﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

2
00:01:25,180 --> 00:01:33,630
[نوولند : پرچم عقاب]\Nبراساس داستانی از جیانگ نان

3
00:01:35,390 --> 00:01:39,789
{\i1}قسمت پنجاه و یکم{\i}

4
00:01:39,789 --> 00:01:42,570
،اگه تو برای شاهزاده ی او ل کار نمیکردی

5
00:01:42,570 --> 00:01:45,050
میتونستی یه موزیسین عالی بشی

6
00:01:45,050 --> 00:01:49,509
منم دلم میخواد موزیسین بشم ولی

7
00:01:49,509 --> 00:01:51,580
من تو دوره ی پر هرج و مرجی زندگی میکنم

8
00:01:51,580 --> 00:01:53,570
،من باید چیزی که شاهزاده ی اول دستور داده

9
00:01:53,570 --> 00:01:57,950
رو به صورت کامل اجزا کنم. متاسفم

10
00:02:13,050 --> 00:02:14,810
عمو، حالتون خوبه؟

11
00:02:14,810 --> 00:02:17,820
من کلی کبوتر فرستادم. فکر کردم نمیتونی پیدام کنی

12
00:02:17,820 --> 00:02:20,200
وقتی به مغازه ی نمک رسیدیم، کبوترها همه جا بودن

13
00:02:20,200 --> 00:02:23,230
!بیا در موردش حرف نزنیم. باید هرچه سریع تر بریم. زودباش

14
00:02:41,020 --> 00:02:42,640
!به پیش

15
00:03:09,800 --> 00:03:13,070
وای نه، اون یه تیر سیگناله. دارن به افرادشون میگن که بیان اینجا

16
00:03:13,070 --> 00:03:14,640
!پس خودشه

17
00:03:14,640 --> 00:03:17,130
میشناسیش عمو؟-\Nیکی از آشناهای قدیمیمه-

18
00:03:17,130 --> 00:03:20,130
ولی الان سگ شاهزاده ی اول شده

19
00:03:20,130 --> 00:03:22,720
!برام مهم نیست اون کیه. بیاید اول بجنگیم

20
00:03:22,720 --> 00:03:24,340
جی یه

21
00:03:29,770 --> 00:03:34,160
به عنوان رهبر اصلی، باید آروم باشی

22
00:03:34,160 --> 00:03:38,150
نمیتونیم اینجا بمونیم، باید یه راهی برای بیرون رفتن پیدا کنیم

23
00:03:40,880 --> 00:03:42,530
بیا

24
00:03:45,800 --> 00:03:47,579
!برو

25
00:03:56,630 --> 00:03:58,390
!به پیش

26
00:04:22,810 --> 00:04:24,360
!بریم

27
00:04:39,750 --> 00:04:42,290
مطمئنم همه میدونن

28
00:04:42,290 --> 00:04:44,909
که چرا امروز ما اینجاییم

29
00:04:44,909 --> 00:04:49,370
چطوری میخوایم حمله های زمستان سرد و گرگ های سفید رو باهم دفاع کنیم؟

30
00:04:49,370 --> 00:04:51,270
بقیه چی فکر میکنن؟

31
00:04:51,270 --> 00:04:56,080
نیروهامون رو از بخش شا له تا پایتخت شمالی تقویت کنید

32
00:04:56,080 --> 00:04:59,550
گرگ های سفید میتونن هرجایی تو مسیر ظاهربشن

33
00:04:59,550 --> 00:05:02,860
ما الان آذوقه و اسب کافی نداریم

34
00:05:02,860 --> 00:05:04,790
فقط میتونیم دفاع کنیم

35
00:05:06,110 --> 00:05:12,270
توئو کله، هه لودین، من نیروهای دفاعی پایتخت شمالی رو به شما میسپرم

36
00:05:15,470 --> 00:05:18,330
ما هنوز تو رو به عنوان امپراطور جدید قبول نکردیم

37
00:05:18,330 --> 00:05:22,350
چجوریه که بزرگترین شاهزهاده هنوز هم دستور صادر میکنه؟

38
00:05:22,350 --> 00:05:26,220
اونطور که من میبینم، موضوع اصلی کنفرانس کولیگ امروز

39
00:05:26,220 --> 00:05:28,530
در مورد شکست دادن گرگ های سفید نیست

40
00:05:28,530 --> 00:05:32,420
بلکه در مورد تایید کردن امپراطورمونه

41
00:05:32,420 --> 00:05:37,790
همگی، الان تو موقعیت غیرعادی هستیم. واقعا میخواید که چینگ یانگ رو تو هرج و مرج ببینید؟

42
00:05:40,510 --> 00:05:43,490
آسول، تو علف زارها رو واسه مدت زیادی ترک کردی

43
00:05:43,490 --> 00:05:45,880
احتمالا قوانینش رو یادت رفته

44
00:05:45,880 --> 00:05:52,020
توی علف زارها، فقط امپراطور واقعی میتونه به افرادش دستور بده

45
00:05:52,020 --> 00:05:54,120
،هرچی به زمان بحرانی نزدیک تر میشیم

46
00:05:54,120 --> 00:05:58,030
بیشتر به امپراطوری که همه ازش اطاعت کنن نیاز پیدا میکنیم

47
00:05:59,640 --> 00:06:03,760
،برادر سوم، وقتی میبینی که داری از تاج و تخت دور و دورتر میشی

48
00:06:03,760 --> 00:06:07,380
میخوای شتاب زده عمل کنی؟

49
00:06:08,240 --> 00:06:12,150
فکر نکن نمیدونم که این رهبر ها دارن یواشکی واسه کی داد و فریاد میکنن

50
00:06:12,150 --> 00:06:16,570
اگه شوئوبِی همینجوری یه جا نمینشست و صبر نمیکرد، اونوقت ماهم در مورد چیز دیگه ای صحبت نمیکردیم

51
00:06:16,570 --> 00:06:19,920
بیاید بفهمیم که کی داره بهمون خیانت میکنه

52
00:06:23,580 --> 00:06:26,650
برادر بزرگتر الان تو سالن بزرگ میشینه

53
00:06:26,650 --> 00:06:29,830
این بهت اجازه ی این رو میده که عمدا مقامات وفادار پدر رو بکشی؟

54
00:06:29,830 --> 00:06:32,890
!انقدر به دیگران تهمت نزن و چرت و پرت بلغور نکن

55
00:06:55,860 --> 00:06:57,460
راه بیوفت

56
00:06:58,460 --> 00:07:08,750
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

57
00:07:09,750 --> 00:07:11,310
...پادشاه

58
00:07:11,310 --> 00:07:13,240
!پادشاه طلایی

59
00:07:13,240 --> 00:07:14,970
مطمئنن همینطوره

60
00:07:14,970 --> 00:07:19,610
من پادشاه شوئوبِی، پسر گرگ ها، هوتولوهان هستم

61
00:07:19,610 --> 00:07:24,380
امروز اومدم به شماهایی که مثل بره های چینگ یانگ میمونین بگم

62
00:07:24,380 --> 00:07:26,300
،پدرم، مونلِهوئِر

63
00:07:26,300 --> 00:07:29,370
داره هزاران ارتش گرگ ها رو رهبری میکنه و به سمت پایتخت شمالی میره

64
00:07:29,370 --> 00:07:31,980
،اون میتونه فقط با تکون دادن دستش

65
00:07:31,980 --> 00:07:34,790
کل استان هان رو نابود کنه

66
00:07:36,740 --> 00:07:38,970
ما شجاعت های شما رو دیدیم

67
00:07:38,970 --> 00:07:42,640
،خان کبیر، شما به کنفرانس کولیگ اومدین

68
00:07:42,640 --> 00:07:45,000
اومدین اینجا که فقط از تحقیر کردن ما لذت ببرین؟

69
00:07:45,000 --> 00:07:51,460
تو کوچکترین پسر لو سونگ، لو گوئیچن، آسول پاسوئِر هستی؟

70
00:07:51,460 --> 00:07:52,460
بله

71
00:07:52,460 --> 00:07:55,470
تو در واقع خواهرزاده ی من هستی

72
00:07:56,310 --> 00:07:59,180
،خواهر بدبخت من با یه نفر از چینگ یانگ ازدواج کرد

73
00:07:59,180 --> 00:08:02,340
و از اون موقع به بعد روز خوش ندید

74
00:08:02,340 --> 00:08:04,930
واقعا دلم براش تنگ شده

75
00:08:06,000 --> 00:08:08,590
برادر بزرگترت صندلی امپراطور رو گرفته

76
00:08:08,590 --> 00:08:12,160
تو هنوز هم تو استراتژی چیدن کمکش میکنی؟

77
00:08:12,160 --> 00:08:15,340
قبل از اینکه پدرم بمیره، برادر بزرگترم رو به عنوان امپراطور جدید منصوب کرد

78
00:08:15,340 --> 00:08:17,250
من هیچ مخالفتی ندارم

79
00:08:17,250 --> 00:08:21,080
همچنین دلم نمیخواد ببینم کسی دستور پدرم رو نادیده میگیره

80
00:08:22,160 --> 00:08:24,490
خیلی بد شد

81
00:08:25,660 --> 00:08:30,980
تو واقعا خودت رو وقف این کردی که ارث پدرت  رو به دست بیاری، ولی هرکس که اینجاست

82
00:08:30,980 --> 00:08:35,549
،یه انگیزه ی پنهانی داره. کوچکترین پسر خانواده ی پاسوئر

83
00:08:35,549 --> 00:08:38,470
کنفرانس کولیگ بدون هیچ ارزشی تموم میشه

84
00:08:38,470 --> 00:08:41,250
من به چینگ یانگ یه فرصت دیگه میدم

85
00:08:41,250 --> 00:08:44,310
تسلیم شوئوبی شین و برای صلح مذاکره کنین

86
00:09:00,560 --> 00:09:02,670
واسه جواب دادن عجله نکن

87
00:09:02,670 --> 00:09:05,250
کم پیش بیاد که همتون باهم جمع شین

88
00:09:05,250 --> 00:09:07,500
به خوبی در مورد موضوعات صحبت کنین

89
00:09:07,500 --> 00:09:11,060
یادت نره، صبر گرگ ها رو امتحان نکن

90
00:09:11,060 --> 00:09:15,730
وگرنه به شکل بیرحمانه ای نابود میشید

91
00:09:36,090 --> 00:09:39,990
شاهزاده ی بزرگ، فکر میکنم بهتر باشه که برای صلح با شوئوبی مذاکره کنیم

92
00:09:40,710 --> 00:09:42,100
منم همینطور فکر میکنم

93
00:09:42,100 --> 00:09:46,390
ما الان تجهیزات کافی برای جنگ با شوئوبی نداریم

94
00:09:46,390 --> 00:09:49,310
امپراطور، تصمیم نهایی با شماست

95
00:09:49,310 --> 00:09:51,800
ولی من فکر میکنم زنده موندن

96
00:09:51,800 --> 00:09:55,750
بزرگترین چالشیه که الان باهاش رو به رو هستیم

97
00:09:55,750 --> 00:09:58,910
بجنگیم یا مذاکره کنیم. باید یکیش رو انتخاب کنیم

98
00:09:58,910 --> 00:10:01,610
،با اینکه مونلِهوئر پیره

99
00:10:01,610 --> 00:10:05,720
ارتش گرگش میتونه همه ی قبایل ما رو شکست بده

100
00:10:05,720 --> 00:10:09,850
فکر کنم جا داره مذاکره کنیم

101
00:10:09,850 --> 00:10:13,590
بله، مخصوصا پادشاه طلایی

102
00:10:13,590 --> 00:10:15,690
معدن طلا رو تو شمال کنترل میکنه

103
00:10:15,690 --> 00:10:18,900
اون طلا رو با اسلحه های با کیفیت سرزمین شرقی مبادله میکنه

104
00:10:18,900 --> 00:10:19,970
،اگه واقعا بجنگیم

105
00:10:19,970 --> 00:10:23,300
اون از همه ی قبایلی که چینگ یانگ رو پشتیبانی میکنن

106
00:10:23,300 --> 00:10:25,140
انتقام وحشیانه ای میگیره

107
00:10:25,140 --> 00:10:29,260
الان ما نمیتونیم باهاشون سرشاخ شیم و جنگ سختی داشته باشیم

108
00:10:30,610 --> 00:10:33,290
چیزی که همه گفتن

109
00:10:33,290 --> 00:10:35,380
منطقی به نظر میاد

110
00:10:35,380 --> 00:10:40,160
ولی ما نمیدونیم چیزی که هودولوهان گفت درسته یا نه

111
00:10:40,160 --> 00:10:42,780
،اگه بخوایم واقعا برای صلح مذاکره کنیم

112
00:10:42,780 --> 00:10:46,780
و اون ها بهمون دروغ گفته باشن چی؟ اونموقع چیکار کنیم؟

113
00:10:49,140 --> 00:10:52,690
ما به یه پیام رسان مناسب احتیاج داریم که باهاشون مذاکره کنه

114
00:10:53,690 --> 00:11:01,400
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

115
00:11:02,400 --> 00:11:04,600
،اگه بتونیم جلوی این جنگ رو بگیریم

116
00:11:08,000 --> 00:11:10,200
من مایلم که به دیدن مونلهوئر برم

117
00:11:10,200 --> 00:11:13,400
آسول، این خیلی خطرناکه

118
00:11:13,400 --> 00:11:14,600
،برادر بزرگتر

119
00:11:16,100 --> 00:11:18,400
،در مقایسه با امنیت چینگ یانگ

120
00:11:19,400 --> 00:11:21,200
این چیزی نیست

121
00:11:21,200 --> 00:11:26,400
درسته. بهتره شاهزاده ی بزرگتر بره

122
00:11:26,400 --> 00:11:29,000
اون نوه ی مونلهوئره

123
00:11:34,800 --> 00:11:36,400
،آسول

124
00:11:36,400 --> 00:11:39,200
تو کسی هستی که چینگ یانگ بهش افتخار میکنه

125
00:11:39,200 --> 00:11:42,400
تو فرد با ارزشی تو خاندان باستانی پاسوئر هستی

126
00:11:43,400 --> 00:11:44,800
خیلی خب

127
00:11:45,700 --> 00:11:49,200
،من تو رو به شوئوبی برای توافق کردن میفرستم

128
00:11:49,200 --> 00:11:54,500
که به نمایندگی از امپراطور چینگ یانگ، با پادشاه گرگ ها مذاکره کنی

129
00:11:55,730 --> 00:11:58,410
تمام تلاشم رو میکنم

130
00:11:59,200 --> 00:12:01,400
که از اعتمادی که بهم کردین نا امید نشین

131
00:12:02,900 --> 00:12:04,400
بیا بخور

132
00:12:05,400 --> 00:12:07,200
!قلم گوسفند

133
00:12:08,800 --> 00:12:10,400
امپراطور چطور میتونه

134
00:12:10,400 --> 00:12:13,000
وقتی تو تازه برگشتی بفرستت به شوئوبی؟

135
00:12:13,000 --> 00:12:15,800
اون گرگ ها مردم رو میخورن

136
00:12:15,800 --> 00:12:19,200
مامان، من خودم داوطلب شدم که برم

137
00:12:19,200 --> 00:12:21,600
اشراف زاده های دیگه تو این موضوع کمکی نمیکنن

138
00:12:21,600 --> 00:12:23,600
اون ها میخوان شکست خانواده ی پاسوئر رو ببینن

139
00:12:23,600 --> 00:12:26,400
،اگه من برای کمک کردن به برادر بزرگترم نایستم

140
00:12:26,400 --> 00:12:28,500
اون میتونه دیگه از کی کمک بخواد؟

141
00:12:30,400 --> 00:12:33,600
شما دوتا باید خوب مراقبش باشین، فهمیدین؟

142
00:12:33,600 --> 00:12:35,400
نگران نباشین-\Nنگران نباش، مامان-

143
00:12:35,400 --> 00:12:38,600
اگه ما دوتا همراهش باشیم، گرگ ها ازمون میترسن

144
00:12:39,800 --> 00:12:41,200
آسول

145
00:12:45,200 --> 00:12:46,200
سوما

146
00:12:46,200 --> 00:12:47,700
ملکه

147
00:12:49,200 --> 00:12:51,800
تیه یان، تیه یه، با من بیاید بیرون

148
00:12:51,800 --> 00:12:53,200
باشه

149
00:12:59,600 --> 00:13:01,700
کی میرید؟

150
00:13:02,900 --> 00:13:04,400
بعد از اینکه خوردم میرم

151
00:13:04,400 --> 00:13:06,400
نمیخوای دوباره با امپراطور صحبت کنی؟

152
00:13:06,400 --> 00:13:08,700
این سفر خیلی خطرناک خواهد بود

153
00:13:09,800 --> 00:13:12,400
من از برادر بزرگتر خواستم که اینکارو بکنه

154
00:13:12,400 --> 00:13:16,000
من نمیخوام درست بعد از اینکه برگشتم ببینم خونه ام توسط گرگ ها داره نابود میشه

155
00:13:16,000 --> 00:13:18,700
...ولی باز هم اونی که میره نباید تو باشی. خودشون هم میدونن تودرخواستشون رو رد نمیکنی

156
00:13:18,700 --> 00:13:20,300
،سوما

157
00:13:20,980 --> 00:13:24,840
تا زمانی که این کار برای چینگ یانگ باشه، هیچ بی عدالتی ای رو حس نمیکنم

158
00:13:26,200 --> 00:13:29,640
نگران نباش. سالم میرم و برمیگردم

159
00:13:35,000 --> 00:13:38,000
[پایتخت، تیانچی]

160
00:13:40,800 --> 00:13:45,300
چی شده؟ میخوای تنهایی و فقط با نیزه ت بری که آینده ت تو دنیا رو به دست بیاری؟

161
00:13:47,600 --> 00:13:51,000
،من برای یه ماه تو تیانچی نگهبانی میدادم

162
00:13:51,000 --> 00:13:55,600
ولی هیچوقت فکر نکردم که این شهر بزرگ باشه

163
00:13:55,600 --> 00:13:58,000
این فقط یه شهر کوچیکه

164
00:13:58,000 --> 00:14:01,400
من نمیدنم سرزمین شرقی چقدر بزرگه

165
00:14:02,800 --> 00:14:04,800
سرزمین شرقی چقدر بزرگه؟

166
00:14:04,800 --> 00:14:08,400
کل نه استان چقدر بزرگه؟

167
00:14:09,820 --> 00:14:12,940
من یه بار تو رو تو زمین تمرین دیدم

168
00:14:14,000 --> 00:14:15,200
تو این نیزه رو بهمراه داشتی

169
00:14:15,200 --> 00:14:18,600
اون موقع میتونستم بگم که زمین تمرین برات خیلی کوچیک بود

170
00:14:18,600 --> 00:14:21,000
نانهوای هم همینطور بود

171
00:14:22,100 --> 00:14:27,000
یادته اون روز که به برکه ی یوئیفنگ رفتی که دنبال من بگردی چی گفتی؟

172
00:14:27,000 --> 00:14:28,600
یادمه

173
00:14:29,950 --> 00:14:32,390
،گفتم که میخوام مقامی مثل یه ژنرال یا یه اشراف زاده به دست بیارم

174
00:14:32,400 --> 00:14:36,200
چون میخواستم وقتی مردم مردم اسم منو به یاد داشته باشن

175
00:14:38,300 --> 00:14:40,000
،اون موقع

176
00:14:40,000 --> 00:14:43,700
نمیخواستم پشت اسب یکی دیگه حرکت کنم و تحقیر بشم

177
00:14:44,570 --> 00:14:46,970
فقط میخواستم خودم رو

178
00:14:47,000 --> 00:14:51,200
به همه ثابت کنم وبگم که ازشون قوی ترم

179
00:14:51,200 --> 00:14:52,900
تو انجامش دادی

180
00:14:53,800 --> 00:14:57,900
،الان همه ی تیانچوهای سرزمین شرقی اسمت رو یادشون میمونه

181
00:14:58,600 --> 00:15:01,900
همونطور که اسم ولیعهد یادشون میمونه

182
00:15:03,000 --> 00:15:07,900
"یادمه که آسول هم گفت :"ازت مراقبت میکنم

183
00:15:09,200 --> 00:15:13,000
بعد از اینکه باهاش از خطرات زیادی عبور کردم، کم کم

184
00:15:13,000 --> 00:15:15,600
معنی واقعی اون جمله رو فهمیدم

185
00:15:17,400 --> 00:15:19,100
یه سامورایی

186
00:15:19,100 --> 00:15:22,500
نباید فقط زره پوشیدن و کشتن دشمن ها رو بلد باشه

187
00:15:22,500 --> 00:15:24,800
درسته اون هایی که کشتیمشون دشمن بودن

188
00:15:25,600 --> 00:15:28,200
ولی در اصل

189
00:15:28,200 --> 00:15:30,900
لازم نبود که باهم دشمن باشیم

190
00:15:32,700 --> 00:15:35,000
یه سامورایی واقعا خوب

191
00:15:35,000 --> 00:15:39,700
،باید بتونه از یه شهر محافظت کنه

192
00:15:40,600 --> 00:15:43,200
و از همه ی افراد اون شهر

193
00:15:43,200 --> 00:15:46,400
محافظت کنه

194
00:15:48,800 --> 00:15:50,400
میدونی؟

195
00:15:50,400 --> 00:15:55,200
قبلا فکر میکردم تو و ولیعهد با هم تفاوت دارین

196
00:15:55,200 --> 00:16:00,400
حتی نگران این بودم که نتونی مسئولیت این حلقه رو قبول کنی

197
00:16:00,400 --> 00:16:05,400
ولی الان میتونم آینده ی تیانچو رو

198
00:16:06,180 --> 00:16:08,240
بدون هیچ نگرانی ای به دست تو بسپارم

199
00:16:11,780 --> 00:16:13,260
،معلم

200
00:16:14,200 --> 00:16:16,400
واقعا فکر میکنی من میتونم انجامش بدم؟

201
00:16:16,400 --> 00:16:19,000
،بنا به چیزی که التن در موردش حرف زدی

202
00:16:19,000 --> 00:16:21,200
مطمئنم میتونی

203
00:16:25,800 --> 00:16:32,500
من و دوستم هم قبلا اینجا مینشستیم و حرف میزدیم

204
00:16:33,500 --> 00:16:38,000
،ما قبلا در مورد اینکه دور دنیا رو با اسب بگردیم فکر میکردیم

205
00:16:38,000 --> 00:16:42,200
و اینکه با اسب ها و شمشیرهامون به دنیا پیروز بشیم

206
00:16:42,200 --> 00:16:45,700
ولی الان اوضاع و دنیا متنفاوته

207
00:16:46,530 --> 00:16:50,610
آینده به تو و دوست هات تعلق داره

208
00:16:55,600 --> 00:16:58,200
آسول و من بهم قول دادیم که

209
00:16:58,200 --> 00:17:01,000
دوباره هم رو ببینیم

210
00:17:01,000 --> 00:17:05,500
امیدوارم اون موقع، نه استان دیگه تو جنگ نباشن

211
00:17:08,849 --> 00:17:11,140
بیا قدم به قدم پیش بریم

212
00:17:12,750 --> 00:17:15,510
،برای اینکه تو سرزمین شرقی صلح داشته باشیم

213
00:17:16,569 --> 00:17:21,200
باید همه ی شیاطین تیانچی رو نابود کنیم

214
00:17:23,800 --> 00:17:27,800
یه جایی پیدا کن که چند روزی رو استراحت کنی

215
00:17:27,800 --> 00:17:30,400
دوست هامون به زودی میرسن

216
00:17:32,740 --> 00:17:36,390
معلم، منطورتون ژنرال بای ییه؟

217
00:17:38,200 --> 00:17:40,400
،اون دوست داره دیر برسه

218
00:17:40,400 --> 00:17:43,600
،ولی الان که یه نفر رو داره که ازش محافظت کنه

219
00:17:43,600 --> 00:17:46,800
فکر کنم این دفعه رو دیر نرسه

220
00:17:49,000 --> 00:17:52,300
[شوئوبی، پایگاه پادشاه گرگ ها]

221
00:18:01,000 --> 00:18:04,400
برو تو. ببندش

222
00:18:27,600 --> 00:18:31,200
یه بره اومده تو قلمرو گرگ ها

223
00:18:32,000 --> 00:18:36,800
انکار علف زار ها هیچوقت از شکار خالی نمیشن

224
00:18:36,800 --> 00:18:38,400
،پادشاه گرگ ها

225
00:18:39,540 --> 00:18:44,100
من به نمایندگی از امپراطور چینگ یانگ، خالصانه به شما درود میفرستم

226
00:18:46,990 --> 00:18:49,220
این دفعه امپراطور من رو فرستاده که

227
00:18:50,400 --> 00:18:52,900
در مورد صلح با شوئوبی حرف بزنم

228
00:18:55,200 --> 00:18:57,000
،آسول

229
00:18:57,000 --> 00:19:01,500
میدونی چرا میخوام که تو اینجا بایستی؟

230
00:19:02,300 --> 00:19:05,300
تو در مقابل قبر مادرت قرار گرفتی

231
00:19:06,800 --> 00:19:08,800
خونی که درون تو جریان داره

232
00:19:08,800 --> 00:19:12,000
خون شوئوبیه

233
00:19:12,000 --> 00:19:16,200
باز هم ترجیح میدی که سگ چینگ یانگ باشی؟

234
00:19:17,400 --> 00:19:18,600
،پادشاه گرگ ها

235
00:19:18,600 --> 00:19:22,600
من تو چینگ یانگ به دنیا اومدم، و اونجا خونه ی منه

236
00:19:22,600 --> 00:19:25,600
این دفعه من با خودم آرزوی همه ی قبیله ها، که صلح باشه رو با خودم آوردم

237
00:19:25,600 --> 00:19:29,400
امیدوارم آرزومون رو برآورده کنید

238
00:19:29,400 --> 00:19:32,400
اول چینگ یانگ قوانین رو شکست

239
00:19:32,400 --> 00:19:36,000
همچنین این چینگ یانگ بود که ما رو به سمت حیات وحش بسیار سرد شمالی روند

240
00:19:36,000 --> 00:19:39,200
و الان طبیعیه که گرگ ها بخوان به خونه ی خودشون برگردن

241
00:19:39,200 --> 00:19:42,400
ما به اجازه ی هیچکسی احتیاج نداریم

242
00:19:43,400 --> 00:19:49,600
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

243
00:19:50,600 --> 00:19:54,000
به علاوه، الان استان هان هیچ رهبری نداره

244
00:19:54,000 --> 00:19:57,000
لو شویو از طریق راه های نادرستی تاج و تخت رو به دست آورد

245
00:19:57,000 --> 00:19:59,400
اون نمیتونه امپراطور علف زارها باشه

246
00:19:59,400 --> 00:20:03,600
پس فکر میکنی راه بهتری هست؟

247
00:20:09,000 --> 00:20:10,800
هست

248
00:20:12,400 --> 00:20:15,400
،سر لو شویو رو برامون بیار

249
00:20:15,400 --> 00:20:17,200
،همه ی زن های چینگ یانگ رو بهمون بده

250
00:20:17,200 --> 00:20:20,400
تسلیم ما شین واز شوئوبی اطاعت کنین

251
00:20:20,400 --> 00:20:21,800
،بعد

252
00:20:22,800 --> 00:20:25,600
مردهای چینگ یانگ میتونن زنده بمونن

253
00:20:25,600 --> 00:20:27,100
،پادشاه گرگ ها

254
00:20:29,200 --> 00:20:30,200
این که شرط نیست

255
00:20:30,200 --> 00:20:32,800
این شرط ماست

256
00:20:32,800 --> 00:20:36,600
،در مقایسه با شرطی که چینگ یانگ جلوی پای شوئوبی و ژنگ یان گذاشت

257
00:20:36,600 --> 00:20:38,800
این خیلی بهتره

258
00:20:46,000 --> 00:20:50,600
آسول نصف خون تو از شوئوبیه

259
00:20:50,600 --> 00:20:53,600
نمیخواد خودت رو فدای چینگ یانگ کنی

260
00:20:55,200 --> 00:20:57,400
الان میفهمم

261
00:21:29,550 --> 00:21:31,220
آسول

262
00:21:32,600 --> 00:21:35,200
،چون تو نوه ی منی

263
00:21:36,400 --> 00:21:39,600
باید یه چیزی رو بهت یاد آوری کنم

264
00:21:39,600 --> 00:21:41,800
لطفا بهم بگید پادشاه گرگ ها

265
00:21:41,800 --> 00:21:45,000
شکست چینگ یانگ صد در صده

266
00:21:45,000 --> 00:21:47,400
،حتی بدون شوئوبی

267
00:21:47,400 --> 00:21:49,400
از داخل دچار فساد میشه

268
00:21:49,400 --> 00:21:53,600
و کم کم میپوسه و فاسد میشه

269
00:21:53,600 --> 00:21:57,000
منطورتون چیه؟

270
00:21:57,000 --> 00:22:00,000
یادته مولی چطوری مرد؟

271
00:22:00,800 --> 00:22:04,800
ما چطور در مورد مکان و زمان دقیق حمله شون

272
00:22:04,800 --> 00:22:06,400
میدونستیم؟

273
00:22:06,400 --> 00:22:11,000
داری میگی واقعا تو چینگ یانگ یه خیانت کار وجود داره؟

274
00:22:16,000 --> 00:22:18,000
نزدیک ترین دوستت

275
00:22:18,600 --> 00:22:23,000
میتونه برنده ترین شمشیر هم باشه

276
00:22:23,000 --> 00:22:27,000
که میتونه مستقیما قلبت رو سوراخ کنه

277
00:22:29,500 --> 00:22:31,400
برو، پسرم

278
00:22:31,400 --> 00:22:34,600
این آخرین نصیحتم به تو بود

279
00:22:34,600 --> 00:22:38,800
یه روزی این نگرانی های من رو میفهمی

280
00:22:38,800 --> 00:22:41,600
و ازم میخوای که یکی از گرگ های شوئوبی باشی

281
00:22:41,600 --> 00:22:43,800
اون روز هیچوقت نمیاد

282
00:23:22,570 --> 00:23:26,520
میتونم عصبانیت و عدم درک رو تو چهره ات ببینم

283
00:23:26,520 --> 00:23:28,530
این چطور ممکنه؟

284
00:23:29,110 --> 00:23:30,730
چرا هنوز زنده ای؟

285
00:23:30,730 --> 00:23:33,810
من عاشق برف سفید و علف زارهام

286
00:23:36,010 --> 00:23:40,400
به نظر میاد هنوزم یه دردهایی داری درسته؟

287
00:23:46,350 --> 00:23:48,610
قبلا هم بهت گفتم

288
00:23:49,420 --> 00:23:52,080
من شکست ناپذیرم

289
00:23:57,650 --> 00:24:01,250
نه، من قبلا کشتمت

290
00:24:01,250 --> 00:24:04,860
با چشم های خودم دیدم چطوری افتادی تو یه استخر خون و داشتی دست و پا میزدی

291
00:24:05,520 --> 00:24:08,550
اگه دوباره پیدات بشه، بازهم میکشمت

292
00:24:08,550 --> 00:24:12,380
نمیذارم هیچکس هیچ چیزی از سرزمین مادریم بدزده

293
00:24:13,380 --> 00:24:28,270
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

294
00:24:29,270 --> 00:24:34,040
اون بالاخره شبیه گرگ کوچولوی قبیله مون شده

295
00:24:40,760 --> 00:24:45,410
داری میگی هیچکدوم از قبایل نمیخوان کمک بفرستن؟

296
00:24:45,410 --> 00:24:48,650
همشون میگن که طوفان برف خیلی شدیده و افرادشون نمیتونن داخل بشن

297
00:24:48,650 --> 00:24:52,050
حتی قبیله ی لانما میگه که خدای پاندا  چینگ یانگ رو به ایجاد این مصیبت محکوم کرده

298
00:24:52,050 --> 00:24:54,730
و از چینگ یانگ میخواد که تحمل کنن

299
00:24:56,470 --> 00:24:58,340
بلند شو

300
00:25:00,750 --> 00:25:03,880
به هر قیمتی که شده، این اطلاعات نباید به بیرون درز پیدا کنه

301
00:25:03,880 --> 00:25:08,550
چینگ یانگ نباید تو هرج و مرج باشه. برو بیرون و بهشون بگو

302
00:25:08,550 --> 00:25:13,450
فقط بگو که قبایل لانما، جیونان و شاچی نیروهای پشتیبانشون رو میفرستن

303
00:25:13,450 --> 00:25:15,070
بله

304
00:25:15,550 --> 00:25:17,780
لرد نایان برگشته

305
00:25:25,370 --> 00:25:27,420
درود، امپراطور

306
00:25:28,410 --> 00:25:31,510
آسول، خوبه که برگشتی

307
00:25:31,510 --> 00:25:34,040
شروط لویان منگلهوئر چی بودن؟

308
00:25:38,160 --> 00:25:42,780
من مایلم که اولیا حضرت رو در جنگ با شوئوبی و محافظت از چینگ یانگ همراهی کنم

309
00:25:53,210 --> 00:25:56,280
{\i1} قبایل لانما، جیونان و شاچی نیروهای پشتیبانشون رو میفرستن{\i}

310
00:25:56,280 --> 00:25:59,610
{\i1}وقتی اون افراد برسن، سرباز های گرگ شوئوبی عقب نشینی میکنن{\i}

311
00:25:59,610 --> 00:26:02,140
مشخصه. چند نفر تو شوئوبی هستن؟

312
00:26:02,140 --> 00:26:04,140
،با اون چهار واحدی که بهمون ملحق میشن

313
00:26:04,140 --> 00:26:06,960
میتونیم باهاشون بجنگیم

314
00:26:06,960 --> 00:26:08,760
{\i1}مادر، این عالیه{\i}

315
00:26:08,760 --> 00:26:10,720
{\i1}بهار اینجاست. دیگه هیچ گرگی اینجانخواهد بود{\i}

316
00:26:10,720 --> 00:26:12,120
بازم میتونیم گله هامون رو بچرونیم

317
00:26:12,120 --> 00:26:13,800
{\i1}خوشحالی؟-\Nبله-{\i}

318
00:26:13,800 --> 00:26:15,830
{\i1}برو وبازی کن{\i}

319
00:26:15,830 --> 00:26:18,330
{\i1}مراقب باش. سرعتت رو بیار پایین-\Nباشه-{\i}

320
00:26:18,330 --> 00:26:20,930
افراد شوئوبی، بایستید. شما دزد هستین

321
00:26:20,930 --> 00:26:24,090
من از شوئوبی نیستم. و دزد شمایید

322
00:26:24,940 --> 00:26:27,470
همونجا وایسا. فرار نکن

323
00:26:27,470 --> 00:26:29,160
همونجا وایسا

324
00:26:31,420 --> 00:26:35,340
لرد نایان، شما الانشم تمام تلاشتون رو کردین

325
00:26:35,340 --> 00:26:38,540
نگران نباشین، ما همراه شما میجنگیم

326
00:26:39,830 --> 00:26:41,670
ولی دارن اذیتشون میکنن

327
00:26:41,670 --> 00:26:45,750
ولی حتی اگه بهشون بگی هم فایده ای نداره

328
00:26:49,790 --> 00:26:52,620
لرد نایان برگشته

329
00:26:52,620 --> 00:26:55,080
لرئد نایان برگشته

330
00:26:55,630 --> 00:26:58,410
برد نایان برگشته و رهبر گرگ هارو شکست داده

331
00:26:58,410 --> 00:27:02,020
وقتی اون اینجا باشه، قطعا شوئوبی رو شکست میدیم

332
00:27:02,830 --> 00:27:05,660
چی گفتی؟ من رهبر گرگ ها رو شکست دادم؟

333
00:27:05,660 --> 00:27:07,570
نزدیک رودخونه ی تای له

334
00:27:07,570 --> 00:27:09,140
تو به تنهایی پیش رفتی

335
00:27:09,140 --> 00:27:12,710
و رهبر گرگ ها رو شکست دادی و حتی ژنرال مولی رو نجات دادی-\N...اون به خاطر-

336
00:27:12,710 --> 00:27:15,850
بیاید دنبال لرد نایان بریم و شوئوبی رو شکست بدیم

337
00:27:15,850 --> 00:27:21,700
!دنبال لرد نایان بریم و شوئوبی رو شکست بدیم

338
00:27:21,700 --> 00:27:25,490
!دنبال لرد نایان بریم و شوئوبی رو شکست بدیم

339
00:27:26,020 --> 00:27:28,890
تو این موقع، بالای دیوارهای شهر محافظان بیشتری بذار

340
00:27:28,890 --> 00:27:29,930
برادر بزرگتر

341
00:27:29,930 --> 00:27:31,460
الان برو

342
00:27:33,380 --> 00:27:36,320
آسول، چرا اینجایی؟

343
00:27:36,320 --> 00:27:39,760
برادر بزرگتر، فکر میکنین من میتونم ارتش رو رهبری کنم؟

344
00:27:39,760 --> 00:27:41,550
بلند شو و حرف بزن

345
00:27:42,500 --> 00:27:43,850
تو میخواستی که ارتش رو رهبری کنی؟

346
00:27:43,850 --> 00:27:45,670
من الانش هم یه بزرگ سال محسوب میشم

347
00:27:45,670 --> 00:27:48,530
من مردیم که میتونه برای چینگ یانگ به جنگ بره

348
00:27:50,260 --> 00:27:55,700
آسول، حرفت خیال من رو راحت کرد

349
00:27:56,340 --> 00:27:58,680
ولی اونقدری که فکر میکنی راحت نیست

350
00:27:58,680 --> 00:28:02,640
هیچکس از پایتخت شمالی نمیتونه کارهایی که ژنرال مولی نمیتونه انجام بده رو انجام بده

351
00:28:02,640 --> 00:28:05,500
نمیخوام شخصا شاهد این باشم که

352
00:28:06,220 --> 00:28:08,360
برادر کوچیکترم راه ژنرال مولی رو میره

353
00:28:08,360 --> 00:28:10,330
من راه اون رو نمیرم

354
00:28:10,330 --> 00:28:12,580
من مهارت های جنگی خودم رو دارم

355
00:28:13,490 --> 00:28:18,540
میخوام که از شما یه ارتش قرض بگیرم

356
00:28:19,350 --> 00:28:23,160
تو تمام ارتش معبد آهنی رو میخوای؟

357
00:28:23,160 --> 00:28:26,110
آسول، میدونی داری درخواست چی رو میکنی؟

358
00:28:26,110 --> 00:28:28,020
چیزی که میخوای اصلا کوچیک نیست

359
00:28:28,020 --> 00:28:30,900
اگه ببازیم، چینگ یانگ دیگه فرصتی برای بهبود یافتن نداره

360
00:28:30,900 --> 00:28:34,560
من فردا همه رو با مهارت های جنگیم متقاعد میکنم

361
00:28:35,380 --> 00:28:38,250
،و درمورد ارتش معبد آهنی

362
00:28:38,840 --> 00:28:41,070
من جونم رو باهاش مبادله میکنم

363
00:28:41,070 --> 00:28:43,630
من پسر علف زارهام

364
00:28:43,630 --> 00:28:47,420
مقام و منزلتمون از هر چیز دیگه ای مهم تره

365
00:28:49,640 --> 00:28:51,220
باشه

366
00:28:52,200 --> 00:28:54,740
این چیزیه که میخوام بشنوم

367
00:28:54,740 --> 00:28:58,080
من مدت زمان زیادی رو با ژنرال ها و اشراف زاده ها حرف زدم و

368
00:28:58,080 --> 00:29:00,750
امیدوار بودم این کلمات رو از دهنشون بشنوم

369
00:29:00,750 --> 00:29:04,790
و الان برادر کوچکتم داره اون حرف ها رو میزنه

370
00:29:06,350 --> 00:29:07,960
بامن بیا

371
00:29:12,350 --> 00:29:13,820
دیدیش؟

372
00:29:13,820 --> 00:29:16,620
من ده هزار نفر از این سوارکار ها رو دارم

373
00:29:16,620 --> 00:29:19,120
،هرکس دو تا اسب خوب داره

374
00:29:19,120 --> 00:29:24,080
یکیشون زره با کیفیت داره و اون یکی تیغه ی آهنی تیزی داره

375
00:29:24,930 --> 00:29:27,390
تو شخصا بهشون آموزش دادی

376
00:29:27,390 --> 00:29:30,910
درستهو وقتی شاهزاده بودم بهشون آموزش دادم

377
00:29:32,590 --> 00:29:36,680
من کلی سال سخت روشون کار کردم

378
00:29:36,680 --> 00:29:38,890
من الان امپراطورم

379
00:29:38,890 --> 00:29:41,360
من قبلا ازشون استفاده نکردم

380
00:29:42,240 --> 00:29:43,960
برادر بزرگتر

381
00:29:45,970 --> 00:29:48,110
،جنگ رودخونه ی تایله

382
00:29:49,000 --> 00:29:51,130
تو فرستادیشون؟

383
00:29:52,780 --> 00:29:55,140
انگار که خودت حدس زدی

384
00:29:55,140 --> 00:30:00,610
اون لرد های پیر هرکاری میکنن که قدرت خودشون رو نگه دارن

385
00:30:02,370 --> 00:30:03,930
من هم همینطورم

386
00:30:03,930 --> 00:30:09,000
رک بگم، فکر نمیکنم مولی بتونه این جنگ رو ببره

387
00:30:09,000 --> 00:30:11,140
،اگه من این ده هزار نفر رو نداشته باشم

388
00:30:11,140 --> 00:30:12,930
،این تختی که الان روش نشستم

389
00:30:12,930 --> 00:30:16,120
قدرتش رو توی شهر بِیدو از دست میده

390
00:30:16,990 --> 00:30:22,320
آسول، تو الان ده هزار سوارکار رو تو جنگ داری

391
00:30:23,030 --> 00:30:27,090
و اون ده هزار نفر به فرمانت گوش میدن

392
00:30:29,460 --> 00:30:31,930
این تمام چیزیه که من دارم

393
00:30:34,600 --> 00:30:37,030
این زندگی برادر بزرگترته

394
00:30:38,450 --> 00:30:40,530
همچنین زندگی سوما

395
00:30:44,060 --> 00:30:45,700
برادر بزرگتر

396
00:30:46,330 --> 00:30:47,930
آسول

397
00:30:50,560 --> 00:30:54,860
جلوی من زانو نزن. ما ارباب و برده نیستیم

398
00:30:55,700 --> 00:30:57,530
ما برادریم

399
00:31:00,400 --> 00:31:03,600
فردا مهارت های جنگیت رو نشون هیچکس نده

400
00:31:04,690 --> 00:31:08,180
نقشه ی جنگ رو هم به کسی نگو

401
00:31:08,180 --> 00:31:10,350
میدونم

402
00:31:10,350 --> 00:31:12,570
،وقتی رهبر گرگ ها رو دیدم

403
00:31:12,570 --> 00:31:17,390
شخصا در مورد جاسوس چینگ یانگ گفت

404
00:31:18,060 --> 00:31:20,120
اون کیه؟

405
00:31:20,120 --> 00:31:25,240
،دقیق نگفت کی، ولی فکر میکنم اینکه در مورد نقشه ی ژنرال مولی میدونه

406
00:31:25,240 --> 00:31:27,660
،و اینکه به دروغ گفته بود دسته ی گرگ های سفید کجا صبر میکنن

407
00:31:27,660 --> 00:31:32,300
این شخص باید خیلی بهمون نزدیک باشه

408
00:31:33,590 --> 00:31:38,430
باید بیرونش کنم و گردنش رو بشکنم

409
00:31:41,790 --> 00:31:44,890
اعلی حضرت فکر میکردن نینگ چینگ نمیتونه برگرده

410
00:31:44,890 --> 00:31:49,400
ویل نینگ چینگ میدونه هکه قطعا برخواهد گشت

411
00:31:50,560 --> 00:31:55,230
،تو اعلام نکردی که برمیگردی. با قانون جدیدت

412
00:31:55,230 --> 00:32:00,020
باید بذارم همه مقامات دادگاهی برای درود فرستادن بهت زانو بزنن

413
00:32:00,020 --> 00:32:03,860
من وقتی اومدم به خدمتکارها برخوردم و بهشون گفتم که اعلام نکنن

414
00:32:03,860 --> 00:32:07,420
لازم نیست هرکس که برمیگرده خونه بخوایم اعلام کنیم

415
00:32:07,420 --> 00:32:12,560
خونه؟ هنوز فکر میکنی قصر چانگ له به اندازه ی کافی برات بزرگ هست؟

416
00:32:12,560 --> 00:32:16,330
تو الان رهبر واقعی شیاتانگی

417
00:32:16,330 --> 00:32:19,830
،خاندان بایلی فقط من رو توی پایتخت داره

418
00:32:19,830 --> 00:32:23,000
ولی تو شیاتانگ نوادگان زیادی داره

419
00:32:23,000 --> 00:32:25,300
تو قبیله ی خانوادگی افراد پیر زیادی وجود داره

420
00:32:25,300 --> 00:32:28,960
به خاطر همین بهم اجازه دادن موقتا امور شیاتانگ رو به عهده بگیرم

421
00:32:28,960 --> 00:32:32,710
من واقعا نمیخوام که لرد شیاتانگ باشم

422
00:32:32,710 --> 00:32:35,610
من همیشه بچه ای بودم که پشت سر اعلی حضرت راه میرفتم

423
00:32:35,610 --> 00:32:40,730
تا زمانی که بتونم دنبال اعلی حضرت راه برم و آب نبات داشته باشم، از سرم هم زیادیه

424
00:32:40,730 --> 00:32:42,480
خوبه که برگشتی

425
00:32:42,480 --> 00:32:46,080
تمام دادگاه با مقامات به درد نخور پر شده

426
00:32:46,080 --> 00:32:50,400
بهشون اجازه دادم به موضوع شی یان رسیدگی کنن. و در آخر شی یان فرار کرد

427
00:32:50,400 --> 00:32:53,230
،در مقابل کسی مثل شی یان

428
00:32:53,230 --> 00:32:57,110
نگهبان ها احتمالا هر کاری میتونستن کردن

429
00:32:57,110 --> 00:33:00,950
حریف واقعی تو شی یان نیست

430
00:33:00,950 --> 00:33:04,790
حریف های واقعی تو بای یی و شیائو ژو هستن

431
00:33:04,790 --> 00:33:09,640
تولدت نزدیکه. باید یه جشن ملی بگیریم

432
00:33:31,089 --> 00:33:51,089
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

433
00:33:57,200 --> 00:33:59,400
بچت دیگه بزرگ شده

434
00:33:59,400 --> 00:34:02,100
بچه ی بی باکیه

435
00:34:06,000 --> 00:34:08,199
لطفا استراحت کن

436
00:34:21,199 --> 00:34:22,980
،زنت

437
00:34:23,600 --> 00:34:26,199
با جنگجوی با دل وجزئتی ازدواج کرد

438
00:34:26,199 --> 00:34:29,400
و بچه ی شجاعی رو به دنیا آورد

439
00:34:29,400 --> 00:34:32,000
،با اینکه بچه شبیه تو نیست

440
00:34:32,000 --> 00:34:35,000
،ولی به اندازه ی تو قویه

441
00:34:35,000 --> 00:34:38,800
پس بهش به چشم پسر خودت نگاه کن

442
00:34:40,199 --> 00:34:42,000
تو آرامش بخواب

443
00:34:53,600 --> 00:34:55,800
همه ی خانوادت مردن

444
00:34:57,800 --> 00:35:02,100
حتی گرگت هم مرد

445
00:35:03,800 --> 00:35:05,800
تو هیچ وارثی نداری

446
00:35:05,800 --> 00:35:09,300
دوستات هم برگشتن اینجا

447
00:35:14,000 --> 00:35:16,200
تو آرامش بخواب

448
00:35:16,200 --> 00:35:20,000
وقتی بمیرم، اگه جسدم بتونه اینجا بخوابه

449
00:35:20,000 --> 00:35:23,300
،وبه سرودی که پادشاه برای یادبودم میخونه گوش بده

450
00:35:24,100 --> 00:35:27,000
میتونم بدون هیچ پشیمونی ای بمیرم

451
00:35:29,850 --> 00:35:31,680
لِی بیچنگ

452
00:35:32,400 --> 00:35:36,000
شمایی که اهل سرزمین شرقی هستین نمیدونین که

453
00:35:36,000 --> 00:35:38,800
خیانت بزرگترین شرم یه مرده؟

454
00:35:39,950 --> 00:35:43,400
شما میخواستین بهای زیادی روبابت

455
00:35:43,400 --> 00:35:46,800
نجات کوچیکترین پسر لی سونگ بدین

456
00:35:46,800 --> 00:35:48,200
و الان به جایی خیلی دور سفر کردین

457
00:35:48,200 --> 00:35:52,000
و از زمین های یخی گذشتین که من رو پیدا کنین

458
00:35:52,000 --> 00:35:55,600
،شما میگین که وزارت الهی من رو به عنوان امپراطور علف زارها به رسمیت میشناسه

459
00:35:55,600 --> 00:35:57,800
و تبر من

460
00:35:57,800 --> 00:36:01,100
به امپراطوری سرزمین شرقی پایان میده

461
00:36:03,600 --> 00:36:05,600
تو واقعا میخوای

462
00:36:07,200 --> 00:36:10,600
از من چی بگیری؟

463
00:36:10,600 --> 00:36:13,800
راستش ما چیزی نمیخوایم

464
00:36:13,800 --> 00:36:18,200
فقط امیدواریم تو گرفتن پایتخت شمالی موفق بشی

465
00:36:18,200 --> 00:36:20,000
،رک بگم

466
00:36:20,000 --> 00:36:24,600
،اگه گوئولیر پاسوئر بیست سال دیگه هم زنده میموند

467
00:36:24,600 --> 00:36:27,600
باز هم نمیخواستیم که با شما همدست بشیم

468
00:36:27,600 --> 00:36:31,400
خیلی بد شد که زود مرد

469
00:36:31,400 --> 00:36:33,100
،همچنین

470
00:36:34,100 --> 00:36:36,800
اون هم مرد ضعیفی بود

471
00:36:36,800 --> 00:36:40,800
شنیدم که پیام رسان وزارت الهی

472
00:36:41,700 --> 00:36:45,200
فقط به جنگ احتیاج داره

473
00:36:45,200 --> 00:36:49,900
اون الزاما درست نیست، ولی چیزی که ما الان میخوایم جنگه

474
00:36:51,200 --> 00:36:55,300
پسرم، هودولوهان گفت که

475
00:36:55,300 --> 00:36:57,400
تو مثل

476
00:36:57,400 --> 00:37:00,600
کنه های هستی که

477
00:37:00,600 --> 00:37:04,500
دور اجساد گاو ها پرواز میکنن

478
00:37:07,020 --> 00:37:08,810
من فکر میکنم

479
00:37:09,550 --> 00:37:12,180
اون درست میگه

480
00:37:13,980 --> 00:37:16,700
،من نمیتونم چیز دیگه ای بهت بدم

481
00:37:17,400 --> 00:37:19,900
،ولی اگه جنگ میخوای

482
00:37:20,800 --> 00:37:24,000
به زودی بهش میرسی

483
00:37:26,889 --> 00:37:46,889
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

484
00:37:58,200 --> 00:38:01,200
دوباره همدیگه رو میبینیم

485
00:38:08,400 --> 00:38:13,500
نه، تو واقعی نیستی. این فقط توهمه

486
00:38:17,800 --> 00:38:20,800
هیچوفت مهم نبوده که من واقعی هستم یا نه

487
00:38:20,800 --> 00:38:25,600
ولی برای مردم پایتخت شمالی، تو واقعی هستی

488
00:38:26,400 --> 00:38:29,500
ستاره ی فاجعه ای که از صور فلکی میشناسن

489
00:38:30,400 --> 00:38:32,800
دوباره برگشته

490
00:38:32,800 --> 00:38:37,000
خیلی بده که این ستاره ی فاجعه عنوان ولیعهد رو داره

491
00:38:37,000 --> 00:38:39,400
،دوتا شاهزاده میخوام امپراطور شن

492
00:38:39,400 --> 00:38:42,600
و هردوشون پشتیبانی تو رو میخوان

493
00:38:42,600 --> 00:38:45,800
پس اگه یکیشون امپراطور شه چی میشه؟

494
00:38:47,800 --> 00:38:51,600
سرنوشت چینگ یانگ اینه که تو این جنگ مغلوب شه

495
00:38:52,600 --> 00:38:55,000
،شاید من ستاره ی فاجعه ام

496
00:38:55,000 --> 00:38:57,600
ولی ستاره ی فاجعه ی توهم هستم

497
00:38:57,600 --> 00:39:01,500
تا وقتی که زنده ام، از شکوه چینگ یانگ محافظت میکنم

498
00:39:05,000 --> 00:39:07,000
هیچوقت این رو درک کردی؟

499
00:39:07,000 --> 00:39:10,200
،برای افراد قبیله ت

500
00:39:10,200 --> 00:39:13,600
شکوه اونقدرها هم مهم نیست

501
00:39:13,600 --> 00:39:15,200
،اکه اینطور نبود

502
00:39:15,200 --> 00:39:19,700
ژنرال مولی به این راحتی شکست نمیخورد

503
00:39:25,200 --> 00:39:27,600
میدونی خیانت کار کیه؟

504
00:39:29,600 --> 00:39:32,600
حرفات رو باور نمیکنم

505
00:39:35,600 --> 00:39:38,400
!چقد تو لجبازی

506
00:39:38,400 --> 00:39:40,800
فقط میخوام بهت بگم که

507
00:39:40,800 --> 00:39:44,400
تو پایتخت شمالی همه جا خطرناکه

508
00:39:44,400 --> 00:39:49,200
حتی اگه چیزی رو با چشم های خودتم دیدی،راحت باورش نکن

509
00:39:55,120 --> 00:39:57,640
...امپراطر سرزمین شرقی

510
00:39:59,400 --> 00:40:01,600
مگه بهش زیادی اعتماد نداشتی؟

511
00:40:01,600 --> 00:40:04,500
ولی اون بازهم میخواست تو رو بکشه

512
00:40:08,000 --> 00:40:10,400
نمیترسی که

513
00:40:12,100 --> 00:40:15,400
یه نفر دیگه درست مثل اون باشه؟

514
00:40:28,400 --> 00:40:30,400
بزرگترین شاهزاده

515
00:40:35,600 --> 00:40:38,400
،من فرمانده ی ارتش سوارکاران آهنی، بوهوالا هستم

516
00:40:38,400 --> 00:40:40,600
من از دستورات شما اطاعت میکنم

517
00:40:41,400 --> 00:40:43,000
،من فرمانده ی سوارکاران ببر و پلنگ هستم

518
00:40:43,000 --> 00:40:46,800
امپراطور بهم دستور دادن که بیام، پس من هم اومدم

519
00:40:46,800 --> 00:40:51,000
ولی انتظار نداشتم که امپراطور همه ی امید چینگ یانگ رو بذاره رو بچه ای که هیچوقت فرماندهی ارتش رو به عهده نداشته

520
00:40:51,000 --> 00:40:52,400
،عمو

521
00:40:52,400 --> 00:40:56,200
من بزرگ شدم. من حتی تو جنگ های سرزمین شمالی شرکت داشتم

522
00:40:56,200 --> 00:40:58,600
من میدونم ستمگری چیه

523
00:40:58,600 --> 00:41:02,600
،امپراطور به من دستور داده که اینجا باشم، به خاطر همین بدون شک ازت اطاعت میکنم

524
00:41:02,600 --> 00:41:07,000
ولی راستش، بدون اینکه نوع استراتژی هات رو بدونم یکم نگرانم

525
00:41:07,000 --> 00:41:11,400
ژنرال مولی حتی با ارتش صدهزار نفره از سوارکارهایی که از چینگ یانگ به رودخونه ی تایله رفته بودن، شکست خورد

526
00:41:11,400 --> 00:41:14,600
الان ما فقط ده هزار سوار کار و هزار نفر از معبد آهنی داریم

527
00:41:14,600 --> 00:41:18,000
میشه بپرسم نقشه ات چیه؟

528
00:41:18,000 --> 00:41:21,200
،میتونم بهت بگم که، فقط با یازده هزار نفر

529
00:41:21,200 --> 00:41:24,400
امکان نداره که دسته ی گرگ سفید و ارتش شوئوبی رو شکست بدیم

530
00:41:24,400 --> 00:41:27,000
...پس چرا-\Nولی مطمئن میشم که یه نفر رو بکشیم-

531
00:41:27,000 --> 00:41:29,800
ماموریت ما، حمله برای کشتن یه نفره

532
00:41:29,800 --> 00:41:33,600
هدفمون هم، پادشاه گرگ های شوئوبیه

533
00:41:33,600 --> 00:41:37,200
قتل؟ یه ارتش ده هزار نفری رو میبریم که یه نفرو بکشیم؟

534
00:41:37,200 --> 00:41:38,600
درسته

535
00:41:38,600 --> 00:41:42,600
اسم این استراتژی، سوراخ کردن قلبه

536
00:41:42,600 --> 00:41:44,600
این دیگه چجور استراتژی ایه؟

537
00:41:44,600 --> 00:41:48,000
اگه سرزمین شرقی استراتژی های خوبی داشت، پس چرا از چینگ یانگ درخواست کمک کرد؟

538
00:41:48,000 --> 00:41:50,600
در واقع خیلی سادس

539
00:41:50,600 --> 00:41:53,400
،قبلا وقتی امپراطور فنگ یان برای بار دوم پایتخت شمالی رو گرفت

540
00:41:53,400 --> 00:41:55,700
استراتژی سوراخ کردن قلب رو استفاده کرد

541
00:41:55,700 --> 00:41:59,700
افراد علف زارها به خاطر اسب های سریعشون یه قدم جلوتر بودن واز تاکتیک های چریکی استفاده میکردن

542
00:41:59,700 --> 00:42:02,400
،اگه چریکی ها مکررا مراحم امپراطور فنگ یان میشدن

543
00:42:02,400 --> 00:42:05,200
سرعت پیش رویش کند میشد

544
00:42:05,200 --> 00:42:07,500
به خاطر همین تصمیم گرفت که بهشون توجهی نکنه

545
00:42:07,500 --> 00:42:09,600
اون به ژنرال ارشد یولین، سو جین شنگ دستور داد که

546
00:42:09,600 --> 00:42:14,000
که افراد برگزیده اش رو تقریبا تو یه خط مستقیم به سمت پایتخت شمالی پیش ببره

547
00:42:14,000 --> 00:42:18,400
،اگه اون واقعا با استراتژی سوراخ کردن قلب پایتخت شمالی رو شکست داده

548
00:42:18,400 --> 00:42:21,600
همه ی قبایل دیگه باید تسلیم میشدن

549
00:42:21,600 --> 00:42:24,800
،آسول، سوراخ کردن قلب به سرعت بستگی داره

550
00:42:24,800 --> 00:42:28,600
و از لحظه ای که به کمپ دشمن جمله میکنیم تا زمانی که رهبرشون رو میکشیم باید سرعت رو حفظ کنیم

551
00:42:28,600 --> 00:42:30,300
درسته

552
00:42:30,300 --> 00:42:34,200
ولی مونلِهوئر همیشه سه هزار جنگجوی گرگ رو در کنارخودش داره

553
00:42:34,200 --> 00:42:37,200
همچنین، اسب هامون وقتی گرگ ها رو ببینن رم میکنن و فرار میکنن

554
00:42:37,200 --> 00:42:40,200
موقعیتمون کاملا بهم میریزه

555
00:42:40,200 --> 00:42:43,400
بهش فکر کردم. برتری دسته ی گرگ های سفید

556
00:42:43,400 --> 00:42:47,000
تو مهارت های جنگیشون نیست. در واقع همینه که اسب ها از گرگ میترسن

557
00:42:47,000 --> 00:42:51,200
اسب ها غریضی از گرگ ها میترسن، و مخصوصا گرگ های دسته ی گرگ های سفید

558
00:42:51,200 --> 00:42:55,400
پس اگه واسه این مشکل راه حلی نداشته باشیم، نمیتونیم تو جنگ دربرابر اونها دووم بیاریم

559
00:42:55,400 --> 00:42:59,000
به خاطر همین چشم های اسب هارو میپوشونیم

560
00:42:59,000 --> 00:43:01,800
و گوش هاشون رو میبندیم

561
00:43:01,800 --> 00:43:04,400
خب اونجوری اسب هامون کور نمیشن؟

562
00:43:04,400 --> 00:43:06,470
!ما میخوایم که کور بشن

563
00:43:08,400 --> 00:43:10,800
بوهوانا اینجا از بزرگترین شاهزاده اطاعت میکنه

564
00:43:10,800 --> 00:43:12,700
که به پادشاه گرگ ها حمله کنه

565
00:43:23,800 --> 00:43:27,800
لرد نهم رو چیکار کنیم؟ اون رهبر ارتش ببرو پلنگه

566
00:43:27,800 --> 00:43:30,900
بدون اون، اون سوارکارها بهت گوش نمیدن

567
00:43:32,800 --> 00:43:36,200
...عمو لرد نهم چینگ یانگه

568
00:43:37,400 --> 00:43:40,500
اون جون همه ی افراد چینگ یانگ رو نادیده نمیگیره

569
00:45:03,438 --> 00:45:13,438
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site
