﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

2
00:01:27,640 --> 00:01:30,640
"عرصه عشق"

3
00:01:30,640 --> 00:01:33,070
<i>قسمت ششم</i>

4
00:01:38,100 --> 00:01:41,530
لیو ون شو، برادر بزرگم از مقامش کناره گیری کرد

5
00:01:41,530 --> 00:01:46,440
چون امیدواره که یه روزی بتونه زیرسایه یه حکمران عاقل خدمت کنه

6
00:01:47,260 --> 00:01:51,040
الآن ما دوتا میخوایم که گذشته غمگینمونو فراموش کنیم و به همراه شما شورش کنیم

7
00:01:51,040 --> 00:01:54,670
هنوز شما از سوال طفره میری، میشه چراییش رو توضیح بدی؟

8
00:01:54,670 --> 00:01:59,260
برادر ون شو، این یه عقیده بی اختیار نیست

9
00:01:59,260 --> 00:02:05,060
من میخوام بخاطر برادر بزرگ شما خونوادمو ول کنم و زیر قرض برم که بتونه یه کار بزرگی رو انجام بده

10
00:02:06,040 --> 00:02:10,020
من واسه کمک به شما خودمو توی سختی و خطر میندازم

11
00:02:14,290 --> 00:02:18,110
من میدونم که شما خالص و بی ریایین

12
00:02:18,110 --> 00:02:23,060
میشه این قضیه تا وقتی که با برادر بزرگم صحبت کنم همینجور بمونه؟

13
00:02:23,060 --> 00:02:25,140
نه این یه مسئله مهمه

14
00:02:25,140 --> 00:02:30,290
به هرصورت باید همینجا یه تصمیمی بگیری، وگرنه فکر ترک کردن اینجارو از سرت بیرون کن

15
00:02:31,770 --> 00:02:33,350
کی اونجاست؟

16
00:02:55,750 --> 00:02:57,410
مراقب باش

17
00:03:02,850 --> 00:03:05,030
برادر سوم بدو

18
00:03:09,440 --> 00:03:11,750
تو چرا اینجایی؟-
که ازت محافظت کنم-

19
00:03:11,750 --> 00:03:14,110
افراد، بگیرینشون

20
00:03:14,110 --> 00:03:16,240
چیشده؟ برین دنبالشون

21
00:03:16,240 --> 00:03:17,820
وایسین

22
00:03:20,280 --> 00:03:22,570
برین دنبالشون، نزارین فرار کنن، وایسین

23
00:03:22,570 --> 00:03:24,190
برین دنبالشون، وایسین

24
00:03:24,190 --> 00:03:27,390
ندویین، ندویین-
سریع تر دنبالشون کنین-

25
00:03:36,700 --> 00:03:38,770
بگیر، بیا بالا

26
00:03:48,260 --> 00:03:49,940
کجا رفتن؟

27
00:03:51,860 --> 00:03:55,510
جی ون، اونوقت خیلی بی پروا و تند برخورد کردی

28
00:03:55,510 --> 00:03:59,690
برادر بزرگ، مگه تقصیر من بود؟ لیو شیو بهمون بی احترامی کرد

29
00:03:59,690 --> 00:04:04,190
ما حتی خواستیم برخلاف گذشته ناراضیمون بهش کمک کنیم

30
00:04:05,830 --> 00:04:10,470
به نظرم لیو شیو خیلی خوش رفتاره، ولی ما نباید دست گم بگیریمش

31
00:04:10,470 --> 00:04:14,860
از اونجایی که شورش راحت نیست، اون واقعا خیلی حواسش جمعه

32
00:04:15,690 --> 00:04:18,360
من که فکر میکنم ترسوئه

33
00:04:18,360 --> 00:04:22,660
راستی اون مرد جوان از کجا یهو پیداش شد؟ یعنی میگی چقدرشو شنید؟

34
00:04:22,660 --> 00:04:26,990
اگه پخش بشه همه نقشه هامون نقش بر آب میشه

35
00:04:26,990 --> 00:04:30,290
باید از خانواده دنگ باشه

36
00:04:31,500 --> 00:04:34,640
نکته جالبی بود، گفتنی ها گفته شد

37
00:04:34,640 --> 00:04:38,250
دیگه موفق شدن یا نشدنش به خواست کائنات بستگی داره

38
00:04:42,630 --> 00:04:45,830
برادر بزرگ شما خیلی به طالع بینی اعتقاد داریا

39
00:04:45,830 --> 00:04:49,040
اگه لیو شیوی پست فطرت انقدر از انجام دادنش میترسه خب به جاش لیو یان رو میگیریم

40
00:04:49,040 --> 00:04:51,270
لیو یان حتما موافقت میکنه

41
00:04:52,160 --> 00:04:55,180
رابطه ما و لیو یان همیشه تیره و تار بوده

42
00:04:55,180 --> 00:05:00,430
با این اتفاق لابد سوءتفاهما بیشترم میشه و عمرا لیو یان بهمون کمک کنه

43
00:05:00,430 --> 00:05:07,740
اگه یه روز میتونستیم مثل خاندان دنگ باشیم و رابطرو به آرومی با خاندان لیو نگهش داریم خیلی خوب میشد

44
00:05:07,740 --> 00:05:12,370
خاندان دنگ و لیو با ازدواج بهم دیگه وصلن و خب اینجوری خودمونی و صمیمی ترن

45
00:05:12,960 --> 00:05:17,080
برادر شنیدم که لیو شیو هنوزم دنبال همسر میگرده

46
00:05:17,640 --> 00:05:19,340
چطوره که ترتیب ازدواجشو با جون ار بدیم؟

47
00:05:19,340 --> 00:05:22,070
بعد اینکه خونواده هامون باهم وصلت کنن قاعدتا خونواده لیو بهمون اعتماد میکنن

48
00:05:22,070 --> 00:05:25,910
وقتش که برسه هردوتا خونواده میتونیم اهداف همدیگه رو پیش ببریم

49
00:05:25,910 --> 00:05:27,730
...لیو شیو

50
00:05:27,730 --> 00:05:29,470
همش بخاطر اینه که پسردایی خیلی عصبانی بود

51
00:05:29,470 --> 00:05:35,170
اون فکر کرد که لی تونگ میخواد بهت صدمه بزنه، واسه همین یهو پرید تو

52
00:05:35,850 --> 00:05:37,710
قبول دارم که خیلی تند رفتم

53
00:05:37,710 --> 00:05:38,970
یعنی داری میگی من فضولم؟

54
00:05:38,970 --> 00:05:41,570
نه فقط نگرانتم که مبادا آسیب ببینی

55
00:05:42,710 --> 00:05:46,640
اگه یه چیزیت میشد اونوقت باید به شوهر خواهر و بقیه اعضای خونواده چی میگفتم؟

56
00:05:46,640 --> 00:05:49,470
من به خواست خودم پریدم تو، لازم نکرده به کسی چیزی بگی

57
00:05:49,470 --> 00:05:51,630
ولی تو که نیومدی از من محافظت کنی

58
00:05:53,660 --> 00:05:55,950
ممنون لی هوا

59
00:05:55,950 --> 00:06:00,270
اونی که باید تشکر کنه منم، ممنون که سه سال پیش نجاتم دادی

60
00:06:02,230 --> 00:06:04,080
برادر سوم لیو

61
00:06:05,260 --> 00:06:09,720
اونوقتا عادت داشتی بهم برادر ون شو بگی

62
00:06:10,640 --> 00:06:13,760
من نمیتونم از اونوقتی که کوچیک بودیم چیز زیادی به یاد بیارم

63
00:06:15,000 --> 00:06:19,050
این دفعه اومدم ازت بپرسم

64
00:06:19,050 --> 00:06:23,440
چرا اون زمان پدرم منو بهت سپرد که به شین یه برگردونیم؟

65
00:06:27,880 --> 00:06:31,650
اون زمان پدرت بیمار بود و هیچ چاره دیگه ای جز اینکه تورو به من بسپره نداشت

66
00:06:31,650 --> 00:06:33,880
پدرم چه بیماری ای داشت؟

67
00:06:33,880 --> 00:06:37,270
نپرسیدم

68
00:06:37,270 --> 00:06:40,430
باشه، حتی اگه پدرمم بیمار بود

69
00:06:40,430 --> 00:06:44,880
پس چرا مادرمم بعد از مرگ پدرم فوت کرد؟

70
00:06:47,650 --> 00:06:50,120
لی هوا از اون اتفاق خیلی وقته که گذشته

71
00:06:50,120 --> 00:06:51,220
دیگه باید بیخیال تحقیق دربارش بشی

72
00:06:51,220 --> 00:06:53,920
چرا شبیه برادر بزرگمی؟ نمیزاری چیزی بدونم

73
00:06:53,920 --> 00:06:57,080
شما دقیقا چیو میخواین قایم کنین؟-
ون شو-

74
00:06:59,140 --> 00:07:02,870
چرا وقتی رفتین چیزی نگفتین؟ دیگه تقریبا با افراد خاندان لی جنگیدم

75
00:07:02,870 --> 00:07:05,950
تقصیر من شد، ببخشید که نگرانت کردم

76
00:07:05,950 --> 00:07:09,170
تا وقتی که حالتون خوب باشه مشکلی نیست، زودباشین به خونه برگردیم

77
00:07:09,170 --> 00:07:12,620
لی هوا، میخوای همراه ما بیای؟

78
00:07:14,410 --> 00:07:18,820
نه من به همونجایی که دخترخالم هست برمیگردم، خداحافظ

79
00:07:20,180 --> 00:07:24,770
چیشده؟ حتما خیلی سخت بوده که بعد این همه وقت همو ببینین، مگه خیلی حرف برای گفتن نداشتین؟

80
00:07:25,500 --> 00:07:27,350
تقصیر من شد

81
00:07:27,350 --> 00:07:31,200
اون اومد که جون منو نجات بده، درعوض منم عصبانیش کردم

82
00:07:32,200 --> 00:07:51,490
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

83
00:07:52,490 --> 00:07:57,540
چی شده؟ کسی که میخواستی ببینیو دیدی دیگه پس چرا انقدر دپرسی؟

84
00:07:58,060 --> 00:08:05,510
همو دیدیم ولی انگار اون آدمی که قبلا بوده نیست

85
00:08:05,510 --> 00:08:07,850
آدما وقتی بزرگ میشن تغییر میکنن

86
00:08:07,850 --> 00:08:10,220
میدونم آدما عوض میشن

87
00:08:10,220 --> 00:08:14,540
ولی... فقط ظاهرش نبود که تغییر کرده بلکه شخصیتشم تغییر کرده

88
00:08:14,540 --> 00:08:18,530
قیافشو یادت نمیومد، اونوقت چجوری شخصیتشو یادته؟

89
00:08:18,530 --> 00:08:23,290
بعد اینکه دیدمش یادم اومد

90
00:08:24,700 --> 00:08:30,980
همیشه روی لبش لبخند داشت و واقعا آدم بی خیالی بود

91
00:08:30,980 --> 00:08:36,910
ولی الآنش خیلی ترسو و ضعیفه، حتی اگه کسی اذیتشم بکنه چیزی نمیگه

92
00:08:36,910 --> 00:08:40,510
بعد از این همه سال دیدار خیلی سخت بود، ولی وقتی درباره گذشته ازش پرسیدم

93
00:08:40,510 --> 00:08:43,760
با یه سری عبارتای قلنبه سلنبه بحثو عوض کرد

94
00:08:43,760 --> 00:08:46,080
دقیقا عین برادرمه

95
00:08:46,080 --> 00:08:49,250
نمیزاره چیزی از گذشته رو به یاد بیارم

96
00:08:49,250 --> 00:08:53,910
اگه دارن چیزیو ازت مخفی میکنن مطمئنم که به صلاح خودته

97
00:08:54,440 --> 00:08:56,900
میدونم برای خودم اینکارو میکنن

98
00:08:56,900 --> 00:09:00,500
ولی بعنوان یه فرزند، اگه ندونم پدر و مادرم چجوری فوت کردن

99
00:09:00,500 --> 00:09:02,920
خیلی بی وفا نمیشم؟

100
00:09:10,540 --> 00:09:12,760
دخترخاله درک نمیکنی که

101
00:09:12,760 --> 00:09:16,900
این چند ساله، حس میکردم انگار یه تیکه از قلبم گم شده

102
00:09:16,900 --> 00:09:21,150
میخواستم بپرسم ولی خب میترسیدم، واسه همین خیلی سخت تلاش کردم که یادم بیاد

103
00:09:21,150 --> 00:09:24,360
انگار یه مهی جلومو میگرفت

104
00:09:24,360 --> 00:09:25,850
نمیتونستم چیزی ببینم

105
00:09:25,850 --> 00:09:30,000
تحمل این درد دلخراش واقعا خیلی سخته

106
00:09:30,000 --> 00:09:31,890
خب اگه سخته بهش فکر نکن

107
00:09:31,890 --> 00:09:37,120
درواقع وقتی بهش فکر میکنی، انگار همچینم بد نیست که اتفاقای گذشته رو یادت نیاد

108
00:09:37,120 --> 00:09:38,680
مثل من

109
00:09:38,680 --> 00:09:44,310
همیشه اونوقتیو که پسرخاله توی جشنواره شانگ سی جونمو نجات داد با خودم مرور میکنم

110
00:09:45,530 --> 00:09:51,330
حتی فکر میکردم که اگه اون موقع میمردم دیگه هیچ حسرتی نداشتم

111
00:09:51,330 --> 00:09:52,960
زندگیم ارزششو داشت

112
00:09:52,960 --> 00:09:57,510
این چرت و پرتا چیه میگی؟ خیلیم عمر و زندگی طولانی ای داری

113
00:09:57,510 --> 00:10:02,140
ولی فکر نکنم که دیگه بتونم به عمرم برادرتو ببینم

114
00:10:02,140 --> 00:10:04,180
چی میگی تو؟

115
00:10:04,180 --> 00:10:08,980
از اونجایی که دلاتون به هم وصله، بالاخره یه روز همو ملاقات میکنین

116
00:10:12,700 --> 00:10:16,980
لی هوا امروز ‌که از هم خداحافظی کنیم، دیگه نمیدونم کی بشه که همو ببینیم

117
00:10:16,980 --> 00:10:20,690
بدون نگرانی چانگان رو ترک میکنم و راه های جدیدی رو برای خودم باز میکنم

118
00:10:20,690 --> 00:10:24,300
ولی روحم اینجا توی شین هی پیش تو میمونه

119
00:10:27,460 --> 00:10:29,490
لی هوا

120
00:10:31,210 --> 00:10:33,020
لی هوا-
هوم-

121
00:10:34,160 --> 00:10:37,460
نگران من نباش، من خوبم

122
00:10:38,900 --> 00:10:40,440
باشه

123
00:10:47,200 --> 00:10:50,290
ون شو، هیچ فکر کردی چرا تموم این سالا این ور و اون ور رفتم و با بقیه ارتباط گرفتم؟

124
00:10:50,290 --> 00:10:51,990
هنوزم نمیدونی؟

125
00:10:51,990 --> 00:10:54,500
خوب نیست حالا که برادران دار و دسته لی خواستن کمک حالمون باشن؟

126
00:10:54,500 --> 00:10:56,190
چرا باید ردش کنیم؟

127
00:10:56,190 --> 00:11:00,720
لی شو، پدر لی تونگ، یکی از مقامات سلسله جدیده که توی چانگانه

128
00:11:00,720 --> 00:11:04,960
اگه لی تونگ شورش کنه، خواسته فردی یکی از بهترین جاه طلبیاست

129
00:11:04,960 --> 00:11:08,760
اینجوری، ریش سفیدای خاندانشون چه فکری می‌کنن؟

130
00:11:08,760 --> 00:11:11,510
ون شو به نکته خوبی اشاره کرد

131
00:11:11,510 --> 00:11:13,820
ما نسبت به سلسله جدید، خائنیم

132
00:11:13,820 --> 00:11:19,790
اگه موفق بشیم که خوبه ولی اگه شکست بخوریم، میترسم که کسی حتی زن و بچه و افراد مسن نتونه در بره

133
00:11:20,710 --> 00:11:23,660
ولی الآن که کشور توی دردسر افتاده و ملت درخطرن

134
00:11:23,660 --> 00:11:25,670
نمیشه همینجوری نسبت به مردممون بی توجه باشیم و فقط به خودمون فکر کنیم

135
00:11:25,670 --> 00:11:29,040
چجوری با اجدادمون روبرو بشیم؟

136
00:11:29,040 --> 00:11:31,190
ون شو، وضعیت این دفعه مثل سه سال پیش نیست

137
00:11:31,190 --> 00:11:36,280
اون دفعه به فرصت بزرگی رو از دست دادم، ولی این دفعه هرچی ام که بشه نمیخوام اشتباه دیگه ای بکنم

138
00:11:36,280 --> 00:11:39,830
بخاطر همینه که میخوام به ملک لی برم و باهاشون طرح همکاری بریزم

139
00:11:39,830 --> 00:11:42,430
شوهرخواهر، شما ام میخوای باهامون بیای؟

140
00:11:42,430 --> 00:11:45,480
حتی اگه نخوام بیام هم نمیتونم ارتباط و اتحادمونو قطع کنم

141
00:11:45,480 --> 00:11:46,490
فراموشش کن

142
00:11:46,490 --> 00:11:49,020
تا قله قاف هم بری باهات میام

143
00:11:49,020 --> 00:11:50,890
خیلی خیلی ممنون شوهرخواهر

144
00:11:51,830 --> 00:11:54,750
ون شو، چیشد؟ بهش فکر کردی؟

145
00:11:54,750 --> 00:11:59,310
از اونجایی که شما دوتاتونم دارین میرین، پس منم همراهتون میام

146
00:11:59,310 --> 00:12:02,450
گرچه ما هنوزم با خاندان لی رابطه خوبی نداریم

147
00:12:02,450 --> 00:12:05,970
حتی اگه اونا به خصومتای گذشته اهمیت ندن، بازم باید حواسمون جمع باشه

148
00:12:05,970 --> 00:12:10,620
ظاهری صحبت کردن خوبه، ولی نباید به راحتی قول و قرار گذاشته بشه

149
00:12:10,620 --> 00:12:14,320
میبینیش؟ دوباره حرف خودشو میزنه، همیشه خدا محتاط بوده

150
00:12:14,320 --> 00:12:17,480
وظیفشون نیست که، فقط میخوان باهامون رفیق و همراه بشن

151
00:12:17,480 --> 00:12:20,210
معلومه که باید با اعتماد باهمدیگه رفتار کنیم

152
00:12:20,210 --> 00:12:22,510
تنها راهیه که میشه باهاش کارای بزرگو با موفقیت انجام داد

153
00:12:22,510 --> 00:12:26,220
چشم، هرچی برادر بگه

154
00:12:26,890 --> 00:12:28,430
برادر خوب

155
00:12:28,430 --> 00:12:31,070
خب دیگه اینم حل شد

156
00:12:35,610 --> 00:12:37,310
کاروانسرای چنگ دونگ (کاروانسرای شهر شرقی)

157
00:12:39,160 --> 00:12:41,250
گشنته، بخور

158
00:12:42,120 --> 00:12:44,550
برادر یین، واقعا جذابیا

159
00:12:44,550 --> 00:12:46,810
دیروز رفتی داخل خونه لی و چه غوغایی راه انداختی

160
00:12:46,810 --> 00:12:48,900
و در امنیت کامل برادر سوم رو برگردوندی خونه

161
00:12:48,900 --> 00:12:50,710
عجب مرد شجاعی

162
00:12:50,710 --> 00:12:52,990
واسه اینه که مهارتای هنرهای رزمیش عالیه

163
00:12:52,990 --> 00:12:56,890
برادر دیگه داری هندونه زیر بغلم میزاری، اتفاقا دیروز خیلی باعجله رفتار کردم

164
00:12:56,890 --> 00:12:59,100
کی میتونه وقتی برادرش درخطر باشه به چیز دیگه ای فکر کنه؟

165
00:12:59,100 --> 00:13:01,970
به این نمیگن شتابزده و بی فکر عمل کردن، میگن سریع حکم دادن

166
00:13:01,970 --> 00:13:03,810
اگه منم بودم همین کارو میکردم

167
00:13:03,810 --> 00:13:07,560
برادر یه قهرمان واقعیه، من کوچیک شمام

168
00:13:07,560 --> 00:13:10,300
در آینده باید از برادر بخوام که بیشتر آموزش بده بهم

169
00:13:10,300 --> 00:13:11,880
برادر یین نمیخواد انقدر مودب باشی

170
00:13:11,880 --> 00:13:14,710
از الآن به بعد یه خانواده ایم

171
00:13:14,710 --> 00:13:17,880
ما برادرا اهل یه خانواده ایم، لازم نیست دیگه انقدر به مسائل ناچيز اهمیت بدی

172
00:13:17,880 --> 00:13:20,750
چرا شوهرخواهر زودتر مارو معرفی نکرده بود

173
00:13:20,750 --> 00:13:23,990
فکر میکنم که شما مردونه تر و جوونمرد تر از برادر سوم باشی

174
00:13:23,990 --> 00:13:27,280
بفرما، به سلامتیت بزنیم-
باشه-

175
00:13:28,040 --> 00:13:30,830
بفرمایین، به سلامتی شما برادر بزرگ

176
00:13:35,740 --> 00:13:37,720
برادر سوم

177
00:13:37,720 --> 00:13:39,460
برادر سوم چرا وقتو هدر میدی؟

178
00:13:39,460 --> 00:13:41,870
بیا بیا بیا بیا، منتظرت بودیم

179
00:13:41,870 --> 00:13:44,290
بیا بیا بیا، بزار معرفی کنم

180
00:13:44,290 --> 00:13:47,080
ایشون همراه جدیدمون، برادر یینه

181
00:13:47,080 --> 00:13:48,850
برادر یین از هرکی بگی شجاعتش بیشتره

182
00:13:48,850 --> 00:13:52,810
ایشونم برای صحبت کردن با خونواده لی همراهمون به خونه لی میاد

183
00:13:52,810 --> 00:13:55,430
نه-
چرا نه؟-

184
00:13:55,430 --> 00:13:57,860
شهامت و جرئت برادر یین از هرکی بگی بیشتره

185
00:13:57,860 --> 00:13:59,400
چرا نیاد؟

186
00:13:59,400 --> 00:14:04,360
برادر، منظورم اینه که برادر یین خیلی جوون به نظر میرسه و به نظر نمیاد خیلی ماهر باشه

187
00:14:04,360 --> 00:14:07,030
گان لو توی 12 سالگیش وزیر شد، سون شو آئو توی 13 سالگیش یه مار کشت

188
00:14:07,030 --> 00:14:10,050
از اونجایی که شما اشتیاق بالا و روح قوی ای دارین، نیاز نیست ملاحظه سن کسیو بکنین

189
00:14:10,050 --> 00:14:11,820
خیلی خوبه

190
00:14:11,820 --> 00:14:14,740
برادر سوم کوچک، به نظر میرسه که خیلی دودلی

191
00:14:14,740 --> 00:14:19,520
باید بیشتر از رفیق یین یاد بگیری، باید توی انجام کارا مصمم باشی، مردای واقعی باید اینجوری باشن

192
00:14:19,520 --> 00:14:22,130
برادر یین، باید باهات حرف بزنم

193
00:14:22,130 --> 00:14:26,820
واییا ببینم، چی خواین بگین که جلوی من نمیشه گفت؟

194
00:14:30,410 --> 00:14:34,720
برادر بزرگ، لابد برادر سوم حس میکنه که من دیروز توی اقامتگاه لی خیلی بی ملاحظه بودم

195
00:14:34,720 --> 00:14:38,570
واسه همین احتمالا میخواد یه سری نکته و نصیحت بهم بگه، زودی برمیگردم

196
00:14:44,540 --> 00:14:48,640
باشه، زود برگردینا، منتظرتونم

197
00:14:50,520 --> 00:14:54,260
من درست حسابی با برادر یین حرف نزدم

198
00:14:54,810 --> 00:14:58,120
باشه اصلا، از اونجایی که شما لابد چیزی نمیزنین، خودم همشو میخورم

199
00:14:59,430 --> 00:15:01,900
ما تازه یه برادر دیگه گرفتیم

200
00:15:34,180 --> 00:15:36,740
احیانا منو نیوردی اینجا که بهم بگی برگردم خونه؟

201
00:15:36,740 --> 00:15:38,050
چرا حرف نمیزنی؟

202
00:15:38,050 --> 00:15:39,710
لی هوا خیلی باهوشیا

203
00:15:39,710 --> 00:15:43,570
هنوز دهنمو وا نکردم ولی میدونستی چی میخوام بگم

204
00:15:43,570 --> 00:15:46,380
با اینکه من یه زنم ولی خوب شخصیتمو میشناسی

205
00:15:46,380 --> 00:15:50,060
...من مثل-
تو مثل اون زنایی که توی خونه قایم میشن-

206
00:15:50,060 --> 00:15:52,600
سوالی نمیپرسن و به خونواده هاشون تکیه میکنن تا ازشون حمایت و نگهداری کنن نیستی

207
00:15:53,960 --> 00:15:55,590
خوبه که میدونی دیگه

208
00:15:55,590 --> 00:15:57,840
پس وقتو الکی هدر نده

209
00:15:58,840 --> 00:16:16,860
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

210
00:16:17,860 --> 00:16:21,150
خیلی وقت بود که با برگ بو تاج نساخته بودم، دیگه کارم به خوبی قبلا نیست

211
00:16:21,150 --> 00:16:24,690
ولی تو هنوزم باهاش خوشگل میشی

212
00:16:26,560 --> 00:16:29,360
من بچه نیستم که، نمیخواد با این خرم کنی

213
00:16:29,360 --> 00:16:31,670
من که اینکارو نکردم تا خرت کنم

214
00:16:31,670 --> 00:16:36,500
فقط آرزو میکنم که درست مثل یه بچه شاد و خوشحال باشی

215
00:16:36,500 --> 00:16:39,340
اصلا دلم نمیخواد که توی جنگ کسیو بکشی

216
00:16:40,370 --> 00:16:43,590
لی هوا، میدونم که توانایی هات کمتر از یه مرد نیست

217
00:16:43,590 --> 00:16:45,210
ولی هرچی نباشه تو یه زنی

218
00:16:45,210 --> 00:16:48,790
توی جنگ شرکت کردن برات خیلی ناجوره، پس دیگه به شین یه برگرد

219
00:16:48,790 --> 00:16:50,680
نزار مادر و اعضای خونوادت نگران بشن

220
00:16:50,680 --> 00:16:52,720
من برنمیگردم

221
00:16:52,720 --> 00:16:55,250
شاید فکر کنی که من خیلی کله شقم

222
00:16:56,100 --> 00:17:01,090
و با اینکه یه عالمه از اتفاقایی که قبلا افتاده رو فراموش کردم ولی یادم نرفته که دایی و مادر بهم چی گفتن

223
00:17:01,090 --> 00:17:03,350
این سرزمین، هنوزم سرزمین مردمه

224
00:17:03,350 --> 00:17:07,090
و برای خلاص شدن از شر شیطانی که سرزمینمونو گرفته، باید همه مردم نیروهاشونو به کار بگیرن

225
00:17:07,090 --> 00:17:11,180
این دفعه که به شهر وان اومدم شرایط سخت تر از 3 سال پیشه

226
00:17:11,180 --> 00:17:13,630
بیماری فراگیر شده و مردم ضعیف شدن

227
00:17:13,630 --> 00:17:16,480
نمیتونم همینجوری وایسم و نگاه کنم، تو چطور میتونی؟

228
00:17:16,480 --> 00:17:18,920
لی هوا آخرش هممون غیراشرافی ایم

229
00:17:18,920 --> 00:17:20,980
بارها میشه که توانایی و قدرت لازم برای نگهداری از همه رو نداشته باشیم

230
00:17:20,980 --> 00:17:22,770
این معنیو میده که نباید تلاشمونو بکنیم؟

231
00:17:22,770 --> 00:17:26,920
اون زمانای توی مکتب تای رو به یاد میارم که اشتیاق عالی و روح بزرگی داشتی و انگار که مسئولیت کل دنیارو داشتی رفتار میکردی

232
00:17:26,920 --> 00:17:30,550
تو گفتی که سرنوشتمون توسط خودمون نوشته میشه نه خدایان

233
00:17:30,550 --> 00:17:34,280
تا جایی که سخت کار کنیم میتونیم دنیارو داشته باشیم، یادت رفت؟

234
00:17:34,280 --> 00:17:38,870
چرا الآن انقدر محتاط و ترسو شدی؟

235
00:17:38,870 --> 00:17:41,140
فکر میکنی من میترسم؟

236
00:17:42,920 --> 00:17:45,060
اصلا معلوم نیست که بمیریم یا زنده بمونیم

237
00:17:45,060 --> 00:17:48,650
اگه شکست بخوریم اونوقت تو ام باید باهامون بمیری

238
00:17:48,650 --> 00:17:50,950
بقیه خونودات چی میشن؟

239
00:17:50,950 --> 00:17:55,360
اونوقت پیرا و بچه ها چیکار کنن؟

240
00:17:59,280 --> 00:18:02,540
وقتی من کم سن بودم و پدرم هنوز زنده بود

241
00:18:02,540 --> 00:18:05,780
یه بار منو به بخش شرقی برد تا خویشاوندامو ببینم

242
00:18:05,780 --> 00:18:09,140
تصادفی رئیس بخش ژای یی رو دیدیم

243
00:18:09,140 --> 00:18:12,240
اون خواست که لیو شین رو ولیعهد کنه

244
00:18:12,240 --> 00:18:14,790
و سربازارو برای اعتراض به خاکسپاری آورد

245
00:18:14,790 --> 00:18:18,940
سه ماه بعد، چی یی به دست گائو ژونگ شکست خورد

246
00:18:18,940 --> 00:18:22,470
جسد ژای یی رو تیکه تیکه کردن و توی یه دره انداختن

247
00:18:22,470 --> 00:18:26,270
بعدها، وانگ منگ به مردم دستور داد که مقبره های اجداد خاندان ژای یی رو شخم بزنن

248
00:18:26,270 --> 00:18:29,520
و سه نسل از ژایی رو نابود کرد ولی هنوزم نفرتش از بین نرفته بود

249
00:18:29,520 --> 00:18:32,420
دوباره دستور داد که صدتا جنازه رو توی مقبره ها بندازن

250
00:18:32,420 --> 00:18:34,950
همینطور چیزای سمی و شلاقارو

251
00:18:34,950 --> 00:18:38,200
هزاران سربازی که اونوقت از ژای یی حمایت کرده بودن

252
00:18:38,200 --> 00:18:43,130
تیکه تیکه شدن و توی پنج تا دره انداخته شدن

253
00:18:43,730 --> 00:18:47,730
پدرم منو وسط اون خیابونای خون آلود برد

254
00:18:47,730 --> 00:18:52,770
بهم گفت تا وقتی که قدرت کائنات رو داری نیروی زور رو به راحتی استفاده نکن

255
00:18:52,770 --> 00:18:55,300
به قیمت جون بیگناها تموم میشه

256
00:18:56,330 --> 00:19:02,970
بعد اینکه به چون لینگ برگشتیم، پدرم دائما سرفه های خونی میکرد و در حد مرگ مریض شد، بعدشم فوت کرد

257
00:19:02,970 --> 00:19:05,360
ده ساله که از مرگش میگذره

258
00:19:05,360 --> 00:19:08,260
بالاخره همه جارو جنگ گرفته

259
00:19:08,260 --> 00:19:10,580
من و برادر بزرگ از نسل لیو

260
00:19:10,580 --> 00:19:14,540
مسئولیت اجتناب ناپذیری دلریم که سلسله خاندانمونو دوباره سرپا کنیم

261
00:19:14,540 --> 00:19:18,340
درحال حاضر، ما نه تنها روی آبرو و اعتبار شخصیمون

262
00:19:18,340 --> 00:19:23,280
بلکه روی جون اعضای خاندان و هرکی که باهامون در ارتباط باشه قمار کردیم

263
00:19:25,540 --> 00:19:28,900
ولی یین لی هوا، تو

264
00:19:28,900 --> 00:19:32,310
تو حق نداری که برای سرنوشت خاندان یین تصمیم بگیری

265
00:19:34,640 --> 00:19:37,460
میدونم نگران منی که درخطرم

266
00:19:37,460 --> 00:19:40,760
ولی منم نگران برادر بزرگ بوشن و امنیت پسردایی دنگ ام

267
00:19:40,760 --> 00:19:43,080
همونطور که خودت گفتی، این یه چیز حتمی و اجتناب ناپذیره

268
00:19:43,080 --> 00:19:46,560
همین الآنشم خاندان لیو و دنگ باهمدیگه متحد شدن، چطور میشه که خاندان یین باقی بمونه؟

269
00:19:46,560 --> 00:19:51,850
لازم نیست که تو درباره صحت و سلامتی خاندان یین نگران باشی، برادر بزرگ دربارش پس
یش بینی کرده و تدارک دیده

270
00:19:51,850 --> 00:19:55,430
برادر سوم، لطفا لی هوا رو هم مثل یین جی ببین

271
00:19:55,430 --> 00:19:58,240
یکی که میخواد توی این دوران هرج و مرج یه کاری بکنه

272
00:19:58,240 --> 00:20:00,890
بیا شونه به شونه هم بجنگیم

273
00:20:01,510 --> 00:20:04,200
منم میخوام جوونمرد باشم و دنیارو اصلاح و ازش محافظت کنم

274
00:20:04,200 --> 00:20:08,960
بهرحال هرکاری که شما مردا بتونین انجام بدینو منم میتونم انجام بدم

275
00:20:12,250 --> 00:20:16,140
واقعا میخوای همراهمون باشی؟

276
00:20:16,140 --> 00:20:17,740
بله

277
00:20:35,470 --> 00:20:39,270
گرفتن اعتماد برادر سیرن باعث افتخاره

278
00:20:39,270 --> 00:20:46,080
بیاین در آینده باهمدیگه دستاوردای زیادی بسازیم و برای سرپا کردن سلسله هان باهمدیگه سخت تلاش کنیم

279
00:20:46,080 --> 00:20:49,060
گل گفتی، همگی نوش

280
00:20:56,960 --> 00:21:01,700
بزارین معرفی کنم، خواهر کوچکم جون ار

281
00:21:01,700 --> 00:21:05,680
از آشنایی باهمه شما برادرای بزرگ خوشبختم

282
00:21:06,680 --> 00:21:12,370
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

283
00:21:13,370 --> 00:21:15,610
ممنون خانم جون ار

284
00:21:26,430 --> 00:21:30,840
چند روز پیش بخاطر یه سوتفاهم ندونسته باعث شدم که بانو آسیب ببینه، بخاطر همین اومدم اینجا که معذرت خواهی کنم

285
00:21:30,840 --> 00:21:34,670
آقای یین نگران سلامتی و امنیت برادر ون شو بودن و اونوقت یکم مضطرب بودن

286
00:21:34,670 --> 00:21:37,890
رابطه دوستی بین شمارو واقعا تحسین میکنم

287
00:21:42,340 --> 00:21:46,300
برادرای بزرگ لذت ببرین، من دیگه میرم

288
00:21:51,460 --> 00:21:56,330
خواهر کوچک شما صدای ملایمی داره و پاکدامنه، قشنگ معلومه که از یه خونواده محترم ثروتمنده

289
00:21:56,330 --> 00:21:58,480
دیگه انقدرم تحسین نمیخواد

290
00:21:58,480 --> 00:22:00,320
برادر ون شو رو باید تحسین کرد

291
00:22:00,320 --> 00:22:04,120
شنیدم که هنوز ازدواج نکردی

292
00:22:04,120 --> 00:22:06,700
خواهر من هم هنوز دوشیزه ست

293
00:22:06,700 --> 00:22:11,910
یه فکری دارم، چطوره که دوتا خاندان باهمدیگه وصلت کنن؟

294
00:22:12,620 --> 00:22:16,010
البته که یه پیشنهاد عالیه

295
00:22:16,010 --> 00:22:21,090
موهبتیه اگه ون شو بتونه با خواهر کوچک شما ازدواج کنه

296
00:22:21,090 --> 00:22:22,850
خیلی از حسن نیت هردوتون ممنونم

297
00:22:22,850 --> 00:22:26,580
ولی خب من درحال حاضر اصلا به ازدواج فکر نمیکنم

298
00:22:26,580 --> 00:22:27,920
...این

299
00:22:27,920 --> 00:22:30,350
ون شو، تو که دیگه جوون نیستی

300
00:22:30,350 --> 00:22:32,850
باید هرچه زودتر ازدواج کنی

301
00:22:32,850 --> 00:22:36,610
از اونجایی که برادر سی یوآن پیشنهاد داد، معلومه ازدواجیه که از قبل توی سرنوشت مقدر شده

302
00:22:36,610 --> 00:22:38,310
من به جات قبول میکنم

303
00:22:38,310 --> 00:22:41,110
تازه، یکی از آرزوهای مادرو هم برآورده میکنی

304
00:22:41,110 --> 00:22:45,320
برادر بزرگ، من هنوز به هدفم نرسیدم واسه همین اصلا به ازدواج نمیخوام فکر کنم

305
00:22:45,320 --> 00:22:47,610
برادر ون شو خیلی یه دنده طور داره اینو رد میکنه

306
00:22:47,610 --> 00:22:49,850
نکنه بخاطر این خواهر کوچیکمونو رد میکنی که زشته؟

307
00:22:49,850 --> 00:22:51,200
نه

308
00:22:51,200 --> 00:22:54,540
دوشیزه جون ار خیلی زیبا و خوش رفتارن

309
00:22:54,540 --> 00:22:59,130
خونواده ما کاملا فقیره، میترسم باعث اذیت ایشون بشه

310
00:22:59,130 --> 00:23:00,600
دقیقا برخلاف چیزی که برادر ون شو میگه هست

311
00:23:00,600 --> 00:23:03,970
چیزی که من و برادر بزرگ دیدیم و بهش توجه کردیم رفتار و اخلاق شماست

312
00:23:03,970 --> 00:23:06,600
اینکه زمینه خونوادگیتون چیه اصلا برامون مهم نیست

313
00:23:06,600 --> 00:23:10,170
تازه ما خاندان لیو و لی داریم باهم دیگه متحد میشیم

314
00:23:10,170 --> 00:23:14,460
اگه باهمدیگه وصلت کنیم، هرچی که خاندان لی داره برای خاندان لیو هم میشه

315
00:23:14,460 --> 00:23:17,060
چطوری میتونیم جدا بمونیم؟

316
00:23:19,230 --> 00:23:21,810
از اونجایی که هنوز دشمنمون از بین نرفته، چرا باید یه خونه بسازیم؟

317
00:23:21,810 --> 00:23:24,680
تا وقتی که به بزرگترین هدفم نرسم، نمیخوام حتی به ازدواج فکر کنم

318
00:23:24,680 --> 00:23:27,740
امیدوارم برادر جی ون درک کنه

319
00:23:33,290 --> 00:23:36,390
بسه دیگه، بیاین یه وقت دیگه درباره این ازدواج حرف بزنیم

320
00:23:36,390 --> 00:23:37,900
بیاین یکم شراب بخوریم

321
00:23:37,900 --> 00:23:39,900
آره بفرمایین

322
00:23:39,900 --> 00:23:42,370
بله بله بفرمایین

323
00:24:12,870 --> 00:24:15,310
ببین چجوری منو بهم ریختی

324
00:24:15,310 --> 00:24:17,840
به نظرت اون بانوی توی مهمونی جذاب نبود؟

325
00:24:17,840 --> 00:24:21,110
اون که انقدر خوشگل و سخاوتمنده، چرا دوستش نداری؟

326
00:24:21,110 --> 00:24:24,140
هنوزم تو فکر دختر خونواده یینی؟

327
00:24:25,950 --> 00:24:28,140
برادر بزرگ خیلی شراب خوردی و مستی

328
00:24:28,140 --> 00:24:30,670
کی مسته؟ انگار خودت خیلی خوردی

329
00:24:30,670 --> 00:24:32,830
از چی میترسی؟ برادر یین که غریبه نیست

330
00:24:32,830 --> 00:24:36,630
بگو دیگه... تو که دیگه جوون نیستی، چرا هنوزم نمیخوای ازدواج کنی؟

331
00:24:36,630 --> 00:24:37,990
تا کی میخوای صبر کنی آخه

332
00:24:37,990 --> 00:24:39,490
برادر بزرگ میدونم داری به صلاح خودم اینکارو میکنی

333
00:24:39,490 --> 00:24:40,730
بخدا اگه بدونی

334
00:24:40,730 --> 00:24:43,240
میدونم دیگه، تا مقصدمون خیلی مونده

335
00:24:43,240 --> 00:24:47,690
تو... تو بخواب، آره بخواب

336
00:24:49,950 --> 00:24:53,240
لی هوا، دیگه ادا درآوردن بسه، برو خونه

337
00:24:53,240 --> 00:24:54,960
نمیخوام برم

338
00:24:55,820 --> 00:24:59,690
ون شو، تو متقاعدش کن

339
00:25:02,100 --> 00:25:04,630
برادر یین، دیگه اون یه یین جیه

340
00:25:04,630 --> 00:25:07,060
چطوری راضیش کنم که برگرده؟

341
00:25:07,880 --> 00:25:12,820
تازه پسردایی، برادر بزرگمم دیگه الآن خونه نیست، بزار بمونم

342
00:25:13,480 --> 00:25:15,350
...تو

343
00:25:20,730 --> 00:25:22,770
سریعتر

344
00:25:23,770 --> 00:25:35,580
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

345
00:25:36,580 --> 00:25:38,240
لی هوا

346
00:25:39,350 --> 00:25:44,820
با اینکه بوشنگ دیشب مست بود ولی همه حرفاش درست بود

347
00:25:44,820 --> 00:25:47,730
ون شو بخاطر تو تا الآن ازدواج نکرده

348
00:25:47,730 --> 00:25:51,020
اگه تو هم بهش حس داری نزار فرصت از دست بره

349
00:25:51,020 --> 00:25:53,160
پسردایی چی داری میگی؟

350
00:25:53,160 --> 00:25:57,410
اوه آره، تقریبا برات ناجوره که توی اقامتگاه گنگ سون بمونی، چرا نمیای امشبو توی اسطبل بمونی؟

351
00:25:57,410 --> 00:26:01,090
نمیتونیم بزاریم که چان ار درباره شرایط امروز چیزی بفهمه

352
00:26:01,700 --> 00:26:04,280
میدونم

353
00:26:08,210 --> 00:26:10,740
برادر سی یوآن نقشه چیه؟

354
00:26:10,740 --> 00:26:15,190
به خونواده لی بگو که ارتش شورشی شونو توی وان چنگ جمع کنن

355
00:26:15,190 --> 00:26:18,600
برادر بوشنگ شورش چونگ لینگ رو رهبری میکنه درحالیکه وی چینگ شورش شین یه رو رهبری میکنه

356
00:26:18,600 --> 00:26:21,190
باهم دیگه شورش میکنیم

357
00:26:21,190 --> 00:26:27,220
همه قهرمانا باهم بمونن و اول به سمت نان یانگ و بعدش به چانگان پیشروی کنن

358
00:26:27,220 --> 00:26:32,270
خوب گفتی، برادر لی خیلی دقیق برنامه ریزی کرده، تحسینت میکنم

359
00:26:33,730 --> 00:26:39,680
از اونجایی که نقشه اینه، ما برادرا هم مشکلی نداریم که شورش کای یانگ و چونگ لینگ رو رهبری کنیم

360
00:26:39,680 --> 00:26:43,120
ولی برنامت برای گرفتن وان چنگ چیه؟

361
00:26:43,120 --> 00:26:44,990
نمیخواد نگرانش باشی

362
00:26:44,990 --> 00:26:47,970
من و پسرعمو، ژانگ شون وزیر نان یانگ رو ملاقات کردیم

363
00:26:47,970 --> 00:26:52,440
به محض اینکه شورش شروع بشه، ژانگ فو مقام پرچم دار ارشد و وزیر لیانگ چیوکی رو میگیریم

364
00:26:52,440 --> 00:26:57,460
اونوقت با همکاری نیروهای داخلیمون وان چنگ رو توی کمترین زمان میگیریم

365
00:26:59,560 --> 00:27:02,840
برادر ون شو نگران به نظر میرسه

366
00:27:02,840 --> 00:27:05,240
ایده بهتری داری؟

367
00:27:05,240 --> 00:27:07,810
شورش ما با شورش پناهنده ها فرق داره

368
00:27:07,810 --> 00:27:12,070
پناهنده ها بخاطر قحطی کارشونو ادامه میدن و فقط میخوان که زنده بمونن

369
00:27:12,070 --> 00:27:14,800
ما قربانی قحطی نیستیم، ما فقط میخوایم امپراتوری فعلی رو از تخت به زیر بکشیم

370
00:27:14,800 --> 00:27:19,640
واسه همین، باید دنبال وقت درستش بگردیم که با یه حمله موفق بشیم

371
00:27:19,640 --> 00:27:21,250
درست میگی

372
00:27:21,250 --> 00:27:25,420
برادر ون شو، به نظرت کی وقتشه؟

373
00:27:25,420 --> 00:27:28,610
وان چنگ اولین روز پاییز یه مراسم داره

374
00:27:28,610 --> 00:27:32,360
اون روز همه مقامات میرن بیرون شهر که برای بازی شکار کنن و اونارو برای کائنات قربانی کنن

375
00:27:32,360 --> 00:27:36,190
اگه بتونیم از این فرصت برای دزدیدن ژانگ فو و لیانگ چیوکی استفاده کنیم

376
00:27:36,190 --> 00:27:42,270
ارتش طرف مقابلمون دیگه رهبری نداره، اونوقت اداره وان چنگ و نان یانگ برای خودمون میشه

377
00:27:42,270 --> 00:27:44,990
تا پاییز سه ماه مونده

378
00:27:44,990 --> 00:27:46,770
خیلی دیر نمیشه؟

379
00:27:46,770 --> 00:27:48,600
من و بوشنگ به وطنمون برمیگردیم که روستاییارو متقاعد کنیم

380
00:27:48,600 --> 00:27:52,000
سرباز بگیریم، اسب بخریم و جیره غذایی ارتشو آماده کنیم، اینا وقت میبرن

381
00:27:52,000 --> 00:27:54,840
پس سه ماه هنوز دشواری داریم

382
00:27:54,840 --> 00:27:56,570
فقط میترسم اگه زیاد صبر کنیم بعضی چیزا تغییر کنه

383
00:27:56,570 --> 00:27:59,110
احتمال داره نقشمون لو بره

384
00:27:59,110 --> 00:28:01,720
باید این ریسکو قبول کنیم

385
00:28:01,720 --> 00:28:04,540
اگه به اندازه کافی آماده نشیم، اونوقت احتمال موفقیتمون خیلی پایین میاد

386
00:28:04,540 --> 00:28:08,290
تازه خیلیا هستن که میخوان بین ما سه تا خاندان سرک بکشن

387
00:28:08,290 --> 00:28:13,690
برادر سی یوآن،  باید به پدر و خویشاوندات بگی که هرچه زودتر چانگان رو ترک کنن

388
00:28:13,690 --> 00:28:17,940
نگران نباش، یکی از آشناهارو فرستادم که حواسش باشه

389
00:28:17,940 --> 00:28:19,730
...برادر بزرگ فکر کنم

390
00:28:19,730 --> 00:28:22,550
با برادر سوم موافقم، باید توی پاییز حمله کنیم

391
00:28:22,550 --> 00:28:24,720
اول، با توجه به قانون سلسله شین

392
00:28:24,720 --> 00:28:27,390
روستاییا باید این موقع سال مالیات بیشتری بدن

393
00:28:27,390 --> 00:28:29,920
خشم اونا بهمون کمک میکنه که افراد جوونشون رو برای سربازی جذب کنیم

394
00:28:29,920 --> 00:28:34,000
دوم، پاییز وقت برداشت محصوله، به راحتی میتونیم آذوقه مورد نیازمونو بخریم

395
00:28:34,000 --> 00:28:39,550
درسته، با نقشه ون شو پیش میریم و اولین روز پاییز حمله میکنیم

396
00:28:39,550 --> 00:28:44,620
خیلی خب، از اونجایی که برای وقتش تصمیم گرفتیم، بیاین کارامونو تقسیم کنیم و هرکی کار خودشو انجام بده

397
00:28:44,620 --> 00:28:48,510
برادر سی یوآن،  وان چنگ رو به تو میسپارم

398
00:28:48,510 --> 00:28:53,290
علاوه بر این، دزدیدن ژانگ فو رو هم تو باید کنترل کنی

399
00:28:53,290 --> 00:28:56,090
نگران نباش-
شوهرخواهر-

400
00:28:56,090 --> 00:28:59,630
تو باید رفتن خونواده از شین یه رو مدیریت کنی

401
00:29:02,330 --> 00:29:08,050
برادر جی ون، تو بعنوان نماینده خانواده لی با ما برای سرباز جمع کردن و اسب خریدن به چونگ لینگ بیا

402
00:29:08,050 --> 00:29:11,120
همینطور باید خویشاوندامونو راضی کنی که برای شورش بهمون ملحق بنش

403
00:29:11,120 --> 00:29:12,540
باشه

404
00:29:13,620 --> 00:29:17,030
تو چی برادر یین؟

405
00:29:17,030 --> 00:29:19,700
منم دنبال برادر بوشنگ به چونگ لینگ میرم

406
00:29:19,700 --> 00:29:21,310
خوبه

407
00:29:22,310 --> 00:29:30,840
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

408
00:29:31,840 --> 00:29:36,360
برادر یین، برادر لی، حواستون به جلو باشه، ما اونجاییم، بریم

409
00:29:36,360 --> 00:29:38,520
بریم، بیاین داخل

410
00:29:38,520 --> 00:29:40,540
من برگشتم

411
00:29:40,540 --> 00:29:43,360
برادر بزرگ برگشتی،  برادر بزرگ، برادر بزرگ برگشته

412
00:29:43,360 --> 00:29:45,940
برادر بزرگ برگشتی، برادر بزرگ

413
00:29:45,940 --> 00:29:50,310
حال همگیتون چطوره؟ کای یانگ وی که در نبود من اذیتتون نکرد؟

414
00:29:50,310 --> 00:29:52,610
اون فقط بلده که چطوری با اون صدای نکره اش مردمو بترسونه

415
00:29:52,610 --> 00:29:55,120
ما ازش نمیترسیم-
نه نمیترسیم-

416
00:29:55,120 --> 00:29:57,070
اگه اذیتمون کنه از کای یانگ میندازیمش بیرون

417
00:29:57,070 --> 00:30:01,200
نمیخواد بیرون بندازینش، دیگه نمیتونه اینجا بمونه

418
00:30:01,200 --> 00:30:04,180
برادر بزرگ قراره شورشو شروع کنیم؟

419
00:30:04,180 --> 00:30:06,910
خوبه، خوبه، خوبه

420
00:30:06,910 --> 00:30:09,310
برادر بزرگ دیگه ییشتر از این نمیتونم صبر کنم

421
00:30:09,310 --> 00:30:12,280
اون دوتا کی ان؟

422
00:30:12,280 --> 00:30:16,600
این دوتا برادر جدید رو بهتون معرفی میکنم

423
00:30:16,600 --> 00:30:20,030
ایشون لی یی، لی جی ون از وان چنگه

424
00:30:20,030 --> 00:30:22,230
من لی جی ونم، خوشبختم

425
00:30:22,230 --> 00:30:24,210
برادر لی، از آشنایی باهات خوشبختیم

426
00:30:24,210 --> 00:30:28,190
و ایشون برادر یین، یین جی از شین یه ست

427
00:30:28,190 --> 00:30:29,290
از آشنایی باهات خوشبختیم برادر یین

428
00:30:29,290 --> 00:30:32,590
برادر یین خیلی ضعیف و لاغر به نظر میرسه، میتونه بجنگه؟

429
00:30:32,590 --> 00:30:35,370
...فکر کنم

430
00:30:35,370 --> 00:30:37,310
لیو جی چکار میکنی؟

431
00:30:37,310 --> 00:30:39,390
چرا انقدر بی ادبی؟ برادر یین تازه رسیده

432
00:30:39,390 --> 00:30:41,550
از بودن یه برادر جدید خوشحالم

433
00:30:41,550 --> 00:30:43,700
یین، برادر یین؟

434
00:30:43,700 --> 00:30:45,620
...همونی که میخواستی باهاش ازدواج کنی نیست

435
00:30:45,620 --> 00:30:47,400
ما تازه رسیدیم، خسته ایم

436
00:30:47,400 --> 00:30:49,270
برادر بزرگ، بریم داخل حرف بزنیم

437
00:30:49,270 --> 00:30:51,450
باشه، برادر سوم بریم

438
00:30:51,450 --> 00:30:52,740
برو، برو، برو، بریم تو حرف بزنیم، بیا

439
00:30:52,740 --> 00:30:54,760
بیا

440
00:30:56,820 --> 00:30:59,080
اینجا کتابخونه منه

441
00:30:59,080 --> 00:31:02,490
با اینکه یکم زمخت و ساده ست ولی خب کاملا تمیزه

442
00:31:02,490 --> 00:31:06,520
تازه این اتاق توی حیاط داخلیه و خیلی کسی اینجا نمیاد

443
00:31:06,520 --> 00:31:08,440
یه کمی اذیت میشی

444
00:31:09,910 --> 00:31:11,680
جای قشنگیه

445
00:31:11,680 --> 00:31:15,630
فکر کنم باید اتاقو با برادر جی تقسیم کنم

446
00:31:15,630 --> 00:31:18,090
ممنون برادر سوم

447
00:31:20,670 --> 00:31:23,380
برادر بزرگ که گفت، ما یه خونواده ایم

448
00:31:23,380 --> 00:31:25,430
نمیخواد انقدر باهام رسمی و مودب باشی

449
00:31:25,430 --> 00:31:27,380
هرچی خواستی بهم بگو

450
00:31:27,380 --> 00:31:29,160
باشه پس

451
00:31:29,160 --> 00:31:31,550
دیگه غیر رسمی میشیم

452
00:31:31,550 --> 00:31:36,250
برادر سوم، تاجی داری که ازت قرض بگیرم؟

453
00:31:36,250 --> 00:31:41,580
ما یه خونواده ساده ایم، برای بستن موهامونم از یه پارچه استفاده میکنیم، میبینی؟

454
00:31:41,580 --> 00:31:45,730
اووه... منم میتونم ولی خب توی خونمون معمولا خدمتکارا برام انجامش میدن

455
00:31:45,730 --> 00:31:47,490
خودم نمیتونم

456
00:31:47,490 --> 00:31:51,170
اشکال نداره، بستن موهای مردونه تقریبا ساده ست، بهت یاد میدم

457
00:31:52,080 --> 00:31:53,960
...اینجا آینه ندارم

458
00:31:53,960 --> 00:31:55,980
...چطوره که

459
00:31:55,980 --> 00:31:58,830
چطوره که خودت موهاتو باز کنی و بهم یاد بدی؟

460
00:31:58,830 --> 00:32:01,550
من... من یه بار که ببینم یاد میگیرم

461
00:32:01,550 --> 00:32:04,080
مردای محترم و اصیل از دهنشون به جای دستاشون استفاده میکنن

462
00:32:04,080 --> 00:32:08,350
بیا بشین بهت یاد میدم

463
00:32:12,890 --> 00:32:15,590
بفرما تا بهت یاد بدم

464
00:32:15,590 --> 00:32:17,660
خیلی ساده ست

465
00:32:18,880 --> 00:32:21,740
اول موهاتو باز میکنی

466
00:32:31,850 --> 00:32:34,860
این قسمتشو خوب شونه میزنی

467
00:32:34,860 --> 00:32:38,150
و میزاری پخش بشن

468
00:32:45,440 --> 00:32:50,960
از اول تا آخرش شونه میکنی، شونه اول نشون دهنده اینه که نگران پول نیستی

469
00:32:50,960 --> 00:32:56,230
دومین دفعش نشون دهنده اینه که نگرانی و مریضی نداری

470
00:32:57,660 --> 00:33:03,550
بعد... میپیچونیش

471
00:33:03,550 --> 00:33:05,890
بعدشم گوجه ایش میکنی

472
00:33:06,890 --> 00:33:15,800
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

473
00:33:16,800 --> 00:33:18,180
همین

474
00:33:18,180 --> 00:33:19,390
تموم شد؟

475
00:33:19,390 --> 00:33:21,860
انقدر سریع؟

476
00:33:29,270 --> 00:33:31,660
خوب بستیش

477
00:33:44,700 --> 00:33:46,660
چیشده؟ موهات کشیده میشن؟

478
00:33:46,660 --> 00:33:49,020
...برادر سوم، برادر

479
00:33:49,950 --> 00:33:51,560
...شما دوتا

480
00:33:51,560 --> 00:33:53,010
...ما

481
00:33:53,010 --> 00:33:55,070
چرا انقدر گستاخی؟ کی بهت اجازه داد بیای تو؟

482
00:33:55,070 --> 00:33:57,180
من گستاخ نیستم، در باز بود

483
00:33:57,180 --> 00:33:59,460
ما که هممون مردیم از چی میترسی

484
00:33:59,460 --> 00:34:04,560
آه برادر سوم، شما دوتا همجنس گرایین؟

485
00:34:05,160 --> 00:34:07,440
چرت و پرت نگو، چی میگی برای خودت؟

486
00:34:07,440 --> 00:34:10,300
برادر یین بلد نبود چجوری باید موهاشو ببنده، داشتم بهش یاد میدادم

487
00:34:10,300 --> 00:34:13,900
بیخیال، کدوم مردی نمیدونه که چجوری باید موهاشو ببنده؟

488
00:34:13,900 --> 00:34:17,390
فکر کنم برادر یین رو دوست داری

489
00:34:17,390 --> 00:34:20,400
چون که نمیتونی با بانو یین ازدواج کنی

490
00:34:20,400 --> 00:34:22,380
هی ، خب مگه چیه من بلد نیستم دیگه

491
00:34:22,380 --> 00:34:24,650
توی اقامتگاه یین خیلی خدمتکار داریم،  نیاز نبوده خودم ببندم

492
00:34:24,650 --> 00:34:26,930
برادر سوم مگه نگفتی که کسی نمیاد تو؟

493
00:34:26,930 --> 00:34:29,690
چطوری این آقای لیو جوون انقدر بی ادبه؟ چطوری تونست بی اجازه وارد این اتاق حیاط بشه؟

494
00:34:29,690 --> 00:34:34,120
برو برو اصلا دیگه نمیخوام تو یا کسی دیگه بهم چیزی یاد بده که بقیه مسخرم کنن

495
00:34:36,960 --> 00:34:41,880
این برادر یین چقدر زود جوش میاره، فقط راشتم شوخی میکردم

496
00:34:42,840 --> 00:34:45,730
همگی زودباشین-
باشه-

497
00:34:46,320 --> 00:34:52,790
اونجارو ببین، یادت باشه یکیو پیدا کنی که خوب و درست به هم گرهشون بزنه

498
00:34:52,790 --> 00:34:53,840
باشه، اونجارو ببین

499
00:34:53,840 --> 00:34:55,390
بیا اینجا

500
00:34:56,090 --> 00:34:58,670
بندازش توی کوره

501
00:34:59,350 --> 00:35:02,330
این اسلحه هارو اونور ببرین

502
00:35:02,330 --> 00:35:05,130
استاد، آتیشو بزرگتر کن

503
00:35:08,110 --> 00:35:09,750
برادر سوم

504
00:35:15,850 --> 00:35:18,610
برادرا، یکم سخت تر و سریعتر کار کنین

505
00:35:18,610 --> 00:35:21,160
شما خیلی سخت کار میکنین

506
00:35:23,390 --> 00:35:25,690
همگی برادرا

507
00:35:25,690 --> 00:35:28,530
ممنون که همراهمین

508
00:35:28,530 --> 00:35:31,500
بیاین به سلامتی بزنیم که این جنگو برنده بشیم

509
00:35:31,500 --> 00:35:33,020
به سلامتی برد این جنگ

510
00:35:33,020 --> 00:35:35,380
نوش، نوش

511
00:35:36,770 --> 00:35:38,160
بیا

512
00:35:38,160 --> 00:35:41,250
به من بیشتر بده، تا سرشو پر کن

513
00:35:41,250 --> 00:35:43,690
برادرا، به سلامتی شما میزنم

514
00:35:43,690 --> 00:35:45,650
نوش

515
00:35:46,830 --> 00:35:49,120
بخورین، یه نفسی تازه کنین

516
00:35:55,810 --> 00:35:58,290
ممنون که برام شراب ریختی

517
00:36:27,040 --> 00:36:28,170
برادر دوم خیلی تنگ نیست؟

518
00:36:28,170 --> 00:36:30,830
خوبه، بزار کمکت کنم بپوشیش

519
00:36:31,830 --> 00:36:46,400
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

520
00:36:47,400 --> 00:36:50,380
ما که هنوز نجنگیدیم، چرا خونریزی داری؟

521
00:36:50,380 --> 00:36:52,720
بیا ببینم

522
00:36:53,570 --> 00:36:55,270
چیزی نیست

523
00:36:57,200 --> 00:36:59,780
برادر سوم، امروز سرت شلوغ نیست؟

524
00:36:59,780 --> 00:37:02,990
سرم شلوغه، انقدر شلوغه که حتی وقت سرخاروندن ندارم

525
00:37:02,990 --> 00:37:06,010
ولی الآن یه وقت ندارم که هم تورو ببینم و هم یه نفسی تازه کنم؟

526
00:37:06,010 --> 00:37:08,070
وضعیت اقتصادی ما خیلی خوب نیست

527
00:37:08,070 --> 00:37:12,440
آدما خیلی ان بخاطر همین نشد بیشتر از این غذا بردارم، فعلا با همین خودتو سیر کن

528
00:37:12,440 --> 00:37:16,310
مثل اینکه تا حالا سختی نکشیدم، ولی میتونم گرسنگی رو تحمل کنم

529
00:37:18,350 --> 00:37:21,790
مراقب باش مراقب باش مراقب باش، بیا بیا بیا

530
00:37:21,790 --> 00:37:23,550
یکم آب بخور

531
00:37:26,750 --> 00:37:29,570
گفتم آروم بخور

532
00:37:29,570 --> 00:37:34,360
فکر کنم... اگه نمیتونی اینجا زندگی کنی میتونی به خونه برگردیا

533
00:37:34,360 --> 00:37:37,190
همینکه برادر بزرگ شورش رو شروع کرد به خونه برگرد

534
00:37:38,640 --> 00:37:40,590
دوباره داری از فرصت استفاده میکنی و بحثو میپیچونی که برگردونیم خونه

535
00:37:40,590 --> 00:37:44,130
انگار نمیدونی که اگه برگردم برادر بزرگم میخواد منو بپاد و نزاره از خونه بیرون برم

536
00:37:44,130 --> 00:37:46,900
اونوقت کی میخواد بیاد منو نجات بده؟ تو؟

537
00:37:46,900 --> 00:37:50,910
اگه به اندازه کافی حرف شنو بودی، وقتش که میرسید میومدم نجاتت میدادم

538
00:37:50,910 --> 00:37:53,250
حرفاتو قبول ندارم

539
00:37:54,620 --> 00:37:57,780
قبلا، وقتیکه از مکتب تای برگشتم

540
00:37:57,780 --> 00:37:59,870
بیشتر وقتا با برادر بزرگ میومدیم اینجا

541
00:37:59,870 --> 00:38:04,230
به طلوع و غروب خورشید نگاه میکردیم و درباره قوانین و طبیعت کائنات حرف میزدیم

542
00:38:05,520 --> 00:38:06,910
خب نتیجه حرفاتون چی شد؟

543
00:38:06,910 --> 00:38:11,400
آینده طولانیه، قبل اینکه وقت درست انجام هرکاری برسه باید صبر کنی

544
00:38:13,440 --> 00:38:18,180
به محض اینکه برادر بزرگ به هدفش برسه، میام خونتون

545
00:38:19,570 --> 00:38:21,950
بشین تا برسه

546
00:38:27,320 --> 00:38:29,850
منظورت چیه؟

547
00:38:31,290 --> 00:38:36,910
منظورم اینه که برای انجام یک کار خوب، یک صنعتگر به بهترین ابزار نیاز داره

548
00:38:36,910 --> 00:38:40,320
اخیرا تیر و کمون کم داریم

549
00:38:40,320 --> 00:38:43,880
این ایده ای که استفاده از چوب بامبو برای ساخت تیر دادی خیلی خوب بود

550
00:38:43,880 --> 00:38:48,230
رفیقمون یین واقعا خیلی باهوشه

551
00:38:50,300 --> 00:38:55,900
اگه هیج توانایی ای نداشتم، چرا باید جرئت میکردم و مهارت جزئیمو پیش یه متخصصی مثل برادر سوم لیو نشون میدادم؟

552
00:38:56,840 --> 00:39:01,870
خیلی بده، هنوز خیلی تیر نساختی ولی خنجرت دیگه تقریبا شکسته

553
00:39:01,870 --> 00:39:05,660
بخاطر اینه که توی خونتون یه تبر برای بریدن تیکه های چوب ندارین

554
00:39:05,660 --> 00:39:08,660
طوری نیست، منم فعلا این خنجرو برمیدارم

555
00:39:08,660 --> 00:39:13,370
تضمین میدم که فردا درستش میکنم

556
00:39:55,530 --> 00:39:57,180
...برادر سوم

557
00:40:03,180 --> 00:40:06,280
برادر سوم به چی فکر میکنی؟

558
00:40:06,280 --> 00:40:08,180
...دارم درباره

559
00:40:09,920 --> 00:40:11,570
...هیچی

560
00:40:12,830 --> 00:40:15,230
این جون چن رو توی اتاقت دیدم

561
00:40:15,230 --> 00:40:18,490
برادر بزرگم خیلی دنبال این میگشت و حتی یه کپیشو هم نتونست پیدا کنه، چطوری یکی از این داری؟

562
00:40:18,490 --> 00:40:21,460
یادت رفته که پیشگویی نظامی برای دایی دوک کایِته؟

563
00:40:21,460 --> 00:40:26,050
اون سال خونوادت خیلی باعجله رفتن و این توی کتابخونه جا موند

564
00:40:26,050 --> 00:40:31,060
خب ما که رفته بودیم، تو چرا برگشتی؟ که کتابارو برداری

565
00:40:32,230 --> 00:40:35,330
داشتم فکر میکردم از اونجایی که ما دیگه نمیتونیم برای یه مدت طولانی همو ببینیم

566
00:40:35,330 --> 00:40:40,100
حداقل باید یه چیزی بعنوان یادگاری بردارم

567
00:40:43,570 --> 00:40:48,930
و در آخر کتاب به صاحب واقعیش برگشت

568
00:40:48,930 --> 00:40:50,500
آره

569
00:40:52,010 --> 00:40:56,300
درسته، خیلی از یادداشت هاش کمرنگ شدن

570
00:40:56,300 --> 00:40:57,710
درست نمیتونم بخونمش

571
00:40:57,710 --> 00:41:00,060
بیا، برات میخونمش

572
00:41:08,040 --> 00:41:09,660
این جمله رو ببین

573
00:41:09,660 --> 00:41:12,030
کسی نمیتونه کاملا روی سربازا حساب باز کنه

574
00:41:12,030 --> 00:41:14,550
برای شکست دشمن باید همه همکاری کنن

575
00:41:14,550 --> 00:41:20,180
این عبارت یعنی اینکه تکیه کردن فقط روی نیروی سربازا کافی نیست

576
00:41:20,180 --> 00:41:24,360
به استراتژی ها و تدارکات و تشکیلات خوب هم نیازه

577
00:41:28,140 --> 00:41:29,720
چی؟

578
00:41:30,320 --> 00:41:37,460
همیشه فکر میکردم که برادر سوم با اون پسرک جوون بااعتماد به نفس توی دانشکده امپراتوری فرق داره

579
00:41:37,460 --> 00:41:43,540
یکم پیش فهمیدم که ملایمت و نجابت به قدرت و ضعف غلبه میکنه و به قوی چیره میشه

580
00:41:43,540 --> 00:41:48,150
برادر سوم پیشگویی نظامی رو بررسی کرده و فهمیدتش، و حالا

581
00:41:48,150 --> 00:41:50,810
داره با اصول اون زندگی میکنه

582
00:41:52,830 --> 00:41:56,770
پیشگویی نظامی به حیله گری و استراتژی تکیه کرده

583
00:41:56,770 --> 00:42:00,320
من دربرابر تو همیشه صادقم

584
00:42:03,210 --> 00:42:07,020
خیلی ساله که همدیگه رو ندیده بودیم و لابد خیلی چیزا یادت رفته

585
00:42:07,020 --> 00:42:09,840
تو هم واقعا یادت نمیاد من کی ام

586
00:42:09,840 --> 00:42:11,530
ولی مشکلی نیست

587
00:42:11,530 --> 00:42:16,950
فقط اینو بدون که من هیچوقت بهت دروغ نمیگم

588
00:42:16,950 --> 00:42:20,460
و هیچوقت ازت سواستفاده نمیکنم

589
00:42:26,960 --> 00:42:30,250
برادر سوم شوخی میکنم

590
00:42:30,250 --> 00:42:32,530
به دل نگیر

591
00:42:35,250 --> 00:42:37,220
قرار نبود برام استراتژیای نظامی رو توضیح بدی؟

592
00:42:37,220 --> 00:42:40,990
اگه آرایش نظامی یکم تغییر کنه

593
00:42:40,990 --> 00:42:42,860
خیلی تهاجمی میشه؟

594
00:42:42,860 --> 00:42:46,540
این آرایش باید اینجوری تغییر کنه

595
00:42:46,540 --> 00:42:48,250
جناح ها باید باهم دیگه کار کنن

596
00:42:48,250 --> 00:42:52,530
اینجوری توی آرایش نظامی میتونن آزادانه تغییر پیدا کنن و جلوی شکست رو بگیرن

597
00:42:52,530 --> 00:42:56,380
برادر سوم تو خیلی دقیقی، شکستو قبول میکنم

598
00:42:57,420 --> 00:42:59,880
این یکیو ببین

599
00:42:59,880 --> 00:43:03,430
...اگه اینو به بالا هدایتش کنی

600
00:45:28,080 --> 00:45:38,080
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site
