﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:05,000
به نام خداوندِ بخشنده ی مهربان

2
00:02:00,000 --> 00:02:02,700
‫[قسمت 53]

3
00:02:35,977 --> 00:02:37,456
‫زود باشید! عجله کنید!

4
00:02:37,456 --> 00:02:38,756
‫سریعتر!

5
00:02:44,383 --> 00:02:46,197
‫سرجاهاتون بمونید!

6
00:03:19,612 --> 00:03:21,615
‫سرورم، شاهزاده لو لینگ کُشته شدن.

7
00:03:21,615 --> 00:03:23,195
‫ارتشِ لیانگ از هم پاشیده.

8
00:03:23,195 --> 00:03:25,408
‫سربازان شون عقب نشینی کردن.

9
00:03:25,408 --> 00:03:28,098
‫خوشبختانه شاهزاده لینگ به موقع رسیدن.

10
00:03:28,098 --> 00:03:31,477
‫وگرنه معلوم نبود تا کِی میتونستیم نگه شون داریم.

11
00:03:31,477 --> 00:03:33,766
‫موکاشا ارتشش رو برای حمله به شهر آورده.

12
00:03:35,247 --> 00:03:37,254
‫نمیدونم اونا در چه حالی ان.

13
00:03:38,963 --> 00:03:42,177
‫دستورم رو ابلاغ کنین.
‫ارتش رو آماده کنین.

14
00:03:42,177 --> 00:03:44,126
‫فردا به شهر تاو یانگ برمیگردیم.

15
00:03:44,126 --> 00:03:45,521
‫چشم!

16
00:04:00,248 --> 00:04:03,906
‫جنگیدن تو میدانِ جنگ به اون
‫راحتی ای که فکر میکردم، نیست.

17
00:04:03,906 --> 00:04:06,329
‫شرایط لحظه به لحظه عوض میشن.

18
00:04:09,276 --> 00:04:12,438
‫تو این سال ها خیلی سختی کشیدی.

19
00:04:19,302 --> 00:04:24,178
‫من از زندگی فقط میخوام روزهام
‫رو با دور دنیا گشتن و کتاب خوندن بگذرونم.

20
00:04:25,689 --> 00:04:31,331
‫برادر، بخاطر اینکه بتونی از نزاعِ سیاسی بر سَرِ قدرت
‫فاصله بگیری، برای رسوندنِ تدارکات داوطلب شدی؟

21
00:04:33,886 --> 00:04:40,577
‫اگه تو این جنگ، تاو یانگ رو پس بگیریم
‫برادر، یه لطفی در حقم میکنی؟

22
00:04:44,012 --> 00:04:45,442
‫من تصمیمم رو گرفتم.

23
00:04:50,709 --> 00:04:51,887
‫برادر خیالت راحت.

24
00:05:05,519 --> 00:05:06,579
‫زودباشین!

25
00:05:21,127 --> 00:05:22,163
‫عجله کنید!

26
00:05:39,081 --> 00:05:40,841
‫- دروازه ها رو مستحکم کنید!
‫- چشم!

27
00:05:40,841 --> 00:05:42,391
‫از شهر تاو یانگ محافظت کنید!

28
00:05:42,391 --> 00:05:43,541
‫سریعتر!

29
00:06:02,877 --> 00:06:03,877
‫زودباشید!

30
00:06:03,877 --> 00:06:05,307
‫دروازه ها رو مستحکم کنید!

31
00:06:08,384 --> 00:06:09,437
‫عجله کنید!

32
00:06:27,074 --> 00:06:29,269
‫دروازه ها رو نگه دارید! سریعتر!

33
00:06:29,269 --> 00:06:30,668
‫یالا یالا!

34
00:06:30,668 --> 00:06:32,156
‫زودباشید!

35
00:06:40,350 --> 00:06:42,379
‫چه، اوضاع اون بیرون چطوره؟

36
00:06:46,733 --> 00:06:48,072
‫چه...

37
00:06:48,072 --> 00:06:50,326
‫ما نمیتونیم از شهر محافظت کنیم.

38
00:06:50,326 --> 00:06:52,744
‫بالاخره موکاشا از آچای ــه.

39
00:06:52,744 --> 00:06:55,492
‫حتی اگه وارد بشه، قتل عام راه نمیندازه.

40
00:06:55,492 --> 00:06:59,394
‫حالا که نمیتونیم در برابرشون
‫مقاومت کنیم، بهتر نیست عقب نشینی کنیم؟

41
00:06:59,394 --> 00:07:02,158
‫با برادر لینگ درباره ی قدمِ بعدی حرف میزنیم.

42
00:07:04,071 --> 00:07:07,266
‫میخوای شهر رو تسلیم کنیم؟

43
00:07:07,266 --> 00:07:09,894
‫"دشمنان سخت حمله میکنند
‫و نمیتوانیم دربرابرشان مقاومت کنیم."

44
00:07:09,894 --> 00:07:11,723
‫"عقب نشینی کنید."

45
00:07:11,723 --> 00:07:13,704
‫"چون که یک قدم به پیروزی است."
‫(برگرفته از کتابِ 36 تدبیرِ جنگی)

46
00:07:13,704 --> 00:07:17,110
‫تو که استراتژی های نظامی رو خوب بلدی
‫باید اینو درک کنی.

47
00:07:17,110 --> 00:07:21,182
‫تا وقتی که ارتش زره پوش سیاه
‫رو پابرجا نگه داریم، شانسی برای پیروزی هست.

48
00:07:21,182 --> 00:07:22,932
‫حرفت درسته.

49
00:07:22,932 --> 00:07:25,843
‫اول اوضاع رو بررسی میکنم و بعد تصمیم میگیریم.

50
00:07:39,399 --> 00:07:41,206
‫سرورم، شاهزاده مینگ اینجا هستن.

51
00:07:42,206 --> 00:08:01,463
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

52
00:08:02,463 --> 00:08:04,507
‫برادران.

53
00:08:04,507 --> 00:08:05,733
‫خیلی وقت میگذره.

54
00:08:05,733 --> 00:08:07,447
‫حالتون چطوره؟

55
00:08:07,447 --> 00:08:10,595
‫برادر، تو هنوز زنده ای؟

56
00:08:10,595 --> 00:08:13,377
‫لوان فی بخاطرت مُرد اما تو...

57
00:08:14,399 --> 00:08:16,120
‫تو سالمی؟

58
00:08:17,326 --> 00:08:20,151
‫ظاهراً برادر لینگ فرصت نکرده بهت بگه.

59
00:08:21,490 --> 00:08:24,113
‫درست میگی. شانس آوردم.

60
00:08:24,113 --> 00:08:28,447
‫اما درموردِ لوان فی... همه ی زن های
‫زیبا جوون مرگ میشن.

61
00:08:28,447 --> 00:08:30,872
‫خودش باعثش شد.

62
00:08:30,872 --> 00:08:32,490
‫- به من چه ربطی داره؟
‫- ای...

63
00:08:32,490 --> 00:08:36,043
‫شاید بتونی واسه مرگِ لوان فی بهونه بیاری

64
00:08:36,043 --> 00:08:39,850
‫اما واسه صدمه زدن به چینگ چن
‫و جادوگران هم بهونه داری؟

65
00:08:41,317 --> 00:08:45,139
‫برادر حالا که حرفشو زدی
‫منم میرم سراصل مطلب.

66
00:08:45,139 --> 00:08:48,793
‫برادر تو با جادوگران برای
‫غصبِ تاج و تخت، توطئه کردی.

67
00:08:48,793 --> 00:08:53,975
‫من اومدم تو رو بکشم تا خانواده ی سلطنتی
‫رو از شَرِ یه خائن خلاص کنم!

68
00:08:53,975 --> 00:08:55,955
‫حالا که حرف از خیانت شد

69
00:08:55,955 --> 00:08:58,706
‫این تو بودی که با جادوگرانِ تاریکی
‫هم دست و همه جور جنایتی مرتکب شدی.

70
00:08:58,706 --> 00:09:01,149
‫تو اولین کسی هستی که پدر باید بکشتش.

71
00:09:01,149 --> 00:09:03,759
‫پدر همیشه سنگ دل بوده و هست.

72
00:09:03,759 --> 00:09:07,644
‫من و تو چیزی جز مُهره واسش نیستیم.

73
00:09:07,644 --> 00:09:11,274
‫همین حالاشم فقط میتونیم
‫روی خودمون حساب کنیم!

74
00:09:11,274 --> 00:09:13,677
‫وقتی که با سَر هاتون برگردم به پایتخت

75
00:09:13,677 --> 00:09:15,782
‫خواهیم دید که بازم حرفی واسه
‫گفتن خواهید داشت یا نه!

76
00:09:15,782 --> 00:09:17,889
‫فکر نمیکردم تو اینقدر پلید باشی.

77
00:09:17,889 --> 00:09:22,393
‫با این همه اتفاق، هنوزم نمیخوای آدم بشی؟

78
00:09:22,393 --> 00:09:24,258
‫اون زمانی که شیان وو مُرد

79
00:09:24,258 --> 00:09:27,090
‫کدومتون اومد ازش دفاع کرد؟

80
00:09:29,446 --> 00:09:30,904
‫مادرم...

81
00:09:30,904 --> 00:09:32,765
‫به دستِ مادرت کشته شد.

82
00:09:32,765 --> 00:09:36,562
‫امروز اومدم انتقامِ جفت شونو بگیرم!

83
00:09:41,668 --> 00:09:44,750
‫برادر ظاهراً همه چی رو فهمیدی.

84
00:09:45,822 --> 00:09:49,389
‫دیگه از کار های مادرت چی میدونی؟

85
00:09:49,389 --> 00:09:52,990
‫اون علیه کینِ خودش توطئه کرد
‫و جنگل اسرارآمیز رو به نابودی کشوند.

86
00:09:52,990 --> 00:09:57,903
‫برادر، تو و اون ساحره باید دشمنِ خونی هم باشید

87
00:09:57,903 --> 00:09:59,668
‫اما به من ربطی نداره.

88
00:09:59,668 --> 00:10:03,298
‫درمقایسه با لینگ، من شاهزاده ی واقعیِ وی هستم.

89
00:10:03,298 --> 00:10:05,076
‫و تو...

90
00:10:05,076 --> 00:10:07,855
‫تو یه پسرِ حرومزاده ی بی شرمی!

91
00:10:07,855 --> 00:10:09,272
‫حرومزاده!

92
00:10:09,272 --> 00:10:11,206
‫چی داری میگی؟

93
00:10:11,206 --> 00:10:13,235
‫دیوونه شدی؟

94
00:10:14,751 --> 00:10:16,722
‫چین جن، جانگ شو.

95
00:10:16,722 --> 00:10:18,302
‫شاهزاده هاو رو همراهی کنید.

96
00:10:18,302 --> 00:10:19,804
‫- برادر!
‫- از اینجا ببریدش!

97
00:10:21,539 --> 00:10:23,476
‫حتیِ فکرِ رفتن رو هم نکن.

98
00:10:23,476 --> 00:10:25,107
‫هیچکدومتون زنده نخواهید موند!

99
00:10:32,930 --> 00:10:52,930
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

100
00:11:44,904 --> 00:11:46,178
‫از سرورم محافظت کنید!

101
00:13:30,508 --> 00:13:50,508
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

102
00:14:03,644 --> 00:14:08,907
‫بانو لیان هرگز فکر نمیکرد
‫که پسرش با جادوی سیاه بمیره.

103
00:14:08,907 --> 00:14:11,837
‫خیلی وقت بود که برای این روز نقشه میکشیدم.

104
00:14:11,837 --> 00:14:13,965
‫میخواستم انتقامِ شیان وو رو بگیرم!

105
00:14:16,318 --> 00:14:18,889
‫اینقدر حرفِ شیان وو و ملکه رو نزن.

106
00:14:18,889 --> 00:14:21,759
‫تو اینکارا رو واسه خودت میکنی.

107
00:14:21,759 --> 00:14:24,472
‫شیان وو فقط بهونه است.

108
00:14:24,472 --> 00:14:27,831
‫تو میخوای ولیعهد بشی.

109
00:14:27,831 --> 00:14:29,285
‫مزخرفه!

110
00:14:29,285 --> 00:14:33,245
‫امروز من بانو لیان رو داغدار میکنم!

111
00:14:59,275 --> 00:15:01,349
‫شیان وو، دارم میام پیشت.

112
00:15:01,349 --> 00:15:03,140
‫اومدم...

113
00:15:41,490 --> 00:15:43,019
‫کمانداران!

114
00:15:44,835 --> 00:15:45,835
‫آتش!

115
00:16:18,042 --> 00:16:19,476
‫از دروازه ها فاصله بگیرید!

116
00:16:42,866 --> 00:16:44,580
‫از دروازه ها فاصله بگیرید!

117
00:16:48,735 --> 00:16:49,929
‫از دروازه ها فاصله بگیرید!

118
00:16:54,062 --> 00:16:55,355
‫مراقب باشید!

119
00:17:37,032 --> 00:17:57,032
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

120
00:21:58,022 --> 00:22:00,026
‫فکر نمیکردم پیش بینی ات درست از آب دربیاد!

121
00:22:00,026 --> 00:22:01,507
‫نگرانِ من نباش. برو!

122
00:22:07,502 --> 00:22:08,746
‫مراقب باش!

123
00:22:30,281 --> 00:22:34,457
‫کی فکرشو میکرد تو یه ساحره ای؟

124
00:22:35,484 --> 00:22:37,428
‫امروز میکُشمت!

125
00:22:43,082 --> 00:22:44,699
‫چینگ چن فرار کن!

126
00:22:45,730 --> 00:22:47,538
‫بخاطرِ من مراقبِ برادر لینگ باش...

127
00:22:47,538 --> 00:22:49,182
‫همینطور سای چن!

128
00:23:14,734 --> 00:23:16,040
‫چینگ چن...

129
00:23:37,280 --> 00:23:41,288
‫هرچقدر هم که قوی باشن
‫نمیتونن از شهر فرار کنن.

130
00:23:41,288 --> 00:23:42,746
‫بگردید!

131
00:23:43,746 --> 00:23:57,625
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

132
00:23:58,625 --> 00:24:01,153
‫سرورم، سربازانِ موکاشا
‫کنترل شهر رو گرفتن.

133
00:24:01,153 --> 00:24:03,440
‫چینگ چن و شاهزاده چه گُم شدن!

134
00:24:06,941 --> 00:24:08,801
‫آخرشم دیر رسیدم.

135
00:24:08,801 --> 00:24:10,442
‫اینو به شاهزاده لینگ گزارش بدیم؟

136
00:24:10,442 --> 00:24:11,580
‫نه!

137
00:24:12,856 --> 00:24:15,336
‫شاهزاده لینگ الآن مشغولِ عقب
‫روندنِ ارتش لیانگ هستن.

138
00:24:15,336 --> 00:24:17,085
‫نباید حواسشون پرت بشه.

139
00:24:23,261 --> 00:24:24,980
‫میخوام تنهایی وارد شهر بشم.

140
00:24:24,980 --> 00:24:26,509
‫بانو خیلی خطرناکه!

141
00:24:31,960 --> 00:24:33,635
‫من شاهزاده خانمِ آچای هستم!

142
00:24:33,635 --> 00:24:35,540
‫جرئت نمیکنن بهم صدمه بزنن.

143
00:24:37,914 --> 00:24:40,047
‫دشمنان الآن در شهر هستن.

144
00:24:40,047 --> 00:24:43,692
‫فقط میتونیم دورشون بزنیم
‫مقابله باهاشون ممکن نیست.

145
00:24:43,692 --> 00:24:44,791
‫ولی شما دارین تنهایی میرین...

146
00:24:44,791 --> 00:24:45,791
‫ولی بی ولی!

147
00:24:45,791 --> 00:24:48,045
‫تنها راه همینه.

148
00:24:51,324 --> 00:24:53,160
‫سربازانِ آچای گوش دهید!

149
00:24:53,160 --> 00:24:56,084
‫بدون دستورِ من، هیچکس هیچ کاری نمیکنه.

150
00:24:56,084 --> 00:24:57,295
‫چشم!

151
00:25:22,259 --> 00:25:23,863
‫برید کنار!

152
00:25:25,137 --> 00:25:26,393
‫برید کنار!

153
00:25:49,564 --> 00:25:50,564
‫موکاشا!

154
00:25:52,172 --> 00:25:54,605
‫مگه قول ندادی که با لیانگ متحد نمیشی؟

155
00:25:57,323 --> 00:25:58,396
‫همینطوره.

156
00:25:58,396 --> 00:26:00,885
‫پس چرا زدی زیرِ حرفت
‫و به شهر حمله کردی؟

157
00:26:06,769 --> 00:26:10,465
‫من قول دادم که نیرو هام رو
‫عقب میرونم و یوان هاو رو وِل میکنم.

158
00:26:10,465 --> 00:26:14,371
‫ولی نگفتم که به شهر تاو یانگ حمله نمیکنم.

159
00:26:14,371 --> 00:26:17,242
‫داری مجبورم میکنی تسلیم بشم؟

160
00:26:25,613 --> 00:26:27,442
‫چرا مجبورت کنم؟

161
00:26:30,372 --> 00:26:34,862
‫کلِ شهرِ تاو یانگ
‫پیشکشِ من به تو برای ازدواج مونه.

162
00:26:36,136 --> 00:26:37,364
‫خوبه؟

163
00:26:39,531 --> 00:26:41,019
‫پیشکش ازدواج...

164
00:26:42,915 --> 00:26:46,060
‫شهر تاو یانگِ آغشته به خون.

165
00:26:49,201 --> 00:26:50,933
‫نمیترسی که بخاطرش تاوان پس بدی؟

166
00:26:50,933 --> 00:26:52,557
‫چرا میترسم.

167
00:26:59,827 --> 00:27:04,355
‫تاو یانگ دراصل متعلق به آچای ــه.

168
00:27:05,808 --> 00:27:10,196
‫من فقط پسش گرفتم. اشتباهی کردم؟

169
00:27:13,357 --> 00:27:14,863
‫تو این دنیا...

170
00:27:16,680 --> 00:27:18,460
‫اگه بخوام...

171
00:27:20,932 --> 00:27:22,593
‫احساساتم نسبت بهت رو بیان کنم...

172
00:27:25,703 --> 00:27:28,130
‫هیچکس جرئت نمیکنه زودتر اینکارو بکنه.

173
00:27:29,130 --> 00:27:35,791
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

174
00:27:36,791 --> 00:27:37,821
‫باشه.

175
00:27:37,821 --> 00:27:40,588
‫این پیشکش رو...

176
00:27:43,665 --> 00:27:44,964
‫میپذیرم.

177
00:27:47,086 --> 00:27:48,160
‫جدی؟

178
00:27:48,160 --> 00:27:49,160
‫بله.

179
00:27:51,270 --> 00:27:52,740
‫- به 2 شرط...
‫- بگو.

180
00:27:53,952 --> 00:27:56,413
‫با اسیرانی که از ارتش زره پوش
‫سیاه گرفتی، مهربون باش.

181
00:27:56,413 --> 00:27:58,688
‫و فعلاً از شهر تاو یانگ عقب نشینی کن.

182
00:27:58,688 --> 00:28:04,729
‫بعد از ازدواج، شرافتمندانه و به عنوانِ
‫همسر شاهزاده، کنترل شهر رو میگیری.

183
00:28:06,476 --> 00:28:08,538
‫میخوای از شهر عقب نشینی کنم؟

184
00:28:08,538 --> 00:28:09,880
‫درسته.

185
00:28:13,733 --> 00:28:17,910
‫مردی که باهاش ازدواج میکنم
‫باید قهرمانی باشه که زبان زدِ همه است.

186
00:28:18,998 --> 00:28:21,430
‫من با یه دزدِ خائنِ ازدواج نمیکنم!

187
00:28:42,836 --> 00:28:43,836
‫باشه.

188
00:28:44,877 --> 00:28:46,722
‫هرچی تو بخوای.

189
00:28:48,044 --> 00:28:50,846
‫مهم نیست که از شهر عقب نشینی کنم یا نه.

190
00:28:57,071 --> 00:29:01,212
‫فقط اینکه... کِی میتونم با شاهزاده خانم ازدواج کنم؟

191
00:29:06,900 --> 00:29:07,900
‫سه روز دیگه.

192
00:29:19,248 --> 00:29:20,912
‫سه روز دیگه...

193
00:30:01,765 --> 00:30:03,326
‫اون به شدت زخمی شده.

194
00:30:03,326 --> 00:30:06,939
‫ظاهراً کلی وقت می بره تا مداوا بشه.

195
00:30:11,701 --> 00:30:13,402
‫شاهِ فقید توسطِ یوان آن کُشته شد.

196
00:30:13,402 --> 00:30:15,463
‫برادر هاو به شدت زخمی شده.

197
00:30:15,463 --> 00:30:17,454
‫برادرکشی...

198
00:30:17,454 --> 00:30:20,737
‫این سرنوشتِ اعضای خانواده ی سلطنتیه؟

199
00:30:22,556 --> 00:30:42,556
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

200
00:30:45,567 --> 00:30:50,796
‫سرورم، امروز اومدم اینجا
‫تا درباره ی یه چیزی بهتون خبر بدم.

201
00:30:53,882 --> 00:30:55,209
‫بفرمایید اُستاد.

202
00:30:55,209 --> 00:30:57,939
‫ما مطمئن شدیم که مادرِ شما، بانو لیان

203
00:30:57,939 --> 00:31:02,394
‫رئیسِ واقعی ــه جادوی سیاه، دینگ شوئه است.

204
00:31:02,394 --> 00:31:06,031
‫هدفِ ایشون سوءاستفاده از چینگ چن

205
00:31:06,031 --> 00:31:08,551
‫برای به دست آوردن همه ی الماس هاست.

206
00:31:08,551 --> 00:31:13,701
‫اون تنها کسیه که میدونه "ابسیدین" کجاست.

207
00:31:19,048 --> 00:31:20,836
‫میخواد انتقامِ مرگِ شاهِ فقید رو بگیره.

208
00:31:23,424 --> 00:31:24,894
‫درست مثلِ چینگ چن...

209
00:31:24,894 --> 00:31:27,634
‫میخواد سرنوشت رو عوض کنه.

210
00:31:29,174 --> 00:31:32,576
‫اما اون از جادوی سیاه استفاده
‫کرده و افرادِ بی گناهی رو کُشته.

211
00:31:32,576 --> 00:31:34,493
‫در نهایتِ باعثِ فاجعه میشه.

212
00:31:34,493 --> 00:31:37,170
‫اگه چینگ چن به دوره ی زمانی ــه خودش برنگرده

213
00:31:37,170 --> 00:31:40,342
‫مطمئناً میمیره.

214
00:31:41,506 --> 00:31:44,461
‫شما تنها کسی هستین که میتونین جلوشو بگیرین.

215
00:31:48,327 --> 00:31:49,606
‫نگران نباشین.

216
00:31:49,606 --> 00:31:53,513
‫اگه نیاز باشه با به خطر انداختنِ
‫جونم، جلوشو میگیرم.

217
00:32:02,261 --> 00:32:03,345
‫- برادر.
‫- سرورم.

218
00:32:03,345 --> 00:32:04,461
‫اُستاد مو.

219
00:32:04,461 --> 00:32:05,546
‫اینجا چیکار میکنی؟

220
00:32:05,546 --> 00:32:09,083
‫به دستورِ پدر اومدم برادر هاو رو به پایتخت ببرم.

221
00:32:10,434 --> 00:32:11,465
‫اون کجاست؟

222
00:32:26,653 --> 00:32:27,964
‫چطوری اینجور شد؟

223
00:32:27,964 --> 00:32:31,461
‫نکنه... بازم کارِ یوان مینگه؟

224
00:32:34,904 --> 00:32:36,115
‫اون مُرده.

225
00:32:38,633 --> 00:32:44,462
‫برادر هاو میخواست از این فرصت برای فاصله
‫گرفتن از سیاست و دور دنیا گشتن، استفاده کنه.

226
00:32:45,489 --> 00:32:49,201
‫فکرشو نمیکرد که به خواسته اش نمیرسه.

227
00:32:49,201 --> 00:32:51,433
‫برادر، میفهمم چی میگی.

228
00:32:51,433 --> 00:32:55,070
‫اگه اون به هوش بیاد
‫مطمئناً خواسته اش رو عملی میکنم.

229
00:32:58,588 --> 00:33:01,362
‫بهم دستور داده شده که فرماندهی رو ازش بگیرم.

230
00:33:02,554 --> 00:33:06,836
‫اما با شرایطِ فعلی، بهتره فعلاً چیزی نگم.

231
00:33:06,836 --> 00:33:09,518
‫گزارش! سرورم!
‫شهر تاو یانگ سقوط کرد!

232
00:33:11,886 --> 00:33:13,708
‫به نظرمیاد موکاشا رو دستِ کم گرفتم.

233
00:33:13,708 --> 00:33:16,513
‫چینگ چن و برادر چه کجان؟

234
00:33:16,513 --> 00:33:17,663
‫شاهزاده چه بدجور زخمی شدن.

235
00:33:17,663 --> 00:33:19,662
‫- ایشون و خانمِ چینگ چن ناپدید شدن.
‫- چی؟

236
00:33:19,662 --> 00:33:22,757
‫شاهزاده خانم دو شیا گفتن که دیگه
‫رابطه ای با شاهزاده لینگ ندارن.

237
00:33:22,757 --> 00:33:24,741
‫تا سه روز دیگه با موکاشا ازدواج میکنن.

238
00:33:24,741 --> 00:33:25,922
‫غیرممکنه.

239
00:33:25,922 --> 00:33:27,965
‫دو شیا همچین کاری نمیکنه.

240
00:33:27,965 --> 00:33:29,695
‫حتماً یه اتفاقی افتاده.

241
00:33:29,695 --> 00:33:31,554
‫من سریع میرم به شهر.

242
00:33:31,554 --> 00:33:32,711
‫برادر نگران نباش.

243
00:33:32,711 --> 00:33:34,053
‫اینجا رو بسپر به من.

244
00:33:34,053 --> 00:33:37,019
‫باید چینگ چن و برادر رو پیدا کنی.

245
00:33:38,019 --> 00:33:56,217
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

246
00:33:57,217 --> 00:33:58,711
‫فعلاً اینجا در امانیم.

247
00:33:58,711 --> 00:34:01,558
‫از قدرتِ جادوگران برای مهر و
‫موم کردنِ اینجا استفاده کردم.

248
00:34:01,558 --> 00:34:03,834
‫دشمن نمیتونه ما رو پیدا کنه.

249
00:34:08,782 --> 00:34:10,751
‫شاهزاده چه چطورن؟

250
00:34:16,440 --> 00:34:17,487
‫چینگ چن!

251
00:34:17,487 --> 00:34:19,092
‫نه!

252
00:34:19,092 --> 00:34:20,896
‫نمیتونی بیشتر از این از قدرتت استفاده کنی.

253
00:34:24,440 --> 00:34:25,539
‫چینگ چن!

254
00:34:25,539 --> 00:34:28,079
‫اینجوری فقط جراحتت بدتر میشه.

255
00:34:33,570 --> 00:34:35,192
‫چه خیلی بد زخمی شده.

256
00:34:36,157 --> 00:34:37,690
‫تقریباً دیگه نبضی نداره.

257
00:34:37,690 --> 00:34:39,739
‫نمیتونم بذارم بخاطرِ نجاتِ من، بمیره.

258
00:34:41,364 --> 00:34:45,358
‫قبلاً این خطر رو دیده بودم.

259
00:34:45,358 --> 00:34:47,998
‫بخاطر همین سریع اومدم اینجا.

260
00:34:47,998 --> 00:34:52,213
‫فکرشو نمیکردم که نتونم جلوشو بگیرم.

261
00:34:58,079 --> 00:35:01,717
‫تو این شرایط باید از الماس هاله ی ماه استفاده کنم.

262
00:35:01,717 --> 00:35:02,958
‫نه!

263
00:35:02,958 --> 00:35:06,659
‫این الماس فقط بیشتر بهت صدمه میزنه.

264
00:35:06,659 --> 00:35:08,065
‫میخوای بمیری؟

265
00:35:09,405 --> 00:35:10,940
‫چه برای نجاتِ من، جونشو به خطر انداخت.

266
00:35:10,940 --> 00:35:13,371
‫چطور میتونم تماشا کنم که بخاطرِ من بمیره؟

267
00:35:13,371 --> 00:35:16,777
‫تو همین حالاشم خیلی ضعیفی.

268
00:35:16,777 --> 00:35:20,047
‫اگه بازم از قدرتت استفاده کنی
‫برات گرون تموم میشه.

269
00:35:20,047 --> 00:35:22,978
‫این الماس رو اُستاد به تو سپرده.

270
00:35:22,978 --> 00:35:25,806
‫برای این نبوده که ازش برای
‫فدا کردنِ جونت استفاده کنی.

271
00:35:25,806 --> 00:35:28,233
‫بلکه بخاطرِ گرفتنِ مسئولیتِ جادوگرانه.

272
00:35:34,949 --> 00:35:39,237
‫الآن به جز استفاده از الماس هاله ی ماه
‫راهی برای نجاتش نیست.

273
00:35:40,414 --> 00:35:42,442
‫باید جلوی این اتفاق رو بگیرم.

274
00:35:42,442 --> 00:35:45,659
‫اگه هم بتونی جلوشو بگیری، خودت چی میشی؟

275
00:35:45,659 --> 00:35:47,123
‫جادوگران چی میشن؟

276
00:35:47,123 --> 00:35:52,164
‫بخاطر نجاتِ من و تو، اُستاد کُشته شد.

277
00:35:52,164 --> 00:35:56,255
‫حالا میخوای برای نجاتِ شاهزاده چه
‫خودتو به کُشتن بدی؟

278
00:35:56,255 --> 00:36:00,833
‫من هیچ وقت مسئولیت هایی که
‫ارشد تاو یاو بهم سپرده رو فراموش نمیکنم.

279
00:36:01,936 --> 00:36:05,074
‫ولی زنده موندنِ من به کنار، چه هم باید زنده بمونه.

280
00:36:05,074 --> 00:36:09,307
‫خب شاید نمیدونی که با استفاده
‫از الماس هاله ی ماه برای

281
00:36:09,307 --> 00:36:12,161
‫نجاتش، ممکنه همه ی قدرتش رو تموم کنی.

282
00:36:12,161 --> 00:36:15,759
‫با یه اشتباهِ کوچیک، الماس پس ات میزنه.

283
00:36:15,759 --> 00:36:20,329
‫تو هم در وضعیتی نیستی
‫که بتونی تحملش کنی.

284
00:36:24,056 --> 00:36:25,338
‫با کمکِ تو...

285
00:36:26,534 --> 00:36:30,139
‫هرخطری که باشه، کمتر میشه.

286
00:36:30,139 --> 00:36:31,657
‫نه چینگ چن.

287
00:36:31,657 --> 00:36:33,427
‫دیگه هیچ خطری نمیتونی بکنی.

288
00:36:33,427 --> 00:36:35,347
‫هنوزم اُمیدی هست.

289
00:36:35,347 --> 00:36:38,018
‫حتی اگه طول بکشه

290
00:36:38,018 --> 00:36:39,422
‫یه راهی پیدا میکنیم.

291
00:36:40,422 --> 00:36:51,771
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

292
00:36:52,771 --> 00:36:54,840
‫فعلاً تا چند روز

293
00:36:54,840 --> 00:36:56,911
‫از قدرت هام برای محافظت از
‫قلبِ شاهزاده استفاده میکنم.

294
00:37:00,639 --> 00:37:02,271
‫حتماً یه جوری نجاتش میدیم.

295
00:37:03,996 --> 00:37:07,521
‫هرطور شده نمیتونم بذارم
‫چه بخاطرِ من بمیره.

296
00:37:13,463 --> 00:37:15,523
‫سرورم! سرورم!

297
00:37:15,523 --> 00:37:18,157
‫اول صبحی چی شده؟

298
00:37:18,157 --> 00:37:20,083
‫از مرز خبر رسیده.

299
00:37:20,083 --> 00:37:24,815
‫موکاشا با ارتشِ آچای
‫شهر تاو یانگ رو تصرف کرده.

300
00:37:24,815 --> 00:37:27,818
‫همسرِ شاهزاده لینگ، بانو دو شیا اعلام کردن

301
00:37:27,818 --> 00:37:31,635
‫که شاهزاده لینگ رو طلاق میدن
‫و به جاش با موکاشا ازدواج میکنن.

302
00:37:31,635 --> 00:37:32,742
‫چی؟

303
00:37:34,139 --> 00:37:35,726
‫چطور ممکنه؟

304
00:37:37,061 --> 00:37:39,704
‫تا همین چند وقت پیش، شاهزاده خانم دو شیا

305
00:37:39,704 --> 00:37:42,346
‫کلی راه رو بخاطر ازدواج با لینگ، به اینجا اومد.

306
00:37:43,456 --> 00:37:45,811
‫حالا که به خواسته اش رسیده

307
00:37:45,811 --> 00:37:52,047
‫چرا باید با همچین عملی
‫کشورِ خودش رو رسوا کنه؟

308
00:37:52,047 --> 00:37:54,358
‫یه کاسه ای زیرِ نیم کاسه است.

309
00:37:54,358 --> 00:37:56,021
‫- سون شی.
‫- بله.

310
00:37:56,021 --> 00:37:58,161
‫یکی رو بفرست تا از این مطمئن بشه.

311
00:37:58,161 --> 00:37:59,565
‫هیچ چیزی از قلم نیفته.

312
00:37:59,565 --> 00:38:00,612
‫چشم اعلاحضرت.

313
00:38:02,115 --> 00:38:03,655
‫محافظتِ شهر تاو یانگ با کی بود؟

314
00:38:03,655 --> 00:38:10,329
‫ظاهراً شاهزاده لینگ، ارتش شون
‫رو برای نجاتِ شاهزاده هاو بردن.

315
00:38:10,329 --> 00:38:12,815
‫شاهزاده چه از شهر محافظت میکردن.

316
00:38:12,815 --> 00:38:13,815
‫چی؟

317
00:38:14,947 --> 00:38:16,103
‫خب چه اتفاقی واسش افتاد؟

318
00:38:16,103 --> 00:38:18,835
‫ایشون به شدت مجروح شدن.

319
00:38:18,835 --> 00:38:22,588
‫همینطور، ناپدید شدن.

320
00:38:24,659 --> 00:38:28,266
‫سرورم، شاهزاده چه
‫بختِ خوبی دارن.

321
00:38:28,266 --> 00:38:31,452
‫ایشون مطمئناً جونِ سالم به در میبَرن.

322
00:38:31,452 --> 00:38:33,952
‫فوراً افراد رو بفرست که دنبالش بگردن!

323
00:38:33,952 --> 00:38:35,724
‫زنده یا مُرده، برش گردونین!

324
00:38:35,724 --> 00:38:39,233
‫شده کل شهر تاو یانگ رو زیر و رو کنن
‫فقط برش گردونن!

325
00:38:39,233 --> 00:38:40,632
‫چشم اعلاحضرت.

326
00:38:42,851 --> 00:38:44,112
‫دیگه چیه؟

327
00:38:44,112 --> 00:38:45,498
‫اعلاحضرت!

328
00:38:45,498 --> 00:38:49,967
‫وقتی شاهزاده لینگ برای نجاتِ برادرشون رفتن

329
00:38:49,967 --> 00:38:53,875
‫هم شاهزاده هاو و هم شاهزاده مینگ...

330
00:38:53,875 --> 00:38:55,626
‫- اونا...
‫- چی شدن؟

331
00:38:55,626 --> 00:38:58,465
‫هردوشون کُشته شدن!

332
00:39:31,197 --> 00:39:33,503
‫اعلاحضرت. اعلاحضرت.

333
00:39:38,692 --> 00:39:39,994
‫اعلاحضرت...

334
00:39:53,958 --> 00:39:57,248
‫واقعاً نمیخواستی شاه بشی؟

335
00:39:58,449 --> 00:40:01,605
‫منو مجبور کردی قربانی ات کنم.

336
00:40:08,992 --> 00:40:11,777
‫چرا به خودت رحم نکردی؟

337
00:40:11,777 --> 00:40:14,947
‫چرا واسم راهی نذاشتی؟

338
00:40:17,320 --> 00:40:18,992
‫حالا که رفتی...

339
00:40:20,503 --> 00:40:22,735
‫کی میخواد بار مسئولیت هام رو به دوش بکشه؟

340
00:40:24,907 --> 00:40:27,775
‫این با کشتنِ من، یکیه.

341
00:40:29,041 --> 00:40:31,172
‫اعلاحضرت، تسلیت میگم.

342
00:40:33,360 --> 00:40:35,041
‫سال های زیادی گذشته.

343
00:40:35,041 --> 00:40:37,355
‫من قلمرویم رو تحت کنترل گرفتم.

344
00:40:37,355 --> 00:40:39,365
‫حاکمیتم رو حفظ کردم.

345
00:40:39,365 --> 00:40:41,106
‫از مردمم محافظت کردم.

346
00:40:41,106 --> 00:40:46,434
‫اما درنهایت... نتونستم از پسرانم محافظت کنم.

347
00:40:50,364 --> 00:40:51,804
‫هاو...

348
00:40:53,146 --> 00:40:54,637
‫جی...

349
00:40:56,440 --> 00:40:57,643
‫شی...

350
00:40:59,447 --> 00:41:00,961
‫و مینگ...

351
00:41:03,514 --> 00:41:05,791
‫همتون بی رحم اید.

352
00:41:07,519 --> 00:41:08,519
‫یکی یکی...

353
00:41:11,648 --> 00:41:13,922
‫منو رها کردید.

354
00:41:41,346 --> 00:41:43,346
‫[قبرِ یوان هاو]

355
00:41:55,000 --> 00:42:15,000
ارائه ای مشترک از کره فا-پرچینا و سون دی ال

356
00:44:35,017 --> 00:44:45,017
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site
