﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

2
00:00:30,552 --> 00:00:34,829
♪ چه کسی میتواند درک کند لغاتی را که ♪
♪  من مفهوم آن را نمیدانم؟ ♪

3
00:00:37,335 --> 00:00:42,296
♪ عشق عمیقی که نیرومندتر از شراب است ♪

4
00:00:43,363 --> 00:00:46,394
♪ تو ای کسی که در قلب منی ♪

5
00:00:46,720 --> 00:00:49,529
♪ بسیار زیباتر از طغیان رنگ هایی ♪

6
00:00:50,164 --> 00:00:56,434
♪ ممکن است زمان گذشته باشد اما احساس من ♪
♪ نسبت به تو سُست نمی شود ♪

7
00:00:57,077 --> 00:01:03,759
♪ بدون هیچ  پشیمانی ای ♪
♪  فقط تو را دوست میدارم ♪

8
00:01:06,995 --> 00:01:10,875
♪ چرا کامیابی به سرعت محو می شود؟ ♪

9
00:01:14,390 --> 00:01:18,018
♪ رویای موفقیت مثل یک استوره باز میگردد ♪

10
00:01:18,119 --> 00:01:21,583
♪ تو در کنار من می تازی ♪

11
00:01:21,665 --> 00:01:25,251
♪ در زندگانی و مرگ ♪

12
00:01:25,823 --> 00:01:31,402
♪ تو زیبا و فریبنده ای ♪
♪ ای خاطرات گران بهای من ♪

13
00:01:35,546 --> 00:01:39,275
♪ چرا کامیابی به سرعت محو می شود؟ ♪

14
00:01:42,430 --> 00:01:46,375
♪ رویای موفقیت مثل یک استوره باز میگردد ♪

15
00:01:46,577 --> 00:01:49,624
♪ تو در کنار من می تازی ♪

16
00:01:49,934 --> 00:01:53,378
♪ در زندگانی و مرگ ♪

17
00:01:53,815 --> 00:01:59,878
♪ تو زیبا و فریبنده ای ♪
♪ ای خاطرات گران بهای من ♪

18
00:02:00,000 --> 00:02:02,826
<i><font color=Silver>" قسمت چهلم "</font></i>

19
00:02:18,197 --> 00:02:21,118
! زمان زيادي در محضر عاليجناب بودي
! حتماً خسته اي

20
00:02:22,431 --> 00:02:23,673
. ديگه عادت كردم

21
00:02:23,673 --> 00:02:27,133
بعدم چطور ممكنه كسي تو قصر بتونه
يه نفس راحت بكشه ؟

22
00:02:27,133 --> 00:02:29,848
. من صحبتاتون رو شنيدم

23
00:02:30,870 --> 00:02:33,373
اگه تو با کشور آچايي از طريق ازدواج
هم-پيمان نشي

24
00:02:33,373 --> 00:02:35,877
! ممكنه جون دو شيا و ساي چن به خطر بيفته

25
00:02:35,877 --> 00:02:40,236
. عاليجناب داره مجبورت ميكنه انتخاب كني

26
00:02:41,758 --> 00:02:45,756
اگه من واقعاً با شاهزاده دو شيا ازدواج كنم

27
00:02:45,756 --> 00:02:49,252
. اونوقت به تو خيانت كردم

28
00:02:49,252 --> 00:02:56,947
ميخواي اون موقع هم دوباره ازم فاصله بگيري
وانمود كني حسي بهم نداري ؟

29
00:03:00,966 --> 00:03:02,075
. نه

30
00:03:03,168 --> 00:03:04,397
. وليعهد از مقامش عزل شده

31
00:03:04,397 --> 00:03:09,288
تا وقتي به حكومت برسي , من تو رو
. در اين راه همراهي ميكنم

32
00:03:09,288 --> 00:03:12,832
! عاليجناب بازي قدرت و سياست راه انداخته

33
00:03:12,832 --> 00:03:14,127
... با اينحال , من باور نميكنم

34
00:03:14,127 --> 00:03:20,163
ساحره ي اعظم و فرمانرواي آينده نتونن
. در اين بازي از عاليجناب برنده بشن

35
00:03:21,502 --> 00:03:22,884
ميدونستي ؟

36
00:03:24,128 --> 00:03:28,044
... من همه ي عمرم منتظر بودم

37
00:03:28,044 --> 00:03:31,459
! منتظر زني بود كه بتونه پا به پاي من بياد

38
00:03:33,972 --> 00:03:35,435
. راهمون پيداست

39
00:03:36,667 --> 00:03:38,388
. اون زن هم كنارمه

40
00:03:40,393 --> 00:03:42,116
حاضري همقدم بشيم ؟

41
00:03:45,461 --> 00:03:48,824
اگه يه روز اينجا نباشم چي ؟

42
00:03:50,754 --> 00:03:52,229
. من اينجام

43
00:03:52,229 --> 00:03:54,069
تو كجا ميخواي بري ؟

44
00:03:57,336 --> 00:03:59,086
... نميدونم

45
00:04:00,540 --> 00:04:06,906
مثلاً برحسب پيري , بيماري
... يا جدايي

46
00:04:08,670 --> 00:04:10,145
يعني تو از آينده نميترسي ؟

47
00:04:11,713 --> 00:04:13,143
. نميترسم

48
00:04:14,810 --> 00:04:20,427
اگه ما يك روز هم بتونيم با هم باشيم
. من لحظه لحظه اش رو نفس ميکشم

49
00:04:20,427 --> 00:04:22,317
. ميخوام بدوني

50
00:04:23,500 --> 00:04:25,682
هر اتفاقي هم كه در آينده بيفته

51
00:04:25,682 --> 00:04:28,384
من هر كسي هم كه بشم

52
00:04:28,384 --> 00:04:31,279
! هميشه تا ابد كنارت ميمونم

53
00:04:34,579 --> 00:04:41,202
! در اينصورت , منم هر روز كنارت ميمونم

54
00:04:41,202 --> 00:04:43,370
خوبه ؟

55
00:04:44,728 --> 00:04:46,197
. خوبه

56
00:04:48,194 --> 00:04:53,187
ميدونستي اين حرفت , تو رو زن من ميكنه ؟

57
00:04:53,187 --> 00:04:55,889
! تو رو همسر شاهزاده لينگ ميكنه

58
00:04:59,812 --> 00:05:03,569
. شنيدم عمارت شاهزاده لينگ قوانين سختي داره

59
00:05:03,569 --> 00:05:05,625
. كسي اونجا لبخند نميزنه

60
00:05:05,625 --> 00:05:07,449
! جاي خيلي خسته كننده اي

61
00:05:14,449 --> 00:05:22,728
حال و هواي عمارت من ... بستگي به
! حال و هواي همسرم داره

62
00:05:35,524 --> 00:05:41,968
! پرسيدن عيب نيست , نپرسيدن عيب اس

63
00:05:43,178 --> 00:05:46,838
! علم فصاحت , در دانايي ِ

64
00:05:50,173 --> 00:05:53,805
مادر با اينکه در دين بودا تعمق ميكنيد
ميدونيد رسالت دين بودا چيه ؟

65
00:05:53,805 --> 00:05:57,612
" رحم و عطوفت به ديگران "

66
00:06:01,685 --> 00:06:03,545
! بالاخره برگشتي

67
00:06:04,863 --> 00:06:09,021
اما به محض برگشتنت , اولين كارت
زير سوأل بردن مادرته ؟

68
00:06:09,021 --> 00:06:12,086
! ساي چن برادرزاه ي شماست

69
00:06:12,086 --> 00:06:19,800
ميدونستي به محض اينكه پدر نقشه ي تو رو قبول كرد
و تصميم گرفت ساي چن رو به كشور ليانگ بفرسته

70
00:06:19,800 --> 00:06:21,745
! اونو به سمت نابودي سوق دادي

71
00:06:29,439 --> 00:06:33,718
تو از بچگي , شاهد بودي پدرت چطور
! به امورات دولتي رسيدگي ميكرد

72
00:06:33,718 --> 00:06:37,052
چرا هيچي ازش ياد نگرفتي ؟

73
00:06:37,052 --> 00:06:39,153
. تو الآن وسط جنگ قدرتي

74
00:06:39,153 --> 00:06:41,574
. يه آدم ميتونه براي يك ملت قرباني بشه

75
00:06:41,574 --> 00:06:44,562
! اما يك ملت هرگز براي يك نفر قرباني نميشه

76
00:06:46,490 --> 00:06:48,435
. پدرت اقداماتش بيرحمانه اس

77
00:06:49,649 --> 00:06:51,942
! اون به عنوان يك " فرمانروا و پدر " بيرحم ِ

78
00:06:53,791 --> 00:06:55,189
... با اينحال , به عنوان يك مادر

79
00:06:55,189 --> 00:06:57,562
تو چطور ميتوني از پدر بيرحم تر باشي ؟

80
00:06:57,562 --> 00:07:01,197
! تا وقتي تو به تخت برسي , من هر كاري ميكنم

81
00:07:01,197 --> 00:07:03,961
حتي اگه لازم بود جون منو بگيري

82
00:07:03,961 --> 00:07:06,071
. من هر لحظه اي كه بخواي جونمو بهت ميدم

83
00:07:06,071 --> 00:07:10,175
با اين حرفت يعني ساي چن رو هر جور
كه بخواي قرباني ميكني ؟

84
00:07:12,134 --> 00:07:16,848
تا وقتي بتونم كاري كنم تو به تخت برسي
قرباني شدن ساي چن , چه اهميتي داره ؟

85
00:07:16,848 --> 00:07:21,827
! حتي داييت هم حاضره هر لحظه بخاطر تو بميره

86
00:07:24,973 --> 00:07:27,189
! پس ذات پدر و مادر من اين شكلي ِ

87
00:07:28,745 --> 00:07:31,088
. شماها خيلي شبيه همديگه ايد

88
00:07:33,290 --> 00:07:37,192
... كاش منم ميتونستم مثل شماها باشم

89
00:07:39,115 --> 00:07:41,430
! اما اين زندگي اي نيست كه من ميخوام

90
00:07:41,430 --> 00:07:45,096
من يه پدر مادر مهربون ميخوام كه منم
! بتونم به اونا نيكي كنم

91
00:07:45,096 --> 00:07:47,007
. تو در خانواده ي سلطنتي بدنيا اومدي

92
00:07:47,007 --> 00:07:50,055
! هرگز نميتونستي يه پدر و مادر مهربون داشته باشي

93
00:07:50,055 --> 00:07:56,000
الآنم چه يه پسر وفادار باشي , چه يه فرزند نيك بازم
. هرگز نميتوني خودت رو از اين كشمكش خلاص كني

94
00:07:56,000 --> 00:07:57,706
... اما مادر , كاش ميفهميدي كه

95
00:07:57,706 --> 00:08:00,362
تنها وقتي پدر عطوفت داشته باشه
... پسرهاش نيكو بار ميان

96
00:08:00,362 --> 00:08:03,142
. و بين برادرها احترام وجود داره

97
00:08:05,057 --> 00:08:10,694
كاش من , هم جزوه خاندان سلطنتي بودم
! هم يه فرزند نيك

98
00:08:10,694 --> 00:08:16,831
فقط در اونصورت , منو و كشور وِي
. آينده ي درخشاني داشتيم

99
00:08:20,930 --> 00:08:23,567
اگه ما اين مسئله ي مهر و الفت رو كنار بزاريم

100
00:08:24,685 --> 00:08:29,761
بازم حاضر بودي به برادري احترام بزاري
كه با تو مهربون نباشه ؟

101
00:08:31,572 --> 00:08:33,253
مادر , منظورشون چيه ؟

102
00:08:34,493 --> 00:08:38,524
. تو هنوز خيلي از حقايق رو نميدوني

103
00:08:38,524 --> 00:08:40,413
. با اينحال , عجله اي در كار نيست

104
00:08:40,413 --> 00:08:43,639
. به زودي حقيقت رو ميفهمي

105
00:08:45,070 --> 00:08:49,197
اون موقع , مادرت رو براي بيرحم بودن
. ديگه سرزنش نميكني

106
00:08:50,657 --> 00:08:52,874
مادر , چي رو دارن پنهون ميكنن ؟

107
00:08:52,874 --> 00:08:55,150
به برادر لينگ ربطي داره ؟

108
00:08:56,626 --> 00:09:01,958
تا ته توي قضيه رو در نياوردم
. نميخوام تو هم درگير كنم

109
00:09:01,958 --> 00:09:05,902
. تو فقط منتظر بمون

110
00:09:08,541 --> 00:09:11,672
! مادر , تو هيچي دخالت نكن

111
00:09:11,672 --> 00:09:16,839
از وقتي بهت گفتم ميخوام اين بازي رو شروع كنم
! نتيجه ي بازي با منه نه تو

112
00:09:16,839 --> 00:09:19,500
. تا تو به تخت نرسي , من آروم نمي شينم

113
00:09:19,500 --> 00:09:21,951
. تو به كارهاي خودت برس

114
00:09:21,951 --> 00:09:25,616
! اصلاً لزومي نداره تو كارهاي همديگه دخالت كنيم

115
00:09:41,096 --> 00:09:42,206
! ولم كنيد

116
00:09:42,206 --> 00:09:43,706
داريد چيكار ميكنيد ؟

117
00:09:44,756 --> 00:09:46,173
چيكار ميكنيد ؟

118
00:09:51,938 --> 00:09:58,186
جناب هو , شما ديروز نبض بانو ليان رو گرفتيد
. بعد امروز به بهونه ي بيماري استعفاء داديد

119
00:09:58,186 --> 00:10:04,964
مگه بيماري ايشون چيه كه حتي جناب هو
هم از درمانش عاجز هستن ؟

120
00:10:05,965 --> 00:10:07,951
. جناب يين , لطفاً منو ول كنيد

121
00:10:07,951 --> 00:10:12,535
من ديگه پير شدم , بخاطر كهولت سن خيلي
. از مسائل بزشكي رو فراموش كردم

122
00:10:15,206 --> 00:10:16,739
... بفرماييد , بفرماييد

123
00:10:16,739 --> 00:10:18,475
. بلند شيد , بلند شيد

124
00:10:19,475 --> 00:10:24,706
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

125
00:10:25,706 --> 00:10:31,072
جناب هو , بعضي از مسائل هميشه بايد
. بخاطر سپرده بشن

126
00:10:31,072 --> 00:10:38,563
اگه الآن شما بريد , كي براي بيماري بانو ليان
نسخه تجويز ميكنه ؟

127
00:10:42,879 --> 00:10:44,320
! ببريدش

128
00:10:44,320 --> 00:10:46,048
منو كجا ميبريد , جناب يين ؟

129
00:10:47,389 --> 00:10:51,245
! ميخوام جناب هو رو به يه جاي امن ببرم

130
00:11:12,315 --> 00:11:14,374
هو رو يي ؟

131
00:11:21,019 --> 00:11:23,633
بانو , منو خواسته بوديد ؟

132
00:11:24,832 --> 00:11:28,288
! خانواده يين به زودي برعليه منو لينگ اقدام ميكنن

133
00:11:32,301 --> 00:11:39,256
بانو , پس چرا جلوشونو نميگيريد ؟

134
00:11:39,256 --> 00:11:42,168
. ميخوام به نقشه شون ادامه بدن

135
00:11:42,168 --> 00:11:48,785
اگه كسي پاشو از گليمش درازتر نكنه , لينگ
! هرگز خواستار تاج و تخت نميشه

136
00:11:51,522 --> 00:11:53,293
! شاهزاده هاو هنوزم قدرت داره

137
00:11:54,695 --> 00:11:58,049
هيچكدوم از مقامات دولتي موفق نشدن
! ايشون رو زير سوأل ببرن

138
00:12:01,019 --> 00:12:07,029
گويا عاليجناب علاقه ي زيادي به
. فرزند ارشدشون دارن

139
00:12:08,567 --> 00:12:11,361
بخاطر اين موضوع شما رو به قصر فراخوندن ؟

140
00:12:11,361 --> 00:12:13,023
. بله

141
00:12:13,023 --> 00:12:16,658
تمام مقامات دربار درخواست كردن پادشاه
! وارث تعيين كنن

142
00:12:17,847 --> 00:12:20,591
جناب وي و جناب يين اولين نفراتي بودن
. كه اين موضوع رو مطرح كردن

143
00:12:20,591 --> 00:12:22,466
. كل جلسه به آشوب كشيده شده بود

144
00:12:24,336 --> 00:12:30,624
! در چنين شرايطي , عاليجناب شبيه من فكر ميكنن

145
00:12:32,246 --> 00:12:36,985
الآن , مهمترين الويت من اينكه كاري كنم
... لينگ طالب تاج و تخت بشه

146
00:12:36,985 --> 00:12:40,259
! با همكاري تو هم ديگه همه چيز آسونتر ميشه

147
00:12:40,259 --> 00:12:43,176
! با اينحال , قصر مثله جاهاي ديگه نيست

148
00:12:43,176 --> 00:12:45,948
! عمارت جي يوان هم بدتر از همه

149
00:12:45,948 --> 00:12:52,755
براي همينم براي اينكه كسي بهت شك نكنه
. مستقيم به لينگ نزديك نشو

150
00:12:52,755 --> 00:12:55,679
. به ديدن منم ديگه نيا

151
00:12:55,679 --> 00:12:57,111
! بانو

152
00:12:57,111 --> 00:13:01,745
! من يه آدم پيرم كه خانواده نداره

153
00:13:01,745 --> 00:13:03,769
! چيزي براي از دست دادن ندارم

154
00:13:03,769 --> 00:13:11,119
! شما بايد از اين بعد بيشتر مراقب باشيد

155
00:13:16,525 --> 00:13:18,951
... وزير فنگ ممكنه سني ازشون گذشته باشه

156
00:13:18,951 --> 00:13:26,476
اما يادتون نره خاندان فنگ در طول بازرسي پرونده ي
. خدمات عمومي چه حيله اي به كار بردن

157
00:13:26,476 --> 00:13:28,264
... من كه ميگم

158
00:13:28,264 --> 00:13:31,590
. بهتره شما هم بيشتر مراقب باشيد

159
00:13:38,461 --> 00:13:42,897
بيشتر قدرت هاي جادوييتون بايد صرف
! چرخه ي جادويي شده باشه

160
00:13:42,897 --> 00:13:46,087
. نگرانم سلامتي شما به خطر بيفته

161
00:13:47,522 --> 00:13:52,980
قبل از اينكه من در رأس جنگل اسرارآميز قرار
. بگيرم زندگيمو وقف جادوگران كرده بودم

162
00:13:52,980 --> 00:13:55,038
الآنم كه ديگه ارشد شي شيو بين ما نيستن

163
00:13:55,038 --> 00:13:58,909
. مسئوليت هاي ايشون رو من بايد به عهده بگيرم

164
00:14:00,422 --> 00:14:06,729
اگه من بتونم با جونم امنيت ستاره هاي دوقلو رو
! تضمين كنم ديگه هيچي نميخوام

165
00:14:06,729 --> 00:14:12,371
با اينحال , اگه حرف شما درست باشه , يكي از
! ستاره هاي دوقلو بايد سقوط كنه

166
00:14:12,371 --> 00:14:15,764
ميترسم در اين زندگي هم نشه جلوي
! همچين سرنوشت رو گرفت

167
00:14:15,764 --> 00:14:17,605
. منم نگران اين موضوع أم

168
00:14:17,605 --> 00:14:20,967
! شاهزاده لينگ نگرانن چينگ چن وقت زيادي نداشته باشه

169
00:14:20,967 --> 00:14:23,955
! از من خواستن به 9 الماس چرخه ي زمان نگاه كنم

170
00:14:25,741 --> 00:14:28,546
" فصل روح : كانون جادوگري "

171
00:14:28,546 --> 00:14:30,455
... تونستم يه چيزهايي پيدا كنم

172
00:14:30,455 --> 00:14:34,154
با اينحال فصلش ناقص ِ , متوجه ي درك
. بعضي از نوشته ها نميشم

173
00:14:34,154 --> 00:14:36,058
. بايد بيشتر مطالعه كنم

174
00:14:37,985 --> 00:14:41,493
همه ي موجودات دنيا از قانون
. طبيعت پيروي ميكنن

175
00:14:41,493 --> 00:14:47,498
اگه ما سير اتفاقات رو به زور عوض كنيم
. بهاي سنگيني هم بايد براش بديم

176
00:14:47,498 --> 00:14:51,768
يعني شاهزاده لينگ و چينگ چن تا آخرش
ميتونن مصمم باقي بمونن ؟

177
00:14:53,354 --> 00:14:57,413
! عواقبش براي هر كسي فرق ميكنه

178
00:14:57,413 --> 00:15:00,481
شايد يه نفر براي يه چيزء مهم تر
. حاضر باشه قرباني بده

179
00:15:00,481 --> 00:15:01,962
چرا جلوشو بگيريم ؟

180
00:15:03,207 --> 00:15:09,009
حالا كه شاهزاده لينگ تصميمش رو گرفته
. جادوگران هم به ايشون كمك ميكنن

181
00:15:09,009 --> 00:15:10,547
. همينطوره

182
00:15:10,547 --> 00:15:18,826
ديدگاه ديگه ي ستاره هاي دوقلو به قدرت رسيدن
! يك پادشاه دانا و شروع دوران صلح ِ

183
00:15:47,878 --> 00:15:50,481
! ساي چن , انقدر گريه نكن

184
00:15:50,481 --> 00:15:52,703
! اين يه مسئله ي سياسي ِ

185
00:15:52,703 --> 00:15:54,750
چطور ميتوني طبق خواسته ي دلت رفتار كني ؟

186
00:15:54,750 --> 00:15:59,350
حتي اگه از پسر عمه ات يوان جن هم كمك بخواي
. اون كاري نميتونه بكنه

187
00:16:01,004 --> 00:16:03,839
دخترت رو دوست نداري ؟

188
00:16:05,315 --> 00:16:09,480
جن شايد نتونه از من محافظت كنه اما
. لينگ هم هست

189
00:16:10,650 --> 00:16:12,605
... اگه دو تايي هم نتونن منو نجات بدن

190
00:16:15,732 --> 00:16:19,537
من حاضرم بميرم تا با كشور ليانگ وارد
! يه ازدواج قراردادي بشم

191
00:16:19,537 --> 00:16:20,755
! خيره سر

192
00:16:23,508 --> 00:16:27,816
من جسدت هم كه شده به شاهزاده ي
! كشور ليانگ شوهر ميدم

193
00:16:30,996 --> 00:16:32,101
! باشه

194
00:16:32,101 --> 00:16:34,147
! اصلاً همين الآن منو بكش

195
00:16:34,147 --> 00:16:35,147
... دخترء

196
00:16:36,147 --> 00:16:41,644
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

197
00:16:42,644 --> 00:16:45,163
. در و پنجره ها سفت ببنديد

198
00:16:45,163 --> 00:16:48,288
اگه دخترم بيرون بره
. همتونو ميكشم

199
00:16:48,288 --> 00:16:49,432
! اطاعت ميشه

200
00:16:56,700 --> 00:16:58,971
! من كه ديگه شك دارم تو پدرمي

201
00:16:58,971 --> 00:17:02,255
مگه ميشه براي پدري خوشبختي بچه اش مهم نباشه ؟

202
00:17:08,099 --> 00:17:10,281
... اگه جن و لينگ نتونستن بهم كمك كنن

203
00:17:11,285 --> 00:17:13,123
. خودم دست به كار ميشم

204
00:17:39,627 --> 00:17:45,009
<i>اگه شيا شو در كشور وِي به قتل برسه , بين
. هر دو كشور جنگ ميشه</i>

205
00:17:45,009 --> 00:17:48,201
<i>. اونوقت ديگه ازدواجي هم دركار نيست</i>

206
00:17:51,711 --> 00:17:52,832
چه ي احمق ؟

207
00:17:52,832 --> 00:17:53,921
. بريم

208
00:17:57,833 --> 00:17:59,240
چرا انقدر بي ملاحظه اي ؟

209
00:17:59,240 --> 00:18:02,637
اصلاً ميدوني با اين كارت ممكن بود
چه فاجعه اي به بار بياري ؟

210
00:18:02,637 --> 00:18:06,971
فكر ميكني شيا شو رو ميتوني با
هنرهاي رزميت شكست بدي ؟

211
00:18:06,971 --> 00:18:10,231
! اگه دستگير ميشدي , به دستشون بهونه ميدادي

212
00:18:10,231 --> 00:18:12,885
! با يه اشتباه ممكنه بود بين دو كشور جنگ راه بيفته

213
00:18:12,885 --> 00:18:15,885
اونوقت ميدوني به خاطر حماقت تو
چند نفر تو جنگ ميمردن

214
00:18:15,885 --> 00:18:20,233
چقدر از مردم آواره ميشدن ؟

215
00:18:23,853 --> 00:18:26,151
پس چيکار کنم ؟

216
00:18:26,151 --> 00:18:28,733
. كسي به من كمك نميكنه

217
00:18:28,733 --> 00:18:30,491
. حتي تو هم منو سرزنش ميكني

218
00:18:31,607 --> 00:18:35,428
. اصلاً باشه , همين الآن با شيا شو ازدواج ميكنم

219
00:18:36,428 --> 00:18:37,885
! ساي چن

220
00:18:39,721 --> 00:18:41,165
. اشتباه برداشت كردي

221
00:18:41,165 --> 00:18:42,963
. من سرزنشت نكردم

222
00:18:42,963 --> 00:18:44,259
. فقط نگرانتم

223
00:18:45,449 --> 00:18:49,362
اگه به اون حمله كني , ديگه واقعاً
. اميدي نيست

224
00:18:49,362 --> 00:18:50,916
. نگران نباش

225
00:18:50,916 --> 00:18:54,200
. من نميزارم تو با شيا شو ازدواج كني

226
00:19:00,854 --> 00:19:02,905
تو چه راه حلي داري ؟

227
00:19:02,905 --> 00:19:05,542
. حتي لينگ هم نتونست به من كمك كنه

228
00:19:07,551 --> 00:19:12,784
به جاي منتظر موندن , بايد همين الآن
! شيا شو رو بكشيم

229
00:19:12,784 --> 00:19:14,647
! ساي چن , بهم گوش كن

230
00:19:14,647 --> 00:19:18,429
من بيشتر از تو ميخوام شيا شو رو بكشم

231
00:19:19,711 --> 00:19:24,078
اما بايد آينده ي دولت و مردم هم در نظر بگيريم
. نبايد خودخواه باشيم

232
00:19:26,550 --> 00:19:28,897
پس بايد چيكار كنيم ؟

233
00:19:30,941 --> 00:19:32,539
! شاهزاده چه

234
00:19:33,840 --> 00:19:36,461
شاهزاده لينگ , هر دوي شما رو به
. عمارتشون فراخوندن

235
00:19:42,704 --> 00:19:44,684
. اونو به عمارتش ببر

236
00:19:44,684 --> 00:19:48,352
اين روزها هم دوچشمي مراقبش باش
. دردسر درست نكنه

237
00:19:48,352 --> 00:19:50,825
! برادر لينگ , ساي چن رو سرزنش نكن

238
00:19:50,825 --> 00:19:53,076
. تقصير منه

239
00:19:54,538 --> 00:19:56,730
. ساي چن , بريم

240
00:19:57,789 --> 00:19:59,065
. نگران نباش

241
00:19:59,065 --> 00:20:01,837
! منو شاهزاده يه كاري درباره اش ميكنيم

242
00:20:04,630 --> 00:20:07,692
! خواهر چينگ چن , همه ميگن تو كاردان و باهوشي

243
00:20:07,692 --> 00:20:11,743
اگه تو رو ميخواستن به كشور ليانگ شوهر بدن
چيكار ميكردي ؟

244
00:20:11,743 --> 00:20:15,792
. اگه من جاي تو بودم , نقشه ي بهتري ميكشيدم

245
00:20:15,792 --> 00:20:17,230
چه نقشه اي ؟

246
00:20:17,230 --> 00:20:22,935
يه فکري به ذهنم رسيده اما به كمك
. شاهزاده جن نياز دارم

247
00:20:25,482 --> 00:20:30,082
. چينگ چن و من براي اين موضوع يه فکر داريم
. همه چيز رو به چينگ چن بسپار

248
00:20:33,978 --> 00:20:37,041
چطور ميتونم تو اين موقعيت نگران نباشم ؟

249
00:20:38,431 --> 00:20:41,298
! ساي چن , بيا اول تو رو به عمارت ببرم

250
00:20:42,304 --> 00:20:43,304
! خانوم چينگ چن

251
00:20:51,631 --> 00:20:54,392
لينگ واقعاً نميخواد به ما كمك كنه ؟

252
00:20:54,392 --> 00:20:57,701
نگران نباش , مگه نگفتن يه نقشه اي دارن ؟

253
00:20:58,713 --> 00:21:03,101
اون درست كه هميشه آدم سردي ِ اما قلبش
. رئوف تر از هر كسي ِ

254
00:21:03,101 --> 00:21:06,616
اون نزاشت تو شيا شو رو به قتل برسوني
. چون براي خودت نگران بود

255
00:21:06,616 --> 00:21:11,468
به منم دستور داد مراقبت باشم تا اينطوري
. من بتونم كنارت بمونم

256
00:21:13,358 --> 00:21:16,143
!يعني نقشه شون چيه ؟

257
00:21:16,143 --> 00:21:19,133
جن كمكمون ميكنه ؟

258
00:21:22,607 --> 00:21:23,826
. نگران نباش

259
00:21:23,826 --> 00:21:26,377
. جن بيشتر از هر كسي هواتو داره

260
00:21:26,377 --> 00:21:28,451
. بعضي اوقات , درست شبيه لينگ ِ

261
00:21:28,451 --> 00:21:30,526
هيچ وقت هم كارهايي كه براي
. ديگران كردن رو نميگن

262
00:21:31,808 --> 00:21:37,435
اكثر اوقات , به عنوان اعضاي سلطنتي تو رسيدگي
. به امور دولتي دست و بالشون باز نيست

263
00:21:40,288 --> 00:21:41,729
... چه

264
00:21:41,729 --> 00:21:44,684
. من واقعاً نميخوام با شيا شو ازدواج كنم

265
00:21:44,684 --> 00:21:48,507
! شنيدم شيا شو زشت و سياه ِ

266
00:21:48,507 --> 00:21:52,491
اگه ميدونستم , قبلش با هر بني بشري
! ازدواج ميكردم

267
00:21:52,491 --> 00:21:55,323
. اينطوري حداقل تو رو بازم ميديدم

268
00:21:57,875 --> 00:21:59,092
. نگران نباش

269
00:21:59,092 --> 00:22:03,060
مگه خانوم چينگ چن نگفت كه بهمون كمك ميكنه ؟

270
00:22:06,547 --> 00:22:10,002
حالا ... اگه شيا شو قشنگ بود

271
00:22:10,002 --> 00:22:12,661
تو باهاش ازدواج ميكردي ؟

272
00:22:12,661 --> 00:22:14,164
! معلومه كه نه

273
00:22:15,316 --> 00:22:19,395
. به چشم من , تو خوش تيپ ترين مرد دنيايي

274
00:22:22,304 --> 00:22:23,811
! ديوونه

275
00:22:25,346 --> 00:22:26,530
. بيا بريم

276
00:22:34,910 --> 00:22:39,501
موندم مينگ يان حالا كه به جنگل اسرارآميز برگشته
! حالش چطوره

277
00:22:40,501 --> 00:22:46,642
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

278
00:22:47,642 --> 00:22:48,972
!برادر , چيزي شده ؟

279
00:22:52,310 --> 00:22:53,696
برادر , چيكار ميكني ؟

280
00:22:53,696 --> 00:22:56,228
نگهبان مهر و موم ؟

281
00:23:00,230 --> 00:23:01,776
. اصلاً بهت نميخوره

282
00:23:01,776 --> 00:23:03,472
. فقط خيلي شبيه برادر دوازدهمي

283
00:23:03,472 --> 00:23:05,749
برادر , درباره ي چي حرف ميزني ؟

284
00:23:05,749 --> 00:23:07,151
. ميرم سر اصل مطلب

285
00:23:07,151 --> 00:23:11,355
من درباره ي نه الماس ميدونم , پس
! به سوأل هام جواب بده

286
00:23:12,411 --> 00:23:14,491
... پس يعني برادر تو چرخه ي جادويي رو

287
00:23:15,593 --> 00:23:16,996
. غيرممكنه

288
00:23:18,231 --> 00:23:19,923
... يعني چينگ چن
. ربطي به چينگ چن نداره

289
00:23:21,262 --> 00:23:22,513
. اون هيچي نميدونه

290
00:23:22,513 --> 00:23:24,407
. بهش هم بگي , حالتو ميگيرم

291
00:23:24,407 --> 00:23:26,001
. نميگم

292
00:23:26,001 --> 00:23:27,253
... نميگم

293
00:23:27,253 --> 00:23:29,534
اما , برادر براي چي اينجا اومدي ؟

294
00:23:30,811 --> 00:23:32,442
. چينگ چن فرصت زيادي نداره

295
00:23:32,442 --> 00:23:35,654
ميتوني بقيه ي سنگريزه هاي مقدس رو پيدا كني ؟

296
00:23:36,834 --> 00:23:41,426
برادر عزيزم , اگه ميتونستم اونا رو پيدا كنم
! الآن كه اينجا نبودم

297
00:23:41,426 --> 00:23:45,829
تو چجور نگهباني هستي كه حتي نميتوني
سنگريزه هاي مقدس رو پيدا كني ؟

298
00:23:45,829 --> 00:23:47,967
! چينگ چن هم ساحره ي اعظم ِ

299
00:23:47,967 --> 00:23:49,827
مگه اون ميتونه جاي سنگريزه ها رو بفهمه ؟

300
00:23:49,827 --> 00:23:52,821
! سنگريزه هاي مقدس از انرژي طبيعت شكل گرفتن

301
00:23:52,821 --> 00:23:55,733
وقتي اونا از چرخه ي جادويي جدا بشن
. ميتونن به هر چيزي تبديل بشن

302
00:23:55,733 --> 00:23:58,313
. ميتونن آدم بشن يا يه اشياء

303
00:23:58,313 --> 00:24:00,349
. در هر صورت غيرقابل تشخيص هستن

304
00:24:00,349 --> 00:24:03,210
! اگه غير از اين بود , تا حالا پيداشون كرده بوديم

305
00:24:04,844 --> 00:24:09,443
خب حالا راهي هست پژمرده شدن گل زندگي
چينگ چن رو به تعويق بندازيم ؟

306
00:24:10,987 --> 00:24:12,836
... خب

307
00:24:15,239 --> 00:24:20,018
من ميدونم كه تو به پدر دروغ گفتي تا مينگ يان رو
. به جنگل اسرارآميز برگردوني

308
00:24:20,018 --> 00:24:22,207
فكر ميكني نميتونم كاري كنم اون دوباره به قصر بياد ؟

309
00:24:22,207 --> 00:24:25,372
! برادر , تو حق نداري از قدرتت سوءاستفاده كني

310
00:24:25,372 --> 00:24:29,796
تو با قدرتت اونو برگردوندي , منم
! ميتونم با قدرتم اونو برگردونم

311
00:24:31,337 --> 00:24:32,884
. ميدونم

312
00:24:35,421 --> 00:24:37,067
. پس بهم بگو چيكار کنم

313
00:24:38,531 --> 00:24:42,159
. هيچكس به جز تو نميتونه به اون كمك كنه

314
00:24:42,159 --> 00:24:43,519
. بهم بگو

315
00:24:49,045 --> 00:24:52,262
. تو و چينگ چن ستاره هاي دوقلو هستيد
! زندگي شما به هم پيوند خورده

316
00:24:52,262 --> 00:24:54,759
! ولي , ممكنه بهاي سنگيني رو بابتش بدي

317
00:24:54,759 --> 00:24:57,531
... من خون تو و ساحره ي اعظم رو ميخوام

318
00:24:57,531 --> 00:24:59,848
. ولي چينگ چن هرگز موافقت نميكنه

319
00:24:59,848 --> 00:25:03,130
. خون ساحره ي اعظم رو بگير

320
00:25:03,130 --> 00:25:04,579
. نزار هم به چيزي مشكوك بشه

321
00:25:04,579 --> 00:25:07,122
. اگه مشكوك بشه , فوراً مينگ يان رو برميگردونم

322
00:25:08,567 --> 00:25:10,402
تو ديگه چجور برادري هستي ؟

323
00:25:11,471 --> 00:25:12,672
ميكني يا نه ؟

324
00:25:13,693 --> 00:25:18,901
باشه , فقط برادر بايد يه جفت حلقه ي يشمي
! هم برام بياري , بقيه اش با خودم

325
00:25:18,901 --> 00:25:20,801
. سه روز وقت داري

326
00:25:21,801 --> 00:25:33,977
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

327
00:25:34,977 --> 00:25:36,304
منو اذيت ميكني ؟

328
00:25:36,304 --> 00:25:38,801
! آخرش تو و چينگ چن به پام ميفتيد

329
00:25:57,211 --> 00:25:58,551
<i>... عجيبه</i>

330
00:25:58,551 --> 00:26:01,856
<i>چرا يوان لينگ اخلاقش با يوان جن عوض شده ؟</i>

331
00:26:01,856 --> 00:26:04,035
<i>. ولي يوان جن هنوزم مثله قبله</i>

332
00:26:04,035 --> 00:26:07,394
<i>. اين يعني يوان لينگ عوض شده</i>

333
00:26:07,394 --> 00:26:10,671
<i>! يوان لينگ آدم روشن فكري ِ</i>

334
00:26:10,671 --> 00:26:13,171
<i>. كسي هم نيست كه چشم ديدن برادرهاش رو نداشته باشه</i>

335
00:26:13,171 --> 00:26:18,988
<i>با اينحال , اگه اتفاقي اونو عوض كرده
چطور يوان جن متوجه اش نشده ؟</i>

336
00:26:18,988 --> 00:26:23,342
<i>يعني يوان لينگ عمداً از من پنهون كرده ؟</i>

337
00:26:24,874 --> 00:26:25,964
... يه چيزي درست نيست

338
00:26:27,094 --> 00:26:31,785
وقتي بخاطر آسيبي كه ديده بودم درمان شدم
. مثل اين بود كه به گذشته برگشتم

339
00:26:33,231 --> 00:26:39,280
بعد از اون بود كه يوان لينگ و ارشد تائو يائو
. رفتارشون عجيب شد

340
00:26:41,457 --> 00:26:43,531
. حتماً يه چيزي اشتباه پيش رفته

341
00:26:49,084 --> 00:26:51,085
... ميخواد خون ساحره ي اعظم رو بگيرم

342
00:26:51,085 --> 00:26:53,371
... بدونه اينكه خودش متوجه بشه

343
00:26:53,371 --> 00:26:55,413
. بدونه اينكه به چيزي مشكوك بشه

344
00:26:55,413 --> 00:26:57,770
. و بدونه اينكه ناراحتش هم كنم

345
00:26:59,000 --> 00:27:07,230
برادر لينگ معمولاً خيلي سرده و خشك , چرا به زنش
كه ميرسه , هيچي جلودارش نيست ؟

346
00:27:10,474 --> 00:27:11,945
چي با خودت ميگي ؟

347
00:27:11,945 --> 00:27:13,488
. خوب شد ديدمت

348
00:27:13,488 --> 00:27:15,535
. ميخواستم الآن بيام ديدنت

349
00:27:15,535 --> 00:27:17,415
. منم ميخواستم تو رو ببينم

350
00:27:17,415 --> 00:27:18,549
واقعاً ؟

351
00:27:18,549 --> 00:27:19,836
. خب بگو

352
00:27:21,289 --> 00:27:24,740
... اخيراً , گاهي اوقات حس ميكنم انگار

353
00:27:24,740 --> 00:27:27,691
. يوان لينگ درباره ي يه مسائلي فهميده

354
00:27:27,691 --> 00:27:33,392
براي همينم ميخواستم ازت بپرسم به جز ما كسي
ديگه اي هم ميتونست وارد چرخه ي نه الماس بشه ؟

355
00:27:33,392 --> 00:27:37,949
<i>پش برادر لينگ به عنوان يكي از ستاره هاي دوقلو
. به گذشته ي چينگ چن نگاه كرده</i>

356
00:27:40,317 --> 00:27:45,383
كاش واقعيت داشت , اينطوري من
. ديگه لازم نبود بميرم

357
00:27:47,522 --> 00:27:49,259
خب , تو چرا دنبالم ميگشتي ؟

358
00:27:50,714 --> 00:27:52,057
. آه , موضوع از اين قراره

359
00:27:52,057 --> 00:27:57,157
با توجه به وضعيت فعلي , مهر و موم
الآن خيلي آسيب ديده

360
00:27:57,157 --> 00:27:59,958
براي همينم , من به خون ساحره ي اعظم نياز دارم

361
00:27:59,958 --> 00:28:04,326
تا با قدرت روحي خودم چرخه ي
. جادويي رو درست کنم

362
00:28:05,701 --> 00:28:09,270
تو انقدر قدرت روحي داري كه بخواي
چرخه ي جادويي رو درست کني ؟

363
00:28:10,604 --> 00:28:13,468
. من سنگريزه ي جادويي رو دارم

364
00:28:15,824 --> 00:28:17,826
با يه معامله چطوري ؟

365
00:28:17,826 --> 00:28:20,798
اگه تو خونت رو به من بدي كه چرخه رو درست كنم

366
00:28:20,798 --> 00:28:23,538
. منم بعدش سنگريزه ي جادويي رو بهت ميدم

367
00:28:25,378 --> 00:28:27,708
اگه چرخه ي جادويي مهر و موم خراب بشه

368
00:28:27,708 --> 00:28:31,634
. تو اولين نفري هستي كه خاكستر ميشه
با چه جرأتي پيشنهاد معامله ميدي ؟

369
00:28:34,453 --> 00:28:36,511
من كي همچين جسارتي كردم ؟

370
00:28:36,511 --> 00:28:38,366
. ولي تو ساحره ي اعظمي

371
00:28:38,366 --> 00:28:41,432
. شايد تو اول نابود بشي

372
00:28:42,517 --> 00:28:43,946
. بيا ديگه , يكم بهم خون بده

373
00:28:43,946 --> 00:28:45,142
. امكان نداره

374
00:28:45,142 --> 00:28:46,643
. فقط يه كوچولو

375
00:28:48,868 --> 00:28:52,065
<i>. هيچكس درباره ي مرگ پادشاه فقيد صحبت نميكنه</i>

376
00:28:52,065 --> 00:28:55,828
<i>. گويا , فقط مادره كه درباره ي حقيقت ميدونه</i>

377
00:28:55,828 --> 00:29:00,499
<i>اما حتماً بزرگترين درد و رنج اون اينكه
. به هر دو پادشاه خدمت كرده</i>

378
00:29:01,535 --> 00:29:03,266
<i>چطور ميتونم درباره اش بپرسم ؟</i>

379
00:29:04,443 --> 00:29:05,586
! برادر

380
00:29:08,740 --> 00:29:11,160
به چي فكر ميكني كه انقدر ذهنت مشغول ِ ؟

381
00:29:11,160 --> 00:29:13,638
آموزش سربازها چي شد ؟

382
00:29:13,638 --> 00:29:17,037
ارتش زره پوشان سياه تا ماه مارچ
. آماده ي جنگ أن

383
00:29:17,037 --> 00:29:18,769
... فقط

384
00:29:18,769 --> 00:29:21,846
... برادر , ساي چن و من

385
00:29:21,846 --> 00:29:24,587
. چينگ چن داره بهش رسيدگي ميكنه

386
00:29:25,681 --> 00:29:27,641
. ممنونم , برادر

387
00:29:27,641 --> 00:29:29,204
." امروز " سرآغاز زمستون ِ

388
00:29:29,204 --> 00:29:32,472
برادر , يادت نرفته که بهم يه قولي دادي ؟

389
00:29:32,472 --> 00:29:33,729
. معلومه

390
00:29:33,729 --> 00:29:35,779
. باشه , پس من ديگه ميرم

391
00:29:42,608 --> 00:29:47,153
<i>چرا يوان لينگ از من پنهون كرده كه داره
درباره ي مرگ پادشاه فقيد جستجو ميكنه ؟</i>

392
00:29:48,153 --> 00:29:54,500
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

393
00:29:55,500 --> 00:29:57,260
چي شده ؟
خوبي ؟

394
00:29:57,260 --> 00:29:58,278
موضوعي پيش اومده ؟

395
00:30:00,009 --> 00:30:04,471
. انگار تو قصر نيلوفر آبي بيماري عجيبي شيوع شده

396
00:30:04,471 --> 00:30:07,478
. خيلي از خواهرهامون مريض شدن

397
00:30:08,915 --> 00:30:11,477
<i>. خيلي بي حال ِ , اين يه بيماري نيست</i>

398
00:30:11,477 --> 00:30:15,747
<i>! يكي با جادوي سياه خون و انرژيش رو گرفته</i>

399
00:30:17,669 --> 00:30:20,718
. استاد مو , من در قصر رد جادوي سياه پيدا كردم

400
00:30:20,718 --> 00:30:24,599
خون و انرژي بعضي از كنيزها با
. جادوي سياه گرفته شده

401
00:30:25,720 --> 00:30:29,078
منم در عمارت پزشك سلطنتي همچين
. شايعه اي شنيده بودم

402
00:30:29,078 --> 00:30:32,874
. فقط هنوز كسي به عاليجناب اينو گزارش نداده

403
00:30:34,191 --> 00:30:37,136
پس ميشه استاد مو اين موضوع رو فوراً
به عاليجناب گزارش بدن

404
00:30:37,136 --> 00:30:41,319
و از پزشك هاي سلطنتي بخوان كه به اين موضوع رسيدگي كنن ؟

405
00:30:41,319 --> 00:30:43,558
. باشه , همين الآن گزارش ميدم

406
00:30:43,558 --> 00:30:44,721
! استاد مو

407
00:30:46,344 --> 00:30:49,866
. عاليجناب حتماً درباره ي ازدواج از شما ميپرسن

408
00:30:49,866 --> 00:30:56,153
لطفاً به عاليجناب بگيد , خانوم يين و شيا شو
. طالع شون با هم نيست

409
00:30:58,409 --> 00:31:01,367
. باشه , نقشه خوبيه

410
00:31:01,367 --> 00:31:06,792
. اتحاد كشور وِي و ليانگ آخر عاقبت خوبي نداره

411
00:31:06,792 --> 00:31:08,701
. ميدونم بايد چيكار كنم

412
00:31:08,701 --> 00:31:10,853
. ممنونم , استاد مو

413
00:31:10,853 --> 00:31:13,268
. نگران نباش , همين الآن ميرم

414
00:31:28,019 --> 00:31:31,586
كشور وِي واقعاً ميخواد با من هم-پيمان بشه ؟

415
00:31:34,853 --> 00:31:38,958
ممكنه اما بايد خاطر نشون شاهزاده بشم كه اگه

416
00:31:38,958 --> 00:31:43,173
پدرم پيشنهاد دادن شاهزاده خوايي رو
به عنوان همسر انتخاب کنيد

417
00:31:43,173 --> 00:31:45,930
. شما نبايد قبول كنيد

418
00:31:47,261 --> 00:31:48,483
چرا ؟

419
00:31:48,483 --> 00:31:49,785
. لطفاً صريح بگيد

420
00:31:51,058 --> 00:31:52,527
. باهاتون صادقانه صحبت ميكنم

421
00:31:52,527 --> 00:31:55,748
. شاهزاده خوايي , دختر دايي من هستن

422
00:31:55,748 --> 00:32:04,011
كسي از اين موضوع خبر نداره ولي شاهزاده خوايي
. از بچگي بيمار هستن

423
00:32:04,011 --> 00:32:06,015
. ممكنه به زودي هم فوت كنن

424
00:32:07,029 --> 00:32:11,314
اگه شاهزاده به عنوان همسر شما به
كشور ليانگ بيان و اونجا فوت كنن

425
00:32:11,314 --> 00:32:15,307
! ديگران ممكنه شما رو مقصر بدونن

426
00:32:18,250 --> 00:32:22,574
. احتمالاً پدرم با اينكار هدف ديگه اي دارن

427
00:32:22,574 --> 00:32:29,461
ممكنه شما دراينباره ندونيد , اما كسي كه خواستار
! اتحاد با كشور ليانگ هست پدرم نبود

428
00:32:29,461 --> 00:32:31,298
. من بودم

429
00:32:33,941 --> 00:32:37,515
! شاهزاده جن , داره موضوع جالبتر ميشه

430
00:32:37,515 --> 00:32:39,477
. لطفاً ادامه بديد

431
00:32:40,553 --> 00:32:44,525
هم كشور آچايي شاهزاده خانوم داره هم
. كشور ليانگ

432
00:32:44,525 --> 00:32:47,843
. انتخاب ها زياد هستن

433
00:32:47,843 --> 00:32:49,963
... شاهزاده جن , منظورت اينكه

434
00:32:49,963 --> 00:32:56,383
شما ترجيح ميديد كشور وِي با ليانگ متحد بشه
تا كشور آچايي ؟

435
00:32:56,383 --> 00:32:59,577
كشور آچايي چطور قابل مقايسه با ليانگ ِ ؟

436
00:32:59,577 --> 00:33:03,652
. اگه من بودم , قطعاً ليانگ رو انتخاب ميكردم

437
00:33:06,199 --> 00:33:12,159
. انگار شاهزاده جن و من خيلي شبيه همديگه ايم

438
00:33:12,159 --> 00:33:20,339
به عنوان شاهزاده , اگه ما با هم متحد بشيم
و اتحاد ببنديم عالي نميشه ؟

439
00:33:22,250 --> 00:33:25,236
. صحبت با شاهزاده خيلي از مسائل رو حل كرد

440
00:33:25,236 --> 00:33:28,309
. فقط پدرم نبايد دراينباره بفهمن

441
00:33:28,309 --> 00:33:32,803
! شاهزاده بايد يه جوري اين ازدواج رو رد كنن

442
00:33:32,803 --> 00:33:34,183
. شاهزاده جن , نگران نباشيد

443
00:33:34,183 --> 00:33:36,634
. من ميدونم چيكار كنم

444
00:33:37,634 --> 00:33:47,634
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

445
00:33:48,634 --> 00:33:49,778
! سرورم

446
00:33:49,778 --> 00:33:51,857
چرا شما اين كار و ميكنيد ؟

447
00:33:53,242 --> 00:33:54,645
! تو خونه خسته شدم

448
00:33:54,645 --> 00:33:55,869
چرا نميتونم جارو كنم ؟

449
00:33:55,869 --> 00:34:00,211
. بيكارم , يكم فعاليت بد نيست

450
00:34:00,211 --> 00:34:03,346
هر روز آدماي زيادي به قصر شرقي ميومدن

451
00:34:03,346 --> 00:34:05,991
. الآن ديگه پرنده هم پر نميزنه

452
00:34:05,991 --> 00:34:08,393
! آدم احساس خفگي ميکنه

453
00:34:09,443 --> 00:34:11,117
. ولي الآن اينجا خيلي آرامش داره

454
00:34:11,117 --> 00:34:13,896
. به عبارت ديگه , ميتونيم راحت باشيم

455
00:34:18,704 --> 00:34:20,483
كي گفت پرنده پر نميزنه ؟

456
00:34:20,483 --> 00:34:22,905
. با خودمون مشروب آورديم كه بخوريم

457
00:34:22,905 --> 00:34:26,155
. يادمه قصر شرقي پر از غذاهاي خوشمزه بود

458
00:34:26,155 --> 00:34:29,237
. برادر و من به ديدن برادر هاو اومديم

459
00:34:29,237 --> 00:34:30,539
هاو , مزاحم كه نشديم ؟

460
00:34:30,539 --> 00:34:31,735
! معلومه كه نشديد

461
00:34:31,735 --> 00:34:33,407
! خوشحالم هنوزم منو يادتونه

462
00:34:33,407 --> 00:34:37,483
! ژانگ شو , برامون غذا و خوراكي بيار

463
00:34:37,483 --> 00:34:38,753
! چشم , سرورم

464
00:34:39,867 --> 00:34:42,155
. وليعهد , خواجه سون اجازه ي حضور ميخوان

465
00:34:45,675 --> 00:34:46,954
! خواجه سون

466
00:34:46,954 --> 00:34:48,898
. امروز سرآغاز زمستان ِ

467
00:34:48,898 --> 00:34:54,201
براي قرائت حكم عاليجناب اومدم ولي كي ميدونست
ديگر شاهزاده ها هم اينجا هستن ؟

468
00:34:54,201 --> 00:34:56,431
. خواجه سون , ممنونم

469
00:34:56,431 --> 00:34:58,893
. امروز , لينگ برام مشروب آورده

470
00:34:58,893 --> 00:35:01,612
حالا كه اينجاييد , چطوره شما هم لبي تر كنيد ؟

471
00:35:01,612 --> 00:35:03,326
. عاليجناب حكمي صادر كردن

472
00:35:03,326 --> 00:35:09,322
! بعد از قرائت حكم , از شما پاداش ميگيرم

473
00:35:11,693 --> 00:35:13,313
. من حكم رو ميپذيرم

474
00:35:17,501 --> 00:35:26,889
عاليجناب به شاهزاده هاو لقب شاهزاده ي
! كمانگير رو اعطاء ميكنن

475
00:35:30,818 --> 00:35:34,289
سرورم , حكم رو قبول نميكنيد ؟

476
00:35:36,208 --> 00:35:37,550
. من حكم سلطنتي رو قبول ميكنم

477
00:36:02,163 --> 00:36:03,702
. متاسفم

478
00:36:05,677 --> 00:36:06,951
. من اشتباه كردم

479
00:36:08,692 --> 00:36:11,280
نبايد به كشور ليانگ درباره ي
. هم-پيماني اطلاع ميدادم

480
00:36:11,280 --> 00:36:14,242
ما الآن تو يه كشور غريبه ايم
. از دوست و خانواده جداييم

481
00:36:14,242 --> 00:36:17,445
. من فقط به تو ميتونم تكيه كنم

482
00:36:21,677 --> 00:36:24,099
تو هم ميخواي به من خيانت كني ؟

483
00:36:24,099 --> 00:36:26,097
. شيا شو از كشور ليانگ اينجا اومده

484
00:36:26,097 --> 00:36:29,900
يوان آن , شاهزاده خوايي رو تعيين كرده كه با
! شيا شو ازدواج كنه

485
00:36:32,856 --> 00:36:36,130
من بهتون قول ميدم كه شيا شو با
. شاهزاده خوايي ازدواج نميكنن

486
00:36:42,876 --> 00:36:46,681
. من هرگز به قول شاهزاده جن شك نكردم

487
00:36:46,681 --> 00:36:48,760
قول شاهزاده جن ؟

488
00:36:50,735 --> 00:36:53,032
كشور وِي به اندازه ي كافي قول و قرار نزاشته ؟

489
00:36:54,315 --> 00:36:57,364
كِي زير قولتون نزديد ؟

490
00:36:57,364 --> 00:36:59,519
. داريد زياده روي ميكنيد , ژنرال

491
00:36:59,519 --> 00:37:06,262
تا امروز , صحبت پيمان ما رسمي نشده , چطور
كشور وِي رو به عهد شكني محكوم ميكنيد ؟

492
00:37:06,262 --> 00:37:07,577
... مردم كشور وِي

493
00:37:09,980 --> 00:37:12,836
. همشون خيلي خوش سخن هستن

494
00:37:12,836 --> 00:37:15,472
. براي همينم شاهزاده تا الآن اينجا موندن

495
00:37:15,472 --> 00:37:17,018
! موكاشا

496
00:37:28,422 --> 00:37:32,023
شاهزاده به مسائل سه كشور رسيدگي ميكنن

497
00:37:32,023 --> 00:37:35,019
. شنيدم يكم ناخوش هم هستيد

498
00:37:35,019 --> 00:37:39,056
اينم ميدونم که تو اين شرايط , ديدن شما
. به صلاح نيست

499
00:37:39,056 --> 00:37:42,570
. اين لطف شما رو هميشه بخاطرم ميسپارم

500
00:37:42,570 --> 00:37:47,753
من خيلي خوشحالم كه شاهزاده
. به من اعتماد دارن

501
00:37:47,753 --> 00:37:50,436
. مرده و قولش

502
00:37:50,436 --> 00:37:54,518
. من هرگز زير قولم نميزنم

503
00:37:54,518 --> 00:37:56,512
. ميفهمم

504
00:37:56,512 --> 00:38:01,498
در تمام مدتي كه من در پايتخت بودم
. شما از ما مراقبت كرديد

505
00:38:01,498 --> 00:38:08,769
من اومدم اينجا به شما بگم
. هرگز تسليم نشيد

506
00:38:10,771 --> 00:38:14,668
سه روز ديگه , پدرم از شاهزاده لولينگ
در قصر پذيرايي ميكنن

507
00:38:14,668 --> 00:38:17,661
. شيا شو , به حد كافي در كشور وِي مونده

508
00:38:17,661 --> 00:38:20,532
. ولي کشور وِي هم نميتونه مهمون رو بيرون بندازه

509
00:38:20,532 --> 00:38:24,217
. با اينحال ميدونم که شما هم وضعيت مناسبي نداريد

510
00:38:25,398 --> 00:38:29,536
. من نميخوام براتون دردسر درست کنم

511
00:38:32,418 --> 00:38:36,356
همه ي اين مدت ما تلاش ميکرديم
وضعيت فعلي رو حفظ كنيم

512
00:38:36,356 --> 00:38:39,657
ميخواستيم همه ي مسائل رو با صلح و آرامش حل كنيم

513
00:38:40,773 --> 00:38:46,875
با اينحال , ديگه تو همچين موقعيتي نميشه
. دست رو دست گذاشت

514
00:39:04,065 --> 00:39:07,085
! ارشد تائو يائو , هر سوألي ميتونيد بپرسيد

515
00:39:07,085 --> 00:39:09,012
. جرأت نداره جواب نده

516
00:39:09,012 --> 00:39:10,903
. شاهزاده , حتماً شوخي ميكنيد

517
00:39:15,753 --> 00:39:18,672
. اين خون ساحره ي اعظم ِ

518
00:39:22,192 --> 00:39:25,552
براي اينكه گل زندگي چينگ چن رو به حالت
اولش برگردونيم بايد چيكار كنيم ؟

519
00:39:25,552 --> 00:39:29,472
ديگه نميشه به حالت اول برگرده اما با اين روش
. ميشه پژمرده شدن رو عقب بندازيم

520
00:39:29,472 --> 00:39:32,030
لينگ و چينگ چن هر دو ستاره دوقلوأن

521
00:39:32,030 --> 00:39:34,679
براي همينم اگه خون لينگ رو بگيريم و اونو با
قدرت هاي روحي ترکيبش کنيم

522
00:39:34,679 --> 00:39:38,025
لينگ به جاي چينگ چن وقتي گل زندگيش
پژمرده ميشه دردش رو حس ميکنه

523
00:39:38,025 --> 00:39:40,340
. اما اين روش باعث تحليل انرژي لينگ ميشه

524
00:39:40,340 --> 00:39:44,498
ساده ميگم , در قبال جون لينگ پژمرده شدن
! گل زندگي چينگ چن آروم پيش ميره

525
00:39:44,498 --> 00:39:46,856
. گفتم که اين روش عواقب وحشتناكي داره

526
00:39:47,856 --> 00:39:59,739
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

527
00:40:00,739 --> 00:40:04,056
! برادر , ديگه بسه

528
00:40:13,597 --> 00:40:17,536
بيخود نبود كه چينگ چن بخاطر نجات لينگ
. مهر و موم رو باز کرد

529
00:40:17,536 --> 00:40:19,657
... اولش نتونستم بفهمم

530
00:40:19,657 --> 00:40:21,706
. ولي الآن ميفهمم

531
00:40:21,706 --> 00:40:25,603
راستي , برادر , چيزي كه خواستم رو آماده كردي ؟

532
00:41:05,557 --> 00:41:07,905
. اينو چينگ چن هميشه بايد دستش كنه

533
00:41:09,054 --> 00:41:11,740
اما فقط وقتي اين بدرد چينگ چن ميخوره که
. از گلش فقط دو تا گلبرگ مونده باشه

534
00:41:11,740 --> 00:41:15,001
براي همينم , سريعتر بايد سنگريزه هاي
. مقدس رو پيدا كنيم

535
00:41:17,693 --> 00:41:21,451
فقط يادت باشه , برادر , دردي كه تو
به جاي چينگ چن ميكشي

536
00:41:21,451 --> 00:41:25,208
. از دردي كه اون ميكشه خيلي بيشتره

537
00:41:25,208 --> 00:41:27,809
! پس خيلي بايد مراقب خودت باشي

538
00:41:30,983 --> 00:41:32,132
. برو

539
00:41:33,465 --> 00:41:35,181
. مينگ يان تو جنگل منتظرته

540
00:41:36,478 --> 00:41:37,715
واقعاً ؟

541
00:41:39,536 --> 00:41:41,114
كي بهت دروغ گفتم ؟

542
00:41:41,114 --> 00:41:42,242
. برو

543
00:41:48,552 --> 00:41:50,255
... سرورم , سلامتيتون

544
00:41:50,255 --> 00:41:51,994
! به چينگ چن هيچي نگيد

545
00:41:53,432 --> 00:41:54,780
. من چيزيم نميشه

546
00:42:08,172 --> 00:42:09,704
مينگ يان ؟

547
00:42:11,293 --> 00:42:14,523
<i>چرا حس ميكنم صداش رو شنيدم ؟</i>

548
00:42:32,177 --> 00:42:34,916
! مينگ يان ... متاسفم

549
00:42:41,896 --> 00:42:43,184
اينجا چيكار ميكني ؟

550
00:42:45,228 --> 00:42:46,775
. اومدم ديدنت

551
00:42:48,907 --> 00:42:50,155
كي رو ميخواي گول بزني ؟

552
00:42:50,155 --> 00:42:52,086
! شاهزاده لينگ هم اومدن

553
00:42:52,086 --> 00:42:56,007
در جنگل اسرارآميز چيكار داريد ؟

554
00:42:56,007 --> 00:42:58,432
.. هيچي , فقط

555
00:42:58,432 --> 00:42:59,827
فقط چي ؟

556
00:43:01,306 --> 00:43:04,393
. فقط نگو بخاطر منه

557
00:43:06,782 --> 00:43:08,894
. حتماً يه چيزي رو از چينگ چن قايم كردي

558
00:43:09,949 --> 00:43:12,554
. نميزارم دو تايي چينگ چن رو گول بزنيد

559
00:43:12,554 --> 00:43:14,025
. همين الآن ميرم بهش ميگم

560
00:43:14,025 --> 00:43:15,177
! نميتوني

561
00:43:17,293 --> 00:43:18,855
فقط چون تو ميگي ؟

562
00:43:18,855 --> 00:43:20,909
. پس ديگه حتماً ميگم

563
00:43:47,583 --> 00:43:49,536
. هر چي بخواي بهت ميگم

564
00:43:49,536 --> 00:43:51,960
! اما نميتوني به چينگ چن حرفي بزني

565
00:43:56,811 --> 00:43:59,414
! چينگ چن از يه زمان ديگه اومده

566
00:44:05,875 --> 00:44:09,648
اون جونش رو براي باز کردن مهر و موم
... به خطر انداخت

567
00:44:13,565 --> 00:44:17,994
كي ميدونست شاهزاده لينگ و چينگ چن
انقدر بهم علاقه دارن ؟

568
00:44:20,539 --> 00:44:22,559
! خيلي تحت تاثير قرار گرفتم

569
00:44:24,331 --> 00:44:29,585
<i>راستش , اگه تو هم بودي , منم
. همين كار و ميكردم</i>

570
00:44:29,585 --> 00:44:32,148
<i>... فقط با هويتي كه من دارم</i>

571
00:44:39,126 --> 00:44:40,556
! نبايد بزاري اون بفهمه

572
00:44:40,556 --> 00:44:41,744
! ميدونم , برادر

573
00:44:41,744 --> 00:44:44,286
! نميزارم چينگ چن بفهمه
! نميزارم بهم مشكوك بشه

574
00:44:44,286 --> 00:44:45,445
! نميتونم , نميزارم

575
00:44:45,445 --> 00:44:47,842
وگرنه تو مينگ يان رو به قصر مياري , درسته ؟

576
00:44:47,842 --> 00:44:49,817
نگهبان مهر و موم 9 الماس چرخش زمان انسان ِ ؟

577
00:44:51,449 --> 00:44:53,315
ميتوني ازدواج كني , بچه دار بشي ؟

578
00:44:57,902 --> 00:44:59,436
. مينگ يان رو بيخود اميدوار نکن

579
00:44:59,436 --> 00:45:03,947
وگرنه به عنوان برادرت , من مجبورم
. دخالت كنم

580
00:45:05,418 --> 00:45:09,369
برادر , براي تو و چينگ چن هنوز
. يه اميدي هست

581
00:45:09,369 --> 00:45:11,925
وقتي همه ي سنگريزه هاي مقدس رو جمع كنيم

582
00:45:11,925 --> 00:45:14,809
. من بايد دوباره به چرخه ي جادويي برگردم

583
00:45:15,927 --> 00:45:20,016
. مينگ يان و من .. هرگز نميتونيم با هم باشيم

584
00:45:23,228 --> 00:45:26,206
. نبايد انقدر زود تصميم بگيري

585
00:45:27,896 --> 00:45:31,431
تو مهر و موم 9 الماس چرخش زمان
. موقعيت هاي زيادي وجود داره

586
00:45:31,431 --> 00:45:34,505
. خودت كه شاهد بودي

587
00:45:36,331 --> 00:45:37,438
. نگران نباش

588
00:45:37,438 --> 00:45:39,824
. من يه راهي پيدا ميكنم

589
00:45:43,284 --> 00:45:46,344
درسته كه 9 الماس چرخش زمان
ميتونه يه تفاوتي ايجاد كنه

590
00:45:46,344 --> 00:45:47,748
. اما موجب فاجعه هم ميشه

591
00:45:47,748 --> 00:45:49,784
اگه سنگريزه هاي مقدس رو جمع نكنيم

592
00:45:49,784 --> 00:45:52,798
. همه گرفتار مصيبت ميشيم

593
00:45:52,798 --> 00:45:56,932
اما بقيه ي سنگريزه هاي مقدس كجان ؟

594
00:45:59,253 --> 00:46:04,347
برادر , يادت باشه حتي اگه سنگريزه هاي
مقدس هم گير بياريم

595
00:46:04,347 --> 00:46:07,202
اين خط زندگي هم بايد به نقطه ي پايان خوبي برسه

596
00:46:07,202 --> 00:46:11,043
در غير اينصورت , تو و چينگ چن بازم در خط
. زندگي هاي قبلي برحسب يه چيزي ميميريد

597
00:46:12,900 --> 00:46:17,786
! پس برادر , بايد تاج و تخت رو بگيري

598
00:46:19,351 --> 00:46:22,798
از وقتي فهميدم چرا اون به اينحا اومده

599
00:46:22,798 --> 00:46:24,641
. ديگه ترديدي ندارم

600
00:46:24,665 --> 00:46:34,665
<font color=Red>ارائه اي مشترک از تيم هاي کره فا-پرچينا-سون دي ال</font>

601
00:46:47,600 --> 00:46:52,790
♪  گل سرخ رنگی در دنیا گم گشته  ♪

602
00:46:53,465 --> 00:46:58,314
♪  اهمیت ندارد  ♪
♪  که باد آنرا به کدامین سو میکشد  ♪

603
00:46:59,345 --> 00:47:04,813
♪  تنها زمانی به یاد آورده می شود  ♪
♪  که تابستان سر رسیده است  ♪

604
00:47:05,561 --> 00:47:10,782
♪  اما سرما  ♪
♪  گل ها را از پای در آورده است  ♪

605
00:47:11,054 --> 00:47:16,998
♪  عشقی که بدان امیدی نیست  ♪
♪  بیرحم خواهد بود  ♪

606
00:47:17,205 --> 00:47:22,252
♪  تصمیمم بر این است که عمرم را  ♪
♪  صرف دیگران کنم  ♪

607
00:47:23,030 --> 00:47:28,932
♪  اما وقتی به عقب می نگرم  ♪
♪  تورا میبینم که اشک هایت را مخفی میکنی  ♪

608
00:47:29,570 --> 00:47:34,363
♪  دیدنش بسیار درد آور است  ♪

609
00:47:35,641 --> 00:47:41,028
♪  ما به واسطه ی خاطرات مشترک خود  ♪
♪  به یاد یکدیگریم  ♪

610
00:47:41,522 --> 00:47:46,617
♪  از آنجایی که دلباختگی  ♪
♪  همیشه بسیار درخشان است  ♪

611
00:47:47,095 --> 00:47:53,015
♪  اما جهان در مشکلات فراوانی  ♪
♪  فرو رفته است  ♪

612
00:47:53,102 --> 00:47:59,324
♪  چگونه میتوانم فقط بایستم و تماشا کنم؟  ♪

613
00:47:59,546 --> 00:48:04,967
♪  عهد های ابدی بسیار سست میشوند  ♪

614
00:48:05,535 --> 00:48:11,081
♪  عشق های ابدی همچنان پا برجا می مانند  ♪

615
00:48:11,388 --> 00:48:16,625
♪  منتظر می مانم تا زمانی که  ♪
♪  نظم به هستی بازگردد  ♪

616
00:48:16,771 --> 00:48:23,041
♪  تا در نهایت طلب خوشبختی با تو را کنم  ♪

617
00:48:23,217 --> 00:48:28,979
♪  منتظر می مانم تا زمانی که  ♪
♪  نظم به هستی بازگردد  ♪

618
00:48:29,025 --> 00:48:37,975
♪  تا در نهایت طلب خوشبختی با تو را کنم  ♪

619
00:48:39,198 --> 00:48:44,729
♪  گل سرخ رنگی در دنیا گم گشته  ♪

620
00:48:45,322 --> 00:48:52,487
♪  اهمیت ندارد  ♪
♪  که باد آنرا به کدامین سو میکشد  ♪
