﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

2
00:01:27,730 --> 00:01:30,620
عرصه عشق

3
00:01:30,620 --> 00:01:33,060
قسمت شانزدهم

4
00:01:43,270 --> 00:01:44,960
مثل این

5
00:01:53,070 --> 00:01:54,780
ببین

6
00:01:55,620 --> 00:01:59,020
بازوتو اینجوری بزار، دستتو هم اینجوری

7
00:02:00,540 --> 00:02:02,240
باید این شکلی باشی

8
00:02:06,880 --> 00:02:08,700
خوبه

9
00:02:13,470 --> 00:02:17,530
خواهر دینگ، من از عهده تمرینای هنرهای رزمی برمیام ولی واقعا نمیتونم برقصم

10
00:02:17,530 --> 00:02:21,210
راه دیگه ای برای نزدیک شدن به وانگ شون هست؟

11
00:02:23,880 --> 00:02:27,700
ولی وانگ شون امشب برای زیردستاش یه مهمونی گرفته

12
00:02:27,700 --> 00:02:32,370
فقط درصورتی که بعنوان رقاص همراه من باشی میتونی ترور رو انجام بدی

13
00:02:39,650 --> 00:02:42,360
چطوره تمرینو ادامه بدیم؟

14
00:02:42,360 --> 00:02:46,290
اگه بازم نتونستی، اونوقت یه راه دیگه پیدا میکنیم

15
00:02:50,550 --> 00:02:54,150
خواهر دینگ، مهم نیست که امشب من چجوری اون کارو انجام بدم

16
00:02:54,150 --> 00:02:55,600
به من توجه نکن

17
00:02:55,600 --> 00:02:58,600
یو چی جون رو میزارم که مراقبت باشه چیزیت نشه

18
00:03:00,330 --> 00:03:01,490
من نمیرم

19
00:03:01,490 --> 00:03:03,720
پدر و مادر و خونوادم

20
00:03:04,450 --> 00:03:06,530
همشون قربانی حکومتن

21
00:03:06,530 --> 00:03:11,410
سلسله شین دشمن خونی منه

22
00:03:11,410 --> 00:03:16,170
واسه همین، هرکاری که ازم بربیاد واسه کمک به این ترور انجام میدم

23
00:03:16,170 --> 00:03:20,120
خیالت راحت، حاضرم از جون خودم بگذرم تا جون تو در امان باشه

24
00:03:24,410 --> 00:03:27,620
اوه نه، وانگ شون اجازه ورود هیچ سلاحی رو

25
00:03:27,620 --> 00:03:30,430
توی مهمونیایی که خودش میزبان باشه نمیده

26
00:03:31,390 --> 00:03:34,440
پس چجوری باید ترور رو انجام بدیم؟

27
00:03:56,890 --> 00:03:58,530
علامت ورودتونو نشون بدین

28
00:04:00,350 --> 00:04:02,120
سلاحاتونو تحویل بدین

29
00:04:10,750 --> 00:04:12,390
نشان ورود

30
00:04:22,290 --> 00:04:27,370
ژنرال ها، اعليحضرت به سختی کاری که برای خوابوندن شورشا انجام دادین بسیار همدردی میکنن

31
00:04:27,370 --> 00:04:30,340
ایشون دستور دادن که شراب خوب بیارن

32
00:04:30,340 --> 00:04:32,330
و به من، ارتشبد اعظم، دستور دارم به همه هدیه بدم

33
00:04:32,330 --> 00:04:35,940
ژنرالا، امشب برای خوشی دل خودمون مشروب میزنیم

34
00:04:35,940 --> 00:04:39,960
فردا باهم میریم که شهر کون یانگو بگیریم

35
00:04:39,960 --> 00:04:42,620
و مقتدرانه این نبردو ببریم

36
00:04:42,620 --> 00:04:47,460
درود بر امپراتور، زندگی ما فدای شما ارتشبد اعظم

37
00:05:49,360 --> 00:05:51,710
بطور ترسناکی اینجا ساکته

38
00:06:00,470 --> 00:06:03,430
وانگ با، به بقیه بگو

39
00:06:03,430 --> 00:06:05,580
که تا جایی که میشه مراقب باشن و ساکت بمونن

40
00:06:05,580 --> 00:06:10,800
بیاین آروم عقب برگردیم و به جاش به دروازه کناری حمله کنیم-
چشم ژنرال-

41
00:07:41,060 --> 00:07:43,490
جدا میشیم، بریم

42
00:07:45,213 --> 00:08:05,213
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

43
00:08:06,610 --> 00:08:08,140
وایسین

44
00:08:15,450 --> 00:08:20,830
من، ارتشبد اعظم، بهت دستور میدم که برای من یه قطعه جدا بزنی

45
00:08:27,280 --> 00:08:29,160
زود باش بزن

46
00:08:56,810 --> 00:09:02,430
تو سازش رو بگیر و برام بیارش

47
00:09:05,700 --> 00:09:07,350
بله

48
00:09:32,610 --> 00:09:36,500
از اونجایی که تو نمیخوای یه قطعه موسیقی برام بزنی

49
00:09:36,500 --> 00:09:41,280
پس من باید برات یه قطعه بزنم

50
00:09:55,590 --> 00:09:58,840
تحسین برانگیزه، یه شمشیر در پوشش ساز

51
00:09:58,840 --> 00:10:01,950
تو کی هستی؟ چرا میخواستی منو بکشی؟

52
00:10:01,950 --> 00:10:04,050
توی عوضی کی هستی؟

53
00:10:04,800 --> 00:10:06,950
نیروی دشمن به اردوگاهمون حمله کرده، برین به ارتشبد اعظم خبر بدین

54
00:10:06,950 --> 00:10:09,190
زود باشین، دنبال ارتشبد اعظم بگردین

55
00:10:31,720 --> 00:10:34,550
امروز من انتقام پدر و مادرمو میگیرم

56
00:10:41,230 --> 00:10:43,090
خواهر سریع از اینجا برو

57
00:10:57,510 --> 00:10:59,080
شورشیا چطوری تونستن به اردوگاهمون نفوذ کنن؟

58
00:10:59,080 --> 00:11:03,160
هیچ نظری ندارم، ارتشبد اعظم لطفا به اردوگاه غربی برگردین و کنترل اوضاعو به دست بگیرین

59
00:11:04,160 --> 00:11:20,730
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

60
00:11:21,730 --> 00:11:23,500
تو باید لیو شیو باشی؟

61
00:11:23,500 --> 00:11:26,280
چطوری تونستی با یه همچین نیروی کمی به اردوگاهمون شبیخون بزنی؟

62
00:11:26,280 --> 00:11:28,760
باهوش باش، اسلحه هاتونو تحویل بدین و خودتونو تسلیم کنین

63
00:11:28,760 --> 00:11:33,280
ما سربازای سلسله هان بزرگیم، تو واقعا فکر کردی خودمونو به یه خائن و پادوی سلسله شینی مثل تو تسلیم میکنیم؟

64
00:11:33,280 --> 00:11:34,940
بکشینشون

65
00:11:46,630 --> 00:11:48,280
روشن کنین

66
00:11:52,460 --> 00:11:54,100
آتش

67
00:12:14,970 --> 00:12:17,250
لی هوائه-
قوای پشتیبانی رسیدن-

68
00:12:17,250 --> 00:12:18,600
با کمک خدایان سلسله شین تموم میشه

69
00:12:18,600 --> 00:12:22,390
برادرا، باهم پیش میریم، همشونو بکشین

70
00:12:46,220 --> 00:12:48,800
زودباش، زود باش از اردوگاه شرقی درخواست کمک کن

71
00:12:48,800 --> 00:12:50,630
بله

72
00:12:54,150 --> 00:12:58,650
برادرا، بُکشین

73
00:13:20,800 --> 00:13:23,840
یه خبر بد، ارتشبد اعظم کشته شده و اردوگاه شرقی درخطره

74
00:13:23,840 --> 00:13:28,330
وانگ شون کشته شده، وانگ یی امروز روز مرگ توئه

75
00:13:42,120 --> 00:13:44,750
بُکشین

76
00:14:04,790 --> 00:14:06,360
سریع تر

77
00:14:08,340 --> 00:14:10,090
سریع بدو

78
00:14:11,090 --> 00:14:16,170
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

79
00:14:17,170 --> 00:14:18,770
آه رو

80
00:14:25,710 --> 00:14:27,640
تویی

81
00:15:37,600 --> 00:15:39,630
برادر سوم

82
00:17:00,440 --> 00:17:02,230
خواهر

83
00:17:06,810 --> 00:17:08,610
تیرارو رها کنین

84
00:17:37,840 --> 00:17:39,630
خواهر

85
00:17:40,630 --> 00:17:49,780
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

86
00:17:50,780 --> 00:17:52,620
لی هوا

87
00:17:54,490 --> 00:17:56,290
لی هوا

88
00:17:58,230 --> 00:18:00,250
خواهر، خواهر، خواهر

89
00:18:00,250 --> 00:18:02,520
حالت خوبه؟ خواهر، خواهر

90
00:18:02,520 --> 00:18:03,750
خواهر

91
00:18:03,750 --> 00:18:05,510
خواهر حالت خوبه؟ خواهر

92
00:18:05,510 --> 00:18:06,820
خواهر

93
00:18:06,820 --> 00:18:09,370
خواهر منو نترسون

94
00:18:11,860 --> 00:18:13,640
خواهر

95
00:18:18,510 --> 00:18:19,670
خواهر خوبه

96
00:18:19,670 --> 00:18:21,880
خواهر خوبه، اون حالش خوبه

97
00:18:21,880 --> 00:18:23,760
خواهر حالش خوبه، خواهر

98
00:18:23,760 --> 00:18:26,500
ما بردیم-
ما پیروز شدیم-

99
00:18:26,500 --> 00:18:30,010
ما پیروز شدیم

100
00:18:30,010 --> 00:18:33,640
ما بردیم، پیروزی

101
00:18:33,640 --> 00:18:36,020
پیروزی

102
00:18:36,020 --> 00:18:39,080
ما بردیم

103
00:19:01,240 --> 00:19:06,190
میخوای بزاری مثل یه اکسسوری روم بمونه؟

104
00:19:06,190 --> 00:19:09,820
اگه دلشو نداری بگو یین شینگ بیاد درش بیاره

105
00:19:09,820 --> 00:19:12,140
نمیخوام اینجوری ببینمت

106
00:19:12,670 --> 00:19:17,200
سر تیر خیلی عمیق فرو رفته، باید تحملش کنی

107
00:19:17,200 --> 00:19:19,750
دارم از درد میمیرم، اونوقت ازم میخوای تحملش کنم؟

108
00:19:19,750 --> 00:19:22,000
میرم یه نگاهی بندازم

109
00:19:22,000 --> 00:19:25,490
نگران نباش، عمو لیو نمیزاره اتفاقی برای خواهر بیفته

110
00:19:28,920 --> 00:19:31,960
اگه نمیخوای بِکشیش بیرون، پس خودت برو بیرون

111
00:19:52,440 --> 00:19:56,210
♫ هیشکی نمیدونه عشق چیه ♫

112
00:19:56,210 --> 00:20:00,040
♫ هیشکی نمیدونه آخر داستانمون چی میشه ♫

113
00:20:00,040 --> 00:20:07,100
♫ به نظر میرسه که من توی راحتی ام ولی واقعیت اینه که از وقتی همه چیزو فهمیدم مغزم تقریبا خالی شده ♫

114
00:20:07,620 --> 00:20:10,690
♫ دنیای من در تو خلاصه میشه ♫

115
00:20:10,690 --> 00:20:12,820
درد داره

116
00:20:15,420 --> 00:20:17,170
دراز بکش

117
00:20:19,190 --> 00:20:23,830
♫ عشق بازی مثل برق و باد میگذره ♫

118
00:20:26,000 --> 00:20:29,150
♫ تک تک لحظه های زندگیمو میدم ♫

119
00:20:29,150 --> 00:20:31,020
یه کم بخواب

120
00:20:31,020 --> 00:20:33,550
♫ که بتونم با تو زندگی کنم ♫

121
00:20:33,550 --> 00:20:38,560
♫ لطفا همه اون قسمتا و کارایی که برای بهبود زخمامون انجام دادیمو ببخش ♫

122
00:20:38,560 --> 00:20:41,350
♫ که همشونم با اومدنت ترک شدن ♫

123
00:20:41,350 --> 00:20:45,990
♫ اگه تقدیرمون باهم بودن باشه، هیچوقت از تناسخ پشیمون نمیشم ♫

124
00:20:45,990 --> 00:20:49,040
♫ خاطره هارو شعر بگیم و توی مغزمون حک کنیم ♫

125
00:20:49,040 --> 00:20:56,140
♫ تو تنها کسی هستی که میتونه قلبمو اکلیلی کنه ♫

126
00:20:58,390 --> 00:21:01,100
خیلی دردناکه

127
00:21:01,100 --> 00:21:02,890
معذرت میخوام

128
00:21:07,860 --> 00:21:13,730
اگه دوباره منو تنها بزاری، دیگه هیچوقت نمیبخشمت

129
00:21:16,730 --> 00:21:20,830
تو زنده باشی، منم زنده ام

130
00:21:24,930 --> 00:21:29,660
تو بمیری، منم میمیرم

131
00:21:31,080 --> 00:21:33,340
دیگه نمیرم

132
00:21:33,340 --> 00:21:40,710
♫ صورت خندونت ♫

133
00:21:41,710 --> 00:21:54,830
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

134
00:21:55,830 --> 00:21:59,320
چقدر از بعد اینکه جنگ تموم شده عجله داری زود برگردی

135
00:21:59,320 --> 00:22:02,390
هممون میخوایم چند روز دیگه بمونی

136
00:22:02,390 --> 00:22:05,530
درباره لی یی میخوای چکار کنی؟

137
00:22:07,930 --> 00:22:11,650
وقتی اون و لی سی یوآن رفتن که داجه رو برای شورش راضی کنن

138
00:22:11,650 --> 00:22:13,870
تقریبا همه خاندان لی کشته شده بودن

139
00:22:13,870 --> 00:22:16,970
اون حتی جونشو هم به خطر انداخت که موقع جنگیدن برای شکستن خط دفاعی دشمن و محاصره کون یانگ کنارم باشه

140
00:22:19,060 --> 00:22:21,110
مگه میتونم کاریش کنم؟

141
00:22:21,110 --> 00:22:23,600
میزارمش پای اینکه از عصبانیت یه کاری کرده

142
00:22:23,600 --> 00:22:28,120
میفهمم، ایندفعه رو میتونی بخشنده باشی و ببخشیش

143
00:22:28,120 --> 00:22:30,510
گرچه، این آدم دیگه نمیتونه قابل اعتماد باشه

144
00:22:33,620 --> 00:22:36,550
گون سون، اگه تو بخاطر نبود که جونتو به خطر انداختی که کمکم کنی

145
00:22:36,550 --> 00:22:38,340
ایندفعه بران خیلی سخت میشد که جنگو پیروز شم

146
00:22:38,340 --> 00:22:40,390
الآن که دیگه داجه وان چنگ رو تصرف کرده

147
00:22:40,390 --> 00:22:42,970
چرا با ما برنمیگردی؟

148
00:22:42,970 --> 00:22:45,450
اعلیحضرت قطعا بهت پاداش خوبی میده

149
00:22:46,480 --> 00:22:48,170
پاسش میدم

150
00:22:48,170 --> 00:22:52,910
بعد از این  اتفاق، بررسی واضحی درباره کسی که توی ارتش هانه و میتونه به یه چیز عالی ای برسه کردم

151
00:22:52,910 --> 00:22:54,660
لیو ون شو، مایلم اعتراف کنم که تو تنها کسی هستی که توانایی و لیاقتشو داری

152
00:22:54,660 --> 00:22:57,240
...با توجه به امپراتور گنگ شی

153
00:23:01,520 --> 00:23:04,220
تو و برادرت کسایی هستین که وان چنگ رو گرفتین

154
00:23:04,220 --> 00:23:06,380
و بقیه، نیروی ارتش شین رو شکست دادن

155
00:23:06,380 --> 00:23:08,040
این تنها درخشیدن امپراتوری شما نیست

156
00:23:08,040 --> 00:23:12,290
ون شو، تو باید وقتی به وان چنگ برگشتی مراقب باشی

157
00:23:15,380 --> 00:23:16,850
از اونجایی که بخشایی از نان یانگ تحت کنترل در اومدن

158
00:23:16,850 --> 00:23:20,760
هدف بعدی ارتش هان، بخش یین چوان و فو چنگه

159
00:23:20,760 --> 00:23:22,950
خیالت راحت، به طور کلی

160
00:23:22,950 --> 00:23:25,100
دشمن ارتش هان نمیشم

161
00:23:25,100 --> 00:23:28,950
الآن به فو چنگ برمیگردم که خویشاوندام صحبت کنم و مدافعای شهرو متقاعدشون کنم که ورود ارتش هان رو قبول کنن

162
00:23:28,950 --> 00:23:32,680
من بدون شک قولمو که تحویل دادن افراد تسلیم پنج تا شهره رو انجام میدم

163
00:23:35,270 --> 00:23:37,130
درطول سفرت مراقب باش

164
00:23:42,310 --> 00:23:44,470
سوپت خیلی خوشمزست خواهر بزرگه

165
00:23:44,470 --> 00:23:48,770
ولی خیلی ناراحت کننده ست که با گنگ سون میخوای به فو چنگ برگردی

166
00:23:49,980 --> 00:23:53,020
خواهر کوچولو، اگه طاقت نمیاری که من برم، خب نمیرم

167
00:23:53,020 --> 00:23:54,660
و میمونم که پیشت باشم، چطوره؟

168
00:23:54,660 --> 00:23:55,980
چطوری آخه؟

169
00:23:55,980 --> 00:23:57,880
تو تازه دوباره گنگ سون رو ملاقات کردی

170
00:23:57,880 --> 00:24:01,100
اونایی که عاشق هم باشن، سرنوشتشون بهم گره خورده که آخرش باهم بمونن، چطور میتونم انقدر خودخواه باشم که تو رو برای خودم نگهت دارم؟

171
00:24:01,100 --> 00:24:03,500
قطعا گنگ سون کَلمو میکَنه

172
00:24:05,290 --> 00:24:08,140
خواهر، گنگ سون خیلی دوستت داره

173
00:24:08,140 --> 00:24:13,590
گرچه، خیلی بده که پدرش ازدواجتونو قبول نمیکنه

174
00:24:19,470 --> 00:24:24,110
به نظرت بحث مرگ و زندگیم باشه به این چیزا اهمیت میدم؟

175
00:24:24,110 --> 00:24:26,070
بهش فکر کردم

176
00:24:26,070 --> 00:24:29,840
اگه پدرش قبول نکنه

177
00:24:30,380 --> 00:24:32,900
میرم خونش و بعنوان یه خدمتکار میمونم

178
00:24:32,900 --> 00:24:35,590
تا وقتیکه بتونم با گنگ سون بمونم

179
00:24:36,580 --> 00:24:41,440
به چیزایی مثل مقام اهمیت نمیدم، یعنی درواقع هیچوقت به این چیزا اهمیت نمیدم

180
00:24:41,440 --> 00:24:44,620
تازه، شناختن کسی زمان میبره

181
00:24:44,620 --> 00:24:50,370
شاید پدرش بعد از یه مدت رابطمونو قبول کنه

182
00:24:53,560 --> 00:24:55,390
خواهر تو خیلی روشن فکری

183
00:24:55,390 --> 00:24:58,490
تعجبی نداره که گنگ سون انقدر عمیقا عاشقت شده

184
00:24:58,490 --> 00:25:02,540
مطمئنم پاک و بی ریا بودنت خانوادشو تحت تاثیر میزاره

185
00:25:02,540 --> 00:25:05,030
اونقدری که با ازدواج شما دوتا موافقت کنن

186
00:25:09,210 --> 00:25:11,270
لی هوا

187
00:25:11,900 --> 00:25:14,070
همه این سالا

188
00:25:14,640 --> 00:25:17,600
ما خیلی سختی جدایی کشیدیم

189
00:25:19,110 --> 00:25:23,560
اینکه زنده بمونی و با کسی باشی که عاشقشی

190
00:25:24,880 --> 00:25:28,520
واقعا انگار لطف خدا بوده

191
00:25:29,350 --> 00:25:34,680
واسه همین باید قدر اونا و چیزایی که دورتنو بدونی

192
00:25:35,670 --> 00:25:37,300
اوهوم

193
00:25:37,830 --> 00:25:40,550
من که به همه اطرافیانم لطف دارم

194
00:25:41,060 --> 00:25:45,340
حالا که ون شو برای خودش بهنوان یه ژنرال حریص اسم انتخاب کرده

195
00:25:45,340 --> 00:25:47,770
“اگه بخوام یه مقامی داشته باشم میخوام جی ژین وو باشم (همون شهردار)”

196
00:25:47,770 --> 00:25:50,200
دیگه اینو فهمیده

197
00:25:50,200 --> 00:25:54,610
وقت" اگه بخوام ازدواج کنم با یین لی هوا میخوام ازدواج کنم" نیست؟

198
00:25:54,610 --> 00:25:57,350
خواهر درباره چی حرف میزنی؟ من بازم باید به جنگ برم

199
00:25:57,350 --> 00:25:59,010
بازم میخوای بجنگی؟

200
00:25:59,010 --> 00:26:01,670
تقریبا بخاطر این تیر داشتی میمردی

201
00:26:01,670 --> 00:26:04,030
از الآن به بعد از فشار آوردن به خودت منعت میکنم

202
00:26:04,030 --> 00:26:07,560
باشه به خودم فشار نمیارم

203
00:26:07,560 --> 00:26:13,090
حالا ارزش یه زندگی دیگه رو هم دارم
(مترجم: منظورش اینه که ون شو بهم ابراز علاقه کرده و مسئول زندگی اونم هستم)

204
00:26:31,671 --> 00:26:51,671
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

205
00:26:59,310 --> 00:27:00,900
شما کی هستین؟

206
00:27:00,900 --> 00:27:03,810
ایشون همسرته، بانو لو

207
00:27:06,140 --> 00:27:09,140
چطور تونستی برای بچت هیچ احترامی قائل نشی و وقتی من اینجا نبودم اون دخترو بعنوان عروست بگیری؟

208
00:27:09,140 --> 00:27:12,060
عروسم خیلی ام سخاوتمنده که این ازدواجو که ارزششو پایین آورده قبول کرده

209
00:27:12,060 --> 00:27:13,430
دیگه واسه چی ناراضی ای؟

210
00:27:13,430 --> 00:27:15,050
من قبلا گفته بودم نمیخوام ازدواج کنم

211
00:27:15,050 --> 00:27:17,310
خیلی زود نامه طلاقو مینویسم و دیگه نمیتونی بهم بگی که من براش ارزشی ندارم

212
00:27:17,310 --> 00:27:19,100
چطور جرئت میکنی

213
00:27:19,100 --> 00:27:20,760
همیشه از خونه دور بودی

214
00:27:20,760 --> 00:27:24,110
اون بچه بیچاره، ژانگ ار، بدون عشق پدر و مادرش بزرگ شده

215
00:27:24,110 --> 00:27:27,830
من، پدرت، تصمیم گرفتم که بانو لو عضوی از خانوادمون بشه و از ژانگ ار مراقبت کنه

216
00:27:27,830 --> 00:27:31,350
همه این چند روز، جوری ازش مراقبت کرده انگار که بچه خودس بوده

217
00:27:31,350 --> 00:27:34,000
ژانگ ار دیگه تقریبا اونو بعنوان مادر واقعیش قبول کرده

218
00:27:34,000 --> 00:27:35,790
ولی پدر-
ولی-

219
00:27:35,790 --> 00:27:38,370
تو اون خدمتکار پستو آوردی خونه، نیوردی؟

220
00:27:38,370 --> 00:27:39,910
اون یه خدمتکار پست نیست

221
00:27:39,910 --> 00:27:41,870
سلسله شین تموم شده، اون دیگه یه زن آزاده

222
00:27:41,870 --> 00:27:45,340
پدر تو نمیدونی اون چجوری جونشو برای من به خطر انداخت، من نمیتونم ناسپاس باشم

223
00:27:45,340 --> 00:27:47,860
تو، تو میخوای من از عصبانیت بمیرم

224
00:27:47,860 --> 00:27:52,070
اگه از همسرت طلاق بگیری و با اون دختر خدمتکار ازدواج کنی، جلوی چشمات خودمو میکشم

225
00:27:52,070 --> 00:27:53,750
پدر

226
00:27:55,050 --> 00:28:00,310
پدر، لطفا بخاطر من با ارباب دعوا نکنین، ما باید این خونواده رو کنار هم و صمیمی نگه داریم

227
00:28:00,310 --> 00:28:02,270
من فقط یه دختر از یه خونواده معمولیم

228
00:28:02,270 --> 00:28:05,680
که عزت و احترام زیادی برای ارباب داشتم، من خیلی خوش شانسم که با خونواده فنگ وصلت کردم

229
00:28:05,680 --> 00:28:07,820
ارباب، من جریت نمیکنم بخوام برای شما مشکل بشم

230
00:28:07,820 --> 00:28:12,180
ارباب، من میدونم شما یکیو دارین که عاشقشین

231
00:28:13,480 --> 00:28:19,330
اگه واقعا منو دوست نداشته باشین، با اینکه طلاقم بدین هیچ مخالفتی ندارم

232
00:28:25,150 --> 00:28:29,580
سرورم، من دینگ رو، میخوام که توی خونه شما یه خدمتکار باشم

233
00:28:29,580 --> 00:28:34,310
سرورم، بانوی من، امیدوارم بزارین به این خواسته ام برسم

234
00:28:34,310 --> 00:28:36,180
آه رو-
صبر کن-

235
00:28:36,180 --> 00:28:38,870
اگه میخوای پس بعنوان یه خدمتکار توی خونواده فنگ نگهش دار

236
00:28:38,870 --> 00:28:41,400
اگرم نمیخوای پس از خونه شوتش کن بیرون

237
00:28:41,400 --> 00:28:43,250
پدر، من اینجوری نمیتونم

238
00:28:43,250 --> 00:28:46,170
سرورم، ممنونم که منو به خواسته ام رسوندین

239
00:28:50,320 --> 00:28:52,780
فکر میکردم که بعد از این همه سختی و عذاب یه پایان شادی داشته باشیم

240
00:28:52,780 --> 00:28:55,340
ولی کی فکرشو میکرد همچین اتفاق غیرمنتظره ای بیفته

241
00:28:56,810 --> 00:29:00,070
آه رو، من نمیخوام تو یه صیغه باشی

242
00:29:01,130 --> 00:29:03,610
کلا نمیخوام اینجوری توی این وضعیت باشی

243
00:29:06,210 --> 00:29:07,920
گنگ سون

244
00:29:08,820 --> 00:29:12,130
بانو لو دیگه رسما یکی از اعضای خونوادتونه

245
00:29:12,130 --> 00:29:15,830
اون همسرته، مادر بچته

246
00:29:15,830 --> 00:29:18,020
حقیقتیه که نمیشه عوضش کنیم

247
00:29:18,020 --> 00:29:23,100
تازه، پدرتو بیشتر از این بخاطر من عصبانی نکن

248
00:29:23,100 --> 00:29:26,230
...آه رو، ولی من

249
00:29:30,550 --> 00:29:34,610
حال قلبتو درک میکنم

250
00:29:36,350 --> 00:29:39,370
تو هم باید حال قلبمو درک کنی

251
00:29:39,370 --> 00:29:43,280
حالا همسر باشه یا خدمتکار

252
00:29:43,990 --> 00:29:46,840
برام مهم نیست

253
00:29:46,840 --> 00:29:48,950
مهم اینه که

254
00:29:50,780 --> 00:29:53,210
با تو باشم

255
00:29:59,430 --> 00:30:03,500
من به ون شو قول دادم که پنج تا شهرو بهش بدم

256
00:30:03,500 --> 00:30:06,140
وقتی ون شو بیاد، تو رو میبرمت

257
00:30:06,140 --> 00:30:08,710
دیگه از هم جدا نمیشیم

258
00:30:09,710 --> 00:30:23,790
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

259
00:30:24,790 --> 00:30:29,820
تقریبا یه ماه طول میکشه که تجهیزات و تدارکاتی که توی کون یانگ بودنو جا به جا کنیم

260
00:30:29,820 --> 00:30:33,840
الآن دیگه مشکل تجهیزات ارتش هان حل شده

261
00:30:33,840 --> 00:30:38,230
بنظرت وقتی به وان چنگ برگردیم اعلیحضرت بهمون چی پاداش میده؟

262
00:30:38,230 --> 00:30:40,060
میتونی انقدر کوته فکر نباشی؟

263
00:30:40,060 --> 00:30:43,350
فنگ یی و وانگ با، با عجله به یین چوآن برگشتن که کارای خونوادگیشونو کنترل کنن

264
00:30:43,350 --> 00:30:45,470
اصلا به این پاداش و نسبتا اهمیت ندادن

265
00:30:45,470 --> 00:30:47,790
الآن دیگه همه نسبت و اعتبارا به ما میرسه

266
00:30:47,790 --> 00:30:49,680
ولی ما از اونایی نیستیم که برای همه چی دندون گرد کنیم

267
00:30:49,680 --> 00:30:52,440
در اصل میخوام به هممون پاداش داده بشه

268
00:30:52,440 --> 00:30:55,860
هیچی نباشه. ما 13 سوار باهم دیگه خط دشمنو شکستیم و از بینش عبور کردیم

269
00:30:55,860 --> 00:30:59,130
ما باهم توافق کردیم که چه زنده چه مرده همه چی بینمون تقسیم بشه

270
00:31:03,080 --> 00:31:05,310
لی یی حتی یه کلمه ام حرف نزده

271
00:31:05,310 --> 00:31:07,170
آره

272
00:31:07,170 --> 00:31:11,160
لی یی تمام این مدت ساکت بودی

273
00:31:11,160 --> 00:31:14,060
هنوزم شاش بندی؟
(م: همون ترسیدی ولی شدیدترش)

274
00:31:15,750 --> 00:31:17,790
همه ما برادرا باهمدیگه از دل یه تجربه سخت بیرون اومدیم

275
00:31:17,790 --> 00:31:20,560
وقتی به وان چنگ رسیدیم هممون از امپراتور درخواست میکنیم

276
00:31:20,560 --> 00:31:23,160
که فنگ یی و وانگ با هم مثل ما پاداش بده

277
00:31:23,160 --> 00:31:28,980
آره درسته، با چشمای خودم دیدم که ژنرال لیو شیو اسم و سند هر سربازی که توی کون یانگ جنگیدو توی یه دفترچه یادداشت کرد

278
00:31:28,980 --> 00:31:30,870
هیشکی بدون پاداش نمیمونه

279
00:31:30,870 --> 00:31:32,540
ولی چیزی که من حس میکنم عجیبه

280
00:31:32,540 --> 00:31:35,240
اینه که از اونجایی که لیاقت ژنرال لیو شیو بالاترین مقامه

281
00:31:35,240 --> 00:31:40,880
این دفعه که برگرده دیگه یه جانشین ژنرال باقی نمونه

282
00:31:43,280 --> 00:31:44,730
ژنرال لیو شو کجاست؟

283
00:31:44,730 --> 00:31:46,310
...ژنرال سوم و یین

284
00:31:46,310 --> 00:31:48,090
ژنرال لیو و ژنرال یین باهمن

285
00:31:48,090 --> 00:31:50,110
ژنرال یین

286
00:31:50,110 --> 00:31:52,150
ژنرال یین، ژنرال یین

287
00:31:57,410 --> 00:31:59,680
اینو وسط اینجا بزارش

288
00:32:00,210 --> 00:32:03,520
میدونستی که وقتی داشتم به اردوگاه دشمن توی کون یانگ حمله میکردم

289
00:32:03,520 --> 00:32:06,200
فکر میکردم دیگه نتونم دوباره ببینمت؟

290
00:32:06,200 --> 00:32:10,760
بعدش یه آسمون پر از شعله آتیش دیدم و اونجا فهمیدم که تویی

291
00:32:11,390 --> 00:32:15,910
اون لحظه فهمیدم که خدایان خیلی بهم لطف دارن

292
00:32:16,420 --> 00:32:18,880
من بهت لطف ندارم؟

293
00:32:21,510 --> 00:32:22,660
حالت خوبه؟

294
00:32:22,660 --> 00:32:24,120
هی آروم

295
00:32:24,120 --> 00:32:25,480
آروم، مگه نمیشنوی؟

296
00:32:25,480 --> 00:32:27,510
شنیدم

297
00:32:29,480 --> 00:32:30,490
چطوره؟

298
00:32:30,490 --> 00:32:33,700
چیزی نیست خوبه، اونقدرام ضعیف نیستم

299
00:32:33,700 --> 00:32:35,220
همیشه خدا به خودت فشار میاری

300
00:32:35,220 --> 00:32:37,790
گوش کن، ایندفعه دیگه خوب استراحت میکنی و میزاری که زخمت کاملا خوب شه

301
00:32:37,790 --> 00:32:40,690
تا قبل اینکه این صد روز تموم شه حق نداری اسلحه دست بگیری، حق نداری مشروب بخوری

302
00:32:40,690 --> 00:32:43,020
...حق نداری-
حق نداری به من بگی که حق ندارم چکار کنم-

303
00:32:46,140 --> 00:32:47,990
برادر سوم، به زودی وارد شهر میشیم

304
00:32:47,990 --> 00:32:50,800
برادر بو شنگ و بقیه منتظر شما دوتان

305
00:32:50,800 --> 00:32:52,340
چیه؟

306
00:32:54,660 --> 00:32:57,570
برو داجه رو ببین، من اینجا توسط دوتا از برادرام مراقبت میشم

307
00:32:57,570 --> 00:32:59,370
چیزی نمیشه

308
00:32:59,880 --> 00:33:01,570
همینجا منتظرش میمونم

309
00:33:01,570 --> 00:33:03,290
نه

310
00:33:04,450 --> 00:33:09,090
برادر بزرگ اگه منو اینجوری زخمی ببینه نگران میشه

311
00:33:10,420 --> 00:33:14,720
نگران اینی که داجه بخاطر بی احتیاطی زیادت سرزنش و توبیخت کنه؟

312
00:33:15,960 --> 00:33:17,680
خیلی خب

313
00:33:19,860 --> 00:33:22,170
زود برمیگردم

314
00:33:23,170 --> 00:33:35,420
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

315
00:33:36,420 --> 00:33:38,580
به چی میخندین؟

316
00:33:44,100 --> 00:33:45,800
برادر سوم

317
00:33:46,930 --> 00:33:48,690
برادر بزرگ

318
00:33:48,690 --> 00:33:51,020
بزار ببینم، تو که چیزیت نشده؟

319
00:33:51,020 --> 00:33:51,930
من خوبم

320
00:33:51,930 --> 00:33:54,630
عالیه، برادر سوم میدونستم که کون یانگ محاصره شده

321
00:33:54,630 --> 00:33:56,770
ولی نتونستم بیام و نجاتت بدم و خودت جنگیدی

322
00:33:56,770 --> 00:33:59,000
برادر بزرگ معذرت میخواد

323
00:33:59,000 --> 00:34:00,190
برادر بزرگ این حرفو نزن

324
00:34:00,190 --> 00:34:03,260
ببین من خوبم

325
00:34:03,260 --> 00:34:05,910
برادر سوم، راستش، داجه از خیلی وقت پیش میخواست که یه عده نیرو بفرسته به کون یانگ کمک کنه

326
00:34:05,910 --> 00:34:06,990
ولی وانگ کوآنگ بهش اجازه نداد

327
00:34:06,990 --> 00:34:11,310
هیچ راه دیگه ای نداشتم جز اینکه صبر کنیم تا وان چنگ محاصره شه، مصادف شد با وقتی که داشتیم آماده میشدیم به کون یانگ رهبری و باشما ملاقات کنیم

328
00:34:11,310 --> 00:34:14,120
که شماهم ارتش شین رو کاملا شکست دادین

329
00:34:14,120 --> 00:34:16,620
سه هزار در برابر 420,000

330
00:34:16,620 --> 00:34:18,450
برادر سوم خیلی عالی هستی

331
00:34:18,450 --> 00:34:20,610
سه هزارتا نه، بیست هزارتا

332
00:34:20,610 --> 00:34:22,370
تازه، فقط بخاطر کارای من نبود

333
00:34:22,370 --> 00:34:25,430
برادر سوم دوباره داری شکسته نفسی میکنی

334
00:34:25,430 --> 00:34:27,970
برادر سوم، الهه جنگ نبرد بزرگ کون یانگه

335
00:34:27,970 --> 00:34:30,460
داجه، شما جنگ سالاری، برادر سوم شما الهه جنگی

336
00:34:30,460 --> 00:34:34,150
شما دوتا که باهامون باشین، هیچ دشمنی نمیتونه مارو شکست بده و ما دشمنو مثل یه بازی بچگونه کنارش میزنیم

337
00:34:34,150 --> 00:34:36,520
برادرا درست میگم؟-
آره-

338
00:34:36,520 --> 00:34:38,820
برادر سوم زنده باد، برادر بزرگ زنده باد

339
00:34:38,820 --> 00:34:55,050
برادر سوم زنده باد، برادر بزرگ زنده باد

340
00:34:55,050 --> 00:34:58,020
اعلیحضرت شما فروتنی کردین و خودتون اومدین که به لیو شیو خوشامد بگین

341
00:34:58,020 --> 00:35:00,750
ولی این آدما خیلی گستاخن

342
00:35:00,750 --> 00:35:02,970
حتی جرئت کردن که داد بزنن زنده باد

343
00:35:02,970 --> 00:35:05,030
حرکت خائنانه ایه

344
00:35:05,960 --> 00:35:09,260
اون دوتا برادر جونشونو به خطر انداختن که برای من بجنگن

345
00:35:09,260 --> 00:35:11,800
اونا ارتش شین رو با تلاش زیاد شکست دادن و بیشتر از اینا لایق قدردانی ان

346
00:35:11,800 --> 00:35:14,660
چرا باید به مسائل ریزی مثل این اهمیت بدم؟

347
00:35:15,370 --> 00:35:19,620
بیاین پایین دنبالم تا ورود ژنرال لیو شیو رو به شهر خوشامد بگیم

348
00:35:23,400 --> 00:35:26,090
داجه، این امپراتور واقعا خیلی احمقه

349
00:35:26,090 --> 00:35:29,150
باتوجه به این شرایط، اگه دنیا توی دست این دوتا برادر باشه

350
00:35:29,150 --> 00:35:31,010
اونوقت دیگه چه عنی گیر ما میاد؟

351
00:35:31,010 --> 00:35:33,220
تو و وانگ فنگ از ژنرالای اصلی بودین که جنگ کون یانگو کنترل میکردین

352
00:35:33,220 --> 00:35:34,920
ولی شما اجازه دادین یه جانشین ژنرال کل اعتبارو برداره

353
00:35:34,920 --> 00:35:38,180
دقیقا چه غلطی دارین میکنین؟ تفاله به درد نخور

354
00:35:46,810 --> 00:35:48,560
بانو

355
00:35:58,520 --> 00:35:59,500
...چه

356
00:35:59,500 --> 00:36:01,650
این اقامتگاه خانواده یین در وان چانگه

357
00:36:01,650 --> 00:36:04,410
داجه مخصوصا درخواست کرد که اینجا کاملا مثل مثل خونه خودمون در شین یه ساخته شه

358
00:36:04,410 --> 00:36:05,790
خواهر، ما هممون منتظرت بودیم که برگری

359
00:36:05,790 --> 00:36:08,290
درسته، خواهر خوب استراحت کن تا زخمت خوب شه

360
00:36:08,290 --> 00:36:12,840
برادر بزرگ هم برگشته، اونم الآن یه ژنرال در رتبه سرهنگ ارتش هانه

361
00:36:14,080 --> 00:36:16,690
برادر بزرگ-
برادر بزرگ-

362
00:36:17,350 --> 00:36:19,310
حالت چطوره؟ زخمت چطوره؟

363
00:36:19,310 --> 00:36:22,860
یه زخم کوچولوئه، زود خوبش میکنم

364
00:36:22,860 --> 00:36:24,650
اصلا ام یه زخم کوچولو نیست

365
00:36:24,650 --> 00:36:26,160
خوشبختانه مادر اینجا نیست

366
00:36:26,160 --> 00:36:29,750
اگه بود، نمیشه فکرشو کرد که چقدر ناراحت میشد

367
00:36:31,280 --> 00:36:33,020
مادر خوبه؟

368
00:36:33,020 --> 00:36:37,250
داجه، چجوری سرهنگ ارتش هان شدی؟

369
00:36:37,250 --> 00:36:38,760
داستانش طولانیه

370
00:36:38,760 --> 00:36:41,690
شینگ ار، به خواهرت کمک کن تا بشینه

371
00:36:45,180 --> 00:36:49,420
توی نبرد کون یانگ، شینگ ار داشت گارد خانواده شین رو رهبری میکرد

372
00:36:49,420 --> 00:36:51,650
همین موضع خانواده یین رو بدون اینکه ما رسما اعلام حمایت از طرفی کنیم مشخص کرد

373
00:36:51,650 --> 00:36:55,770
لیو شوآن شخصا حکم نوشت که سرهنگی رو به من داده و برای من استثنا قائل شده که پاداش بگیرم

374
00:36:55,770 --> 00:36:58,830
الآن ما هیچ چاره ای بجز ملحق شدن به ارتش هان نداریم

375
00:36:58,830 --> 00:37:01,770
ببین حتی خونمونو هم اینجا آوردیم

376
00:37:01,770 --> 00:37:03,660
مادرم اینجاست؟

377
00:37:03,660 --> 00:37:04,860
مادر اینجا نیست

378
00:37:04,860 --> 00:37:08,070
من مادر و اعضای غیر جنگجوی خونواده رو به یو یانگ فرستادم

379
00:37:08,070 --> 00:37:10,960
اینجوری حداقل همه خونوادمون مجبور به تبعیت از ارتش هان نیستن

380
00:37:11,850 --> 00:37:15,290
امپراتور قصد داره خونواده یین رو به کار بگیره؟

381
00:37:16,420 --> 00:37:20,540
داجه، من باعث همه این دردسرا براتون شدم؟

382
00:37:21,170 --> 00:37:23,120
اونقدر جدی نیست

383
00:37:23,700 --> 00:37:28,710
لی هوا راستش کاری که تو کردیو خودمم میخواستم انجام بدم

384
00:37:29,390 --> 00:37:31,780
تو انتقام پدر و مادرتو گرفتی

385
00:37:31,780 --> 00:37:36,850
خیلی خوشحالم که خانواده یین همچین دختری داره

386
00:37:36,850 --> 00:37:40,590
خیالت راحت، با اینکه الآن تحت فرمان کسی دیگه ایم

387
00:37:40,590 --> 00:37:42,830
لازم نیست با کسی درگیر بشیم

388
00:37:42,830 --> 00:37:45,680
مهم نیست توی چه وضعیتی هستیم، من بازم ازت مراقبت میکنم

389
00:37:45,680 --> 00:37:48,670
که حداقل یه کاری نکنی که زخم عمیق و جدی ای مثل این برداری

390
00:37:50,920 --> 00:37:52,700
این فقط بخاطر اینه که به اندازه کافی حواسم نبود

391
00:37:52,700 --> 00:37:54,000
هنوزم داری ازش دفاع میکنی؟

392
00:37:54,000 --> 00:37:57,420
اگه برای لیو شو نبود بازم تیر میخوردی؟

393
00:38:00,060 --> 00:38:03,130
برادر بزرگ، اینکه کل خونواده اینجا توی وان چنگ هست

394
00:38:03,130 --> 00:38:05,480
اشکالی داره؟

395
00:38:06,090 --> 00:38:08,460
دقیقا نمیتونم بگم

396
00:38:08,460 --> 00:38:14,640
هرچند ارتش هان نان یانگ رو پس گرفته، ولی مشکل به نظر من بیشتر از ایناست

397
00:38:14,640 --> 00:38:19,280
تو و پسر عمو دنگ چنگ هنوزم به اسم پسرعمو و دخترعموی لیو یان هستین

398
00:38:19,280 --> 00:38:22,820
لیو یان الآن از تسلطی که روی امپراتور داره خیلی راضیه و داره از نفوذ بی حد و اندازش لذت میبره

399
00:38:22,820 --> 00:38:27,170
تو فکر میکنی که وانگ کوانگ و لی شوآن نسبت بهش محتاطن؟

400
00:38:27,170 --> 00:38:30,390
تو فکر میکنی که اون دوتا بزارن لیو یان قدرتش بیشتر و بیشتر شه؟

401
00:38:31,100 --> 00:38:32,930
واسه همین باید یادت باشه

402
00:38:32,930 --> 00:38:37,760
که از الآن به بعد بیرون میری خیلی مراقب باشی

403
00:38:42,190 --> 00:38:45,150
[عمارت ارتشبد اعظم]

404
00:38:48,360 --> 00:38:50,660
حالت چطوره؟ زیاد از حد مشروب خوردی؟

405
00:38:50,660 --> 00:38:52,850
مستی؟

406
00:38:52,850 --> 00:38:56,240
برادر سوم بزار مست باشم

407
00:38:56,240 --> 00:38:59,360
وگرنه نمیتونم حس بهتری داشته باشم

408
00:38:59,360 --> 00:39:03,580
مگه تازه یه نبردو پیروز نشدیم؟ پس چرا حس خوبی نداری؟

409
00:39:08,530 --> 00:39:09,860
چت شده؟

410
00:39:09,860 --> 00:39:15,970
برادر سوم خلقم تنگ شده

411
00:39:15,970 --> 00:39:17,890
میخوام آدمارو بکشم

412
00:39:17,890 --> 00:39:19,870
میخوام انتقام بگیرم

413
00:39:19,870 --> 00:39:20,820
چرا میخوای بکشی؟

414
00:39:20,820 --> 00:39:22,490
سنگ پنگ

415
00:39:22,490 --> 00:39:25,790
اگه بخاطر اون نبود، توی ملاقات مون توی چانگان کوچک

416
00:39:25,790 --> 00:39:30,630
مجبور نبودیم خیلی از اعضای خونواده هامونو مثل خوک قتل عام کنیم

417
00:39:46,670 --> 00:39:49,770
اون الآن تحت فرمان داجه عه

418
00:39:49,770 --> 00:39:51,230
میدونم

419
00:39:51,230 --> 00:39:53,440
داجه گفت نمیتونیم کاریش کنیم

420
00:39:53,440 --> 00:39:56,120
و اینو هم گفت که برادر سرم تو کسی هستی که میتونه بالغانه رفتار کنه

421
00:39:56,120 --> 00:39:59,680
شما میتونین باهاش زندگی کنین من نمیتونم

422
00:39:59,680 --> 00:40:02,670
من نمیتونم زندگی رو با این بغض و تنفر تحمل کنم

423
00:40:02,670 --> 00:40:07,140
مهم نیست چی بشه، امشب میکشمش و سرشو میبرم

424
00:40:07,140 --> 00:40:10,080
و جونشو میگیرم که ارواح خویشاوندامون خوشحال بشن

425
00:40:11,430 --> 00:40:14,820
تو مستی-
نه نیستم-

426
00:40:14,820 --> 00:40:16,990
خیلی بهش فکر کردم

427
00:40:16,990 --> 00:40:19,480
امشب عملیش میکنم

428
00:40:19,480 --> 00:40:24,450
قسم میخورم سرشو جلوی سنگ قبر خویشاوندامون بزارم که بهشون بگم انتقامشون گرفته شده

429
00:40:24,450 --> 00:40:26,310
نه

430
00:40:26,310 --> 00:40:28,070
تو نمیتونی بری، تو باید به حرف برادر سومت گوش کنی

431
00:40:28,070 --> 00:40:30,780
برادر سوم، تو باید به حرف من گوش کنی

432
00:40:30,780 --> 00:40:34,320
داجه تحملشو نداره اما من دارم

433
00:40:34,320 --> 00:40:36,200
من میرم

434
00:40:38,190 --> 00:40:41,700
تو مستی، جلوی سنگ پنگ دووم نمیاری

435
00:40:43,170 --> 00:40:44,570
خودم میرم

436
00:40:44,570 --> 00:40:45,760
...برادر سوم

437
00:40:45,760 --> 00:40:50,480
آروم باش، خودم درستش میکنم

438
00:40:51,180 --> 00:40:54,270
بخاطر تو، بخاطر خاندان لیو

439
00:40:55,690 --> 00:41:00,650
و بخاطر همه خویشاوندای مرده مون، نمیزارم مرگشون بیهوده باشه

440
00:41:03,390 --> 00:41:05,950
ژنرال، ژنرال لیو شیو میخوان شمارو ببینن

441
00:41:05,950 --> 00:41:07,610
بفرستش داخل

442
00:41:40,620 --> 00:41:45,300
ژنرال، برای ملاقات خیلی دیره، نکنه میخوای منو بکشی؟

443
00:41:45,300 --> 00:41:47,020
دقیقا همینه

444
00:41:48,100 --> 00:41:50,290
میدونستی که میخوام بیام؟

445
00:41:51,070 --> 00:41:54,590
شنیده بودم که لیو ون شو برای اقوامش خیلی خیلی ارزش قائله

446
00:41:54,590 --> 00:41:57,780
برادرای بزرگ تر و خواهرات همشون توی چانگان کوچک کشته شدن

447
00:41:57,780 --> 00:42:00,820
واسه همین، پیش بینی کرده بودم که امشب قطعا میای

448
00:42:00,820 --> 00:42:02,710
...اگه موضوع اینه

449
00:42:08,230 --> 00:42:09,940
سنگ پنگ

450
00:42:09,940 --> 00:42:13,910
دویست و سیزده روز از اون حادثه چانگان کوچک میگذره

451
00:42:13,910 --> 00:42:20,320
امشب سرتو از تنت جدا میکنم و انتقام خونوادمو میگیرم

452
00:42:23,520 --> 00:42:25,480
به چی میخندی؟

453
00:42:26,740 --> 00:42:33,580
طبق منطق تو، اصلا هیچ سرباز و ژنرالی هست که توی این زمانای آشفته دستش به خون آغشته نشده باشه و زنده باشه؟

454
00:42:34,530 --> 00:42:37,710
سربازای شین که طی نبرد کون یانگ کشته شدن

455
00:42:37,710 --> 00:42:41,420
سربازای تحت امر من که توی محاصره وان چنگ از گرسنگی مردن

456
00:42:41,420 --> 00:42:43,200
کدومشون هیچ پدر و مادر یا خواهر و برادری نداشتن؟

457
00:42:43,200 --> 00:42:45,810
کدومشون هیچ همسر و فرزندی نداشتن؟

458
00:42:50,880 --> 00:42:53,510
وقتی دوتا ارتش میجنگن، برای دوتا ارباب میجنگن

459
00:42:53,510 --> 00:42:56,710
بعنوان یه افسر نظامی، وظیفه منه که وظایف نظامیم رو قبول کنم

460
00:42:56,710 --> 00:43:01,020
ژنرال، اگه فکر میکنی که من، سنگ پنگ، باید بمیرم آزادی که منو بکشی

461
00:45:28,080 --> 00:45:38,080
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site
