﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

2
00:01:26,850 --> 00:01:30,090
<i>[ نغمه سرور صلح آمیز ]</i>

3
00:01:30,090 --> 00:01:33,070
<i>[5 قسمت]</i>

4
00:02:25,760 --> 00:02:27,880
بانوان، شما توسط ملکه مادر احضار شدین

5
00:02:27,880 --> 00:02:31,140
تا به قصر بیاین و کشاورزی و پرورش کرم ابریشم یاد بگیرین؟

6
00:02:31,140 --> 00:02:36,230
احضار شدیم تا پرورش کرم ابریشم و نخ  ریسی پارچه یاد بگیریم

7
00:02:36,230 --> 00:02:40,790
<i>این چیزیه که ملکه مادر سالهای ساله که بهمون آموزش میدن</i>

8
00:02:42,090 --> 00:02:44,470
رسوندن فرمان امپراطور سابق درمورد پیشرفت کشاورزی

9
00:02:44,470 --> 00:02:47,320
به افراد عمارت خودتون و مردم عادی

10
00:02:48,460 --> 00:02:50,500
<i>حتما براتون سخته</i>

11
00:03:24,260 --> 00:03:27,690
نزدیک بودن مثل کنار خورشید بودنه و دور بودن مثل خیره شدن به ابرهاست

12
00:03:27,690 --> 00:03:31,890
ثروتمند بدون غرور، مجلل بدون رنج و ناراحتی

13
00:03:31,890 --> 00:03:34,750
دخترم چی میخونی؟ سوار کالسکه شو

14
00:03:48,230 --> 00:03:49,990
<i> عصر تیانشنگ، سال هشتم]
[(سال 1030 امپراطوری چینی)</i>

15
00:03:49,990 --> 00:03:52,510
!آزمون نخبه ها در حال برگزاریه. مزاحم نشین

16
00:03:52,510 --> 00:03:57,900
بیا بریم. بیا برگردیم -
مامان. آزمون نخبه ها چیه؟ -

17
00:03:57,900 --> 00:04:01,210
آزمون نخبه ها زمانی برگزار میشه که همه ادیبانی که در آزمونهای استانی قبول شدن

18
00:04:01,210 --> 00:04:03,160
اینجا دور هم جمع میشن تا یه بار دیگه آزمون بدن

19
00:04:03,160 --> 00:04:07,380
اگه اینو قبول بشن میتونن به قصر برن و پسر خدایان رو ببینن

20
00:04:07,380 --> 00:04:10,380
اگه توی امتحان قبول بشن مقام بدست میارن

21
00:04:10,380 --> 00:04:15,020
متوجه شدم. استاد میخواد ما شعر امپراتور سابق رو به یاد داشته باشیم

22
00:04:15,020 --> 00:04:17,780
<i>وقتی مردی میخواد آرزوی خودش رو محقق کنه</i>
(اصرار به مطالعه اشعار" نوشته امپراطور ژنگ زونگ")

23
00:04:17,780 --> 00:04:21,580
<i>اون فقط باید پنج ادبیات باستانی رو با کوشش زیاد کنار پنجره مطالعه کنه
</i>  (در متن شعر اصلی "شش ادبیات باستانی" هست نه پنج)

24
00:04:23,790 --> 00:04:26,550
<i>[ سوالات آزمون ]</i>

25
00:04:33,470 --> 00:04:37,760
ادیب یان، این جوان درمورد سوال امتحانی سوال داره

26
00:04:37,760 --> 00:04:39,920
کدوم سوال؟

27
00:04:47,550 --> 00:04:51,950
طبق این تکلیف "سیکونگ" از "آیین های ژو" ناشی میشه
( وزیر کارهای عمومی ژولی - یکی از سه ادبیات باستانی آداب و رسوم ، که با سازمان دیوان سالاری کار می کند)

28
00:04:51,950 --> 00:04:54,770
ژنگ کانگ چنگ از خاندان هان شرقی هم اونو حاشیه نویسی کرده

29
00:04:54,770 --> 00:04:57,950
سیکونگ فعلی هم کشیدن نقشه قلمرو جهان رو مدیریت میکنه

30
00:04:57,950 --> 00:05:02,120
اما تنها کار سیکونگ از سلسله ژو نقشه کشی نبود
سیکونگ های سلسله های پیش از هان هر دو مدنی و نظامی بودند ، از نظر) (اقتدار بسیار گسترده بودند ، به عنوان مثال عنوان کائو کائو "سیکونگ

31
00:05:02,120 --> 00:05:08,340
بنابراین سیکونگ مسئول نقشه برداری از سلسله هان هست

32
00:05:08,340 --> 00:05:13,120
بخاطر همین کنجکاو بودم که آیا باید درمورد سیکونگ سلسله هان بنویسم یا ژو؟

33
00:05:15,440 --> 00:05:17,450
اسمت چیه؟

34
00:05:18,550 --> 00:05:21,900
شاگرد او یانگشیو
(با نام مردمی یونگ شیو)

35
00:05:24,330 --> 00:05:27,140
<i>پس بهم اجازه بده تا محافظ سه وزیر دربار</i>

36
00:05:27,140 --> 00:05:30,280
<i>در کنترل منحصر به فرد نقشه و زمین باشم</i>

37
00:05:33,700 --> 00:05:36,960
موضوعش کامل و تکمیله. پیچیدگی و جزئیاتش لایه به لایه کشف میشه

38
00:05:36,960 --> 00:05:39,960
پایانش مثل مجرائیه که به راحتی شکل گرفته درست مثل آبشاری که به پایین میریزه
(پایانش موفقیت آمیزه)

39
00:05:39,960 --> 00:05:43,830
بالاخره اشاره میکنه که درسته سلسله قبلی مقامات بلند پایه ای داشت ولی هیچکدوم درست آماده نشده بودن

40
00:05:43,830 --> 00:05:47,350
در سلسله جاری، سیکونگ مسئول نقشه برداری از قلمرو هست

41
00:05:47,350 --> 00:05:51,700
و غرور قلمرو ولیعهد رو نشون میده

42
00:05:51,700 --> 00:05:56,550
وقتی این سوال رو دیدم احساس کردم نقضی داره

43
00:05:56,550 --> 00:05:59,090
عنوان سیکونگ از "آیین های ژو" نشات گرفته شده

44
00:05:59,090 --> 00:06:01,760
ولی تفسیر و شرح تفسیر از انجمن علمی  ای در اواخر سلسله هان یا غربی میاد

45
00:06:01,760 --> 00:06:05,640
<i>حالا باید درمورد کدوم سیکونگ بنویسن؟</i>

46
00:06:05,640 --> 00:06:10,170
بین تمام ادیبان فقط اون فرد متوجه این اشتباه شد

47
00:06:10,170 --> 00:06:16,040
استاد، شما همیشه گفتین این آزمون درباری برای انتخاب با استعدادترین ادیب کشوره

48
00:06:16,040 --> 00:06:19,810
همچین استعدادی، حتی اگه ادبیاتهای باستانی رو حفظ باشه کافی نیست

49
00:06:19,810 --> 00:06:24,380
<i>باید قلبش برای کشور بتپه، با امور رایج کشور آشنا باشه و بتونه دقیق تجزیه و تحلیلشون کنه</i>

50
00:06:24,380 --> 00:06:28,280
من هنوزم نمیتونم استانداردهای آزمون رو عوض کنم

51
00:06:28,280 --> 00:06:32,940
ولی با این سوال، استاد، میتونین به طور کامل استعداد واقعی رو تشخیص بدین

52
00:06:34,800 --> 00:06:37,180
عالیجناب. دارین زیاد از من تعریف میکنین

53
00:06:39,190 --> 00:06:41,300
<i>[ جیانگنان ]</i>

54
00:06:41,300 --> 00:06:44,320
<i>او یانگشیو، متولد سال چهار در منطقه جینگده
(منطقه ژنگ زونگ، سال 1007 چینی)</i>

55
00:06:44,320 --> 00:06:47,970
حتی بیست و سه سالشم نشده

56
00:06:47,970 --> 00:06:52,380
خوبه، خوبه، این خوبه

57
00:06:52,380 --> 00:06:55,280
<i>وانگ یائوچن از انجمن جیشیان</i>

58
00:06:55,280 --> 00:06:58,170
<i>و هان چی اجازه شرف یابی میخوان</i>

59
00:06:58,170 --> 00:06:59,720
بذار بیان

60
00:07:21,890 --> 00:07:25,670
فرد با استعداد، چهره ای پر از شادی داری پس آزمونت رو به خوبی دادی

61
00:07:25,670 --> 00:07:27,490
لطفا یه نگاهی بندازین

62
00:07:28,490 --> 00:07:39,400
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

63
00:07:40,400 --> 00:07:43,460
از این لباس خاص خوشتون اومده؟

64
00:07:44,620 --> 00:07:47,880
این گرونترین لباس این مغازه ـست

65
00:07:51,510 --> 00:07:53,210
<i>جناب ادیب خیالتون خیلی راحته</i>

66
00:07:53,210 --> 00:07:55,640
<i>حتما نمره آزمونتون خیلی خوب شده</i>

67
00:07:55,640 --> 00:07:57,490
چرا وقتی وارد سالن سلطنتی میشین اینو نپوشین؟

68
00:07:57,490 --> 00:07:59,630
شاید شما بالاترین نمره رو بگیرین

69
00:07:59,630 --> 00:08:01,630
!و مغازه من مغازه ای میشه که لباس برنده نفر اول رو تهیه کرده

70
00:08:01,630 --> 00:08:05,840
اگه این اتفاق بیوفته من کل پولتون رو پس میدم

71
00:08:05,840 --> 00:08:08,470
!و بهتون چندتا لباس دیگه هم هدیه میدم

72
00:08:25,260 --> 00:08:31,710
<i>[ لباس نفر اول]</i>

73
00:08:31,710 --> 00:08:34,230
یان شو سوال آزمون امسال رو اعلام میکنه

74
00:08:34,230 --> 00:08:36,720
و برای عالیجناب بسیار خوشنودکننده بود

75
00:08:37,510 --> 00:08:41,100
کسی که نفر اول شده "او یانگشیو" هست

76
00:08:41,100 --> 00:08:43,850
<i>که خیلی جوونه</i>

77
00:08:45,030 --> 00:08:49,750
او یانگشیو کمی معروف شده

78
00:08:50,930 --> 00:08:55,030
!سه بار در آزمون شرکت کرده و دوبار رد شده

79
00:08:55,030 --> 00:08:58,540
ولی این بار نفر اول شده

80
00:08:58,540 --> 00:09:03,390
فکر میکنم کاملا مناسب درک ادیب یانه

81
00:09:04,490 --> 00:09:06,780
این او یانگشیو شعر های مصرعی میگه

82
00:09:06,780 --> 00:09:10,940
تازگیا خواننده های میخانه

83
00:09:10,940 --> 00:09:14,480
شعر های اون رو هم میخونن

84
00:09:15,910 --> 00:09:18,840
ادیب یان هم شعر گفتن رو دوست داره

85
00:09:19,850 --> 00:09:24,910
اون او یانگشیو رو به عنوان بالاترین نمره آزمون استانی انتخاب کرد

86
00:09:24,910 --> 00:09:28,790
و یه نفر دیگه به اسم ژانگ شیان رو هم که بخاطر سخنرانی مشهوره رو هم انتخاب کرد

87
00:09:28,790 --> 00:09:31,890
سخنرانی کردن واقعا ویژگی خوبیه

88
00:09:31,890 --> 00:09:36,100
ولی من شنیدم او یانگشیو دوست داره با آواز

89
00:09:36,100 --> 00:09:39,440
و با صدای رسا سخنرانی پرزرق و برق بکنه

90
00:09:39,440 --> 00:09:42,150
اگه درنهایت اون اولین فارغ التحصیل آزمون درباری بشه

91
00:09:42,150 --> 00:09:44,630
مستقیم به کنسولگری میره

92
00:09:44,630 --> 00:09:49,020
<i>درست مثل هان چی و وانگ یائوچن خیلی نزدیک عالیجناب راه میرفت</i>

93
00:09:49,020 --> 00:09:52,970
اگه اون موقع

94
00:09:53,680 --> 00:09:56,790
چند خط از شعر

95
00:09:56,790 --> 00:09:59,010
<i>"سرخ شدن چهره نرم و لطیف"</i>

96
00:09:59,010 --> 00:10:02,020
یا اون شعر عاشقانه دیگه درمورد "کمر ظریف و باریک" رو بخونه

97
00:10:02,020 --> 00:10:05,940
و عالیجناب رو مجبور کنه که پنهانی بانوانی رو ملاقات کنه

98
00:10:05,940 --> 00:10:08,410
!اینطوری دیگه عالی نمیشه

99
00:10:09,410 --> 00:10:16,190
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

100
00:10:17,190 --> 00:10:19,730
<i>تو هم صحبت خوبی هستی</i>

101
00:10:19,730 --> 00:10:21,910
امروز چی شده؟

102
00:10:22,770 --> 00:10:25,310
تو بگو. امروز چی شده؟

103
00:10:26,040 --> 00:10:30,230
بعد از آزمون استانی خیلی از سخنرانی ها و اشعار برنده، او یانگشیو

104
00:10:30,230 --> 00:10:32,730
دارن بین مردم در پایتخت پخش میشن

105
00:10:32,730 --> 00:10:37,120
بعضی از بانوان قصر دارن اونا رو رونویسی یا با آواز میخوننشون

106
00:10:37,120 --> 00:10:40,470
اشعار او یانگشیو رو تقلید میکنن

107
00:10:40,470 --> 00:10:43,610
و امروز توسط مباشر رن توبیخ شدن

108
00:10:44,920 --> 00:10:48,830
سلسله ما بر پایه خوندن داستان و ادبیات بانوان هم ساخته شده

109
00:10:48,830 --> 00:10:54,400
رونویسی بانوان قصر از روی اشعار عالی چه ایرادی داره؟

110
00:10:54,400 --> 00:10:56,550
ملکه مادر گفتن

111
00:10:56,550 --> 00:10:59,020
...شعرهای او یانگشیو خیلی

112
00:10:59,020 --> 00:11:02,340
گستاخانه، سبک ـن و جدی نیستن

113
00:11:05,550 --> 00:11:08,400
در واقع اون اشعار عاشقانه میگه

114
00:11:08,400 --> 00:11:09,420
...ولی

115
00:11:09,420 --> 00:11:12,870
عالیجناب ما هیچ شعر ناشایسته ای رونویسی نکردیم

116
00:11:12,870 --> 00:11:14,520
...ما

117
00:11:17,780 --> 00:11:23,100
عالیحناب، اجازه بدین مائوزی شام عالیجناب رو بیاره

118
00:11:37,200 --> 00:11:40,030
این لباس نفر اول بیشتر بهم نمیاد؟

119
00:11:40,030 --> 00:11:43,010
ببین! رنگشو

120
00:11:43,010 --> 00:11:46,300
<i>!اندازش خیلی مناسب منه</i>

121
00:11:48,330 --> 00:11:51,900
وانگ گونگشو مگه این لباس من نیست؟

122
00:11:51,900 --> 00:11:54,760
چرا لباس منو دزدیدی و پوشیدی؟ -
!او یانگشیو -

123
00:11:54,760 --> 00:11:56,350
<i>تو حتما نفر اول میشی</i>

124
00:11:56,350 --> 00:11:59,490
این لباس نفر اول رو میپوشم تا شانس بیارم

125
00:11:59,490 --> 00:12:03,260
!شاید با این رتبه ـم بالاتر بره

126
00:12:14,920 --> 00:12:18,670
<i>معتقدم مقاله دادخواهی او یانگشیو</i>

127
00:12:18,670 --> 00:12:23,180
<i>تجزیه تحلیل جسورانه و جدیدی داره</i>

128
00:12:23,180 --> 00:12:25,180
<i>نوشته قوی ایه</i>

129
00:12:25,180 --> 00:12:28,020
<i>کنایات تماشایی ای بکار برده و قافیه ها بخوبی ساخته شده</i>

130
00:12:28,020 --> 00:12:30,840
هیچکس دیگه ای به اندازه اون ممتاز نیست

131
00:12:31,450 --> 00:12:35,820
با اینحال من گفتار او یانگشیو که

132
00:12:35,820 --> 00:12:39,070
تسلط فراوانی داره رو درک میکنم ولی تهذیب مناسبی نداره

133
00:12:39,070 --> 00:12:41,150
<i>مقاله خوبی ست</i>

134
00:12:41,150 --> 00:12:44,990
ولی نه به اندازه مقاله نفر اول

135
00:12:44,990 --> 00:12:47,950
ظاهرا ممکنه به اندازه کافی خوب بنظر نیاد

136
00:12:47,950 --> 00:12:50,730
...اما ساختارش نثر مستقیمه که در ادبیات باستانی استفاده میشه، این

137
00:12:50,730 --> 00:12:54,850
این مقاله وانگ گونگشو بسیار خوبه

138
00:12:57,820 --> 00:13:02,250
پیشرفته و قابل توجه نیست ولی آرامش پایه داره

139
00:13:02,250 --> 00:13:04,370
من دوسش دارم

140
00:13:05,140 --> 00:13:08,980
وانگ گونگشو رعیت زاده ست

141
00:13:08,980 --> 00:13:10,930
ولی اون برای مطالعه کردن تلاش کرده

142
00:13:10,930 --> 00:13:14,560
و در این سن کم، شعر و استدلالش همه درجه یک هستن

143
00:13:14,560 --> 00:13:18,400
<i>اون الگویی برای ادیبانیه که در خانواده های فقیر بدنیا میان</i>

144
00:13:18,400 --> 00:13:22,190
و لو هانگ کلمات تندی مینویسه ولی استدلال های یک پارچه ای داره

145
00:13:22,190 --> 00:13:25,150
اون استعداد مناسبی برای حکومته

146
00:13:28,100 --> 00:13:30,840
خوبه. فکر میکنم

147
00:13:30,840 --> 00:13:34,210
وانگ گونگشو نفر اول و لو هانگ نفر دوم هستن

148
00:13:34,210 --> 00:13:36,210
<i>(اشعار او یانگشیو توسط خادمان  پادشاه رو نویسی شدن</i>

149
00:13:36,210 --> 00:13:38,340
<i>اشعار او یانگشیو؟</i>

150
00:13:38,340 --> 00:13:42,040
توسط افراد قصر ملکه مادر رونویسی شدن

151
00:13:44,880 --> 00:13:47,210
بله منم گیج شدم

152
00:13:47,210 --> 00:13:50,560
<i>خیلی خوشحال بودم که فرد بااستعدادی مثل او یانگشیو رو دیدم</i>

153
00:13:50,560 --> 00:13:54,100
ولی نثر گستاخانه اون

154
00:13:54,100 --> 00:13:56,240
اگه ملکه مادر از این بعنوان قدرت نفوذش

155
00:13:56,240 --> 00:13:59,590
برای انتخاب پست های برجسته استفاده کنه

156
00:13:59,590 --> 00:14:03,680
!نفر اول که هیچ، ممکنه مردود بشه

157
00:14:03,680 --> 00:14:08,620
امروز جایگاه اول و دوم نشد. نفر چهارم شده

158
00:14:09,930 --> 00:14:12,020
براش مناسبتره

159
00:14:12,020 --> 00:14:16,210
<i>ادیب نفر اول جوانه، فقط نوزده سالشه و خوش چهره ست</i>

160
00:14:16,210 --> 00:14:21,540
کنجکاوم کدوم وزیر به عنوان داماد انتخابش میکنه

161
00:14:22,990 --> 00:14:26,720
اول میخواستم او یانگشیو رو نفر اول انتخاب کنم

162
00:14:26,720 --> 00:14:30,440
ولی مباشر رن بهم گفت که ملکه مادر اونو دوست ندارن

163
00:14:30,440 --> 00:14:32,450
بخاطر همین یه نفرو برای تحقیق درموردش گذاشتم

164
00:14:32,450 --> 00:14:36,030
فهمیدم که اون واقعا کمی کاستی داره

165
00:14:36,030 --> 00:14:40,940
<i>به میخانه ها میره و اشعار آزادی خواهیش به طور گسترده ای پخش شده</i>

166
00:14:40,940 --> 00:14:42,680
این جرم بزرگی نیست

167
00:14:42,680 --> 00:14:45,510
اما بنظرم کاملا مناسب نیست

168
00:14:45,510 --> 00:14:49,170
<i>نفر اول الگوییه برای همه ادیبان دنیا</i>

169
00:14:49,170 --> 00:14:51,710
<i>فقط درمورد استعداد ادبی نیست</i>

170
00:14:54,120 --> 00:14:57,110
الان نفر اول جوان ـه

171
00:14:57,110 --> 00:15:00,390
و خونوادش فقیرن ولی اون جاه طلبیشو حفظ کرده

172
00:15:00,390 --> 00:15:03,300
<i>الگویی برای تمام ادیبانه</i>

173
00:15:04,440 --> 00:15:08,820
<i>نفر اول جوان، پر از حس نشاط و پیشرفت</i>

174
00:15:08,820 --> 00:15:11,300
<i>مثل شروع یه روز میمونه</i>

175
00:15:11,300 --> 00:15:16,480
چن به معنی صبح پس من بهش اسم جدید "گونگچن" میدم

176
00:15:18,730 --> 00:15:20,570
خیلی خوبه

177
00:15:21,550 --> 00:15:26,760
نفر اول، شما اونی رو که یان شو انتخاب کرده بود انتخاب نکردین

178
00:15:26,760 --> 00:15:30,400
شما همونطور که دوست داشتین یه جوان رو انتخاب کردین

179
00:15:32,190 --> 00:15:34,740
!بسیار عالیه

180
00:15:40,480 --> 00:15:44,590
درخواست بازدید از خونه شو رو داریم

181
00:15:46,410 --> 00:15:50,590
<i>!خونه نفر اول آزمون درباری، وانگ گونگچن</i>

182
00:15:51,390 --> 00:15:53,060
نفر اول؟

183
00:15:54,050 --> 00:15:58,700
"وانگ گونگچن؟"
<i>(وانگ گونگچن با نام مردمی جانکوانگ)</i>

184
00:15:59,700 --> 00:16:19,440
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

185
00:16:20,440 --> 00:16:23,160
<i>[ لباس نفر اول]</i>

186
00:16:45,300 --> 00:16:46,760
<i>بیا، اینجا</i>

187
00:16:46,760 --> 00:16:48,850
<i>شما نمره بالا گرفتین و مغازه ما هم متبرک شده</i>

188
00:16:48,850 --> 00:16:51,250
<i>نفر اول توی مغازه ما هست</i>

189
00:16:51,250 --> 00:16:52,900
!عجب افتخاری

190
00:16:56,410 --> 00:16:58,650
پولشو داده؟ -
بله داده -

191
00:16:58,650 --> 00:17:01,650
یانگشو -
!برگشتی -

192
00:17:03,700 --> 00:17:06,420
کجا رفتی اینقدر مست کردی؟

193
00:17:06,420 --> 00:17:09,740
صدراعظم شوئه، شوئه کوی، منو دعوت کرد

194
00:17:09,740 --> 00:17:12,230
بسختی میشه مهمان نوازی عالیشو قبول نکرد

195
00:17:12,230 --> 00:17:14,210
..اون..اون

196
00:17:14,210 --> 00:17:16,970
میخواست با دخترش ازدواج کنی مگه نه؟

197
00:17:18,590 --> 00:17:20,310
نه فقط این

198
00:17:20,310 --> 00:17:24,370
یانگشو ،ازم پرسید میدونم

199
00:17:24,370 --> 00:17:27,090
تو ازدواج کردی یا نه

200
00:17:27,090 --> 00:17:29,700
<i>عاشق اشعارت شده</i>

201
00:17:29,700 --> 00:17:32,150
با تشکر از صدراعظم شوئه

202
00:17:32,150 --> 00:17:34,360
ولی متاسفانه

203
00:17:34,360 --> 00:17:38,230
وقتی به پایتخت میومدم برای مامانم نوشتم که

204
00:17:38,230 --> 00:17:42,360
تا از دختر ادیب شو یان خواستگاری کنه

205
00:17:42,360 --> 00:17:44,600
و ادیب یان هم قبول کرده

206
00:17:45,190 --> 00:17:48,880
چقدر بد
!چقدر دلم سوخت

207
00:17:48,880 --> 00:17:50,940
در منطقه تیانشنگ

208
00:17:52,260 --> 00:17:54,450
چهار بار توی آزمون رد شدم

209
00:17:56,210 --> 00:17:59,750
ادیب شو نه تنها ازم نا امید نشد

210
00:17:59,750 --> 00:18:05,690
بلکه منو به یه سفر برد تا درمورد شعر و نثر باهم بحث کنیم و دوستای خوبی شدیم

211
00:18:05,690 --> 00:18:07,640
معتقدم این بار

212
00:18:07,640 --> 00:18:11,320
اجازه میده دخترش باهام ازدواج کنه

213
00:18:11,320 --> 00:18:15,480
اجازه میده دختر کوچیکش با دوستش او یانگشیو ازدواج کنه

214
00:18:15,480 --> 00:18:19,730
اینطوری نیست که برام نقشه کشیده باشه، او یانگشیو بارها برای آزمونها ثبت نام کرده

215
00:18:19,730 --> 00:18:22,010
این هرج و مرج داماد پیدا کردن بعد آزمون ها

216
00:18:22,010 --> 00:18:24,010
!باید ردشون کنم

217
00:18:36,887 --> 00:18:56,887
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

218
00:19:02,630 --> 00:19:06,320
<i>(عمارت سائو)</i>

219
00:19:07,230 --> 00:19:09,310
چرا چینگرو و یوهو هنوز نیومدن؟

220
00:19:09,310 --> 00:19:12,360
چینگرو آخرین بار ازم خواست بهش یاد بدم شراب درست کنه

221
00:19:12,360 --> 00:19:15,180
پدرم نفر اول آزمون وانگ گونگچن رو دعوت کرده

222
00:19:15,180 --> 00:19:17,600
که برای گفتگو درمورد شعر و نثر به خونمون بیاد

223
00:19:17,600 --> 00:19:22,870
<i>ولی درواقع میخوان مقدمات ازدواج خواهر سومم رو درست کنن</i>

224
00:19:22,870 --> 00:19:26,170
<i>و معلومه که خواهرم باید میموند و نگاه میکرد</i>

225
00:19:26,170 --> 00:19:29,860
و پنجمین خواهرمم همیشه همراه اونه

226
00:19:29,860 --> 00:19:32,000
پس اونم همراش مونده

227
00:19:32,000 --> 00:19:35,080
وانگ گونگچن فقط نوزده سالشه

228
00:19:35,080 --> 00:19:38,880
شنیدم جوانترین نفر اول آزمون توی سلسله ـمونه

229
00:19:38,880 --> 00:19:41,430
<i>نمیدونم چه شکلیه</i>

230
00:19:41,430 --> 00:19:42,990
خیلی نگرانش نباش

231
00:19:42,990 --> 00:19:45,110
مطمئنم به اندازه سو زیمی خوش چهره نیست

232
00:19:45,110 --> 00:19:47,980
چرا با اون مقایسه ـش میکنی؟
[ دختر دو یان، دو یوهنگ ]

233
00:19:47,980 --> 00:19:50,220
اون نفر اول فارغ التحصیلاست

234
00:19:50,220 --> 00:19:52,050
..اون

235
00:19:52,670 --> 00:19:55,280
وقتی آزمون میداده

236
00:19:55,280 --> 00:19:57,950
احتمالا حتی پیش نویس هم نمینویسه

237
00:19:57,950 --> 00:20:00,180
درسته ولی بازم قبول نشد

238
00:20:00,180 --> 00:20:03,460
!میتونی از عمو دو بخوای همه رتبه برتر ها رو بهت هدیه بده

239
00:20:03,460 --> 00:20:07,060
برو بابا، کی اونا رو خواست؟

240
00:20:08,150 --> 00:20:11,010
ولی تو به سو زیمی اهمیت میدی

241
00:20:12,080 --> 00:20:14,570
اگه اون قبول بشه باهاش ازدواج میکنی

242
00:20:14,570 --> 00:20:17,820
اگرم قبول نشه تو همراهش میمونی

243
00:20:17,820 --> 00:20:19,490
!تو

244
00:20:20,840 --> 00:20:22,730
!زبون تیزی داری

245
00:20:22,730 --> 00:20:26,400
میبینم چطور شوهرت بدبخت میشه

246
00:20:26,400 --> 00:20:30,880
شوهر آینده ـم خودش رو وقف جاودانه شدنش کرده. مطمئنم بسیار فرد آرامی ـه

247
00:20:30,880 --> 00:20:37,020
چه از نظرش نرم و لطیف باشم چه زبون تیزی داشته باشم اهمیتی نمیده

248
00:20:37,020 --> 00:20:40,290
قرار این ازدواج از زمان پدربزرگاتون گذاشته شده

249
00:20:40,290 --> 00:20:42,560
حتی اون موقع بدنیا نیومده بودی

250
00:20:42,560 --> 00:20:45,250
الان اون فقط میخواد راهب بشه
<i>[ دختر یان شو, یان شینگسو]</i>

251
00:20:45,250 --> 00:20:49,390
پدرمادر نمیتونن این ازدواج رو رد کنن؟

252
00:20:49,390 --> 00:20:51,940
<i>با پیشینه، استعداد و چهره دانشو</i>

253
00:20:51,940 --> 00:20:54,830
!هرکی باهاش ازدواج کنه خوشبخت میشه

254
00:20:54,830 --> 00:20:58,450
ولی اون لی ژن؟ اون فقط به تزکیه برای موجودی آسمانی تر شدن فکر میکنه
(تزکیه : پاک کردن نفس)

255
00:20:58,450 --> 00:21:00,730
چرا اصلا ازدواج کرده؟

256
00:21:01,360 --> 00:21:04,250
نمیخواست ازدواج کنه

257
00:21:04,250 --> 00:21:08,190
پدرمادرش مجبورش کردن

258
00:21:08,190 --> 00:21:12,040
فراموشش کنین. حداقل کسی که داره تزکیه میکنه خشن و بد دهن نیست

259
00:21:12,040 --> 00:21:14,730
و در بدترین حالت به من بی محلی میکنه

260
00:21:14,730 --> 00:21:20,290
درواقع عالیه. درهرحال که نمیتونستم با کسی که دوسش دارم ازدواج کنم

261
00:21:20,290 --> 00:21:21,360
<i>[ دختر شوئه کوی، شوئه یوشی]</i>

262
00:21:21,360 --> 00:21:24,500
با کسی که دوسش داری ازدواج نمیکنی؟

263
00:21:26,500 --> 00:21:31,160
منظورت اینه که یکیو داری؟

264
00:21:35,080 --> 00:21:37,780
امکان نداره

265
00:21:37,780 --> 00:21:40,450
ما با هم بزرگ شدیم

266
00:21:40,450 --> 00:21:43,630
!تاحالا ندیدم از یکی خوشت بیاد

267
00:21:43,630 --> 00:21:47,500
اگه از کسی خوشت میاد میتونی به ارباب بگی

268
00:21:47,500 --> 00:21:50,880
شاید با اون ازدواج مخالفت کرد

269
00:21:51,970 --> 00:21:56,100
من کسیو دوست ندارم کجا بود اصن؟

270
00:21:59,300 --> 00:22:04,170
اگه باشه، باید توی آسمون باشه

271
00:22:04,170 --> 00:22:06,810
حتی نمیتونم بهش دست بزنم

272
00:22:07,990 --> 00:22:13,530
"خورشید از شرق طلوع میکنه و به کل فوسانگ میتابه"
(از مجموعه اشعار جیوگ - نُه شعر)

273
00:22:25,500 --> 00:22:27,220
زود باش زود باش

274
00:22:28,220 --> 00:22:33,270
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

275
00:22:34,270 --> 00:22:35,980
شاهزاده ششم

276
00:22:37,520 --> 00:22:39,110
عجله کن

277
00:22:47,140 --> 00:22:49,750
<i>(میائو شین هه)</i>

278
00:22:54,950 --> 00:22:59,320
<i>[ اولین سال دوران مینگدائو - (سال 1032 چینی)]</i>

279
00:22:59,320 --> 00:23:03,500
<i>[ صلح دوردست]</i>

280
00:23:11,060 --> 00:23:14,970
!عجله کن! به مباشر رن اطلاع بدین. میخوام ملکه مادر رو ببینم

281
00:23:21,120 --> 00:23:24,630
ملکه مادر، اگرچه لی شان رونگ  از بیماری بی حسی قفسه سینه رنج میبرن

282
00:23:24,630 --> 00:23:27,540
ولی من همیشه ایشونو با درمان های زیاد درمان میکردم

283
00:23:27,540 --> 00:23:31,050
<i>!ولی این دفعه، بیماری یهویی حمله کرده و ایشون غش کردن</i>

284
00:23:31,050 --> 00:23:34,520
<i>دکتر دربار وانگ و من راه های متنوعی رو امتحان کردیم</i>

285
00:23:34,520 --> 00:23:36,800
<i>ولی نتونستیم شان رونگ لی رو بهوش بیاریم</i>

286
00:23:36,800 --> 00:23:42,780
الان فقط با جینسینگ هزار ساله زنده نگهش داشتیم
من نالایقم

287
00:23:42,780 --> 00:23:46,600
ملکه مادر باید منو مجازات کنن

288
00:23:54,220 --> 00:23:58,050
امروز دربار سلطنتی دستور جدیدی میده

289
00:23:58,840 --> 00:24:03,380
اجازه میدم شان رونگ لی به عنوان صیغه درباری چن معرفی بشه

290
00:24:04,170 --> 00:24:05,810
شوژونگ

291
00:24:05,810 --> 00:24:06,990
بله

292
00:24:06,990 --> 00:24:10,690
به سالن فانینگ برو و به عالیجناب اطلاع بده

293
00:24:10,690 --> 00:24:12,550
چشم

294
00:24:12,550 --> 00:24:16,120
شان رونگ لی امپراطور قبلی بشدت بیمارن

295
00:24:17,120 --> 00:24:20,950
تحت درمان شدیدی هستن ولی ترس زنده نموندنش هست

296
00:24:22,150 --> 00:24:25,030
<i>من و اون سالها همدیگه رو دوست داشتیم</i>

297
00:24:25,030 --> 00:24:27,780
الان احساس وحشت دارم

298
00:24:30,390 --> 00:24:32,330
جلسه سال جدید

299
00:24:32,330 --> 00:24:36,490
این رویداد همه ساله با حضور ملل مختلف برگزار میشه و نباید خللی در برگزاریش بوجود بیاد

300
00:24:36,490 --> 00:24:42,690
امروز، امیدورام عالیجناب بتونن تنهایی برگزارش کنن

301
00:24:43,790 --> 00:24:46,490
من نمیتونم برم

302
00:24:49,680 --> 00:24:54,320
این.. دقیقا همینا رو به عالیجناب بگم؟

303
00:24:56,910 --> 00:25:02,240
فکر میکنی.. جایی رو اشتباه گفتم؟

304
00:25:02,240 --> 00:25:04,120
چرا اشتباه باشه؟

305
00:25:04,120 --> 00:25:07,090
الان به سالن فانینگ میرم و مو به موی حرفاتونو میگم

306
00:25:07,090 --> 00:25:09,160
به عالیجناب گزارش کامل میدم

307
00:25:10,160 --> 00:25:25,800
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

308
00:25:26,800 --> 00:25:30,830
عالیجناب، مباشر رن درخواست ملاقات برای موضوعی فوری رو داره

309
00:25:34,570 --> 00:25:38,800
عالیجناب -
ملکه مادر راهنمایی جدیدی دارن؟ -

310
00:25:40,160 --> 00:25:43,330
ملکه مادر فرمودن در رویداد دربار سال جدید

311
00:25:43,330 --> 00:25:45,330
حضور پیدا نمیکنن

312
00:25:48,150 --> 00:25:49,970
اتفاقی افتاده؟

313
00:25:53,970 --> 00:25:56,960
شان رونگ لی بشدت بیمارن

314
00:26:03,970 --> 00:26:06,000
<i> هیئر چی میخوای؟</i>

315
00:26:06,000 --> 00:26:08,460
میخوام شاهزاده ششم رو همراهی کنم

316
00:26:10,030 --> 00:26:12,360
برو و همراهیش کن

317
00:26:12,360 --> 00:26:15,050
به یه نفر برای همراهی نیاز داره

318
00:26:15,550 --> 00:26:21,340
اینطوریه که اگه امروز برای مدتی کوتاه همراهیش کنی

319
00:26:21,340 --> 00:26:24,720
میتونی توی زندگی هم همراهیش کنی؟

320
00:26:55,420 --> 00:26:59,730
در جلسه دربار سال جدید. همه ملت ها حضور دارن

321
00:26:59,730 --> 00:27:02,330
نباید خللی در برگزاریش بوجود بیاد

322
00:27:03,610 --> 00:27:05,720
جلسه دربار سال جدید

323
00:27:05,720 --> 00:27:08,930
همه ملت ها حضور دارن

324
00:27:08,930 --> 00:27:11,600
نباید خللی در برگزاری بوجود بیاد

325
00:27:15,280 --> 00:27:17,200
عالیجناب

326
00:27:28,140 --> 00:27:30,060
تاجمو بذارین

327
00:27:45,805 --> 00:28:05,805
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

328
00:28:10,400 --> 00:28:11,780
<i>تعظیم کنید</i>

329
00:28:11,780 --> 00:28:14,580
<i>[ تدبیر ابدی ]</i>

330
00:28:35,020 --> 00:28:39,100
ادای احترام به شاهزاده جینگ

331
00:28:54,700 --> 00:28:57,280
<i>به محض بدنیا امدن عالیجناب </i>

332
00:28:57,280 --> 00:29:00,700
<i> لانهویی قبل از اینکه از اتاق لیو بیرون بره</i>

333
00:29:00,700 --> 00:29:06,220
<i>هرگز نتونست بچه خودشو در آغوش بگیره</i>

334
00:29:06,220 --> 00:29:11,190
<i> و عالیجناب وارث بزرگ آواز عالی ای شدن که در لیو بدنیا اومد </i>

335
00:29:11,190 --> 00:29:15,480
<i> در حالیکه لانهویی فقط یک خدمتکار ساده قصر بود </i>

336
00:29:15,480 --> 00:29:18,250
<i> که هیچ ارتباطی با شاهزاده جوان نداشت </i>

337
00:29:19,040 --> 00:29:22,580
<i>روزی که عالیجناب به تخت نشتن اون مثل بقیه همسران و صیغه ها بود</i>

338
00:29:22,580 --> 00:29:24,970
<i>!اون به شما ادای احترام کرد </i>

339
00:29:25,710 --> 00:29:28,260
<i>معنی فضیلت احترام به پدر و مادر چیست؟</i>

340
00:29:28,260 --> 00:29:32,030
<i>کنفوسیوس گفته تا زمانی که والدین زنده ان باهاشون با نهایت ادب برخورد کنین</i>

341
00:29:32,030 --> 00:29:36,820
<i>زمانی که مُردن با نهایت ادب دفنشون کنین و با نهایت ادب براشون قربانی کنین</i>

342
00:30:14,700 --> 00:30:17,900
<i>امپراطور جام دوم شراب رو بالا ببرن</i>

343
00:30:20,160 --> 00:30:23,530
<i>!شهد شیرین رو براشون آماده کنین</i>

344
00:30:54,500 --> 00:30:57,930
عالیجناب به ما اجازه نزدیک شدن ندادن و من از دور منتظر بودم
(یانگ هواایمین)

345
00:30:57,930 --> 00:31:01,830
دیدم که عالیجناب بعد از دو زمان چایی اصلا تکون نخوردن
(هر زمان چایی برابر با سی دقیقه ست)

346
00:31:01,830 --> 00:31:05,860
<i>من خیلی نگران بودم و جرئتمو جمع کردم که به بالای پل برم</i>

347
00:31:05,860 --> 00:31:09,940
فقط دو قدم رفتم که عالیجناب فریاد زدن بایست

348
00:31:09,940 --> 00:31:12,260
<i>..میخواستم دلیلمو توضیح بدم</i>

349
00:31:12,260 --> 00:31:14,920
اما اعلیحضرت اجازه ندادن

350
00:31:14,920 --> 00:31:18,150
بطری شراب شیشه ای نزدیکشون رو به طرف من انداختن

351
00:31:18,150 --> 00:31:21,580
<i>گفتن اگه کسی جرئت داره یه قدم دیگه به پل نزدیک بشه</i>

352
00:31:21,580 --> 00:31:24,270
<i>خودشون رو توی رودخونه میندازن</i>

353
00:31:24,270 --> 00:31:26,300
عالیجناب، تمام این سالها

354
00:31:26,300 --> 00:31:30,160
مهم نبود خدمتکارا چه اشتباهی میکردن ایشون هیچوقت با ما بدرفتاری نمیکردن

355
00:31:30,160 --> 00:31:34,640
ولی من اونقدر باعث عصبانیت عالیجناب شدم که اونطوری با عصبانیت به طرفم چیزی پرت کردن

356
00:31:34,640 --> 00:31:38,470
بخاطر همین اگه منو توی دریاچه ای یخ زده بندازین تا غذای ماهی ها بشم لیاقتشو دارم

357
00:31:38,470 --> 00:31:42,120
<i>...من فقط نگرانم و میترسم که</i>

358
00:31:42,690 --> 00:31:45,570
!ملکه مادر، من میرم شاهزاده ششم رو ببینم

359
00:31:45,570 --> 00:31:49,360
<i>پس پای چیزی که صبح ازت پرسیدم میمونی؟</i>

360
00:32:02,300 --> 00:32:06,140
ملکه مادر، نزدیک آب هوا سرده

361
00:32:06,140 --> 00:32:08,020
شاهزاده ششم از بچگی ضعیف بودن

362
00:32:08,020 --> 00:32:12,190
دوساعته که اونجاست و مریض میشه

363
00:32:13,190 --> 00:32:21,930
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

364
00:32:22,930 --> 00:32:27,550
این دستوریه که شان رونگ لی رو صیغه چن میکنه

365
00:32:27,550 --> 00:32:29,480
<i>چنگ لین اینو نوشته</i>

366
00:32:29,480 --> 00:32:34,330
لو یی جیان و یان شو هردو بهش اضافه شدن

367
00:32:34,330 --> 00:32:36,780
<i>و منم بهش چند کلمه ای اضافه کردم</i>

368
00:32:37,700 --> 00:32:40,130
باید الان اعلام بشه

369
00:32:40,130 --> 00:32:42,440
همین الان به بایگانی بفرستینش

370
00:32:42,440 --> 00:32:45,380
و آخر شب یه مقبره یونگ جینگ ببرینش

371
00:33:01,600 --> 00:33:06,950
شان رونگ لی درخدمت امپراطور قبلی بود

372
00:33:08,300 --> 00:33:13,600
هماهنگی مهربانی ولطافت ایجاد میکرد

373
00:33:14,630 --> 00:33:17,390
<i>نمادی از یک شاهین بود</i>

374
00:33:19,370 --> 00:33:22,580
<i>قطب نمای عدالت بود</i>

375
00:33:24,110 --> 00:33:28,600
در رفتار و گفتارش آرام و محتاط بود

376
00:33:30,750 --> 00:33:36,350
ملکه مادر، شینگهه التماس میکنه که اجازه بدین برای شاهزاده ششم کت خزدار ببره ،

377
00:33:36,350 --> 00:33:38,330
خدمه میترسن که مجازات بشن

378
00:33:38,330 --> 00:33:41,520
ولی شینگهه نمیترسه که بعنوان غذای ماهی به دریاچه انداخته بشه

379
00:33:43,810 --> 00:33:46,340
کنار اون دریاچه چادر هست

380
00:33:47,470 --> 00:33:51,000
عالیجناب زمانی که خیلی جوان بودن اونجا رفتن

381
00:33:52,490 --> 00:33:55,590
<i>  داژونگ شیانگفو هشتمین سال دوران
(امپراطور ژنگ زونگ  - سال 1015چینی)
عصر سال نو</i>

382
00:33:55,590 --> 00:33:58,150
امپراطور قبلی ناگهانی حس و حال اینو پیدا کرد

383
00:33:58,150 --> 00:34:02,460
که شاهزاده ششم رو برای دیدن آتیش بازی به چادر کنار دریاچه ببره

384
00:34:02,460 --> 00:34:04,640
<i>کسانی که همراهیشون کردن بانو لی و</i>

385
00:34:04,640 --> 00:34:07,700
و شاهدخت کوچکی که بدنیا اورده بود

386
00:34:08,620 --> 00:34:11,760
اون روز توی زندگی عالیجناب

387
00:34:12,620 --> 00:34:15,330
روزیه که از همیشه بیشتر نزدیک اون بود

388
00:34:15,330 --> 00:34:19,110
و زمانی که اون دونفر باهم سپری کردن

389
00:34:19,110 --> 00:34:23,820
<i>آتیش بازی رو با هم نگاه کردن و شاهدخت کوچیک گرسنه شد</i>

390
00:34:23,820 --> 00:34:28,740
پس خوراکی ای که شخصا برای شاهدخت درست کرده بود رو اورد که بخوره

391
00:34:28,740 --> 00:34:33,950
شاهدخت با خوشحالی میخورد و عالیجناب هم هوس یه لقمه کردن

392
00:34:35,410 --> 00:34:40,320
ولی اون از بچگی آداب رو نمیدونست و بدون اجازه خورد

393
00:34:41,070 --> 00:34:46,560
<i>بانو لی سر به زیر و خوش برخورده</i>

394
00:34:46,560 --> 00:34:49,820
<i>و در رفتار و گفتارش محتاطه</i>

395
00:34:49,820 --> 00:34:54,130
اگه امپراطور قبلی و من اجازه نمیدادیم که اونا رو بهشون نده

396
00:34:55,410 --> 00:34:58,730
جرئت اینو نداشت که خوراکی ای که خودش درست کرده رو

397
00:34:59,590 --> 00:35:03,400
به ولیعهدی که خودش بدنیا اورده بده

398
00:35:19,000 --> 00:35:20,960
ملکه مادر

399
00:35:24,160 --> 00:35:26,540
هیئر ذهن خودشو رو جم وجور کرده

400
00:35:29,020 --> 00:35:32,310
شاهزاده ششم رو برای همیشه همراهی میکنم

401
00:35:36,430 --> 00:35:42,140
به یکی از زنان قصر که بدون لذت زندگی میکنن تبدیل میشم

402
00:36:09,300 --> 00:36:11,600
نیا جلو -
شاهزاده ششم -

403
00:36:13,040 --> 00:36:17,250
<i>شاهزاده ششم، بریم خونه</i>

404
00:36:18,250 --> 00:36:31,600
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

405
00:36:32,600 --> 00:36:37,600
<i> نمیخوای هیئر به یکی از هزاران زن قصر تبدیل بشه  </i>

406
00:36:37,600 --> 00:36:41,890
<i>و برای همیشه در قصر زندانی بشه. درک میکنم</i>

407
00:36:42,850 --> 00:36:48,490
با اینحال اون خودشو قانع کرده

408
00:36:48,490 --> 00:36:51,190
الان یه فرمان درباری نمیتونه عوض بشه

409
00:36:51,190 --> 00:36:55,450
<i>(دایه ژائو ژن، بانو شو)</i>

410
00:36:59,700 --> 00:37:04,100
اون بشدت مریض بود و من نمیتونستم برم ببینمش

411
00:37:05,010 --> 00:37:07,770
حتی نتونستم یه بار مادر صداش بزنم

412
00:37:13,100 --> 00:37:15,960
<i>این سالها همش به خودم میگفتم </i>

413
00:37:15,960 --> 00:37:21,630
"عجله ای نیست. صبر کن. آروم پیش برو"

414
00:37:21,630 --> 00:37:24,460
یه روز بالاخره به قدرت میرسم

415
00:37:25,740 --> 00:37:28,340
میارمش اینجا

416
00:37:28,340 --> 00:37:33,030
همه چیزایی که باید داشته باشه و الان ازش گرفته شده
همه رو بهش برمیگردونم

417
00:37:34,020 --> 00:37:37,200
فداکاری هایی که مدیونش هستم رو جبران میکنم

418
00:37:38,260 --> 00:37:40,000
..ولی

419
00:37:42,720 --> 00:37:45,900
الان دیگه فرصتی برای انجامشون دارم

420
00:38:04,700 --> 00:38:07,360
شاهزاده ششم، هنوز سردتونه؟

421
00:38:07,360 --> 00:38:10,360
سرده. سرده

422
00:38:17,450 --> 00:38:19,960
عموی هشتم بهم گفت

423
00:38:20,790 --> 00:38:24,630
وقتی داریم از چادر کنار دریاچه آتیش بازی رو نگاه میکنیم اونم اونجاست

424
00:38:25,570 --> 00:38:30,860
ولی من فقط یادمه پدرم ازم خواست یه شعر بنویسم

425
00:38:30,860 --> 00:38:33,740
عمو و ملکه هر دو گفتن خوبه

426
00:38:33,740 --> 00:38:36,830
ملکه ـش گفت قافیه ها قابل قبولن

427
00:38:37,370 --> 00:38:39,990
هیچ خاطره ای ازش ندارم

428
00:38:43,270 --> 00:38:48,100
بخاطر همین به اون پل رفتم تا ببینم خاطره ای یادم میاد یا نه

429
00:38:49,120 --> 00:38:51,090
ولی بازم چیزی یادم نیومد

430
00:38:54,670 --> 00:38:56,350
یه سینی آتیش دیگه اضافه میکنم

431
00:38:56,350 --> 00:38:59,720
!نه، نرو

432
00:39:38,900 --> 00:39:40,650
بیدار شدی؟

433
00:39:43,330 --> 00:39:46,190
هنوزم سردتونه شاهزاده ششم؟

434
00:39:46,190 --> 00:39:47,970
سردم نیست

435
00:39:49,950 --> 00:39:51,600
درد داشت؟

436
00:40:01,400 --> 00:40:04,580
...هیئر ببخشید من

437
00:40:08,830 --> 00:40:10,480
شاهزاده ششم

438
00:40:12,370 --> 00:40:14,970
الان من زن شما ام

439
00:40:16,150 --> 00:40:20,380
میدونم تواناییام محدوده

440
00:40:20,380 --> 00:40:23,030
ولی تا زمانی که بتونم شما رو همراهی کنم

441
00:40:23,540 --> 00:40:25,600
برام مهم نیست چیزی نداشته باشم

442
00:40:38,200 --> 00:40:40,650
تو خونواده منی

443
00:40:40,650 --> 00:40:43,260
همیشه خونواده منم میمونی

444
00:40:50,260 --> 00:40:54,090
<i>[ عمارت سائو ]</i>

445
00:40:54,090 --> 00:40:56,910
خانواده شوهر آیندت خبری فرستادن

446
00:40:56,910 --> 00:40:59,820
داماد بیماری پوستی گرفته و نمیتونه توی هوای سرد باشه

447
00:40:59,820 --> 00:41:05,030
<i>بخاطر همین همراه عروس فردا برادر کوچیکتر دوماده تا بهت برای ورود به خونشون خوش آمد بگه</i>

448
00:41:05,030 --> 00:41:07,280
<i>میخوام با پدرت حرف بزنم</i>

449
00:41:07,280 --> 00:41:10,190
اگه حال داماد خوب نیست خب چرا تاریخ رو عوض نمیکنن
<i> [ مادر سائو ]</i>

450
00:41:10,190 --> 00:41:14,590
مامان نیازی نیست تاریخ رو عوض کنیم. من همونطور که قول دادم عروسی رو تموم میکنم

451
00:41:16,720 --> 00:41:21,690
خودش نمیاد تورو همراهی کنه؟ بنظرم بیماری پوستی هم الکیه

452
00:41:21,690 --> 00:41:23,480
<i>اون نمیخواد ازدواج کنه</i>

453
00:41:23,480 --> 00:41:27,660
!کل روز به این فکر میکنه که چطور جادوگر بشه

454
00:41:28,150 --> 00:41:31,190
اگه مجبورش کنم بیاد منو همراهی کنه اونوقت شوهر خوبی میشه؟

455
00:41:31,190 --> 00:41:34,730
کنار هم هماهنگ و بچه هایی پشت سرمون؟

456
00:41:36,070 --> 00:41:39,490
ولی چون قانونا این ازدواج رو میخواد

457
00:41:39,490 --> 00:41:42,150
باید توی آماده سازیش وسواس بخرج بدن

458
00:41:42,150 --> 00:41:44,530
<i>!و برای پیدا کردن مسیر مناسب کلی تحقیق کنن</i>

459
00:41:44,530 --> 00:41:47,540
<i>!حداقل مجبورش کن برای عروسی همراهیت کنه</i>

460
00:41:47,540 --> 00:41:51,440
!برای بردن عروس به خونه جایگزین میفرسته؟  این دیگه چه وضعیه

461
00:41:52,650 --> 00:41:55,800
مهم نیست چیه، من نمیخوام عمارت سائو روی حرفشون حرفی بزنه

462
00:41:55,800 --> 00:41:58,400
نباید به خودم اجازه بدم نزاکتم از بین بره

463
00:42:04,520 --> 00:42:09,430
اون قدیما اگه ژنرال فقید لی جونش رو برای عبور از مانع به خطر نمینداخت

464
00:42:09,430 --> 00:42:12,200
پدربزرگ توی جنگ کشته میشد و خانوادش نابود میشد

465
00:42:12,200 --> 00:42:14,590
اینطوری ما هم شکوه عمارت سائو رو نداشتیم

466
00:42:14,590 --> 00:42:17,160
یه شخص نمیتونه بزنه زیر حرفش

467
00:42:17,160 --> 00:42:21,560
تو. وقتی برای اولین بار بفهمی که شوهر آیندت داره خودشو برای جاویدان شدن آماده میکنه

468
00:42:21,560 --> 00:42:25,980
منو سرزنش میکنی که چرا این ازدواج رو برات ترتیب دادم

469
00:42:29,220 --> 00:42:31,950
پدر منو بخاطر درس خوندن چند سالی به انجمن اُدَبا فرستاد

470
00:42:31,950 --> 00:42:34,540
و الان من برخی از چیزا رو درک میکنم

471
00:42:34,540 --> 00:42:38,100
ارباب یان و ارباب فان همیشه با شاگردا موقع نوشیدن چایی بحث میکنن

472
00:42:38,100 --> 00:42:42,600
چیزی که اونا بیشتر از همه میگن اینه که زندگی بین آسمان و زمین جریان داره

473
00:45:20,475 --> 00:45:30,475
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site
