﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:05,000
به نام خداوند وجد و سرور

2
00:00:30,552 --> 00:00:34,829
♪ چه کسی میتواند درک کند لغاتی را که ♪
♪  من مفهوم آن را نمیدانم؟ ♪

3
00:00:37,335 --> 00:00:42,296
♪ عشق عمیقی که نیرومندتر از شراب است ♪

4
00:00:43,363 --> 00:00:46,394
♪ تو ای کسی که در قلب منی ♪

5
00:00:46,720 --> 00:00:49,529
♪ بسیار زیباتر از طغیان رنگ هایی ♪

6
00:00:50,164 --> 00:00:56,434
♪ ممکن است زمان گذشته باشد اما احساس من ♪
♪ نسبت به تو سُست نمی شود ♪

7
00:00:57,077 --> 00:01:03,759
♪ بدون هیچ  پشیمانی ای ♪
♪  فقط تو را دوست میدارم ♪

8
00:01:06,995 --> 00:01:10,875
♪ چرا کامیابی به سرعت محو می شود؟ ♪

9
00:01:14,390 --> 00:01:18,018
♪ رویای موفقیت مثل یک استوره باز میگردد ♪

10
00:01:18,119 --> 00:01:21,583
♪ تو در کنار من می تازی ♪

11
00:01:21,665 --> 00:01:25,251
♪ در زندگانی و مرگ ♪

12
00:01:25,823 --> 00:01:31,402
♪ تو زیبا و فریبنده ای ♪
♪ ای خاطرات گران بهای من ♪

13
00:01:35,546 --> 00:01:39,275
♪ چرا کامیابی به سرعت محو می شود؟ ♪

14
00:01:42,430 --> 00:01:46,375
♪ رویای موفقیت مثل یک استوره باز میگردد ♪

15
00:01:46,577 --> 00:01:49,624
♪ تو در کنار من می تازی ♪

16
00:01:49,934 --> 00:01:53,378
♪ در زندگانی و مرگ ♪

17
00:01:53,815 --> 00:01:59,878
♪ تو زیبا و فریبنده ای ♪
♪ ای خاطرات گران بهای من ♪

18
00:02:00,000 --> 00:02:02,563
<i>[قسمت سی و هفتم]</i>

19
00:02:07,968 --> 00:02:11,086
اعلی حضرت، یه موضوعی هست
 که من نمیتونم متوجه بشم

20
00:02:11,186 --> 00:02:16,817
چرا ترتیبی دادین که فنگ چینگ چن
توی قصر مشغول به کار بشه؟

21
00:02:16,817 --> 00:02:19,433
به خاطر اینکه اون یکی از جادوگرهاست

22
00:02:19,433 --> 00:02:20,725
جادوگرها؟

23
00:02:20,725 --> 00:02:22,748
... ولی وقتی اون تو چرخه جادویی بود

24
00:02:22,748 --> 00:02:26,125
من نمیدونم اون چطور تونست
 این جریان رو مدیریت کنه

25
00:02:26,125 --> 00:02:29,531
چون قبل از اینکه اون وارد چرخه جادویی
بشه، لینگ و جن واکنش نشون دادند

26
00:02:29,531 --> 00:02:33,173
اونها باید درباره ی هویت واقعی اش بدونند

27
00:02:33,173 --> 00:02:36,834
حالا که اعلی حضرت میدونند
 که اون یکی از جادوگرهاست

28
00:02:36,834 --> 00:02:38,753
...شما نباید هرچه بیشتر مراقب

29
00:02:38,753 --> 00:02:43,228
من خیلی مایلم ببینم اون
با مشتاق کردن پسرها نسبت بهش

30
00:02:43,228 --> 00:02:47,106
چه چیزی توی ذهنش میگذره

31
00:02:47,106 --> 00:02:51,324
اعلی حضرت، این خیلی خطرناکه

32
00:02:51,324 --> 00:02:54,370
لطفاً تجدیدنظر کنید

33
00:02:54,370 --> 00:02:56,168
مهم نیست

34
00:02:56,168 --> 00:02:58,099
من جادوگرهارو خوب می شناسم

35
00:02:58,099 --> 00:03:00,257
طبق راهی که اونها در پیش گرفتند

36
00:03:00,257 --> 00:03:04,950
تا وقتی من باهاشون درگیر نشم
جرأت نمی کنند به من صدمه بزنند

37
00:03:06,280 --> 00:03:10,038
بنابراین، با نگه داشتن اون در قصر

38
00:03:10,038 --> 00:03:13,842
میتونم ازش استفاده کنم تا هم جادوگرها
رو آروم و هم باهاشون مقابله کنم

39
00:03:13,842 --> 00:03:18,388
بنابراین، اعلی حضرت منظورتون اینه
که اونو کنار خودتون نگه دارید

40
00:03:18,388 --> 00:03:22,168
تا هرزمان خواستید از شرش خلاص بشید

41
00:03:22,168 --> 00:03:26,680
کار راحتیه که در هرزمانی
 به هر جرمی اونو متهم کنید

42
00:03:30,634 --> 00:03:36,314
مهمتر از همه، اون دیگه واجد شرایط نیست
که همسر لینگ بشه

43
00:03:36,314 --> 00:03:41,742
انگار اعلی حضرت تصمیم گرفتن که
چه کسی رو انتخاب کنند

44
00:03:43,925 --> 00:03:50,171
به خاطر کشورمون و مردم
من باید آچای رو انتخاب کنم

45
00:04:27,470 --> 00:04:30,175
اینبار به شدت زخمی شدی

46
00:04:30,175 --> 00:04:32,757
باید کمی استراحت کنی

47
00:04:32,757 --> 00:04:35,132
از نیروهای جادویی ات استفاده نکن

48
00:04:35,132 --> 00:04:38,208
درغیر اینصورت، عواقب ناخوشایندی
 در انتظارت خواهد بود

49
00:04:38,208 --> 00:04:40,163
ازتون ممنونم که یادآوری کردید استاد مو

50
00:04:40,163 --> 00:04:43,432
ارشد تائو یائو خیلی نگران جراحات شماست

51
00:04:43,432 --> 00:04:47,129
اون سنگ هاله ی ماه و سنگ
تسخیر روح رو به اینجا فرستاده

52
00:04:47,129 --> 00:04:49,939
این دو سنگریزه ی مقدس رو
همراه خودت داشته باش

53
00:04:49,939 --> 00:04:55,084
تا بهت کمک کنه که سَم از خونت خارج بشه
و نیروتو دوباره به دست بیاری

54
00:05:00,201 --> 00:05:02,093
من هر دو استادم رو نگران کردم

55
00:05:04,283 --> 00:05:08,757
آقای مو، خیلی عجیبه که فنگ یان
همچین حرکتی بکنه

56
00:05:08,757 --> 00:05:11,464
به نظرم یک نفر داره راهنماییش میکنه

57
00:05:11,464 --> 00:05:14,432
احتمالاً به جادوی سیاه مربوطه

58
00:05:14,432 --> 00:05:16,014
درست میگی

59
00:05:16,014 --> 00:05:18,925
چیزی که خیلی عجیب بود اینه که
وقتی تو داخل چرخه جادویی بودی

60
00:05:18,925 --> 00:05:21,913
من متوجه شدم که نیروهای جادوی سیاه
برای کمک به تو به کار افتادند

61
00:05:21,913 --> 00:05:27,867
با این حال، وقتی به اطراف نگاه کردم
نتونستم مورد مشکوکی پیدا کنم

62
00:05:27,867 --> 00:05:30,372
اگه جادوگران سیاه پشت این قضیه بودند

63
00:05:30,372 --> 00:05:32,779
پس چرا اونها اینطور به من کمک کردند؟

64
00:05:43,028 --> 00:05:44,408
برادر؟

65
00:05:46,254 --> 00:05:47,439
!برادر

66
00:05:47,439 --> 00:05:49,302
به چی فکر میکنی؟

67
00:05:49,302 --> 00:05:50,997
یه سوالی ازت دارم

68
00:05:53,517 --> 00:05:57,846
تو فکر میکنی که یه توی دیگه ای هست
(که در جای دیگه ای وجود داره؟(تناسخ

69
00:05:57,846 --> 00:06:00,182
مثلاً تو اینجا تو این مکان هستی

70
00:06:00,182 --> 00:06:03,232
اما یه توی دیگه هم تو مکان دیگه ای هست

71
00:06:03,232 --> 00:06:06,507
با اینحال، این دو نفر از تو
از وجود هم اطلاعی ندارند

72
00:06:06,507 --> 00:06:08,509
ممکنه اون آواتار تو باشه؟

73
00:06:08,509 --> 00:06:10,627
میدونی دارم چی میگم؟

74
00:06:12,197 --> 00:06:14,201
برادر، اجازه نده افکارت تورو به هرجایی ببره

75
00:06:14,201 --> 00:06:16,127
اونها خیلی وقته که طبقه ی بالا هستند

76
00:06:16,127 --> 00:06:17,516
چرا ما یه سَری بهشون نزنیم؟

77
00:06:17,516 --> 00:06:18,997
من الان میرم بالا

78
00:06:31,245 --> 00:06:32,771
همه چیز خوبه استاد مو؟

79
00:06:32,771 --> 00:06:34,093
اون دیگه حالش خوبه

80
00:06:34,093 --> 00:06:36,184
چطوری؟ الان حالت بهتره؟

81
00:06:36,184 --> 00:06:37,896
الان خوبم

82
00:06:37,896 --> 00:06:39,937
استراحت کن تا نیروتو دوباره بدست بیاری

83
00:06:39,937 --> 00:06:42,105
بهتره که بیشتر از این منتظر نمونیم

84
00:06:42,105 --> 00:06:44,463
من و مینگ یان اول به قصر برمی گردیم

85
00:06:44,463 --> 00:06:46,805
برادر، چرا پیش چینگ چن نمیمونی؟

86
00:06:46,805 --> 00:06:51,144
من استاد مو و مینگ یان رو همراهی می کنم
 تا کسی شک نکنه

87
00:06:53,617 --> 00:06:55,641
متشکرم، سرورم

88
00:06:57,712 --> 00:07:17,712
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

89
00:07:20,362 --> 00:07:22,971
چرا با وارد شدن به چرخه ی جادویی
جونتون رو به خطر انداختین؟

90
00:07:22,971 --> 00:07:26,766
میدونید که ممکن بود به خاطرش کشته بشم؟

91
00:07:26,766 --> 00:07:31,071
به علاوه، با انجام این کار
جلوی همه با اعلی حضرت مخالفت کردید

92
00:07:31,071 --> 00:07:33,235
این مطمئناً اعلی حضرت رو ناراحت کرده

93
00:07:33,235 --> 00:07:36,725
سرورم، شما نباید چنین خطری رو بپذیرید
و دوباره بی احتیاط عمل کنید

94
00:07:39,216 --> 00:07:40,745
شما مسئولیت بزرگی دارید

95
00:07:40,745 --> 00:07:43,995
کارهای زیادی هست که باید انجام بدید

96
00:07:43,995 --> 00:07:47,459
به علاوه، با کمک آقای مو
من قطعاً می تونستم بر این بحران غلبه کنم

97
00:07:47,459 --> 00:07:50,370
اگه هر اتفاق بدی براتون می افتاد
من باید چی کار می کردم؟

98
00:07:54,487 --> 00:07:55,858
!سرورم

99
00:07:59,627 --> 00:08:00,887
من ازت یه سوال می پرسم

100
00:08:03,819 --> 00:08:06,791
اگه من کسی بودم که تو چرخه جادویی بود

101
00:08:06,791 --> 00:08:10,244
تو بیرون از چرخه می موندی و
هیچ کاری برای کمک به من نمی کردی؟

102
00:08:10,244 --> 00:08:11,728
!البته که نه

103
00:08:13,028 --> 00:08:14,697
تو باید خودتو جای من بگذاری

104
00:08:14,697 --> 00:08:18,658
تو چنین شرایطی چطور میتونستم نگران نباشم؟

105
00:08:23,331 --> 00:08:29,142
وقتی تو مرز بودیم، تو یک استراتژی به من
پیشنهاد کردی تا از شر شائو جی خلاص بشم

106
00:08:29,142 --> 00:08:32,971
برای کمک به من تو عمارت جن ساکن شدی

107
00:08:32,971 --> 00:08:36,049
نه تنها حقیقت رو درباره مرگ یوان شی فهمیدی

108
00:08:36,049 --> 00:08:38,572
همینطور خانواده ی یین رو رسوا کردی

109
00:08:38,572 --> 00:08:41,187
تو پرونده رقاص خانه ی آسمانی رو حل کردی

110
00:08:41,187 --> 00:08:45,065
بعد هم به تنهایی به عمارت فنگ نفوذ کردی

111
00:08:45,065 --> 00:08:47,325
تو از هویتت به عنوان
 دختر خانواده فنگ استفاده کردی

112
00:08:47,325 --> 00:08:49,235
تا بی گناهی جادوگرها رو ثابت کنی

113
00:08:49,235 --> 00:08:52,721
تو جاه طلبی های واقعی مینگ رو فاش کردی

114
00:08:52,721 --> 00:08:55,167
ولیعهد هم موقعیتش رو به عنوان
 وارث مسلم تاج و تخت رو رها کرد

115
00:08:55,167 --> 00:08:58,157
تو همه ی این کارها رو
برای من انجام دادی، مگه نه؟

116
00:08:58,157 --> 00:09:00,854
سرورم شما منو خیلی دست بالا می گیرید

117
00:09:00,854 --> 00:09:05,613
من چطور توانایی انجام این همه کارو دارم؟

118
00:09:07,506 --> 00:09:09,668
زنی که میتونه همسر شاهزاده بشه

119
00:09:09,668 --> 00:09:12,585
مطمئناً تاکتیک هایی
برای روبراه کردن اوضاع داره

120
00:09:14,576 --> 00:09:18,953
فقط اینکه اعلی حضرت منو به عنوان
افسر زن سلطنتی منصوب کرده

121
00:09:18,953 --> 00:09:20,918
درست مثل لوان فی

122
00:09:20,918 --> 00:09:23,778
طبق رسم و رسوم اجدادی، قبل از سن 25 سالگی

123
00:09:23,778 --> 00:09:26,639
نباید ازدواج کنم مگه اینکه
اعلی حضرت به من اجازه بدن

124
00:09:26,639 --> 00:09:28,958
پدر از علاقه ی من به تو خبر داره

125
00:09:28,958 --> 00:09:31,890
اون عمداً تورو کنار خودش نگه میداره
تا بتونه منو کنترل کنه

126
00:09:31,890 --> 00:09:35,515
تا با فشارهایی که از جانب آچای
و حکومت لیانگ میاد مقابله کنه

127
00:09:35,515 --> 00:09:39,809
اما این بار میخوام باهاش یه ریسک بکنم

128
00:09:41,373 --> 00:09:42,511
ریسک کردن مشکل نداره

129
00:09:42,511 --> 00:09:46,582
اما در بدترین حالت، شما باید
محافظت از خودتون رو انتخاب کنید

130
00:09:48,211 --> 00:09:49,741
میتونی این قول رو به من بدی؟

131
00:09:51,791 --> 00:09:53,833
تو هنوز در حال بهبودی
 از یه آسیب جدی هستی

132
00:09:53,833 --> 00:09:58,188
باید به من قول بدی که قبل از اینکه
کاملاً درمان بشی

133
00:09:58,188 --> 00:10:00,216
نباید زیاد نگران بشی

134
00:10:00,216 --> 00:10:01,587
یه کم بخواب

135
00:10:01,587 --> 00:10:03,217
من کنارت می مونم

136
00:10:08,500 --> 00:10:10,908
<i>یه سری چیزهارو به من نمیگی</i>

137
00:10:10,908 --> 00:10:12,969
<i>من هم تورو تحت فشار نمی گذارم</i>

138
00:10:12,969 --> 00:10:16,924
<i>اگه اون چیزی که تو چرخه ی جادویی
دیدم واقعیت باشه یا نباشه</i>

139
00:10:16,924 --> 00:10:23,553
<i>من باید از همه چیزهایی که
برای تو مهمه محافظت کنم</i>

140
00:10:36,950 --> 00:10:38,532
یعنی الان حالت بهتره؟

141
00:10:39,943 --> 00:10:43,966
حالا که برادر لینگ داره ازت مراقبت میکنه
باید حالت خوب شده باشه

142
00:10:47,205 --> 00:10:48,986
درنهایت هیچ مردِ غمگینی، ناراحت نمیمونه

143
00:10:48,986 --> 00:10:53,177
شاهزاده جن، چرا شما اینجا
مقابل نرده ها اینطور تنها ایستادید؟

144
00:10:54,432 --> 00:10:56,094
اگر بانوی من حال خوشی دارند

145
00:10:56,094 --> 00:10:59,620
شراب های وی بزرگ به همون خوبی
شراب های کشور آچای هستند

146
00:11:05,543 --> 00:11:07,567
قبلاً فقط چای بود ولی
هیچ شرابی برای نوشیدن نبود

147
00:11:07,567 --> 00:11:09,965
حالا که اون چیزی که میخوام دارم
به سلامتی شما می نوشم

148
00:11:11,001 --> 00:11:12,952
من میدونم که بانو در نوشیدن خوب هستند

149
00:11:12,952 --> 00:11:15,154
حالا که هر دوی ما دلشکسته هستیم

150
00:11:15,154 --> 00:11:17,642
چه اشکالی داره که با هم بنوشیم؟

151
00:11:18,642 --> 00:11:26,394
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

152
00:11:27,394 --> 00:11:29,995
شنیدم که امروز یه مشکل جدی
 در دربار سلطنتی وجود داشته

153
00:11:29,995 --> 00:11:34,219
هم شاهزاده لینگ وهم شاهزاده خانم
چینگ پینگ درگیر این قضیه بودند

154
00:11:34,219 --> 00:11:36,243
بانوی من اخبار خیلی خوب بهتون رسیده

155
00:11:36,243 --> 00:11:39,518
فکر می کنم که باید
 از نتیجه هم مطلع شده باشید

156
00:11:41,708 --> 00:11:44,490
این مسئله به پیمان ازدواج
 بین دو کشور مربوط میشه

157
00:11:44,490 --> 00:11:49,947
باید ازتون بپرسم آیا شاهزاده خانم چینگ پینگ
واقعاً دیگه واجد شرایط نیست

158
00:11:49,947 --> 00:11:51,732
که همسر شاهزاده لینگ بشه؟

159
00:11:51,732 --> 00:11:54,774
آیا اعلی حضرت پشت همه ی این قضایاست؟

160
00:11:54,774 --> 00:11:58,652
حاکم وی بزرگ هنوز هم پدر منه

161
00:11:58,652 --> 00:12:01,078
فقط اونه که میتونه در این باره تصمیم بگیره

162
00:12:02,254 --> 00:12:06,673
اما این درسته که چینگ چن دیگه برای
ازدواج با لینگ واجد شرایط نیست

163
00:12:06,673 --> 00:12:10,607
من میدونم که شما همیشه بهش علاقمند بودید

164
00:12:10,607 --> 00:12:16,479
شاید، شرایط کنونی
 اونقدرها هم برای شما بد نباشه

165
00:12:18,443 --> 00:12:20,650
اما من کسی نیستم که تو فکرشم

166
00:12:20,650 --> 00:12:25,614
اینکه بخوام مجبورش کنم کنار من بمونه
ممکنه برای هیچکس خوب نباشه

167
00:12:31,613 --> 00:12:34,164
فقط اینکه اعلی حضرت چنین تصمیمی رو گرفتند

168
00:12:34,164 --> 00:12:37,902
اگر ازدواج بین شاهزاده لینگ و
شاهزاده خانم چینگ پینگ امکان پذیر نیست

169
00:12:37,902 --> 00:12:41,639
آیا به این معنیه که اعلی حضرت تصمیم گرفته
پیوند ازدواج رو با کشور آچای برقرار کنه؟

170
00:12:41,639 --> 00:12:44,005
هیچکس نمیتونه ازش مطمئن باشه

171
00:12:44,005 --> 00:12:49,657
اگرچه پدرم امروز
ارتش سلطنتی رو به لینگ سپرد

172
00:12:49,657 --> 00:12:53,095
می ترسم اقداماتش معنی عمیق تری داشته باشه

173
00:12:53,095 --> 00:12:58,990
شاید، من بتونم از این فرصت استفاده کنم
از اعلی حضرت بپرسم چه تصمیمی گرفتند

174
00:12:58,990 --> 00:13:00,283
خوبه

175
00:13:00,283 --> 00:13:03,698
با این حال، بهتون توصیه میکنم
در این مورد حُسن نیت داشته باشید

176
00:13:03,698 --> 00:13:05,958
با شناختی که از پدرم دارم

177
00:13:05,958 --> 00:13:08,942
اون گاهی اوقات مجبوره تصمیمات سختی بگیره

178
00:13:08,942 --> 00:13:12,240
با اینحال، این خوبه که حس
و حالش رو درست بفهمی

179
00:13:12,240 --> 00:13:13,966
سرورم، ممنونم که یادآوری کردید

180
00:13:15,816 --> 00:13:16,865
... فقط اینکه

181
00:13:16,865 --> 00:13:20,726
اگر هردو حکومت تصمیم بگیرند که
پیوند ازدواج برقرار بشه

182
00:13:20,726 --> 00:13:27,024
میشه شما از اعلی حضرت بخواین
شاهزاده چینگ پینگ رو به شما بده؟

183
00:13:51,085 --> 00:13:56,504
من فکر می کردم کارهایی که در گذشته کردی
به خاطر عقده ی روانی بوده

184
00:13:56,504 --> 00:14:00,859
کی می دونست تو از انسانیت بویی نبردی؟

185
00:14:00,859 --> 00:14:03,594
نیروهای جادویی تو دیگه مثل قبل قوی نیستند

186
00:14:03,594 --> 00:14:06,149
بدنت از جراحات بزرگی رنج میبره

187
00:14:06,149 --> 00:14:10,431
بهت توصیه میکنم تمرین نیروهای ممنوعه
 جادوی سیاه رو متوقف کنی

188
00:14:10,431 --> 00:14:13,543
در غیر اینصورت، در نهایت تورو از بین میبره

189
00:14:19,645 --> 00:14:21,908
چرا همچین جراحات ناچیزی باید مهم باشه؟

190
00:14:21,908 --> 00:14:24,470
من میتونم خیلی زود درمان بشم

191
00:14:24,470 --> 00:14:29,004
نه فقط امپراطوری وی بزرگ
همینطور جنگل اسرارآمیز هم هست که

192
00:14:29,004 --> 00:14:31,171
.تو آرزو داری با تائو یائو ازشون محافظت کنی

193
00:14:32,726 --> 00:14:35,674
حالا دیگه همه ی اونها تو چنگ من هستند

194
00:14:40,518 --> 00:14:43,190
نفرت میتونه جلوی چشمها و قلب آدم رو بپوشونه

195
00:14:43,190 --> 00:14:47,525
بزرگترین گناه در تمرین جادوگری
خواسته های شخصیه

196
00:14:47,525 --> 00:14:49,802
وقتی تو اشتیاق داری
فقط اون اشتیاق زیاد میشه

197
00:14:49,802 --> 00:14:54,230
در نهایت، تو مجبور میشی
 عواقب کارهات رو بپذیری

198
00:14:54,230 --> 00:14:55,509
!چه حرفا

199
00:14:57,080 --> 00:15:00,134
حتی ساحره اعظم جادوگرها
میتونه برای تغییر سرنوشت با خدایان بجنگه

200
00:15:00,134 --> 00:15:01,942
چرا من نباید بتونم؟

201
00:15:03,721 --> 00:15:05,253
تو هنوز درباره این چیزی نمیدونی؟

202
00:15:07,817 --> 00:15:11,565
اون ساحره ی جوون، چینگ چن
که تقریباً تورو داشت نجات میداد

203
00:15:11,565 --> 00:15:15,952
و با موفقیت جادوگرها رو
 از اتهامات گذشته تبرئه کرد

204
00:15:15,952 --> 00:15:19,726
مهروموم 9 الماس چرخش زمان رو باز کرده بود

205
00:15:19,726 --> 00:15:23,501
تا به این دوره ی زمانی بیاد
 برای اینکه لینگ رو از خیانتی که برادرانش

206
00:15:23,501 --> 00:15:26,636
براش طراحی کرده بودند و تاج و تخت رو
 غصب کردند، جلوگیری کنه

207
00:15:26,636 --> 00:15:29,889
اون اینکارو کرد تا سرنوشت لینگ رو تغییر بده

208
00:15:33,063 --> 00:15:34,375
... اون در واقع

209
00:15:34,375 --> 00:15:36,111
حتی به عنوان رئیس ارشد جادوگرها

210
00:15:36,111 --> 00:15:38,735
نمیتونی مهروموم
نه الماس چرخش زمان رو بازکنی

211
00:15:40,092 --> 00:15:41,937
تا در زمان و مکان سفر کنی

212
00:15:43,986 --> 00:15:46,583
همین جا بمون و فقط ساکت باش

213
00:15:47,721 --> 00:15:49,048
لازم نیست نگران بشی

214
00:15:49,048 --> 00:15:56,894
شاگرد عزیزت فطعاً کاری رو که
 من نتونستم بکنم انجام میده

215
00:15:59,072 --> 00:16:04,419
تا اون زمان،میخوام ببینم آیا تائو یائو و
چینگ چن برای نجات تو میان

216
00:16:04,419 --> 00:16:08,205
یا وقتی من از سنگریزه های مقدس
 برای رفتن به زمان گذشته استفاده میکنم

217
00:16:08,205 --> 00:16:12,477
از 9 الماس چرخش زمان محافظت می کنند

218
00:16:12,477 --> 00:16:16,751
زمانیکه امپراطور فقید هنوز حکومت میکنه؟

219
00:16:16,751 --> 00:16:21,905
تو این همه مدت منتظر بودی که
ساحره ی اعظم ظاهر بشه

220
00:16:21,905 --> 00:16:24,982
تا بتونی زمان و مکان رو تغییر بدی؟

221
00:16:44,286 --> 00:17:04,286
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

222
00:17:05,327 --> 00:17:07,050
بانو چینگ چن

223
00:17:07,050 --> 00:17:08,202
خواجه سون

224
00:17:08,202 --> 00:17:09,717
اعلی حضرت فرمانی رو ابلاغ کردند

225
00:17:14,805 --> 00:17:17,541
اعلی حضرت اخیراً
با مسائل مملکتی مشغول بودند

226
00:17:17,541 --> 00:17:20,016
ایشون دستور دادند که بانو چینگ چن
همین امشب وارد قصر بشید

227
00:17:20,016 --> 00:17:23,951
و به عنوان افسر زن سلطنتی
در حل مسائل مملکتی کمک کنید

228
00:17:23,951 --> 00:17:25,565
چینگ چن فرمان رو می پذیره

229
00:17:32,471 --> 00:17:35,508
بانو چینگ چن به نظر میرسه حالتون خوب باشه

230
00:17:35,508 --> 00:17:37,087
اعلی حضرت نگران بودند که

231
00:17:37,087 --> 00:17:40,279
ممکنه شما دیروز تو چرخه جادویی
 صدمه دیده باشید

232
00:17:40,279 --> 00:17:41,720
خواجه سون دارید شوخی می کنید؟

233
00:17:41,720 --> 00:17:44,199
اگه من تو چرخه جادویی صدمه دیده بودم

234
00:17:44,199 --> 00:17:46,835
همون ساحره ای بودم که
وزیر فنگ منو بهش متهم کرد

235
00:17:48,204 --> 00:17:49,648
در واقع

236
00:17:49,648 --> 00:17:52,228
کجاوه بیرون آماده ست

237
00:17:52,228 --> 00:17:55,365
بانو چینگ چن، بفرمایید

238
00:17:55,365 --> 00:17:59,997
خواجه سون، میشه بعد از دادن
 چندتا دستورالعمل همراهتون بیام؟

239
00:17:59,997 --> 00:18:01,757
حتماً

240
00:18:01,757 --> 00:18:05,444
من بیرون منتظرتون هستم بانو چینگ چن

241
00:19:05,759 --> 00:19:06,893
کسی اونجاست؟

242
00:19:10,502 --> 00:19:11,605
بله

243
00:19:11,605 --> 00:19:13,820
امروز یه مهمون محترم
تو جنگل اسرارآمیز داریم

244
00:19:13,820 --> 00:19:15,518
به اینجا دعوتش کن

245
00:19:15,518 --> 00:19:17,032
اطاعت

246
00:19:18,032 --> 00:19:26,365
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

247
00:19:27,365 --> 00:19:31,236
چی باعث شده سرورم
 به جنگل اسرارآمیز تشریف بیارید؟

248
00:19:31,236 --> 00:19:33,653
مشکلات قصر به تازگی حل شده

249
00:19:33,653 --> 00:19:35,710
درحال حاضر بهترین کار اینه که از هرکاری که
 باعث ایجاد سوءظن میشه اجتناب کنید

250
00:19:35,710 --> 00:19:38,396
اگه کسی شمارو ببینه که
با جادوگرها در رفت وآمد هستید

251
00:19:38,396 --> 00:19:40,260
براتون دردسر ایجاد نمیشه سرورم؟

252
00:19:41,547 --> 00:19:42,661
ارشد

253
00:19:42,661 --> 00:19:44,414
من خیلی گیج شدم

254
00:19:44,414 --> 00:19:46,034
نتونستم هیچ جوابی پیدا کنم

255
00:19:46,034 --> 00:19:50,057
اگه امروز نتونم به جواب سوال هام برسم
هرگز نمیتونم خوب بخوابم

256
00:19:50,057 --> 00:19:52,291
سرورم همیشه خیلی آروم و محتاط بودند

257
00:19:52,291 --> 00:19:56,236
از وقتی شما رو شناختم
هیچوقت شما رو اینطور آشفته ندیدم

258
00:19:56,236 --> 00:20:00,251
چی باعث شده سرورم اینقدر آشفته باشند؟

259
00:20:00,251 --> 00:20:01,729
اون روز تو قصر

260
00:20:01,729 --> 00:20:04,696
من و چینگ چن باهم رفتیم داخل چرخه ی جادویی

261
00:20:04,696 --> 00:20:06,220
ما از شعله های سوزنده جون سالم به در بردیم

262
00:20:06,220 --> 00:20:08,476
میدونین من اونجا چی دیدم؟

263
00:20:08,476 --> 00:20:11,685
وقتی داشتید از چینگ چن محافظت می کردید
چه اتفاقی افتاد؟

264
00:20:11,685 --> 00:20:15,415
من تصاویری از اونچه که
با اون بهم گذشته بود دیدم

265
00:20:15,415 --> 00:20:17,340
توسط شما ارشد تائو یائو
 بهش اجازه داده شده بود

266
00:20:17,340 --> 00:20:19,265
تا چرخه ی 9 الماس چرخش زمان رو باز کنه

267
00:20:19,265 --> 00:20:22,092
و به امید تغییر همه اونچه که اتفاق افتاده
به اینجا اومد

268
00:20:25,141 --> 00:20:26,270
... منظورتون اینه که

269
00:20:26,270 --> 00:20:28,732
چینگ چن چرخه ی 9 الماس رو باز کرد

270
00:20:30,343 --> 00:20:33,162
‫این کار فقط توسطِ ساحره ی اعظم امکان پذیره.

271
00:20:33,162 --> 00:20:34,498
‫ارشد.

272
00:20:36,624 --> 00:20:38,247
‫یعنی حقیقت داره؟

273
00:20:38,247 --> 00:20:39,888
‫علکی نیست؟

274
00:20:41,220 --> 00:20:43,431
‫این چرخه ی جادویی واقعاً وجود داره؟

275
00:20:43,431 --> 00:20:46,421
‫به شخص اجازه میده که برگرده
‫به گذشته و سرنوشت رو عوض کنه؟

276
00:20:46,421 --> 00:20:47,938
‫درسته.

277
00:20:47,938 --> 00:20:53,516
‫چرخه ی 9 الماس، مرموزترین چرخه ایی
‫هستش که از اجدادمون دست به دست شده.

278
00:20:53,516 --> 00:20:55,873
‫نُه الماس مقدس میتونه به وجودش بیاره

279
00:20:55,873 --> 00:20:59,867
‫و بعد با استفاده از قدرتِ طبیعت
‫زمان و فضا رو میشه به عقب برگردوند.

280
00:20:59,867 --> 00:21:02,229
‫به محضِ فعال شدنِ این چرخه

281
00:21:02,229 --> 00:21:05,326
‫اون با قلبِ خودش، خَطِ زمانی ــه
‫جدیدی درست میکنه.

282
00:21:05,326 --> 00:21:08,469
‫این چرخه واقعاً میتونه سیرِ اتفاقات رو تغییر بده

283
00:21:08,469 --> 00:21:12,814
‫اما جونِ کسی که فعالش کرده، به خطر می افته.

284
00:21:14,895 --> 00:21:18,093
‫چینگ چن این چرخه رو فعال کرده.

285
00:21:18,093 --> 00:21:19,703
‫چه اتفاقی واسش می افته؟

286
00:21:22,085 --> 00:21:23,950
‫طبقِ اسنادِ تاریخی ــه جادوگران

287
00:21:23,950 --> 00:21:28,811
‫تغییرِ فضا و زمان با زور، میتونه
‫باعثِ تلنگر در تعادلِ همه ی موجودات بشه.

288
00:21:28,811 --> 00:21:31,951
‫زندگی ــه فعال کننده ی این چرخه
‫کم کم رو به زُوال میره.

289
00:21:33,294 --> 00:21:36,288
‫اگه اون نتونه 9 الماس مقدس رو

290
00:21:36,288 --> 00:21:39,585
‫به موقع برگردونه سرجاشون
‫در تاریکی ــه ابدی، فرو میره.

291
00:21:39,585 --> 00:21:41,509
‫روحش از بین خواهد رفت.

292
00:21:42,772 --> 00:21:46,762
‫نمیدونم چقدر وقت داره.

293
00:22:08,042 --> 00:22:16,540
‫خانمِ چینگ چن، شما باید هر روز همه ی گزارش ها
‫رو بر اساس طبقه بندی شون، مرتب کنید.

294
00:22:16,540 --> 00:22:23,618
‫بعد بر اساسِ اولویت، باید بذارینشون روی اون میز.

295
00:22:25,163 --> 00:22:26,317
‫حواسم هست.

296
00:22:26,317 --> 00:22:29,077
‫یه چیز دیگه.

297
00:22:29,077 --> 00:22:35,287
‫سعی کن همیشه جلوی اعلیحضرت
‫بیشتر تماشا کنی و کمتر حرف بزنی.

298
00:22:35,287 --> 00:22:36,727
‫ممنونم خواجه.

299
00:22:38,076 --> 00:22:40,550
‫حالا هردومون به اعلیحضرت خدمت میکنیم.

300
00:22:40,550 --> 00:22:43,346
‫خانم، نیازی نیست خیلی مهذب باشی.

301
00:22:43,346 --> 00:22:46,530
‫خواجه، لطفاً کم و بیش منو نصیحت کنید.

302
00:23:00,864 --> 00:23:03,402
‫تو این کتاب، پیشگویی های اجدادِ جادوگران ثبت شده.

303
00:23:03,402 --> 00:23:05,931
‫ستاره های دوقلو، تغییرِ شدید.

304
00:23:05,931 --> 00:23:09,190
‫ساحره ی اعظم، ستاره ی عصرگاهی ــه.

305
00:23:09,190 --> 00:23:12,221
‫ستاره ی صبحگاهی هم از خاندان سلطنتی هستش.

306
00:23:12,221 --> 00:23:14,328
‫برای جلوگیری از هر فاجعه ای

307
00:23:14,328 --> 00:23:17,303
‫جادوگران و خاندان سلطنتی عهد
‫بستن که هرگز پیوند ازدواج با هم تشکیل ندن.

308
00:23:17,303 --> 00:23:21,433
‫ولی من و ارشد مو ملاقاتِ دو ستاره رو دیدیم.

309
00:23:23,153 --> 00:23:24,503
‫ستاره ی صبحگاهی کیه؟

310
00:23:27,256 --> 00:23:28,530
‫منم؟

311
00:23:35,314 --> 00:23:38,740
‫اگه ستاره های دوقلو با هم ازدواج کنن

312
00:23:38,740 --> 00:23:40,459
‫متاسفانه باید بگم که شاهِ جدیدی بر تخت خواهد نشست.

313
00:23:41,736 --> 00:23:43,670
‫این چیزی بود که توی چرخه دیدم.

314
00:23:43,670 --> 00:23:46,128
‫اون زمان هم عاشقِ چینگ چن بودم.

315
00:23:46,128 --> 00:23:48,307
‫اگه فاجعه ای رخ نداده بوده

316
00:23:48,307 --> 00:23:51,660
‫پس برای چی باید چرخه ی 9 الماس
‫رو فعال میکرده تا بیاد اینجا؟

317
00:23:53,451 --> 00:23:56,445
‫ارشد، شما میدونین چه اتفاقی افتاده بوده؟

318
00:24:00,829 --> 00:24:04,211
‫اگه چیزی نبوده، پس چرا
‫در گذشته ازم دوری میکرد؟

319
00:24:04,211 --> 00:24:07,645
‫اونقدر به خودش ظلم کرد تا بلکه تاریخ تکرار نشه.

320
00:24:07,645 --> 00:24:10,536
‫تو این خط زمانی میتونم ازش محافظت کنم؟

321
00:24:11,673 --> 00:24:12,859
‫سرورم...

322
00:24:12,859 --> 00:24:17,651
‫اگه حرف تون راجع به چینگ چن درست باشه
‫باید خواسته اش رو انجام بدین.

323
00:24:17,651 --> 00:24:19,344
‫چطوری؟

324
00:24:19,344 --> 00:24:22,470
‫بستگی به هدفش تو این خط زمانی داره.

325
00:24:23,546 --> 00:24:26,980
‫اگه نذاره من قصدش رو بفهمم

326
00:24:26,980 --> 00:24:30,223
‫راهی هست که من درباره ی اون خط زمانی بفهمم؟

327
00:24:33,631 --> 00:24:35,348
‫یه راهی هست.

328
00:24:35,348 --> 00:24:38,171
‫ولی باید چینگ چن رو بیاری به جنگل اسرارآمیز.

329
00:24:38,171 --> 00:24:40,672
‫همینطور به قدرتِ الماس های مقدس نیاز دارم.

330
00:24:40,672 --> 00:24:45,365
‫میترسم اگه قصدت رو بفهمه
‫حاضر نشه باهات راه بیاد.

331
00:24:46,746 --> 00:24:48,819
‫خیلی خب، یه کاریش میکنم.

332
00:24:49,819 --> 00:25:06,241
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

333
00:25:07,241 --> 00:25:08,401
‫چرا زُل زدی؟

334
00:25:09,503 --> 00:25:10,723
‫برادر چه، من...

335
00:25:10,723 --> 00:25:12,056
‫برادر چه؟

336
00:25:13,438 --> 00:25:15,861
‫تو همیشه مثل سای چن، زبون درازی.

337
00:25:15,861 --> 00:25:18,386
‫چی شده حالا مودب شدی؟

338
00:25:21,034 --> 00:25:22,902
‫دوباره دسته گل به آب دادی؟

339
00:25:25,624 --> 00:25:27,890
‫چیه، دوست نداری باهات خوب رفتار کنم؟

340
00:25:27,890 --> 00:25:29,539
‫- پس همون چه ی احمق صدات میزنم!
‫- ای...

341
00:25:29,539 --> 00:25:30,810
‫جرئتشو نداری!

342
00:25:30,810 --> 00:25:32,544
‫بی خیال بابا!

343
00:25:32,544 --> 00:25:35,111
‫یه مسئله ی جدی هست که باید بهت بگم.

344
00:25:35,111 --> 00:25:36,615
‫نکنه...

345
00:25:36,615 --> 00:25:39,458
‫عاشق شدی؟

346
00:25:42,536 --> 00:25:44,530
‫صورتت هم که سرخ شده.

347
00:25:45,856 --> 00:25:47,224
‫واقعاً عاشق شدی؟

348
00:25:48,509 --> 00:25:49,583
‫بیا.

349
00:25:52,305 --> 00:25:55,561
‫میخوام رازم رو بهت بگم
‫ولی باید بینِ خودمون بمونه.

350
00:25:55,561 --> 00:25:56,752
‫به هیچکس نمیگی.

351
00:25:58,313 --> 00:26:00,173
‫بستگی داره حالم چجوری باشه.

352
00:26:00,173 --> 00:26:01,173
‫ای...

353
00:26:02,438 --> 00:26:04,218
‫باشه پس نمیگم.

354
00:26:04,218 --> 00:26:05,474
‫خیلی خب حالا!

355
00:26:06,663 --> 00:26:08,231
‫چیزی نیست. بهم بگو.

356
00:26:12,595 --> 00:26:14,554
‫کسی که دوستش دارم...

357
00:26:17,058 --> 00:26:19,512
‫هیچکس این رابطه رو درک نمیکنه.

358
00:26:21,834 --> 00:26:23,125
‫چرا؟

359
00:26:25,590 --> 00:26:27,718
‫اگه بهت بگم، باید مثل یه راز بمونه.

360
00:26:27,718 --> 00:26:29,579
‫کِی تا حالا من زیرقولم رو زدم؟

361
00:26:29,579 --> 00:26:30,750
‫بهم بگو.

362
00:26:38,404 --> 00:26:40,578
‫من عاشقِ یه محافظ شدم.

363
00:26:43,945 --> 00:26:45,480
‫تو... عاشقِ...

364
00:26:45,480 --> 00:26:47,576
‫ای... چرا بلند میگی؟

365
00:26:50,837 --> 00:26:51,987
‫تو...

366
00:26:53,893 --> 00:26:56,163
‫خب... اون خبر داره؟

367
00:26:59,830 --> 00:27:01,856
‫نمیدونم.

368
00:27:06,505 --> 00:27:08,473
‫پس بهتره ازش بپرسی.

369
00:27:08,473 --> 00:27:11,174
‫این رابطه ای هستش که هیچکس قبولش نمیکنه.
‫(همجنس گرایی، البته خودش اینطور فکر میکنه.)

370
00:27:11,174 --> 00:27:15,338
‫اگه متقابل نباشه هم دیگه بدتر.

371
00:27:17,951 --> 00:27:19,999
‫من چجوری باید بهش بگم؟

372
00:27:21,097 --> 00:27:22,583
‫دیگه چیزیه که شده.

373
00:27:22,583 --> 00:27:24,201
‫شاید بزودی از این وضع دربیای.

374
00:27:24,201 --> 00:27:25,601
‫برو ازش جواب بگیر.

375
00:27:25,601 --> 00:27:29,526
‫اگه ازت خوشش نیاد، پس فراموشش کن.

376
00:27:29,526 --> 00:27:31,134
‫ولی...

377
00:27:31,134 --> 00:27:34,738
‫اگه هردوتون عاشقِ هم این...

378
00:27:35,891 --> 00:27:37,873
‫اگه هردومون عاشق هم باشیم، چی؟

379
00:27:40,002 --> 00:27:44,059
‫به عنوان داداشِ بزرگترت
‫فقط میتونم بهت کمک کنم.

380
00:27:45,000 --> 00:27:45,681
‫جدی؟

381
00:27:49,000 --> 00:27:50,892
‫برادر چه، این یه رازه!

382
00:27:50,892 --> 00:27:52,282
‫میدونم!

383
00:27:57,603 --> 00:27:58,603
‫سرورم.

384
00:28:00,192 --> 00:28:01,744
‫از آچای خبر رسیده.

385
00:28:01,744 --> 00:28:03,598
‫چی شده؟

386
00:28:03,598 --> 00:28:06,719
‫ظاهراً کشور "وی" تصمیم گرفته
‫با دو شیا ازدواج کنن.

387
00:28:06,719 --> 00:28:08,222
‫اون گفت که به زودی باید اقدامی انجام بدیم.

388
00:28:08,222 --> 00:28:13,450
‫مثل اینکه باید اول ما حمله
‫کنیم تا جلو بیفتیم.

389
00:28:13,450 --> 00:28:16,631
‫سرورم، یعنی میتونیم به این جاسوسِ آچای اعتماد کنیم؟

390
00:28:19,030 --> 00:28:20,864
‫اون عاشقِ دو شیا ــه.

391
00:28:20,864 --> 00:28:23,594
‫دلش نمیخواد این ازدواج صورت بگیره.

392
00:28:23,594 --> 00:28:26,881
‫به علاوه، رقیبِ اصلی ــه دو شیا

393
00:28:26,881 --> 00:28:30,169
‫یعنی چینگ چن، به عنوان افسر
‫زن سلطنتی منصوب شده.

394
00:28:30,169 --> 00:28:34,797
‫برای همین، دو شیا گزینه ی احتمالی
‫برای ازدواج با شاهزاده لینگ ــه.

395
00:28:34,797 --> 00:28:38,422
‫این جاسوسه باید خیلی نگران باشه.

396
00:28:40,295 --> 00:28:44,571
‫به نظرمیاد اون میخواد بخاطر
‫منافعِ شخصی خودش با لیانگ همکاری کنه.

397
00:28:44,571 --> 00:28:46,948
‫به علاوه، جاسوسانی که در "وی"
‫کار گذاشتیم گزارش دادن

398
00:28:46,948 --> 00:28:49,442
‫که امپراطورشون از رفتن به جنگ، میترسه.

399
00:28:49,442 --> 00:28:51,191
‫جرئت نمیکنه با ما در بیوفته.

400
00:28:55,114 --> 00:29:00,703
‫شاید اینطور به نظر بیاد ولی
‫من فکر میکنم که "وی" میخواد وقت کُشی کنه.

401
00:29:00,703 --> 00:29:03,200
‫دارن با ما مذاکره ی صلح میکنن

402
00:29:03,200 --> 00:29:06,724
‫اما درواقع دارن با آچای اتحاد تشکیل میدن.

403
00:29:06,724 --> 00:29:11,403
‫اگه این اتفاق بیفته، خیلی برامون بد میشه.

404
00:29:11,403 --> 00:29:12,500
‫- چای شیانگ!
‫- بله!

405
00:29:12,500 --> 00:29:14,162
‫یه نامه برای "وی" بنویس.

406
00:29:14,162 --> 00:29:16,497
‫میخوام درباره ی صلح با یوان آن مذاکره کنم.

407
00:29:16,497 --> 00:29:18,198
‫اگه بتونم جلوی این ازدواج رو بگیرم

408
00:29:18,198 --> 00:29:20,845
‫اول آچای رو تصرف میکنیم و بعد "وی" رو.

409
00:29:20,845 --> 00:29:22,317
‫بله!

410
00:29:45,731 --> 00:29:48,798
‫اعلیحضرت، شاهزاده جن اینجان.

411
00:29:48,798 --> 00:29:51,385
‫درود بر پدر.

412
00:29:53,133 --> 00:29:55,829
‫شنیدم خیلی تو بازی ــه "گو" بهتر شدی.

413
00:29:55,829 --> 00:29:58,747
‫بیا یه نگاهی به این بازی بنداز.

414
00:29:59,747 --> 00:30:10,126
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

415
00:30:11,126 --> 00:30:14,051
‫ظاهراً بازی به بن بست رسیده.

416
00:30:14,051 --> 00:30:16,032
‫هر دو طرف راهی ندارن.

417
00:30:16,032 --> 00:30:17,884
‫هیچ حرکتی نمیشه انجام داد.

418
00:30:17,884 --> 00:30:21,343
‫هیچ بازی ــه "گو" ای تو دنیا به بن بست نمیرسه.

419
00:30:21,343 --> 00:30:25,273
‫فقط اونایی که بازی رو بلد نیستن، اینجوری میشن.

420
00:30:25,273 --> 00:30:29,496
‫یادمه پدر دوست داشت این بازی رو با مادر انجام بده.

421
00:30:29,496 --> 00:30:34,438
‫هر بازی ای که شما از قدیم
‫پیدا میکردین، اون بلد بود انجامش بده.

422
00:30:34,438 --> 00:30:36,501
‫واقعاً پسر خَلَفی هستی.

423
00:30:37,923 --> 00:30:40,262
‫من که مادرت رو بخشیدم.

424
00:30:40,262 --> 00:30:43,494
‫بعداً برو یه سَر بهش بزن.

425
00:30:45,602 --> 00:30:46,974
‫ممنونم پدر.

426
00:30:48,067 --> 00:30:52,076
‫حالا که همچین پسر خلفی هستی
‫منم نمیتونم بی مبالات باشم.

427
00:30:53,615 --> 00:30:55,592
‫بیا بشین.

428
00:31:00,487 --> 00:31:04,484
‫به علاوه، تو ارتشِ لیانگ رو بخاطر من
‫ساکت کردی.

429
00:31:05,923 --> 00:31:09,701
‫تو خدمتِ بزرگی انجام دادی
‫برای همین باید پاداش بگیری.

430
00:31:09,701 --> 00:31:13,192
‫این وظیفه ی منه که باری از دوشِ پدر کَم کنم.

431
00:31:13,192 --> 00:31:16,994
‫اما پدر میخوان از روی احساسات
‫مادر رو ببخشن.

432
00:31:19,003 --> 00:31:23,134
‫اینا تنها چیزایی نیستن که نگرانم میکنن.

433
00:31:23,134 --> 00:31:29,679
‫از اونجایی که من رهبر و پدر
‫مردمم هستم، باید بهشون اهمیت بدم.

434
00:31:29,679 --> 00:31:32,942
‫تهدید های خارجی که میان
‫اختلافات داخلی هم همراهشونه.

435
00:31:34,469 --> 00:31:37,242
‫میدونی دربار برای رسیدگی به سیلِ

436
00:31:37,242 --> 00:31:40,016
‫اُستان(یا منطقه ی) لینگ، چقدر هزینه اختصاص داد؟

437
00:31:41,016 --> 00:31:43,167
‫گفتین که من مسئولیتِ وزارت کار رو برعهده بگیرم.

438
00:31:43,167 --> 00:31:46,836
‫همه ی هزینه ها و مخارج رو باید من تایید کنم.

439
00:31:46,836 --> 00:31:48,922
‫ما پنج بار به این سیل، هزینه اختصاص دادیم.

440
00:31:48,922 --> 00:31:50,910
‫جمعاً میشه 210 هزار تیل نقره.

441
00:31:50,910 --> 00:31:54,278
‫به علاوه، ما بخشی از تدارکات
‫نظامی ــه اُستانِ "خوا" رو هم اختصاص دادیم.

442
00:31:54,278 --> 00:31:56,339
‫این خودش کم نیست.

443
00:31:58,384 --> 00:32:02,875
‫چقدر از این پول رو مردم گرفتن

444
00:32:02,875 --> 00:32:07,366
‫و چقدرش رو مقاماتِ محلی جیب زدن؟

445
00:32:11,320 --> 00:32:12,506
‫چیه؟

446
00:32:12,506 --> 00:32:17,414
‫جرئت نمیکنی تو روم بگی؟

447
00:32:18,717 --> 00:32:20,261
‫نه اینکه جرئت نکنم.

448
00:32:20,261 --> 00:32:24,604
‫چون میدونم بی فایده است
‫بخاطر همین، برای چی بگم.

449
00:32:24,604 --> 00:32:26,345
‫منظورت چیه؟

450
00:32:27,778 --> 00:32:32,567
‫مطمئنم که پدر، بهتر از من از وضع دولت خبر دارن.

451
00:32:32,567 --> 00:32:37,692
‫پیشنهادِ برادر لینگ رو یادم میاد که تو دربار داد.

452
00:32:37,692 --> 00:32:41,387
‫اون پیشنهاد کرد که اشراف زادگان رو بذارین
‫کنار و مقاماتی رو از مردم عادی منصوب کنین.

453
00:32:43,304 --> 00:32:44,492
‫منظورت اینه که...

454
00:32:45,667 --> 00:32:47,940
‫با پیشنهادش موافقی؟

455
00:32:49,269 --> 00:32:53,335
‫من میگم چه اشراف زادگان چه مردم عادی

456
00:32:53,335 --> 00:32:56,103
‫همشون باید به خاندان سلطنتی خدمت کنن.

457
00:32:56,103 --> 00:32:58,942
‫نه تنها باید ازشون استفاده کنیم
‫بلکه باید منظم شون کنیم.

458
00:32:58,942 --> 00:33:03,898
‫خیلی با دلگرمی و شوق حرف میزنی
‫و ظاهراً برای رفع مشکل سیل، راه حل داری.

459
00:33:03,898 --> 00:33:06,795
‫اگه اینطوره، پس تو رو به نیابت از من، مسئولِ

460
00:33:06,795 --> 00:33:10,583
‫رسیدگی به سیل استان لینگ میکنم تا
‫مطمئن بشم از هزینه ها به درستی استفاده میشه.

461
00:33:10,583 --> 00:33:14,446
‫پدر، شاهزاده لولینگ از کشور لیانگ
‫بزودی میاد به پایتخت.

462
00:33:14,446 --> 00:33:15,553
‫میترسم...

463
00:33:16,941 --> 00:33:20,069
‫حرکت اول رو خیلی خوب زدی.

464
00:33:20,069 --> 00:33:25,114
‫حرکت دوم رو خودم شخصاً میزنم.

465
00:33:26,087 --> 00:33:27,338
‫چشم.

466
00:33:29,321 --> 00:33:34,696
‫دوست دارم بدونم تو این سفرم
‫به استان لینگ، چیکار میتونم بکنم.

467
00:33:34,696 --> 00:33:38,625
‫هر سکه ای که بهشون دادیم، متعلق به "وی" ــه.

468
00:33:38,625 --> 00:33:40,780
‫پولِ ما هم هست.

469
00:33:40,780 --> 00:33:45,251
‫اونا باید هرچی که جیب زدن رو پَس بدن.

470
00:33:45,251 --> 00:33:48,183
‫هر هدفی هم که داشتن...

471
00:33:49,163 --> 00:33:51,515
‫خودت خوب میدونی.

472
00:33:53,181 --> 00:33:58,288
‫پس میشه جرئت کنم از پدر بخوام
‫که حکم سلطنتی بنویسن؟

473
00:33:58,288 --> 00:34:00,082
‫بفرما.

474
00:34:00,082 --> 00:34:04,938
‫امیدوارم پدر بهم اجازه بدن که حق
‫عزل کردنِ هر مقامی رو داشته باشم.

475
00:34:07,780 --> 00:34:09,838
‫یکی رو قربانی کن تا هشداری بشه برای همه.

476
00:34:09,838 --> 00:34:13,911
‫خوبه که یه تلنگر بهشون بزنیم.

477
00:34:13,911 --> 00:34:15,764
‫اجازه اش رو داری.

478
00:34:17,061 --> 00:34:23,382
‫امیدوارم بعد از تموم شدن این قضیه
‫پدر یه چیز دیگه رو هم قبول کنن.

479
00:34:25,947 --> 00:34:30,092
‫میخوام از خانواده ی یین تو استان لینگ استفاده کنم.

480
00:34:31,092 --> 00:34:39,411
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

481
00:34:40,411 --> 00:34:42,614
‫خانواده ی یین؟

482
00:34:46,438 --> 00:34:47,532
‫به دردت میخورن.

483
00:34:48,630 --> 00:34:50,746
‫بالاخره اونا از ما هستن.

484
00:34:50,746 --> 00:34:52,333
‫ممنونم پدر.

485
00:34:53,338 --> 00:34:54,601
‫برو آماده شو.

486
00:34:54,601 --> 00:34:56,719
‫فوراً راه بیفت.

487
00:34:59,563 --> 00:35:01,028
‫چشم پدر.

488
00:35:55,329 --> 00:35:56,817
‫درود بر پدر.

489
00:36:11,905 --> 00:36:14,259
‫نظرت درباره ی این بازی چیه؟

490
00:36:17,030 --> 00:36:18,909
‫راه مهره های سیاه و سفید بسته است.

491
00:36:18,909 --> 00:36:21,021
‫نمیشه گفت کی برنده میشه.

492
00:36:22,521 --> 00:36:24,356
‫راهی براش می بینی؟

493
00:36:26,289 --> 00:36:27,682
‫دوست دارم امتحان کنم.

494
00:36:33,351 --> 00:36:36,257
‫اخیراً داشتی همسرت رو انتخاب میکردی.

495
00:36:36,257 --> 00:36:39,836
‫که چینگ چن شد نفر اول.

496
00:36:39,836 --> 00:36:43,483
‫اما من اونو افسر زن سلطنتی کردم.

497
00:36:43,483 --> 00:36:47,385
‫نظرت راجع به این چیه؟

498
00:36:52,543 --> 00:36:55,626
‫چه رعد و برق چه شبنم
‫تو هردوشون مهر و محبت پیدا میشه.

499
00:36:56,626 --> 00:37:01,038
‫به عنوان یه پسر و خدمتگزار
‫فرمان برداری، بیانگرِ وفاداری و خلف بودنه.

500
00:37:01,038 --> 00:37:06,047
‫اما من به عنوان پدر و شاه
‫برای محافظت از پسرم

501
00:37:06,047 --> 00:37:11,032
‫و نابغه ی بزرگ "وی" دربرابر
‫اونایی که اهداف شومی

502
00:37:11,032 --> 00:37:13,458
‫دارن، پام رو از گلیمم فراتر گذاشتم.

503
00:37:21,327 --> 00:37:26,527
‫فقط با دو حرکت میخوای گره هایی که بستم رو باز کنی؟

504
00:37:28,751 --> 00:37:32,525
‫یادت نره که کی بهت "گو" رو یاد داد.

505
00:37:32,525 --> 00:37:37,518
‫پدر یه بار بهم گفتن که من باید
‫از معلم هام هم فراتر برم.

506
00:37:37,518 --> 00:37:39,202
‫درسته.

507
00:37:39,202 --> 00:37:42,865
‫اما تجربه های گذشته درصورتی
‫که فراموش نشن، راهنمایی هستن برای آینده.

508
00:37:46,206 --> 00:37:48,835
‫میدونی امپراطور فقید چجوری مُرد؟

509
00:37:59,230 --> 00:38:02,873
‫اگه به یه ساحره علاقه مند نمیشد
‫و عیاشی و خوشگذرونی نمیکرد

510
00:38:02,873 --> 00:38:06,085
‫خیلی ناگهانی به کام مرگ نمیرفت.

511
00:38:06,085 --> 00:38:10,719
‫نگرانم که تو هم این اشتباه رو تکرار کنی
‫برای همین راهکارِ شدیدی رو اتخاذ کردم.

512
00:38:12,007 --> 00:38:13,887
‫منو بخاطرش سرزنش نکن.

513
00:38:17,838 --> 00:38:21,318
‫پس پدر هویت چینگ چن رو میدونه.

514
00:38:21,318 --> 00:38:24,800
‫اونو افسر کرده تا درست مثل این مهره ها که همیشه

515
00:38:24,800 --> 00:38:28,826
‫دردسترسش هستن، کنارش باشه.

516
00:38:29,826 --> 00:38:35,284
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

517
00:38:36,284 --> 00:38:40,219
‫حالا که خیلی از امور حکومتی حل و فصل شدن،

518
00:38:41,764 --> 00:38:47,025
‫اگه ما با آچای متحد بشیم
‫دیگه ترسی از لیانگ نخواهیم داشت.

519
00:38:49,530 --> 00:38:51,393
‫با نگه داشتنِ چینگ چن در قصر

520
00:38:51,393 --> 00:38:54,088
‫پدر میخواد منو مجبور کنه
‫تا با آچای اتحاد تشکیل بدم.(ازدواج)

521
00:38:54,088 --> 00:38:59,715
‫اینطوری نه تنها چینگ چن، بلکه شاهزاده خانم
‫دو شیا هم تبدیل به مُهره ی پدر میشه.

522
00:38:59,715 --> 00:39:03,699
‫پس پدر میخوان علیه لیانگ جنگ راه بندازن؟

523
00:39:07,179 --> 00:39:12,652
‫همه ی مقامات میگن که تو مهارت
‫بالایی برای فرماندهی ــه ارتش داری.

524
00:39:12,652 --> 00:39:15,380
‫به عنوان فرمانده ی ارتش زره پوش سیاه

525
00:39:15,380 --> 00:39:17,789
‫نظرت راجع به این موضوع چیه؟

526
00:39:21,780 --> 00:39:23,769
‫پدر قبلاً بهم گفتن...

527
00:39:25,186 --> 00:39:29,469
‫که دوست دارن من از سیاست دور باشم
‫و روی پرورشِ خودم، تمرکز کنم.

528
00:39:29,469 --> 00:39:34,034
‫طِی این مدت من سرسختانه "گو"
‫رو مطالعه و بازی میکردم.

529
00:39:34,034 --> 00:39:37,530
‫نظری راجع به این موضوع ندارم.

530
00:39:39,255 --> 00:39:40,420
‫پس...

531
00:39:42,396 --> 00:39:44,161
‫برگرد به عمارتت.

532
00:39:45,402 --> 00:39:48,431
‫روی درس هات تمرکز کن.

533
00:39:49,898 --> 00:39:51,231
‫من مرخص میشم.

534
00:39:58,806 --> 00:40:00,860
‫میخواد حق امتیاز بده تا منفعت به دست بیاره.

535
00:40:03,950 --> 00:40:07,411
‫درست جلوی من داره استراتژی
‫های نظامی رو به بازی میگیره!

536
00:40:17,650 --> 00:40:19,081
‫دیدی؟

537
00:40:19,081 --> 00:40:20,838
‫دو پسرم...

538
00:40:20,838 --> 00:40:23,487
‫یکی، مُشت مخملی ای هستش تو یه دستکشِ آهنین

539
00:40:23,487 --> 00:40:25,878
‫درحالیکه دیگری مُشت آهنینی
‫هستش تو یه دستکش مخملی.

540
00:40:25,878 --> 00:40:32,960
‫اگه به خوبی تربیت شون نکنم
‫چطور میتونم "وی" بزرگ رو بهشون بسپرم؟

541
00:40:32,960 --> 00:40:35,090
‫منو بخاطر حماقتم ببخشید ولی،

542
00:40:35,090 --> 00:40:40,668
‫تصمیمِ اعلیحضرت چیه؟

543
00:40:40,668 --> 00:40:44,885
‫اگرچه شاهزاده هاو دیگه ولیعهد نیستن

544
00:40:44,885 --> 00:40:48,722
‫اما هنوز تو قصر شرقی زندگی میکنن.

545
00:40:48,722 --> 00:40:50,670
‫فقط بحث اونا نیست.

546
00:40:52,737 --> 00:40:54,885
‫امپراطوری ــه من...

547
00:40:54,885 --> 00:41:00,440
‫انتخابِ اینکه کی به ارثش می بَره
‫کاملاً برعهده ی منه.

548
00:41:00,440 --> 00:41:02,068
‫اعلیحضرت دانا هستند.

549
00:41:02,068 --> 00:41:07,335
‫خوشبختانه، شاهزاده ها خیلی برجسته هستند.

550
00:41:07,335 --> 00:41:10,324
‫مطمئنم هرکدومشون که انتخاب بشه

551
00:41:10,324 --> 00:41:14,541
‫بخاطر اعلیحضرت، به خوبی بر "وی" حکومت میکنه.

552
00:41:17,481 --> 00:41:18,813
‫فقط بحثِ شاهزاده ها نیست.

553
00:41:18,813 --> 00:41:22,391
‫چه لیانگ چه آچای

554
00:41:22,391 --> 00:41:26,612
‫اونا حق ندارن تصمیم بگیرن
‫که ما بجنگیم یا صلح کنیم!

555
00:41:26,612 --> 00:41:30,257
‫هرکدوم که بخوان منو مجبور به کاری کنن

556
00:41:30,257 --> 00:41:33,463
‫به راحتی ازشون نمیگذرم.

557
00:41:48,594 --> 00:41:51,817
‫من یه فالی گرفتم تا نتیجه رو مشخص کنم.

558
00:41:51,817 --> 00:41:54,027
‫ستاره های دوقلو، تغییر شدید.

559
00:41:54,027 --> 00:41:56,085
‫بزودی رخ میده.

560
00:41:56,085 --> 00:41:58,173
‫این پیشگویی ادامه هم داره.

561
00:41:58,173 --> 00:42:00,070
‫یکی شون(از ستاره ها) میمیره.

562
00:42:03,141 --> 00:42:06,210
‫من راستش نگرانِ اون چرخه بودم.

563
00:42:06,210 --> 00:42:09,253
‫دیروز وقتی تو چرخه ی جادویی بود، فکر میکردم

564
00:42:09,253 --> 00:42:12,297
‫نتونه از این پَسِ این عذابِ مقدر، بربیاد.

565
00:42:12,297 --> 00:42:15,514
‫کی فکرشو میکرد که صحیح و سالم ازش بیرون بیاد.

566
00:42:15,514 --> 00:42:18,208
‫شاید سرنوشتش عوض شده.

567
00:42:19,706 --> 00:42:21,903
‫قطعاً اون شبیه به دیگری نیست.

568
00:42:21,903 --> 00:42:24,313
‫امروز شاهزاده لینگ اینجا بود.

569
00:42:24,313 --> 00:42:26,985
‫گفت وقتی همراه چینگ چن تو چرخه بوده

570
00:42:26,985 --> 00:42:29,498
‫دنیایی رو دیده که وجود نداشته.

571
00:42:29,498 --> 00:42:35,443
‫پس چینگ چن از چرخه ی 9 الماس استفاده
‫کرده تا فضا و زمان رو عوض کنه.

572
00:42:37,264 --> 00:42:41,628
‫پس بیخود نیست که نتونستیم
‫از گذشته اش چیزی بفهمیم.

573
00:42:42,958 --> 00:42:46,567
‫چینگ چن یه بار حرف از کمک
‫به یوان لینگ، برای گرفتن تاج و تخت زد.

574
00:42:46,567 --> 00:42:52,413
‫حالا که شاهِ فاسدی داریم، پناهنده های
‫بی خانمان همه جا هستن و مردم در عذابن.

575
00:42:52,413 --> 00:42:59,331
‫به نظرمیاد وقتشه که جادوگران
‫بخاطر مردم، تصمیمی بگیرن.

576
00:42:59,355 --> 00:43:14,355
ارائه ای مشترک از تیم های کره فا-پرچینا-سون دی ال

577
00:43:24,600 --> 00:43:29,790
♪  گل سرخ رنگی در دنیا گم گشته  ♪

578
00:43:30,465 --> 00:43:35,314
♪  اهمیت ندارد  ♪
♪  که باد آنرا به کدامین سو میکشد  ♪

579
00:43:36,345 --> 00:43:41,813
♪  تنها زمانی به یاد آورده می شود  ♪
♪  که تابستان سر رسیده است  ♪

580
00:43:42,561 --> 00:43:47,782
♪  اما سرما  ♪
♪  گل ها را از پای در آورده است  ♪

581
00:43:48,054 --> 00:43:53,998
♪  عشقی که بدان امیدی نیست  ♪
♪  بیرحم خواهد بود  ♪

582
00:43:54,205 --> 00:43:59,252
♪  تصمیمم بر این است که عمرم را  ♪
♪  صرف دیگران کنم  ♪

583
00:44:00,030 --> 00:44:05,932
♪  اما وقتی به عقب می نگرم  ♪
♪  تورا میبینم که اشک هایت را مخفی میکنی  ♪

584
00:44:06,570 --> 00:44:11,363
♪  دیدنش بسیار درد آور است  ♪

585
00:44:12,641 --> 00:44:18,028
♪  ما به واسطه ی خاطرات مشترک خود  ♪
♪  به یاد یکدیگریم  ♪

586
00:44:18,522 --> 00:44:23,617
♪  از آنجایی که دلباختگی  ♪
♪  همیشه بسیار درخشان است  ♪

587
00:44:24,095 --> 00:44:30,015
♪  اما جهان در مشکلات فراوانی  ♪
♪  فرو رفته است  ♪

588
00:44:30,102 --> 00:44:36,324
♪  چگونه میتوانم فقط بایستم و تماشا کنم؟  ♪

589
00:44:36,546 --> 00:44:41,967
♪  عهد های ابدی بسیار سست میشوند  ♪

590
00:44:42,535 --> 00:44:48,081
♪  عشق های ابدی همچنان پا برجا می مانند  ♪

591
00:44:48,388 --> 00:44:53,625
♪  منتظر می مانم تا زمانی که  ♪
♪  نظم به هستی بازگردد  ♪

592
00:44:53,771 --> 00:45:00,041
♪  تا در نهایت طلب خوشبختی با تو را کنم  ♪

593
00:45:00,217 --> 00:45:05,979
♪  منتظر می مانم تا زمانی که  ♪
♪  نظم به هستی بازگردد  ♪

594
00:45:06,025 --> 00:45:14,975
♪  تا در نهایت طلب خوشبختی با تو را کنم  ♪

595
00:45:16,198 --> 00:45:21,729
♪  گل سرخ رنگی در دنیا گم گشته  ♪

596
00:45:22,322 --> 00:45:29,487
♪  اهمیت ندارد  ♪
♪  که باد آنرا به کدامین سو میکشد  ♪
