03:39,350
اعلیحضرت پاداش های زیادی به لیو یان و لیو شیو دادن

26
00:03:39,350 --> 00:03:44,900
حتی دنگ چن و خانواده یین هم افتخارات زیادی کسب کردند. وانگ کوانگ گفته

27
00:03:44,900 --> 00:03:47,070
اگه که اون ها در آینده خدمات شایسته بیشتری ارائه بدن

28
00:03:47,070 --> 00:03:51,120
می ترسم که اعلیحضرت دیگه نتونه پاداشی بهشون بده

29
00:03:52,600 --> 00:03:54,690
لیو یان برای تسخیر وانچنگ تمام تلاشش رو کرد

30
00:03:54,690 --> 00:03:58,050
لیو شیو وانگ کون رو کشت،و نیروهای اصلی ارتش وانگ منگ رو شکست داد

31
00:03:58,050 --> 00:04:01,150
اون ها لیاقت پاداششون رو دارن

32
00:04:01,150 --> 00:04:02,900
وانگ کوانگ به چه حقی شکایت می کنه؟

33
00:04:02,900 --> 00:04:04,910
اعلیحضرت،حق با شماست

34
00:04:04,910 --> 00:04:07,980
ارتش هان شهرتی به دست آورده.اخیرا

35
00:04:07,980 --> 00:04:11,550
قهرمانان و مردان توانمند زیادی برای پیوستن به ارتش اومدند

36
00:04:12,700 --> 00:04:17,360
طبیعیه که وقتی ارتش این قدر قدرتمند و بانفوذه آدم های بیشتری بخوان بهش بپیوندند

37
00:04:17,360 --> 00:04:19,350
هرچند،همه اون ها برای حمایت از لیو یان این جا هستند

38
00:04:19,350 --> 00:04:22,570
اون ها چشمشون فقط به ژنرال لیو یان عه،و به شما وفادار نیستند،اعلیحضرت

39
00:04:23,800 --> 00:04:26,030
مگه در اصل همین طوری نبود؟

40
00:04:27,300 --> 00:04:32,200
درسته. ولی،اعلیحضرت قبلا حمایت وانگ کوانگ و مردان شجاع لولین رو داشتند

41
00:04:32,200 --> 00:04:35,810
برای همین، ارتش لیو یان تهدیدی حساب نمی شد

42
00:04:35,810 --> 00:04:39,530
با این وجود حالا،با توجه به موفقیت در تسخیر کونیانگ و وانچنگ، لیو یان داره حتی قدرتمندتر هم میشه

43
00:04:39,530 --> 00:04:44,960
حتی موقعیت شما هم داره به خطر می افته، چه برسه به وانگ کوانگ

44
00:04:46,400 --> 00:04:48,930
سلسله شین هنوز به طور کامل سقوط نکرده،و هنوز مونده تا ما دستاورد قابل توجهی به دست بیاریم

45
00:04:48,930 --> 00:04:52,610
لیو یان و لیو شیو اون قدر احمق نیستند که

46
00:04:52,610 --> 00:04:55,480
افکار خیانت در برابر من رو داشته باشن-
حتی اگه لیو یان نداشته باشه-

47
00:04:55,480 --> 00:04:58,710
سخت میشه گفت که لیو جی برای قانع کردنشون تلاش نمی کنه

48
00:04:58,710 --> 00:05:03,050
اعلیحضرت،آیا شرایط خارج از شهر رو فراموش کردید؟

49
00:05:07,600 --> 00:05:10,010
چطور می تونم فراموش کنم؟

50
00:05:12,400 --> 00:05:16,220
از وقتی که لیو شیو به وانچنگ اومده

51
00:05:16,220 --> 00:05:18,440
لیو یان ضیافت هایی برای ژنرال های زیردستش برگذار کرده

52
00:05:18,440 --> 00:05:21,400
همچنین لیو شیو به اقامتگاه کن پنگ رفته

53
00:05:21,400 --> 00:05:24,520
اون ها از زمان مشکل چانگان کوچک،با هم مشکل داشتند

54
00:05:24,520 --> 00:05:27,920
اما،اون از جون کن پنگ گذشت کرده واضحه که می خواد

55
00:05:27,920 --> 00:05:30,790
اون رو طرف ما بیاره.همچنین شایعاتی شنیدم

56
00:05:30,790 --> 00:05:34,500
...که لیو جی

57
00:05:36,300 --> 00:05:40,620
گفته که شما فقط بخاطر اینکه لیو یان کنار کشیده تونستید به تخت بشینید

58
00:05:41,900 --> 00:05:44,680
وانگ کوانگ فقط نگرانه که لیو یان تحت تاثیر زمزمه های اون ها قرار بگیره

59
00:05:44,680 --> 00:05:49,250
در نتیجه از من خواست تا به اعلیحضرت یادآوری کنم که عاقلانه نیست که برای مدت طولانی به حال خودش رهاش کنید

60
00:05:52,000 --> 00:05:55,460
اون ها می خوان که به دست من آدم بکشند

61
00:05:55,460 --> 00:05:57,800
می دونم که اعلیحضرت نمی خوان که به وسیله بقیه کنترل بشند

62
00:05:57,800 --> 00:06:00,260
و همچنین به عنوان کسی که زیردستان وفادارش رو می کشه قضاوت بشند

63
00:06:00,260 --> 00:06:03,930
هرچند،اعلیحضرت،شما خیلی قوی نیستید.زیردستانتون به هیچ طریقی نباید از شما قدرتمندتر باشند

64
00:06:03,930 --> 00:06:07,860
شما نمی تونید خوشبین باشید،و باعث به وجود آمدن مشکل برای آینده بشید

65
00:06:07,860 --> 00:06:10,990
از نظر شما،من چطور باید مجازاتش کنم؟

66
00:06:11,900 --> 00:06:17,130
اعلیحضرت،مگه شما قصد برگذاری یک مهمانی ندارید؟

67
00:06:21,600 --> 00:06:24,220
می خواهید که من مهمانی هونگمن رو شبیه سازی کنم؟ 
 توضیح:یک مهمانی که نشان دهنده لیو بانگ و شیانگ یو،رهبران برجسته نیروهای شورشی در برابر سلسه شین عه ؛همچنین یک قصد برای به قتل رسوندن قبلی

68
00:06:26,900 --> 00:06:32,260
حالا که وانگ کوانگ و طرفدارانش نقشه هاشون رو کشیدن،چرا زحمت اجازه گرفتن از من رو می کشی؟

69
00:06:35,000 --> 00:06:37,950
از اون جایی که مهمونی هونگمن عه،نمی تونیم بدون اجازه سرورمون اقدام کنیم

70
00:06:37,950 --> 00:06:41,490
اعلیحضرت،اون ها منتظر دستورات شما هستند

71
00:06:41,490 --> 00:06:44,550
قبل از اینکه نقشه قتل رو پیش ببرند

72
00:06:51,000 --> 00:06:53,050
!بفرمائید،بنوشید،برادران من

73
00:06:53,050 --> 00:06:56,260
الآن زمان شادی عه. به سلامتی

74
00:06:56,260 --> 00:06:59,040
!وزیران من،بیاید بنوشیم

75
00:06:59,040 --> 00:07:01,600
!به سلامتی-
همش رو بنوش-

76
00:07:01,600 --> 00:07:05,190
!پرش کن

77
00:07:05,190 --> 00:07:07,090
فقط مشغول نوشیدن نباش

78
00:07:07,090 --> 00:07:09,010
به سلامتی. نمی خوام که مستی از سرم بپره

79
00:07:09,010 --> 00:07:11,170
بفرمائید-
بفرمائید-

80
00:07:13,700 --> 00:07:15,730
جام من رو پر کن

81
00:07:15,730 --> 00:07:17,460
بفرمائید،لطفا

82
00:07:17,460 --> 00:07:20,560
بفرما،جام رو پر کنید

83
00:07:23,560 --> 00:07:43,560
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

84
00:07:45,300 --> 00:07:49,490
بفرمائید. وزیران گرامی من !گوش کنید

85
00:07:49,490 --> 00:07:52,310
بیاید همگی بنوشیم-
برادر بزرگتر-

86
00:07:52,310 --> 00:07:56,200
لی هوا. تو به تازگی زخم جدی ای که داشتی بهبود پیدا کرده. نباید بنوشی

87
00:07:56,200 --> 00:08:00,100
لیو ون شو،با چه جایگاهی این حرف رو می زنی؟

88
00:08:00,100 --> 00:08:04,680
من شخصا خواهم اومد و برای عدم موفقیت در محافظت ازش عذرخواهی می کنم

89
00:08:04,680 --> 00:08:06,990
جرئت پذیرفتن پیشنهادت رو ندارم

90
00:08:10,600 --> 00:08:13,060
بفرمائید،بیاید بنوشیم

91
00:08:13,060 --> 00:08:17,940
برای چی برادر بزرگتر (لیو یان)  شمشیرش رو داخل آورده؟ممکنه که متهم به قصد قتل امپراطور بشه

92
00:08:17,940 --> 00:08:20,720
بهش گفتم،اما گوش نمیده

93
00:08:20,720 --> 00:08:24,630
گفت که شمشیرش هرگز از کنارش جدا نمیشه،و محافظ هم جرئت نکرد که متوقفش کنه

94
00:08:24,630 --> 00:08:26,710
مگه تو هم با خودت شمشیر نیاوردی؟

95
00:08:26,710 --> 00:08:29,730
اعلیحضرت خودشون این شمشیر رو به من دادند.فرق می کنه

96
00:08:29,730 --> 00:08:32,640
بیا،پرش کن

97
00:08:41,200 --> 00:08:43,290
بیا

98
00:08:44,700 --> 00:08:49,090
بدش به من. پرش کن

99
00:08:49,090 --> 00:08:51,400
این جا

100
00:08:53,500 --> 00:08:56,640
برادر بوشنگ،بیا

101
00:08:56,640 --> 00:09:00,320
تو به سختی کار کردی.یه نوشیدنی به افتخار تو

102
00:09:00,320 --> 00:09:02,590
اعلیحضرت، چقدر عالی

103
00:09:02,590 --> 00:09:05,050
!مراقب باش

104
00:09:05,050 --> 00:09:08,620
خیلی نوشیدم.اعلیحضرت،شما زیادی از من تعریف می کنید

105
00:09:08,620 --> 00:09:11,070
ما هر دو از نسل خاندان سلطنتی هان هستیم

106
00:09:11,070 --> 00:09:13,790
این وظیفه منه که

107
00:09:13,790 --> 00:09:18,400
وانگ منگ خائن رو شکست بدم و حکمرانی هان رو بازگردونم

108
00:09:18,400 --> 00:09:21,130
درست می گی. من هم همین طور فکر می کنم

109
00:09:21,130 --> 00:09:24,140
تا شکست وانگ منگ چیزی نمونده

110
00:09:24,140 --> 00:09:27,370
من هم همین طور حس می کنم. درسته

111
00:09:27,370 --> 00:09:29,760
بیا،به سلامتی

112
00:09:34,300 --> 00:09:37,020
بیش از حد نوشیدم

113
00:09:37,020 --> 00:09:41,450
برادر بوشنگ،شمشیرت خیلی خاص به نظر می رسه

114
00:09:41,450 --> 00:09:44,130
می تونم بهش نگاه بندازم؟

115
00:09:50,500 --> 00:09:55,600
باشه.بگیرش

116
00:09:56,600 --> 00:10:13,110
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

117
00:10:14,110 --> 00:10:18,580
این شمشیر واقعا خوبه.خوب-
...شمشیر خوب-

118
00:10:24,000 --> 00:10:26,180
بیاید بنوشیم

119
00:10:41,830 --> 00:10:43,500
برادر بزرگتر

120
00:10:43,500 --> 00:10:46,640
چی کار می کنی؟-
تو همین حالا هم بیش از حد نوشیدی-

121
00:10:50,100 --> 00:10:55,260
برادر بزرگتر،تو مست شدی. برو و بخاطرش عذرخواهی کن و زودتر برو خونه

122
00:10:55,260 --> 00:10:58,390
من مست نیستم. هنوز دارم می نوشم

123
00:11:13,100 --> 00:11:18,500
اعلیحضرت،آویز یشمیتون رو انداختید

124
00:11:25,000 --> 00:11:26,750
!اعلیحضرت

125
00:11:37,400 --> 00:11:42,200
اعلیحضرت،من هم در نبرد کونیانگ شرکت کردم. اعلیحضرت هنوز به من پاداشی ندادند

126
00:11:46,700 --> 00:11:50,000
یین جی، به عنوان پاداش چی می خوای؟

127
00:11:50,000 --> 00:11:54,020
یک انسان متواضع و خویشتندار مثل یشم با وقار عه.من یشم خیلی دوست دارم

128
00:11:54,020 --> 00:11:56,250
با دیدن این آویز یشمی،یک جورهایی خیلی به دلم نشسته

129
00:11:56,250 --> 00:11:57,990
ممکنه که از اعلیحضرت بخوام که اون رو به عنوان پاداش به من بدهند؟

130
00:11:57,990 --> 00:12:00,000
!سرکش

131
00:12:00,000 --> 00:12:05,220
یه محافظ کوچک مثل تو چطور جرئت می کنه که از اعلیحضرت درخواست پاداش داشته باشه؟ هنوز هم نمی خوای پس بکشی؟

132
00:12:05,220 --> 00:12:10,890
دینگ گو گنگ،آخرین بار،این اعلیحضرت بود که من رو به کونیانگ فرستاد تا یک پیام ببرم و افتخار جنگی به دست بیارم

133
00:12:10,890 --> 00:12:12,810
آیا این طبیعی نیست که اعلیحضرت به من پاداش بدهند؟

134
00:12:12,810 --> 00:12:16,280
و به علاوه،اینکه پاداش داده بشه یا خیر تصمیم اعلیحضرت عه

135
00:12:16,280 --> 00:12:19,100
ممکنه که دینگ گو گنگ تو این هم دخالت کنه؟

136
00:12:19,100 --> 00:12:26,500
یین جی  کی اعلیحضرت گفت

137
00:12:26,500 --> 00:12:29,150
که اجازه داده بشه که تو پیام برسونی؟

138
00:12:29,150 --> 00:12:31,920
!من فکر می کنم که تو داری حکم سلطنتی رو تحریف می کنی

139
00:12:37,400 --> 00:12:42,760
در حال حاضر،به نظر می رسه که شما همگی دارید عادت می کنید که موقع دیدار با امپراطور شمشیر بیارید

140
00:12:43,700 --> 00:12:48,190
مگه دینگ گو گنگ و ژنرال ژانگ هم شمشیر هاشون رو نیاوردند؟

141
00:12:51,100 --> 00:12:53,530
این یک شمشیر دان ژائو عه که توسط اعلیحضرت به من داده شده

142
00:12:53,530 --> 00:12:57,220
تا به برادران کونیانگ ما ثابت بشه که ایشون خالصانه در تلاش هاشون با اون ها هستند و دشمن و تنفر مشترکی دارند

143
00:12:57,220 --> 00:13:00,190
اعلیحضرت،این طور نیست؟

144
00:13:01,190 --> 00:13:13,100
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

145
00:13:14,100 --> 00:13:15,770
درسته

146
00:13:21,800 --> 00:13:26,220
از اون جایی که یین جی یشم رو دوست داره،پس برای اون

147
00:13:27,800 --> 00:13:29,750
ممنونم، اعلیحضرت

148
00:13:38,710 --> 00:13:40,380
می تونی بری

149
00:13:44,200 --> 00:13:47,070
فقط یک سوتفاهم بود. همگی،ادامه بدید

150
00:13:47,070 --> 00:13:49,090
چه عدالتی در پاداش دادن؟

151
00:13:49,090 --> 00:13:52,730
!خوب به نظر می رسه ولی فقط چرت و پرته

152
00:13:56,200 --> 00:13:57,630
چه پرت و پلایی داری به زبون میاری؟

153
00:13:57,630 --> 00:14:01,390
زیردست عزیزم،چی داری می گی؟

154
00:14:01,390 --> 00:14:05,020
اعلیحضرت،لیو جی خیلی نوشیده برای همین اون حرف های بی ملاحظه رو زد. امیدوارم که اعلیحضرت بتونند بخشنده باشند

155
00:14:05,020 --> 00:14:09,520
من بخاطر مستی بی ملاحظه صحبت نمی کنم. چه کسی ما رو رهبری کرد تا ارتش چهارصد و بیست هزار نفری شین رو شکست بدیم؟

156
00:14:09,520 --> 00:14:11,890
اون تو بودی لیو شیو. بخاطر همین بود که اون ها تونستند موقعیتشون این جا تو نان یانگ رو تثبیت کنند

157
00:14:11,890 --> 00:14:13,820
برای همینه که می تونن-
کافیه دیگه-

158
00:14:13,820 --> 00:14:18,330
لیو شیو بی ادب بود و به اعلیحضرت بی احترامی کرد. امیدوارم که اعلیحضرت بتونند جرم من رو ببخشند

159
00:14:20,800 --> 00:14:25,110
اعلیحضرت،لیو جی بی ادبانه صحبت کرد و به شما توهین کرد

160
00:14:25,110 --> 00:14:27,680
اما این موضوع در واقع داستانی پشتش وجود داره

161
00:14:27,680 --> 00:14:32,030
همه ما اعضای خاندان چوئنلینگ لیو پاداش دریافت کردیم

162
00:14:32,030 --> 00:14:34,610
اما جنگجوهای جیانگ هو که به ما پیوستند چی می شن؟

163
00:14:34,610 --> 00:14:37,590
هیچ کدوم از اون ها پاداشی نگرفتند

164
00:14:37,590 --> 00:14:41,380
برادر کوچک من لیو جی برای خودش پاداشی نمی خواد

165
00:14:41,380 --> 00:14:43,790
اون فقط می خواد که به اعلیحضرت بگه که

166
00:14:43,790 --> 00:14:47,350
اون ها هم در مبارزه اعمال شجاعانه ای انجام دادند

167
00:14:47,350 --> 00:14:51,260
در نتیجه،اون ها هم باید پاداش بگیرند

168
00:14:53,300 --> 00:14:56,140
ترتیب مناسبی در پاداش دادن وجود داره

169
00:14:56,140 --> 00:14:58,390
برادر بوشنگ،نگران نباش

170
00:14:58,390 --> 00:15:02,510
تا وقتی که شایستگی وجود داشته باشه،من فراموشش نمی کنم

171
00:15:02,510 --> 00:15:05,030
...در مورد ون شو

172
00:15:06,200 --> 00:15:11,280
هر وقت که تونست یین چوان رو برای من تسخیر کنه،یک ضیافت تبریک براش برگذار می کنم

173
00:15:13,100 --> 00:15:17,570
من مطمئنا اعلیحضرت رو ناامید نخواهم کرد

174
00:15:46,700 --> 00:15:50,920
خوب شد که اعلیحضرت واقعا قصد آسیب زدن له برادر بوشنگ رو نداشت

175
00:15:50,920 --> 00:15:53,520
شاید. بیاید وقتی که برگشتیم راجبش صحبت گنیم

176
00:15:54,520 --> 00:16:03,800
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

177
00:16:04,800 --> 00:16:08,280
برادر بزرگتر،من برای یه مدت به اقامتگاه برادر بوشنگ می رم

178
00:16:08,280 --> 00:16:11,610
ممکن نیست. همین الان با من به خونه برگرد

179
00:16:11,610 --> 00:16:14,590
!ژنرال یین ژنرال یین

180
00:16:16,700 --> 00:16:20,260
ژنرال یین،لطفا صبر کنید.اعلیحضرت می خواد که شما رو ببینه

181
00:16:25,700 --> 00:16:29,420
پس شماها اول برگردید.من برای یه مدت می رم

182
00:16:32,000 --> 00:16:33,550
بفرمائید

183
00:16:48,300 --> 00:16:49,650
اعلیحضرت

184
00:16:51,500 --> 00:16:52,890
جای زخمت چطوره؟

185
00:16:52,890 --> 00:16:54,930
از داروهائی که برات فرستادم استفاده کردی؟

186
00:16:54,930 --> 00:16:59,790
داروها خیلی خوب بودند.جای زخم هم الآن بهتر شده

187
00:17:01,000 --> 00:17:04,760
کس دیگه ای این جا نیست پس بیا دیگه با هم رسمی صحبت نکنیم

188
00:17:04,760 --> 00:17:07,860
هردوی ما ازش آگاهیم برای همین در هر صورت معنایی نداره

189
00:17:07,860 --> 00:17:10,260
بعضی وقت ها،رسمی بودن هنوز نیازه

190
00:17:10,260 --> 00:17:13,100
امروز،من قطعا مقداری بی پروا و بی ادب بودم

191
00:17:13,100 --> 00:17:16,880
بهتره که این یشم رو به اعلیحضرت برگردونم

192
00:17:23,900 --> 00:17:25,970
این برای من نیست

193
00:17:27,100 --> 00:17:31,720
خوب شد که یکم پیش گرفتیش.وگرنه،واقعا نمی دونستم که چطور شرایط رو تموم کنم

194
00:17:31,720 --> 00:17:35,090
آیا اعلیحضرت توسط وانگ کوانگ تهدید می شند؟

195
00:17:36,600 --> 00:17:41,020
من تو این زندگی تنها هستم.فقط همین یک زندگی رو دارم.از چی می خوان برای تهدید کردن من استفاده کنن؟

196
00:17:41,020 --> 00:17:45,190
اعلیحضرت،شما همسر و پسر دارید.چطور ممکنه که شما تنها باشید؟

197
00:17:47,200 --> 00:17:51,090
برای من، مهمترین آدم ها همین حالا هم دیگه پیشم نیستند

198
00:17:51,090 --> 00:17:54,160
استاد،پدر،برادران

199
00:17:54,160 --> 00:17:57,020
فقط تنها من هستم که باقی موندم

200
00:17:57,020 --> 00:17:59,450
بعضی چیزها وجود دارند که واضحا نباید برای تو باشند

201
00:17:59,450 --> 00:18:02,500
اما وقتی که قبولشون کردی،دیگه راه برگشتی نیست

202
00:18:02,500 --> 00:18:05,020
اون هایی که می خوانش از زور استفاده خواهند کرد تا بدزدنش

203
00:18:05,020 --> 00:18:08,590
اون هایی که بتونند نگهش دارند نمی خوان از دستش بدنند

204
00:18:08,590 --> 00:18:12,970
بهش که فکر کنی،اکثر جنگ ها تو این دنیا به همین دلیل هستند

205
00:18:17,400 --> 00:18:20,300
اعلیحضرت...در نبرد کونیانگ

206
00:18:20,300 --> 00:18:22,870
با این شمشیر بود که من وانگ شون رو کشتم

207
00:18:22,870 --> 00:18:26,950
میشه این طور در نظر گرفت که ما در گرفتن انتقام برای مادر من و عزیزان اعلیحضرت با هم بودیم

208
00:18:26,950 --> 00:18:31,220
امروز...من این شمشیر رو به اعلیحضرت  برمی گردونم

209
00:18:36,700 --> 00:18:39,430
این در اصل مال مادرت بود.  بهتره که نگهش داری

210
00:18:39,430 --> 00:18:43,750
داشتن و نداشتن یه شمشیر برای امپراطوری مثل من که فقط اسمش وجود داره فرقی نداره

211
00:18:43,750 --> 00:18:45,660
اعلیحضرت،ناامید نباشید

212
00:18:45,660 --> 00:18:50,170
تا وقتی که اعلیحضرت به چیزی احتیاج داشته باشند،من قطعا همه تلاشم رو می کنم تا انجامش بدم

213
00:18:51,500 --> 00:18:53,490
در این دولت

214
00:18:53,490 --> 00:18:56,330
تنها تو خالصانه راجب مشکل من نگرانی

215
00:18:56,330 --> 00:19:01,050
اعلیحضرت،تمام جنگجوهای ارتش هان با وفاداری به شما خدمت خواهند کرد

216
00:19:02,300 --> 00:19:05,530
وفادار باشند یا نباشند،خودم حسش می کنم

217
00:19:05,530 --> 00:19:09,330
اما نگران نباش.حتی اگه که به درد نخور باشم،هنوز هم یک لیو هستم

218
00:19:09,330 --> 00:19:11,990
قطعا نمی گذارم که اون راهزن ها من رو کنترل کنند

219
00:19:12,900 --> 00:19:16,190
فقط...درمورد لیو یان و لیو جی

220
00:19:16,190 --> 00:19:17,990
تو با اون ها نزدیکتری

221
00:19:17,990 --> 00:19:20,430
اگه که می تونی،سعی کن مرتب بهشون یادآوری کنی

222
00:19:20,430 --> 00:19:23,450
که دست از پرت و پلا گفتن و منو تو شرایط سخت قرار دادن بردارند

223
00:19:27,850 --> 00:19:30,500
اقامتگاه وزیر نیروها

224
00:19:30,500 --> 00:19:34,330
در زمان جنگ،می گذارن که تو خط مقدم باشیم و کنترل رو به دست بگیریم

225
00:19:34,330 --> 00:19:38,770
حالا که بعد از پیروزی جنگ به خونه برگشتیم،به ما اهمیتی نمی دند-
به اندازه کافی گفتی؟-

226
00:19:38,770 --> 00:19:41,740
من-
اون امپراطور عه و ما زیردست هاشیم-

227
00:19:41,740 --> 00:19:45,200
حتی اگه که ما رو به مرگ بکشونه هم،باید بپذیریش

228
00:19:45,200 --> 00:19:47,770
بر چه اساسی؟-
!تو -

229
00:19:47,770 --> 00:19:50,630
با اون حرف هایی که یکم پیش زدی قصد داشتی که برادر بزرگتر رو به کشتن بدی؟

230
00:19:50,630 --> 00:19:54,530
مگه من فقط بخاطر بی عدالتی در حق برادر سوم عصبانی نیستم؟-
کافیه دیگه-

231
00:19:56,800 --> 00:20:00,190
برادر سوم،بگذار بره

232
00:20:01,190 --> 00:20:12,100
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

233
00:20:13,100 --> 00:20:16,380
خوبه دیگه،برادر سوم.نگاه کن چقدر عصبانی به نظر می رسی

234
00:20:16,380 --> 00:20:18,720
لیو جی فقط آدم رکی عه.انگار که خودت نمی دونی

235
00:20:18,720 --> 00:20:22,500
برادر بزرگتر،مگه یکم پیش ندیدی؟اون آویز یشم یک دستور قتل بود

236
00:20:22,500 --> 00:20:26,160
امروز اگه بخاطر لی هوا نبود،این موقعیت در آرامش حل نمیشد

237
00:20:26,160 --> 00:20:28,070
خودم به وضوح می دونم

238
00:20:28,070 --> 00:20:32,000
این مهمونی هونگمن نفرت انگیزه که توسط وانگ کوانگ و بقیه طراحی شده

239
00:20:32,000 --> 00:20:34,190
اما اون ها چکار می تونند با من بکنند؟

240
00:20:34,190 --> 00:20:36,790
برادر بزرگتر،اون هنوز هم امپراطوره

241
00:20:36,790 --> 00:20:38,370
که چی؟

242
00:20:38,370 --> 00:20:42,360
برادر سوم،تا به حال بهش فکر کردی؟حتی اگه که حالا با احترام باهاش رفتار کنیم

243
00:20:42,360 --> 00:20:45,660
در آینده اون هنوز هم دست از سر ما بر نمی داره

244
00:20:45,660 --> 00:20:48,670
برادر سوم،من می دونم که چکار کنم.نگران نباش

245
00:20:48,670 --> 00:20:51,530
برادر بزگتر-
بسه دیگه-

246
00:20:51,530 --> 00:20:53,900
برادر سوم،تا وقتی که من هیچ خطایی نکنم

247
00:20:53,900 --> 00:20:57,270
تا وقتی که من بهونه ای دستشون ندم که علیه من استفاده کنند،اون ها با من چکار می تونند بکنند؟

248
00:20:57,270 --> 00:21:00,310
اما تو...به زودی به فوچنگ می ری

249
00:21:00,310 --> 00:21:04,840
نمی خوای از این موقعیت استفاده کنی و برای دیدن لی هوا به اقامتگاه یین بری؟

250
00:21:05,700 --> 00:21:09,900
برادر سوم،فکر می کنم که اگه نمی خوای که توسط یین ها بیرون بشی بهتره که دیگه به اون جا نری

251
00:21:09,900 --> 00:21:12,660
بو جی،چی داری میگی؟

252
00:21:12,660 --> 00:21:16,030
لی هوا قراره که به زودی زن برادر سومت بشه.باید باهاش با احترام بیشتری برخورد کنی

253
00:21:16,030 --> 00:21:19,550
برادر بزرگتر،برای زن داداش صدا کردنش حالا خیلی زوده،این طور نیست؟

254
00:21:19,550 --> 00:21:22,460
هنوز مطمئن نیستیم که خودش می خواد یا نه

255
00:21:22,460 --> 00:21:26,000
بوجی،همش به یین جی گیر می دی

256
00:21:26,000 --> 00:21:29,250
بهش حسودیت میشه؟-
من به اون حسودیم بشه؟-

257
00:21:29,250 --> 00:21:31,840
درسته. من مهارت های اون رو ندارم

258
00:21:31,840 --> 00:21:34,670
قابلیت خوش حال کردن اعلیحضرت و وزیر نیروها

259
00:21:34,670 --> 00:21:37,060
همچنین،نائب ژنرال که انقدر عاشقانه دوستش داره

260
00:21:37,060 --> 00:21:40,000
بو جی،داری تو حرف هات زیاده روی می کنی

261
00:21:40,000 --> 00:21:43,080
من قطعا تو صحبت کردن زیاده روی می کنم اما اون کسیه که تو رفتارهاش زیاده روی می کنه

262
00:21:43,080 --> 00:21:46,570
قبلا،شخصا دیدمش که چطور دور اعلیحضرت می چرخه و بهش می چسبه

263
00:21:46,570 --> 00:21:49,110
و حالا،مقام هایی که عطا میشه و پاداش هایی که داده میشه؟

264
00:21:49,110 --> 00:21:51,530
برادر سوم،تو هنوز بعد از پیروزی در جنگ هیچ پاداشی دریافت نکردی

265
00:21:51,530 --> 00:21:55,430
بر چه اساسی خانواده یین انقدر چیزهای خوب دریافت می کنه؟همش بخاطر یین لی هوا نیست؟

266
00:21:55,430 --> 00:21:58,790
بسه دیگه. بو جی،اجازه نداری که از این بیشتر پرت و پلا بگی

267
00:21:58,790 --> 00:22:03,040
لی هوا برادر سومت رو همراهی کرد و در کونیانگ جنگید.چیزی نمونده بود که جونش رو از دست بده

268
00:22:03,040 --> 00:22:07,400
اگه هنوز هم می خوای بهش تهمت بزنی،پس سریع وانچنگ رو ترک کن

269
00:22:08,600 --> 00:22:11,210
شما همه اون رو باور می کنید و من رو باور نمی کنید

270
00:22:11,210 --> 00:22:14,330
خیلی خوب. در هر صورت،وقتی که اون به خانواده ما بیاد،دیگه این جا،جایی برای من نیست

271
00:22:14,330 --> 00:22:16,180
میرم. می رم پس

272
00:22:16,180 --> 00:22:18,540
تو-
خواهر کوچکتر-

273
00:22:19,600 --> 00:22:21,050
اون که واقعا نمی ره،درسته؟

274
00:22:21,050 --> 00:22:24,920
نگران نباش.بعد از یه مدت دوباره برمی گرده

275
00:22:27,100 --> 00:22:29,130
برادر سوم،از طرف دیگه

276
00:22:29,130 --> 00:22:33,710
تو واقعا باید عجله کنی.نمی تونی ببینی که لیو شوان سعی داره که خانواده یین رو به سمت خودش بکشونه؟

277
00:22:33,710 --> 00:22:36,710
بعد از مهمونی،اون فقط از لی هوا خواست که باقی بمونه.چی میشه اگه

278
00:22:36,710 --> 00:22:41,570
لی هوا اون رو فقط به چشم یه دوست قدیمی می بینه.می دونم که چه حسی داره

279
00:22:41,570 --> 00:22:43,480
دقیقا.برادر بزرگتر،تو دیگه خیلی شکاکی

280
00:22:43,480 --> 00:22:47,040
بانو یین چندین بار جونش رو برای برادر سوم به خطر انداخته

281
00:22:47,040 --> 00:22:51,390
بانو یین و برادر سوم برای هم ساخته شدند

282
00:22:59,900 --> 00:23:02,420
دیروقته،هیچ کس هم نگران من نیست

283
00:23:02,420 --> 00:23:04,390
چجور برادری هستن؟

284
00:23:05,390 --> 00:23:14,000
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

285
00:23:15,000 --> 00:23:16,580
بوجی؟

286
00:23:17,500 --> 00:23:19,060
برادر بزرگتر لی،برای چی این جایی؟

287
00:23:19,060 --> 00:23:22,390
خیلی دیر وقته،چطوریه که این بیرون تنهایی؟

288
00:23:22,390 --> 00:23:25,900
اهمیتی نداره. حالم خوب نیست،اومدم بیرون تا قدم بزنم

289
00:23:25,900 --> 00:23:30,070
حال بد؟با برادر بزرگترت بحث کردی؟

290
00:23:31,600 --> 00:23:34,650
یه نگاهی به اطرافت بنداز. همه

291
00:23:34,650 --> 00:23:36,700
برادر بزرگتر و برادر سومت رو به عنوان قهرمان ستایش می کنند

292
00:23:36,700 --> 00:23:40,160
برای چی خواهر کوچکتر قهرمان ها از دستشون عصبانیه؟

293
00:23:40,160 --> 00:23:41,960
چه خواهر کوچکتر قهرمانی؟

294
00:23:41,960 --> 00:23:45,470
در نظر اون ها،من یه خواهر کوچکتر بی اهمیتم

295
00:23:45,470 --> 00:23:49,230
غیرممکنه.چطور ممکنه که تو بی اهمیت باشی؟تو لیو بوجی ای هستی

296
00:23:49,230 --> 00:23:51,470
انتخاب کردی باهاشون شورش کنی،هر روز شمشیرزنی تمرین کنی

297
00:23:51,470 --> 00:23:54,040
و برای خانوادت انتقام بگیری

298
00:23:54,900 --> 00:23:59,480
تو تنها کسی هستی که فکر می کنی من با اهمیتم

299
00:24:00,300 --> 00:24:02,970
در حقیقت،بوشنگ همه این ها رو می دونه

300
00:24:02,970 --> 00:24:07,250
فقط سرش با هدایت ارتش شلوغه

301
00:24:07,250 --> 00:24:09,590
درسته. بانو بو

302
00:24:09,590 --> 00:24:11,670
ما همه آدم هایی هستیم که مرگ و زندگی رو تجربه کردیم

303
00:24:11,670 --> 00:24:13,770
رسیدن به این مرحله آسون نبوده

304
00:24:13,770 --> 00:24:17,330
قدر خانوادت رو بدون.بهشون سخت نگیر

305
00:24:17,330 --> 00:24:20,800
بعضی وقت ها،من هم نمی خوام که باهاشون بحث کنم

306
00:24:20,800 --> 00:24:24,520
هرچند،نمی تونم خودم رو کنترل کنم

307
00:24:26,200 --> 00:24:30,970
در این مورد.هر وقت عصبانی هستی،بیا و من رو پیدا کن.من به اندازه اون ها سرم شلوغ نیست

308
00:24:30,970 --> 00:24:32,800
هرچند نمی تونم آتش خشمت رو خاموش کنم

309
00:24:32,800 --> 00:24:37,170
می تونم باهات صحبت کنم

310
00:24:37,170 --> 00:24:40,170
برادر بزرگتر لی،چرا انقدر با من به خوبی رفتار می کنی؟

311
00:24:40,170 --> 00:24:43,050
احتمالا بخاطر اینکه

312
00:24:43,050 --> 00:24:47,050
تو من رو یاد خواهر کوچکترم جون ار می ندازی. اون هم به خوبی از برادر بزرگترش مراقبت می کرد

313
00:24:47,050 --> 00:24:50,080
هرچند،به عنوان برادر بزرگتر

314
00:24:50,080 --> 00:24:52,660
اجازه دادم که توسط ارتش شین کشته بشه

315
00:24:52,660 --> 00:24:55,760
در جیانگ،نگفتی که

316
00:24:55,760 --> 00:24:58,850
تمام اعضای خانوادمون تبدیل به ستاره شدند،و از آسمون ما رو نگاه می کنند؟

317
00:24:58,850 --> 00:25:03,230
سلسله شین هر لحظه ممکنه که نابود بشه.ما برای خانوادمون انتقام گرفتیم

318
00:25:03,230 --> 00:25:06,470
برادر بزرگتر لی،تو نباید بیشتر از این ناراحت باشی

319
00:25:06,470 --> 00:25:11,040
وگرنه،اعضای خانوادمون از اون بالا نگران می شن

320
00:25:11,040 --> 00:25:13,060
حق با توعه. بو جی

321
00:25:13,060 --> 00:25:17,030
داره دیر میشه.برادر بزرگترت حتما داره برای دنبالت گشتن آدم می فرسته

322
00:25:17,030 --> 00:25:20,450
از اون جایی که کار دیگه ای برای انجام دادن ندارم برت می گردونم-
ممنون-

323
00:25:23,900 --> 00:25:27,970
برادر بزرگتر لی،بعد از صحبت کردن با تو حالم خیلی بهتر شده

324
00:25:27,970 --> 00:25:29,720
واقعا؟

325
00:25:31,800 --> 00:25:35,920
به نظر می رسه که بانو لیو به برادرت علاقه منده

326
00:25:35,920 --> 00:25:39,830
باید صحبتمون رو یک راز نگه داری

327
00:25:39,830 --> 00:25:42,580
نیازی نیست که به برادر بزرگترت بگی

328
00:25:42,580 --> 00:25:47,500
عالیجناب،ما برادر ها همراه لیو یان یک ارتش تشکیل دادیم.ما رابطه خوبی با اون ها داریم

329
00:25:47,500 --> 00:25:49,490
اگه این کار رو بکنم می ترسم که

330
00:25:49,490 --> 00:25:52,040
تو اهمیت زیادی به دوستی می دی

331
00:25:52,040 --> 00:25:55,000
برادران لیو ممکنه که مثل تو فکر نکنند

332
00:25:55,000 --> 00:25:58,910
در نبرد کونیانگ،تو در قلمروی دشمن گیرافتاده بودی،و تصادفا فرار کردی

333
00:25:58,910 --> 00:26:01,930
با این وجود وقتی که به وانچنگ برگشتی،اون ها حتی راجب شرایطت هم ازت نپرسیدند

334
00:26:01,930 --> 00:26:05,560
عجیب نیست که اون ها در حقیقت دارن از تو دوری می کنند؟

335
00:26:05,560 --> 00:26:07,400
از ماوو پرسیدم

336
00:26:07,400 --> 00:26:10,560
کسی که به لیو شیو کمک کرد که تظاهر به تسلیم کنه فنگ یی بود

337
00:26:10,560 --> 00:26:13,010
اون دوست خوب لیو شیو عه

338
00:26:13,010 --> 00:26:16,950
و انتظار میره که جلوی اون در مورد تو حرف بزنه

339
00:26:16,950 --> 00:26:21,210
حالا لیو یان و لیو شیو هردو مشکوک هستند که تو به ارتش هان خیانت کردی و تسلیم نیروهای مقابل شدی

340
00:26:21,210 --> 00:26:23,180
اون ها فعلا یه راز نگهش داشتند

341
00:26:23,180 --> 00:26:25,540
من هیچ وقت به ارتش خیانت نکردم

342
00:26:26,500 --> 00:26:29,910
فنگ یی یه سرباز از ارتش شین بود.چرا باید باورش کنند؟

343
00:26:29,910 --> 00:26:33,790
اون ها به تو اعتماد ندارند،هرچند اعلیحضرت داره

344
00:26:33,790 --> 00:26:37,440
اگه که خاندان لیو حکمرانی کنه،اون وقت خاندان لی مشاوران وفادارش خواهند بود

345
00:26:37,440 --> 00:26:42,590
تو قطعا یک مقام دولتی مورداعتماد ما خواهی شد

346
00:26:45,800 --> 00:26:47,960
مگه تو از خواهر کوچکتر لیو یان خوشت نمیاد؟

347
00:26:47,960 --> 00:26:50,430
اگه که این دفعه به اعلیحضرت کمک کنی

348
00:26:50,430 --> 00:26:53,490
در آینده فرصت های بی شماری وجود خواهد داشت

349
00:26:55,700 --> 00:26:59,390
ممنون از توصیتون،عالیجناب

350
00:27:13,100 --> 00:27:18,040
خواهر بزرگتر. برای زخم هات دارو آوردم

351
00:27:18,040 --> 00:27:20,710
چه داروی مقدسی؟

352
00:27:20,710 --> 00:27:23,560
امیدوارم که دوباره یک هدیه از طرف اعلیحضرت نباشه

353
00:27:46,700 --> 00:27:49,960
عمو دنگ چن این جا آوردش،گفت که یه پزشک الهی پیدا کرده

354
00:27:49,960 --> 00:27:51,850
واقعا باورش کردم

355
00:27:51,850 --> 00:27:56,590
هرچیزی که می خوای بگی بگو،ولی سریع باش.نگذارید برادر بزرگتر و یین شین متوجه بشند

356
00:28:03,300 --> 00:28:07,040
تو دیگه اون مردی که بودی نیستی،اما هنوز هم انقدر از برادر بزرگتر می ترسی؟

357
00:28:08,700 --> 00:28:11,700
من از این می ترسم که نتونم تو رو ببینم

358
00:28:12,700 --> 00:28:22,000
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

359
00:28:23,000 --> 00:28:26,180
برادر سوم،شنیدم که تو رفتی تا دنبال کن پنگ بگردی

360
00:28:26,180 --> 00:28:29,660
درسته. در ابتدا فکر می کردم

361
00:28:29,660 --> 00:28:33,220
که باید دشمنمون رو بکشم حتی اگه برای کشتن سربازانی که تسلیم شدند سرزنش بشم

362
00:28:33,220 --> 00:28:37,000
هرچند،دل انجام دادنش رو نداشتم

363
00:28:37,000 --> 00:28:42,450
منطقا اون درست میگه.اون سرباز خوبیه،و فقط به دستورات عمل می کنه

364
00:28:42,450 --> 00:28:47,060
شخصا،نمی تونم مرگ برادر دوم،زن داداش دوم

365
00:28:47,060 --> 00:28:50,220
و بقیه اعضای خانواده رو فراموش کنم

366
00:28:50,220 --> 00:28:52,500
برادر سوم،رها کردنش کار درستی بود

367
00:28:52,500 --> 00:28:56,820
برادر بزرگتر اون بیرون به بهترین آدم ها احتیاج داره. کشتن سربازهایی که تسلیم شدن به شهرتش کمکی نمی کنه

368
00:28:56,820 --> 00:29:00,260
به علاوه، ژو وی هنوز هم می خواد اون رو پایین بکشه

369
00:29:00,260 --> 00:29:03,160
می دونم. فردا صبح زود راهی ام

370
00:29:03,160 --> 00:29:07,460
می ترسم که ژو وی از قصد من رو فرستاده باشه ،بخاطر همین عه که که تمام مناسبات رو رها کردم و اومدم که ببینمت

371
00:29:07,460 --> 00:29:10,340
به این زودی؟-
برادر بزرگتر خیلی لجبازه-

372
00:29:10,340 --> 00:29:13,990
نگرانم که در این شرایط ناپایدار مشکلی درست کنه

373
00:29:13,990 --> 00:29:15,500
باید حواست بهش باشه

374
00:29:15,500 --> 00:29:18,970
بعضی وقت ها،تو باهوش تری

375
00:29:18,970 --> 00:29:22,840
تو همیشه باید در مقابل دشمنانمون و خیانت های ممکن مراقبت باشی

376
00:29:22,840 --> 00:29:26,280
در اون مورد نگران نباش. اعلیحضرت به من گفت که

377
00:29:26,280 --> 00:29:28,390
نمی خواد در مقابل برادر بزرگتر قرار بگیره

378
00:29:28,390 --> 00:29:31,900
به علاوه،سرزمین هنوز در آشوبه.دربار امپراطوری هنوز به خدمات تو احتیاج دارع

379
00:29:31,900 --> 00:29:34,990
اون گروه حمایتی حودش رو نابود نمی کنه

380
00:29:34,990 --> 00:29:37,860
نگران نباش. من به خوبی از برادر بزرگتر مراقبت می کنم

381
00:29:37,860 --> 00:29:40,860
اگه کسی جرئت کنه که بهش آسیب بزنه،همه تلاشم رو می کنم که

382
00:29:44,300 --> 00:29:46,260
من،من همه تلاشم رو می کنم که ازش محافظت کنم

383
00:29:46,260 --> 00:29:49,710
همه تلاشت؟ می ترسم که در این حین جون خودت رو به خطر بندازی

384
00:29:49,710 --> 00:29:51,570
هنوز زخم هات بهبود پیدا نکرده

385
00:29:51,570 --> 00:29:55,230
اگه از این بیشتر تلاش کنی،به حد مرگ می ترسم

386
00:29:59,100 --> 00:30:02,500
اگه اتفاقی افتاد،برام پیام بفرست

387
00:30:02,530 --> 00:30:06,770
اگه هم وقت کافی وجود نداره،می تونی با برادر بزرگترت مشورت کنی

388
00:30:06,770 --> 00:30:10,920
اطاعت میشه. چیز دیگه ای هم هست که نیاز باشه به من بگی؟

389
00:30:18,800 --> 00:30:22,720
هرچه سریعتر بر می گردم،وقتی که برگشتم

390
00:30:22,720 --> 00:30:25,130
دیگه از هم جدا نمی شیم

391
00:30:41,300 --> 00:30:43,410
یین شینگ،این جایی؟

392
00:30:43,410 --> 00:30:45,750
چرا نمی تونم این جا باشم؟

393
00:30:45,750 --> 00:30:48,160
!ساکت

394
00:30:50,800 --> 00:30:53,000
چرا انقدر مضطربی؟

395
00:30:53,000 --> 00:30:55,130
نیستم

396
00:30:55,130 --> 00:30:58,080
مگه پسرعمو دنگ یه پزشک با خودش نیاورد؟

397
00:30:58,080 --> 00:31:02,390
!چرا

398
00:31:02,390 --> 00:31:06,000
برادر بزرگتر یین کجاست؟-
داره با پسرعمو دنگ شطرنج بازی می کنه-

399
00:31:06,000 --> 00:31:08,560
خواهر بزرگتر حالش رو به بهبودیه؟چرا احتیاج به یه دکتر دیگه داره؟

400
00:31:08,560 --> 00:31:12,660
بگذار برم داخل

401
00:31:12,660 --> 00:31:14,660
نمی تونی الان بری داخل

402
00:31:14,660 --> 00:31:18,630
چرا نمی تونم برم داخل؟-
نمی تونم بگذارم که بری-

403
00:31:18,630 --> 00:31:21,510
دنگ فنگ،برو کنار. شنیدی چی گفتم؟

404
00:31:21,510 --> 00:31:23,930
سریع،برو-
حرکت کن-

405
00:31:23,930 --> 00:31:27,300
من،من نمیرم

406
00:31:27,300 --> 00:31:30,270
هیچ مشکلی نیست. فقط نمی تونی بری داخل

407
00:31:30,270 --> 00:31:34,560
بگذار بهت بگم. این پزشک خیلی عجیب و درونگراست

408
00:31:34,560 --> 00:31:37,910
مردم اجازه دیدن طریقه درمانش رو ندارن

409
00:31:37,910 --> 00:31:41,900
چطور می تونه اجازه ملاقات غریبه ها رو با خواهر بدی؟نمی دونی که زخمیه؟

410
00:31:41,900 --> 00:31:44,470
بگذار برم داخل-
درسته.یه اتفاقی افتاده-

411
00:31:44,470 --> 00:31:46,460
یه چیزی اتفاق افتاده. یه چیزی غلطه

412
00:31:46,460 --> 00:31:51,070
حالا چه مشکلی پیش اومده؟

413
00:31:51,070 --> 00:31:54,170
هوپو. هوپو چه مشکلی داره؟

414
00:31:54,170 --> 00:31:57,500
...هوپو-
دقیقا مشکل هوپو چیه؟-

415
00:31:57,500 --> 00:32:02,870
اون. اون امروز حالش خوب نیست

416
00:32:02,870 --> 00:32:06,530
هوپو امروز حالش خوب نیست؟ چرا من نمی دونم؟

417
00:32:06,530 --> 00:32:10,100
در واقع،این طور نیست که واقعا حالش بد باشه. فقط اینکه

418
00:32:10,100 --> 00:32:11,680
مشکل هوپو چیه؟

419
00:32:11,680 --> 00:32:15,620
اخیرا،اون اکثر وقتش رو با یو چی جون سپری می کنه

420
00:32:17,800 --> 00:32:20,710
هوپو با یو چی جون عه؟

421
00:32:21,700 --> 00:32:26,520
هوپو عضوی از خاندان یین،و خدمتکار شخصی من عه. چرا اون باید با یو چی جون باشه؟

422
00:32:26,520 --> 00:32:30,120
درسته. هوپو خدمتکار خانواده یین عه

423
00:32:30,120 --> 00:32:33,690
ولی،یو چی جون توسط برادر بزرگتر دعوت شده

424
00:32:33,690 --> 00:32:37,330
برادر بزرگتر خیلی بهش احترام می گذاره و وفاداریش رو می خواد. به همین خاطر

425
00:32:37,330 --> 00:32:39,540
حرف الکی نزن

426
00:32:44,300 --> 00:32:46,680
از خواهر بزرگتر به خوبی مراقبت کن

427
00:32:56,300 --> 00:33:01,360
خواهر بزرگتر، من حتی عموی کوچکم رو هم برای تو لیو شیو قربانی کردم

428
00:33:01,360 --> 00:33:04,130
دفعه بعد که عموی کوچک من رو سرزنش کرد

429
00:33:04,130 --> 00:33:07,000
باید برام پادرمیونی کنی

430
00:33:11,000 --> 00:33:13,310
این جا رو نگاه کن-
این جا؟-
درسته-

431
00:33:13,310 --> 00:33:15,730
به نظرم معقوله-
این موقعیت-

432
00:33:15,730 --> 00:33:18,010
و همچنین-
حس می کنم که می تونیم در این منطقه کمان دار قرا بدیم. چی فکر می کنی؟-

433
00:33:18,010 --> 00:33:19,640
این جا؟-
بله.چی فکر می کنی؟-

434
00:33:19,640 --> 00:33:21,100
به نظر ایده خوبیه

435
00:33:21,100 --> 00:33:24,520
نظرات ما با هم همخونی داره. قطعا این جا مناسب نیست

436
00:33:25,500 --> 00:33:28,390
ارباب جوان-
ارباب جوان دوم-

437
00:33:31,800 --> 00:33:33,400
شما ها چی کار می کنید؟

438
00:33:33,400 --> 00:33:36,940
ارباب ارشد از من درخواست کردند که درباره استقرار امنیت اقامتگاه با هوپو صحبت کنم

439
00:33:36,940 --> 00:33:39,610
صحبت کردنتون تموم شد؟-
نه هنوز.ارباب جوان به چیزی نیاز دارید؟-

440
00:33:39,610 --> 00:33:42,960
باید به تو اطلاع بدم که چیزی نیاز دارم یا نه؟

441
00:33:42,960 --> 00:33:46,730
تو هم همین طور. تو خدمتکار شخصی کی هستی؟چجوریه که من باید بیام این جا دنبال تو؟

442
00:33:46,730 --> 00:33:50,460
ارباب جوان، معذرت می خوام. بخاطر اینه که

443
00:33:50,460 --> 00:33:53,430
ارباب جوان دوم،این من بودم که به این جا اومدم تا از هوپو درخواست کمک کنم

444
00:33:53,430 --> 00:33:56,050
محافظان خانواده یین هرکدوم وظیفه خودشون رو دارند. اگه تو نتونی که وظیفه خودت رو به درستی انجام بدی

445
00:33:56,050 --> 00:33:58,190
می تونی از برادر بزرگتر درخواست کنی که افراد بیشتری رو برای کمک بهت بفرسته

446
00:33:58,190 --> 00:34:02,800
این کاریه که تو باید انجام بدی؟برات واضح نیست که چی وظیفه تو عه و چی نیست؟

447
00:34:02,800 --> 00:34:06,740
اگه یه اتفاق بد برای من بیفته، کی مسئولیتش رو به عهده می گیره؟

448
00:34:06,740 --> 00:34:10,670
تو-
من اشتباهاتم رو می دونم. از این به بعد رفتار مناسب رو تمرین می کنم-

449
00:34:10,670 --> 00:34:13,770
ارباب جوان دوم،من دیگه میرم

450
00:34:14,770 --> 00:34:22,200
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

451
00:34:23,200 --> 00:34:25,390
از دست من عصبانی هستی؟

452
00:34:26,100 --> 00:34:27,940
جرئت نمی کنم

453
00:34:27,940 --> 00:34:32,200
از اول تا آخر،من فقط به دستورات ارباب جوان گوش می کنم

454
00:34:32,200 --> 00:34:35,790
ارباب جوان دستوری دارید،همین الان انجامش میدم

455
00:34:43,200 --> 00:34:47,320
برادر سوم،از وقتی که از اقامتگاه یین برگشتی،خیلی خوش حالی

456
00:34:47,320 --> 00:34:50,000
ما فردا صبح راه می افتیم

457
00:34:50,000 --> 00:34:54,090
و با این وجود ازم خواستی که امشب باهات بنوشم؟این شبیه خود همیشگیت نیست برادر سوم

458
00:34:54,090 --> 00:34:56,670
پس برادر بزرگتر فکر می کنه که من باید چه شکلی باشم؟

459
00:34:56,670 --> 00:35:00,330
برادر سوم،وقتی که کوچک بودی،خیلی مودب بودی

460
00:35:00,330 --> 00:35:04,280
وقتی پدر فوت کرد،حتی آرومتر هم شدی و هیچ دردسری درست نمی کردی

461
00:35:04,280 --> 00:35:08,370
همیشه کنار من می موندی،مثل یه کله هویجی

462
00:35:08,370 --> 00:35:11,390
واقعا؟اون موقع ها انقدر ساکت و احمق بودم؟

463
00:35:11,390 --> 00:35:15,380
فقط احمق نبودی،خنگ بودی

464
00:35:15,380 --> 00:35:17,520
اول،فکر می کردم که تو شبیه برادر دومی

465
00:35:17,520 --> 00:35:20,230
که فقط بلده چطور کشاورزی کنه و بخوره

466
00:35:20,230 --> 00:35:24,150
ولی هیچ وقت فکر نمی کردم که تو یه چشم به هم زدن،بزرگ بشی

467
00:35:24,150 --> 00:35:28,920
تبدیل بشی به یک جوان آینده دار. آخرین نبرد در کونیانگ،تو واقعا عالی بودی

468
00:35:28,920 --> 00:35:30,700
واقعا متاثر شدم

469
00:35:30,700 --> 00:35:32,650
برادر بزرگتر،تو همین حالا هم خیلی از من تعریف کردی

470
00:35:32,650 --> 00:35:35,570
نبرد عالی کونیانگ به لطف تلاش زیاد و همکاری همه است

471
00:35:35,570 --> 00:35:37,560
فراموش نکن. تو فرمانده ای

472
00:35:37,560 --> 00:35:41,260
از جنبه ثبت تاریخی،تو باید بیشترین شایستگی رو دریافت کنی

473
00:35:41,260 --> 00:35:43,950
برادر سوم،در ابتدا من خیلی نگران بودم

474
00:35:43,950 --> 00:35:47,130
نگران بودم که بی عرضه،ترسو و دودل باشی

475
00:35:47,130 --> 00:35:49,170
...هیچ وقت فکرش رو نمی کردم

476
00:35:49,170 --> 00:35:50,650
اشتباه فکر می کردم

477
00:35:50,650 --> 00:35:54,760
تو نه تنها شجاع و باهوش هستی،بلکه توانایی حکمرانی بر یک کشور رو هم داری

478
00:35:54,760 --> 00:35:56,690
تو افتخار خاندان لیو هستی

479
00:35:56,690 --> 00:36:00,180
بیا. به افتخارت بنوشیم

480
00:36:00,180 --> 00:36:03,110
باشه. به سلامتی-
به سلامتی-

481
00:36:08,300 --> 00:36:13,630
برادر بزرگتر،من هم می خوام که به افتخارت بنوشم

482
00:36:14,480 --> 00:36:17,630
بدون برادر بزرگتر،من کنونی وجود نداشت

483
00:36:17,630 --> 00:36:20,500
ممنونم برادر بزرگتر-
برو بالا-

484
00:36:25,900 --> 00:36:30,510
برادر سوم،در آینده وقتی که کنارت نیستم

485
00:36:30,510 --> 00:36:33,310
می تونی خودت تصمیم بگیری

486
00:36:33,310 --> 00:36:36,640
برادر بزرگتر.نگران نباش. من بهترین عملکردم رو نشون میدم

487
00:36:36,640 --> 00:36:41,030
ولی...برادر بزرگتر،ژنرال های زیردست من خیلی نیستند

488
00:36:41,030 --> 00:36:43,490
نظرت چیه که لیو جی رو با خودم ببرم؟

489
00:36:43,490 --> 00:36:47,340
این کار رو نکن. فراموش نکن. لیو جی زیردست تو نیست.اگه اون رو با خودت ببری

490
00:36:47,340 --> 00:36:51,690
و اگه ژو وی و بقیه متوجه بشن،باهاش مشکل درست می کنند

491
00:36:51,690 --> 00:36:55,690
می دونم که نگرانی که لیو جی دردسر درست کنه

492
00:36:55,690 --> 00:36:58,380
نگران نباش‌من هم به زودی به میدان نبرد می رم

493
00:36:58,380 --> 00:37:00,550
من اون رو با خودم می برم. هیچ اتفاقی نمی افته

494
00:37:00,550 --> 00:37:03,300
اما تو،هنوزم همین طوری

495
00:37:03,300 --> 00:37:06,600
تعجبی نداره که لی هوا تو رو غرغرو صدا می زد

496
00:37:09,700 --> 00:37:11,350
حالا که اسم لی هوا رو آوردی

497
00:37:11,350 --> 00:37:16,540
برادر بزرگتر...می خوام از برادر بزرگتر بخوام که در یک موضوع کمکم کنه

498
00:37:17,500 --> 00:37:19,760
این بار وقتی که از فوچنگ برگشتم

499
00:37:19,760 --> 00:37:22,700
می خوام از برادر بزرگتر بخوام که کمکم کنه تا از خانواده یین درخواست ازدواج کنم

500
00:37:22,700 --> 00:37:25,860
البته. این موضوع رو بسپر به من

501
00:37:25,860 --> 00:37:30,240
نگران نباش. من قطعا برای شما دوتا یک عروسی مجلل برگزار می کنم

502
00:37:30,240 --> 00:37:32,380
برادر بزرگتر،نیازی نیست که مجلل باشه

503
00:37:32,380 --> 00:37:34,000
مگه میشه؟

504
00:37:34,000 --> 00:37:37,460
برادر سوم، تو سی ساله که مجرد موندی

505
00:37:37,460 --> 00:37:41,520
نگران نباش‌من قطعا مراسم ازدواجت رو بزرگ و تاثیرگزار می کنم

506
00:37:41,520 --> 00:37:43,260
می خوام همه تو این دنیا بدونند

507
00:37:43,260 --> 00:37:46,260
که برادر سومم،قهرمان نبرد بزرگ کونیانگ

508
00:37:46,260 --> 00:37:49,820
بالاخره به آرزوش برای ازدواج با لی هوا رسیده

509
00:37:49,820 --> 00:37:52,140
باشه. پس من از خواسته های برادر بزرگتر پیروی می کنم

510
00:37:52,140 --> 00:37:54,790
برادر سوم،این شایسته است که یه مرد یه خونه بسازه و دستاوردهایی داشته باشه

511
00:37:54,790 --> 00:37:57,210
هر وقت که چانگان رو تحت کنترل گرفتیم

512
00:37:57,210 --> 00:38:01,260
و دشمنان رو نابود کردیم.می گذارم هر مقامی که خواستی رو انتخاب کنی

513
00:38:01,260 --> 00:38:03,990
برادر بزرگتر،اگه حقیقت رو بخوای

514
00:38:03,990 --> 00:38:06,870
من هیچ مقام و شهرتی نمی خوام

515
00:38:10,100 --> 00:38:14,370
فقط می خوام که تا ابد برادر بزرگتر رو همراهی کنم

516
00:38:14,370 --> 00:38:17,810
با هم زندگی کنیم و با هم بمیریم. همدیگر رو رها یا ترک نکنیم

517
00:38:18,700 --> 00:38:21,960
خوبه. زندگی و مرگ با هم. ترک نکردن و دور ننداختن یکدیگر

518
00:38:21,960 --> 00:38:24,080
تا زمانی که ما دوتا برادر با  همدگیر یکی باشیم

519
00:38:24,080 --> 00:38:27,650
قطعا می تونیم که سلسله هان رو برگردونیم و رونقش بدیم

520
00:38:27,650 --> 00:38:29,880
به سلامتی-
به سلامتی-

521
00:38:30,880 --> 00:38:44,700
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

522
00:38:45,700 --> 00:38:49,790
جراحاتت تازه خوب شد و به کجا قصد فرار داری حالا؟

523
00:38:53,800 --> 00:38:57,750
برادر بزرگتر...راستش

524
00:38:57,750 --> 00:39:00,240
بخاطر اینه که چندین روز میشه که تو خونه موندم

525
00:39:00,240 --> 00:39:02,210
انقدر حوصله ام سر رفته که چیزی نمونده علف روم سبز بشه

526
00:39:02,210 --> 00:39:05,280
فقط می خوام بیرون و یه چرخی بزنم

527
00:39:09,000 --> 00:39:11,880
انقدر حوصلت سر رفته که علف روت سبز شده؟

528
00:39:11,880 --> 00:39:13,930
دیروز،یه دکتر مشهور اومد

529
00:39:13,930 --> 00:39:16,520
کمکت نکرد که علف ها رو بکنی؟

530
00:39:24,930 --> 00:39:26,520
فنگ ار-
بله-

531
00:39:28,200 --> 00:39:32,580
خواهرت رو برای بیرون رفتن همراهی کن.اگه که دوباره تو دردسر افتادید،دیگه نیازی نیست زحمت برگشتن به خودتون بدید

532
00:39:32,580 --> 00:39:35,480
مستقیم شهر رو ترک کنید و به یویانگ برید

533
00:39:35,480 --> 00:39:38,390
بله-
بله. می ریم-

534
00:39:43,100 --> 00:39:45,200
تو هم می خوای بری؟

535
00:39:45,200 --> 00:39:49,060
من...من نمی خوام

536
00:39:49,060 --> 00:39:51,900
اگه نمی خوای بری،روی بازی تمرکز کن

537
00:39:56,600 --> 00:40:00,830
من دستور دادم که پوهو به یو چی جون در رابطه با دفاع اقامتگاه کمک کنه.تو مشکلی داری؟

538
00:40:00,830 --> 00:40:03,010
نه. ندارم

539
00:40:04,100 --> 00:40:08,680
فقط داشتیم فکر می کردم که پوهو از زمانی بچگی به من خدمت کرده

540
00:40:08,680 --> 00:40:12,020
که چی؟ پوهو فقط یه خدمتکاره

541
00:40:12,020 --> 00:40:14,050
اگه که حس می کنی دستورات من مشکلی دارند

542
00:40:14,050 --> 00:40:16,100
یه خدمتکار دیگه می فرستم که بهت خدمت کنه

543
00:40:16,100 --> 00:40:19,510
نه.نه.پوهو خیلی خوبه

544
00:40:19,510 --> 00:40:21,760
خودمم می دونم،برادر بزرگتر

545
00:40:29,100 --> 00:40:32,430
خوبه. نگاه کن.نگاه کن. این چرم رو

546
00:40:32,430 --> 00:40:36,920
این دفعه،تجهیزات اسب هامون با دقت انتخاب شدند.همشون بهترین هان

547
00:40:36,920 --> 00:40:39,030
بگذارید یک چیزی بهتون بگم،در جنگ

548
00:40:39,030 --> 00:40:41,590
اسب ها خواهران و برادران ما هستند

549
00:40:41,590 --> 00:40:44,500
با اون ها،ما مطمئنا پیروز میشیم.مطمئن شید که این ها رو به خوبی روشون قرار بدید

550
00:40:44,500 --> 00:40:45,290
حتما

551
00:40:45,290 --> 00:40:49,320
لی جی،فردا،اسبت رو حمام کن.مطمئن شو که به خوبی تمیزش کنی

552
00:40:49,320 --> 00:40:50,760
باشه

553
00:41:29,100 --> 00:41:31,120
قبلا،وقتی وانگ کوانگ برای حمله به شهر آدم فرستاد

554
00:41:31,120 --> 00:41:34,880
نگران بودم که اون بترسه از اینکه تو حالا هم شایستگی های فراوانی کسب کردی و نگذاره که این جا بیای

555
00:41:34,880 --> 00:41:36,330
اما هنوز همه چی آروم به نظر می رسه

556
00:41:36,330 --> 00:41:39,290
امپراطورت هنوز توانایی تشخیص اینکه چی مهم هست و چی نیست رو داره

557
00:41:39,290 --> 00:41:41,870
معلومه که اعلیحضرت می دونن.فراموش نکن

558
00:41:41,870 --> 00:41:45,040
ایشون قبلا شاگرد برتر مکتب تای بودند

559
00:41:45,040 --> 00:41:47,930
وانگ کوانگ فکر کرد که یک عروسک خیمه شب بازی رو منصوب کردند

560
00:41:47,930 --> 00:41:49,650
دیر یا زود،نتیجه اعمالشون رو می بینند

561
00:41:49,650 --> 00:41:53,440
در حال حاضر،چیزی که از همه بیشتر راجبش نگرانم اینه که سعی کنند به برادر بزرگتر آسیب بزنند

562
00:41:53,440 --> 00:41:56,800
از وقتی که وانچنگ رو ترک کردم،احساس ناآرومی می کنم

563
00:41:56,800 --> 00:41:59,550
احساس می کنم که یک امپراطور باید هنر کنترل و مقابله رو بدونه

564
00:41:59,550 --> 00:42:03,930
اگه اون واقعا کاری علیه برادرت بکنه،مگه وانگ کوانگ و ارتش لولینش نترس تر و بی پرواتر نمی شند؟

565
00:42:03,930 --> 00:42:06,170
به علاوه،لی هوا هم همراه برادر بزرگترته

566
00:42:06,170 --> 00:42:09,830
خودت هم به وضوح قدرت خانواده یین رو می دونی.در حال حاضر،نباید مشکلی وجود داشته باشه

567
00:42:13,320 --> 00:42:15,500
امیدوارم

568
00:42:17,000 --> 00:42:20,420
ژنرال لطفا کمی شراب بنوشید-
بانو دینگ رو؟-

569
00:42:22,700 --> 00:42:23,970
...اون

570
00:42:23,970 --> 00:42:26,330
آخرین بار که با تو به کونیانگ رفتم

571
00:42:26,330 --> 00:42:28,920
پدرم برای خودش تصمیم گرفت و برای من همسر انتخاب کرد

572
00:42:28,920 --> 00:42:33,540
فقط برای اینکه به با من بودن بتونه ادامه بده، آه رو تصمیم گرفت که یک خدمتکار بشه تا بتونه تو خونمون بمونه

573
00:42:36,100 --> 00:42:38,890
گنگ سون، من تو رو می شناسم

574
00:42:38,890 --> 00:42:42,340
تو اجازه نمی دی که اون تا ابد بدون یک جایگاه مناسب دنبالت کنه.برنامت چیه؟

575
00:42:42,340 --> 00:42:44,660
من قطعا بهش یک جایگاه میدم

576
00:42:46,000 --> 00:42:48,860
آه،درسته. جراحات لی هوا چطوره؟

577
00:42:48,860 --> 00:42:53,580
وقتی که ژنرال برگرده،حتما می خوای از خانواده یین درخواست ازدواج باهاش رو بکنی.درسته؟

578
00:42:53,580 --> 00:42:56,220
برادر بزگتر گفت وقتی که این بار برگردم

579
00:42:56,220 --> 00:42:59,010
اون آمادگی سازی های عروسی من و لی هوا رو انجام میده

580
00:43:00,400 --> 00:43:02,020
بیا

581
00:45:28,080 --> 00:45:38,080
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site
