﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:07,974
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

2
00:00:08,974 --> 00:00:10,843
مطلقه‌ها پرواز کردن به استرالیا تا عشق پیدا کنن.

3
00:00:11,753 --> 00:00:15,333
از همون قسمت اول، همه‌ی نفرات پرامتیاز معرفی شدن، خفن مثل ساحل سورفرز پارادایز (استرالیا).

4
00:00:15,894 --> 00:00:18,524
میونگ-اون که سه رأی گرفته بود، این-هیونگ رو انتخاب کرد.

5
00:00:18,794 --> 00:00:24,934
پس اونا شدن زوج شماره یک، و سونگ-وو و جی-وو همدیگه رو انتخاب کردن و از روز اول دوتا زوج شکل گرفت.

6
00:00:26,134 --> 00:00:27,974
مثل خوش‌شانسی هفت، شروع خیلی خوبی داشت.

7
00:00:29,434 --> 00:00:33,103
می‌دونستی «مطلقه‌ها» بیشترین زوج واقعی رو بین برنامه‌های دیتینگ داره؟

8
00:00:33,323 --> 00:00:33,863
واقعاً؟

9
00:00:34,204 --> 00:00:36,143
آره، بین برنامه‌های فصلی، ما بیشترین رو داریم.

10
00:00:36,564 --> 00:00:37,043
آها.

11
00:00:37,764 --> 00:00:38,274
جدی؟

12
00:00:38,573 --> 00:00:39,984
آره، منطقیه.

13
00:00:40,404 --> 00:00:41,073
منطقیه~

14
00:00:41,223 --> 00:00:43,683
اول از همه، دوتا زوج دوباره ازدواج کردن، ما و زوج هیدن جیمی (اسم یکی از زوج‌های برنامه).

15
00:00:44,204 --> 00:00:44,603
واو.

16
00:00:44,823 --> 00:00:45,393
حتی بچه هم دارن.

17
00:00:45,694 --> 00:00:46,173
دقیقاً، دقیقاً.

18
00:00:46,543 --> 00:00:47,933
زوج هیدن جیمی (اسم یکی از زوج‌های برنامه) هم الان بچه دارن.

19
00:00:48,554 --> 00:00:50,723
بعد، تو فصل ۳، زوج سورا و دونگ-آن.

20
00:00:50,804 --> 00:00:51,183
هنوز باهمن.

21
00:00:51,484 --> 00:00:51,853
هنوز باهمن.

22
00:00:52,094 --> 00:00:53,054
واقعاً هنوز؟

23
00:00:53,054 --> 00:00:53,154
آره.

24
00:00:55,334 --> 00:00:56,554
بعد زوج جروم و بنیتا.

25
00:00:56,884 --> 00:00:57,944
حتی باهم زندگی می‌کنن.

26
00:00:58,624 --> 00:01:03,743
تو فصل ۶ هم زوج جونگ-میون و بو-مین، هی-یونگ و جین-هیونگ، بانگ-گول و شی-یونگ، همه واقعی‌ان.

27
00:01:03,823 --> 00:01:04,144
جدی؟

28
00:01:04,424 --> 00:01:05,153
خیلی خوب دارن پیش می‌رن.

29
00:01:05,513 --> 00:01:05,944
عالیه.

30
00:01:06,414 --> 00:01:06,513
آره.

31
00:01:07,724 --> 00:01:11,233
یه خبر جالب دیگه هم هست، یه زوج هستن که بین فصل‌ها شکل گرفتن.

32
00:01:11,313 --> 00:01:11,603
واقعاً؟

33
00:01:11,823 --> 00:01:11,974
آره.

34
00:01:14,834 --> 00:01:16,144
یادتونه آ-یونگ فصل ۱ رو؟

35
00:01:16,513 --> 00:01:17,343
مدله، آره.

36
00:01:17,584 --> 00:01:23,004
اون و وکیل کیو-دوک از فصل ۵ الان باهمن، زوج بین‌فصلی.

37
00:01:23,694 --> 00:01:24,963
چطور اصلاً باهم آشنا شدن؟

38
00:01:25,134 --> 00:01:25,323
هر روز.

39
00:01:25,683 --> 00:01:26,084
چطور دیدن همو؟

40
00:01:26,433 --> 00:01:29,024
می‌گن با معرفی، مثل جلسه‌ی خواستگاری آشنا شدن.

41
00:01:29,353 --> 00:01:29,743
آها.

42
00:01:30,674 --> 00:01:32,493
پس «مطلقه‌ها» واقعیه.

43
00:01:32,493 --> 00:01:32,743
دقیقاً.

44
00:01:33,483 --> 00:01:34,614
واو، درصد موفقیتش خیلی بالاست.

45
00:01:34,983 --> 00:01:35,793
خیلی بالاست.

46
00:01:36,424 --> 00:01:39,063
مثل اون گارسون‌های کلاب قدیما که آدمو بهم معرفی می‌کردن.

47
00:01:42,743 --> 00:01:43,084
گارسون.

48
00:01:44,573 --> 00:01:46,903
جی-وون، جی-وون، این شی-یونه، و همینطور.

49
00:01:47,453 --> 00:01:53,254
حالا ببینیم این بار چه زوج‌های واقعی شکل می‌گیرن، وقتی دلیل طلاق هرکدوم از مجردها رو می‌شنویم.

50
00:01:53,864 --> 00:01:56,634
آره، همه سختی طلاق رو تجربه کردن.

51
00:01:57,293 --> 00:01:59,834
ببینیم چه داستان‌هایی پیش میاد.

52
00:02:03,115 --> 00:02:04,135
اعلان برام اومد.

53
00:02:10,515 --> 00:02:10,876
وقتشه.

54
00:02:11,195 --> 00:02:11,756
از همین حالا شروع می‌شه.

55
00:02:12,445 --> 00:02:13,566
اوه، خیلی استرس گرفتم.

56
00:02:13,885 --> 00:02:15,656
چه بدونیم چه ندونیم.

57
00:02:15,825 --> 00:02:16,036
آره، درست می‌گی.

58
00:02:21,846 --> 00:02:22,955
خب حالا ما...

59
00:02:23,635 --> 00:02:25,135
بیایم چیزایی رو بگیم که مربوط به خودمونه، نه؟

60
00:02:36,276 --> 00:02:38,645
هر بار می‌شنوم، دلم می‌گیره.

61
00:02:42,536 --> 00:02:42,825
اوف.

62
00:02:49,195 --> 00:02:50,786
خب...

63
00:02:51,526 --> 00:02:52,485
باشه، بریم!

64
00:02:53,756 --> 00:02:54,276
من...

65
00:02:57,175 --> 00:02:57,485
هوم.

66
00:02:58,746 --> 00:02:59,436
دلیل طلاقم اینه که...

67
00:03:02,606 --> 00:03:06,006
وقتی تازه کار بودم، داشتم برای ازدواج آماده می‌شدم.

68
00:03:07,616 --> 00:03:11,146
اوایل خیلی انرژی گذاشتم برای کار.

69
00:03:12,726 --> 00:03:13,976
و به خاطر همین،

70
00:03:14,636 --> 00:03:16,846
طرف مقابلم یه کم...

71
00:03:17,846 --> 00:03:18,766
خسته شد.

72
00:03:18,766 --> 00:03:20,996
آره، خسته شد.

73
00:03:22,606 --> 00:03:23,236
این باعث شد

74
00:03:23,796 --> 00:03:26,976
رابطه ترک برداره.

75
00:03:27,686 --> 00:03:28,056
هوم.

76
00:03:29,996 --> 00:03:31,716
قبل از اینکه کارمو شروع کنم،

77
00:03:32,676 --> 00:03:34,066
یه کارآموزی داشتم، اون موقع

78
00:03:35,066 --> 00:03:36,056
توی شرکتی که کارآموز بودم،

79
00:03:36,976 --> 00:03:39,746
من لیدر تیم آموزش بودم.

80
00:03:40,646 --> 00:03:41,626
آها، رئیس مستقیم؟

81
00:03:41,626 --> 00:03:42,056
آره.

82
00:03:43,736 --> 00:03:47,346
رابطه‌مون از معلم-شاگردی تبدیل شد به عاشقانه.

83
00:03:47,826 --> 00:03:48,036
آره.

84
00:03:49,866 --> 00:03:51,936
سال دوم ازدواج کردیم.

85
00:03:53,076 --> 00:03:57,186
اون موقع زندگی یه کم سخت بود.

86
00:03:57,966 --> 00:04:01,396
توی اون شرایط فکر می‌کردم اگه من کم بیارم، خانواده‌م می‌پاشه.

87
00:04:03,056 --> 00:04:04,826
برای همین فکر می‌کردم باید

88
00:04:05,436 --> 00:04:07,386
کارمو بی‌نقص انجام بدم.

89
00:04:08,346 --> 00:04:10,056
واسه همین دیگه انرژی نداشتم

90
00:04:10,846 --> 00:04:13,696
روی خانواده یا زندگی مشترک تمرکز کنم.

91
00:04:14,236 --> 00:04:15,726
اون دوست گفت که

92
00:04:16,846 --> 00:04:17,856
نمی‌تونه اینجوری ادامه بده.

93
00:04:18,356 --> 00:04:21,326
گفت دلیل ازدواج اینه که عشق بگیری و عشق بدی.

94
00:04:22,006 --> 00:04:24,186
که باهم خوش باشیم.

95
00:04:24,846 --> 00:04:30,146
ولی اگه فکر می‌کنی رفتار و حرفات نمی‌تونه عشق بده،

96
00:04:30,856 --> 00:04:35,446
و اون حسو نداره، دیگه نمی‌شه ادامه داد.

97
00:04:35,856 --> 00:04:36,406
منم همین فکر رو کردم.

98
00:04:36,746 --> 00:04:37,146
هوم.

99
00:04:38,246 --> 00:04:39,146
خیلی ناراحت‌کننده‌ست.

100
00:04:39,406 --> 00:04:43,066
چون تازه کار بود، باید تمرکز می‌کرد، ولی جای طرف مقابل هم قابل درکه.

101
00:04:43,736 --> 00:04:45,056
و جای هی-جونگ هم قابل درکه.

102
00:04:45,746 --> 00:04:46,056
هوم...

103
00:04:47,606 --> 00:04:49,146
بیشتر باهم حرف زدیم

104
00:04:50,736 --> 00:04:54,056
و فهمیدیم اون چیزی که از ازدواج تو ذهنمون بود

105
00:04:55,056 --> 00:04:55,296
یه جورایی

106
00:04:56,656 --> 00:05:00,146
با هم جور درنمیومد.

107
00:05:01,076 --> 00:05:03,956
پس فقط آینده‌ی همدیگه رو حمایت کردیم

108
00:05:05,466 --> 00:05:06,226
و توافقی جدا شدیم.

109
00:05:06,946 --> 00:05:08,546
زندگی مشترک هی-جونگ همین‌جوری با طلاق توافقی تموم شد.

110
00:05:08,546 --> 00:05:08,856
همین.

111
00:05:09,036 --> 00:05:09,346
هوم.

112
00:05:12,646 --> 00:05:14,026
گفتنش برای اولین بار آسون نبود.

113
00:05:14,146 --> 00:05:14,426
آره.

114
00:05:14,576 --> 00:05:14,876
دقیقاً.

115
00:05:15,676 --> 00:05:15,976
مرسی.

116
00:05:18,786 --> 00:05:19,286
خسته نباشی.

117
00:05:20,436 --> 00:05:20,836
خسته نباشی.

118
00:05:20,936 --> 00:05:21,366
همه خسته نباشن.

119
00:05:21,686 --> 00:05:21,856
هوم.

120
00:05:23,816 --> 00:05:25,146
این جمله‌ها واقعاً دلگرم‌کننده‌ست.

121
00:05:25,466 --> 00:05:26,246
اگه یکی کنارت بگه.

122
00:05:26,766 --> 00:05:27,356
خسته نباشی.

123
00:05:27,356 --> 00:05:27,586
همین جمله‌ها.

124
00:05:27,806 --> 00:05:28,296
از کسایی که خودشون تجربه کردن.

125
00:05:28,706 --> 00:05:28,806
آره.

126
00:05:29,146 --> 00:05:29,246
هوم.

127
00:05:31,826 --> 00:05:32,886
منم خب...

128
00:05:35,446 --> 00:05:36,646
اول از همه مشکل مالی خیلی بزرگ بود.

129
00:05:37,346 --> 00:05:39,536
و با خانواده‌ی همسرم زندگی می‌کردم.

130
00:05:43,056 --> 00:05:44,916
چهار نفر باهم زندگی می‌کردیم.

131
00:05:45,166 --> 00:05:48,686
چهار نفر، ولی وضع مالی خیلی سخت بود.

132
00:05:49,976 --> 00:05:53,056
واسه همین من هر کاری می‌کردم، خیلی تلاش می‌کردم.

133
00:05:53,706 --> 00:05:57,966
از صبح زود تا شب، دوتا کار یا بیشتر انجام می‌دادم.

134
00:06:00,416 --> 00:06:04,606
و همه‌ی بار مالی رو دوش خودم بود.

135
00:06:06,056 --> 00:06:10,056
اون موقع تازه یه کسب‌وکار راه انداخته بودم، حدود یه سال و نیم اداره‌ش کردم،

136
00:06:10,856 --> 00:06:11,856
ولی سریع تعطیل شد.

137
00:06:12,696 --> 00:06:15,006
با تعطیل شدنش بدهکار شدم.

138
00:06:15,556 --> 00:06:18,686
بدهکار بودم و برای پرداخت بدهی،

139
00:06:21,197 --> 00:06:22,917
هر روز خیلی کار می‌کردم، حدود ۱۲ ساعت.

140
00:06:23,577 --> 00:06:29,157
کارای مختلف مثل مونتاژ مبلمان یا تحویل بار انجام می‌دادم.

141
00:06:29,437 --> 00:06:39,057
اون‌قدر کار می‌کردم که بدنم خسته بود، همه‌ش برای بدهی، بدون پس‌انداز یا پول خرجی.

142
00:06:39,257 --> 00:06:40,157
هوم.

143
00:06:41,369 --> 00:06:44,039
وقتی از کار می‌اومدم خونه، فقط می‌خواستم استراحت کنم.

144
00:06:44,669 --> 00:06:53,049
ولی هیچ‌کس نفهمید که نیاز دارم استراحت کنم. چون همین‌جوری ادامه داشت.

145
00:06:54,059 --> 00:06:57,629
از کار جسمم خسته بود، ولی از نظر روحی هم جایی برای تکیه نداشتم.

146
00:06:57,653 --> 00:06:59,769
آه، خیلی سخت بوده.

147
00:07:00,159 --> 00:07:09,059
من باید از مادرشوهر، پدرشوهر و خواهرشوهرم مراقبت می‌کردم. پس...

148
00:07:09,059 --> 00:07:12,389
آه... واقعاً آسون نبود.

149
00:07:14,669 --> 00:07:22,369
هرجا می‌رفتم خانواده بودن، انرژی نداشتم ولی مجبور بودم برای خانواده انرژی بذارم.

150
00:07:23,259 --> 00:07:30,019
وقتی از کار می‌اومدم و راه خونه رو می‌رفتم، مسیر خیلی سخت بود.

151
00:07:30,619 --> 00:07:35,066
اون موقع رفتم توی یه کوچه و خیلی گریه کردم.

152
00:07:35,090 --> 00:07:37,779
آه... وای خدای من.

153
00:07:38,499 --> 00:07:43,129
هیچ‌کس نبود که بهش تکیه کنم، هیچ‌جا برای آرامش نداشتم.

154
00:07:43,129 --> 00:07:44,279
آخ...

155
00:07:45,939 --> 00:07:49,059
خیلی تنها و بی‌پناه بودم.

156
00:07:51,859 --> 00:07:55,779
می‌فهمم چه حسی داری.

157
00:07:56,279 --> 00:08:05,729
کم‌کم جدا شدیم، و وقتی جدا شدیم، زندگی خیلی سبک شد. چون سبک شد، من خودم اول پیشنهاد دادم.

158
00:08:05,999 --> 00:08:15,059
فکر کردم جدا زندگی کردن بهتر از اینجوریه. پس منم قبول کردم طلاق بگیریم. آره.

159
00:08:15,579 --> 00:08:18,759
این‌جوری شد که کارمون به جدایی کشید.

160
00:08:18,759 --> 00:08:21,059
هوم.

161
00:08:21,759 --> 00:08:22,659
خیلی زحمت کشیدی.

162
00:08:26,779 --> 00:08:27,539
واقعاً استرس‌زاست.

163
00:08:27,739 --> 00:08:29,899
همیشه جلوی دوربین بودن.

164
00:08:30,579 --> 00:08:32,699
حتی وقتی فقط می‌خواستم یه لیوان آب بخورم. آه.

165
00:08:33,699 --> 00:08:34,429
هوم.

166
00:08:36,639 --> 00:08:37,759
منم...

167
00:08:38,819 --> 00:08:40,179
خب...

168
00:08:40,779 --> 00:08:55,813
خیلی زود ازدواج کردم، چون خیلی سریع عاشق شدم. بدون اینکه زیاد باهم قرار بذاریم، زود تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم. شاید هنوز خام بودم.

169
00:08:55,837 --> 00:09:05,179
واسه همین خیلی دعوا داشتیم. ارزش‌هامون یکی نبود. فکر می‌کردم عشق همه‌چی رو حل می‌کنه، واسه همین ازدواج کردم.

170
00:09:08,923 --> 00:09:10,183
ولی آخرش عشق کافی نبود.

171
00:09:10,183 --> 00:09:15,023
خیلی دعوا کردیم، تا اینکه

172
00:09:15,023 --> 00:09:16,223
یه روز یهو

173
00:09:17,523 --> 00:09:20,823
اون گفت می‌خواد جدا شه.

174
00:09:21,623 --> 00:09:24,323
دلیلش این بود که

175
00:09:24,723 --> 00:09:30,323
وقتی با من زندگی کرد، فهمید آدمی نیست که بتونه با کسی زندگی کنه.

176
00:09:30,323 --> 00:09:34,723
گفت نمی‌تونه زندگی مشترک رو ادامه بده.

177
00:09:34,723 --> 00:09:35,223
وای...

178
00:09:35,223 --> 00:09:40,223
اون روز که خونه رو ترک کرد، آخرین بار بود.

179
00:09:40,223 --> 00:09:41,423
و وقتی من رفتم،

180
00:09:41,423 --> 00:09:48,923
یکی دو ماه بعد فهمیدم

181
00:09:49,923 --> 00:09:52,823
کسی که قبلاً بهش شک داشتم،

182
00:09:53,623 --> 00:10:00,623
کسی که همیشه حس بدی بهم می‌داد، باهاش همخونه شده، تو همون جایی که من زندگی می‌کردم.

183
00:10:01,223 --> 00:10:01,923
واو.

184
00:10:03,223 --> 00:10:03,923
واو.

185
00:10:06,523 --> 00:10:10,123
و اون آدم همکارش بود، کسی که هنوز بهم می‌گفت «اُنی، اُنی».

186
00:10:11,423 --> 00:10:13,223
حتی زن متأهل بود.

187
00:10:13,223 --> 00:10:15,223
آه... اوه...

188
00:10:16,423 --> 00:10:18,323
و من حتی رفتم عروسی اون آدم.

189
00:10:20,423 --> 00:10:20,923
این دیگه آخرشه.

190
00:10:21,923 --> 00:10:25,223
هرچی بیشتر می‌شنوی، باور نکردنی‌تر می‌شه. خیلی ضربه خورده.

191
00:10:26,323 --> 00:10:27,823
پس...

192
00:10:29,223 --> 00:10:39,823
چیزی که بیشتر اذیتم کرد این بود که حتی سعی نکردن ازم پنهون کنن. جلوی دوستای مشترکمون ظاهر می‌شدن، فقط یکی دو ماه گذشته بود.

193
00:10:40,623 --> 00:10:41,023
آه.

194
00:10:45,723 --> 00:10:52,923
این اولین باره که خودم اینو برای بقیه تعریف می‌کنم.

195
00:10:54,223 --> 00:11:04,223
آه... این چیزی بود که هیچ‌وقت تجربه نکرده بودم. اون موقع جوون‌تر بودم، هیچ‌کدوم از دوستام همچین چیزی رو تجربه نکرده بودن، پس جایی برای گفتنش نبود.

196
00:11:04,223 --> 00:11:10,123
آخرش هیچی نگفتم. سکوت کردم و گذاشتم بگذره تا الان.

197
00:11:11,523 --> 00:11:13,123
یعنی تو دلت نگه داشتی و باهاش زندگی کردی.

198
00:11:15,023 --> 00:11:20,123
خیلی سخت گذشت. چون واقعاً خانواده می‌خواستم.

199
00:11:20,123 --> 00:11:32,123
انگار خانواده داشتم و جلوی چشمم ازم گرفتن. حس از دست دادن کسی که می‌تونست خانواده باشه، اصلاً قابل تحمل نبود.

200
00:11:34,223 --> 00:11:37,523
خیلی احساس خیانت کردم.

201
00:11:38,123 --> 00:11:47,685
ولی خب، الان گذشته. فقط تو دلم دفنش کردم و گذاشتم بره، هیچ‌وقت دنبالش نرفتم و دیگه باهاش تماس نگرفتم.

202
00:11:47,709 --> 00:11:50,123
شاید اونا نمی‌دونن من چی می‌دونم.

203
00:11:51,423 --> 00:11:53,123
واو... باورکردنی نیست.

204
00:11:53,123 --> 00:11:56,823
خیلی سخت بوده که اینو تو دلت نگه داری.

205
00:11:57,623 --> 00:12:04,523
چون ازدواجی بود که کلی مخالفت داشت، نمی‌تونستم سختیامو به کسی نشون بدم.

206
00:12:04,746 --> 00:12:09,240
به‌خصوص به پدر و مادرم نمی‌تونستم چیزی بگم، فقط تو دلم دفن کردم.

207
00:12:09,264 --> 00:12:15,392
این اولین باره که دارم درست و حسابی توی مصاحبه‌ی «دولسینگ» (برنامه مطلقه‌ها) دربارش حرف می‌زنم.

208
00:12:15,646 --> 00:12:16,516
واقعاً عجیبه.

209
00:12:17,726 --> 00:12:25,836
ولی وقتی فکر می‌کنم اون آدم این همه مدت سختی رو تنها تحمل کرده، خیلی دردناک بوده.

210
00:12:26,566 --> 00:12:30,594
واقعیت اینه که فرصت زیادی برای گفتن به اطرافیان نیست. دوست مطلقه هم کم داریم.

211
00:12:30,618 --> 00:12:37,246
برای همین وقتی با بچه‌های «دولسینگ» حرف زدم، گفتنش واقعاً دلگرم‌کننده بود. هوم.

212
00:12:39,246 --> 00:12:39,946
می‌لرزیدم.

213
00:12:41,646 --> 00:12:43,746
خیلی سخت بود، ارزش لرزیدن داشت.

214
00:12:47,346 --> 00:12:47,946
واقعاً عجیب بود.

215
00:12:52,546 --> 00:12:56,546
آه... منم، خب...

216
00:12:57,546 --> 00:13:04,046
تو زندگی مشترک... راستش هیچ‌وقت دعوای بزرگ با همسر سابقم نداشتم.

217
00:13:04,446 --> 00:13:15,546
زندگی مشترک خیلی عادی پیش می‌رفت، بدون مشکل خاص، مثل همه.

218
00:13:17,546 --> 00:13:21,546
یعنی اون‌قدر بهش اعتماد داشتی، درسته؟

219
00:13:21,546 --> 00:13:22,546
هوم، آره.

220
00:13:23,046 --> 00:13:24,046
آره، همین‌جوری بود.

221
00:13:24,546 --> 00:13:38,046
ولی یه جایی چیزی پیش اومد که باعث شد اعتمادمو به همسر سابقم از دست بدم. نمی‌دونم خوش‌شانسی بود یا بدشانسی که فهمیدم.

222
00:13:38,546 --> 00:13:52,846
فکر کردم باید تصمیم بگیرم، ادامه بدم یا نه؟ ولی با اون فکر نمی‌شد زندگی مشترک رو ادامه داد.

223
00:13:53,546 --> 00:14:08,046
پس خودم پیشنهاد دادم: «بیا جدا شیم.» آخرش توافقی طلاق گرفتیم، دو سه ماهه همه‌چی تموم شد.

224
00:14:10,546 --> 00:14:20,546
دلم می‌خواست ادامه بدم، ولی اون موضوع همیشه تو ذهنم بود. نمی‌شد ادامه داد.

225
00:14:20,946 --> 00:14:22,740
- نه.
- معلومه که نه.

226
00:14:22,764 --> 00:14:25,376
- اون فکر همیشه تو ذهنت می‌مونه، چطور می‌خوای ادامه بدی؟
- دقیقاً.

227
00:14:25,400 --> 00:14:28,546
زندگی با اون کینه برای همیشه...

228
00:14:32,546 --> 00:14:35,619
خب، منم...

229
00:14:35,643 --> 00:14:40,057
کدوم زوج دعوا نمی‌کنن؟ همه دعوا دارن.

230
00:14:40,081 --> 00:14:44,962
ولی من درست بعد ازدواج رفتم خارج.

231
00:14:44,986 --> 00:14:49,800
پس دوتایی خارج زندگی کردیم.

232
00:14:49,824 --> 00:14:57,546
اولش فکر کردم عالیه، فقط خودمونیم. وای، ماه عسل توی بهشت شخصی خودمون.

233
00:14:59,787 --> 00:15:00,857
خیلی مثبت فکر می‌کردم.

234
00:15:01,577 --> 00:15:04,827
آه، این می‌شه پایه‌ی زندگی مشترکمون.

235
00:15:05,677 --> 00:15:07,057
پر از امید بودم.

236
00:15:07,567 --> 00:15:09,827
هوم، واقعاً فقط خودمون بودیم، ولی همین فقط خودمون بودن شد

237
00:15:10,647 --> 00:15:11,907
یه دام غیرمنتظره.

238
00:15:15,757 --> 00:15:17,877
تنها کسی که می‌تونستیم بهش تکیه کنیم، خودمون بودیم.

239
00:15:20,745 --> 00:15:23,845
نه جایی برای حرف زدن، نه دوستی...

240
00:15:25,797 --> 00:15:28,337
این منو خسته کرد، شاید اونم همین‌طور. پس...

241
00:15:29,347 --> 00:15:32,057
هی دعواهای کوچیک پیش می‌اومد.

242
00:15:33,567 --> 00:15:35,457
یه دعوای خیلی جدی هم داشتیم.

243
00:15:37,157 --> 00:15:39,057
انقدر بی‌اهمیت بود که گفتنش خنده‌داره...

244
00:15:39,767 --> 00:15:41,257
سر شستن ظرف‌ها دعوامون شد.

245
00:15:42,507 --> 00:15:45,677
ولی اون موقع دعوا کردیم انگار آخر دنیاست.

246
00:15:46,167 --> 00:15:46,967
مگه می‌شه؟

247
00:15:50,627 --> 00:15:53,257
همون روز فهمیدم، آه، این دیگه

248
00:15:54,157 --> 00:15:56,757
دعوا بین آدمای عاشق نیست.

249
00:15:57,277 --> 00:15:59,057
یه چیزی خراب شده بود. حس خیلی عجیبی داشت.

250
00:15:59,567 --> 00:16:00,067
ما دوتا

251
00:16:01,247 --> 00:16:02,647
هی می‌خواستیم همدیگه رو اذیت کنیم.

252
00:16:03,757 --> 00:16:05,717
خودم می‌گفتم چرا اینجوری واکنش نشون می‌دم؟

253
00:16:06,567 --> 00:16:08,057
تا جایی که تعجب کردم این سمتِ من کی شکل گرفت.

254
00:16:11,897 --> 00:16:14,157
همون روز خیلی فکر کردم.

255
00:16:14,957 --> 00:16:15,757
آه، این...

256
00:16:16,897 --> 00:16:17,687
آخرش یعنی...

257
00:16:19,757 --> 00:16:20,927
خیلی ساده، آخرش این بود که

258
00:16:22,857 --> 00:16:25,357
ما فقط همین‌قدر همدیگه رو دوست داشتیم. نتیجه‌م همین بود.

259
00:16:26,257 --> 00:16:28,457
پس خیلی صادقانه حرفامو زدم.

260
00:16:30,027 --> 00:16:30,957
راستشو گفتم،

261
00:16:31,727 --> 00:16:33,287
و اونم دقیقاً همین حسو داشت.

262
00:16:36,237 --> 00:16:38,427
سه روز بعد، برگشت کره.

263
00:16:41,473 --> 00:16:42,393
خیلی حیف شد.

264
00:16:46,067 --> 00:16:46,907
اوه...

265
00:16:48,027 --> 00:16:50,037
یه بخشش هم بدشانسی بود.

266
00:16:51,377 --> 00:16:54,737
وقتی رسیدیم آمریکا، کرونا شروع شد.

267
00:16:56,697 --> 00:16:58,037
پس فقط خونه موندیم.

268
00:16:58,857 --> 00:17:01,977
حدود ماه پنجم یا ششم بود.

269
00:17:02,827 --> 00:17:04,877
اون موقع خیلی دعوا داشتیم.

270
00:17:05,357 --> 00:17:06,777
آره، دعوا زیاد شد.

271
00:17:07,767 --> 00:17:10,497
در واقع اون خونه، خونه‌ی تازه‌عروسیم بود.

272
00:17:11,477 --> 00:17:12,597
وقتی اون رفت،

273
00:17:13,257 --> 00:17:15,037
من تنها موندم.

274
00:17:16,647 --> 00:17:19,807
یه بار دستگیره‌ی یخچال رو گرفتم و

275
00:17:20,827 --> 00:17:23,157
زدم زیر گریه. اشک همین‌جوری می‌ریخت.

276
00:17:24,647 --> 00:17:26,157
اون روزو دقیق یادمه.

277
00:17:29,669 --> 00:17:30,339
گریه کردم.

278
00:17:32,999 --> 00:17:33,879
ولی اون خونه...

279
00:17:35,317 --> 00:17:37,767
هر گوشه‌شو نگاه می‌کردم،

280
00:17:39,877 --> 00:17:42,957
همه‌ش خاطره بود. همه‌چی خاطره شده بود.

281
00:17:44,617 --> 00:17:46,027
حتی یه دستگیره‌ی در،

282
00:17:46,927 --> 00:17:49,057
یه لامپ، یه دستمال تمیزکاری،

283
00:17:50,157 --> 00:17:51,017
هر بار می‌دیدم،

284
00:17:52,357 --> 00:17:54,057
خیلی دلم می‌گرفت.

285
00:17:54,577 --> 00:17:55,937
هر بار که چشمم به چیزی می‌افتاد.

286
00:18:00,877 --> 00:18:02,057
همین‌جوری بود که جدا شدیم.

287
00:18:03,057 --> 00:18:16,913
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

288
00:18:17,913 --> 00:18:20,523
در کل، من تازه‌ترین مطلقه بین بچه‌ها هستم.

289
00:18:22,593 --> 00:18:24,923
وقتی وسایلمو از خونه‌ی تازه‌عروس جمع می‌کردم،

290
00:18:26,013 --> 00:18:28,683
خیلی گریه کردم.

291
00:18:32,303 --> 00:18:34,713
شاید اون لحظه بیشترین همدلی رو حس کردم.

292
00:18:35,583 --> 00:18:37,663
نه از پشیمونی، فقط اشک می‌ریخت.

293
00:18:38,663 --> 00:18:40,803
یه حس پیچیده بود. آره.

294
00:18:41,593 --> 00:18:43,773
برای همین الان یه شوهر فوق‌العاده داری!

295
00:18:44,313 --> 00:18:47,043
عصبانی نشو. الان دارن گریه می‌کنن. سر بچه‌ی گریون داد نزن.

296
00:18:47,743 --> 00:18:48,913
از گیجی عصبانی شدن...

297
00:18:49,013 --> 00:18:51,483
در واقع ما ازدواج می‌کنیم که خوشبخت باشیم.

298
00:19:01,023 --> 00:19:03,693
خب، اول از همه اون آدم خیلی منو دوست داشت.

299
00:19:04,863 --> 00:19:06,323
خیلی منو دوست داشت،

300
00:19:06,923 --> 00:19:07,493
ولی ما دوتا

301
00:19:10,013 --> 00:19:11,323
از یه اتفاق خاص

302
00:19:12,623 --> 00:19:14,463
همه‌چی شروع کرد به خراب شدن.

303
00:19:14,833 --> 00:19:16,733
منم یه کم دلخور بودم،

304
00:19:17,863 --> 00:19:20,923
اونم دلخور بود،

305
00:19:23,063 --> 00:19:25,063
هر روز دعوا می‌کردیم.

306
00:19:25,263 --> 00:19:26,433
هر روز دعوا... ولی

307
00:19:27,783 --> 00:19:29,033
چیزی که بیشتر اذیتم می‌کرد این بود که

308
00:19:29,693 --> 00:19:33,033
چطور می‌شه این همه دعوا کرد و هنوز اسمشو گذاشت عشق؟

309
00:19:33,863 --> 00:19:35,223
ولی نمی‌تونستیم جدا بشیم.

310
00:19:37,063 --> 00:19:40,063
برای همین برای حفظ رابطه،

311
00:19:40,713 --> 00:19:42,423
هر کاری از دستم برمیومد کردم.

312
00:19:43,573 --> 00:19:46,063
مشاوره، هر چیزی که ممکن بود، امتحان کردم.

313
00:19:48,423 --> 00:19:50,723
ولی بهتر نشد،

314
00:19:51,893 --> 00:19:54,223
شدت دعواها بیشتر و بیشتر شد.

315
00:19:55,073 --> 00:19:56,223
این سخت‌ترین بخش بود.

316
00:19:57,253 --> 00:20:02,003
من یه کم منطقی‌تر بودم، اون بیشتر احساسی، پس

317
00:20:02,923 --> 00:20:05,063
تحمل واکنش‌های احساسی‌ش برام سخت بود،

318
00:20:06,973 --> 00:20:09,983
تا جایی که دیگه نمی‌تونستم ادامه بدم.

319
00:20:11,093 --> 00:20:15,063
این باعث می‌شد حل اختلاف خیلی سخت بشه.

320
00:20:18,783 --> 00:20:21,353
بعدش کار به جایی رسید که دیگه نمی‌تونستم بخوابم.

321
00:20:22,993 --> 00:20:27,063
بعد ازدواج، سلامتی‌م خیلی افت کرد.

322
00:20:28,943 --> 00:20:31,693
حدود ۵-۶ کیلو کم کردم و دیگه وزنم برنگشت.

323
00:20:32,793 --> 00:20:35,083
چون خیلی آسیب دیده بودم،

324
00:20:36,163 --> 00:20:37,463
فکر کردم این راهش نیست.

325
00:20:38,973 --> 00:20:41,013
وقتی با پدر و مادرم حرف زدم،

326
00:20:42,433 --> 00:20:43,773
هنوزم

327
00:20:46,953 --> 00:20:48,753
خیلی از هر دو خانواده ممنونم چون

328
00:20:50,063 --> 00:20:53,063
هیچ‌کدوم طرف کسی رو نگرفتن،

329
00:20:53,823 --> 00:20:56,853
فقط دیدن این تصمیم به نفع هر دومونه.

330
00:20:57,723 --> 00:20:59,223
کاملاً احترام گذاشتن.

331
00:21:00,663 --> 00:21:05,073
واقعاً از هم پاشیدن خانواده برای همه دردناکه.

332
00:21:11,806 --> 00:21:13,906
خیلی ممنونم، واقعاً... هوم، آره.

333
00:21:14,506 --> 00:21:17,599
هیچ حس پشیمونی ندارم. چون واقعاً تمام تلاشم رو کردم.

334
00:21:18,599 --> 00:21:27,546
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

335
00:21:28,546 --> 00:21:29,846
هوم... اول از همه،

336
00:21:30,246 --> 00:21:43,546
بعد ازدواج، کارم یه جور خاص بود، من و همسرم آماده‌ی تحصیل خارج می‌شدیم. شرایطی بود که باید می‌رفتیم.

337
00:21:43,846 --> 00:21:51,846
ولی اون موقع تازه کارمو شروع کرده بودم، تحصیل خارج هم هزینه داشت، پس

338
00:21:52,146 --> 00:22:03,546
شرایط مالی خانواده‌ها فرق داشت، بیشتر هزینه‌ها رو پدر و مادرم دادن.

339
00:22:03,746 --> 00:22:04,546
هوم.

340
00:22:05,746 --> 00:22:09,846
به‌خصوص پدرم خیلی همسر سابقمو دوست داشت.

341
00:22:10,246 --> 00:22:10,846
اوه.

342
00:22:12,646 --> 00:22:19,182
قبل از اون، تا ۲۷ سالگی هیچ‌وقت از پدرم پول توجیبی نگرفته بودم، خیلی هم باهاش حرف نمی‌زدم.

343
00:22:19,206 --> 00:22:34,046
ولی بعد یهو ماشینشو داد که برای قرارها استفاده کنم. همین نشون می‌داد خیلی از اون آدم راضی بود و حمایتش می‌کرد.

344
00:22:35,746 --> 00:22:37,546
خیلی خوشحال بود، نه؟

345
00:22:38,846 --> 00:22:48,946
چون حمایت می‌شدیم، توی تحصیل خارج سعی کردم خیلی صرفه‌جو باشم،

346
00:22:48,970 --> 00:22:55,546
ولی چون دیدگاه مالی‌مون فرق داشت، سر همین موضوع‌ها زیاد بحث می‌کردیم.

347
00:22:57,746 --> 00:23:03,860
بعدش هم به خاطر کرونا مجبور شدیم نیمه‌اجباری برگردیم.

348
00:23:03,884 --> 00:23:09,546
وقتی برگشتم کره، فکر کردم باید مسئولیت مالی خانواده رو بیشتر به دوش بکشم، پس

349
00:23:10,046 --> 00:23:15,138
رفتم یانگسان برای کار بلندمدت، مثل رفت‌وآمد طولانی.

350
00:23:15,162 --> 00:23:21,246
دوشنبه می‌رفتم یانگسان، جمعه برمی‌گشتم، مثل یه زوج آخر هفته‌ای.

351
00:23:22,546 --> 00:23:29,753
حدود نیم‌سال اونجا بودم، یه دوشنبه صبح رفتم یانگسان،

352
00:23:29,777 --> 00:23:35,546
ولی کاری که قرار بود انجام بدم کلاً متوقف شد، پس سریع برگشتم سئول.

353
00:23:35,846 --> 00:23:38,846
برگشتم به خونه‌ای که باهم زندگی می‌کردیم.

354
00:23:40,846 --> 00:23:49,546
وقتی رسیدم جلوی خونه، گفتن همسرم تنهاست، ولی حس کردم یکی دیگه هم تو خونه‌ست.

355
00:23:52,246 --> 00:23:53,546
وای خدای من...

356
00:23:54,046 --> 00:23:54,546
اوه...

357
00:23:55,246 --> 00:23:57,046
آخه چرا باید این کارو تو خونه بکنی؟

358
00:23:59,197 --> 00:24:05,867
گفتن تنهاست، ولی من حضور یه نفر دیگه رو حس کردم.

359
00:24:06,117 --> 00:24:06,927
واقعاً...

360
00:24:07,077 --> 00:24:12,967
ردپای یه غریبه تو خونه‌ی خودم... آخه چطور می‌تونی این کارو بکنی؟

361
00:24:15,187 --> 00:24:21,387
فکر کردم اشتباه شنیدم، دقیق‌تر گوش دادم، صدای یه مرد شنیدم.

362
00:24:22,897 --> 00:24:30,057
همون لحظه همه‌ی اعتمادم فرو ریخت.

363
00:24:30,677 --> 00:24:39,747
تا اون روز هیچ‌وقت شک نکرده بودم، ولی همون روز، کاملاً اتفاقی،

364
00:24:40,457 --> 00:24:45,017
خودم خیانت رو تو خونه‌م دیدم.

365
00:24:46,487 --> 00:24:55,657
آخرش به خاطر خیانتش، سریع طلاق گرفتیم.

366
00:24:56,657 --> 00:25:02,367
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

367
00:25:03,367 --> 00:25:14,107
بین همه‌ی اینا، فکر می‌کنم پدرم یه کم احساس گناه داشت که اون ازدواج رو جلو برد.

368
00:25:15,737 --> 00:25:17,357
آه...

369
00:25:17,357 --> 00:25:18,157
چون خودش رو مقصر می‌دونست.

370
00:25:18,157 --> 00:25:20,957
وای... خیلی احساس گناه می‌کرد.

371
00:25:23,157 --> 00:25:28,157
پدرم آدم خیلی قوی‌ایه، ولی الان دچار حملات پانیک شده. آه...

372
00:25:31,677 --> 00:25:39,907
وقتی بهش فکر می‌کنم، خیلی دلم می‌گیره. شکست ازدواج من قطعاً پیامد داشت.

373
00:25:40,617 --> 00:25:41,727
آره، همینطوره. درست می‌گی.

374
00:25:44,717 --> 00:25:47,157
خیلی سخت بوده.

375
00:25:52,197 --> 00:25:59,457
یه تجربه‌ی مشابه... من سفر کاری رفته بودم.

376
00:26:00,687 --> 00:26:03,657
اون موقع زیاد سفر کاری می‌رفتم.

377
00:26:05,257 --> 00:26:13,017
همه‌چی روی اعتماد بود. ولی یه اتفاق افتاد که اون اعتماد شکست.

378
00:26:17,617 --> 00:26:28,327
معمولاً وقتی همسر یا عشق آدم قراره یازدهم برگرده، ولی دهم میاد، آدم خوشحال می‌شه، نه؟

379
00:26:28,427 --> 00:26:35,057
ولی من خواستم سورپرایزش کنم، رفتم، ولی واکنشش این بود: «چرا زودتر اومدی؟»

380
00:26:35,057 --> 00:26:48,157
همین واکنش... خیلی عجیب بود.

381
00:26:48,157 --> 00:26:49,977
آه، اون واکنش...

382
00:26:50,387 --> 00:26:50,837
وای خدای من.

383
00:26:51,187 --> 00:26:59,927
ولی خب، زن و مرد یه حس ششم دارن وقتی چیزی درست نیست.

384
00:27:00,757 --> 00:27:07,777
اون شب بعد شام رفتیم کارائوکه. همون جایی که قبلاً باهاش می‌رفتم.

385
00:27:07,777 --> 00:27:09,557
همون اتاق کارائوکه‌ای که باهاش قرار می‌ذاشتم.

386
00:27:10,200 --> 00:27:13,050
گفتم می‌رم دستشویی، رفتم بیرون. ولی...

387
00:27:15,180 --> 00:27:15,970
اون زنگ زد.

388
00:27:16,450 --> 00:27:17,380
وقتی تلفن دستش بود،

389
00:27:18,570 --> 00:27:22,400
شنیدم گفت: «آره، با یه اوپا هستم.»

390
00:27:23,590 --> 00:27:23,980
اوه!

391
00:27:27,890 --> 00:27:28,860
چرا دروغ گفت؟

392
00:27:32,200 --> 00:27:34,190
گفت: «آره، با یه اوپا هستم.»

393
00:27:38,850 --> 00:27:40,050
دیگه داشتم دیوونه می‌شدم.

394
00:27:41,680 --> 00:27:42,870
واقعاً دیوونه‌کننده بود.

395
00:27:43,530 --> 00:27:45,100
پس...

396
00:27:46,550 --> 00:27:48,960
رفتم داخل، گوشی رو برداشتم.

397
00:27:50,290 --> 00:27:52,060
همین که گوشی رو برداشتم، شنیدم...

398
00:27:54,220 --> 00:27:58,470
«هی [اسم]، کی برمی‌گردی؟ همه اوپاها اینجان...»

399
00:28:00,520 --> 00:28:02,890
وقتی اون تماسو شنیدم،

400
00:28:04,620 --> 00:28:05,870
آه، واقعاً...

401
00:28:08,190 --> 00:28:10,240
اون ازدواجشو از طرف مقابل پنهون کرده بود.

402
00:28:17,160 --> 00:28:26,770
آه... همه‌چی فرو ریخت، کامل.

403
00:28:26,770 --> 00:28:36,780
پس وقتی من سفر کاری می‌رفتم، چی اتفاق می‌افتاد؟

404
00:28:38,480 --> 00:28:40,190
هرچی بیشتر اعتماد می‌کردم...

405
00:28:43,620 --> 00:28:48,440
آه... فقط وقتی به اون لحظه فکر می‌کنم، هنوزم باورم نمی‌شه.

406
00:28:49,740 --> 00:28:55,200
خاطره‌ی اون روز هنوز خیلی واضح جلوی چشممه.

407
00:28:56,220 --> 00:29:03,980
اول قرار بود عروسی کنیم، همه‌چی آماده شد، ولی آخرش عروسی رو کنسل کردیم...

408
00:29:04,670 --> 00:29:13,730
کنسل کردن کافی بود، ولی چون عقد رسمی کرده بودیم، مجبور شدیم بریم دادگاه و طلاق بگیریم.

409
00:29:14,520 --> 00:29:16,190
یعنی قبل از مراسم،

410
00:29:16,190 --> 00:29:17,190
حتی جشن عروسی نگرفته بودیم.

411
00:29:17,190 --> 00:29:20,480
خیلی ناامیدکننده‌ست... ده سال از طلاق گذشته، ولی هنوز زندگی مشترک درست و حسابی نداشتم.

412
00:29:20,480 --> 00:29:28,690
معمولاً برعکسشه؛ عروسی می‌کنن ولی عقد رسمی ندارن... اینجا برعکس شد.

413
00:29:28,690 --> 00:29:29,850
دقیقاً.

414
00:29:30,390 --> 00:29:32,390
نمی‌تونم بگم مطلقه نیستم...

415
00:29:32,390 --> 00:29:34,110
آره، واقعاً کل ماجرا...

416
00:29:35,930 --> 00:29:38,180
اون موقع خیلی...

417
00:29:39,190 --> 00:29:51,534
آه... چون دوستام زود ازدواج کرده بودن، خیلی حسرت می‌خوردم. ولی من قبل از اینکه حتی مراسم داشته باشم، مطلقه شدم...

418
00:29:51,558 --> 00:29:56,630
کی می‌تونم بالاخره یه زندگی مشترک خوشحال داشته باشم؟

419
00:29:59,195 --> 00:30:02,675
قبل از اینکه فرصت ازدواج واقعی داشته باشم، اسم طلاق خورد روی پرونده‌م.

420
00:30:05,455 --> 00:30:07,975
فکر دوباره شروع کردن هم برام یه دیوار ساخته بود.

421
00:30:10,845 --> 00:30:15,215
یه دوره‌ای خیلی ناامید بودم.

422
00:30:17,375 --> 00:30:22,195
فقط به خاطر یه برگه‌ی عقد، ده سال زندگی سخت داشتم.

423
00:30:23,875 --> 00:30:26,005
آه... هیچی نبود.

424
00:30:27,705 --> 00:30:31,245
دیگه نتونستم خودمو جمع کنم.

425
00:30:34,045 --> 00:30:40,145
هی تو ذهنم مرور می‌کردم، دوباره و دوباره...

426
00:30:41,845 --> 00:30:45,175
دیگه نمی‌شد رابطه رو ادامه داد. پس...

427
00:30:48,205 --> 00:30:51,245
برای همین تمومش کردم. من... من...

428
00:30:55,665 --> 00:30:58,795
من... من... اوه...

429
00:31:01,245 --> 00:31:03,705
هوم... هنوزم وقتی یادش می‌افتم می‌لرزم.

430
00:31:04,645 --> 00:31:06,005
چی بود...

431
00:31:06,495 --> 00:31:16,205
من اینجوری بودم، اونم همین‌طور... انگار هر دومون تو زندگی مشترک خیلی خام بودیم. ولی...

432
00:31:16,865 --> 00:31:21,345
اگه دقیق‌تر بگم، مشکل اصلی با مادرشوهرم بود.

433
00:31:21,635 --> 00:31:22,065
آه...

434
00:31:23,065 --> 00:31:27,955
مشکل با مادرشوهر... خب...

435
00:31:30,995 --> 00:31:35,035
قبل از اینکه با همسر سابقم آشنا بشم، افسرده بودم.

436
00:31:35,875 --> 00:31:44,035
بعد خانواده‌ی اون فهمیدن و گفتن نباید با کسی که مشکل روحی داره ازدواج کنی. وقتی شنیدم اینو گفتن...

437
00:31:44,315 --> 00:31:46,235
آه... واقعاً سخت بود.

438
00:31:47,895 --> 00:31:55,545
رابطه‌مون دیگه درست نمی‌شد، ولی بازم ازدواج کردیم.

439
00:31:57,405 --> 00:32:07,245
خانواده‌ی شوهرم می‌خواستن مثل دختر خودشون باهام رفتار کنن، یه عروس صمیمی می‌خواستن،

440
00:32:07,245 --> 00:32:11,925
ولی اون موقع من دیگه دلم بسته شده بود.

441
00:32:12,675 --> 00:32:13,065
آه...

442
00:32:15,975 --> 00:32:17,245
به خاطر زخمی که خورده بودم.

443
00:32:17,975 --> 00:32:18,985
آه... واقعاً...

444
00:32:19,465 --> 00:32:24,935
وقتی این حالتو داری، نمی‌تونی مثل دختر واقعی بشی. چون ما آدمیم.

445
00:32:26,475 --> 00:32:37,645
خیلی سخت بود، گفتم نیاز به زمان دارم. ولی اونم جواب نداد، شوهرم هم نتونست بینمون واسطه بشه.

446
00:32:40,795 --> 00:32:48,245
خانواده‌ی شوهرم از همون اول مخالف بودن.

447
00:32:48,945 --> 00:33:00,065
خیلی مخالفت می‌کردن و می‌گفتن: «شما دوتا چطور می‌خواین ادامه بدین؟ فقط نگاه کردن بهتون خفه‌کننده‌ست.» من همیشه تلاش می‌کردم.

448
00:33:00,585 --> 00:33:02,245
چون ما هم جوون ازدواج کرده بودیم،

449
00:33:02,675 --> 00:33:07,245
حرفاشون خیلی...

450
00:33:07,755 --> 00:33:16,445
انگار می‌خواستن وجودمو انکار کنن. با خودم می‌گفتم، یعنی فقط چون منو دوست ندارن، همه‌چی رو ازم پس می‌زنن؟

451
00:33:16,795 --> 00:33:22,035
به خاطر همین، رابطه‌م با شوهرم سردتر شد.

452
00:33:23,035 --> 00:33:23,345
هوم...

453
00:33:24,046 --> 00:33:26,856
چون خیلی سختی کشیده بودم، به پدر و مادرم گفتم:

454
00:33:28,446 --> 00:33:32,476
«این چیزا خیلی سختن... اون‌قدر سخت که دلم می‌خواد بمیرم.»

455
00:33:28,446 --> 00:33:32,476
گفتم: «این چیزا خیلی سختن... اون‌قدر سخت که دلم می‌خواد بمیرم.»

456
00:33:33,436 --> 00:33:35,556
اون‌جا مادرش گفت: «خب، پس طلاق بگیر.»

457
00:33:36,526 --> 00:33:40,936
این حرفو شوهر سابقم بهم گفت.

458
00:33:43,706 --> 00:33:45,366
ما...

459
00:33:46,556 --> 00:33:51,726
اولش توافقی بود، ولی چون به نتیجه نرسیدیم، رفتیم سراغ داوری (میانجی‌گری دادگاه).

460
00:33:52,656 --> 00:33:56,936
طلاق از طریق داوری (میانجی‌گری دادگاه) انجام شد، و دلیل اصلیش این بود که

461
00:33:57,536 --> 00:33:59,146
آخرش حس کردم

462
00:34:00,476 --> 00:34:04,156
شوهر سابقم دیگه نمی‌خواست شوهر من باشه،

463
00:34:04,956 --> 00:34:09,966
بیشتر می‌خواست پسر خانواده‌ش باشه. وقتی اینو فهمیدم،

464
00:34:10,506 --> 00:34:12,536
منم تصمیم گرفتم.

465
00:34:13,846 --> 00:34:14,746
خوبه.

466
00:34:15,726 --> 00:34:17,156
الان خیلی بهتر شدی؟

467
00:34:17,346 --> 00:34:19,656
آره، الان دیگه...

468
00:34:19,926 --> 00:34:20,696
خیلی سختی کشیدی.

469
00:34:26,926 --> 00:34:28,956
داستان من یه کم طولانیه. و خاصه.

470
00:34:30,766 --> 00:34:31,126
یعنی چی؟

471
00:34:34,786 --> 00:34:38,356
شوهر سابقم ورزشکار بود.

472
00:34:39,226 --> 00:34:43,146
ورزشکار بود و من واقعاً تحسینش می‌کردم که سال‌ها یه کارو ادامه داده.

473
00:34:43,936 --> 00:34:46,496
گفتم: «وای، خیلی عالیه» و تصمیم گرفتم ازدواج کنم.

474
00:34:47,156 --> 00:34:50,836
تو گفتی مشکل با مادرشوهر داشتی، نه؟ مادرش از همون اولین دیدار منو دوست نداشت.

475
00:34:51,436 --> 00:34:53,156
همون اول که دید، گفت:

476
00:34:55,616 --> 00:34:57,956
«فکر کردم ملکه‌ی زیبایی میاری، ولی اینو آوردی؟»

477
00:34:58,826 --> 00:34:59,576
خب...

478
00:35:00,876 --> 00:35:01,406
چی بود این؟

479
00:35:04,656 --> 00:35:05,816
چرا باید همچین چیزی بگه؟

480
00:35:06,656 --> 00:35:06,896
ها؟

481
00:35:07,476 --> 00:35:08,026
نه، جدی.

482
00:35:08,516 --> 00:35:09,696
وقتی اینو شنیدم،

483
00:35:10,906 --> 00:35:13,156
احساس کردم خیلی بی‌ارزشم.

484
00:35:14,856 --> 00:35:19,836
خیلی مخالفت کردن، ولی آخرش بعد از گرفتن فال، اجازه دادن ازدواج کنیم.

485
00:35:20,886 --> 00:35:25,366
گفتن: «اگه فال این بچه می‌گه می‌شه، پس باید حمایتش کنیم.»

486
00:35:25,696 --> 00:35:30,566
ولی چون اون ورزشکار بود، گفتن بهتره ازدواج رو مخفی نگه دارین.

487
00:35:31,176 --> 00:35:31,996
نزدیک بازنشستگی بود.

488
00:35:32,556 --> 00:35:33,956
گفتن تا بازنشستگی پنهونش کنین. پس...

489
00:35:35,706 --> 00:35:37,166
من فکر کردم کم دارم، گفتم: «باشه.»

490
00:35:37,446 --> 00:35:40,336
این کارو کردم و فکر کردم درسته، چون شغلش مهم بود.

491
00:35:40,936 --> 00:35:42,926
در هر صورت نمی‌شد علنی بشه.

492
00:35:43,506 --> 00:35:46,106
حتی به دوستام یا خانواده‌م نگفتم.

493
00:35:46,466 --> 00:35:47,746
که ازدواج کرده بودیم.

494
00:35:48,546 --> 00:35:48,816
چی؟

495
00:35:53,856 --> 00:35:56,656
در همین حین، مادرشوهرم اصلاً آروم نشد.

496
00:35:56,956 --> 00:35:58,166
هر روز بدتر می‌شد.

497
00:36:00,481 --> 00:36:03,031
منم جوون بودم، مریض بودم، تو بیست‌سالگی.

498
00:36:03,401 --> 00:36:06,341
داروی هورمونی مصرف می‌کردم.

499
00:36:07,201 --> 00:36:09,071
اون موقع مادرشوهرم نبود، عمه‌ش بود که پرسید:

500
00:36:09,651 --> 00:36:11,201
«داروت چیه؟» منم گفتم:

501
00:36:11,201 --> 00:36:14,911
«از بچگی مریض بودم، داروی هورمونی می‌خورم.» بعدش...

502
00:36:15,611 --> 00:36:17,931
بدون هیچ مکثی،

503
00:36:18,651 --> 00:36:23,911
به شوهرم گفت: «این دختر رو برگردون خونه‌ی مادرش. چرا یه مریض رو آوردی اینجا؟»

504
00:36:24,131 --> 00:36:26,801
چی؟

505
00:36:27,141 --> 00:36:29,931
آه... چرا باید همچین چیزی بگه؟

506
00:36:29,931 --> 00:36:31,061
چی؟

507
00:36:31,601 --> 00:36:32,401
شوخی می‌کرد؟

508
00:36:32,401 --> 00:36:33,801
آه... چرا اینجوری؟

509
00:36:48,621 --> 00:36:55,071
ولی اون هیچ حرفی نزد، فقط خندید.

510
00:36:55,071 --> 00:37:01,001
شوهر سابقم هیچ واکنشی نشون نداد، فقط خندید.

511
00:37:01,001 --> 00:37:11,801
من نمی‌خواستم با خنده جمعش کنه... فقط خندید و گذشت.

512
00:37:14,401 --> 00:37:14,881
ولی این...

513
00:37:15,401 --> 00:37:23,931
تو زندگی مشترک، چیزای کوچیک... ولی همون یه جمله تبدیل شد به یه زخم بزرگ.

514
00:37:23,931 --> 00:37:31,201
یه زخمی خیلی عمیق... واقعاً تحملش سخت بود.

515
00:37:31,201 --> 00:37:35,301
به شوهر سابقم گفتم: «چطور وقتی اینو گفتن، ساکت موندی؟» گفت:

516
00:37:35,301 --> 00:37:38,061
«خودت برو بهشون بگو.» همینو گفت.

517
00:37:38,061 --> 00:37:42,861
حرفی که زد، زخممو بیشتر کرد: «اگه ناراحتی، خودت برو بگو. یا همین‌جوری ادامه بده.»

518
00:37:44,501 --> 00:37:45,081
اون...

519
00:37:45,081 --> 00:37:55,041
من هنوزم از اون ناراحتم. فقط یه بار می‌تونست بگه: «نه، چرا اینو می‌گی؟»

520
00:37:55,581 --> 00:38:01,301
اگه فقط یه بار طرف منو می‌گرفت... نگرفتنش خیلی دلمو شکست. و این تکرار شد، تا اینکه...

521
00:38:01,301 --> 00:38:09,801
یه بار مادرشوهرم زیاد خورده بود و گفت: «یه آدم بد پسرمو دزدیده...»

522
00:38:09,801 --> 00:38:18,201
اون موقع فکر کردم: «باید ناپدید بشم تا مجبور نباشم اینو تحمل کنم.» اون سخت‌ترین دورانم بود.

523
00:38:18,201 --> 00:38:25,001
آخه چه دوره‌ایه که هنوز می‌گن: «یه آدم بد پسرمو دزدیده»؟ واقعاً مثل دیالوگ سریال بود.

524
00:38:26,001 --> 00:38:34,201
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

525
00:38:35,201 --> 00:38:38,601
فکر می‌کنم تو زندگیم انتخاب‌های زیادی داشتم.

526
00:38:39,801 --> 00:38:49,501
بهترین انتخابم «طلاق» بود. الان خوشحالم... البته زمان برد تا به این خوشحالی برسم.

527
00:38:49,501 --> 00:38:54,301
آفرین.

528
00:38:54,301 --> 00:38:58,501
هوم... خیلی روشن و شاد به نظر میای، باورم نمی‌شه.

529
00:38:58,501 --> 00:39:02,401
انتظار همچین داستان سنگینی رو نداشتم.

530
00:39:02,401 --> 00:39:07,201
ببخشید، نمی‌خواستم سنگین بشه. نه، اصلاً. برعکس، ممنونم که بیشتر گفتی.

531
00:39:07,201 --> 00:39:12,701
خیلی سخت بوده... الان که اینقدر شاد و روشن به نظر میای، آدم نمی‌فهمه چی کشیدی.

532
00:39:15,901 --> 00:39:18,901
شادترین چهره، ولی غمگین‌ترین دلیل.

533
00:39:18,901 --> 00:39:20,201
این داستان...

534
00:39:24,156 --> 00:39:25,516
خیلی سخت بوده.

535
00:39:32,066 --> 00:39:37,546
امیدوارم پدر و مادرم اینو نبینن...

536
00:39:44,166 --> 00:39:47,146
خیلی دیر به پدر و مادرم گفتم که می‌خوام طلاق بگیرم.

537
00:39:51,716 --> 00:39:56,186
سخت‌ترین چیز اینه... اگه پدر و مادر سوها اینو ببینن، خیلی دردناک می‌شه.

538
00:39:56,186 --> 00:39:58,776
نگرانی پدر و مادرا وقتی می‌فهمن بچه‌شون درد کشیده... بچه‌شون براشون خیلی عزیز بوده. ولی...

539
00:40:01,726 --> 00:40:11,299
معمولاً وقتی اتفاق بدی می‌افته، آدم‌ها تو خودشون نگه می‌دارن، هی قورت می‌دن، و نمی‌خوان پدر و مادرشون بفهمن.

540
00:40:13,826 --> 00:40:15,776
پدر و مادرم بوسان بودن، پس...

541
00:40:17,036 --> 00:40:20,476
اون طرف خودش رفت و باهاشون حرف زد.

542
00:40:21,636 --> 00:40:22,196
با هم رفتین؟

543
00:40:23,976 --> 00:40:34,726
من نتونستم برم، فقط تلفنی به پدر و مادرم گفتم: «شرایط اینجوریه، احتمالاً همین‌طور می‌شه.»

544
00:40:35,966 --> 00:40:38,796
پدر و مادرم هیچ حرفی نزدن تا اینکه...

545
00:40:40,716 --> 00:40:46,026
بعد از اینکه طرف مقابل به خانواده‌ی هی‌جونگ گفت، یه روز همسر سابقم یهو زد زیر گریه. حدود یه هفته بعد؟

546
00:40:47,986 --> 00:40:55,766
بعد یه پیام نشونم داد. پیامو مادرم براش توی KakaoTalk فرستاده بود.

547
00:40:56,916 --> 00:41:04,986
توش نوشته بود: «دختر زیبای من... دیگه نمی‌تونم اینجوری صدات کنم...»

548
00:41:06,726 --> 00:41:07,056
آه...

549
00:41:18,126 --> 00:41:26,056
اون پیام برای همسر سابقم بود. توی جامعه‌ی کره، مادر بیشتر نگران عروس مطلقه‌ست. طلاق گرفتن...

550
00:41:26,526 --> 00:41:27,056
کار آسونی نیست.

551
00:41:27,526 --> 00:41:38,746
آره، بیشتر درباره‌ی زن‌ها بود تا مردها. وقتی اون پیامو دید و گریه کرد، منم خیلی گریه کردم.

552
00:41:38,746 --> 00:41:43,956
بعد از اون فهمیدم مادرم که هیچ‌وقت چیزی بهم نگفته بود، چقدر دل بزرگی داره وقتی با اون حرف زده.

553
00:41:44,956 --> 00:42:01,197
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

554
00:42:02,197 --> 00:42:05,212
- لیوانارو بزنیم به هم؟
- آره!

555
00:42:06,737 --> 00:42:07,767
همه خیلی زحمت کشیدن.

556
00:42:08,637 --> 00:42:09,227
خب، بزنیم به هم.

557
00:42:09,657 --> 00:42:10,577
لیوانارو زدیم به هم.

558
00:42:11,197 --> 00:42:12,057
رها کن، رها کن، رها کن.

559
00:42:12,057 --> 00:42:13,857
بیاین لیوانارو بزنیم به هم و همه چی رو رها کنیم، بذاریم بره.

560
00:42:13,857 --> 00:42:15,897
بیاین لیوانارو بزنیم به هم و بابت زحمات همه قدردانی کنیم.

561
00:42:16,427 --> 00:42:17,957
داستانا مثل آب زلال جاری شدن و رفتن...

562
00:42:21,397 --> 00:42:23,007
خلاصه، گفتنش یه سبک شدن بود.

563
00:42:23,777 --> 00:42:24,507
آره، خیلی سبک شدیم، نه؟

564
00:42:24,807 --> 00:42:26,797
درسته، خیلی خاصه.

565
00:42:26,797 --> 00:42:29,257
اینکه اینجوری دور هم جمع بشیم آسون نیست.

566
00:42:29,737 --> 00:42:31,057
نه؟ هوم...

567
00:42:31,057 --> 00:42:33,930
چه داستانی برای همدیگه به جا می‌ذاریم؟

568
00:42:33,954 --> 00:42:35,007
براتون آرزوی خوشبختی می‌کنم، جدی.

569
00:42:35,367 --> 00:42:37,057
امیدوارم همه یه آدم خوب پیدا کنن.

570
00:42:37,537 --> 00:42:40,007
حالا که همه چی رو گفتین، باید سبک شده باشین.

571
00:42:41,247 --> 00:42:42,747
خیلی زود بعدش اینجوری شد.

572
00:42:43,247 --> 00:42:44,797
آه، یه پیام اومد. KakaoTalk بود.

573
00:42:46,007 --> 00:42:47,257
پیام برای مجردای مطلقه.

574
00:42:49,937 --> 00:42:50,457
همه خیره شدن.

575
00:42:51,547 --> 00:42:52,057
چی بود؟ چی بود؟

576
00:42:52,157 --> 00:42:54,257
توی پیام چی بود که توجه همه رو جلب کرد؟

577
00:42:54,747 --> 00:42:56,257
فردا یه «قرار دویدن» هست.

578
00:42:57,557 --> 00:42:58,157
دویدن.

579
00:42:58,677 --> 00:43:00,657
اوه، قرار دویدن خوبه.

580
00:43:00,657 --> 00:43:01,157
دویدن...

581
00:43:01,607 --> 00:43:04,157
هرکی می‌خواد شرکت کنه، باید قبل ۶ صبح آماده حرکت باشه.

582
00:43:04,157 --> 00:43:04,957
درسته.

583
00:43:05,357 --> 00:43:07,157
فقط کسایی که قبل ۶ سوار ماشین بشن می‌تونن بیان.

584
00:43:11,657 --> 00:43:13,757
اولین قرار توی استرالیا. وای، چه قشنگ!

585
00:43:14,757 --> 00:43:16,357
دویدن صبح کنار دریاچه‌ی شهر... باید اونجا دوید.

586
00:43:16,357 --> 00:43:18,157
باید بری، باید بدوی... باید بدوی، باید بدوی.

587
00:43:18,657 --> 00:43:19,857
هوا قطعاً خیلی تازه‌ست.

588
00:43:20,157 --> 00:43:22,657
۶ صبح، وقتی هنوز کامل روشن نشده...

589
00:43:23,557 --> 00:43:25,757
فقط کسایی که سوار ماشین بشن...

590
00:43:28,457 --> 00:43:30,657
کی از مجردای مطلقه توی این قرار دویدن شرکت می‌کنه؟

591
00:43:31,257 --> 00:43:35,657
خوبه، نه؟ دویدن حال آدمو خیلی بهتر می‌کنه، باعث می‌شه همدیگه رو بیشتر دوست داشته باشین.

592
00:43:35,657 --> 00:43:37,257
دوپامین موقع دویدن ترشح می‌شه و حس خوب می‌ده!

593
00:43:37,257 --> 00:43:38,157
البته نفس‌تون می‌گیره.

594
00:43:38,157 --> 00:43:39,157
ولی یه جور عجیبه...

595
00:43:39,157 --> 00:43:41,157
آه، من از این خوشم نمیاد.

596
00:43:41,557 --> 00:43:43,157
ولی ۶ صبح یه چیز دیگه‌ست.

597
00:43:43,157 --> 00:43:45,157
۶ صبح واقعاً فرق داره.

598
00:43:45,157 --> 00:43:47,157
خیلی زوده... سخته بری بیرون مگر اینکه طرفتو خیلی دوست داشته باشی.

599
00:43:47,157 --> 00:43:48,157
تازه اون موقع ممکنه نفس‌ت هم بوی بد بده.

600
00:43:51,157 --> 00:43:52,157
همه پیامو چک کردن.

601
00:43:52,157 --> 00:43:55,157
ساعت شیش... من ۵:۳۰ بیدار می‌شم. شیش...

602
00:43:56,857 --> 00:43:57,557
خش‌خش...

603
00:43:58,693 --> 00:44:00,127
یه نگاه یواشکی...

604
00:44:02,957 --> 00:44:04,957
بعد از اعلام قرار، فضای نشیمن یه کم عجیب شد. من ۵:۳۰ بیدار می‌شم.

605
00:44:06,657 --> 00:44:08,657
دویدن؟ دویدن...؟

606
00:44:08,657 --> 00:44:11,157
قرار دویدن یعنی واقعاً باید دوید؟ احتمالاً آره.

607
00:44:13,857 --> 00:44:18,457
می‌خوام بدونم کسی که دوست دارم فردا میاد یا نه...

608
00:44:18,857 --> 00:44:21,957
کسی اینجا تجربه‌ی دویدن طولانی یا ماراتن داره؟

609
00:44:22,557 --> 00:44:23,157
آره، من دارم.

610
00:44:23,857 --> 00:44:26,657
خیلی خوب می‌دوم. واقعاً توش خوبم.

611
00:44:27,157 --> 00:44:28,957
هوم، زانوهات باید خیلی قوی باشه.

612
00:44:29,157 --> 00:44:30,157
زانوهات محکم باشه دیگه...

613
00:44:30,557 --> 00:44:32,957
خب... اوکی.

614
00:44:33,157 --> 00:44:34,157
پُز میدی؟ این پُزه؟!

615
00:44:39,857 --> 00:44:41,357
یه جور پُز دادنِ ریز و مخفیانه (؟)

616
00:44:41,957 --> 00:44:44,957
منم ورزش می‌کنم... چون نه سیگار می‌کشم نه مشروب می‌خورم.

617
00:44:45,557 --> 00:44:49,657
من بیشتر دنبال پروفایل بدن بودم، نه ماراتن.

618
00:44:49,657 --> 00:44:50,157
آه...

619
00:44:50,157 --> 00:44:55,557
واسه همین دیوونه‌وار تمرین می‌کردم. هفته‌ای هفت روز فقط ورزش.

620
00:44:57,157 --> 00:44:59,957
کم‌کم ورزش مداوم شد یه سرگرمی.

621
00:45:00,457 --> 00:45:01,457
یه سرگرمی سالم.

622
00:45:04,546 --> 00:45:06,846
از اون موقع تمرین کردی و تو سه حرکت اصلی مجموع ۴۰۰ کیلو زدی؟

623
00:45:06,846 --> 00:45:10,546
این خیلی عجیبه! واقعاً ۴۰۰ کیلو؟ وای وای.

624
00:45:15,746 --> 00:45:17,646
دو سه بار پروفایل بدن گرفتم.

625
00:45:18,246 --> 00:45:20,346
سه بار گرفتی؟ واقعاً؟ سه بار؟

626
00:45:20,646 --> 00:45:23,846
وای، خیلی خفنه. بهت میاد. هوم.

627
00:45:25,846 --> 00:45:28,746
اگه بخوام بیشتر پُز بدم، چند بار ماراتن کامل دویدم.

628
00:45:29,346 --> 00:45:32,646
اوه! جدی؟ عالیه. چه حسی داشت؟

629
00:45:33,346 --> 00:45:34,846
وقتی تموم شد؟ فوق‌العاده.

630
00:45:35,546 --> 00:45:36,846
از اول تا آخر دویدی؟

631
00:45:37,346 --> 00:45:39,646
چهار ساعت و چهل دقیقه؟ الان زیر پنج ساعت می‌دوم.

632
00:45:41,146 --> 00:45:42,946
خیلی حس غرور و معنا داشت.

633
00:45:46,346 --> 00:45:48,046
عالیه. کسی که ماراتن کامل می‌دوه، خودش شناخته‌شده‌ست.

634
00:45:50,746 --> 00:45:56,646
همه دارن به دویدن افتخار می‌کنن. ببینیم کی میاد، کی نمیاد.

635
00:46:03,346 --> 00:46:04,246
تو فردا میای بدوی؟

636
00:46:04,746 --> 00:46:07,246
آره، من. تو میای؟ فکر کنم خیلیا می‌خوان بدوَن.

637
00:46:08,546 --> 00:46:11,246
آه، خیلی دوست دارم بیام. ولی نمی‌دونم می‌تونم یا نه.

638
00:46:17,546 --> 00:46:18,799
من می‌خوابم.

639
00:46:22,646 --> 00:46:23,346
معمولاً می‌دوی؟

640
00:46:24,846 --> 00:46:29,246
یه مدت خیلی جدی ورزش می‌کردم، ولی بعدش دیگه نه.

641
00:46:34,746 --> 00:46:41,046
آه، وقتی سرباز بودم هر روز ۳ کیلومتر می‌دویدم، دیگه الان نمی‌خوام.

642
00:46:41,946 --> 00:46:44,246
خسته‌کننده‌ست، نمی‌تونم ادامه بدم.

643
00:46:44,846 --> 00:46:47,746
آره، احتمالاً هر روز ۳ کیلومتر می‌دویدیم.

644
00:46:51,646 --> 00:46:52,746
منم نمی‌دوم.

645
00:46:53,546 --> 00:47:00,046
منم معمولاً نمی‌دوم. تازه دیسک کمر دارم، سیاتیک، راه رفتن برام سخته.

646
00:47:01,046 --> 00:47:04,046
یهو نظرشو عوض کرد، گفت نمیاد. خیلی بامزه بود.

647
00:47:08,646 --> 00:47:14,246
الان دیگه همه فهمیدن کیو دوست دارن، نه؟ سریع معلوم شد... انگار هی‌جونگ حسشو فهمید؟

648
00:47:17,246 --> 00:47:29,346
وقتی یِوون گفت نمیاد، منم فکر کردم حتی اگه بیام، نمی‌تونم با یِوون قرار بذارم، پس نمیام.

649
00:47:31,346 --> 00:47:32,046
نمیام.

650
00:47:36,146 --> 00:47:39,046
دویدن... تو میای قرار دویدن؟

651
00:47:39,146 --> 00:47:41,348
آره، فکر کنم بیام.

652
00:47:41,448 --> 00:47:43,217
تو میای؟

653
00:47:43,317 --> 00:47:46,219
من صد درصد میام. چرا تو نمیای؟

654
00:47:46,320 --> 00:47:47,055
تو نمیای؟

655
00:47:47,154 --> 00:47:49,790
حرکت ساعت شیشه، پس...

656
00:47:51,392 --> 00:47:53,546
یه کم دارن واکنش همو می‌سنجن.

657
00:47:56,546 --> 00:47:58,046
منم باید دوباره خوب فکر کنم...

658
00:47:59,767 --> 00:48:02,403
میای؟ قرار دویدن؟

659
00:48:02,503 --> 00:48:04,104
فردا؟

660
00:48:05,773 --> 00:48:11,345
سؤال از آروم، با دست اشاره به جی‌وو.

661
00:48:11,846 --> 00:48:13,146
بیشتر از همه برام نظر جی‌وو مهمه.

662
00:48:13,146 --> 00:48:14,715
برای سونگ-وو، احساس جی‌وو خیلی مهمه.

663
00:48:16,146 --> 00:48:16,546
جی‌وو،

664
00:48:17,646 --> 00:48:18,946
من معمولاً نمی‌دوم.

665
00:48:24,546 --> 00:48:26,246
می‌تونم بدوم، ولی مشکل بعدشه.

666
00:48:27,946 --> 00:48:28,546
برنامه‌ی بعدی...

667
00:48:28,746 --> 00:48:29,546
نمی‌تونم برم سر قرار بعدی.

668
00:48:29,746 --> 00:48:31,346
فکر کنم دوباره می‌خوابم.

669
00:48:35,946 --> 00:48:39,246
جی‌وو گفت معمولاً نمی‌دوه، پس

670
00:48:39,306 --> 00:48:42,946
به جای اینکه اون موقع انرژی خرج کنه،

671
00:48:44,046 --> 00:48:45,546
می‌خواد انرژی‌شو نگه داره

672
00:48:46,546 --> 00:48:49,846
واسه قرار بعدی استفاده کنه.

673
00:48:52,446 --> 00:48:53,246
از نظر استراتژیک، خوبه.

674
00:48:53,546 --> 00:48:54,846
سونگ-وو و جی‌وو تمرکزشون روی قرار بعدیه؟

675
00:48:58,346 --> 00:49:02,046
در همین حین، سوها رفت آشپزخونه.

676
00:49:04,246 --> 00:49:06,046
داشت صبحونه‌ی فردا رو آماده می‌کرد.

677
00:49:09,870 --> 00:49:12,506
چی کار می‌کنه؟ چی داره خرد می‌کنه؟

678
00:49:12,606 --> 00:49:13,841
نه...

679
00:49:14,846 --> 00:49:17,211
(با شنیدن صدا از آشپزخونه، دونگ گون رفت سمت سوها)

680
00:49:17,344 --> 00:49:19,213
سوها دونگ گون رو دوست داره.

681
00:49:19,246 --> 00:49:20,646
دونگ گون، انتخاب شماره‌ی یک سوهاست.

682
00:49:21,446 --> 00:49:24,046
نباید همینجوری بذاریمش، نه؟ بذاریم روش سلفون؟

683
00:49:24,446 --> 00:49:24,846
سلفون هست؟

684
00:49:25,046 --> 00:49:28,546
سوها و دونگ گون با هم غذا رو جمع کردن.

685
00:49:30,346 --> 00:49:31,346
خیلی به هم میان، نه؟

686
00:49:35,546 --> 00:49:36,046
اوه، چی بود؟ چی بود؟

687
00:49:36,246 --> 00:49:37,046
یه تماس کوچیک...

688
00:49:37,346 --> 00:49:39,846
اوه، دستاشون به هم خورد.

689
00:49:39,946 --> 00:49:41,546
اوه، اون لحظه‌ها آدم دلش می‌لرزه.

690
00:49:41,646 --> 00:49:42,046
دقیقاً.

691
00:49:42,446 --> 00:49:44,046
دونگ گون از اول انتخاب شماره‌ی یک بود.

692
00:49:44,046 --> 00:49:46,546
هنوزم انتخاب شماره‌ی یکه. ولی وقتی کنار هم باشن...

693
00:49:48,446 --> 00:49:49,877
یه نگاه اطراف...

694
00:49:49,944 --> 00:49:53,514
این روغن زیتونه؟

695
00:49:53,614 --> 00:49:55,046
آه، این چیزا قلبمو تند می‌کنه.
(اونقدر نزدیک که نفس همو می‌شنون)

696
00:49:55,783 --> 00:49:58,546
خلاصه، خوش‌شانسیم. یکی داره آشپزی می‌کنه.
(آیا دل سوها بیشتر سمت دونگ-گان میره؟)

697
00:49:58,746 --> 00:50:00,221
دقیقاً.
(آیا دل سوها بیشتر سمت دونگ گون میره؟)

698
00:50:00,621 --> 00:50:02,856
تو فردا توی قرار دویدن شرکت می‌کنی؟

699
00:50:02,957 --> 00:50:05,359
دونگ-گان هم...

700
00:50:05,459 --> 00:50:08,546
اون و من یه سری علایق مشترک داریم، هر دو ورزش دوست داریم.

701
00:50:08,862 --> 00:50:11,046
یه کم صبر کن، یه بار مزه‌شو بچش.

702
00:50:11,399 --> 00:50:12,846
ورزش دوست داری؟

703
00:50:12,946 --> 00:50:13,946
آره، ورزشو دوست دارم.

704
00:50:14,602 --> 00:50:16,737
منم خوب می‌دوم.

705
00:50:17,204 --> 00:50:20,441
زانوهات باید خیلی قوی باشه.
(تیپ ایده‌آلم، حتی زانوهاش قویه!)

706
00:50:20,741 --> 00:50:22,910
حتماً میاد، نه؟
(آیا دونگ-گون فردا میاد؟)

707
00:50:23,644 --> 00:50:25,714
پس منم می‌خوام بدوم.
(سوها منتظر قرار دویدن با دونگ-گونه)

708
00:50:25,813 --> 00:50:29,350
می‌تونن با هم بدوَن؟

709
00:50:30,050 --> 00:50:32,953
فقط زن‌های مطلقه توی نشیمن هستن.

710
00:50:33,053 --> 00:50:34,855
فردا میای بدوی؟

711
00:50:34,955 --> 00:50:37,124
جالب به نظر میاد، ولی...

712
00:50:37,224 --> 00:50:40,728
اینکه بتونم اون موقع بیدار شم یه کم سخته.

713
00:50:40,828 --> 00:50:44,298
زن‌های مطلقه هنوز دارن فکر می‌کنن که برن یا نه.

714
00:50:44,398 --> 00:50:45,567
(یه نفر مثل مانکن داره میاد سمت نشیمن.)

715
00:50:45,666 --> 00:50:48,268
اینکه اینجام مشکلی نداره، نه؟
(یه نفر مثل مانکن داره میاد سمت نشیمن.)

716
00:50:49,737 --> 00:50:53,240
سوها، سوها گفت دویدن رو دوست داری.

717
00:50:53,846 --> 00:50:54,246
گیج شدم.

718
00:50:54,942 --> 00:50:58,546
کامل چرخید و حالت نشستن عوض شد... سمت میونگ-اون!

719
00:50:58,712 --> 00:51:00,846
فردا می‌خوای بدوی؟

720
00:51:01,546 --> 00:51:03,546
ببینیم فردا می‌تونم بیدار شم یا نه.

721
00:51:03,797 --> 00:51:06,037
اگه بیدار شی چی؟

722
00:51:06,047 --> 00:51:06,547
خب، آره.

723
00:51:07,054 --> 00:51:11,047
با جواب نصفه‌نیمه‌ی میونگ-اون، همه بیشتر فکر کردن.

724
00:51:12,760 --> 00:51:17,097
اگه میونگ-اون بیاد، منم میام (؟)

725
00:51:17,632 --> 00:51:19,700
اوه، این‌هیونگ هم جذابه، نه؟
(یه جور شیرینی و بامزگی مثل توله‌سگ داره؛ پرانرژی و وابسته.)

726
00:51:19,800 --> 00:51:21,035
درسته.

727
00:51:21,134 --> 00:51:26,372
(قرار دویدن این‌هیونگ فردا همینه.)
یه کم بریم بیرون... فضای باز.

728
00:51:26,707 --> 00:51:31,278
یه جورایی داره روی معنای قرار با میونگ-اون تأکید می‌کنه.

729
00:51:32,547 --> 00:51:35,047
جی‌وو وقتی بیرون میره یه امتیاز داره.

730
00:51:35,047 --> 00:51:36,047
هوم.

731
00:51:36,747 --> 00:51:39,047
شاید فردا برم سر قرار؟ یا نه؟

732
00:51:40,847 --> 00:51:43,047
بحث پُز دادن نیست، ولی...

733
00:51:43,047 --> 00:51:49,047
تا اینجا اومدم، یه فرصت تکرارنشدنیه، پس اگه بشه می‌خوام لذت ببرم.

734
00:51:49,847 --> 00:51:52,047
از این نظر، باید برم قرار دویدن.

735
00:51:52,047 --> 00:51:55,669
درسته. آره. اوه. آره، همینطوره.

736
00:51:56,547 --> 00:51:58,105
دارن قانع می‌کنن؟ می‌گن برو بیرون؟

737
00:51:58,205 --> 00:52:00,441
این‌هیونگ می‌خواد با میونگ-اون باشه.

738
00:52:00,541 --> 00:52:03,343
فکر می‌کنی میونگ-اون توی قرار دویدن شرکت کنه؟

739
00:52:03,477 --> 00:52:05,547
یه جور دعوت کردن (؟)

740
00:52:06,047 --> 00:52:08,547
خوبه بریم، نه؟ کی دوباره اینجا همچین فرصتی پیش میاد؟

741
00:52:09,047 --> 00:52:17,047
می‌دونم اینجوری حرف زدم که بیشتر ترغیب بشه بیاد.

742
00:52:17,547 --> 00:52:20,047
می‌شه گفت یه جور سیگنال بود.

743
00:52:21,147 --> 00:52:25,047
یه حسی دارم که فردا با میونگ-اون می‌دوم.

744
00:52:25,547 --> 00:52:26,400
MBTIت چیه؟

745
00:52:26,500 --> 00:52:28,547
INFP. INFP.

746
00:52:28,570 --> 00:52:30,047
کامل P.

747
00:52:30,504 --> 00:52:31,438
میونگ-اون چی؟

748
00:52:31,538 --> 00:52:32,973
من ESTJ هستم.

749
00:52:33,407 --> 00:52:34,708
ESTJ؟

750
00:52:35,976 --> 00:52:39,446
خیلی دوستای ENFP دور و برم دارم.

751
00:52:39,546 --> 00:52:41,149
ENFP هم؟ آره.
(منم ENFPم)

752
00:52:41,249 --> 00:52:45,285
همه‌ی دوستام مثل توله‌سگن، همیشه کنارمن.
(یعنی پرانرژی، شیرین، وابسته و دنبال آدم.)

753
00:52:45,385 --> 00:52:47,487
خیلی دوست دارم. خیلی ♥

754
00:52:47,588 --> 00:52:48,957
ENFPها یه کم شبیه توله‌سگن؟

755
00:52:49,056 --> 00:52:51,391
کاملاً توله‌سگی‌ان.
(یعنی پرجنب‌وجوش، بامزه و همیشه دنبال توجه.)

756
00:52:51,592 --> 00:52:55,684
توی پروفایلم هم نوشتم... وقتی اول ثبت‌نام کردم...

757
00:52:55,708 --> 00:53:01,935
سلام، من این‌هیونگم از یانگسان. ENFPم، پرانرژی و اجتماعی، یه تیپ توله‌سگی!  
(یعنی مثل یه توله‌سگ شیرین و پرجنب‌وجوش که عاشق آدم‌هاست.)

758
00:53:02,369 --> 00:53:06,840
فقط ENFPها اینجوری راحت MBTIشونو می‌گن.

759
00:53:07,047 --> 00:53:11,047
ولی خیلی واضح نشون داد. کاملاً بی‌پرده. مستقیم به میونگ-اون گفت.

760
00:53:11,047 --> 00:53:13,047
(منم می‌خوام توله‌سگت باشم!)

761
00:53:13,547 --> 00:53:17,017
تیپ توله‌سگی... همینطوری.
(از دویدن تا MBTI و حتی اون بامزگی توله‌سگی.)

762
00:53:18,547 --> 00:53:21,047
این نمایش توله‌سگی این‌هیونگ به دل میونگ-اون می‌شینه؟

763
00:53:21,847 --> 00:53:23,047
می‌خوان برن دور دوم یا سوم؟

764
00:53:23,047 --> 00:53:25,047
نه، همین‌جا انجام دادن. بعدش رفتن.

765
00:53:25,047 --> 00:53:26,547
گپ‌زدن خیلی پرانرژی بود.

766
00:53:27,047 --> 00:53:29,047
۴ ساعت مونده به قرار دویدن. الان ساعت ۲ نصفه‌شبه.

767
00:53:29,547 --> 00:53:33,047
قرار ساعت ۶ صبحه، ولی اگه ۲ نصفه‌شب هنوز دور دوم باشن، کی می‌تونه بره؟

768
00:53:33,547 --> 00:53:35,047
به نظر میاد هیچ‌کس نمی‌ره بیرون.

769
00:53:35,047 --> 00:53:37,047
از قرار دویدن حذف شدی.

770
00:53:37,447 --> 00:53:38,338
چی می‌خوری؟

771
00:53:38,438 --> 00:53:39,706
آب می‌خوری؟

772
00:53:39,806 --> 00:53:41,842
چی می‌خوری؟

773
00:53:41,942 --> 00:53:43,677
همه دارن مشروب می‌خورن.

774
00:53:43,777 --> 00:53:48,547
اوپا... نه اوپا. اوپا... نه اوپا. اوپا نیست... اوپا.

775
00:53:48,747 --> 00:53:53,020
اوپا؟ اوه. اوپا؟

776
00:53:53,120 --> 00:53:54,047
اوپا؟

777
00:53:54,547 --> 00:53:55,547
اوپا...!

778
00:53:56,690 --> 00:53:59,547
آه، «اوپا» یه کلمه‌ی جادوییه. واقعاً.

779
00:53:59,947 --> 00:54:06,934
من بهش نگفتم اوپا چون فکر کردم اوپاست. نه، نه؟
(صدا واضح نمیاد.)

780
00:54:07,077 --> 00:54:07,727
نه، نه.

781
00:54:07,727 --> 00:54:08,335
برای من اینطوری نیست.

782
00:54:08,587 --> 00:54:10,257
آه، من معمولاً همه رو اوپا صدا می‌کنم.

783
00:54:10,827 --> 00:54:12,027
اینجا دیگه چیزی به اسم اوپا گفتن وجود نداره...

784
00:54:12,106 --> 00:54:15,457
- از قیافه‌م معلومه شبیه اوپا هستم.
- نه، نه.

785
00:54:15,757 --> 00:54:19,557
نه، نه. اینطوری نیست، اشتباه نکن.

786
00:54:20,107 --> 00:54:21,982
با یه خنده‌ی پهن و از ته دل...

787
00:54:22,082 --> 00:54:23,550
هه‌هه، خوبه.

788
00:54:23,650 --> 00:54:24,907
آره، به نظر میاد خوششون اومده.

789
00:54:26,227 --> 00:54:27,527
چقدر دیگه اینجاییم؟

790
00:54:28,327 --> 00:54:31,427
اونایی که ساعت ۶ می‌رن باید زودتر بخوابن.

791
00:54:32,927 --> 00:54:33,927
تو ساعت ۶ میای؟

792
00:54:34,527 --> 00:54:35,527
دو دل شدم.

793
00:54:36,427 --> 00:54:38,027
چون فکر می‌کنم باحال می‌شه.

794
00:54:38,627 --> 00:54:40,527
همه یه جورایی دو دلن.

795
00:54:40,927 --> 00:54:42,527
انتخاب میونگ-اون هنوز معلوم نیست.

796
00:54:43,427 --> 00:54:45,227
جواب واضح نداد، نگرانم.

797
00:54:45,527 --> 00:54:46,027
درسته.

798
00:54:46,727 --> 00:54:48,127
اولویت شماره‌ی یک دلم؟

799
00:54:48,727 --> 00:54:51,027
اوه، معلومه میونگ-ونه.

800
00:54:51,027 --> 00:54:53,113
تو قرار دویدن شرکت می‌کنی؟

801
00:54:53,781 --> 00:54:56,927
آره، قطعاً میام.

802
00:54:58,327 --> 00:55:00,927
الان ساعت ۳ شده. سه ساعت دیگه باید بیدار شیم.

803
00:55:01,827 --> 00:55:03,927
می‌تونم بعد سه ساعت بیدار شم؟ اوه، فکر نکنم.

804
00:55:04,327 --> 00:55:09,027
آره، توی فصل ما، توی ۴ شب و ۵ روز، همه تقریباً فقط سه ساعت می‌خوابیدن.

805
00:55:09,427 --> 00:55:13,567
جدی؟ ولی بازم همه کاراشونو می‌کردن. چون ضروری بود.
(حتی بی‌خواب، همه کارارو انجام می‌دادن.)

806
00:55:14,034 --> 00:55:18,005
چیزای مهم، شخصیت، اینا... چی مهمه؟

807
00:55:18,104 --> 00:55:21,127
من خیلی منطقی فکر می‌کنم. مخصوصاً وقتی بحث می‌کنم.

808
00:55:24,327 --> 00:55:28,027
اون عصبانیت فقط یه لحظه بود. وقتی منطقی حرف بزنی...

809
00:55:28,327 --> 00:55:32,927
می‌گی خب، من و این آدم یه کم فرق داریم. باید تو بعضی چیزا بیشتر دقت کنم. باید منطقی فکر کنم.

810
00:55:33,427 --> 00:55:37,927
اگه درست بحث کنیم، می‌شه جلوی خیلی چیزا رو گرفت. دو طرف می‌تونن خودشونو با هم وفق بدن.

811
00:55:37,927 --> 00:55:38,427
دقیقا.

812
00:55:41,227 --> 00:55:49,227
شوهر ایده‌آلی که می‌خوام کسیه که بتونه با گفت‌وگو منطقی مشکلاتو حل کنه.

813
00:55:50,427 --> 00:55:59,227
از این نظر، فکر می‌کنم اون آدم خیلی با سبک من سازگاره. حتی شاید آدم سالمی باشه. اینجوری فکر کردم.

814
00:55:59,627 --> 00:56:01,949
میونگ-اون همون این-هیونگه.
(این-هیون نزدیک‌ترین به تیپ ایده‌آل میونگ-اونه)

815
00:56:02,049 --> 00:56:03,851
میای سر قرار دویدن؟

816
00:56:03,950 --> 00:56:10,290
دویدن... خیلی دوست دارم بیام ولی ساعتش خیلی زوده.

817
00:56:10,390 --> 00:56:18,027
خیلی دودلم، ولی احتمالا میام چون فکر می‌کنم باحال میشه. آره.

818
00:56:18,027 --> 00:56:20,527
به خاطر این-هیون میای؟

819
00:56:20,634 --> 00:56:25,105
نه، فکر نمی‌کنم به خاطر یه نفر خاص باشه.

820
00:56:25,205 --> 00:56:35,627
ولی شاید یه فرصت خوب باشه؟ راستش نمی‌دونم سرنوشت چی میاره، ولی فکر می‌کنم فرصت خوبیه برای شناختن یکی.

821
00:56:36,527 --> 00:56:38,527
یه نفر اولویت داره، ولی هنوز بازه.

822
00:56:39,927 --> 00:56:43,256
تو قرار دویدن، میونگ-اون ممکنه با کی ارتباط بگیره؟

823
00:56:43,356 --> 00:56:46,627
پس فردا چی؟ معلوم شده کی میره و کی نمی‌ره؟

824
00:56:46,827 --> 00:56:50,230
- تو میای؟
- آره، میام.

825
00:56:51,927 --> 00:56:53,366
- (قرار دویدن) میای؟
- آره.

826
00:56:53,466 --> 00:56:56,837
(میونگ-اون چی؟) من... من... قصد دارم بیام.

827
00:56:56,937 --> 00:57:00,627
اگه صبح بیدار شدی و خواستی بیای، منو بیدار کن. با هم بریم.

828
00:57:00,707 --> 00:57:05,946
الان سه نفر قطعا می‌رن، اگه دوتای دیگه هم بیان، میشه پنج نفر.

829
00:57:06,046 --> 00:57:06,466
اگه اون دوتا هم بیان، میشه پنج نفر.

830
00:57:06,466 --> 00:57:08,816
میونگ-اون و جی-وو، فقط کفش دویدنتونو آماده کنید.

831
00:57:09,586 --> 00:57:10,786
میام سراغ تختتون.

832
00:57:11,086 --> 00:57:11,826
تو خبرچینی.

833
00:57:11,826 --> 00:57:14,916
(کی قراره دو ساعت دیگه سر قرار دویدن صبح زود بیاد؟)
تو خبرچینی.

834
00:57:15,676 --> 00:57:18,016
منم کنجکاوم. کی میاد؟

835
00:57:18,756 --> 00:57:20,286
ولی ساعتش خیلی زوده.

836
00:57:20,716 --> 00:57:25,446
مهم‌ترین چیز تو این قرار دویدن اینه که میونگ-اون میاد یا نه. اون کلیدیه.

837
00:57:25,446 --> 00:57:31,638
الان دونگ-گون، این-هیون و دو-هیون، هر سه به میونگ-اون علاقه دارن.
(برنامه دارن با میونگ-اون بدَونن؟)

838
00:57:31,738 --> 00:57:33,676
میونگ-اون فردا میاد یا نه؟

839
00:57:34,316 --> 00:57:34,806
احتمالا میاد.

840
00:57:34,806 --> 00:57:36,146
فکر نمی‌کنم بیاد. منم فکر نمی‌کنم بیاد.

841
00:57:36,676 --> 00:57:38,436
انگار از اون آدماییه که بقیه رو نگران می‌کنه.

842
00:57:38,876 --> 00:57:44,851
فکر کنم میونگ-اون فقط چون خواب‌آلوده نمیاد. از اون تیپ آدمایی نیست که خیلی فکر کنه.
(مهم نیست نگران باشه یا نه، احتمالا چون خوابه نمیاد zzz)

843
00:57:44,951 --> 00:57:47,553
بعد از اون جریان عجیب شب اول،

844
00:57:47,654 --> 00:57:51,291
هنوز خورشید طلوع نکرده.

845
00:57:55,863 --> 00:57:58,632
شما دوتا باید برید.

846
00:57:59,800 --> 00:58:04,976
این-هیون با زنگ ساعت ۵:۳۰ فوری بیدار شد.

847
00:58:05,376 --> 00:58:06,516
فقط یه ساعت خوابیدی؟

848
00:58:06,906 --> 00:58:09,309
تقریبا نخوابیده بود.

849
00:58:11,779 --> 00:58:15,066
با چشم‌های خواب‌آلود شروع کرد آماده شدن برای قرار دویدن.

850
00:58:16,536 --> 00:58:18,146
همین موقع دوباره زنگ خورد.

851
00:58:19,846 --> 00:58:22,489
این بار زنگ ساعت دونگ-گون بود.

852
00:58:23,523 --> 00:58:24,924
یه نگاه انداخت.

853
00:58:28,295 --> 00:58:34,034
این-هیون نزدیک دونگ-گون موند.

854
00:58:35,526 --> 00:58:36,286
بیدارش نکرد؟

855
00:58:36,616 --> 00:58:37,286
فکر کرد.

856
00:58:38,616 --> 00:58:40,966
این-هیون به چی فکر می‌کرد؟

857
00:58:41,576 --> 00:58:42,256
خوبه؟

858
00:58:44,256 --> 00:58:45,366
فردا میای؟ برای دویدن؟

859
00:58:45,906 --> 00:58:47,056
آره، می‌تونم بیام.

860
00:58:47,536 --> 00:58:49,136
بیا همدیگه رو بیدار کنیم.

861
00:58:49,136 --> 00:58:50,006
اگه من بیدار نشم چی؟

862
00:58:50,236 --> 00:58:53,019
دونگ-گون واقعا مصممه که بره سر قرار دویدن.

863
00:58:53,220 --> 00:59:01,516
راستش... همیشه دونگ-گون، هم‌اتاقیم، رو رقیبم می‌دونستم.

864
00:59:02,546 --> 00:59:05,646
آها، حسش کردم. فهمیدم.

865
00:59:06,316 --> 00:59:07,426
پس بیدارش نمی‌کنه.

866
00:59:08,486 --> 00:59:12,746
اولویت اصلی برای هر دوتاشون، میونگ-اونه.

867
00:59:13,936 --> 00:59:18,056
خیلی بهش فکر کردم...

868
00:59:23,676 --> 00:59:24,146
آه...

869
00:59:24,656 --> 00:59:27,946
آخرش این-هیون دونگ-گون رو بیدار نکرد.

870
00:59:27,946 --> 00:59:30,326
وای، وای! عجب!

871
00:59:30,726 --> 00:59:32,246
همونطور که انتظار داشتم، خیلی سرد بود. من خوشم اومد.

872
00:59:32,246 --> 00:59:34,996
وقتی پای قرار با میونگ-اون وسط باشه، این-هیون نمی‌تونه مهربون باشه.

873
00:59:35,596 --> 00:59:41,235
زنگ ساعت هی می‌زد ولی دونگ-گون بیدار نشد.

874
00:59:41,335 --> 00:59:44,872
دونگ-گون می‌تونه بره سر قرار دویدن؟

875
00:59:44,971 --> 00:59:48,341
واقعا بیدارش نکرد؟

876
00:59:48,441 --> 00:59:51,816
اگه من اینجوری سخت بیدار شم و رقیبم هم بیاد، خیلی حرص می‌خورم.

877
00:59:52,376 --> 00:59:53,146
ولی اون هم‌اتاقیتِ.

878
00:59:53,606 --> 00:59:58,206
خب که چی! قراره همیشگی همراهم باشه؟ من اینجام که همراهمو پیدا کنم.

879
00:59:58,526 --> 00:59:59,146
دقیقا.

880
01:00:01,046 --> 01:00:02,246
فقط کسیه که تو یه اتاق می‌خوابه.

881
01:00:02,246 --> 01:00:03,646
دقیقا، دقیقا.

882
01:00:21,252 --> 01:00:23,772
ها؟ ها! بیدار شدن؟!

883
01:00:23,772 --> 01:00:26,579
کی بیدار شده؟

884
01:00:26,746 --> 01:00:30,416
بی‌دلیل برگشت نگاه کرد.

885
01:00:35,656 --> 01:00:39,893
۱۵ دقیقه مونده. کی با این-هیون میره سر قرار دویدن؟

886
01:00:46,567 --> 01:00:49,131
دو-هیون میاد؟

887
01:00:50,837 --> 01:00:53,540
۱۰ دقیقه مونده تا شروع قرار. نمی‌دونم چرا، ولی فکر کردم این آدم بیدار میشه.

888
01:00:53,640 --> 01:00:55,875
آره، شنیدم زیاد می‌دوه.

889
01:00:57,679 --> 01:01:17,679
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

890
01:01:19,032 --> 01:01:29,140
کسی که می‌خوام ببینم کیم میونگ-اونه. اون روز گفت فکر می‌کنه، پس می‌خوام باهاش برم.

891
01:01:29,141 --> 01:01:31,182
آه، منتظر میونگ-اونه.

892
01:01:31,182 --> 01:01:33,231
دو-هیون هم منتظر میونگ-اونه. کلید اینجاست.

893
01:01:33,231 --> 01:01:35,852
این دوتا مرد می‌تونن با میونگ-اون برن سر قرار دویدن؟

894
01:01:35,852 --> 01:01:40,932
نه، ولی الان دیگه باید بیاد. دوتا آدم اینجان...! کاش بیاد.

895
01:01:40,932 --> 01:01:42,772
کاش بیاد.

896
01:01:42,772 --> 01:01:45,061
ها! خش‌خش!

897
01:01:48,751 --> 01:01:51,902
ها؟ ها! این میونگ-اونه!

898
01:01:51,902 --> 01:01:55,802
اومد بیرون.

899
01:01:55,802 --> 01:01:57,292
اومد بیرون. باید میونگ-اون باشه.

900
01:01:57,292 --> 01:02:00,712
میونگ-اون؟ میونگ-اونه؟ بالاخره...! وای، اگه اومده باشه خیلی باحاله.

901
01:02:09,031 --> 01:02:11,351
کدوم دختر مجرد میره سر قرار دویدن با این-هیون و دو-هیون؟

902
01:02:12,752 --> 01:02:15,643
رسید؟

903
01:02:15,667 --> 01:02:17,902
ها؟ کیه؟ میونگ-اونه؟

904
01:02:18,002 --> 01:02:20,593
کسی که میونگ-اون منتظرش بود، اومده؟ باید خودش باشه.

905
01:02:20,881 --> 01:02:29,469
ها؟ چی؟ نه؟ دختری که برای قرار دویدن اومده...

906
01:02:29,569 --> 01:02:31,204
سو-ها! اوه! سو-ها!

907
01:02:31,304 --> 01:02:37,910
سو-ها! ای نا نا نا می! سو-ها!
ای نا نا نا می! ای نا نا نا! سو-ها!

908
01:02:38,010 --> 01:02:39,580
کسی که موقتا یادمون رفته بود، سو-ها!

909
01:02:39,680 --> 01:02:42,916
آه، سوها هم با امید به دونگ-گون اومده بیرون.

910
01:02:43,016 --> 01:02:46,319
چون هم‌اتاقیش بیدارش نکرد...

911
01:02:47,232 --> 01:02:55,541
سوها صبح زود پرسید: «فردا میای بدوی؟» دونگ-گون گفت: «آره، میام.»

912
01:02:55,541 --> 01:03:06,302
یه جور قول نانوشته بود. حتی بدون قول و قرار، نمی‌تونستم نیام.

913
01:03:16,298 --> 01:03:18,351
می‌شه گفت یه کورسوی امید بود.

914
01:03:18,451 --> 01:03:22,398
فکر کردم شاید بقیه هم یه کم دیرتر بیدار شن و بیان.

915
01:03:25,398 --> 01:03:26,198
بیرون اومدن خودش سخت بود.

916
01:03:26,698 --> 01:03:27,698
آه...

917
01:03:29,698 --> 01:03:30,198
ساعت شش شد.

918
01:03:30,698 --> 01:03:31,631
خب، تموم شد.

919
01:03:31,731 --> 01:03:32,598
همین کافیه؟

920
01:03:32,632 --> 01:03:34,000
هنوز فقط سه نفرن؟

921
01:03:34,100 --> 01:03:35,234
آره، همینطوره.

922
01:03:36,403 --> 01:03:38,698
نه! نیومدن. حالا چی کار کنیم؟

923
01:03:37,998 --> 01:03:40,698
آه، واقعا چی کار کنیم.

924
01:03:38,998 --> 01:03:39,498
عجیبه.

925
01:03:39,939 --> 01:03:41,998
ولی همه خواب موندن. همه.

926
01:03:42,398 --> 01:03:42,998
وای.

927
01:03:44,611 --> 01:03:45,998
آه، چی کار کنیم.

928
01:03:46,398 --> 01:03:46,998
وای.

929
01:03:46,998 --> 01:03:51,350
چون میونگ-اون نیومد، خیلی ناامید شدم.

930
01:03:51,985 --> 01:03:56,256
امید داشتم بیاد، ولی نیومد.

931
01:03:56,823 --> 01:03:59,025
رفته توی خواب عمیق...

932
01:04:00,193 --> 01:04:02,762
چی کار کنیم؟

933
01:04:03,296 --> 01:04:07,198
اگه جای این-هیون بودم، الان پشیمون می‌شدم.

934
01:04:07,998 --> 01:04:09,698
آه، باید هم‌اتاقیمو بیدار می‌کردم.

935
01:04:10,698 --> 01:04:15,698
برعکس، شاید الان هم‌اتاقی و میونگ-اون دارن توی خونه با هم وقت می‌گذرونن. وقتی من اینجام.

936
01:04:15,698 --> 01:04:16,198
اوه!

937
01:04:16,698 --> 01:04:18,698
به نظر من این آدم نمی‌دوه، داره با تمام سرعت می‌دوه.

938
01:04:18,698 --> 01:04:21,698
اوه، نمی‌دونستم. با تمام سرعت می‌دوه و بعد برمی‌گرده خونه.

939
01:04:21,698 --> 01:04:22,198
دقیقا.

940
01:04:28,698 --> 01:04:29,198
هی.

941
01:04:29,198 --> 01:04:32,198
الان نگاه کن به منظره. به هوا. وای.

942
01:04:33,198 --> 01:04:40,698
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

943
01:04:41,698 --> 01:04:43,198
تقریبا... هر سه نفر پر از فکرن.

944
01:04:43,198 --> 01:04:44,198
خیلی سخت بود صبح زود بیدار شدن و اومدن، ولی...

945
01:04:44,198 --> 01:04:45,698
آه، همه‌چی بده. قیافه همه گرفته‌ست.

946
01:04:45,698 --> 01:04:49,698
هیچ‌کس خوشحال نیست... واقعا.

947
01:04:51,198 --> 01:04:52,198
چون گیر یه چیزی افتادن.

948
01:04:52,198 --> 01:04:53,479
درسته. باید فکر کرد.

949
01:04:53,579 --> 01:04:54,981
اوه، زرنگ بود. زرنگ.

950
01:04:55,081 --> 01:04:58,251
امروز هم... یه امیدی داشتن...

951
01:04:58,351 --> 01:04:59,952
خیلی علاقه داشتن.

952
01:05:03,690 --> 01:05:07,227
گفتن زیادی علاقه داشتن، ولی...

953
01:05:07,327 --> 01:05:09,796
نه، نه.

954
01:05:11,798 --> 01:05:15,368
فکر می‌کردم صبح میونگ-اون رو ببینم...

955
01:05:16,569 --> 01:05:21,674
حالا که اون انتظار کوچیک از بین رفته، چرا داریم... اینجا راه می‌ریم...

956
01:05:24,344 --> 01:05:28,198
وای، تو همچین جایی کی دوباره فرصت دویدن پیدا می‌کنم؟

957
01:05:34,198 --> 01:05:36,198
هی، هوای پر از فیتونسید (ترکیبات طبیعی گیاهان برای تصفیه هوا) خیلی خوبه.

958
01:05:40,198 --> 01:05:42,198
وای~ عالیه.

959
01:05:44,232 --> 01:05:45,564
آخ~

960
01:05:45,998 --> 01:05:48,000
- فکر کنم خوب شد که اومدم.
- آره، دقیقا.

961
01:05:51,698 --> 01:05:53,198
واقعا قشنگه.

962
01:05:55,698 --> 01:05:56,198
بچه‌ها، حال نمی‌ده؟

963
01:05:57,198 --> 01:05:58,698
تازه شروع شده، واسه همین حس خوبی دارم.

964
01:06:03,441 --> 01:06:07,041
آه، خیلی خوبه.

965
01:06:07,281 --> 01:06:11,191
آره. اگه نمی‌دویدیم، نمی‌تونستیم اینجا بیایم.

966
01:06:11,191 --> 01:06:12,181
دقیقا.

967
01:06:12,181 --> 01:06:12,481
حتی تا استرالیا هم اومدیم.

968
01:06:12,621 --> 01:06:13,531
هر لحظه خوشحال‌تر می‌شم.

969
01:06:13,631 --> 01:06:15,221
وای، چه بامزه‌ست.

970
01:06:20,667 --> 01:06:21,635
سوها، سرعت خوبه؟

971
01:06:21,734 --> 01:06:23,936
آره! خوبه.

972
01:06:32,245 --> 01:06:33,847
اینطوری راه رفتن، شاید یه چیزی پیش بیاد.

973
01:06:33,947 --> 01:06:35,248
حتما.

974
01:06:44,624 --> 01:06:47,460
می‌تونم یه دور دیگه بزنم؟ بچه‌ها؟

975
01:06:47,560 --> 01:06:49,295
اوه، معلومه.

976
01:06:50,129 --> 01:06:51,363
خب، بریم یه دور دیگه؟

977
01:06:51,464 --> 01:06:53,766
پس یه دور سریع بزنیم.

978
01:06:53,866 --> 01:06:55,201
وای!

979
01:06:56,436 --> 01:06:59,438
بچه‌ها، برید و برگردید.

980
01:06:59,538 --> 01:07:02,041
برید، بعد می‌بینمتون.

981
01:07:02,442 --> 01:07:03,946
آه، خیلی خسته شدم.

982
01:07:06,679 --> 01:07:09,482
دارین قدم می‌زنید؟ وای، چه قشنگه.

983
01:07:10,450 --> 01:07:14,020
- حالت خوبه؟
- آره.

984
01:07:15,856 --> 01:07:20,386
نه، ولی حتی اگه فقط یه کیلومتر بدوی، بهتره بیای و عرق کنی.

985
01:07:20,616 --> 01:07:21,366
آه، خیلی خوبه.

986
01:07:23,006 --> 01:07:23,536
خیلی سریع بود.

987
01:07:24,416 --> 01:07:25,136
وای، خیلی تعجب کردم.

988
01:07:28,026 --> 01:07:29,916
خوبه، راضیم. دو سه کیلومتر عالیه.

989
01:07:30,146 --> 01:07:30,606
دقیقا.

990
01:07:32,026 --> 01:07:32,846
اصلا پشیمون نیستم که اومدم.

991
01:07:33,186 --> 01:07:36,356
درسته؟ (منظره هم) خیلی قشنگه. واقعا ارزش داشت بیام.

992
01:07:38,936 --> 01:07:39,606
خورشید اینقدر شدیده؟

993
01:07:40,216 --> 01:07:45,551
خورشید؟ اوه، ضدآفتاب.

994
01:07:47,736 --> 01:07:48,136
چی بود؟

995
01:07:48,356 --> 01:07:48,756
وای!

996
01:07:49,336 --> 01:07:49,616
آره.

997
01:07:49,616 --> 01:07:52,358
این لاس زدنه؟

998
01:07:52,586 --> 01:07:55,216
چی بود این؟ انگار حال و هوا... با دویدن یهویی عوض شد...

999
01:07:55,836 --> 01:07:57,146
خورشید؟ اوه، ضدآفتاب.

1000
01:08:00,016 --> 01:08:00,536
مرسی.

1001
01:08:04,016 --> 01:08:10,586
(این-هیون) آدم گرم و مهربونی به نظر میاد. بیشتر از اینکه احساسی بشم، دوست دارم باهاش حرف بزنم.

1002
01:08:10,966 --> 01:08:12,546
به نظر میاد سوها هم دلش بلرزه، نه؟

1003
01:08:12,786 --> 01:08:13,416
اگه من بودم، دلم می‌لرزید.

1004
01:08:13,416 --> 01:08:13,686
دقیقا.

1005
01:08:15,886 --> 01:08:18,396
مرسی که اولین خاطره رو با هم ساختیم. خیلی خوب بود.

1006
01:08:19,896 --> 01:08:21,416
فکر می‌کنید اونایی که بیدار نشدن هنوز خوابن؟

1007
01:08:21,806 --> 01:08:25,156
احتمالا، نه؟ اگه کسی صبحونه آماده کنه، خوش به حالشون...

1008
01:08:25,686 --> 01:08:27,416
به نظر من دونگ-گون حتما آماده کرده.

1009
01:08:29,336 --> 01:08:34,246
سوها کنجکاو بود یه روی جدید از این-هیون ببینه، پس این قرار بی‌ثمر نبود.

1010
01:08:39,636 --> 01:08:40,076
آشپزی.

1011
01:08:40,076 --> 01:08:40,786
آشپزی. آره.

1012
01:08:42,216 --> 01:08:42,646
کیه؟

1013
01:08:45,746 --> 01:08:46,296
اوه، دونگ-گون.

1014
01:08:52,966 --> 01:08:57,216
آه، فردا صبح بیدار می‌شم. همه زنگ‌هامو تنظیم کردم.

1015
01:09:01,284 --> 01:09:21,284
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

1016
01:09:22,998 --> 01:09:25,098
وای، چطور اینقدر خوب آشپزی می‌کنی؟

1017
01:09:28,698 --> 01:09:30,698
صبح بخیر. صبح بخیر.

1018
01:09:31,898 --> 01:09:32,898
برگشتی؟ آه.

1019
01:09:35,198 --> 01:09:38,198
ناراحت نیستی که بیدارت نکردم؟ نه، اصلا. واقعا نه.

1020
01:09:39,198 --> 01:09:42,198
آه، قبلا معذرت خواستم. جدی گرفتم. اینکه بیدارت نکردم، جدی گرفتم، درسته؟

1021
01:09:42,698 --> 01:09:47,198
چون خیلی عمیق خوابیده بودی. سه بار زنگ گذاشتم ولی کامل... آه، واقعا نمی‌تونستم بیدار شم. خب، چیزی نیست.

1022
01:09:48,698 --> 01:09:49,698
برو دوش بگیر بعد بیا بخور.

1023
01:09:51,698 --> 01:09:54,698
خیلی خوب آشپزی می‌کنه. نکنه داره روی یه اپ آشپزی کار می‌کنه؟

1024
01:09:55,198 --> 01:09:57,198
بیا این طرف بشین، داخل. الان خیلی گرمه.

1025
01:09:59,698 --> 01:10:01,698
باید رول تخم‌مرغ بخوری. وای.

1026
01:10:02,698 --> 01:10:05,698
وای، همه‌شو دونگ-گون درست کرده. همه‌شو.

1027
01:10:06,198 --> 01:10:10,698
رفت دوش بگیره. بعد از اینکه وظیفه‌شو انجام داد.

1028
01:10:12,198 --> 01:10:14,698
واقعا فقط غذا رو چید و غیب شد. وای.

1029
01:10:16,698 --> 01:10:18,698
سوپشم عالیه. دقیقا.

1030
01:10:20,198 --> 01:10:21,698
چطور رول تخم‌مرغ رو اینقدر ماهرانه پیچیدی؟

1031
01:10:28,198 --> 01:10:30,698
بیا تو. شخصیت اصلی امروز.

1032
01:10:31,698 --> 01:10:34,698
مرسی. واقعا مرسی. وقتی صبحونه آماده باشه، خیلی جذابه.

1033
01:10:34,698 --> 01:10:37,698
درسته. حتی هنوز دوش نگرفته، ولی اینطوری با دقت غذا درست کرده.

1034
01:10:37,698 --> 01:10:41,698
ولی اصلا خودنمایی نمی‌کنه، واسه همین بیشتر به چشم میاد. آروم. دقیقا.

1035
01:10:44,698 --> 01:10:47,698
خیلی خوشمزست. زودتر با هم بخوریم.

1036
01:10:51,198 --> 01:10:54,698
طعمش عالیه. ها؟

1037
01:10:57,198 --> 01:10:58,198
چی؟ چی شد؟

1038
01:11:02,198 --> 01:11:08,698
این رو آماده کردم که خبرش به اون دوست برسه. میونگ-اون. آره.

1039
01:11:09,198 --> 01:11:10,698
خیلی خوشم میاد.

1040
01:11:11,198 --> 01:11:17,854
آخرش یکی می‌گه: «وای، کی اینو درست کرده؟»

1041
01:11:17,878 --> 01:11:28,698
این یه برگ برنده‌ست. این آدم فقط آشپزی بلد نیست، خیلی هم به بقیه اهمیت می‌ده. امیدوارم بخورن و اینو بفهمن.

1042
01:11:34,698 --> 01:11:39,698
راستش یکی بود که می‌خواستم براش غذا درست کنم، ولی الان فقط بقیه دارن می‌خورن.

1043
01:11:40,198 --> 01:11:42,698
نمی‌تونم بهشون بگم یه تیکه رول تخم‌مرغ بذارن کنار.

1044
01:11:46,698 --> 01:11:48,698
آه، این همون رفیق دویدنه، نه؟

1045
01:11:51,198 --> 01:11:59,698
از امروز یه کم جدی‌تر می‌شه، نه؟ چون دیگه واقعا قراره دیت باشه.

1046
01:12:02,988 --> 01:12:05,888
ولی من... یه چیزی دارم.

1047
01:12:06,118 --> 01:12:08,208
اگه اون آدم اصلا حسی به من نداشته باشه چی؟

1048
01:12:08,428 --> 01:12:09,408
اون‌وقت من...

1049
01:12:09,798 --> 01:12:11,188
دیگه ادامه نمی‌دم. اصلا.

1050
01:12:12,118 --> 01:12:13,098
اینجا هم همینطوره...

1051
01:12:13,798 --> 01:12:16,038
اگه واقعا حس کنم دیگه هیچ فرصتی نیست،

1052
01:12:16,738 --> 01:12:19,825
دیگه هیچ تلاشی نمی‌کنم.
(اگه طرف بی‌تفاوت باشه، دو-هیون بی‌خیال می‌شه؟)

1053
01:12:20,178 --> 01:12:21,608
یعنی نمی‌خوای وقت تلف کنی، درسته؟

1054
01:12:21,988 --> 01:12:22,578
آره، زود برمی‌گردم.

1055
01:12:22,968 --> 01:12:23,228
دقیقا.

1056
01:12:24,798 --> 01:12:25,098
احتمالا همینطوره.

1057
01:12:26,408 --> 01:12:27,238
یه نفر حذف شد.

1058
01:12:29,435 --> 01:12:30,970
ولی تو هنوز امتحان می‌کنی، نه؟

1059
01:12:32,238 --> 01:12:33,498
من خودم، یه بار دیگه امتحان می‌کنم...

1060
01:12:34,058 --> 01:12:35,798
فکر کنم تا جایی که بشه تلاش می‌کنم.

1061
01:12:37,798 --> 01:12:39,798
ولی اینجا نمی‌دونم باید تلاش کنم یا نه.

1062
01:12:40,098 --> 01:12:40,498
اینجا هم همین حسو دارم.

1063
01:12:41,298 --> 01:12:42,498
وقت هم محدوده.

1064
01:12:42,798 --> 01:12:43,198
اوه...

1065
01:12:44,798 --> 01:12:45,298
محبوبیت.

1066
01:12:46,598 --> 01:12:48,298
به نظر میاد این-هیون محبوب‌ترینه.

1067
01:12:48,998 --> 01:12:49,898
این-هیون خیلی محبوب میشه انگار.

1068
01:12:50,198 --> 01:12:52,198
خوب حرف می‌زنه، صداشم قشنگه.

1069
01:12:53,198 --> 01:12:56,429
شاید دو-هیون محبوب‌ترین بشه.

1070
01:12:56,998 --> 01:12:58,098
دوطرفه... اوه.

1071
01:12:58,498 --> 01:12:59,098
دارن همدیگه رو مهار می‌کنن.

1072
01:12:59,298 --> 01:13:01,598
در کل، آدمای آروم و جدی...

1073
01:13:02,298 --> 01:13:04,298
برعکس منن.

1074
01:13:06,098 --> 01:13:07,298
انگار روحیه رقابت خیلی بالا رفته.

1075
01:13:07,698 --> 01:13:08,698
دارن همدیگه رو مهار می‌کنن.

1076
01:13:09,698 --> 01:13:10,498
اولویت شماره یک دل من...

1077
01:13:10,698 --> 01:13:11,698
اولویت شماره یک اون دوتا هم...

1078
01:13:12,098 --> 01:13:13,298
برای من، مشخصه... میونگ-اونه.

1079
01:13:13,598 --> 01:13:14,598
(اتفاقا برای اونام میونگ-اونه.)

1080
01:13:15,998 --> 01:13:18,298
ولی از نظر شخصیت، مستقیم می‌رم سمت اولویتم.

1081
01:13:19,098 --> 01:13:20,498
منم همینطور فکر می‌کنم.

1082
01:13:21,498 --> 01:13:23,989
(پس کی جای کنار میونگ-اون رو می‌گیره؟)

1083
01:13:23,998 --> 01:13:24,898
یه جنگ روانی ظریف شروع شده.

1084
01:13:24,898 --> 01:13:25,198
یه جنگ روانی ظریف شروع شده.

1085
01:13:25,698 --> 01:13:25,898
اوه...

1086
01:13:26,898 --> 01:13:29,898
از صبح زود دل مجردها شلوغ شده بود.

1087
01:13:31,096 --> 01:13:33,198
سونگ-وو رفت سمت آشپزخونه.

1088
01:13:33,432 --> 01:13:35,898
دختری که با نگاه سلام کرد تو آشپزخونه...

1089
01:13:36,298 --> 01:13:38,003
چون بقیه نبودن، حسش فرق داشت.
(جی-وو، نفر اول برداشت سونگ-وو.)

1090
01:13:38,198 --> 01:13:39,205
سلام.
(جی-وو، نفر اول برداشت سونگ-وو.)

1091
01:13:39,298 --> 01:13:40,098
این دوتا همدیگه رو دیدن.

1092
01:13:41,498 --> 01:13:41,998
خوبی؟

1093
01:13:42,498 --> 01:13:43,498
خوبی؟ زودتر برو غذا بخور.

1094
01:13:43,598 --> 01:13:45,544
این دوتا به هم حس دارن.
(حتی دیر اومدن، ولی صبحونه رو با نفر اول برداشتشون خوردن.)

1095
01:13:46,712 --> 01:13:48,714
کسی که موفق بشه، موفق میشه.

1096
01:13:48,814 --> 01:13:49,298
نرفتن دویدن، ولی فضا اینقدر خوبه.

1097
01:13:49,748 --> 01:13:50,982
با هم غذا خوردن.

1098
01:13:51,183 --> 01:13:53,952
- چون نرفتن دویدن، راحت خوابیدن و با هم صبحونه خوردن.
- یکی دیگه غذا رو آماده کرده بود.

1099
01:13:54,052 --> 01:13:57,789
این دوتا دارن صبحونه‌ای که دونگ-گون درست کرده می‌خورن. بزرگ‌ترین برنده‌های امروز صبح همینان.

1100
01:13:57,957 --> 01:14:00,259
صبحونه‌ی هتل مجردها.

1101
01:14:00,359 --> 01:14:00,798
همه‌چی آماده‌ست. صبحونه‌ی هتل مجردها.

1102
01:14:00,798 --> 01:14:00,998
صبحونه‌ی هتل مجردها.

1103
01:14:01,498 --> 01:14:02,298
صبحونه‌ی دونگ-گون، صبحونه‌ی دونگ-گون.

1104
01:14:02,698 --> 01:14:03,498
صبحونه‌ی دونگ-گون.

1105
01:14:08,498 --> 01:14:09,798
ولی همین الان هوا رو چک کردم...

1106
01:14:10,998 --> 01:14:12,698
اینطوریه.

1107
01:14:13,098 --> 01:14:13,598
بارون میاد؟

1108
01:14:13,998 --> 01:14:14,498
داره می‌باره.

1109
01:14:14,698 --> 01:14:15,698
بارون میاد؟ آره، داره می‌باره.

1110
01:14:17,198 --> 01:14:19,345
کاش همینطوری بمونه.

1111
01:14:21,146 --> 01:14:23,915
وای، منظره اینجا محشره.

1112
01:14:24,850 --> 01:14:27,853
سونگ-وو می‌خواد هوایی که جی-وو دوست داره رو با دوربین ثبت کنه.

1113
01:14:28,198 --> 01:14:29,498
خیلی دلم می‌خواد برم عکس بگیرم...

1114
01:14:31,498 --> 01:14:32,698
عکاسی دوست داری؟

1115
01:14:32,998 --> 01:14:33,498
خیلی زیاد.

1116
01:14:34,698 --> 01:14:36,298
تو این موقع‌ها عکس بگیری واقعا قشنگ میشه.

1117
01:14:36,395 --> 01:14:38,464
هیچ نوری به پای نور طبیعی نمی‌رسه.
(سونگ-وو یه چیز دیگه از جی-وو فهمید.)

1118
01:14:38,564 --> 01:14:39,098
دقیقا، دقیقا.

1119
01:14:39,298 --> 01:14:39,698
می‌دونم.

1120
01:14:41,067 --> 01:14:42,802
همین موقع، دختر مجردی که دیر کرده بود، وارد سالن شد.

1121
01:14:42,902 --> 01:14:43,498
کیه؟

1122
01:14:45,498 --> 01:14:46,005
زود بیا غذا بخور.
(میونگ-اون، شخصیت اصلی صبحونه‌ای که دونگ-گون درست کرده.)

1123
01:14:46,105 --> 01:14:46,798
بالاخره میونگ-اون اومد.
(میونگ-اون، شخصیت اصلی صبحونه‌ای که دونگ-گون درست کرده.)

1124
01:14:47,798 --> 01:14:48,698
خیلی دیر کرد.

1125
01:14:50,198 --> 01:14:51,298
شنیدم سه نفر از دویدن برگشتن.

1126
01:14:52,498 --> 01:14:53,198
از کجا برگشتن؟

1127
01:14:53,498 --> 01:14:54,298
نپرسیدم.

1128
01:14:55,198 --> 01:14:56,598
رفتن پارک، همون پارک.

1129
01:14:56,998 --> 01:14:57,398
واقعا؟

1130
01:14:58,598 --> 01:15:00,198
وای، همه اینا رو تو درست کردی؟ عالیه.

1131
01:15:00,598 --> 01:15:02,154
شنیدم صبح هم دونگ-گون درست کرده.

1132
01:15:02,254 --> 01:15:03,255
واقعا؟

1133
01:15:04,323 --> 01:15:07,826
پس الان دونگ-گون...

1134
01:15:09,261 --> 01:15:11,563
مثل مامان، درست کرده و رفته خوابیده.

1135
01:15:11,964 --> 01:15:13,533
مامان‌طور درست کرده و بعد خوابیده.

1136
01:15:13,632 --> 01:15:17,235
آه، خواب؟ الان دیگه خیلی خسته‌ست.

1137
01:15:17,698 --> 01:15:18,398
آره، باید بدونی.

1138
01:15:18,898 --> 01:15:20,198
درسته، من اینو ندیدم.

1139
01:15:20,398 --> 01:15:21,398
حیفه.

1140
01:15:21,798 --> 01:15:23,198
آه، اینجوری از دست هم در رفتن.

1141
01:15:23,398 --> 01:15:24,398
وای، اینجوری از دست هم در رفتن؟

1142
01:15:30,198 --> 01:15:32,198
نه، اینم یه جور زندگی با هم نیست؟

1143
01:15:32,398 --> 01:15:32,898
نیست؟

1144
01:15:33,398 --> 01:15:34,898
نه، امکان نداره. وای، امکان نداره!

1145
01:15:34,898 --> 01:15:35,898
وای، امکان نداره!

1146
01:15:35,898 --> 01:15:36,898
کی، کی اینو درست کرده؟

1147
01:15:36,898 --> 01:15:37,898
اینم اون درست کرده؟

1148
01:15:38,898 --> 01:15:42,898
نه، اینو درست نکرده، احتمالا از قبل بوده، نه؟ شاید؟ نمی‌دونم.

1149
01:15:43,898 --> 01:15:44,398
نه، اینطوری نیست.

1150
01:15:44,398 --> 01:15:47,398
نباید اینجوری اشتباه برداشت کنی. دونگ-گون از صبح زود چی کار می‌کنه...

1151
01:15:47,398 --> 01:15:48,398
ساندویچ هم درست کرده؟!

1152
01:15:48,398 --> 01:15:50,398
همه رو پیچیده و آماده کرده.

1153
01:15:51,398 --> 01:15:53,898
چون ساندویچاش خیلی خوشمزه‌ست...

1154
01:15:53,898 --> 01:15:56,398
وای، امکان نداره. کی اینو درست کرده؟ اینم اون درست کرده؟

1155
01:15:57,898 --> 01:15:59,398
اگه اینجوری باشه، دیگه واضحه.

1156
01:15:59,398 --> 01:16:00,398
این یعنی...

1157
01:16:00,898 --> 01:16:03,398
این یعنی یه اعتراف. یکی داره اعتراف می‌کنه. یکی اونجاست.

1158
01:16:03,398 --> 01:16:05,898
آره، این یه اعترافه. یکی اونجاست!

1159
01:16:05,898 --> 01:16:06,898
اگه اینجوری باشه...

1160
01:16:06,898 --> 01:16:07,398
دیگه واضحه...

1161
01:16:08,898 --> 01:16:10,898
تموم شد، تموم شد. دیگه تمومه.

1162
01:16:11,398 --> 01:16:12,398
یه پیام دیگه رسید.

1163
01:16:14,898 --> 01:16:17,396
اوه، یه اعلامیه‌ست.

1164
01:16:17,898 --> 01:16:20,398
چی؟ جدی؟

1165
01:16:20,898 --> 01:16:22,201
از کجا اومده؟

1166
01:16:22,898 --> 01:16:25,337
لطفاً تابلو اعلانات رو چک کنید.

1167
01:16:26,472 --> 01:16:29,742
خیلی کنجکاوم اولین قرار چی میشه. چی کار می‌کنن؟ آه...

1168
01:16:30,977 --> 01:16:32,845
چه سریع.

1169
01:16:33,898 --> 01:16:35,114
گفته بود جلوی کجا برید؟

1170
01:16:35,214 --> 01:16:36,849
گفته بود برید سمت استخر.

1171
01:16:39,898 --> 01:16:41,887
ببین.

1172
01:16:46,898 --> 01:16:48,994
اعلامیه رو دیدی؟

1173
01:16:49,094 --> 01:16:50,762
می‌رم جورابامو بیارم. آه.

1174
01:16:54,398 --> 01:16:56,398
میونگ-اون خیلی کند عمل می‌کنه. اوه اوه.

1175
01:16:56,898 --> 01:16:57,898
آه.

1176
01:16:58,398 --> 01:17:02,274
واسه همین اونایی که عجله دارن کلافه می‌شن.
(از اون تیپ آدماییه که بقیه رو کلافه می‌کنه.)

1177
01:17:06,898 --> 01:17:07,898
اوه، خانما.

1178
01:17:07,898 --> 01:17:09,398
خانما، هرکدوم یه کلمه انتخاب کنید.

1179
01:17:09,398 --> 01:17:10,898
خانما، هرکدوم یه کلمه انتخاب کنید؟

1180
01:17:10,898 --> 01:17:11,398
کلمه؟

1181
01:17:11,398 --> 01:17:12,398
خانما.

1182
01:17:12,398 --> 01:17:14,898
کلمه...؟

1183
01:17:20,898 --> 01:17:21,898
قرار رندوم.

1184
01:17:22,898 --> 01:17:24,398
قرار رندوم.

1185
01:17:24,398 --> 01:17:25,398
هرکدوم یه کلمه انتخاب کنید.

1186
01:17:25,898 --> 01:17:26,898
کلمه؟

1187
01:17:34,898 --> 01:17:35,898
من که...

1188
01:17:37,398 --> 01:17:39,898
من که...

1189
01:17:40,898 --> 01:17:42,398
آه، الان دارن انتخاب می‌کنن.

1190
01:17:42,398 --> 01:17:43,398
وای، چه باهوشن.

1191
01:17:43,398 --> 01:17:44,398
آها!

1192
01:17:47,898 --> 01:17:53,398
آره، این قرار رندوم وقتی شکل می‌گیره که دختر مجرد حیوانی رو انتخاب کنه که پسر مجرد برای خودش انتخاب کرده.

1193
01:17:58,898 --> 01:18:03,898
در کل سه تیم تشکیل میشه: دوتا تیم برای قرار دوتایی ۲ به ۲، و یه تیم برای قرار ۱ به ۱.

1194
01:18:05,752 --> 01:18:06,642
وای، چه جالب. اولین باره.

1195
01:18:06,952 --> 01:18:08,742
قرار رندوم با کلمه‌ها... آیا شانس می‌تونه تبدیل به سرنوشت بشه؟

1196
01:18:09,642 --> 01:18:12,282
این قانون خیلی بامزه و جالبه، بیاید یه کم خودمونو معرفی کنیم.

1197
01:18:12,822 --> 01:18:14,412
هرکسی یه حیوان بگه که می‌تونه نماینده‌ش باشه.

1198
01:18:14,412 --> 01:18:15,332
آه، حیوان؟ حیوان.

1199
01:18:15,662 --> 01:18:18,242
من که انتخابمو کردم، بذارید بقیه اول بگن...

1200
01:18:18,762 --> 01:18:19,412
یکی داری؟ چه حیوانی هستی؟

1201
01:18:19,982 --> 01:18:20,842
من بابونم (میمون بزرگ با پوزه دراز).

1202
01:18:21,182 --> 01:18:22,412
آره، آره. همیشه.

1203
01:18:22,962 --> 01:18:24,132
من بیشتر شبیه چی‌واوا هستم.

1204
01:18:24,412 --> 01:18:25,412
آه، چی‌واوا.

1205
01:18:25,412 --> 01:18:25,942
آره، آره، آره.

1206
01:18:26,212 --> 01:18:26,632
اوه، آره، آره.

1207
01:18:27,032 --> 01:18:27,672
من شترم؟

1208
01:18:28,052 --> 01:18:29,412
شتر؟ شتر.

1209
01:18:29,412 --> 01:18:29,912
شتر؟

1210
01:18:30,112 --> 01:18:30,596
شتر؟

1211
01:18:30,696 --> 01:18:31,412
به خاطر خط لبمه.

1212
01:18:31,712 --> 01:18:32,252
آره، آره.

1213
01:18:32,742 --> 01:18:33,722
منم چون خط لبم بلنده، هاها.

1214
01:18:34,082 --> 01:18:35,412
قبل عمل یا الان؟

1215
01:18:35,782 --> 01:18:36,452
بگیم الان.

1216
01:18:36,462 --> 01:18:37,052
قبل عمل؟

1217
01:18:38,892 --> 01:18:40,532
قبل عمل می‌گفتن شبیه پانگولینم (حیوان فلس‌دار شبیه مورخور).

1218
01:18:40,842 --> 01:18:41,942
پانگولین.

1219
01:18:43,342 --> 01:18:45,942
دوران پانگولین، بیست و خورده‌ای سال پیش.

1220
01:18:47,422 --> 01:18:50,352
اون موقع به خاطر یه عکس می‌گفتن شبیه پانگولینم.

1221
01:18:51,242 --> 01:18:55,642
در هر حال، اگه یه روز با هم باشیم، کم‌کم می‌فهمیم کی به کیه.

1222
01:18:56,272 --> 01:18:58,832
حالا ببینیم کی شخصیت اصلی این کلمه میشه.

1223
01:19:01,652 --> 01:19:06,542
بعضیا هیجان دارن، بعضیا پر از نگرانی.

1224
01:19:07,252 --> 01:19:08,412
بعد انتخاب چی کار کنیم؟

1225
01:19:08,822 --> 01:19:09,412
این رو بکنیم؟

1226
01:19:09,872 --> 01:19:10,542
بکنیم؟ نه؟

1227
01:19:10,972 --> 01:19:11,412
بکنیم؟

1228
01:19:11,842 --> 01:19:12,282
بکنیم؟

1229
01:19:12,842 --> 01:19:15,574
(همه مردد بودن جلو برن.)
من می‌کنم.

1230
01:19:15,642 --> 01:19:16,342
اوه!

1231
01:19:16,642 --> 01:19:17,042
من می‌کنم.

1232
01:19:17,542 --> 01:19:18,142
شجاع باش.

1233
01:19:18,942 --> 01:19:20,242
سوها اولین کسی بود که یه کلمه رو کند.

1234
01:19:22,542 --> 01:19:22,942
متعجب.

1235
01:19:25,642 --> 01:19:26,542
انتخاب سوها.

1236
01:19:29,342 --> 01:19:35,542
گفتم شبیه گلدن رتریورم (سگ مهربون و اجتماعی)، این همونه که گفتم. این مال منه. تازه انتخابش کردم.

1237
01:19:35,542 --> 01:19:36,942
گلدن رتریور صادق ♡ سوها

1238
01:19:38,542 --> 01:19:40,242
بقیه کلمه‌ها رو زودتر نگاه کنید.

1239
01:19:43,342 --> 01:19:44,342
(پسرها هم دارن نگاه می‌کنن.)

1240
01:19:45,342 --> 01:19:47,842
کاش نفر اول انتخابم منو انتخاب کنه.

1241
01:19:48,542 --> 01:19:49,242
فقط باید بکنیم؟ همین؟

1242
01:19:50,342 --> 01:19:51,842
چی کار کنم؟ اینو انتخاب کنم؟

1243
01:19:53,842 --> 01:19:54,742
جی-وو و آ-روم همزمان دست دراز کردن.

1244
01:19:56,842 --> 01:19:58,942
کسی که می‌خوام باهاش قرار بذارم جی-ووه.

1245
01:20:01,042 --> 01:20:02,956
چی کار کنم؟ باید همینو انتخاب کنم. نمی‌دونم.

1246
01:20:03,056 --> 01:20:05,542
یه‌وون هم سریع اضافه شد.

1247
01:20:05,842 --> 01:20:08,242
چی کار کنم؟ باید همینو انتخاب کنم. نمی‌دونم.

1248
01:20:08,942 --> 01:20:11,042
سه کلمه تو یه چشم به هم زدن انتخاب شد.

1249
01:20:12,742 --> 01:20:14,542
پلنگ پرشور ♡ جی-وو

1250
01:20:15,242 --> 01:20:16,842
مالتیز (سگ کوچک سفید خانگی) شبیه مرد ♡ آ-روم

1251
01:20:17,242 --> 01:20:19,604
اسب سفید مثبت ♡ یه‌وون

1252
01:20:21,242 --> 01:20:26,644
جانگ سوها، هان یه‌وون، هان جی-وو، جو آ-روم
چهار کلمه رفت.

1253
01:20:28,242 --> 01:20:29,842
چشم‌ها سریع دنبال انتخاب دختر مجرد رفت.

1254
01:20:30,242 --> 01:20:32,742
اوه؟ فقط یکی مونده؟

1255
01:20:34,342 --> 01:20:36,042
کلمه باقی‌مونده.

1256
01:20:38,242 --> 01:20:40,426
یکی مونده. میونگ-اون!

1257
01:20:40,842 --> 01:20:42,142
دیگه حق انتخاب نداره.

1258
01:20:42,542 --> 01:20:43,542
میونگ-اون دیر رسید.

1259
01:20:43,942 --> 01:20:46,265
اینجا، اینجا. بیا. میونگ-اون، یکی مونده.

1260
01:20:46,365 --> 01:20:47,533
اشکالی نداره.

1261
01:20:47,642 --> 01:20:48,700
وای، یه سمور دریایی!

1262
01:20:48,800 --> 01:20:50,101
من عاشق سمورم!

1263
01:20:50,742 --> 01:20:51,442
سمور قابل اعتماد.

1264
01:20:52,042 --> 01:20:53,042
سمور قابل اعتماد.

1265
01:20:53,442 --> 01:20:55,442
سمور قابل اعتماد ♡ میونگ-اون

1266
01:20:56,342 --> 01:20:59,442
کی صاحب این کلمه‌ی سرنوشت میشه؟

1267
01:21:01,142 --> 01:21:06,942
نتایج قرار رندوم.

1268
01:21:08,698 --> 01:21:08,998
آره.

1269
01:21:09,898 --> 01:21:12,758
تقریباً همزمان انتخاب کردیم.

1270
01:21:13,498 --> 01:21:13,798
واقعاً.

1271
01:21:14,098 --> 01:21:14,798
ولی دیگه چیزی نمونده.

1272
01:21:15,098 --> 01:21:15,398
آه.

1273
01:21:19,498 --> 01:21:19,998
سمور قابل اعتماد.

1274
01:21:20,198 --> 01:21:22,498
سمور قابل اعتماد، همون تیپی که من دوست دارم.

1275
01:21:23,198 --> 01:21:25,498
به نظرم اون سمور قابل اعتماد دو-هیونه.

1276
01:21:25,798 --> 01:21:26,298
اوه، جدی؟

1277
01:21:26,698 --> 01:21:27,098
جدی؟ چرا؟

1278
01:21:27,898 --> 01:21:30,498
به نظر نمیاد. واقعا شبیه نیست، نه؟

1279
01:21:31,198 --> 01:21:32,198
شبیه مالتیز نیست؟

1280
01:21:32,498 --> 01:21:33,498
(دو-هیون) شبیه مالتیز نیست؟ (سگ کوچیک سفید خانگی)

1281
01:21:36,998 --> 01:21:38,498
چی گفتی، چی گفتی، چی گفتی؟

1282
01:21:38,698 --> 01:21:39,398
چه کلمه‌ای گفتی؟

1283
01:21:39,798 --> 01:21:40,398
چی گفته شد؟

1284
01:21:40,698 --> 01:21:42,498
کلمه قبلاً گفته شده. رازه~

1285
01:21:43,098 --> 01:21:43,998
سمور قابل اعتماد.

1286
01:21:45,798 --> 01:21:47,860
چرا سمور رو انتخاب کرد؟

1287
01:21:48,798 --> 01:21:50,498
ولی اوپا اصلاً شبیه سمور نیست.

1288
01:21:50,798 --> 01:21:52,498
اوپا شبیه سمور نیست.

1289
01:21:54,698 --> 01:21:55,498
بازم گفت اوپا.

1290
01:21:55,798 --> 01:21:56,398
وقتی داشت شوخی می‌کرد.

1291
01:21:57,998 --> 01:21:59,498
دلم لرزید. خوشم اومد. دلم لرزید.

1292
01:21:59,798 --> 01:22:00,498
گوشاش قرمز شدن.

1293
01:22:00,798 --> 01:22:01,298
خوشم اومد.

1294
01:22:01,798 --> 01:22:02,798
این یه جور لاس زدن نیست؟

1295
01:22:03,098 --> 01:22:04,498
چرا، لاس زدنه. آره.

1296
01:22:04,798 --> 01:22:05,398
لاس زدنه.

1297
01:22:05,998 --> 01:22:10,498
دیروز اشتباه بود، ولی دوبار پشت سر هم گفت «اوپا»، یعنی به فکرشه.

1298
01:22:11,798 --> 01:22:12,698
چرا یهو گفت اوپا؟

1299
01:22:12,998 --> 01:22:13,498
از عادت.

1300
01:22:13,698 --> 01:22:15,698
چرا یهو گفت اوپا؟

1301
01:22:16,898 --> 01:22:19,098
ببخشید.

1302
01:22:19,298 --> 01:22:20,298
می‌تونم الان وارد بشم؟

1303
01:22:20,598 --> 01:22:21,598
می‌تونم الان وارد بشم؟

1304
01:22:22,998 --> 01:22:24,498
وای نه. چرا اینجوری شد؟

1305
01:22:27,098 --> 01:22:28,398
اوه، حالت عروسک چی شد؟

1306
01:22:31,098 --> 01:22:32,498
ولی میونگ-اون شبیه سموره.

1307
01:22:32,898 --> 01:22:33,798
سمور بامزه.

1308
01:22:34,498 --> 01:22:35,498
خیلی وقتا اینو بهم می‌گن.

1309
01:22:35,798 --> 01:22:36,098
آه.

1310
01:22:36,598 --> 01:22:36,998
سمور.

1311
01:22:40,698 --> 01:22:41,798
وای! ولی سوها خودش رتریوره (گلدن رتریور = سگ مهربون و اجتماعی).

1312
01:22:42,098 --> 01:22:42,798
آره، منم همینطور.

1313
01:22:43,098 --> 01:22:44,298
آره، منم رتریورم.

1314
01:22:44,598 --> 01:22:45,698
توی مصاحبه قبلی گفته بودم پلنگم.

1315
01:22:45,898 --> 01:22:46,398
واقعا؟

1316
01:22:46,798 --> 01:22:47,498
چه جالب.

1317
01:22:47,898 --> 01:22:48,498
چه جالب.

1318
01:22:48,798 --> 01:22:52,498
اون گفته بود پلنگه، منم گفته بودم گلدن رتریورم (سگ مهربون و اجتماعی).

1319
01:22:52,698 --> 01:22:53,198
واقعا؟

1320
01:22:53,698 --> 01:22:54,198
خودش؟

1321
01:22:54,598 --> 01:22:54,898
آره.

1322
01:22:55,398 --> 01:22:56,198
خیلی عجیبه.

1323
01:22:56,698 --> 01:22:57,298
منم.

1324
01:22:57,698 --> 01:22:58,198
منم.

1325
01:23:01,698 --> 01:23:03,498
واسه همین چیزی رو انتخاب کردم که جذبم می‌کرد.

1326
01:23:03,798 --> 01:23:04,398
احتمالا.

1327
01:23:05,698 --> 01:23:06,198
توئی؟

1328
01:23:06,698 --> 01:23:08,298
(مالتیز شبیه مرد) توئی؟  
(مالتیز = سگ کوچیک سفید خانگی)

1329
01:23:08,598 --> 01:23:09,198
کی می‌دونه~

1330
01:23:09,598 --> 01:23:10,198
پس صد بار انجامش بده.

1331
01:23:12,798 --> 01:23:14,798
اگه مطمئنی، یه سورپرایز میشه.

1332
01:23:19,998 --> 01:23:20,598
رسید.

1333
01:23:20,998 --> 01:23:21,498
رسید؟

1334
01:23:21,898 --> 01:23:22,398
آره، رسید.

1335
01:23:23,898 --> 01:23:24,398
چی رسید؟

1336
01:23:26,998 --> 01:23:28,398
بگید سمور قابل اعتماد بلند شه.

1337
01:23:28,698 --> 01:23:29,098
اوه!

1338
01:23:29,598 --> 01:23:30,498
سمور، بلند شو.

1339
01:23:30,798 --> 01:23:31,498
بلند شو.

1340
01:23:31,898 --> 01:23:32,398
وای.

1341
01:23:32,698 --> 01:23:33,198
همین الان.

1342
01:23:33,598 --> 01:23:34,098
جلوی همه؟

1343
01:23:36,798 --> 01:23:39,298
اصلا انتظارشو نداشتم.

1344
01:23:41,798 --> 01:23:42,898
سمور قابل اعتماد کیه؟

1345
01:23:45,898 --> 01:23:46,998
باید یکی از این سه نفر باشه.

1346
01:23:47,298 --> 01:23:47,798
کی می‌تونه باشه؟

1347
01:23:48,498 --> 01:23:49,298
کیه؟ بلند شو.

1348
01:23:49,598 --> 01:23:50,198
زود بلند شو.

1349
01:23:50,998 --> 01:23:52,198
آه!

1350
01:23:53,098 --> 01:23:54,298
آه، ولی این منم، نه؟

1351
01:23:54,798 --> 01:23:55,998
این منم، نه؟

1352
01:24:00,698 --> 01:24:01,598
وای، عالیه.

1353
01:24:01,898 --> 01:24:02,898
هی، اینطوری.

1354
01:24:05,798 --> 01:24:06,398
واقعا؟

1355
01:24:06,798 --> 01:24:07,398
واقعا؟

1356
01:24:09,551 --> 01:24:12,411
واسه همین فرق داره. هاها، خیلی خنده‌داره.

1357
01:24:13,041 --> 01:24:14,531
خیلی خوشحالم.

1358
01:24:14,631 --> 01:24:16,231
دارم تلاش می‌کنم.

1359
01:24:16,411 --> 01:24:19,411
این تویی، من واقعا این سمور قابل اعتماد رو دوست دارم، خیلی دوست دارم. هی می‌گه اینو.

1360
01:24:19,831 --> 01:24:22,547
سمور قابل اعتماد. خیلی بامزه‌ست.

1361
01:24:23,281 --> 01:24:26,151
خیلی بامزه‌ست. همینطوری.

1362
01:24:26,251 --> 01:24:28,419
حرفایی که به سمور زده شد.

1363
01:24:28,453 --> 01:24:33,591
چون می‌دونستم خودمم، ته دلم خیلی خوشحال شدم.

1364
01:24:34,059 --> 01:24:37,596
نتیجه‌ی خوشحال‌کننده برای دو-هیون.

1365
01:24:39,531 --> 01:24:42,231
آه... یه حس پشیمونی دارم.

1366
01:24:42,701 --> 01:24:51,931
کسی که انتخاب اولم بود، تو لحظه‌ی حساس که هر ثانیه مهم بود، وقتی باید حدس می‌زدم طرف مقابلم چی می‌خواد، اونجا نبود.

1367
01:24:56,731 --> 01:25:00,031
خیلی دلم می‌خواست برم سمتش و برش گردونم.

1368
01:25:01,231 --> 01:25:09,094
آخرش فقط تونستم نگاه کنم که میونگ-اون کلمه‌ی باقی‌مونده رو انتخاب کرد.

1369
01:25:09,194 --> 01:25:12,164
حس پشیمونی خیلی زیاد بود.

1370
01:25:15,231 --> 01:25:18,170
مالتیز شبیه مرد، لطفاً بلند شو.  
(مالتیز = سگ کوچیک سفید خانگی)

1371
01:25:19,231 --> 01:25:25,378
آ-روم مالتیز رو انتخاب کرد و دونگ-گون که کنارش بود...

1372
01:25:26,931 --> 01:25:28,814
چی؟ چرا اینجوری نشستی؟!

1373
01:25:30,782 --> 01:25:32,617
این دیگه چه لباس ستیه؟!

1374
01:25:33,231 --> 01:25:37,022
آره، لباس ست عاشقونه‌ست.

1375
01:25:37,531 --> 01:25:41,326
ولی قشنگ به هم میان، نه؟ چون لباساشون شبیهه. آ-روم و دونگ-گون هم به هم میان، نه؟

1376
01:25:42,231 --> 01:25:46,965
عجیبه. وای، مورمور شدم. تازه کنار هم نشستن.

1377
01:25:47,531 --> 01:25:48,366
چی شده؟

1378
01:25:48,531 --> 01:25:50,363
بیاید دوتایی هم امتحان کنیم، فان میشه.

1379
01:25:51,102 --> 01:25:52,069
خوبه، نه؟

1380
01:25:52,931 --> 01:25:56,931
چهار نفر با هم میرن قرار. وای، این دیگه چیه! خیلی باحاله!

1381
01:25:57,231 --> 01:26:00,078
آه، اینطوری؟ آها.

1382
01:26:00,931 --> 01:26:02,531
آه...

1383
01:26:02,931 --> 01:26:12,123
نمی‌دونم باید بگم خوش‌شانس بودم یا نه، ولی اینکه با میونگ-اون که انتخاب اولم بود می‌رم، خیلی خوبه.

1384
01:26:15,231 --> 01:26:19,931
نتیجه‌ی قرار رندوم: قرار دوتایی ۲ به ۲. برای دونگ-گون خیلی خوب شد، نه؟

1385
01:26:20,231 --> 01:26:22,868
پلنگ پرشور، لطفاً بلند شو. این منم.

1386
01:26:24,931 --> 01:26:27,531
جی-وو پلنگ رو انتخاب کرد، حالا جفت سرنوشتیش کیه؟

1387
01:26:27,931 --> 01:26:33,045
باید بلند شه. پلنگ پرشور سونگ-ووه.

1388
01:26:33,531 --> 01:26:37,249
بازم؟ وای... اینجا واقعا رستوران زوج‌هاست، درصد تطابق خیلی بالاست. حدس می‌زدم پلنگ باشه.

1389
01:26:37,349 --> 01:26:42,554
وای، عالیه! این دوتا هی به هم وصل می‌شن. خیلی به هم میان. این سرنوشته.

1390
01:26:42,654 --> 01:26:45,490
ارتباط سرنوشت‌ساز جی-وو و سونگ-وو از همون انتخاب اول.

1391
01:26:50,662 --> 01:26:54,966
خیلی خوشحال بودم.

1392
01:26:55,200 --> 01:26:57,268
خوشحال و عجیب.

1393
01:26:59,931 --> 01:27:05,010
کسی که انتخاب شد سونگ-ووه بود، یه لحظه‌ی رندوم تبدیل شد به سرنوشت.

1394
01:27:05,110 --> 01:27:08,079
خیلی عجیبه، منم گفته بودم پلنگم.

1395
01:27:10,288 --> 01:27:13,288
چون از اول جی-وو بودم. فکر کنم خیلی خوبه.

1396
01:27:13,788 --> 01:27:15,408
حیوانات رو دوست داره. خیلی حس قوی‌ایه.

1397
01:27:15,938 --> 01:27:16,778
وای، این چه لباسیه؟

1398
01:27:17,798 --> 01:27:18,248
آره.

1399
01:27:18,778 --> 01:27:20,091
واقعا؟ واقعا اینو گفتن؟

1400
01:27:20,128 --> 01:27:21,760
آره، واقعا؟

1401
01:27:21,860 --> 01:27:23,578
وای، شما دوتا چه لباسی پوشیدین؟

1402
01:27:24,028 --> 01:27:26,408
راستشو بخوای، حتی لباس و نشستن‌شونم خنده‌داره، نه؟

1403
01:27:27,078 --> 01:27:29,238
وای، عجیبه. چرا لباساشون اینجوریه؟

1404
01:27:30,908 --> 01:27:32,108
اسب سفید مثبت.

1405
01:27:32,408 --> 01:27:33,408
نوبت اسب سفید مثبته.

1406
01:27:34,078 --> 01:27:34,678
بلند شو.

1407
01:27:35,098 --> 01:27:35,688
بلند شو.

1408
01:27:37,498 --> 01:27:41,298
هی-جونگ، اسب سفید، خیلی طبیعی بلند شد.

1409
01:27:41,498 --> 01:27:41,998
وای!

1410
01:27:42,898 --> 01:27:43,498
عالیه.

1411
01:27:45,098 --> 01:27:46,498
آره، همه‌چی مشخص شد.

1412
01:27:47,098 --> 01:27:48,598
هی-جونگ هم یه‌وون رو انتخاب کرد.

1413
01:27:48,898 --> 01:27:49,298
درسته.

1414
01:27:50,498 --> 01:27:57,298
یه‌وون مثل یه گل بهاریه، حس خوب میده، واسه همین جذبش شدم.

1415
01:27:57,998 --> 01:28:01,498
فکر می‌کنم یه فرصت خوب نصیبم شده، همه‌چی عالیه.

1416
01:28:02,098 --> 01:28:02,698
اوه.

1417
01:28:05,098 --> 01:28:07,498
پس یه‌وون هم گزینه‌ست. آره.

1418
01:28:14,098 --> 01:28:15,298
چهار نفر با هم می‌ریم.

1419
01:28:15,598 --> 01:28:16,898
آه، پس با یه ماشین.

1420
01:28:17,498 --> 01:28:18,498
چهار نفر با هم حرکت می‌کنن.

1421
01:28:18,898 --> 01:28:19,298
آره.

1422
01:28:19,898 --> 01:28:21,098
اینطوری؟

1423
01:28:25,098 --> 01:28:26,798
اوه، با سونگ-وو هم می‌ریم، ها.

1424
01:28:26,998 --> 01:28:28,698
یه‌وون هم هست، ها.

1425
01:28:28,998 --> 01:28:29,498
درسته.

1426
01:28:31,598 --> 01:28:32,198
بلند شو لطفاً.

1427
01:28:32,598 --> 01:28:35,298
این-هیونگ، داریم راجع به چی حرف می‌زنیم؟

1428
01:28:35,698 --> 01:28:37,498
این-هیونگ، داریم راجع به چی حرف می‌زنیم؟

1429
01:28:41,907 --> 01:28:43,775
یه نگاه.

1430
01:28:46,898 --> 01:28:48,098
ببینیم چقدر صادقه.

1431
01:28:48,498 --> 01:28:50,098
اوه، اینجا قراره ۱ به ۱ باشه.

1432
01:28:50,798 --> 01:28:51,698
آه، چه فان.

1433
01:28:52,098 --> 01:28:53,198
واقعا. چه عجیبه.

1434
01:28:57,998 --> 01:28:58,698
وای، خیلی فان شد.

1435
01:28:59,498 --> 01:29:00,098
همه رسیدن.

1436
01:29:03,598 --> 01:29:05,598
فکر کنم کنجکاو بودم ببینم دل سونگ-وو چی میگه.

1437
01:29:06,898 --> 01:29:07,898
خیلی می‌خوام اذیتش کنم.

1438
01:29:10,598 --> 01:29:11,598
صبر کن، اینجا هم.

1439
01:29:13,498 --> 01:29:13,998
وای.

1440
01:29:14,898 --> 01:29:15,598
وای، خیلی کنجکاوم.

1441
01:29:20,898 --> 01:29:21,698
عالیه، عالیه، عالیه.

1442
01:29:22,098 --> 01:29:24,498
میونگ-اون، لازم نیست چیزی بگی، خودش خیلی خوبه.

1443
01:29:24,998 --> 01:29:27,498
عجیبه که هی بهش فکر می‌کنم. اون تصویرها.

1444
01:29:27,898 --> 01:29:28,898
بادگیر و درست حسابی.

1445
01:29:30,898 --> 01:29:31,898
انگار یه رقیبه.

1446
01:29:32,098 --> 01:29:32,698
شوخی نیست.

1447
01:29:33,498 --> 01:29:33,898
ها؟

1448
01:29:36,198 --> 01:29:36,598
ها؟

1449
01:29:37,198 --> 01:29:39,198
لطفاً نفر دوم انتخاب اولت رو اعلام کن.

1450
01:29:39,898 --> 01:29:41,898
بیشتر از همه کنجکاوم بدونم نفر دوم میونگ-اون کیه.

1451
01:29:42,298 --> 01:29:44,498
یه طرف دلم می‌خواد من باشم.

1452
01:29:45,998 --> 01:29:47,498
من اینجام.

1453
01:29:47,998 --> 01:29:48,498
ها؟

1454
01:29:48,998 --> 01:29:50,498
واقعا؟ وای!

1455
01:29:55,698 --> 01:29:58,098
الان من...

1456
01:29:59,198 --> 01:30:01,098
ها؟ اوه، جدی؟ چه سورپرایزی.

1457
01:30:01,598 --> 01:30:02,598
آه، شغلم اینه که...

1458
01:30:03,498 --> 01:30:04,098
ها؟ اوه!

1459
01:30:04,898 --> 01:30:06,698
وای، عالیه!

1460
01:30:07,927 --> 01:30:08,697
آه، خیلی فان شد.

1461
01:30:29,360 --> 01:30:39,360
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site
