﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

2
00:01:26,960 --> 00:01:30,470
<i>[ نغمه ی سرور صلح امیز ]</i>

3
00:01:30,470 --> 00:01:33,530
<i>[قسمت 21]</i>

4
00:01:34,990 --> 00:01:40,020
<i></i>

5
00:01:40,020 --> 00:01:44,930
<i>[ مردم کشور را پایدار میکنند [</i>

6
00:01:51,340 --> 00:01:53,650
<i>[فنگ شی یوان، رئیس سفارت خونه ی کایفنگ ]</i>

7
00:01:53,650 --> 00:01:55,340
!اون

8
00:01:55,880 --> 00:02:01,620
مگه اون رئیس سفارت خونه ی کایفنگ، فنگ شی یوان نیس؟

9
00:02:01,620 --> 00:02:05,030
.ادم خیلی دم کلفتیه

10
00:02:05,030 --> 00:02:09,340
,خودش نیس؟
با پوشش خونه لی حمل و نقل کالاها

11
00:02:09,340 --> 00:02:12,560
آسوتر بوده

12
00:02:12,560 --> 00:02:15,500
.مهمتر از همه، نگرانی درمورد تجارتشون نیس

13
00:02:15,500 --> 00:02:18,300
<i>!چه جنایتی کرده، که حقش   50  تا شلاق</i>

14
00:02:18,300 --> 00:02:22,900
<i>!و تبعید به جزیره ی شاجی شده
.منم نمیدونم- </i>

15
00:02:27,570 --> 00:02:33,720
،"گزارش روزانه ی سلسله"
 از چاپخانه ی شو، در قسمت غربی معبد داشیانگ گو ارائه میشه

16
00:02:33,720 --> 00:02:36,000
.12 سکه خرجش کردم

17
00:02:36,910 --> 00:02:40,220
"نوشته های هیئت شورای سلطنتی"
از

18
00:02:40,220 --> 00:02:44,290
.کتب لو، در کنار پل روی اسکله بیرون میاد

19
00:02:44,290 --> 00:02:48,760
.چاپشون بیشترم هست. 14تا سکه

20
00:02:49,970 --> 00:02:53,890
,فهمیدم. پس کل جمعیت پایتخت

21
00:02:53,890 --> 00:02:58,090
.میتونن هر روزه تموم اتفاقای  دربار سلطنتی اونم با نسخه های متختلف بخونن

22
00:02:59,640 --> 00:03:02,280
.مثلا، تحقیق یه سال و نیمه روی قضیه ی فنگ شی یوان

23
00:03:02,280 --> 00:03:06,370
.نه دهم اعضای مقام پایین دولت تو فساد رشوه خوری درگیر بودن

24
00:03:06,370 --> 00:03:11,700
.و همچنین، مشاور وزرات، چنگ لین، و شنگ دو از شورای خصوصی

25
00:03:14,590 --> 00:03:18,630
اینجا. گفته بخاطر درگیر بودن تو تجارتای غیرقانونی که

26
00:03:18,630 --> 00:03:23,150
.شامل افراد سلطنتی هم میشه و واسه همین من ازرده خاطر و عصبی شدم

27
00:03:35,930 --> 00:03:41,350
.کنجکاوی و تصورات مردم درمورد شهر ممنوعه و دربار سلطنتی همیشه بی حد و مرز بوده

28
00:03:41,350 --> 00:03:44,420
.اگه یکی دنبال اطلاعات باشه، بقیه مایلن جوابشو بدن

29
00:03:44,420 --> 00:03:48,630
.تو میخونه ها و چایخونه ها، خیلی از مردم مسائل حکومتی رو بحث میکنن

30
00:03:48,630 --> 00:03:51,610
.ولی فقط بیست درصد اطلاعات حقیقی ان

31
00:03:51,610 --> 00:03:54,380
.خب گفتن اینکه اونا افسانه یا خیالن اشتباه نیس

32
00:03:54,380 --> 00:03:56,940
.ولی اونا اعضای عالی رتبه ای از دربار سلطنتی رو لیست کردن

33
00:03:56,940 --> 00:04:00,650
.مسائل خصوصی که... واقعا عصبی کننده س

34
00:04:00,650 --> 00:04:05,000
.اگه ما قراره اتفاقات دربار سلطنتی رو به مردم گزارش بدیم

35
00:04:05,000 --> 00:04:08,730
,حتی اگه نتونیم همه ی شایعه ها رو اصلاح کنیم

36
00:04:08,730 --> 00:04:10,900
.میتونیم یه قسمتی از اون رو اصلاح کنیم

37
00:04:10,900 --> 00:04:14,550
.میتونیم حداقل 20 درصد رو به 50 درصد افزایش بدیم

38
00:04:27,510 --> 00:04:30,570
,میترسم که فقط تصورات اشتباه بیشتر شه

39
00:04:30,570 --> 00:04:34,150
.و همگی یکصدا رو روحیه ی مردم تاثیر بذارن

40
00:04:34,780 --> 00:04:40,750
.تا وقتیکه یکی سعی نکنه شایعه بسازه و فریبشون بده، اونوقت جمعیت یکصدا نمیشه

41
00:04:40,750 --> 00:04:44,760
,اگه فقط درحد شایعه و حرف باشه

42
00:04:44,760 --> 00:04:46,740
.اونوقت یه عده اینو میگن یه عده اونو میگن

43
00:04:46,740 --> 00:04:51,970
.تا وقتیکه درمورد غذای مردم، اذوقه، اقامت، تولد، دفن و اینده شون نباشه

44
00:04:51,970 --> 00:04:56,410
.این شور و هیجان سه یا پنج روز بیشتر طول نمیکشه

45
00:04:56,410 --> 00:05:00,280
,میخوام بگم، قبل ازینکه این فنگ شی یوان برسه به جزیره ی شاجی

46
00:05:00,280 --> 00:05:04,590
.شخصیت اصلی که تو میخونه های پایتخت ازش صحبت میشه دیگه اون نخواهد بود

47
00:05:04,590 --> 00:05:08,140
،عالیجناب نیازی نیس با حرفای بیهوده ی مردم بیکار

48
00:05:08,140 --> 00:05:11,060
.خودتون رو خسته کنین

49
00:05:20,820 --> 00:05:24,160
.باشه، باشه. قبوله

50
00:05:25,050 --> 00:05:29,010
,خواستم امروز ورود فنگ شی یوان به مرکز شهر رو نگاه کنم

51
00:05:29,010 --> 00:05:31,930
.تا بشنوم مردم چی میگن

52
00:05:31,930 --> 00:05:37,230
.اولش فکر کردم همه ی تلاشم رو سر بررسی دقیق این قضیه انجام دادم تا کسی رو ازار ندم

53
00:05:37,230 --> 00:05:40,400
.قطعا، از ویژگی های خاصی حرف زده میشه

54
00:05:40,400 --> 00:05:45,800
.ولی نشنیدم کسی مشکلی که برام پیش اومد رو بفهمه

55
00:05:55,180 --> 00:06:01,800
.فکرشو نکنید. مردمی که درمورد مسائل دولت بحث میکنن
مثل نگاه کردن به گل از پشت مه میمونه
(ندونستن حقیقت)

56
00:06:01,800 --> 00:06:06,460
,همیشه بخاطر ندونستنشون نیس. اونا نمیدونن

57
00:06:06,460 --> 00:06:11,330
.چون من مسائل دربار رو به همه ی دنیا نشون نمیدم

58
00:06:13,200 --> 00:06:16,380
.فکر عالیجناب منطقی هست

59
00:06:19,990 --> 00:06:22,150
.دیگه به بحثای مردم اهمیتی نمیدم

60
00:06:22,150 --> 00:06:25,170
وحشتناکترین چیز در مورد پرونده کافینگ اینه که اون مقامات زنجیره ای

61
00:06:25,170 --> 00:06:28,630
یه شبکه بهم پیوسته ساختن و شهرو تحت کنترل دارن

62
00:06:28,630 --> 00:06:33,290
.اونا از ناحیه ی کایفنگ بودن، روابط کشوری کایفنگ رو گرو گرفتن

63
00:06:33,290 --> 00:06:36,900
.و پشتشون، ناحیه ی کوچکتر با هجده مسیر بود

64
00:06:36,900 --> 00:06:41,520
.اون گروگانگیری خط اصلی سونگ بزرگه

65
00:06:42,200 --> 00:06:47,280
<i>[سال دوم دوره ی کانگ دینگ (1041) ]</i>

66
00:06:49,070 --> 00:06:51,690
<i>.وقتی بغلش کرده بودم، خیلی اروم خوابیده بود </i>

67
00:06:51,690 --> 00:06:54,580
<i>اونو به دستت دادم. چرا بیدار شده؟ </i>

68
00:06:54,580 --> 00:06:57,390
<i>!هیچکدومتون دیگه حق ندارین بهش دست بزنین </i>

69
00:07:04,690 --> 00:07:06,320
.اون بانوی چنگهه ست

70
00:07:06,320 --> 00:07:08,740
.نه، اون الان سایرن ژانگه

71
00:07:08,740 --> 00:07:14,840
خیلی معروفه. تازه دختر بدنیا اورد. اگه بعدا پسر بیاره؟
<i>[ژانگ چنگ ژائو / لیانگ هوایجی]</i>

72
00:07:15,320 --> 00:07:17,790
چرا نمیخوای بری اونجا؟

73
00:07:17,790 --> 00:07:21,280
.اینجور کارا سخت بدست میان

74
00:07:22,130 --> 00:07:24,110
.هیچ دستوری واسه رفتن من به اونجا نیس

75
00:07:24,110 --> 00:07:28,650
.دست از تظارهر کردن بردار. منبع اطلاعاتم خیلیم معتمده

76
00:07:28,650 --> 00:07:31,670
.بهم بگو چرا نمیخوای بری اونجا

77
00:07:31,670 --> 00:07:35,910
.میترسی که زیادی مغرور باشه. راستش من نمیترسم

78
00:07:35,910 --> 00:07:39,960
.زنایی که ظاهر مغروری دارن راستش راضی کردنشون  راحتتره

79
00:07:40,570 --> 00:07:44,930
دلم میخواد تو فرهنگستان هانلین باشم
 .زیردست ژانگ مائوزه کار میکنی-

80
00:07:44,930 --> 00:07:49,370
.اون حامی ملکه س، پس طبیعیه که مخالف بانو ژانگ باشه

81
00:07:51,590 --> 00:07:56,930
.درسته! گرچه ژانگ مائوزه جوونه، اما تو قصر بزرگ شده

82
00:07:56,930 --> 00:08:01,090
.و با امپراتور بزرگ شد و قابل اعتمادترین ادمه

83
00:08:01,090 --> 00:08:05,740
.از نظر قدرت و مهارت تو قصر، اون بهتر از دستیار مباشره

84
00:08:05,740 --> 00:08:09,310
<i> [ شاهدخت سوم، ژائو چو یوئه] </i>

85
00:08:10,310 --> 00:08:16,020
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

86
00:08:17,020 --> 00:08:19,020
چرا هنوز اینجا نشستی؟

87
00:08:19,020 --> 00:08:21,580
چرا نمیری اتاقت تا بخوابی؟

88
00:08:21,580 --> 00:08:23,750
چی شده؟

89
00:08:23,750 --> 00:08:25,820
خاله

90
00:08:26,710 --> 00:08:31,650
حال یو ئر بهتره؟ تبش قطع شد؟

91
00:08:31,650 --> 00:08:33,390
.تبش هنوز قطع نشده

92
00:08:33,390 --> 00:08:37,430
.ولی همه ی داروهارو خورد و دیگه بالا نمیاره

93
00:08:37,430 --> 00:08:41,250
.خودتو نگاه کن! هنوز مریضی و هوا سرده و باد میاد

94
00:08:41,250 --> 00:08:43,670
!بیا بریم و تو اتاقت بخواب. یالا

95
00:08:43,670 --> 00:08:45,870
.فقط میخوام به یو ئر نزدیکتر باشم

96
00:08:45,870 --> 00:08:50,120
.اگه اتفاقی بیفته، اونوقت زود میفهمم

97
00:08:50,830 --> 00:08:56,290
.اول باید مواظب سلامتی خودت باشی

98
00:08:56,890 --> 00:08:59,170
.یو ئر به تو تکیه کرده

99
00:08:59,170 --> 00:09:01,580
,اگه اتفاقی واست بیفته

100
00:09:01,580 --> 00:09:06,100
.به کی میتونه تکیه کنه؟ اون فقط یه دختره

101
00:09:08,940 --> 00:09:12,190
.ولی اون دختر امپراتورم هست

102
00:09:12,820 --> 00:09:15,690
کی جرئت داره باهاش بدرفتاری کنه؟

103
00:09:16,530 --> 00:09:18,200
خاله

104
00:09:21,170 --> 00:09:23,230
...فکر میکنی که

105
00:09:24,240 --> 00:09:27,620
یکی میخواد مخفیانه به یو ئر صدمه بزنه؟

106
00:09:27,620 --> 00:09:30,820
.وقتی که من هنوز اونو باردار بودم اون حالتش ثابت نبود

107
00:09:30,820 --> 00:09:32,490
.ولی با تلاش زیاد تونستیم وضعیتشو ثابت کنیم

108
00:09:32,490 --> 00:09:35,250
.وقتی بدنیا اومد، سالم و تپل بود

109
00:09:35,250 --> 00:09:38,850
.اون از وقتی که حبس پس از زایمانم شروع شد هر از گاهی مریض میشد

110
00:09:38,850 --> 00:09:42,080
کی میتونه اینقدر سنگدل باشه و بخواد به یو ئر من صدمه بزنه؟

111
00:09:42,080 --> 00:09:45,280
.اون باید بعد از من جامو بگیره

112
00:09:47,990 --> 00:09:52,220
.این بچه هنوز خیلی کوچیکه و بطور طبیعی خیلی درمعرض بیماریه

113
00:09:52,220 --> 00:09:54,410
.سرتو با مزخرفات پر نکن دیگه

114
00:09:54,410 --> 00:09:59,520
بچه هنوزم کوچیکه. پس چرا هویرو هیچوقت مریض نمیشه؟

115
00:10:00,300 --> 00:10:02,250
.سوال کردم

116
00:10:02,250 --> 00:10:04,130
,از وقتی بدنیا اومد

117
00:10:04,130 --> 00:10:07,580
.بدون هیچ بیماری خوب غذا میخورد و میخوابید

118
00:10:07,580 --> 00:10:10,400
.چون حمایت ملکه رو داره

119
00:10:13,470 --> 00:10:15,980
.حالا میفهمم

120
00:10:15,980 --> 00:10:19,970
.تو قصر، امپراتور نمیتونه همه چی رو کنترل کنه

121
00:10:19,970 --> 00:10:22,930
.ملکه س که همه ی قدرت دستشه

122
00:10:29,900 --> 00:10:34,110
.تائو تائو الان یه بانوی جوانه

123
00:10:34,110 --> 00:10:38,610
.حتی هویرو نزدیک چهار سالشه

124
00:10:39,320 --> 00:10:45,320
.هنوز یادمه وقتی نرم و تپلی تو اغوشم بوده

125
00:10:45,320 --> 00:10:50,320
.بزودی بازم میتونی یه بچه رو تو اغوشت بگیری

126
00:10:55,370 --> 00:10:58,600
.واقعا امیدوارم ایندفعه پسر باشه

127
00:10:59,390 --> 00:11:01,970
.نه چونکه جاه طلبی دارم

128
00:11:01,970 --> 00:11:04,780
.فقط جلوی علیاحضرت جرئت میکنم همچین چیزایی رو بگم

129
00:11:04,780 --> 00:11:07,580
.علیاحضرت نگن که دارم ریاکاری میکنم

130
00:11:08,240 --> 00:11:13,130
,حتی وقتی بانو ژانگ درحال زایمان بود

131
00:11:13,130 --> 00:11:16,960
.امیدوار بودم شاهزاده باشه. حیفه

132
00:11:16,960 --> 00:11:19,890
.میدونم ریاکار نیستی

133
00:11:19,890 --> 00:11:25,000
.نگرانیتو واسه امپراتور بیشتر از خودش رو میفههم

134
00:11:28,810 --> 00:11:31,780
.باهاشون بزرگ شدم

135
00:11:31,780 --> 00:11:36,570
.ولی، فقط دو موقعیت رو بیاد میارم که واقعا خوشحال بودن

136
00:11:36,570 --> 00:11:39,610
.اولی وقتی فهمیدن هویرو رو باردارم

137
00:11:39,610 --> 00:11:42,400
.دومی وقتی هویرو به دنیا اومد بود

138
00:11:42,400 --> 00:11:44,900
.و اونو میون بازوهاشون گرفتن

139
00:11:45,590 --> 00:11:49,560
...ایندفعه وقتی طبیب سلطنتی بهشون گفت باردارم

140
00:11:49,560 --> 00:11:54,190
.اون لحظه، به حالت چهره شون نگاه کردم

141
00:11:54,190 --> 00:11:57,640
.بیشتر نگران بودن تا خوشحال

142
00:11:59,970 --> 00:12:03,240
.بیشتر از سی سالشون شده و هنوز پسری ندارن

143
00:12:03,240 --> 00:12:06,740
.عالیجناب تاحدی نگران میشن

144
00:12:07,560 --> 00:12:12,240
.ولی این چیزی نیس که یکی با ارزو کردن بدستش میاره

145
00:12:13,650 --> 00:12:17,130
,تو میخوای نگرانیهاشونو کمتر کنی ولی اگه این باعث

146
00:12:17,130 --> 00:12:22,380
.استرس تو بشه و وضعیتتو ناپایدار کنه و سلامتیتو بخطر بندازه، اونوقت فقط به نگرانیهاشون اضافه میکنی

147
00:12:23,440 --> 00:12:26,700
.میدونم واسه بقیه گفتنش اسونتره

148
00:12:26,700 --> 00:12:30,740
,ولی کسی که تجربش میکنه، چه تو باشی یا عالیجناب

149
00:12:30,740 --> 00:12:34,210
.یا حتی سایرن ژانگ. بدست اوردنش همش سخته

150
00:12:35,290 --> 00:12:38,020
ولی فقط به

151
00:12:38,020 --> 00:12:40,430
,فکرای مثبتتری توسط خودت فکر کن

152
00:12:40,430 --> 00:12:44,480
.اونوقت یذره کمتر نگرانت میکنه

153
00:12:50,460 --> 00:12:51,780
.ارومتر

154
00:12:51,780 --> 00:12:55,020
.مادر. هویرو حالا میتونه پول برنده شه

155
00:12:55,020 --> 00:12:58,260
.بذار بغلت کنم-
.اینو پیروز شدم-

156
00:12:58,700 --> 00:13:03,680
.تو شکمت بچه داری واسه همین نباید به خودت فشار بیاری

157
00:13:05,600 --> 00:13:08,210
.هویرو الان بزرگ شده. خواهر بزرگه منم

158
00:13:08,210 --> 00:13:12,830
.بعد، هویرو اینو برد، پس من اینو به بچه هدیه میدم

159
00:13:12,830 --> 00:13:14,480
.عالیه

160
00:13:15,290 --> 00:13:18,990
.هویرو خیلی خوبه. بیا

161
00:13:18,990 --> 00:13:22,390
.بهت یه الوی عسلی پاداش میدم

162
00:13:23,650 --> 00:13:25,680
.برو بازی کن

163
00:13:28,830 --> 00:13:32,110
,از هر کی بیشتر نفرت داشته باشیم

164
00:13:32,110 --> 00:13:34,520
.کمتر میشه عجله کرد

165
00:13:34,520 --> 00:13:38,920
.و نمیشه نفرتمون از اون شخص رو روی صورتمون نشون بدیم

166
00:13:39,690 --> 00:13:43,940
.ظاهرا بهت حسودی میکنن و از همه ی لحاظ مخالفت هستن

167
00:13:43,940 --> 00:13:49,160
.ولی عالیجناب رو فریب میدن تا فکر کنه اونا قربانین

168
00:13:49,950 --> 00:13:53,870
.و میخوان از اون هویروی لعنتی استفاده کنن تا قلب عالیجناب رو بدست بیارن

169
00:13:53,870 --> 00:13:59,390
.عالیجناب، واسه دیدن هویرو، باید به عمارت ییفنگ برن

170
00:13:59,390 --> 00:14:04,390
.عمارت ییفنگ و تالار کونینگ عملا یکی هستن

171
00:14:04,390 --> 00:14:06,880
پس من چیکار کنم؟

172
00:14:06,880 --> 00:14:11,820
.اول، تحملش کن

173
00:14:11,820 --> 00:14:16,950
.هیچ حرف بدی درمورد ملکه نباید از دهنت بیاد بیرون

174
00:14:16,950 --> 00:14:22,730
,باید یه راهی پیدا کنیم تا بدیهای ملکه

175
00:14:22,730 --> 00:14:25,820
.از دهن بقیه به گوش عالیجناب برسه

176
00:14:27,790 --> 00:14:31,170
,یه حرفایی قبل از اومدن زن جیا به قصر شنیدم

177
00:14:31,170 --> 00:14:34,770
.که اونم درگیر قاچاق نمک غربی و فروش دخترا به اونجا هست

178
00:14:34,770 --> 00:14:39,610
گرچه واسه ربط دادنش به فنگ .شی یوان گفته نشد -
.از در که بیرون رفتی، دیگه به زبون نیارش -

179
00:14:39,610 --> 00:14:41,230
چرا؟

180
00:14:41,230 --> 00:14:43,620
,فکر میکنی این زن جیا

181
00:14:43,620 --> 00:14:46,180
فقط این اتفاق رو داره تا باعث کناره گیری عالیجناب شه؟

182
00:14:46,180 --> 00:14:48,790
از اول میدونستین، استاد؟

183
00:14:49,220 --> 00:14:54,800
فکر میکنی عالیجناب این زن جیا رو به چه چشمی میبینه؟

184
00:14:54,800 --> 00:14:56,750
.ازش خوشش نمیاد

185
00:14:56,750 --> 00:15:00,420
.ولی بانو ژانگ اصرار داره عالیجناب بیارتش

186
00:15:00,420 --> 00:15:03,990
.و هیچ دلیلی هم وجود نداره واسه همین کاری از دست عالیجناب برنمیاد

187
00:15:03,990 --> 00:15:06,270
.بانو ژانگ بیشتر و بیشتر به اون وابسته س

188
00:15:06,270 --> 00:15:10,110
.اون باید همیشه کنارش باشه واسه همین عالیجناب انتخاب دیگه ای نداره

189
00:15:10,110 --> 00:15:15,190
میخوای بانو ژانگ دوباره بدون تکیه دادن به کسی به تالار فونینگ منتقل شه؟

190
00:15:15,190 --> 00:15:19,080
.فکر کنم، بودنش کنار بانو ژانگ خوبه

191
00:15:20,860 --> 00:15:25,620
<i>[ یانژو]</i>

192
00:15:25,620 --> 00:15:28,610
<i>[ حوزه ی یانژو ]</i>

193
00:15:28,610 --> 00:15:32,740
<i>!فرمانده دی به اردوگاه دشمن حمله کرد پیروزی بزرگی رو بدست اورد و جوایز زیادی رو گرفت</i>

194
00:15:32,740 --> 00:15:37,020
<i>.گولم نزن، عوضی! دستور دقیق لشکر کشتن دشمن تسلیم شده رو ممنوع کرده</i>

195
00:15:37,020 --> 00:15:40,150
<i>.صدمه زدن به زنان و بچه های چیانگ و ربودن ثروتشون رو ممنوع کرده</i>

196
00:15:40,150 --> 00:15:43,340
<i>!کدوم جایزه! جایزه ارواح عمت</i>

197
00:15:48,260 --> 00:15:50,440
.افسر فان

198
00:15:51,440 --> 00:15:53,760
.اینو ببر و واسه ارباب بپزش

199
00:15:53,760 --> 00:15:55,270
.چشم

200
00:16:00,020 --> 00:16:02,670
.اردوگاه جینمینگ و دژ وان رو دوباره پس گرفتیم

201
00:16:02,670 --> 00:16:05,430
.ماه گذشته، ژنرال رن فو دژ بیابائو رو تصرف کرد

202
00:16:05,430 --> 00:16:08,230
.حالا مردم چیانگ توی دژ رفتن

203
00:16:08,230 --> 00:16:12,210
.و اکنون لوزیپینگ در مرز غربی رو تصرف کردم

204
00:16:12,210 --> 00:16:17,580
.کی واسه اخرین نبرد با یوان هائو دیدار میکنیم؟ میخوام جز لشکر پیشتاز باشم

205
00:16:18,600 --> 00:16:20,970
پیشتاز؟

206
00:16:22,900 --> 00:16:26,060
!کی از من، دی چینگ مناسبتره

207
00:16:28,220 --> 00:16:31,280
.اینطور نیس که مناسب پیشتاز بودن نیستی، ژنرال

208
00:16:31,280 --> 00:16:37,390
.امروز پیشتاز بودن مناسبترین چیز واسه دی چینگ نیس

209
00:16:46,830 --> 00:16:49,150
<i>[ سالنامه ی بهار و پاییز]</i>

210
00:16:51,980 --> 00:16:55,330
,اگه ژنرالی به خوبی به تاریخ مسلط نباشه

211
00:16:55,330 --> 00:16:57,680
.اونوقت تنها چیزیکه داره شجاعت مصنوعیه

212
00:16:57,680 --> 00:17:02,210
.عموما، شما با استعداد هستین و باید دیدتون رو تو یادگیری بیشتر، و تفکر بیشتر گسترش بدین

213
00:17:02,210 --> 00:17:07,940
.و در اینده، ستون بزرگی واسه سونگ عظیم بشی

214
00:17:07,940 --> 00:17:12,500
.استاد جدی هستین؟ من فقط یه مرد رزمیکارم که بدون ترس از مرگ میجنگه

215
00:17:12,500 --> 00:17:16,500
.این حروف. واقعا بعضیاشون رو نمیشناسم

216
00:17:16,500 --> 00:17:21,140
.حروف و سطرایی که نمیدونی رو پیدا کن، و بیا ازم بپرس

217
00:17:21,140 --> 00:17:23,790
.فقط اینو میدونم که جهان استعدادهای توانمندی داره

218
00:17:23,790 --> 00:17:26,320
.کی بدنیا اومده تا رزمی کار یا ادیب بشه

219
00:17:26,320 --> 00:17:30,540
.بعضی ادما اول کتاب و متون مقدس رو یاد میگیرن

220
00:17:30,540 --> 00:17:32,980
.درحالیکه بعضیا اول با شمشیر، نیزه، و تیر تمرین میکنن

221
00:17:32,980 --> 00:17:37,570
.وقتی مبارزه میکنی، فقط شجاعتت نیس. قضاوت درستی میکنی

222
00:17:37,570 --> 00:17:41,680
.تو هشیار و تیزبینی. و با افراد مسن، زن و بچه ها مهربونی

223
00:17:41,680 --> 00:17:46,600
مرد باهوش و شجاعی، اما قلبا مهربونی، چرا نمیتونی درس بخونی؟

224
00:17:46,600 --> 00:17:49,290
مهربون؟

225
00:17:49,290 --> 00:17:51,880
.بعد از تصرف کردن اردوگاه جینمینگ و دژ وان

226
00:17:51,880 --> 00:17:55,890
مگه تو با کشتن تسلیم شده ها مخالفت نکردی؟

227
00:17:55,890 --> 00:17:58,950
.فقط چون واسه دهه ی اخیر اینجا مستقر شدم

228
00:17:58,950 --> 00:18:03,380
. وقتی درحال مبارزه نبودیم، عادت داشتم چای رو درمقابل نمک با اون طرف مبادله کنم

229
00:18:03,380 --> 00:18:06,510
.باهم واسه شکار خرگوش گوسفند میرفتیم

230
00:18:06,510 --> 00:18:09,900
.وقتی گله ی گرگها میومد، باهم با اونا میجنگیدیم

231
00:18:09,900 --> 00:18:12,710
.سربازای زیردست فقط دستور مافوقشون رو دنبال میکردن

232
00:18:12,710 --> 00:18:15,500
.فقط باید چیزیکه از ما ربوده شد رو پس بگیریم

233
00:18:15,500 --> 00:18:18,570
چرا کسی رو بکشیم؟

234
00:18:20,430 --> 00:18:22,990
.این مهربونیه

235
00:18:28,020 --> 00:18:32,760
.دی چینگ هرگز وارد مکتبی نشد و منم هیچوقت استادی نداشتم

236
00:18:35,360 --> 00:18:39,260
.از امروز به بعد، به عنوان استادم به شما سلام میکنم

237
00:18:39,260 --> 00:18:44,690
.دی چینگ همانطور که تو خونه به خانواده ش احترام میذاره به استادش احترام خواهد گذاشت

238
00:18:45,690 --> 00:18:50,800
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

239
00:18:51,800 --> 00:18:54,420
.لطفا بلند شو، ژنرال

240
00:18:59,010 --> 00:19:03,750
.یه کلمه رو همین الان بهت یاد میدم

241
00:19:22,930 --> 00:19:26,380
<i>[ وو ]</i>

242
00:19:27,130 --> 00:19:28,920
<i>وو </i> (جنگجو؟)?

243
00:19:28,920 --> 00:19:31,890
.اجدادمون این کلمه رو بوجود اوردن

244
00:19:31,890 --> 00:19:34,850
.حرف بالا سمت راست "نیزه" و پایین سمت چپ "پایان" هست

245
00:19:34,850 --> 00:19:40,110
.این به ما یاد میده که بدون ترس از مرگ از ملت و خونه خودمون با خون گرم خود محافظت کنیم

246
00:19:40,110 --> 00:19:43,900
.واسه غارتگری و کشتار نیس

247
00:19:43,900 --> 00:19:47,430
.اون واسه پایان دادن به کشتنه

248
00:19:50,360 --> 00:19:55,290
,از حالا به بعد، هردفعه که نیزه تو واسه کشتن بالا میبری

249
00:19:55,290 --> 00:19:57,250
.امیدوارم این جمله رو بیاد بیاری

250
00:19:57,250 --> 00:20:02,060
.کار نیزه ها با جنگجوها، و کار جنگجوها با نیزه ها تمومه
<i>[. هنر حقیقی جنگیدن پایان دادن ]</i>

251
00:20:07,220 --> 00:20:11,770
.اون خرگوش تا الان باید طعم گرفته و پخته شده باشه

252
00:20:11,770 --> 00:20:14,970
,عالیه. ژیگوی چند روز پیش نامه ای فرستاد

253
00:20:14,970 --> 00:20:18,200
.که امروز واسه چک کردن وضعیت مرزی میاد

254
00:20:18,200 --> 00:20:21,580
.فکر کنم با خودش شراب بیاره

255
00:20:21,580 --> 00:20:23,980
.بگیرش

256
00:20:23,980 --> 00:20:26,920
.عالیه. عالیه
<i>.ژیگوی-</i>

257
00:20:26,920 --> 00:20:30,720
,بذار بگیم که همه ی سعی و تلاشمون رو سرش انجام بدیم

258
00:20:30,720 --> 00:20:34,340
.و تا شیا پیشرفت کنیم و یوان هائو رو نابود کنیم

259
00:20:34,340 --> 00:20:37,630
و سرشو جلو انظار عمومی ایزون کنیم، و بعدش؟

260
00:20:37,630 --> 00:20:40,520
بعد وزرای سلسلمون رو واسه بدست گرفتن زمام امور

261
00:20:40,520 --> 00:20:45,330
واسه اداره ی بخشای متفاوت تانگوت سابق، و اعزام لشکر امپراتوری واسه دفاع کردن بفرستیم؟

262
00:20:50,230 --> 00:20:54,810
.حتی اگه بتونیم تو این نبرد حساس پیروز شیم، بازم بدون داشتن قدرت نظامی واسه پشتیبانی کردن، پیروزیمون مدت طولانی دووم نمیاره

263
00:20:54,810 --> 00:20:57,160
.مردم اونجا به نصفه شخم زدن و نصفه گله داری عادت ندارن

264
00:20:57,160 --> 00:21:01,000
.نمیخوان که از دشتای درونی به سرزمین تانگوت مهاجرت کنن

265
00:21:01,000 --> 00:21:04,400
.عالیجناب همیشه به رفاه مردم توجه میکنه

266
00:21:04,400 --> 00:21:07,820
,عالیجناب نمیخواد همه ی توان و خون و عرق مردم رو

267
00:21:07,820 --> 00:21:11,010
,با پیروزی در جنگی پرخطر و پر از

268
00:21:11,010 --> 00:21:15,240
.معماهای حل نشدنی مبادله کنه

269
00:21:15,750 --> 00:21:20,090
.همه ی توانمون رو صرف نمیکنه حتی لازم نیس مستقیما به محدوده ی دشمن بریم

270
00:21:20,090 --> 00:21:23,900
,حتی اگه توانایی نظامیمون درحال حاضر کمبود داره، هنوز باورت نمیشه، شی ون

271
00:21:23,900 --> 00:21:27,060
,که اگه بتونیم اردوگاه اصلی یوان هائو رو پیدا کنیم و با تموم تلاش شجاعانمون

272
00:21:27,060 --> 00:21:30,210
میتونیم با نبردی زیبا تحقیر قدیمی رو از بین ببریم؟

273
00:21:30,210 --> 00:21:33,220
و بعد از پاک کردن اون تحقیر قدیمی چی میشه؟

274
00:21:33,220 --> 00:21:35,380
مذاکرات صلح؟

275
00:21:35,380 --> 00:21:37,490
.یوان هائو رو مجبور میکنیم عنوان امپراتور رو حذف کنه

276
00:21:37,490 --> 00:21:41,290
.خطوط مرزی رو مشخص کنه و اتحادش برای همیشه رو تضمین کنه

277
00:21:41,290 --> 00:21:44,860
.تا به مردم منطقه ی شانشی زندگی ارامی بدهد

278
00:21:44,860 --> 00:21:49,480
.بهشون ابیاری، کشاورزی یاد بدین و ارشادشون کنین. و بازار تجارت رو دوباره باز کنین

279
00:21:49,480 --> 00:21:53,100
.تا این منطقه ی مرزی مثل پایتختمون شکوفا کنه

280
00:21:53,100 --> 00:21:57,110
.واسه رسیدن به این نیازی به نبرد نهایی بزرگی نیس

281
00:21:57,110 --> 00:22:00,930
.فقط باید دژمون رو گسترش بدیم، نظم برقرار کنیم و مزارع رو پرورش بدیم و مردم رو اروم کنیم

282
00:22:00,930 --> 00:22:03,370
.یوان هائو بیاد، دژها سرکوبش میکنن

283
00:22:03,370 --> 00:22:07,430
اون یه سوارکار شجاعیه که تو حمله ی از راه دور خبره س، ولی اگه بخواد تو جنگ سختی شرکت کنه،

284
00:22:07,430 --> 00:22:11,480
.و اردوگاه های سخت و قویمون رو بشکنه؟ نمیتونه به همچین چیزی برسه

285
00:22:11,480 --> 00:22:15,220
.منابع فیزیکی یوان هائو با منابع ملتمون قابل مقایسه نیس

286
00:22:15,220 --> 00:22:20,380
.فقط باید ارامش خودمون رو  حفظ کنیم. بذار بدون هیچ نتیجه ای مکرر به پیش بره

287
00:22:20,380 --> 00:22:25,200
.و مطمئنا یه روزی، خسته و خواهان مذاکره های صلح میشه

288
00:22:25,200 --> 00:22:27,780
.یوان هائو خیلی مغروره

289
00:22:27,780 --> 00:22:30,240
.و حیله گر و طماعه

290
00:22:30,240 --> 00:22:33,770
یعنی واقعا واسه خاطر رفاه مردم دنبال مذاکره های صلح میشه؟

291
00:22:33,770 --> 00:22:38,200
.اون اهمیتی نمیده اما ماه ها طول میکشه و مردم هیچ راهی واسه ادامه ی زندگی نخواهند داشت و شرایط اونو مجبور میکنن

292
00:22:38,200 --> 00:22:42,200
شی ون. چقدر واسه اون روز انتظار بکشیم؟

293
00:22:42,200 --> 00:22:46,380
.از نظر منابع غنی هستیم و سلاحای جدیدی که ساختیم کیفیت بی نظیری دارن

294
00:22:46,380 --> 00:22:48,380
.چندتا کره اسب خوبی رو جمع کردیم

295
00:22:48,380 --> 00:22:51,060
مگه مردای قهرمان سونگ بزرگ ما یه مشت ترسوان؟

296
00:22:51,060 --> 00:22:54,070
فقط جرات داریم از اردوگاهمون محافظت کنیم اما جرات حمله رو نداریم؟

297
00:22:54,070 --> 00:22:58,540
.مناطق مرزی واسه دفاع کردن مناسبترن

298
00:22:58,540 --> 00:23:03,000
.نتایج نبردهای اخیر گواه روشنی هستن

299
00:23:09,350 --> 00:23:15,180
.وقتی از لشکر استفاده میکنی، باید باخت و پیروزی رو بدون ملاحظه کردن درنظر بگیری

300
00:23:16,190 --> 00:23:19,100
.وقتی لشکر بزرگ رو بسیج میکنی، ده ها هزار نفر رو درگیر میکنی

301
00:23:19,100 --> 00:23:21,940
!چطور میتونیم پیروزی یا باخت رو بدون ملاحظه کردن درنظر بگیری

302
00:23:30,700 --> 00:23:35,610
<i>[ نامه های فان ژونگ یان و هان چی]</i>

303
00:23:36,610 --> 00:23:42,830
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

304
00:23:43,830 --> 00:23:46,610
.فان ژونگ یان و هان چی

305
00:23:46,610 --> 00:23:53,480
.یکی اصرار داره از اردوگاه محافظت کنیم و یکی اصرار داره موقعیت حمله ی یوان هائو رو رمزگشایی کنه

306
00:23:53,480 --> 00:23:55,860
.هر دو دلایل خودشون رو دارن

307
00:23:55,860 --> 00:23:58,690
.قبلا بهت گفتم بذاری شیا سونگ تصمیم بگیره

308
00:23:58,690 --> 00:24:01,590
حالا، شیا سونگ تصمیم گرفته نامه های حاوی نظراتشون رو بگیره و واسه من

309
00:24:01,590 --> 00:24:05,440
.بفرسته، و میگه خودش نمیتونه تصمیم بگیره

310
00:24:05,440 --> 00:24:10,170
.افسر شیا همیشه مخالف حمله ی مستقیم بوده

311
00:24:11,580 --> 00:24:15,840
,شاید، حالا که تو خط مقدم مستقر شده

312
00:24:15,840 --> 00:24:18,630
,اوضاع بین ما و دشمن رو تحلیل کرده

313
00:24:18,630 --> 00:24:21,040
و حالا مطمئنتره؟

314
00:24:23,960 --> 00:24:27,940
.هان و فان. درتموم این سالها از همه نظر

315
00:24:27,940 --> 00:24:30,690
. هرگز اختلاف نظر نداشتن حتی اگه مایلها از هم دور باشن

316
00:24:30,690 --> 00:24:33,820
.حتی دادخواستایی که تقریبا یکی هستن میفرستادن

317
00:24:35,170 --> 00:24:37,660
.هان چی احترام ویژه ای واسه ژونگ یان قائله

318
00:24:37,660 --> 00:24:40,490
.و این دفعه، بطور مکرر بهش تذکر داده

319
00:24:40,490 --> 00:24:43,020
.فکر کنم دلایل خودش رو داشته

320
00:24:46,930 --> 00:24:48,790
.فان ژونگ یان سنش داره بالاتر میره

321
00:24:48,790 --> 00:24:52,410
.با بالارفتن سن، فکر کردنش عمیقتر و قدرت جوونیش کمتر میشه

322
00:24:52,410 --> 00:24:54,270
,اگه بیست سال عقبتر بریم

323
00:24:54,270 --> 00:24:57,250
,شاید رو حمله کردن بیشتر از هان چی

324
00:24:57,250 --> 00:24:59,720
.اصرار میکرد الان

325
00:25:02,430 --> 00:25:11,900
♫ <i>پاییز تو مرز منظره های ویژه ش رو نشون میده </i> ♫

326
00:25:11,900 --> 00:25:22,150
♫ <i>غازهای وحشی که به سمت هنگ یانگ میرن هیچ پشیمونی ندارن</i> ♫

327
00:25:22,150 --> 00:25:29,800
♫ <i>صدای شیپور، شیهه ی اسب، و صدای جیغ و ناله ی باد به گوش میرسه</i> ♫

328
00:25:29,800 --> 00:25:44,110
♫ <i>افتاب به قله های خطرناک میتابه، دود از دژی تنها بلند میشه</i> ♫

329
00:25:55,080 --> 00:26:04,730
♫ <i>خوردن جامی شراب یاداور خاطراتی از خونه ای دوردست نیس</i> ♫

330
00:26:04,730 --> 00:26:14,210
♫ <i>تا وقتیکه پیروزیمون رو روی کوه یانران ثبت نکنیم نمیتونیم برگردیم</i> ♫

331
00:26:14,210 --> 00:26:28,640
♫ <i>همانطور که برف زمین رو پوشونده صدای فلوت بازهم احساس غربت میدهد</i> ♫

332
00:26:28,640 --> 00:26:36,630
♫ <i>سربازان اشک میریزن و موهای ژنرالها خاکستری میشه</i> ♫

333
00:26:49,200 --> 00:26:53,380
یوان هائو داره به سمت جنوب به کوهای لیوپان حرکت میکنه؟

334
00:26:53,380 --> 00:26:56,190
.قصدش اشغال کردن ویژوئه پس

335
00:26:57,310 --> 00:26:59,970
,اگه بتونیم اذوقشو قطع کنیم

336
00:26:59,970 --> 00:27:03,840
.و با فهمیدنش عقب نشینی میکنه

337
00:27:03,840 --> 00:27:08,250
.اونموقع میتونیم موقع عقب نشینیش واسش کمین کنیم

338
00:27:08,770 --> 00:27:11,020
.رن فو واسه نبرد داوطلب میشه

339
00:27:14,810 --> 00:27:17,270
.همین الان به گویوان برو و اسب و نیرو جمع کن

340
00:27:17,270 --> 00:27:22,490
.رن فو. تو پیشگام لشکر باش. و از پشت به دشمن حمله کن

341
00:27:22,490 --> 00:27:26,300
.با ارامش منتظر خسته شدن دشمن باش تا فرصت کمینمون بیاد

342
00:27:26,300 --> 00:27:28,210
.چشم، قربان

343
00:27:43,430 --> 00:27:46,090
.دروازه رو باز کنین. دروازه رو باز کنین

344
00:27:49,960 --> 00:27:51,770
گزارش لشکر چی میگه؟

345
00:27:51,770 --> 00:27:54,640
.ژنرال رن فو اشتباه فکر کرده بود

346
00:27:54,640 --> 00:27:57,020
.توسط لشکر یوان هائو محاصره شد

347
00:27:57,020 --> 00:27:59,830
.چند روز بدون تسلیم شدن سخت جنگید

348
00:27:59,830 --> 00:28:03,540
.ژنرال رن فو و ده هزار سربازش

349
00:28:03,540 --> 00:28:05,590
.همشمون تو نبرد مردن

350
00:28:08,510 --> 00:28:12,610
رن فو... مرده؟

351
00:28:13,920 --> 00:28:17,300
,دیروز بعد از خوندن گزارش لشکر، عالیجناب نه چیزی خوردن و نه چیزی نوشید

352
00:28:17,300 --> 00:28:20,250
.و به هیچ خدمتکاری اجازه نداد و هیچ حرکتی نکرد

353
00:28:20,250 --> 00:28:23,170
.امروز صبح از اونجا رد شدم و دیدم هنوز همونجا نشسته

354
00:28:23,170 --> 00:28:26,410
.کمک کردم اماده شه و گزارش لشکر بدست بیرون رفت

355
00:28:26,410 --> 00:28:30,780
.بهم گفت دنبالش نکنم و از اون موقع دیگه برنگشته

356
00:28:30,780 --> 00:28:34,410
.امروز روز استراحته، و نمیدونم عالیجناب کجا رفته

357
00:28:35,410 --> 00:28:40,970
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

358
00:28:41,970 --> 00:28:49,760
<i>[نامه های فان ژونگ یان]</i>

359
00:29:13,530 --> 00:29:15,280
.بانوی من

360
00:29:19,050 --> 00:29:24,310
.این مال نیم سال پیشه، نامه ی فان ژونگ یان به یوان هائو

361
00:29:24,310 --> 00:29:26,840
.فان ژونگ یان دنبال صلح بود

362
00:29:26,840 --> 00:29:29,980
.اون و یوان هائو باهم نامه های مذاکره بین هم رد و بدل کردن

363
00:29:29,980 --> 00:29:34,130
.هیچوقت پنهانشون نکرد و عالیجناب هرگز بهش بی اعتماد نشد

364
00:29:34,130 --> 00:29:38,480
.ولی ما باید با دقت بررسیش کنیم

365
00:29:38,480 --> 00:29:42,840
.این وظیفه ی نگهبانی سلطنتی شهره

366
00:29:44,590 --> 00:29:50,950
,میدونم، فقط فکر کردم وقتی عالیجناب اینو دید

367
00:29:51,950 --> 00:29:54,330
.چقدر دلخراش کننده بود

368
00:29:56,820 --> 00:30:00,080
,همیشه از بیشترین چیزیکه میترسید

369
00:30:00,080 --> 00:30:05,120
,منظره ی ریختن خون بیگناهانه. از عشق خونوادگیش

370
00:30:05,910 --> 00:30:08,700
.خیلی پشیمونه

371
00:30:08,700 --> 00:30:12,100
.از دیدن جدایی خونواده ها متنفره

372
00:30:14,710 --> 00:30:19,630
,از این رو، بانوی من باید فکر کنین

373
00:30:20,740 --> 00:30:23,460
.عالیجناب به کجا میتونن رفته باشن

374
00:30:28,380 --> 00:30:34,360
.اون روز. وقتی اخرش از دیدن مادر واقعیشون دست کشیدن

375
00:30:34,360 --> 00:30:36,840
.اونجا رفتن تا تموم شب رو زانو بزنن

376
00:30:37,910 --> 00:30:44,320
,و بعد از اون، وقتی خبر مرگ بانو لی به گوش رسید

377
00:30:44,320 --> 00:30:47,110
.دوباره رفتن اونجا تا تموم شبو زانو بزنن

378
00:30:47,670 --> 00:30:49,710
,و بعدا هم

379
00:30:51,880 --> 00:30:54,470
.وقتی بانوی اعظم رفت

380
00:30:54,470 --> 00:30:59,390
.عالیجناب بازم رفتن اونجا و تموم شبو زانو زدن

381
00:31:24,540 --> 00:31:27,410
.اجداد امپراتوری. پدر

382
00:31:30,030 --> 00:31:31,950
.بهترینم رو انجام دادم

383
00:31:33,520 --> 00:31:35,510
.راضی نیستم

384
00:31:36,940 --> 00:31:39,590
.میخواستم به اهدافمون برسم

385
00:31:39,590 --> 00:31:42,630
.میخواستم با نفوذ به اردوگاهشون جنگو تموم کنم

386
00:31:44,760 --> 00:31:46,820
.اما شکست خوردم

387
00:31:53,410 --> 00:31:56,730
,اگه به تذکر فان ژونگ یان و یان شو گوش میدادم

388
00:31:56,730 --> 00:31:59,270
.با نگهبانی سخت کوشانه منتظر میموندم

389
00:31:59,270 --> 00:32:03,960
.یوان هائو وقتی همه چیزش به ته خط میرسید واسه مذاکره های صلح به التماس میفتاد

390
00:32:03,960 --> 00:32:05,660
. .بعد

391
00:32:07,390 --> 00:32:11,250
.خیلی از سربازا به خاکستر تبدیل نمیشدن

392
00:32:21,420 --> 00:32:24,050
.عجب طنزی

393
00:32:25,120 --> 00:32:28,470
.بارها مقابل اداب و رسوم بیش از حد یوان هائو مقاومت کردم

394
00:32:28,470 --> 00:32:30,550
.نخواستم لشکر رو همینجوری بسیج کنم

395
00:32:30,550 --> 00:32:33,150
.نمیخواستم سر زندگی یه نفر از ده هزار سرباز مبادله ای انجام شه

396
00:32:34,290 --> 00:32:35,970
,اما امروز

397
00:32:37,800 --> 00:32:41,810
. . .فقط تحقیر برام مونده. و فرمانده

398
00:32:43,430 --> 00:32:45,630
.اون الان مرده

399
00:32:48,140 --> 00:33:08,140
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

400
00:33:10,670 --> 00:33:14,710
فکر کردم، کی جرات اومدن رو داره؟

401
00:33:18,480 --> 00:33:20,820
,امروز، گفتم

402
00:33:22,060 --> 00:33:25,500
.هرکی دنبالم کنه سرشو از تنش جدا میکنم

403
00:33:25,500 --> 00:33:28,010
.فکر نکن جرات ندارم بکشم

404
00:33:28,010 --> 00:33:31,630
.به یکی دستور دادم هوانگ دهه رو از وسط نصف کنه

405
00:33:37,790 --> 00:33:39,960
.فقط تویی که ازم نمیترسی

406
00:33:41,560 --> 00:33:46,870
.تو این قصر، فقط تو واقعا ازم نمیترسی

407
00:33:49,580 --> 00:33:52,470
.همیشه هرکاری که صلاح میدونی رو میکنی

408
00:33:52,470 --> 00:33:55,410
.تا اون ملکه ی تو ذهنت بشی

409
00:33:58,790 --> 00:34:01,100
.از عصبی کردنم نمیترسی

410
00:34:01,710 --> 00:34:05,890
!نمیترسی باهات سرد رفتار کنم یا عزلت کنم یا بمیری

411
00:34:05,890 --> 00:34:08,070
.البته که میترسم

412
00:34:12,090 --> 00:34:19,160
.ولی میدونم هرگز یه بیگناهو نمیکشین

413
00:34:19,730 --> 00:34:22,660
.مهم نیس چقدر عصبی باشین، انجامش نمیدین

414
00:34:24,800 --> 00:34:27,640
.عالیجناب هوانگ دهه رو کشتین

415
00:34:27,640 --> 00:34:29,770
دقیقا به این دلیل بود چونکه

416
00:34:29,770 --> 00:34:33,480
.نمیخواستین ژنرال لیو پینگ و سربازای بیگناهی که تو جنگ مردن

417
00:34:33,480 --> 00:34:35,690
.براشون پاپوش درست شه و به اشتباه قضاوت شن

418
00:34:54,970 --> 00:34:58,150
.هرگز ادمای بیگناه رو بی فکر نکشتم

419
00:34:59,050 --> 00:35:01,730
هرگز ادمای بیگناهو با بیفکری ...نکشتم

420
00:35:02,330 --> 00:35:05,430
,تصمیم من بود که بخاطر دفاع کردن در حمله از یوان هائو حمایت کردم

421
00:35:05,430 --> 00:35:08,490
...تا جنگ رو بطور کلی خاتمه بدم! من بودم

422
00:35:10,790 --> 00:35:12,800
.عالیجناب

423
00:35:12,800 --> 00:35:15,710
!یکی بیاد، طبیبو خبر کن

424
00:35:21,880 --> 00:35:24,300
.نیروهای مرزی در جنگ مردن

425
00:35:25,020 --> 00:35:28,670
.هیچ تقصیری نداشتن، فقط به مافوقشون وفادار بودن

426
00:35:28,670 --> 00:35:31,860
.سربازایی که تو جنگ مردن هیچ تقصیری نداشتن

427
00:35:31,860 --> 00:35:34,190
.تااخرش به امپراتور وفادار بودن

428
00:35:37,000 --> 00:35:40,560
.اعضای درونی و سر افراد وفادار زمین رو پوشنده بود

429
00:35:40,560 --> 00:35:44,640
.روحشون بدنبال بدیها و مصبیتای اینده، تو عذابی تلخ میمونه

430
00:35:49,350 --> 00:35:52,070
.هرگز ادمای بیگناهو نکشتم

431
00:35:52,600 --> 00:35:55,180
...هرگز ادمای بیگناهو نکشتم

432
00:35:56,290 --> 00:35:59,970
میدونی شرورترین ادمکشای این دنیا

433
00:35:59,970 --> 00:36:03,190
,میتونن فقط چندتا ادم رو رو تو زندگیشون بکشن

434
00:36:03,190 --> 00:36:05,480
,ولی من... بخاطر یه لحظه نارضایتی

435
00:36:05,480 --> 00:36:09,860
فقط بخاطر یه کتاب سوابق نظامی ناچیز

436
00:36:09,860 --> 00:36:12,560
!بیشتر از ده تا ادمکش ادم کشتم

437
00:36:12,560 --> 00:36:17,410
.عالیجناب، دیگه حرف نزنین، باید استراحت کنین

438
00:36:17,410 --> 00:36:21,430
.کی واقعا بیگناهه؟ ما فقط سعی میکنیم عذاب وجدان نداشته باشیم

439
00:36:22,660 --> 00:36:27,730
حتی اگه... حتی اگه واقعا کینه شون رو انباشته کنن

440
00:36:27,730 --> 00:36:29,840
.تا بدیها و مصبیتای اینده رو بیارن

441
00:36:31,720 --> 00:36:35,690
.من، دانشو، با همه چی همراه شوهرم روبرو میشم

442
00:36:36,200 --> 00:36:37,860
.نمیترسم

443
00:36:46,430 --> 00:36:48,270
.ببخشید

444
00:36:49,270 --> 00:36:54,700
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

445
00:36:55,700 --> 00:36:57,540
!عالیجناب

446
00:37:00,510 --> 00:37:02,750
.راستش من میترسم

447
00:37:07,070 --> 00:37:09,390
.من از ازدست دادنتون میترسم

448
00:37:29,370 --> 00:37:31,300
<i>!پسرم</i>

449
00:37:32,640 --> 00:37:35,950
<i>!زود برگرد خونه لطفا، پسرم</i>

450
00:37:35,950 --> 00:37:40,480
<i>!پسرم! زود برگرد خونه</i>

451
00:37:40,480 --> 00:37:43,020
<i>!پسرم</i>

452
00:37:49,960 --> 00:37:51,880
<i>!پسرم</i>

453
00:37:54,370 --> 00:37:57,200
<i>...پسرم</i>

454
00:37:57,200 --> 00:38:00,160
<i>,به مامان گفتی میخوای شکوه رو واسه مملکت بیاری</i>

455
00:38:00,160 --> 00:38:04,080
<i>.وقتی برگردی خونه زن میگیری و واسم نوه میاری</i>

456
00:38:05,190 --> 00:38:07,470
<i>!ولی الان کجایی</i>

457
00:38:07,470 --> 00:38:09,990
<i>الان کجایی؟</i>

458
00:38:12,430 --> 00:38:15,930
<i>!برگرد</i>

459
00:38:28,270 --> 00:38:30,300
حال بابا الان بهتره؟

460
00:38:30,300 --> 00:38:33,760
چرا نمیذاره ببینمش؟

461
00:38:33,760 --> 00:38:38,140
.حال عالیجناب باید تا الان بهتره شده باشه

462
00:38:38,140 --> 00:38:41,800
مگه دیروز مامانت نگفت عالیجناب به چند روز استراحت ارومی نیاز دارن

463
00:38:41,800 --> 00:38:43,600
بعدش حالشون خوب میشه؟

464
00:38:43,600 --> 00:38:49,160
,ولی... وقتی برادر سیزدهمی داشت نوشتن یادم میداد

465
00:38:49,160 --> 00:38:52,670
شنیدم طبیب به مادر میگفت که

466
00:38:52,670 --> 00:38:55,110
.بیماری پدر خیلی خطرناکه

467
00:38:55,110 --> 00:38:58,510
!باید طب سوزنی رو روش انجام بده

468
00:38:58,510 --> 00:39:00,590
,سراغ ملکه رفتم تا ازش بپرسم

469
00:39:00,590 --> 00:39:03,560
اما اون بصورت مستقیم بهم گفت که

470
00:39:03,560 --> 00:39:05,760
,نباید به مادرم دراین مورد بگم

471
00:39:05,760 --> 00:39:09,520
.چون اون به زودی قراره بچه بدنیا بیاره

472
00:39:10,270 --> 00:39:12,610
,دو روز پیش، به دستور علیاحضرت

473
00:39:12,610 --> 00:39:16,470
,به فرهنگستان هانلی رفتم و ازشون خواستم تا مجموعه ی فرهنگستان رو پیدا کنن

474
00:39:16,470 --> 00:39:21,040
.و جلدهای "گلچینی از علل مختلف بیماری" درمورد خفگی سینه و بیماری قلبی رو کپی کنن
<i>[ شیونیانگ]</i>

475
00:39:21,040 --> 00:39:23,480
,از طریق دستیار مباشر ژائو از فرهنگستان هانلی

476
00:39:23,480 --> 00:39:26,060
.این وظیفه به این بچه محول شد

477
00:39:26,060 --> 00:39:28,050
.کپی کردن رو امروز تموم کرد

478
00:39:28,050 --> 00:39:30,750
.واسه همین اوردمش اینجا تا از انجام وظیفه معذور شه

479
00:39:30,750 --> 00:39:33,570
.علیاحضرت همین الان به تالار فونینگ واسه همراهی کردن عالیجناب رفتن

480
00:39:33,570 --> 00:39:36,190
.شاید امشب برنگرده

481
00:39:36,190 --> 00:39:40,910
.میتونی کپی هارو اینجا بذاری، و وقتی فردا علیاحضرت برگرده بهش اطلاع میدم

482
00:39:40,910 --> 00:39:44,970
.اگه باخوندنشون براش سوال پیش بیاد، یکیو واسه احضارت میفرستم

483
00:40:15,740 --> 00:40:18,490
.پدر بیماره

484
00:40:18,490 --> 00:40:21,000
.بابا خیلی بهم توجه میکنه

485
00:40:21,000 --> 00:40:23,870
.ولی تو گذاشتی عذاب بکشه

486
00:40:23,870 --> 00:40:27,560
.و من هیچ کمکی از دستم برنمیاد

487
00:40:27,560 --> 00:40:32,670
.خدایان بهشتی التماستون میکنم. بذارین بیماری بابارو من داشته باشم

488
00:40:32,670 --> 00:40:36,280
.حاضرم دوبرابرشو تحمل کنم، نه ده برابرشو

489
00:40:36,280 --> 00:40:39,900
.تموم درد بدن بابا رو میگیرم

490
00:40:39,900 --> 00:40:44,520
.خدایان و ارواح رو التماس میکنم تا درخواستمو قبول کنن

491
00:40:44,520 --> 00:40:49,010
,اگه بابا بهبود یابه

492
00:40:49,010 --> 00:40:53,940
.حتی اگه بمیرم، بازهم حاضرم

493
00:41:14,420 --> 00:41:16,150
کیه؟

494
00:41:19,070 --> 00:41:21,400
.من یکی از خواجه های قصرم که گمشده

495
00:41:21,400 --> 00:41:22,910
کیه؟

496
00:41:25,210 --> 00:41:26,970
کی اینجاست؟

497
00:41:50,610 --> 00:41:55,670
<i>[ شو لانتیائو]</i>

498
00:42:35,870 --> 00:42:37,650
<i>. . .اگه</i>

499
00:42:37,650 --> 00:42:40,290
<i>,اگه حال بابا بهتر شه</i>

500
00:42:40,290 --> 00:42:45,380
<i>.حتی اگه بمیرم، بازم حاضرم</i>

501
00:42:50,610 --> 00:42:56,020
.خدایان بهشتی ام به بابای دخترک کمک کنین تا حالش خوب شه

502
00:42:57,480 --> 00:43:02,080
.دخترش خیلی خوبه، خیلی دوستش داره

503
00:43:03,360 --> 00:43:08,690
.حتما ادم خوبیه

504
00:45:55,142 --> 00:46:05,142
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site
