﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

2
00:01:30,690 --> 00:01:33,250
عرصه عشق

3
00:01:33,980 --> 00:01:38,150
چطور جرات میکنی انقدر سرکش باشی ! امپراطور قبلا قسمت وسیعی از ارتش رو به لیویان برای فتح وانچنگ داده

4
00:01:38,150 --> 00:01:40,360
الآن این اردوگاه فقط بیست هزار سرباز داره

5
00:01:40,360 --> 00:01:42,580
اونها هنوز باید از خانواده های اون سربازها محافظت کنند

6
00:01:42,580 --> 00:01:44,810
میخوای اون ها همینجوری بی ارزش بمیرن ؟

7
00:01:44,810 --> 00:01:46,540
اینطور نیست که خطر این کارو ندونم

8
00:01:46,540 --> 00:01:49,160
اما اگه کونیانگ گم بشه ، نیروهای اصلی در وانچنگ در معرض خطر قرار میگیرن

9
00:01:49,160 --> 00:01:51,560
قدرت نظامی اینجا با دستور امپراطورم زیاد دووم نمیاره

10
00:01:51,560 --> 00:01:54,000
تا اون موقع ارتش هان کاملا شکست خورده

11
00:01:54,000 --> 00:01:58,250
.چقدر گستاخ ! امپراطور مقدر شده بهشته
 چطور جرات میکنی ایشون رو نفرین کنی

12
00:01:58,250 --> 00:02:00,110
سربازها-
هان جی-

13
00:02:01,030 --> 00:02:04,680
یین جی ، این اطلاعات رو از کجا آوردی ؟

14
00:02:04,680 --> 00:02:07,400
چرا سربازهای من در این مورد خبری به من ندادن ؟

15
00:02:08,810 --> 00:02:11,300
من فقط ناخواسته شنیدم

16
00:02:11,300 --> 00:02:15,580
.این فقط یه شایعه اس
شما جرات دارین برای امپراطور مزاحمت ایجاد کنین؟

17
00:02:16,760 --> 00:02:24,830
یین جی ممکنه بخوای امپراطور رو فریب بدی تا نیرو بفرستن و به لیوشیو کمک کنن؟

18
00:02:24,830 --> 00:02:30,380
امپراطور چیزهایی که گفتم حقیقته
امیدوارم که امپراطور فورا نیروهایی برای کمک از اونها بفرستن

19
00:02:34,880 --> 00:02:38,800
یین جی ، استقرار ارتش یک چیز خیلی مهمه

20
00:02:38,800 --> 00:02:43,360
من اول منتظر میمونم تا سربازم در این مورد بهم خبر بده بعدش تصمیم می‌گیرم

21
00:02:44,990 --> 00:02:48,000
اگه امپراطور هیچ نیرویی رو نمیفرستن باید یه نفر بره و به اونها خبر بده

22
00:02:48,000 --> 00:02:49,420
سر جات وایسا

23
00:02:52,830 --> 00:02:58,040
امپراطور مثل اینکه یادتون رفته شما هیچ مقام رسمی به من ندادین من مجبور نیستم دستور شما رو گوش کنم

24
00:02:58,040 --> 00:02:59,200
یین جی ، وایسا

25
00:02:59,200 --> 00:03:02,480
امپراطور اون دنبال مرگ خودشه بهش اجازه بدین بره

26
00:03:02,480 --> 00:03:05,690
چرا باید از این مرد مغرور که نیت خوب دیگران رو درک نمیکنه ناراحت بشین؟

27
00:03:06,480 --> 00:03:10,130
امپراطور ، امپراطور

28
00:03:17,640 --> 00:03:22,080
این عالیه یین جی ...لی هوا

29
00:03:33,870 --> 00:03:35,970
وایسا

30
00:03:35,970 --> 00:03:37,160
حتی اگه بری ، این فقط یه خودکشیه

31
00:03:37,160 --> 00:03:40,280
حتی اگرم خودکشی باشه ، حداقل اینجوری بی مصرف نبودم

32
00:03:40,280 --> 00:03:44,130
لیو شنگ گنگ،  اون جرأت و شهامتی که زمان ترور وانگ مانگ داشتی کجا رفته؟

33
00:03:44,130 --> 00:03:46,850
لی هوا ، هنوز نفهمیدی ؟

34
00:03:46,850 --> 00:03:49,250
من فقط یه عروسک خیمه شب بازیم که وانگ کونگ و بقیه از اون استفاده میکنن

35
00:03:49,250 --> 00:03:51,430
حتی اگه بخوام برای لیو شیو کمک بفرستم

36
00:03:51,430 --> 00:03:53,260
من هیچ ارتشی ندارم که بفرستم ، من واقعا نمیتونم

37
00:03:53,260 --> 00:03:56,380
اگه واقعا نمیتونی این کارو انجام بدی ، چرا هنوز از کلمه هایی مثل حذف کردن دزد مانگ حرف میزنی؟

38
00:03:56,380 --> 00:04:00,470
اگه الآن مادرم تو رو اینطوری ضعیف و شکسته ببینه ، فکر میکنه تو رقت انگیزی

39
00:04:00,470 --> 00:04:04,120
آره ، من بدترین امپراطور دنیام

40
00:04:04,120 --> 00:04:06,820
اما چیکار میتونم بکنم ؟

41
00:04:06,820 --> 00:04:08,850
من نیرو و قدرت کافی ندارم

42
00:04:08,850 --> 00:04:11,040
به جز ما وو ، هیچ کس دیگه واقعا منو قبول نداره و بهم احترام نمیذاره

43
00:04:11,040 --> 00:04:16,980
حتی تو ، تو قبلا خواهر کوچولوی من بودی اما الآن از من برای دزدیدن تاج و تخت از امپراطور لیویان متنفری

44
00:04:16,980 --> 00:04:21,630
چیزی که من از اون متنفرم اینه که تو به خاطر این تاج و تخت امپراطوری قول و قراری که به مادرم دادی و فراموش کردی

45
00:04:21,630 --> 00:04:24,990
فراموش کردی که دشمن تو وانگ مانگِ نه لیویان که جون خودش برای خدمت کردن بهت یه خطر میندازه

46
00:04:24,990 --> 00:04:27,340
اگه هیچ نیرویی رو نفرستی ، من خودم بهشون خبر میدم

47
00:04:27,340 --> 00:04:30,030
لی هوا ! بی پروا نباش

48
00:04:30,030 --> 00:04:32,370
زندگیتو برای هیچی به خطر ننداز

49
00:04:32,370 --> 00:04:35,630
تو گذشته تو و مادرم هم وطن بودین ، رابطه استاد و شاگردی داشتین

50
00:04:35,630 --> 00:04:39,430
اون خیلی خوب می‌دونست اگه به جنگل بره شانس کمی برای زنده
موندن داره اما اون بازم انتحاب کرد با تو بیاد

51
00:04:39,430 --> 00:04:42,600
اینجوری از دست دادن جونش بیهوده نیست؟

52
00:04:42,600 --> 00:04:47,580
دقیقا به همین خاطره که نمیخوام مثل مادرت باشی

53
00:04:47,580 --> 00:04:49,750
تو و مادرم از یه سرزمین هستین

54
00:04:49,750 --> 00:04:53,220
من و برادر سوم هم رزمیم ما برادرهای قسم خورده ایم

55
00:04:53,220 --> 00:04:56,670
برادرم تو خطره ، چطور میتونم و دست رو دست بذارم و بشینم و نگاه کنم

56
00:04:56,670 --> 00:05:00,050
تو قبلا گفتی که تو هم از نسل لیو هستین

57
00:05:00,050 --> 00:05:02,100
حالا هم ، برادر جونشو برای دنیا به خطر میندازه

58
00:05:02,100 --> 00:05:06,890
به عنوان بردارش،  حتی اگه توی این جنگ بمیرم هم پشیمون نمیشم

59
00:05:12,210 --> 00:05:15,010
لی هوا ، اینو بگیر

60
00:05:19,890 --> 00:05:21,830
برگرد و خوب زندگی کن

61
00:05:25,070 --> 00:05:28,050
[کون یانگ]

62
00:05:41,950 --> 00:05:44,240
بچه ها زیر دست کدوم ژنرال هستین ؟ ژنرال لیو شیو کجاست؟

63
00:05:44,240 --> 00:05:46,950
ژنرال لیو رفتن تا به شهر یانگوان حمله کنه

64
00:06:00,140 --> 00:06:02,700
برادر سوم
یین جی

65
00:06:07,130 --> 00:06:08,920
...برادر سوم

66
00:06:15,940 --> 00:06:18,530
حدود یک میلیون سرباز ؟ وانگ مانگ چه جوری میتونه این همه سرباز داشته باشه ؟

67
00:06:18,530 --> 00:06:20,820
الان نیروهای خیلی خوبمون حدودا 420000 نفرن

68
00:06:20,820 --> 00:06:24,020
با اضافه شدن حدود ده هزار نیروی پشتیانی اون ها ادعا میکنن که نیرو های اون ها حدود یه میلیون نفره

69
00:06:24,020 --> 00:06:28,430
واو! وانگ مانگ واقعا داره همه تلاشش رو میکنه تا ما رو از بین ببره

70
00:06:28,430 --> 00:06:33,030
درسته ، وقتی به یانگوان رسیدم با ارتش شین برخورد کردم که با تجهیزات کامل از چادرهای خودشون بیرون اومدن

71
00:06:33,030 --> 00:06:35,660
اون فرد خیلی عجیب و سیاه بود ، وقتی به افرادش نگاه میکنی

72
00:06:35,660 --> 00:06:38,650
صد مایل پیچ در پیچن که نمیتونی انتهاش رو ببینی

73
00:06:38,650 --> 00:06:42,930
بذار بهت بگم ، ترسناک تراز همه چیز خیانتکار سلسله شینه

74
00:06:42,930 --> 00:06:45,370
اون به اندازه آسمونیه که ستون های بزرگی در خودش جا داده

75
00:06:45,370 --> 00:06:47,320
و حتی اینجوری صداش میکنن
...این دیگه چی بود

76
00:06:47,320 --> 00:06:49,350
اوه ، درسته،  جووبا ( هیچ چیزی برزگ تر از اون نیست)

77
00:06:49,350 --> 00:06:51,370
درسته ، درسته درسته منم همچین چیزی رو دیدم

78
00:06:51,370 --> 00:06:53,800
اون حدود ده فوت قد داره؟ و حیوون های وحشی رو تربیت میکنه؟

79
00:06:53,800 --> 00:06:55,270
درسته ، خودشه

80
00:06:55,270 --> 00:06:58,570
مزخرفه ! چطوری میشه یه نفر ده فوت قد وجود داشته باشه

81
00:06:58,570 --> 00:07:03,000
اگه واقعا بتونم از نزدیک ببینمش،  فکر کنم شلوارمو خیس کنم

82
00:07:03,780 --> 00:07:07,410
به چی میخندی؟ میگم با چشمای خودم دیدمش چطوری میشه دروغ باشه؟

83
00:07:07,410 --> 00:07:10,380
اون پسر قد بلند احمق ، اگه هیکل بزرگی هم داشته باشه خیلی خوب میشه

84
00:07:10,380 --> 00:07:12,760
اما اون ببر و پلنگ ، کرگدن و فیل رو با خودش داره

85
00:07:12,760 --> 00:07:17,360
اون روی کالسکه ای بالای فیل می نشست که فیل شاخ خودش رو بلند کرده بود ، حدس بزنین چی شد ؟

86
00:07:17,380 --> 00:07:21,450
حیون های وحشی همه با هم زوزه میکشن وباعث تغییر ظاهر آسمان وزمین شدن

87
00:07:21,450 --> 00:07:25,870
اون چطور میتونه یه انسان باشه؟ اون حتما یه جنگجوی اسطوره ای باستانیه

88
00:07:25,870 --> 00:07:30,550
اون فقط یه انسان قد بلنده که میتونه حیوون های وحشی رو تربیت کنه از چی بترسیم ؟

89
00:07:30,550 --> 00:07:37,980
به علاوه،  اون 420000 سرباز هم ، گروهی از دزدهان که همه با هم قاطی شدن

90
00:07:37,980 --> 00:07:40,890
اوه درسته ، تو هنوز ندیدی

91
00:07:40,890 --> 00:07:43,740
ایشون وانگ با ، برادر تازه وارد ما

92
00:07:43,740 --> 00:07:45,760
من وانگ بائم

93
00:07:49,200 --> 00:07:53,880
تا حالا کسی بهتون گفته شما دو تا شبیه دو تا نگهبان خدای در هستین؟

94
00:07:56,440 --> 00:07:58,630
نه اصلا شبیهش نیستیم

95
00:08:00,650 --> 00:08:03,430
یین جی ، با من بیا

96
00:08:11,160 --> 00:08:13,040
چرا مردم رو نگران می کنی؟

97
00:08:13,040 --> 00:08:14,630
اینجا خیلی خطرناکه ، برای چی اومدی اینجا ؟

98
00:08:14,630 --> 00:08:16,700
تو نمیخواستی من بیام اینجا ؟

99
00:08:17,810 --> 00:08:19,970
من نمیخوام تو ، تو خطر بیفتی

100
00:08:19,970 --> 00:08:23,380
حتی اگه قرار  باشه بمیری ، باید با هم بمیریم

101
00:08:25,340 --> 00:08:29,020
من نمیذارم تو خطر بیوفتی
ازت محافظت میکنم

102
00:08:29,020 --> 00:08:32,410
تکنیک شمشیر زنی تو از من بهتره؟ من نیازی ندارم تو ازم محافظت کنی

103
00:08:32,410 --> 00:08:35,020
من میتونم از خودم مراقبت کنم

104
00:08:35,020 --> 00:08:36,610
درسته ، درسته

105
00:08:36,610 --> 00:08:40,870
هرکی اسم ژنرال یین رو تو جیانگهو بشنوه ترس به جونش میوفته

106
00:08:40,870 --> 00:08:43,600
حتی اگه اون حیوون های وحشیه کنار اون مرد غول پیکر تو رو ببینن

107
00:08:43,600 --> 00:08:47,090
همش این ور اون ور میپرن ومیترسن

108
00:08:48,010 --> 00:08:50,430
من میترسم این تو باشی که این ور و اون ور از ترس میلرزی

109
00:08:50,430 --> 00:08:52,080
صدر در صد  ، من نمی‌ترسم

110
00:08:52,080 --> 00:08:53,480
اما راستش

111
00:08:53,480 --> 00:08:56,300
اوضاع با امپراطور چطوره؟کسی وقتی قیافتو تغییر دادی دید؟

112
00:08:56,300 --> 00:08:57,830
...همسر اون-
.بسه-

113
00:08:57,830 --> 00:09:01,150
دوباره همو دیدیم و غر زدن شروع شد
سرم داره گیج میره

114
00:09:02,980 --> 00:09:05,910
لیو شیو اونجا داره چی میخونه؟

115
00:09:05,910 --> 00:09:07,260
دخالت نکن

116
00:09:07,260 --> 00:09:10,970
من ...من

117
00:09:10,970 --> 00:09:14,120
باسه، باشه ...بیا راجب مسائل مهم حرف بزنیم

118
00:09:14,120 --> 00:09:17,270
به نظرت الآن باید چیکار کنیم؟

119
00:09:17,270 --> 00:09:21,100
برای امنیت خودمون ، بهتر نیست هر چه زودتر عقب نشینی کنیم؟

120
00:09:22,120 --> 00:09:24,570
برای عقب نشینی دیگه خیلی دیر شده

121
00:09:27,743 --> 00:09:47,743
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

122
00:09:51,910 --> 00:09:53,490
دشمن به زودی میرسه ، نباید وقت تلف کنیم

123
00:09:53,490 --> 00:09:56,510
اگه ممکنه دوک چنگگو باید سربازهایی رو برای ساماندهی
یه تشکیلات دفاعی در برابر ارتش شین بفرسته

124
00:09:56,510 --> 00:09:58,080
جوری حرف میزنی انگار کار خیلی آسونیه

125
00:09:58,080 --> 00:10:01,220
فقط ما 8000 سرباز داریم
اونوقت برای برای مقابله با ارتش 420000 نفره میریم ؟

126
00:10:01,220 --> 00:10:03,580
ما حتما می‌میریم

127
00:10:03,580 --> 00:10:06,260
دوک چنگگو ، به جز اینکه اینجا منتطر مرگ باشیم

128
00:10:06,260 --> 00:10:11,390
چرا از کونیانگ عقب نشینی نکنیم ، حداقل جونمون رو نجات ندیم

129
00:10:11,390 --> 00:10:13,750
الآن ، سربازها و اسب های ما کمن و آذوقه کافی هم نداریم

130
00:10:13,750 --> 00:10:15,770
در حالی که ارتش اونا خیلی قویه ، این وضعیت خیلی خطرناکه

131
00:10:15,770 --> 00:10:19,470
الآن فقط ما میتونیم از کونیانگ دفاع کنیم
تا بتونیم همین یه ذره امیدی رو که داریم حفظ کنیم

132
00:10:19,470 --> 00:10:21,820
اگه از کونیانگ بریم و فرار کنیم و پخش بشیم

133
00:10:21,820 --> 00:10:24,090
وقتی ارتش بزرگ دشمن برسه ، اون ها تصمیم میگیرن ما رو یکی یکی بکشن

134
00:10:24,090 --> 00:10:27,130
تا اون موقع ، هیچ شانسی برای زنده موندن نداریم

135
00:10:27,130 --> 00:10:30,020
هر چه فاصله ما و دشمن بیشتر باشه ، بیشتر باید از جنگ رو در رو پرهیز کنیم

136
00:10:30,020 --> 00:10:33,620
بیایین از فرصت استفاده کنین تا ارتش شین هنوز نرسیده عقب نشینی کنیم

137
00:10:33,620 --> 00:10:35,850
درسته، همه ما زن و بچه داریم

138
00:10:35,850 --> 00:10:38,520
فقط وقتی عقب نشینی کنیم می تونیم جونمون رو حفظ کنیم و
 منتظر زمان مناسب باشیم

139
00:10:38,520 --> 00:10:42,100
ما الآن نمی تونیم عقب نشینی کنیم ،وزیر جنگ الآن ارتش 
رو برای حمله به وانچنگ رهبری می کنه

140
00:10:42,100 --> 00:10:45,740
الآن اون ها نمی تونن برای کمک به ما نیرو بفرستن
اونوقت اگه کونیانگ رو از دست بدیم

141
00:10:45,740 --> 00:10:50,120
طولی نمیکشه که بقیه ارتش هان از بین میره

142
00:10:50,120 --> 00:10:52,840
الآن هیچ راهی برای عقب نشینی نداریم

143
00:10:52,840 --> 00:10:55,980
دفاع از کونیانگ و جنگ تا پای مرگ

144
00:10:55,980 --> 00:10:57,950
تنها امید ماست

145
00:10:57,950 --> 00:11:02,120
حتی اگه مطمئن نباشیم که می تونیم جون خودمون رو نجات بدیم

146
00:11:02,120 --> 00:11:05,420
چطور میتونیم از جون عزیزامون محافظت کنیم ؟

147
00:11:05,420 --> 00:11:11,380
لیو شیو ، من و دوک چنگگو جایگاهمون از تو بالاتره

148
00:11:11,380 --> 00:11:15,250
فقط یه نایب ژنرال کوچیک مثل تو میتونه اینطوری وقیحانه حرف بزنه

149
00:11:15,250 --> 00:11:18,190
و اینجوری برای ما سخرانی کنه ! به نظرت خیلی جسور نیستی؟

150
00:11:18,190 --> 00:11:22,890
این تویی که خیلی جسوری ! امپراطور وظیفه بزرگی بهت داد تا به ارتش اصلی هان کمک کنی

151
00:11:22,890 --> 00:11:25,660
الآن از ترس مقابله با دشمن میخوایی فرار کنی ؟

152
00:11:25,660 --> 00:11:30,040
خفه شو! تو فقط یه سرباز حقیری
چطور جرئت میکنی اینجا اینجوری صحبت کنی

153
00:11:30,820 --> 00:11:33,050
امپراطور به من دستور دادن برای رسوندن پیام بیام

154
00:11:33,050 --> 00:11:36,230
همه کسایی که از فرار حرف بزنن در این مکان اعدام میشن

155
00:11:36,230 --> 00:11:41,140
از اونجا که امپراطور می‌دونستن لشکر بزرگ دشمن به ما فشار میارن ، پس باید برای پشتیبانی نیروی میفرستادن

156
00:11:41,140 --> 00:11:43,810
اون هیچ نیرویی نفرستاد یعنی اصلا به فکر ما نیست

157
00:11:43,810 --> 00:11:46,720
بذار راه خودمون رو بریم

158
00:11:46,720 --> 00:11:50,900
فایده اون شمشیر و بیرون آوردنش چیه؟

159
00:11:50,900 --> 00:11:53,260
اگه امپراطور از مردن می‌ترسه،  همه ما از مردن میترسیم

160
00:11:53,260 --> 00:11:57,510
درسته،  اگه میخوایی بجنگی برو بجنگ فکر کن ما نیستیم

161
00:11:57,510 --> 00:12:01,660
اگه جون خودت برات مهم نیست ، ما خانواده داریم باید ازشون محافظت کنیم

162
00:12:01,660 --> 00:12:03,230
...یین جی

163
00:12:03,230 --> 00:12:07,440
دوک چنگگو و من در این مورد بحث میکنیم

164
00:12:07,440 --> 00:12:10,390
تو اول برو

165
00:12:10,390 --> 00:12:15,420
این به زندگی هزارتا از برادرهای ما در کونیانگ مربوط میشه
بذار اول در موردش فکر کنیم

166
00:12:15,420 --> 00:12:18,980
برادر یین ، الآن برو استراحت کن

167
00:12:31,863 --> 00:12:51,863
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

168
00:13:36,110 --> 00:13:38,090
لی هوا ، وایسا

169
00:13:39,240 --> 00:13:41,920
ما همه با هم هم طرفیم  ، دعوا نکنین

170
00:13:43,110 --> 00:13:46,270
همه با همیم ؟ پس چرا سعی کرد من رو بکشه ؟

171
00:13:46,270 --> 00:13:48,860
وانگ فنگ سربازهایی برای پیدا کردن من می‌فرسته

172
00:13:48,860 --> 00:13:50,650
...من فکر میکنم تو

173
00:13:50,650 --> 00:13:53,120
من باید شبیه یه مرد محکم باشم ، نه مثل سربازهای اون

174
00:13:53,120 --> 00:13:55,340
خانم شما برای اینکه جزو مردای وانگ فنگ باشین

175
00:13:55,340 --> 00:13:57,890
خیلی زیبا بنظر میرسین

176
00:13:57,890 --> 00:14:01,060
ببخشید که بهتون توهین کردم ، خانم

177
00:14:01,060 --> 00:14:03,520
از کجا میدونی که من یه زنم ؟

178
00:14:04,110 --> 00:14:06,150
فنگ یی مدت زیادی که زیر نظر دارت و چشم های خوبی داره

179
00:14:06,150 --> 00:14:09,110
طبیعه که اون بفهمه

180
00:14:09,110 --> 00:14:12,530
اما...اما برادر بزرگ هم من رو نشناخت‌

181
00:14:12,530 --> 00:14:14,520
هیچی از خودم نشون ندادم

182
00:14:14,520 --> 00:14:17,470
بذار بهتون معرفی کنم ،اون فنگ یی ، فنگ گنگسون

183
00:14:17,470 --> 00:14:20,480
اون فرماندار شهرستان فوچنگه

184
00:14:20,990 --> 00:14:25,380
راستش ، شما ها سال های قبل باهم آشنا شدین

185
00:14:28,080 --> 00:14:31,460
شاگرد خصوصی

186
00:14:31,460 --> 00:14:33,280
اون بود که با شمشیر تو کلاس ما می شنست

187
00:14:33,280 --> 00:14:36,770
درسته، اون افسر جوان ارتش بود

188
00:14:36,770 --> 00:14:38,400
تویی؟

189
00:14:38,400 --> 00:14:40,080
لی هوا

190
00:14:40,080 --> 00:14:41,810
تو یین لی هوا از خاندان یین هستی؟

191
00:14:41,810 --> 00:14:43,540
درسته ، وون شو

192
00:14:43,540 --> 00:14:46,250
تو گفتی فقط با یین لی هوا ازدواج میکنی

193
00:14:46,250 --> 00:14:50,070
حالا اون از زندگیش برای محافظت از تو استفاده میکنه،  همه به شما دو تا حسودی میکنن

194
00:14:51,920 --> 00:14:55,280
انتظار نداشتم بعد ار سالها دوباره همو ببینیم

195
00:14:55,280 --> 00:14:57,040
ما واقعا سرنوشت همیم

196
00:14:57,040 --> 00:15:01,360
لی هوا ، سرنوشت ما فقط این نیست

197
00:15:01,360 --> 00:15:04,290
هنوز خانمی به اسم دینگ رو یادت هست؟

198
00:15:10,010 --> 00:15:11,730
پس ، تو خواهر دینگ زو نجات دادی؟

199
00:15:11,730 --> 00:15:14,880
پس تعجبی نداره چرا برادرم نمیتونه اون رو توی ارتش نانگ یانگ پیدا کنه

200
00:15:14,880 --> 00:15:17,040
اون حالش چطوره؟

201
00:15:17,040 --> 00:15:20,160
به کمک خاندان یین ، ما با نامه با هم درارتباط بودیم

202
00:15:20,160 --> 00:15:25,000
وانگ شون دوست داره توی جنگ هم رقصنده هاشو با خودش بیاره

203
00:15:25,000 --> 00:15:26,800
امیدوارم اون بین اون ها باشه

204
00:15:26,800 --> 00:15:30,020
شاید دوباره با هم آشتی کردیم

205
00:15:35,930 --> 00:15:38,780
ژنرال ، ارتش شین در حال نزدیک شدنه

206
00:15:51,520 --> 00:15:53,500
خدای من

207
00:15:54,624 --> 00:16:14,624
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

208
00:16:16,200 --> 00:16:18,620
ارتش شین نزدیکمونه

209
00:16:18,620 --> 00:16:20,690
اونها ما رو محاصره کردن

210
00:16:20,690 --> 00:16:22,390
حتی اگه بخواییم فرار کنیم دیگه خیلی دیر شده

211
00:16:22,390 --> 00:16:27,490
فکر کنم فقط میتونیم دفاع کنیم و منتظر کمک باشیم

212
00:16:27,490 --> 00:16:28,890
کمک از کجا بیاد؟

213
00:16:28,890 --> 00:16:33,040
نزدیک ترین شهر بهمون دینگلینگ و شهر یوانه
 که کمتر از 20000 سرباز دارن

214
00:16:33,040 --> 00:16:35,060
فقط این حد توان ماست

215
00:16:35,060 --> 00:16:37,690
ناگفته نمونه که جرئت کنن و بیان مارو نجات بدن

216
00:16:37,690 --> 00:16:39,040
شهر وان چی؟

217
00:16:39,040 --> 00:16:43,070
فکر میکنم شهر وان 100000 سرباز داره،  نمی تونن افرادشون رو بفرستن ما رو نجات بدن؟

218
00:16:43,070 --> 00:16:45,510
به هیچ وجه ، ون شو تازه توضیح داد

219
00:16:45,510 --> 00:16:47,690
مگه اینکه ژنرال بوشنگ شهر وان رو تصرف کنه

220
00:16:47,690 --> 00:16:50,720
در غیر اینصورت اون بین راه گرفتار میشه و توخطر میفته

221
00:16:50,720 --> 00:16:54,360
اونها تو خطرن ، مگه نه؟

222
00:16:54,360 --> 00:16:58,090
ما فقط همین مقدار سرباز و غذا تو شهر داریم

223
00:16:58,090 --> 00:17:00,070
چقدر دیگه میتونیم زنده بمونیم ؟

224
00:17:00,070 --> 00:17:03,100
یه نگاه به اطراف بنداز ، محاصره شدیم

225
00:17:03,100 --> 00:17:05,250
اگه واقعا بهمون حمله کنن ، هممون می‌میریم

226
00:17:05,250 --> 00:17:07,620
اگه از مردن میترسی ، چرا به جنگ اومدی؟

227
00:17:07,620 --> 00:17:10,890
چرا مثل ترسوها تسلیم نمی شی؟

228
00:17:10,890 --> 00:17:15,750
من ترجیح میدم یه بزدل باشم و جونمو نجات بدم تا مثل تو مرد احمقی باشم

229
00:17:15,750 --> 00:17:17,460
وانگ مانگ ، دوباره حرفتو بگو ؟

230
00:17:17,460 --> 00:17:19,920
تو یه احمقی
خفه شو

231
00:17:22,760 --> 00:17:24,620
نترسین

232
00:17:24,620 --> 00:17:27,550
درسته که ما فقط 6000تا 7000 سرباز داریم و به سختی میتونیم پیروز بشیم

233
00:17:27,550 --> 00:17:30,450
اما کونیانگ یه قلعه محکمه ، دفاع کردن ازش آسونه و حمله کردن بهش سخته

234
00:17:30,450 --> 00:17:36,000
تا زمانی که دروازه شهر رو ببندیم میتونیم یه مبارزه طولانی مدت رو تحمل کنیم

235
00:17:36,000 --> 00:17:38,260
گفتنش راحته

236
00:17:38,260 --> 00:17:42,430
غذامون کمه و فقط برای شش ماه کافیه

237
00:17:42,430 --> 00:17:46,430
به همین دلیل مهمترین کاری که باید بکنیم

238
00:17:46,430 --> 00:17:49,330
اینکه که سربازهای خودمون رو برای کمک به شهرهای دینگلینگ و یان بفرستیم

239
00:17:49,330 --> 00:17:54,500
فکر کنم برادرم ، لیویان  میتونه شهر وان در عرض نصف ماه بگیره

240
00:17:54,500 --> 00:17:58,800
تا اون موقع ارتش1000000 می تونه به اونجا بیاد و با کمک های بقیه

241
00:17:58,800 --> 00:18:02,190
می تونیم بهشون حمله هماهنگ کنیم و پیروز بشیم

242
00:18:02,190 --> 00:18:04,340
ون شو درست میگه

243
00:18:04,340 --> 00:18:07,530
رهبر چنگ، چون نمی تونیم فرار کنیم

244
00:18:07,530 --> 00:18:11,330
شاید فقط باید دفاع کنیم و منتظر رسیدن کمک باشیم
شاید اوضاع خوب پیش بره

245
00:18:12,320 --> 00:18:13,960
فکر میکنم این تنها راهمونه

246
00:18:13,960 --> 00:18:18,840
اما کی برای کمک بیرون میره؟

247
00:18:29,530 --> 00:18:32,190
از بین نرفتن کونیانگ به این مسئله بستگی داره

248
00:18:32,190 --> 00:18:35,920
درسته من خیلی قوی نیستم اما من میرم و کمک میگیرم

249
00:18:35,920 --> 00:18:39,960
این سفر خطرناکیه و شانس زنده موندن کمه

250
00:18:39,960 --> 00:18:42,890
برای همین مجبورتون نمی کنم

251
00:18:42,890 --> 00:18:45,050
هر کس بمونه از شهر دفاع می‌کنه

252
00:18:45,050 --> 00:18:49,360
فقط امیدوارم همه شما با هم برای دفاع از کونیانگ تا آخر بجنگین

253
00:18:49,930 --> 00:18:53,820
در آینده اگه زنده موندیم

254
00:18:53,820 --> 00:18:57,690
همه با هم با نوشیدنی جشن بگیریم

255
00:18:58,630 --> 00:19:03,060
کسایی که میخوان مثل من در برابر خطر شجاعت به خرج بدن

256
00:19:03,060 --> 00:19:08,180
زندگیمو بهشون واگذار میکنم

257
00:19:08,180 --> 00:19:10,560
یین جی، ژنرال رو دنبال میکنه

258
00:19:15,430 --> 00:19:16,410
شوخی میکنی؟

259
00:19:16,410 --> 00:19:19,250
چطور میتونم به یه زن ببازم ؟ منم تو رو دنبال میکنم

260
00:19:19,250 --> 00:19:22,210
زن ؟ منظورت اینه ما مثل یه زن ترسوییم ؟

261
00:19:22,210 --> 00:19:25,980
بهت نشون میدم مرد واقعی یعنی چی! ژنرال لیو منم حساب کن

262
00:19:25,980 --> 00:19:27,840
منم میام

263
00:19:27,840 --> 00:19:29,180
منم میام

264
00:19:29,180 --> 00:19:31,270
منم میام
منم همینطور

265
00:19:31,270 --> 00:19:32,580
منم

266
00:19:32,580 --> 00:19:34,240
منم میام

267
00:19:34,240 --> 00:19:36,340
منم میام
منم همینطور

268
00:19:36,340 --> 00:19:39,850
منم حساب کن
ون شو من تو رو دنبال میکنم

269
00:19:40,380 --> 00:19:42,910
لیو شیو،  خیلی ممنونم

270
00:19:42,910 --> 00:19:46,640
همه ما در برابر خطر جسور و قوی میمونیم و عهد میکنم که با هم زندگی کنیم و با هم میمیرم

271
00:19:46,640 --> 00:19:49,410
عهد میکنیم با هم زندگی کنیم و با هم می‌میریم

272
00:19:57,980 --> 00:20:01,920
وقتی نیرو گرفتین ، نگران ما نباشین برگردین

273
00:20:01,920 --> 00:20:03,720
ما نزدیک شما رو دنبال می‌کنیم

274
00:20:03,720 --> 00:20:08,890
لی هوا ، تو با من بیا

275
00:20:08,890 --> 00:20:10,520
من ، شیو

276
00:20:11,910 --> 00:20:13,950
بدون هیچ حسرتی میمیره

277
00:20:13,950 --> 00:20:16,420
از مرگ حرف نزن

278
00:20:16,990 --> 00:20:19,130
ما همه زنده میمونیم

279
00:20:22,200 --> 00:20:26,140
ژنرال لیو ، من میتونم با شما بیام؟

280
00:20:26,140 --> 00:20:27,710
ژنرال فنگ

281
00:20:27,710 --> 00:20:29,430
وانگ فنگ همیشه سعی می‌کرد منو بکشه

282
00:20:29,430 --> 00:20:33,050
اگه کونیانگ سقوط کنه ، منم دچار مشکل میشم

283
00:20:33,050 --> 00:20:34,660
من نمیخوام اینجا منتظر مرگم باشم

284
00:20:34,660 --> 00:20:37,140
چرا همچین فکرهای منفی میکنی؟

285
00:20:38,070 --> 00:20:43,040
ون شو اون افسر سلسله شینه نمیشه به اون اعتماد کرد

286
00:20:43,040 --> 00:20:46,530
این به خودتون بستگی داره که بهم اعتماد. کنین یا نه

287
00:20:46,530 --> 00:20:49,190
از اونجایی که گونگسون هم بهمون اضافه شده

288
00:20:49,190 --> 00:20:52,030
ما قبلا با هم برادرهای خونی بودیم

289
00:20:53,020 --> 00:20:54,760
برادرا

290
00:20:56,660 --> 00:21:01,640
ما سیزده نفر باید ارتش هان رو در هم بشکنیم و حمله کنیم

291
00:21:01,640 --> 00:21:05,630
بشکنیم تا نیرو برسه

292
00:21:06,630 --> 00:21:25,030
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

293
00:21:26,030 --> 00:21:32,080
حمله

294
00:21:56,100 --> 00:21:58,840
حمله

295
00:22:47,550 --> 00:22:49,730
سریع

296
00:23:49,910 --> 00:23:52,480
حمله

297
00:26:19,930 --> 00:26:23,570
برادر، موفق شدیم

298
00:26:23,570 --> 00:26:28,260
این حس خوبیه گونگسون من قبلا در موردت اشتباه فکر میکردم

299
00:26:28,260 --> 00:26:31,150
من ، ما وو ازت عذرخواهی میکنم

300
00:26:37,130 --> 00:26:38,260
همه خوب استراحت کردن ؟

301
00:26:38,260 --> 00:26:40,410
بله

302
00:26:40,410 --> 00:26:42,080
ما اینجا تقسیم میشیم

303
00:26:42,080 --> 00:26:45,260
رن گوانگ، لیو لانگ و سربازهاتون ، پنج نفر از شما به شهر یان برین

304
00:26:45,260 --> 00:26:49,960
بقیه شما با من به دینگلینگ بیایین 
بعد از گرفتن کمک، بیایین دوباره بیرون شهر کونیانگ همو میبینیم

305
00:26:49,960 --> 00:26:51,410
باشه

306
00:26:51,410 --> 00:26:52,810
بریم

307
00:27:01,280 --> 00:27:02,940
...برادر سوم

308
00:27:05,130 --> 00:27:06,690
خوبم

309
00:27:06,690 --> 00:27:08,260
اما

310
00:27:09,260 --> 00:27:21,900
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

311
00:27:22,900 --> 00:27:26,310
قربان،  یکی از کونیانگ فرار کرد

312
00:27:26,310 --> 00:27:27,990
من نگرانم اون ها فرار کرده باشن تا از بیرون کمک بگیرن

313
00:27:27,990 --> 00:27:30,540
ما باید مراقبشون باشیم

314
00:27:31,820 --> 00:27:34,060
اونها فقط آدم های ضعیفین

315
00:27:34,060 --> 00:27:37,560
وقتی که ما در حال استراحت توی اردوگاه خودمون بودیم فرار کردن

316
00:27:37,560 --> 00:27:43,330
قربان ، در بین اون فراری ها وانگ فنگ و افرادش تهدیدی برای ما به حساب نمیان

317
00:27:43,330 --> 00:27:46,360
اما برادرهای لیو یان و لیو شیو

318
00:27:46,360 --> 00:27:48,750
اون ها استراتژی های جنگ رو به خوبی میدونن ، اون ها رو دست کم نگیرین

319
00:27:48,750 --> 00:27:50,350
مخصوصا لیو شیو

320
00:27:50,350 --> 00:27:52,960
وقتی توی چانگان درس میخوند چند باری دیدمش

321
00:27:52,960 --> 00:27:56,450
اون خیلی شجاعه و قدرت قضاوت بالایی داره

322
00:27:56,450 --> 00:27:58,040
اون آدم معمولی نیست

323
00:27:58,040 --> 00:28:00,150
...ژنرال یان ، من شنیدم که

324
00:28:00,150 --> 00:28:03,710
شما و چونلینگ، لیو لیانگ به هم نزدیک هستین

325
00:28:03,710 --> 00:28:07,330
نمی دونستم که لیو شیو فراری رو هم می شناسی

326
00:28:07,330 --> 00:28:10,650
این...این مال وقتیه که اون دانشجو بود

327
00:28:10,650 --> 00:28:15,290
انتظار نداشتم شورش کنه

328
00:28:15,290 --> 00:28:18,620
ژنرال های اصلی کونیانگ وانگ فنگ و وانگ مانگ هستن

329
00:28:18,620 --> 00:28:21,390
لیو شیو فقط دستیار اون هاست که اصلا ارزش گفتن هم نداره

330
00:28:21,390 --> 00:28:24,980
علاوه بر این ، ارتش ما ده برار اونهاست

331
00:28:24,980 --> 00:28:28,340
شکست دادن کونیانگ فقط مسئله زمانه

332
00:28:28,340 --> 00:28:35,440
درسته،  الآن ارتش متحد ما از شهر های دیگه دارن به اینجا میان

333
00:28:35,440 --> 00:28:40,310
من قبلا اونجا رو با سربازهام محاصره کردم

334
00:28:40,310 --> 00:28:44,200
من مطمئن شدم که شهر کوچیک کونیانگ کاملا محاصره شده

335
00:28:44,200 --> 00:28:46,760
حتی اگه کمک هم بگیرن

336
00:28:46,760 --> 00:28:51,270
من میتونم با نیرو های کمکیشون هم شهر کونیانگ رو نابود کنم

337
00:28:51,270 --> 00:28:56,060
قربان ، شهر کونیانگ کوچیکه اما خیلی محکم و قویه

338
00:28:56,060 --> 00:28:59,970
اگه اون ها بخوان تمام مدت دفاع کنن ، خیلی طول میکشه تا بتونیم شکستشون بدیم

339
00:28:59,970 --> 00:29:03,310
اگه جنگ توی شهر وان طولانی شد

340
00:29:03,310 --> 00:29:05,980
ارتش و آذوقه ژنرال سن پنگ ما ممکنه تمام بشه

341
00:29:05,980 --> 00:29:08,860
به نظرم باید زودتر براشون کمک بفرستیم

342
00:29:08,860 --> 00:29:10,470
بیایین با سن پنگ

343
00:29:10,470 --> 00:29:12,840
ارتش لیو یان رو شکست بدیم

344
00:29:12,840 --> 00:29:17,340
اون موقع کونیانگ هم بی دردسر دست ما میفته

345
00:29:19,030 --> 00:29:23,890
ژنرال یان، ارتش ما به تازگی اینجا مستقر شده

346
00:29:23,890 --> 00:29:27,850
ما بدون جنگ باید مسیر عوض کنیم ؟

347
00:29:27,850 --> 00:29:32,020
به نطر میرسه تو مشتاقی به شهر وان بری
میخوای انتقام گمشده خودت رو از اونجا بگیری؟

348
00:29:34,780 --> 00:29:38,350
امپراطور به ما دستور دادن شهر وان رو نجات بدیم

349
00:29:38,350 --> 00:29:42,090
نیازی نیست وقت خودمون رو توی کونیانگ تلف کنیم

350
00:29:42,090 --> 00:29:48,480
لطفا تجدید نظر کنین ، قربان

351
00:29:49,720 --> 00:29:55,940
:ژنرال یان ، اعلی حضرت نه تنها به من دستور داد شهر وان رو نجات بدم بلکه

352
00:29:55,940 --> 00:29:58,940
همینطور از من خواستن اون فراری ها رو بکشم

353
00:29:58,940 --> 00:30:03,140
ایشون میخواستن به روحیه ارتش افتخار کنن و قدرتمون رو نشون بدن

354
00:30:04,210 --> 00:30:07,170
با قدرت ارتش ما و شصت و سه استراتژی

355
00:30:07,170 --> 00:30:10,010
حتی نمی تونیم شهر کونیانگ رو شکست بدیم ؟

356
00:30:10,010 --> 00:30:15,210
اگه اینطوریه، ما مایه خنده دنیا میشیم و امپراطور هم شرمنده میشن

357
00:30:15,210 --> 00:30:19,140
افسر ارشد ، نظر شما چیه؟

358
00:30:20,620 --> 00:30:23,840
حق با شماست

359
00:30:24,690 --> 00:30:30,330
ژنرال یان، وقتی که آماده سازی اردوگاه ارتش رو کامل کردیم فوراً به شهر حمله می کنیم

360
00:30:33,210 --> 00:30:34,940
باشه

361
00:30:37,670 --> 00:30:41,270
ژنرال لیو، شما بهتره به این سفر نیایین توی همین چادر بمونین و  استراحت کنین

362
00:30:41,270 --> 00:30:42,510
چرا استراحت کنم؟

363
00:30:42,510 --> 00:30:45,640
نیرو توی خط مقدم واجبه فقط ارتش رو برای کمک به ما بفرستین

364
00:30:45,640 --> 00:30:47,180
فانگ ار

365
00:30:51,090 --> 00:30:55,100
شهر کونیاگ تو خطره  اون ها به کمک نیاز دارن

366
00:30:55,100 --> 00:30:58,330
با تاخیر ارتش رو برای کمک بفرستم ، مشکلی ندارین؟

367
00:30:58,330 --> 00:31:01,550
ژنرال لیو، سربازهای دینگلینگ ما کمتر از 5000 نفر هستن

368
00:31:01,550 --> 00:31:03,480
...اگه اون ها تا کونیانگ بیان

369
00:31:03,480 --> 00:31:07,370
و با ارتش وانگ منگ بجنگین، مثل فرستادن اونها به طرف مرگه

370
00:31:07,370 --> 00:31:10,570
خانواده ها و خونه های ما اینجا در دینگلینگ هستن

371
00:31:10,570 --> 00:31:14,080
اگر شما رو نجات دادیم اما دینگلینگ را از دست دادیم، چکار باید بکنیم؟

372
00:31:14,080 --> 00:31:15,780
ژنرال وانگ

373
00:31:16,780 --> 00:31:23,180
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

374
00:31:24,180 --> 00:31:27,680
شما فکر می کنین ارتش شین توی این راه نمی جنگه؟

375
00:31:28,500 --> 00:31:33,500
ژنرال وانگ، ممکنه ما با هم مسیر و هم فکر نباشیم ، اما همه ما ارتش هان هستیم

376
00:31:33,500 --> 00:31:35,670
همه ما به هم وابسته بودیم

377
00:31:35,670 --> 00:31:40,870
اگر کونیانگ به دست دشمن بیفته، دینگلینگ هم می افته

378
00:31:42,920 --> 00:31:45,210
اما حتی اگه موفق بشیم

379
00:31:45,210 --> 00:31:47,420
سربازهای من ممکنه اینطوری فکر نکنن

380
00:31:47,420 --> 00:31:50,910
حتی مورچه ها هم می خوان زنده بمونن اگه از همون اول بدونن که این یک جنگ کشته اس

381
00:31:50,910 --> 00:31:52,600
اون ها احمقن اگه موافقت کنن

382
00:31:52,600 --> 00:31:57,440
اگه از من بپرسن با چندتا سرباز به جنگ میریم، می خواین به اونها دروغ بگم؟

383
00:31:57,440 --> 00:32:00,900
...به نطر من چرا پول هامون رو تقسیم نکنیم و

384
00:32:00,900 --> 00:32:05,450
از ارتش اصلی دشمن دوری کنیم ، به جنوب بریم و به ارتش شهر وان اضافه بشیم

385
00:32:05,450 --> 00:32:09,220
بیایین دنبال ژنرال لیو یان بگردیم و هدف بعدیمون رو برنامه ریزی کنیم چرا باید خودمون رو به کشتن بدیم؟

386
00:32:09,220 --> 00:32:11,330
...وانگ آن فراموش نکن که

387
00:32:11,330 --> 00:32:15,510
وقتی که توسط امپراطور ترفیع گرفتی

388
00:32:15,510 --> 00:32:17,380
اون موقع خیلی ممنون بودی

389
00:32:17,380 --> 00:32:20,300
حالا که یه مشکلی پیش اومده

390
00:32:20,300 --> 00:32:22,460
تو تصمیم گرفتی اینجا در دینگلینگ مثل یه ترسو بمونی

391
00:32:22,460 --> 00:32:24,410
گوش کن

392
00:32:24,410 --> 00:32:28,990
وقتی ارتش وانگ منگ بیاد اینجا هیچ کدوم از شما نمی تونین فرار کنین

393
00:32:28,990 --> 00:32:31,310
ببینیم کی میان

394
00:32:31,310 --> 00:32:33,410
خلاصه ، من افرادم رو برای کمک نمیفرستم

395
00:32:33,410 --> 00:32:35,900
لطفا برو

396
00:32:36,790 --> 00:32:39,760
چرا؟ وقتی موافق نیستم می خوای منو مجبور کنی؟

397
00:32:39,760 --> 00:32:41,580
فکر میکنی ازت میترسم ؟

398
00:32:41,580 --> 00:32:46,470
...ژنرال وانگ، اگه ارتش شین رو شکست بدیم

399
00:32:46,470 --> 00:32:49,880
اون پول کمی که الآن داری هم به از دست میدی

400
00:32:49,880 --> 00:32:54,460
به قدرت و افتخاری که به دست میاری فکر کن

401
00:32:55,410 --> 00:32:59,900
ژنرال لیو، هدف شما از دریافت کمک ما اینه  که ارتش
...شین رو معطل کنین  تا

402
00:32:59,900 --> 00:33:02,840
برادر شما لیو یان زمان بیشتری به دست بیاره

403
00:33:02,840 --> 00:33:06,110
چرا باید برای برادرت بمیرم؟

404
00:33:12,510 --> 00:33:15,700
چی میخوای؟ شورش کنین؟

405
00:33:17,810 --> 00:33:20,680
افسر کم سن و سالی مثل تو چطور جرات میکنه من رو تهدید کنه ؟

406
00:33:20,680 --> 00:33:24,020
بیا اگه جرات داری من رو بکش

407
00:33:30,260 --> 00:33:35,900
وایسا ، اگه جرات داشته باشی و حرکت کنی مثل اون میشی

408
00:33:39,590 --> 00:33:45,180
ژنرال وانگ به دلیل سرپیچی از دستور نظامی کشته شد

409
00:33:46,400 --> 00:33:48,800
اگه تو  هم مقاومت کنی مثل اون میشی

410
00:33:52,380 --> 00:33:57,840
ما وو و وانگ با، استراژی نظامی رو  دست بگیرین و مسئولیت ارتش دینگلینگ را بر عهده بگیرین

411
00:33:57,840 --> 00:34:00,370
برادر، تو و فنگ یی

412
00:34:00,370 --> 00:34:03,360
به ارتش برین و سربازاتون رودلداری بدین تا فرار نکن

413
00:34:03,360 --> 00:34:05,160
باشه

414
00:34:06,160 --> 00:34:13,770
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

415
00:34:14,770 --> 00:34:16,260
درد داره؟

416
00:34:17,750 --> 00:34:19,730
تحمل کن

417
00:34:20,650 --> 00:34:23,570
ون شو
گانگ سون

418
00:34:23,570 --> 00:34:26,960
ژنرال دینگینگ مرده و اینجا احترام زیادی براش قائل
نیستن اکثر سرباز هاش تصمیم گرفتن ما رو دنبال کنن

419
00:34:26,960 --> 00:34:30,010
اونا به ما کمک میکنن تا کونیانگ رو نجات بدیم

420
00:34:31,380 --> 00:34:32,690
خوبه

421
00:34:32,690 --> 00:34:34,480
زخمت چطوره؟

422
00:34:34,480 --> 00:34:39,030
عمیق نیست اما عفونت کرده چون اون موقع  درمانش نکردم

423
00:34:40,570 --> 00:34:44,790
من می دونم که شما ستون اصلی ما هستی اما نباید جون خودت رو به خطر بندازی

424
00:34:44,790 --> 00:34:49,770
من نمی خواستم بگم زخمی شدم که روحیه سربازها ضعیف بشه

425
00:34:49,770 --> 00:34:50,980
چیزی نیست

426
00:34:50,980 --> 00:34:53,460
کمکم کن لباسم رو بپوشم

427
00:35:00,450 --> 00:35:03,980
وضعیت شهر یان چطوره؟

428
00:35:03,980 --> 00:35:06,570
هنوز هیچ خبری نیست

429
00:35:06,570 --> 00:35:10,300
ژنرال شهر یان، شی گونگ، آدم وفاداریه

430
00:35:10,300 --> 00:35:13,280
مطمئنم مشکلی پیش نمیاد

431
00:35:13,280 --> 00:35:18,490
شهرشون خیلی بزرگتر از دینگینگ نیست
مگه میتونن چند تا سرباز میتونن جمع کنن؟

432
00:35:18,490 --> 00:35:21,820
اونها باید 3000 - 5000 سرباز داشته باشن

433
00:35:21,820 --> 00:35:26,580
حتی اگه بتونیم سربازهای  هر دو تا شهر رو جمع کنیم،بازم کمتر از 10000 سرباز داریم

434
00:35:26,580 --> 00:35:29,450
اگر به کونیانگ حمله بشه ، سربازهای بیشتری رو از دست میدیم

435
00:35:29,450 --> 00:35:31,870
ما با هم کمتر از 20000 سرباز داریم

436
00:35:31,870 --> 00:35:35,600
برای مبارزه با ارتش  420000 نفری دشمن، این افراد خیلی کمن

437
00:35:35,600 --> 00:35:38,380
این یه نبرده صد در صد باخته

438
00:35:38,380 --> 00:35:41,060
،نه خیلی ، زمان جنگ استاد بزرگ شیانگ یو

439
00:35:41,060 --> 00:35:43,260
ارتش بزرگی با 400000 سرباز رو
.تنها با 20000 تا سرباز شکست داد

440
00:35:43,260 --> 00:35:46,610
پیروز شدن در جنگ با سربازهای کمتر غیرممکن نیست

441
00:35:46,610 --> 00:35:49,710
بیست هزارتاشون جزو نخبگان هستن

442
00:35:49,710 --> 00:35:54,910
ولی سربازای ما کسی نیستن و حتی 100% هم به ما وفادار نیستن

443
00:35:56,990 --> 00:36:02,660
اشکالی نداره 
قبل از جنگ نمی تونیم از نتیجه مطمئن باشیم

444
00:36:02,660 --> 00:36:05,040
حتی اگه فقط 1000 سرباز داشته باشیم، نباید ناامید بشیم

445
00:36:05,040 --> 00:36:10,290
علاوه بر این، حمله کردن خیلی سخت تره تا وقتیکه که به دفاع ادامه بدیم و

446
00:36:10,290 --> 00:36:12,500
10000تا از سربازای ما می تونن تمرکز اون ها رو بهم بریزن

447
00:36:12,500 --> 00:36:15,530
ما امیدواریم کونیانگ رو نجات بدیم

448
00:36:15,530 --> 00:36:19,110
آره. مهم نیست چ میشه، من مطمئنم که می تونیم برای مدتی بجنگیم

449
00:36:19,110 --> 00:36:22,190
هر چه بیشتر تحمل کنیم، برادر بوشنگ شانس بیشتری برای نبرد خودش داره

450
00:36:22,190 --> 00:36:25,050
وقتی شهر وان را تصرف کرد و به کونیانگ برگشت

451
00:36:25,050 --> 00:36:28,390
ما شانس پیروزی در نبرد رو داریم

452
00:36:28,390 --> 00:36:30,900
امیدوارم کونیانگ بتونه تا اون موقع دووم بیاره

453
00:36:30,900 --> 00:36:35,100
از نظر من، وانگ فنگ یه ترسوعه و دوست داره هی نظرش رو تغییر بده

454
00:36:35,100 --> 00:36:38,550
فکر می‌کنم کونیانگ نمی‌تونه به این راحتی دووم بیاره

455
00:36:39,520 --> 00:36:41,470
ما دیگه نمی تونیم منتظر رن گوانگ باشیم

456
00:36:41,470 --> 00:36:43,450
بیایین سریع برگردیم

457
00:36:44,450 --> 00:36:52,680
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

458
00:36:53,680 --> 00:36:56,480
اراب چنگ، ارتش شین بعد از چند بار حمله به ما، حمله اصلی رو شروع کرده

459
00:36:56,480 --> 00:36:59,990
خیلی وقته دارن تیر میزنن

460
00:36:59,990 --> 00:37:04,520
ما مجبوریم از تخته های چوبی برای محافظت از خودمون استفاده کنیم اگه به همین منوال پیش بره دیگه نمی تونیم تحمل کنیم

461
00:37:04,520 --> 00:37:08,420
اما با این شرایط چیکار میتونیم بکنیم؟

462
00:37:08,420 --> 00:37:10,160
ارباب چنگ

463
00:37:11,760 --> 00:37:15,030
ارباب چنگ ، عجله کنین، بجنگین من نمیتونم خیلی دووم بیارم

464
00:37:16,810 --> 00:37:18,870
جنگ چطور پیش میره؟

465
00:37:22,130 --> 00:37:25,970
دیگه چطور می تونه پیش بره؟ محاصره‌ شدیم
مثل اینکه اونا علیه ما تیم تشکیل دادن

466
00:37:25,970 --> 00:37:29,960
خوشبختانه قبل از اینکه ونشو از شهر خارج بشه ، به من یادآوری کرد که مراقب دشمن هایی که تونل حفر می کنن، باشم

467
00:37:29,960 --> 00:37:33,690
خوشبختانه موفق شدیم اونها رو مسدود کنیم اگه این کار رو نمی کردیم، واقعاً خیلی خطرناک بود

468
00:37:34,550 --> 00:37:38,620
لیو شیو... اون ایده های زیادی داره

469
00:37:38,620 --> 00:37:41,080
ما نمی دونیم که اون واقعاً از مرز دشمن خارج شده  یا نه

470
00:37:41,080 --> 00:37:42,300
معلومه که رد شده

471
00:37:42,300 --> 00:37:46,460
اگه این کار رو نکرده بود، دشمن جلومون رو می بست اینجوری برامون رژه
می رفتن تا ما رو تهدید به تسلیم شدن شهر کنن

472
00:37:46,460 --> 00:37:50,160
ما باید مراقب این شهر باشیم اون به زودی با نیروهای کمکی میاد

473
00:37:50,160 --> 00:37:54,640
ده هزار سرباز به این شهر حمله می کنن حتی اگه لیو شیو با نیروهای کمکی بیاد

474
00:37:54,640 --> 00:37:59,120
ما نمی تونیم از اینجا دفاع کنیم بهتره تسلیم بشیم

475
00:37:59,120 --> 00:38:04,780
ژانگ مائو! اگه جرات کردی یک بار دیگه کلمه تسلیم شدن رو به زبان بیاری خودم تو رو می کشم

476
00:38:04,780 --> 00:38:07,020
برادر وانگ چنگ

477
00:38:07,020 --> 00:38:09,680
ژانگ مائو فقط به تمام مرگ ها و جراحاتی که به سربازان ما وارد شده فکر می کنه

478
00:38:09,680 --> 00:38:12,850
اون فقط داره حرف میزنه چرا انقدر عصبانی میشی؟

479
00:38:13,810 --> 00:38:15,490
اگه میخوایین تسلیم شین خوب تسلیم بشین

480
00:38:15,490 --> 00:38:18,340
من تسلیم نمیشم حتی زمانی که تو جنگ بمیرم

481
00:38:18,340 --> 00:38:21,550
برادرهای من برای جنگ

482
00:38:28,610 --> 00:38:34,930
ارباب چنگ، شاید اونها هیچ تردیدی در مورد مردن ندارن
اما ما نمی تونیم اینجا منتظر مرگمون باشیم

483
00:38:34,930 --> 00:38:37,360
ما نمی تونیم این کارو انجام بدیم حتی اگه لیو شیو نیروی کمکی بیاره

484
00:38:37,360 --> 00:38:41,050
حتی اگه لیو شیو نیروی کمکی بیاره ، میتونه  دیوارهای شهر رو بشکنه؟

485
00:38:41,050 --> 00:38:45,120
لرد چنگ، ما باید به آینده خودمون فکر کنیم

486
00:38:56,890 --> 00:38:59,670
من نمیرم ، اگه دوباره میخوای نظرم رو عوض کنی

487
00:38:59,670 --> 00:39:03,700
این با اون فرق داره ، الآن شما فقط میتونین این کارو انجام بدین

488
00:39:03,700 --> 00:39:07,500
ما نزدیکه شهر کونیانگ رو از دست بدیم من باید ارتش دینگلینگ رو به کونیانگ برگردونم تا نیروهای اونجا رو تقویت کنم

489
00:39:07,500 --> 00:39:09,930
فقط اینطوریه  که می‌تونیم به نیروهای مدافع در کونیانگ انرژی بدیم

490
00:39:09,930 --> 00:39:13,250
در مورد اون دهبر از شین یه ، اون پنج هزار سرباز داره که می تونه به نیروهای قدرتمندی در کنار ما تبدیل بشه

491
00:39:13,250 --> 00:39:16,890
فقط تو می تونی برلی درخواست کمک به شین یه بری

492
00:39:16,890 --> 00:39:20,770
هر کسی میتونه بره چرا من باید برم ؟

493
00:39:22,840 --> 00:39:27,370
کی دیگه غیر از خاندان یین میتونه خاندان شین یه رو متقاعد کنه؟

494
00:39:28,670 --> 00:39:33,060
لی هوا ، اگه تو بری ، ممکنه تصمیم بگیره به ماکمک کنه

495
00:39:33,060 --> 00:39:37,290
اما اگه کس دیگه ای بره به احتمال زیاد حتی نمیتونه اون رو ببینه

496
00:39:43,690 --> 00:39:46,190
چرا علامت افسر بزرگ وانگ رو ندارین؟

497
00:39:47,390 --> 00:39:51,730
شی لینگ خیلی وقت پیش اون رو دزدید

498
00:39:51,730 --> 00:39:55,090
اون رو برای امنیتم به من داد حالا من اون رو به تو میدم

499
00:39:55,090 --> 00:39:58,890
اگه توی راه با نیروهای شین مواجه شدی حداقل می تونی از اون برای رفع خطر استفاده کنی

500
00:39:59,870 --> 00:40:02,890
من چیزی برای برگشتن به شین برای درخواست کمک کردن نشنیدم

501
00:40:02,890 --> 00:40:06,050
همین الآن این تصمیم رو گرفتی ؟ بذار یه نگاه کنم

502
00:40:07,500 --> 00:40:09,250
لی هوا

503
00:40:12,590 --> 00:40:16,540
من قبلا در موردش حرف نزدم چون میترسیدم روحیه نیروهامون ضعیف بشه

504
00:40:17,610 --> 00:40:21,400
راستش ، من اصلا مطمئن نیستم چون تعداد نیروهای ما خیلی کمه

505
00:40:21,400 --> 00:40:25,500
علاوه بر این، ما در حال حاضر چیزی در مورد وضعیت شین یه نمی دونیم اگه هیچ نیروی کمکی نداشته باشیم

506
00:40:25,500 --> 00:40:29,370
این پنج هزار سرباز باید مثل گوسفندی که توسط ببر کشته می شن بمیرن

507
00:40:30,960 --> 00:40:32,520
لی هوا ، باید بدونی

508
00:40:32,520 --> 00:40:37,280
هزارتا سرباز  بیشترم نمیتونه به معنی شانس بیشتری برای زنده موندن باشه

509
00:40:37,280 --> 00:40:41,020
حداقل هزار سرباز از پرچمداران و نگهبانان خانواده یین هستن

510
00:40:41,020 --> 00:40:45,970
شاید بتونم از داج خواهش کنم که  چند سرباز برای این وضعیت اضطراری بخواد

511
00:40:50,700 --> 00:40:53,420
درسته ، من میرم

512
00:40:53,420 --> 00:40:58,590
اما باید به من قول بدی که وقتی با نیروی کمکی برگردم، دوش به دوش هم در میدان نبرد بجنگیم

513
00:40:58,590 --> 00:41:02,510
مطمئن باش من این پنح هزار سرباز رو به مرگ حتمی نمی‌برم

514
00:41:02,510 --> 00:41:04,460
من بیرون شهر کونیانگ منتظرم

515
00:41:04,460 --> 00:41:08,230
وقتی نیروی کمکی آوردی، حرکت بعدی خودم رو برنامه ریزی میکنم

516
00:41:10,050 --> 00:41:15,580
من زندگی میکنم و میمیرم مثل تو که زنده میکنی و میمیری
.تو نباید به من دروغ بگی

517
00:41:58,770 --> 00:42:02,500
ونشو! زخمت کاملا خوب نشده درسته؟

518
00:42:02,500 --> 00:42:05,350
خوبن ، مشکلی نیست

519
00:42:06,990 --> 00:42:08,990
ژنرال ، خواهرم کجاست؟

520
00:42:08,990 --> 00:42:11,030
اون به شین یه برگشت

521
00:42:18,430 --> 00:42:20,960
همه افراد ، آماده این ؟

522
00:42:20,960 --> 00:42:23,560
بیایین برای کونیانگ بجنگیم

523
00:42:23,560 --> 00:42:25,000
چشم،  فرمانده

524
00:42:26,440 --> 00:42:27,820
منتظر خواهرم نمیمونیم؟

525
00:42:27,820 --> 00:42:31,530
ون شو این کار رو کرد چون می ترسید به لی هوا آسیب برسونه
بیایین عجله کنیم و حرکت کنیم

526
00:42:58,010 --> 00:42:59,190
همه ، بریم

527
00:42:59,190 --> 00:43:00,790
خانم ؟

528
00:45:28,080 --> 00:45:38,080
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site
