﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

2
00:00:30,552 --> 00:00:34,829
♪ چه کسی میتواند درک کند لغاتی را که ♪
♪  من مفهوم آن را نمیدانم؟ ♪

3
00:00:37,335 --> 00:00:42,296
♪ عشق عمیقی که نیرومندتر از شراب است ♪

4
00:00:43,363 --> 00:00:46,394
♪ تو ای کسی که در قلب منی ♪

5
00:00:46,720 --> 00:00:49,529
♪ بسیار زیباتر از طغیان رنگ هایی ♪

6
00:00:50,164 --> 00:00:56,434
♪ ممکن است زمان گذشته باشد اما احساس من ♪
♪ نسبت به تو سُست نمی شود ♪

7
00:00:57,077 --> 00:01:03,759
♪ بدون هیچ  پشیمانی ای ♪
♪  فقط تو را دوست میدارم ♪

8
00:01:06,995 --> 00:01:10,875
♪ چرا کامیابی به سرعت محو می شود؟ ♪

9
00:01:14,390 --> 00:01:18,018
♪ رویای موفقیت مثل یک استوره باز میگردد ♪

10
00:01:18,119 --> 00:01:21,583
♪ تو در کنار من می تازی ♪

11
00:01:21,665 --> 00:01:25,251
♪ در زندگانی و مرگ ♪

12
00:01:25,823 --> 00:01:31,402
♪ تو زیبا و فریبنده ای ♪
♪ ای خاطرات گران بهای من ♪

13
00:01:35,546 --> 00:01:39,275
♪ چرا کامیابی به سرعت محو می شود؟ ♪

14
00:01:42,430 --> 00:01:46,375
♪ رویای موفقیت مثل یک استوره باز میگردد ♪

15
00:01:46,577 --> 00:01:49,624
♪ تو در کنار من می تازی ♪

16
00:01:49,934 --> 00:01:53,378
♪ در زندگانی و مرگ ♪

17
00:01:53,815 --> 00:01:59,878
♪ تو زیبا و فریبنده ای ♪
♪ ای خاطرات گران بهای من ♪

18
00:02:00,000 --> 00:02:02,900
‫[قسمت سی ام]

19
00:02:28,502 --> 00:02:31,000
‫میخواین حریفِ من بشین؟
‫فکر میکنین کی هستین؟

20
00:02:31,000 --> 00:02:32,526
‫هیچکدومتون نمیتونین.

21
00:02:37,838 --> 00:02:42,569
‫این دور از مسابقه، امتحانِ آداب معاشرت خواهد بود.

22
00:02:42,569 --> 00:02:47,300
‫بانوانِ دیگه خیلی اضطراب داشتن.

23
00:02:47,300 --> 00:02:49,794
‫همه شون خجالتی و دست پاچه بودن.

24
00:02:49,794 --> 00:02:54,911
‫بنابراین، دوشیزه ی جوانِ خانواده ی یین
‫سای چن، برنده ی این دور ــه.

25
00:02:54,911 --> 00:02:56,765
‫ایشون تو این دور از همه بهتر بودن.

26
00:03:02,961 --> 00:03:04,985
‫عالیه!

27
00:03:04,985 --> 00:03:06,956
‫بالاخره یه دور رو بردم!

28
00:03:06,956 --> 00:03:09,480
‫میدونستم! میدونستم که میبَرَم!

29
00:03:09,480 --> 00:03:11,890
‫از من بیش از بقیه ستایش شد!

30
00:03:25,778 --> 00:03:27,016
‫آهای...

31
00:03:27,016 --> 00:03:30,859
‫کِی میخوای دست از بی احتیاطی برداری؟

32
00:03:31,957 --> 00:03:33,217
‫مگه تو همیشه هوام رو نداری؟

33
00:03:33,217 --> 00:03:35,151
‫دیگه از چی باید بترسم؟

34
00:03:39,549 --> 00:03:44,056
‫آره، شنیدم که شاهزاده ها روی
‫این دور شرط بستن.

35
00:03:44,056 --> 00:03:45,656
‫خب چطور پیش رفت؟

36
00:03:46,694 --> 00:03:47,795
‫این دور...

37
00:03:49,519 --> 00:03:50,722
‫این دور...

38
00:03:52,185 --> 00:03:55,699
‫همه روی دو شیا و چینگ چن شرط بستن.

39
00:03:55,699 --> 00:03:58,229
‫چرا هیشکی روی من شرط نبست؟

40
00:03:58,229 --> 00:03:59,480
‫من بستم!

41
00:03:59,480 --> 00:04:01,015
‫روی تو شرط بستم!

42
00:04:03,247 --> 00:04:04,497
‫خب شرط رو بُردی؟

43
00:04:04,497 --> 00:04:08,203
‫آره. هرچی پول که تو دور های قبل
‫از دست دادم رو به دست آوردم.

44
00:04:09,485 --> 00:04:11,903
‫همش بخاطر منه که اینقدر پول داری.

45
00:04:11,903 --> 00:04:13,879
‫چجوری میخوای جبران کنی؟

46
00:04:19,605 --> 00:04:20,831
‫غاز کبابی؟

47
00:04:20,831 --> 00:04:21,906
‫جدی؟

48
00:04:21,906 --> 00:04:23,836
‫بریم بخریم!

49
00:04:24,574 --> 00:04:25,952
‫- آروم!
‫- زودباش!

50
00:04:25,952 --> 00:04:27,593
‫- غاز کبابی اینقدر مهمه؟
‫- یالا!

51
00:04:28,004 --> 00:04:30,134
‫سه دور برگزار شد.

52
00:04:30,134 --> 00:04:32,697
‫شاهزاده لینگ، از میانِ بانوان

53
00:04:32,697 --> 00:04:37,153
‫شاهزاده خانم دو شیا، چینگ پینگ و بانو یین
‫هر کدوم یه دور رو بُردن.

54
00:04:37,153 --> 00:04:42,406
‫کی فکرشو میکرد که تهش به یه قرعه کشی ختم بشه؟

55
00:04:42,406 --> 00:04:45,800
‫خب درحقیقت، سای چن این دور رو نَبُرد.

56
00:04:45,800 --> 00:04:50,101
‫اصلاً همون اول صلاحیتِ
‫آداب معاشرت رو نداشت.

57
00:04:50,101 --> 00:04:52,728
‫باید رَد میشد.

58
00:04:52,728 --> 00:04:56,812
‫حالا فقط شاهزاده خانم دو شیا و چینگ پینگ باقی موندن.

59
00:04:56,812 --> 00:04:59,721
‫پس این دور رو نادیده بگیریم؟

60
00:04:59,721 --> 00:05:02,408
‫فعلاً که نیازی نیست نتیجه رو به پدر گزارش بدیم.

61
00:05:02,408 --> 00:05:06,956
‫حالا بحثِ یه جدالِ سخت
‫بین دو شیا و چینگ پینگ ــه.

62
00:05:06,956 --> 00:05:09,103
‫چجوری باید برنده رو مشخص کنیم؟

63
00:05:09,103 --> 00:05:13,843
‫خب میتونیم یه دور دیگه
‫برای مشخص کردن برنده، بذاریم.

64
00:05:13,843 --> 00:05:15,704
‫برادر نظرت چیه؟

65
00:05:15,704 --> 00:05:17,096
‫باشه.

66
00:05:18,673 --> 00:05:20,252
‫سای چن رو شرکت بدین.

67
00:05:21,627 --> 00:05:23,687
‫یه شانس دیگه بهش میدیم.

68
00:05:23,687 --> 00:05:25,386
‫میتونه تو دورِ بعد شرکت کنه.

69
00:05:26,879 --> 00:05:28,432
‫برادر...

70
00:05:29,612 --> 00:05:30,737
‫نگران نباش.

71
00:05:30,737 --> 00:05:32,774
‫اون نمیتونه برنده بشه.

72
00:05:32,774 --> 00:05:36,117
‫اگه بشه هم اونو به همسری قبول نمیکنم.

73
00:05:36,117 --> 00:05:38,752
‫این فقط برای برآورده شدنِ خواستشه.

74
00:05:40,971 --> 00:05:45,156
‫برادر میخوای تو این دور
‫سَرِ چی رقابت کنن؟

75
00:05:51,581 --> 00:05:54,430
‫امتحانِ آداب معاشرت و خیاطی گرفته شد.

76
00:05:55,894 --> 00:05:59,586
‫این روند گزینش یه کم کسل کننده نیست؟

77
00:05:59,586 --> 00:06:03,579
‫یک ذره خلاقیت به خرج بدین.

78
00:06:03,579 --> 00:06:07,108
‫همسرانِ سلطنتی براساس پاکدامنی، مهارت خیاطی
‫ظاهر و هنرشون انتخاب میشن.

79
00:06:07,108 --> 00:06:08,612
‫دیگه چه خلاقیتی؟

80
00:06:08,612 --> 00:06:10,896
‫اینطور نیست برادر.

81
00:06:10,896 --> 00:06:13,067
‫حالا که امتحان فنون رزمی هم ازشون گرفته شده

82
00:06:13,067 --> 00:06:14,595
‫دیگه امتحانی نیست که نشه ازشون گرفت.

83
00:06:14,595 --> 00:06:17,812
‫این دور، حیاتی ترین دوره.

84
00:06:17,812 --> 00:06:19,661
‫باید درست برگزارش کنیم.

85
00:06:19,661 --> 00:06:22,471
‫لی و مینگ دوتاشون درست میگن.

86
00:06:22,471 --> 00:06:27,036
‫ولی این برعهده ی هاو هستش
‫که دور آخر رو مشخص کنه.

87
00:06:28,781 --> 00:06:30,879
‫مخالفتی با یه دورِ دیگه ندارم

88
00:06:30,879 --> 00:06:34,214
‫اما یکی بگه سَرِ چی رقابت کنن؟

89
00:06:37,786 --> 00:06:39,697
‫سَرِ چی؟

90
00:06:45,579 --> 00:06:46,709
‫فهمیدم!

91
00:06:47,759 --> 00:06:50,531
‫چطوره سَرِ نوشیدن رقابت کنن؟

92
00:06:50,531 --> 00:06:52,180
‫مسخره!

93
00:06:52,180 --> 00:06:56,319
‫این... این برخلافِ آداب و رسومه.

94
00:06:56,319 --> 00:06:58,995
‫پیشنهادِ برادر لی اصلاً معنا نداره.

95
00:06:58,995 --> 00:07:02,043
‫چرا باید همسر سلطنتی بخاطر تواناییش
‫در نوشیدن انتخاب بشه؟

96
00:07:03,077 --> 00:07:06,199
‫من بخاطرِ لینگ اینو گفتم.

97
00:07:06,199 --> 00:07:07,672
‫برادران بهش فکر کنین.

98
00:07:07,672 --> 00:07:11,511
‫وقتی برادر همسرش رو انتخاب
‫و عروسیش رو برگزار کنه

99
00:07:11,511 --> 00:07:13,867
‫نه تنها فامیل

100
00:07:13,867 --> 00:07:16,418
‫بلکه همه ی ماها باید شرکت
‫کنیم و بهش تبریک بگیم.

101
00:07:16,418 --> 00:07:19,447
‫اون وقته که به سلامتی زن برادرمون
‫یه نوشیدنی میزنیم.

102
00:07:19,447 --> 00:07:21,766
‫اگه فقط با چند تا پیک شراب از هوش بره

103
00:07:21,766 --> 00:07:24,992
‫اونوقت برادر، شب حجله اش رو از دست نمیده؟!

104
00:07:24,992 --> 00:07:28,759
‫برادران فکر نمیکنین این مهمه
‫که همسرش بتونه خوب بنوشه؟

105
00:07:28,759 --> 00:07:30,031
‫دقیقاً.

106
00:07:30,031 --> 00:07:31,711
‫لی درست میگه.

107
00:07:31,711 --> 00:07:33,812
‫باید توانایی ــه نوشیدن شون سنجیده بشه!

108
00:07:33,812 --> 00:07:35,540
‫درسته!

109
00:07:35,540 --> 00:07:37,810
‫هرکی بیشتر بنوشه، مالِ لینگ میشه!

110
00:07:46,425 --> 00:07:48,100
‫منم که انتخاب میکنم.

111
00:07:48,100 --> 00:07:50,247
‫پس منم قوانین رو میذارم، حله؟

112
00:07:50,247 --> 00:07:53,079
‫برادر اینجوری نگو.

113
00:07:53,079 --> 00:07:55,798
‫هاو و جن میزبانِ فرآیند گزینش هستن.

114
00:07:55,798 --> 00:07:57,538
‫وقتی دو تاشون راضی باشن

115
00:07:57,538 --> 00:07:59,894
‫پس دورِ آخر سَر نوشیدن خواهد بود.

116
00:08:02,274 --> 00:08:03,293
‫درسته.

117
00:08:03,293 --> 00:08:05,975
‫برادر تو فقط همسرت رو انتخاب نمیکنی،

118
00:08:05,975 --> 00:08:08,377
‫بلکه یه زن برادر برای ما انتخاب میکنی.

119
00:08:08,377 --> 00:08:10,569
‫از سه دورِ قبل برنده ای مشخص نشد.

120
00:08:10,569 --> 00:08:13,286
‫دورِ آخر باید بترکونن!

121
00:08:13,286 --> 00:08:15,067
‫باید با بقیه فرق داشته باشه!

122
00:08:16,122 --> 00:08:17,800
‫درست نمیگم برادران؟

123
00:08:29,689 --> 00:08:49,689
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

124
00:09:18,240 --> 00:09:19,888
‫برادر ببین...

125
00:10:09,221 --> 00:10:11,034
‫خودم میتونم راه برم!

126
00:10:18,056 --> 00:10:19,692
‫معلومه که اهلِ نوشیدن نیستی.

127
00:10:20,833 --> 00:10:22,801
‫پس چرا به خودت زحمت میدی؟

128
00:10:24,022 --> 00:10:26,970
‫خب اگه اینکارو نکنم، چجوری برنده بشم؟

129
00:10:26,970 --> 00:10:31,106
‫اگه برنده نشم، چجوری همسرت بشم؟

130
00:10:31,106 --> 00:10:37,610
‫هراتفاقی هم که بیفته، تو تنها
‫همسری هستی که من خواهم داشت.

131
00:10:40,532 --> 00:10:46,653
‫ولی حالا که فکرشو میکنم... دو شیا برات بهتر نیست؟

132
00:10:48,226 --> 00:10:50,196
‫هیشکی فکر نمیکنه که من میبَرَم.

133
00:10:55,442 --> 00:10:56,840
‫پس تو ترسیدی...

134
00:10:59,562 --> 00:11:03,028
‫بخاطر همین اینقدر برای
‫رقابت باهاش، تلاش میکنی؟

135
00:11:04,390 --> 00:11:07,254
‫کی گفته من ترسیدم؟

136
00:11:08,589 --> 00:11:10,792
‫خب اگه دو شیا رو بگیری، چی میشه؟

137
00:11:10,792 --> 00:11:12,681
‫منم با یکی دیگه میشم.

138
00:11:12,681 --> 00:11:14,580
‫خب که چی؟

139
00:11:14,580 --> 00:11:20,652
‫اون یکی دیگه، در مقایسه با من، عددی نیست.

140
00:11:21,947 --> 00:11:24,288
‫میدونم که داری فکر میکنی...

141
00:11:30,146 --> 00:11:50,146
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

142
00:11:53,763 --> 00:11:55,024
‫چیه؟

143
00:12:01,451 --> 00:12:06,201
‫باید چیکار کنم تا تو همسرم بشی؟

144
00:12:12,379 --> 00:12:13,956
‫فقط هیچی نگو.

145
00:12:15,227 --> 00:12:16,879
‫هیچی.

146
00:12:21,817 --> 00:12:26,154
‫آرزو میکنم کاش تا آخر عمرم در کنارت، مَست باشم.

147
00:12:49,284 --> 00:12:50,381
‫بیداری؟

148
00:12:52,130 --> 00:12:53,296
‫پدر؟

149
00:12:55,802 --> 00:12:57,937
‫چجوری اومدم خونه؟

150
00:13:00,743 --> 00:13:03,341
‫شاهزاده لینگ آوردت.

151
00:13:03,341 --> 00:13:04,893
‫یادت نیست؟

152
00:13:04,893 --> 00:13:07,772
‫خواهر، ما رو ترسوندی.

153
00:13:07,772 --> 00:13:09,981
‫فکر میکردیم تو قصر اتفاقِ بدی اُفتاده باشه.

154
00:13:09,981 --> 00:13:11,714
‫فکرشو نمیکردیم که مَست باشی.

155
00:13:11,714 --> 00:13:13,553
‫بیا یه کم چای بخور.

156
00:13:13,553 --> 00:13:14,553
‫ممنون.

157
00:13:19,119 --> 00:13:22,235
‫این... گل شبنمِ کمیابه؟

158
00:13:23,535 --> 00:13:24,841
‫از کجا آوردی؟

159
00:13:24,841 --> 00:13:26,735
‫خواب بودی و متوجه نشدی.

160
00:13:26,735 --> 00:13:29,600
‫شاهزاده جن اینو مخصوصاً واسه تو فرستاد.

161
00:13:29,600 --> 00:13:31,815
‫گفت که برای رفعِ الکل خیلی خوبه.

162
00:13:31,815 --> 00:13:34,234
‫وقتی بخوری، حالت بهتر میشه.

163
00:13:34,234 --> 00:13:35,528
‫پدر.

164
00:13:35,528 --> 00:13:41,304
‫از این به بعد هدایای شاهزاده جن رو رَد کنین.

165
00:13:41,304 --> 00:13:45,336
‫اینو هم بهش پَس بدین.

166
00:13:46,376 --> 00:13:48,770
‫برای اجتناب از هرگونه سوء تفاهمه.

167
00:13:48,770 --> 00:13:50,481
‫خواهر این چه کاریه؟

168
00:13:51,958 --> 00:13:53,080
‫متوجهم.

169
00:13:53,080 --> 00:13:58,440
‫لوان فی، به خدمتکارا بگو که
‫هدایای شاهزاده جن رو برگردونن.

170
00:13:58,440 --> 00:14:00,570
‫فقط ازش تشکر کنین.

171
00:14:00,570 --> 00:14:02,404
‫آه فهمیدم!

172
00:14:02,404 --> 00:14:05,033
‫خواهر تو میخوای که برای
‫شاهزاده جن سوءتفاهم نشه.

173
00:14:05,033 --> 00:14:09,644
‫پس جداً قراره همسرِ شاهزاده لینگ بشی؟

174
00:14:09,644 --> 00:14:11,197
‫چرت و پرت نگو.

175
00:14:11,197 --> 00:14:13,057
‫باشه چیزی نمیگم.

176
00:14:13,057 --> 00:14:15,392
‫نگران نباش، به خدمتکارا میگم ترتیبش رو بدن.

177
00:14:15,392 --> 00:14:21,027
‫پدر، فکر کنم دیگه کم کم باید به فکر جهیزیه باشی.

178
00:14:21,027 --> 00:14:22,264
‫ای...

179
00:14:22,264 --> 00:14:23,374
‫بریم.

180
00:14:23,374 --> 00:14:24,813
‫ای بچه ی...

181
00:14:29,725 --> 00:14:31,264
‫چی شده؟

182
00:14:31,264 --> 00:14:34,691
‫درست مثلِ اون رویام شد؟

183
00:14:35,691 --> 00:14:54,913
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

184
00:14:55,913 --> 00:14:59,253
‫سرورم، گل شبنم کمیابی که به عمارت فنگ

185
00:14:59,253 --> 00:15:02,591
‫فرستاده بودین، برگردونده شد.

186
00:15:04,342 --> 00:15:06,143
‫میدونی به دستورِ کی برگردونده شد؟

187
00:15:06,160 --> 00:15:07,520
‫خانه دارِ وزیر گفت...

188
00:15:08,912 --> 00:15:10,825
‫بانو دستورش رو دادن.

189
00:15:17,408 --> 00:15:22,009
‫پس دیگه مصمم شده که
‫بین مون حَدِ فاصل مشخص کنه.

190
00:15:24,567 --> 00:15:26,434
‫اون روز تو قصر نیلوفر آبی...

191
00:15:26,434 --> 00:15:29,884
‫اگه من کسی بودم که در برابر دینگ
‫شوئه ازش دفاع کرد...

192
00:15:31,114 --> 00:15:35,418
‫الآن اوضاع فرق میکرد؟

193
00:15:35,418 --> 00:15:36,683
‫سرورم.

194
00:15:36,683 --> 00:15:38,845
‫بعضی آدما و بعضی چیزا...

195
00:15:38,845 --> 00:15:42,230
‫هرچقدر هم که بخاطرشون تلاش کنین، بی فایده است.

196
00:15:42,230 --> 00:15:44,116
‫همه نقطه ضعفی دارن.

197
00:15:45,587 --> 00:15:47,318
‫هیچکس بی عیب نیست.

198
00:15:53,265 --> 00:15:54,884
‫من دیگه میرم.

199
00:16:01,188 --> 00:16:03,822
‫اون دربرابرم احساسِ گناه میکنه.

200
00:16:05,003 --> 00:16:07,207
‫حالا هم که ارتباطش رو باهام قطع کرده

201
00:16:07,207 --> 00:16:10,644
‫چون نمیخواد خیلی مدیونم باشه.

202
00:16:13,255 --> 00:16:17,567
‫ولی اگه اون بخواد با برادر لینگ باشه

203
00:16:17,567 --> 00:16:22,826
‫من با چه دلیلی میتونم جلوشو بگیرم؟

204
00:16:26,168 --> 00:16:28,803
‫حالا که شاهزاده خانم دو شیا، لینگ رو میخواد

205
00:16:28,803 --> 00:16:31,578
‫اون مطمئناً نمیتونه طبق خواسته اش
‫با چینگ چن ازدواج کنه.

206
00:16:31,578 --> 00:16:38,946
‫اونوقته که من هرکاری میکنم
‫تا چینگ چن رو برگردونم به خودم.

207
00:17:10,825 --> 00:17:12,222
‫بانو.

208
00:17:13,814 --> 00:17:15,432
‫الآن چه وقتیه؟

209
00:17:15,432 --> 00:17:16,916
‫شب و دیروقته.

210
00:17:16,916 --> 00:17:18,861
‫حالتون چطوره؟

211
00:17:20,190 --> 00:17:22,025
‫یه کم آب میخوام.

212
00:17:22,025 --> 00:17:23,069
‫باشه.

213
00:17:24,069 --> 00:17:37,942
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

214
00:17:38,942 --> 00:17:40,428
‫این سوپه برای هوشیار شدن تون.

215
00:17:40,428 --> 00:17:42,086
‫بفرمایین.

216
00:17:47,342 --> 00:17:49,066
‫چرا اینقدر به خودتون فشار میارین؟

217
00:17:49,066 --> 00:17:52,008
‫اگه به سلامتی تون آسیبی وارد بشه، چی؟

218
00:17:52,008 --> 00:17:53,922
‫این یه رقابته.

219
00:17:53,922 --> 00:17:56,196
‫مگه میشه که بهترین تلاشم رو نکنم؟

220
00:17:56,196 --> 00:18:02,175
‫فقط انتظارشو نداشتم که یه زن
‫اهلِ "وی" اینقدر سرسخت باشه.

221
00:18:03,617 --> 00:18:08,209
‫ظاهراً شاهزاده خانم هنوزم
‫قصد ازدواج با شاهزاده لینگ رو دارن.

222
00:18:11,729 --> 00:18:15,775
‫حالا که رقابت به آخر رسیده
‫شاهزاده خانم میخوان چیکار کنن؟

223
00:18:16,989 --> 00:18:18,683
‫اگه به آخر رسیده که من هنوز نباختم.

224
00:18:18,683 --> 00:18:19,951
‫هنوز اُمیدی هست.

225
00:18:19,951 --> 00:18:24,917
‫حالا شاه باید تصمیمِ نهایی رو بگیره.

226
00:18:24,917 --> 00:18:30,057
‫شنیدم امپراطورِ "وی" به یوان لینگ
‫قول داده بود که تصمیم رو خودش بگیره.

227
00:18:31,057 --> 00:18:37,345
‫درسته همچین حرفی بهش زده اما تا
‫وقتی که نتیجه مشخص نشده، هرچیزی ممکنه.

228
00:18:37,345 --> 00:18:41,780
‫به عنوانِ عضوی از آ-چای
‫من به این راحتی تسلیم نمیشم.

229
00:18:41,780 --> 00:18:43,861
‫درست نمیگم؟

230
00:18:43,861 --> 00:18:47,318
‫درگذشته ما حتی از کُشتن
‫راهزنای بیابون ترسی نداشتیم.

231
00:18:47,318 --> 00:18:48,519
‫چرا باید از این بترسم؟

232
00:18:48,519 --> 00:18:52,477
‫راهزنا فقط شمشیر میکِشَن برای همین
‫راحت میشه ترتیبشون رو داد اما "وی"...

233
00:18:57,643 --> 00:19:01,194
‫بانو، باید زودتر بریم خونه.

234
00:19:01,194 --> 00:19:03,457
‫اینجا جای ما نیست.

235
00:19:03,457 --> 00:19:05,256
‫حرفشم نزن!

236
00:19:05,256 --> 00:19:07,969
‫اول میخوام برنده بشم!

237
00:19:07,969 --> 00:19:10,131
‫بانو! نظرتون چیه که

238
00:19:10,131 --> 00:19:13,179
‫بعد از اومدن خبر از قصر
‫تصمیم بگیریم؟

239
00:19:13,179 --> 00:19:14,578
‫باشه؟

240
00:19:15,912 --> 00:19:19,698
‫باید قول بدی به محض اینکه
‫خبری از قصر اومد، بهم بگی.

241
00:19:19,698 --> 00:19:21,164
‫حتماً بهتون خبر میدم.

242
00:19:23,564 --> 00:19:25,045
‫استراحت کنین.

243
00:19:40,756 --> 00:19:41,945
‫پدر.

244
00:19:41,945 --> 00:19:46,414
‫ازتون خواستم به لینگ در
‫انتخاب همسرش کمک کنین.

245
00:19:46,414 --> 00:19:49,384
‫نتیجه اش چی شد؟

246
00:19:49,384 --> 00:19:50,749
‫پدر.

247
00:19:50,749 --> 00:19:54,097
‫طبق نتیجه ی سه دور

248
00:19:54,097 --> 00:19:56,942
‫شاهزاده خانم دو شیا و چینگ پینگ
‫هردو عالی عمل کردن.

249
00:19:56,942 --> 00:20:00,259
‫همسرِ رسمی ــه لینگ
‫باید بینِ این دو انتخاب بشه.

250
00:20:00,259 --> 00:20:04,737
‫طبق رسوماتِ اجدادی مون
‫لینگ همسرش رو خودش انتخاب میکنه.

251
00:20:08,644 --> 00:20:09,644
‫وزیر فنگ.

252
00:20:11,039 --> 00:20:13,926
‫نظرت درباره ی این چیه؟

253
00:20:16,084 --> 00:20:17,246
‫اعلیحضرت.

254
00:20:17,246 --> 00:20:20,288
‫منم انتظارش رو نداشتم که دخترم

255
00:20:20,288 --> 00:20:23,332
‫فنگ چینگ چن به دور نهایی برسه.

256
00:20:23,332 --> 00:20:27,571
‫بهتره که من در این مورد بی طرف باشم.

257
00:20:27,571 --> 00:20:29,759
‫در جایگاه من نیست که راجع بهش نظر بدم.

258
00:20:32,678 --> 00:20:35,821
‫وزیر وی، تو چی؟

259
00:20:37,513 --> 00:20:38,856
‫اعلیحضرت.

260
00:20:38,856 --> 00:20:42,882
‫شاهزاده خانم دو شیا و چینگ پینگ
‫هر دو توانایی های خودشونو دارن.

261
00:20:42,882 --> 00:20:45,340
‫از اونجایی که از رسومات اجدادی
‫به عنوانِ رهنمون استفاده میشه

262
00:20:45,340 --> 00:20:51,877
‫به نظرم بهتره شاهزاده لینگ
‫خودشون تصمیم بگیرن.

263
00:20:53,115 --> 00:20:56,773
‫نظرِ تو چیه وزیر یین؟

264
00:20:59,372 --> 00:21:03,914
‫اعلیحضرت نظرِ من با وزیر فنگ و وی فرق داره.

265
00:21:03,914 --> 00:21:07,881
‫ازدواج با شاهزاده خانم دو شیا
‫بر روی حاکمیت کشور تاثیر میذاره.

266
00:21:07,881 --> 00:21:11,041
‫ایشون چندین ماهه که در کشورِ ما هستن.

267
00:21:11,041 --> 00:21:14,471
‫اما این وصلت هنوز به نتیجه نرسیده.

268
00:21:14,471 --> 00:21:19,559
‫طبقِ اخباری که از مرز رسیده، ارتش
‫لیانگ داره روی آ-چای فشار میاره.

269
00:21:19,559 --> 00:21:21,961
‫هر لحظه ممکنه جنگ صورت بگیره.

270
00:21:21,961 --> 00:21:24,596
‫اگه بیش از این معطل کنیم

271
00:21:24,596 --> 00:21:30,227
‫آ-چای با لیانگ صلح میکنه
‫و هردو باهم علیه ما میشن.

272
00:21:30,227 --> 00:21:35,623
‫که در اینصورت کشور ما
‫از دو طرف مورد حمله قرار میگیره.

273
00:21:35,623 --> 00:21:41,080
‫بنابراین به نظرم اعلیحضرت
‫باید فوراً تصمیم بگیرن.

274
00:21:41,080 --> 00:21:45,089
‫باید فوراً حکمی مبنا بر
‫ازدواج شاهزاده خانم دو شیا

275
00:21:45,089 --> 00:21:48,384
‫با شاهزاده لینگ نوشته بشه تا
‫امنیتِ مرزِ کشور حفظ بشه.

276
00:21:48,384 --> 00:21:50,616
‫اینم حرفیه.

277
00:21:51,823 --> 00:21:54,005
‫اُستاد مو، نظر شما چیه؟

278
00:21:55,074 --> 00:21:56,181
‫اعلیحضرت.

279
00:21:56,181 --> 00:21:57,976
‫من مسئولِ اداره ی نجوم ام و

280
00:21:57,976 --> 00:22:00,574
‫از نظر دادن درباره ی مسائل حکومتی امتناع میکنم.

281
00:22:00,574 --> 00:22:02,609
‫اما چون این به سرنوشتِ کشور مربوط میشه

282
00:22:02,609 --> 00:22:06,463
‫میتونم تاریخ تولد شاهزاده لینگ رو

283
00:22:06,463 --> 00:22:10,317
‫با شاهزاده خانم دو شیا و چینگ پینگ وفق بدم.

284
00:22:10,317 --> 00:22:13,347
‫این به اعلیحضرت کمک میکنه تا تصمیم بگیرن.

285
00:22:17,542 --> 00:22:22,567
‫جن، به نظرت چیکار کنم؟

286
00:22:23,753 --> 00:22:27,480
‫پدر، من فکر میکنم که این گزینش در اصل

287
00:22:27,480 --> 00:22:31,205
‫به خاطر وصلت شاهزاده خانم
‫دو شیا، صورت گرفته.

288
00:22:31,205 --> 00:22:33,989
‫لینگ در تصمیمش دو دل بود.

289
00:22:33,989 --> 00:22:36,328
‫حالا کلی دلیل برای گرفتنِ تصمیمش داره.

290
00:22:36,328 --> 00:22:40,665
‫نگرانم که برادر لینگ تَن به این وصلت نده.

291
00:22:40,665 --> 00:22:42,181
‫خب پس چی؟

292
00:22:42,181 --> 00:22:45,829
‫من باید بذارم هرکار دلش خواست بکنه؟

293
00:22:45,829 --> 00:22:46,871
‫نه.

294
00:22:46,871 --> 00:22:49,474
‫من یه فکری دارم.

295
00:22:49,474 --> 00:22:52,154
‫بزودی تمرین نظامی ــه پاییزی
‫خاندان سلطنتی میرسه.

296
00:22:52,154 --> 00:22:55,369
‫چرا اجازه ندیم شاهزاده خانم
‫دو شیا هم شرکت کنن؟

297
00:22:55,369 --> 00:22:57,942
‫یه بار از ایشون شنیدم که گفتن هر
‫کار میکنن تا توجهات رو جلب کنن.

298
00:22:57,942 --> 00:23:01,269
‫بخاطر تاکتیک های استراتیژیکی

299
00:23:01,269 --> 00:23:04,594
‫و مهارت های رزمی بود
‫که از لینگ خوششون اومد.

300
00:23:04,594 --> 00:23:07,853
‫ولی شاهزاده های زیادی تو "وی" داریم.

301
00:23:07,853 --> 00:23:09,833
‫همه ی ماها پُراستعداد هستیم.

302
00:23:09,833 --> 00:23:12,348
‫چه از لحاظ فکری چه استعداد
‫همه مون عالی هستیم.

303
00:23:12,348 --> 00:23:15,148
‫شاید نیاز نباشه که پدر برای ازدواج، حکمی بدن.

304
00:23:15,148 --> 00:23:18,917
‫درآخر ممکنه شاهزاده خانم دو شیا
‫شاهزاده ی دیگری رو انتخاب کنن.

305
00:23:22,598 --> 00:23:26,991
‫پسرانِ من مطمئناً از بهترین ها هستن.

306
00:23:26,991 --> 00:23:30,385
‫تا وقتی که شاهزاده خانم دو شیا با همه شون

307
00:23:30,385 --> 00:23:33,779
‫آشنایی پیدا کنه، عجله ای در گرفتنِ تصمیم نیست.

308
00:23:34,875 --> 00:23:36,692
‫پدر دانا هستند!

309
00:23:36,692 --> 00:23:38,712
‫اعلیحضرت دانا هستند!

310
00:23:38,712 --> 00:23:40,421
‫حکمم رو ابلاغ کنین.

311
00:23:40,421 --> 00:23:42,864
‫امسال در تمرین نظامی پاییزی خاندان سلطنتی

312
00:23:42,864 --> 00:23:47,467
‫شاهزاده خانم دو شیا، فنگ چینگ چن
‫و یین سای چن مهمانانِ ویژه خواهند بود.

313
00:23:47,467 --> 00:23:50,282
‫ارشد تائو یائو از جادوگران
‫هم آرایش نظامی رو انجام میده.

314
00:23:50,282 --> 00:23:57,210
‫میخوام ببینم پسرانم واقعاً
‫میتونن از "وی" محافظت کنن یا نه.

315
00:24:01,981 --> 00:24:06,544
‫اعلیحضرت حکمی مبنا بر دعوتِ تو
‫شاهزاده خانم دو شیا و یین سای چن

316
00:24:06,544 --> 00:24:09,167
‫در تمرین نظامی ــه پاییزی امسال، دادن.

317
00:24:10,287 --> 00:24:12,147
‫تمرین نظامی ــه پاییزی؟

318
00:24:12,147 --> 00:24:15,181
‫ما که از خاندان سلطنتی نیستیم
‫برای چی دعوت شدیم؟

319
00:24:16,240 --> 00:24:20,246
‫حدسم میگه که به انتخاب همسر
‫برای شاهزاده لینگ مربوطه.

320
00:24:20,246 --> 00:24:23,875
‫حتماً اعلیحضرت میخوان شاهزاده
‫خانم دو شیا برای وصلت

321
00:24:23,875 --> 00:24:26,019
‫با کشورِ ما، شخص دیگری رو انتخاب کنن.

322
00:24:27,147 --> 00:24:28,715
‫تو که از کارکنانِ قصری.

323
00:24:28,715 --> 00:24:31,057
‫از قبل راجع بهش خبر نداشتی؟

324
00:24:31,057 --> 00:24:34,556
‫شاید چون از خانواده ی فنگ هستیم

325
00:24:34,556 --> 00:24:36,970
‫که اعلیحضرت زودتر بهمون خبر نداده.

326
00:24:36,970 --> 00:24:41,484
‫همینطور اون نمیخواد کسی بهش تهمتِ ناعدالتی بزنه.

327
00:24:41,484 --> 00:24:43,326
‫یا شاید...

328
00:24:43,326 --> 00:24:47,761
‫اعلیحضرت پیشنهادِ یه نفر رو پذیرفته
‫و این فکر به سرش زده؟

329
00:24:50,799 --> 00:24:52,700
‫تمرین نظامی کجا برگزار میشه؟

330
00:24:52,700 --> 00:24:54,395
‫امسال خیلی ویژه است.

331
00:24:54,395 --> 00:24:56,211
‫تو جنگل های اسرارآمیز برگزار میشه.

332
00:24:59,473 --> 00:25:00,973
‫[درمانگاه مو یان]

333
00:25:06,869 --> 00:25:08,807
‫چی شده که فوری ازم خواستی بیام؟

334
00:25:10,316 --> 00:25:12,583
‫چرا اینقدر پریشونی؟

335
00:25:12,583 --> 00:25:15,346
‫شنیدم اعلیحضرت حکمی داده که

336
00:25:15,346 --> 00:25:18,165
‫تمرین نظامی در جنگل های اسرارآمیز برگزار بشه.

337
00:25:19,800 --> 00:25:21,224
‫میشه توش شرکت نکنی؟

338
00:25:21,224 --> 00:25:24,798
‫تمرین نظامی بزرگترین رویداد
‫سالانه ی خاندان سلطنتیه.

339
00:25:24,798 --> 00:25:26,202
‫پدر به طور ویژه از تو

340
00:25:26,202 --> 00:25:28,489
‫دو شیا و سای چن خواسته که توش شرکت کنین.

341
00:25:28,489 --> 00:25:31,275
‫نتیجه ی گزینش هم هنوز مشخص نشده.

342
00:25:31,275 --> 00:25:33,536
‫فهمیدنِ دلیلش هم سخت نیست.

343
00:25:33,536 --> 00:25:35,122
‫مگه میشه توش شرکت نکنم؟

344
00:25:35,122 --> 00:25:36,415
‫میدونم.

345
00:25:36,415 --> 00:25:40,280
‫اما بخاطر همینه که میگم نمیخوام شرکت کنی.

346
00:25:41,857 --> 00:25:43,028
‫متوجهم.

347
00:25:43,028 --> 00:25:46,810
‫میترسی که دو شیا جای تو رو به عنوان همسرم بگیره؟

348
00:25:47,983 --> 00:25:49,511
‫مگه میشه؟

349
00:25:50,642 --> 00:25:53,380
‫از اول هم جایگاهِ خودش نبوده
‫چه برسه به اینکه بخواد بگیرَتِش.

350
00:25:53,380 --> 00:25:55,028
‫اینقدر مطمئنی؟

351
00:25:55,028 --> 00:25:56,422
‫خوبه دیگه.

352
00:25:56,422 --> 00:25:57,830
‫پس نگران چی هستی؟

353
00:26:01,494 --> 00:26:05,221
‫یادت میاد وقتی توی مرز بودیم

354
00:26:05,221 --> 00:26:08,220
‫یه رویا دیدم که تو محاصره میشی؟

355
00:26:09,294 --> 00:26:11,075
‫چطور شده که حرفِ اینو میزنی؟

356
00:26:11,075 --> 00:26:14,248
‫بخاطر اینکه هرچی می بینم، به حقیقت میپیونده!

357
00:26:14,248 --> 00:26:15,449
‫دیروز...

358
00:26:17,949 --> 00:26:20,792
‫دیروز دیدم که تو صدمه می بینی.

359
00:26:20,792 --> 00:26:23,540
‫امروز هم راجع به تمرین نظامی شنیدم.

360
00:26:24,998 --> 00:26:26,528
‫گوش کن چینگ چن.

361
00:26:26,528 --> 00:26:29,853
‫همیشه برای اجتناب از خطر که نباید فرار کرد.

362
00:26:29,853 --> 00:26:31,791
‫حتی اگه چیزی که دیدی رُخ بده

363
00:26:31,791 --> 00:26:34,058
‫شاید یه بار بتونی ازش فرار کنی
‫اما ممکنه دوباره اتفاق بیفته.

364
00:26:34,058 --> 00:26:37,497
‫مثلِ قبلاً که دیدی که محاصره میشم.

365
00:26:37,497 --> 00:26:39,500
‫من الآن صحیح و سالم نیستم؟

366
00:26:39,500 --> 00:26:41,336
‫چون اون موقع من باهات بودم!

367
00:26:41,336 --> 00:26:44,448
‫حمله، بهترین دفاعه.
‫(یعنی قبل از اینکه دشمن کاری بکنه،بهش حمله کنی
‫و اون مشغولِ دفاع از خودش بشه تا حمله به تو)

368
00:26:49,627 --> 00:27:09,627
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

369
00:27:14,226 --> 00:27:15,981
‫مزه اش خیلی بَده.

370
00:27:15,981 --> 00:27:17,766
‫چرا بازم برام آوردی؟

371
00:27:17,766 --> 00:27:19,622
‫من دیگه هوشیار شدم.

372
00:27:19,622 --> 00:27:21,664
‫جداً هوشیارین؟

373
00:27:27,603 --> 00:27:29,943
‫یه پیک از طرف قصر برای ابلاغ حکم اومد.

374
00:27:29,943 --> 00:27:32,790
‫شاهزاده خانم چینگ پینگ، بانو یین و من به

375
00:27:32,790 --> 00:27:35,637
‫تمرین نظامی پاییزی دعوت شدیم.

376
00:27:37,777 --> 00:27:40,433
‫چی تو سَرِ امپراطور وی میگذره؟

377
00:27:40,433 --> 00:27:42,439
‫گزینش که تموم شده.

378
00:27:42,439 --> 00:27:44,145
‫ولی نتیجه هنوز مشخص نیست.

379
00:27:45,489 --> 00:27:49,556
‫طبق توافقِ قبلی، تصمیمِ نهایی با شاهزاده لینگ ــه.

380
00:27:49,556 --> 00:27:53,989
‫اما ظاهراً اعلیحضرت نمیخواد اون
‫به این زودیا تصمیم بگیره.

381
00:27:53,989 --> 00:27:56,338
‫حرفاش یکی نیست و همش زیرشون میزنه.

382
00:27:57,345 --> 00:27:59,138
‫موندم این پیشنهادِ کی بوده.

383
00:27:59,138 --> 00:28:01,910
‫اینجوری هم شاهزاده لینگ
‫میتونه تو انتخاب راحت باشه

384
00:28:01,910 --> 00:28:06,221
‫و هم من یه نفر دیگه رو انتخاب کنم
‫تا به کشورمون توهین نشه.

385
00:28:06,221 --> 00:28:08,394
‫دو نشون رو با یه تیر میزنه.

386
00:28:08,394 --> 00:28:11,308
‫شما باید با یکی از "وی" ازدواج کنین؟

387
00:28:12,530 --> 00:28:17,122
‫اگه شاهزاده لینگ نباشه، یعنی شما حاضرین
‫قبول کنین که با شاهزاده ی دیگری ازدواج کنین؟

388
00:28:17,122 --> 00:28:20,086
‫نه، امیدوارم با تمرین نظامی

389
00:28:20,086 --> 00:28:22,721
‫وی رو بهتر بشناسم و

390
00:28:22,721 --> 00:28:25,864
‫به شاهزاده لینگ هم اجازه
‫بدم منو بهتر بشناسه.

391
00:28:25,864 --> 00:28:27,570
‫خوب میشه.

392
00:28:27,570 --> 00:28:28,900
‫علیاحضرت.

393
00:28:30,124 --> 00:28:31,897
‫شما همیشه باید نسبت به بقیه محتاط باشین.

394
00:28:31,897 --> 00:28:35,005
‫برای انجام یه وصلت موانعِ زیادی هست

395
00:28:35,005 --> 00:28:38,134
‫و حالا هم این... تمرین نظامی پاییزی؟

396
00:28:38,134 --> 00:28:40,499
‫کی میدونه چی تو کَلَشونه؟

397
00:28:40,499 --> 00:28:42,740
‫من مخالفِ شرکت در این تمرین ام.

398
00:28:42,740 --> 00:28:45,092
‫اما من درهرصورت دعوت شدم.

399
00:28:45,092 --> 00:28:48,273
‫اگه از این چیزا بترسیم و شرکت نکنیم

400
00:28:48,273 --> 00:28:51,244
‫مردم نمیگن که ما از وی ترسیدیم؟

401
00:28:51,244 --> 00:28:53,045
‫مسخره. ازشون ترسیدیم؟

402
00:28:53,045 --> 00:28:54,667
‫خب حله دیگه.

403
00:28:55,714 --> 00:28:58,096
‫میسوزیم و میسازیم.

404
00:28:58,096 --> 00:28:59,940
‫مگه تو همیشه اینجوری نیستی؟

405
00:28:59,940 --> 00:29:01,292
‫ولی...

406
00:29:01,292 --> 00:29:03,375
‫برو و مقدمات رو انجام بده.

407
00:29:17,219 --> 00:29:19,705
‫برادر، منو میخواستی ببینی؟

408
00:29:19,705 --> 00:29:21,367
‫بیا بشین.

409
00:29:27,290 --> 00:29:29,993
‫تمرین نظامی سالانه بزودی میاد.

410
00:29:29,993 --> 00:29:32,442
‫برای اینکه همه با شوق توش شرکت کنن

411
00:29:32,442 --> 00:29:35,730
‫تصمیم گرفتم همه ی شاهزاده ها
‫رو دعوت کنم تا به تماشای گل ها بشینن.

412
00:29:35,730 --> 00:29:38,459
‫میخوام این کار رو به تو بسپرم.

413
00:29:38,459 --> 00:29:39,898
‫حله!

414
00:29:39,898 --> 00:29:41,960
‫هاو تو هرسال دعوت مون میکنی.

415
00:29:41,960 --> 00:29:43,733
‫واقعاً که برادر بزرگِ دوست داشتنی مون هستی.

416
00:29:44,900 --> 00:29:49,672
‫توی همه چی خوب هستی به جز تعامل با سای چن.

417
00:29:49,672 --> 00:29:52,645
‫همه میدونن چه حسی نسبت بهش داری.

418
00:29:52,645 --> 00:29:55,571
‫ولی خودتو زدی به اون راه.

419
00:29:55,571 --> 00:29:57,811
‫به عنوان برادر بزرگت باید بهت یادآوری کنم

420
00:29:57,811 --> 00:30:01,049
‫که بهتره هرچه زودتر بهش بگی.

421
00:30:01,049 --> 00:30:03,767
‫بالاخره سای چن دخترِ سرپرستِ اعظم "یین" ــه.

422
00:30:03,767 --> 00:30:07,847
‫به جز خاندان سلطنتی، بقیه ی
‫اشراف هم بهش چشم دارن.

423
00:30:07,847 --> 00:30:09,267
‫کاری نکن بعداً پشیمون بشی.

424
00:30:09,267 --> 00:30:11,173
‫میدونم برادر.

425
00:30:12,276 --> 00:30:14,828
‫اگه کمکی میخوای حتماً بیا پیشم.

426
00:30:14,828 --> 00:30:17,458
‫بهتره بعضی چیزا رو خودت انجام ندی

427
00:30:17,458 --> 00:30:19,227
‫و من برات ترتیب شون رو بدم.

428
00:30:19,227 --> 00:30:20,424
‫نگران نباش برادر.

429
00:30:20,424 --> 00:30:23,824
‫اگه کمکی بخوام حتماً بهت میگم.

430
00:30:23,824 --> 00:30:26,092
‫میرم به بقیه ی برادرا خبر بدم.

431
00:30:26,092 --> 00:30:27,203
‫برو.

432
00:30:28,233 --> 00:30:29,233
‫بیا.

433
00:30:30,233 --> 00:30:35,770
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

434
00:30:36,770 --> 00:30:40,011
‫ارشد، اعلیحضرت میخوان الماس ققنوس طلایی

435
00:30:40,011 --> 00:30:43,251
‫رو به عنوان پاداش به برنده ی تمرین نظامی بدن.

436
00:30:43,251 --> 00:30:46,326
‫الماس ققنوس طلایی یکی
‫از اشیاء مقدسِ جادوگرانه.

437
00:30:47,398 --> 00:30:52,839
‫اگه این فرصت رو از دست بدیم،میترسم
‫بعداً برامون سخت باشه که برشگردونیم.

438
00:30:53,888 --> 00:30:56,325
‫من امسال تو تمرین شرکت میکنم.

439
00:30:56,325 --> 00:30:58,208
‫شما هم آرایشش رو میچینین.

440
00:30:58,208 --> 00:31:05,297
‫اگه بتونم کاری کنم که الماس رز جادویی توی
‫آرایش جنگی با الماس ققنوس طلایی واکنش بده

441
00:31:05,297 --> 00:31:09,227
‫شاید بتونم الماس ققنوس رو بگیرم.

442
00:31:10,710 --> 00:31:15,222
‫یه چرخه ی جادویی هست که میتونه
‫دو الماس رو با هم واکنش بده.

443
00:31:15,222 --> 00:31:17,806
‫الماس ققنوس طلایی میتونه زمان و فضا رو بایستونه.

444
00:31:17,806 --> 00:31:19,506
‫اما طبق سوابق تاریخی

445
00:31:19,506 --> 00:31:21,053
‫فقط 3 بار قابل استفاده است.

446
00:31:21,053 --> 00:31:24,717
‫اگه به دستش بیاری باید موقع
‫استفاده ازش مراقب باشی.

447
00:31:24,717 --> 00:31:26,468
‫متوجهم.

448
00:31:27,571 --> 00:31:31,192
‫اما کمی نگرانم.

449
00:31:31,192 --> 00:31:34,528
‫تو یه رویایی دیدم که شاهزاده لینگ محاصره میشه.

450
00:31:34,528 --> 00:31:38,549
‫نگرانم که یکی بخواد از این تمرین سوءاستفاده کنه.

451
00:31:39,698 --> 00:31:41,386
‫چطوری دیدی؟

452
00:31:41,386 --> 00:31:43,730
‫منم تو همین موندم.

453
00:31:43,730 --> 00:31:48,769
‫هربار که شاهزاده لینگ تو خطر
‫می افته، من میتونم قبلش ببینم.

454
00:31:48,769 --> 00:31:52,713
‫این واکنشِ ستاره های دوقلو ــه؟

455
00:31:52,713 --> 00:31:55,040
‫ارشد چیزی به ذهن تون اومد؟

456
00:31:57,714 --> 00:32:00,555
‫اُستاد مو طالعِ تاریخ تولد شاهزاده لینگ رو دیده.

457
00:32:00,555 --> 00:32:05,133
‫شاهزاده لینگ مقدر شده که امپراطور بشه.

458
00:32:05,133 --> 00:32:07,854
‫اما با توجه به اوضاعِ سیاسی فعلی

459
00:32:07,854 --> 00:32:13,134
‫اگه ایشون امپراطور بشن
‫هرج و مرج و درگیری های زیادی رُخ میده.

460
00:32:14,994 --> 00:32:17,614
‫اگرچه اسمِ جادوگران پاک شد

461
00:32:17,614 --> 00:32:22,180
‫هنوزم باید محتاط باشیم چون
‫اعلیحضرت جادوگران رو یک تهدید میدونن.

462
00:32:22,180 --> 00:32:28,536
‫اگه موردِ اضطراری ای پیش بیاد میتونیم از
‫.درون و بیرونِ چرخه ی جادویی، همکاری کنیم

463
00:32:28,536 --> 00:32:30,993
‫شاید بتونیم جلویِ یه بحرانِ احتمالی رو بگیریم.

464
00:32:32,965 --> 00:32:35,275
‫اون مجبور شد به اشتباهش اعتراف کنه.

465
00:32:35,275 --> 00:32:39,827
‫به عنوان یه امپراطور، به این
‫راحتی از این قضیه نمیگذره.

466
00:32:40,901 --> 00:32:44,278
‫تصمیم گرفتم تا وقتی که این جریان رفع بشه

467
00:32:44,278 --> 00:32:47,660
‫هویتم رو به عنوان یه ساحره مخفی نگه دارم.

468
00:32:50,266 --> 00:32:51,752
‫بهترین کار همینه.

469
00:33:00,878 --> 00:33:03,375
‫چه ی احمق، یه کم غذا بخور.

470
00:33:04,901 --> 00:33:08,003
‫نگران نباش، سای چن انتخاب نمیشه.

471
00:33:08,003 --> 00:33:09,486
‫چطور میتونم نگران نباشم؟

472
00:33:09,486 --> 00:33:10,673
‫بیا یه کم از این بخور.

473
00:33:10,673 --> 00:33:12,642
‫خیلی خوشمزه است.

474
00:33:14,339 --> 00:33:15,569
‫برادر.

475
00:33:16,569 --> 00:33:20,938
‫شنیدم به پدر پیشنهاد دادی شاهزاده
‫خانم دو شیا رو به تمرین نظامی

476
00:33:20,938 --> 00:33:23,454
‫دعوت کنه تا اون بی خیالِ لینگ
‫بشه و یکی دیگه رو انتخاب کنه، درسته؟

477
00:33:23,454 --> 00:33:26,338
‫دوست داری اون کی رو انتخاب کنه؟

478
00:33:26,338 --> 00:33:29,788
‫نکنه تو میخوای دامادِ آ-چای بشی؟

479
00:33:29,788 --> 00:33:31,650
‫برادر، شوخی خنده داری بود.

480
00:33:31,650 --> 00:33:35,592
‫کیه که ندونه تصمیمِ نهایی ــه لینگ چیه؟

481
00:33:35,592 --> 00:33:39,093
‫اما وصلتِ بین ما و آ-چای هم چیزِ کوچیکی نیست.

482
00:33:39,093 --> 00:33:41,358
‫این موضوع برای پدر هم خیلی مهمه.

483
00:33:41,358 --> 00:33:44,242
‫اجازه نمیده که هرکی هرتصمیمی خواست بگیره.

484
00:33:44,242 --> 00:33:46,868
‫جن تو راحت میتونی با دو شیا ازدواج کنی.

485
00:33:46,868 --> 00:33:48,794
‫نه تنها کارِ لینگ آسونتر،

486
00:33:48,794 --> 00:33:51,676
‫بلکه مشکلِ پدر هم برطرف میشه.

487
00:33:51,676 --> 00:33:53,075
‫همه چی به خوبی و خوشی تموم میشه.

488
00:33:54,762 --> 00:33:57,692
‫برادر! به نظرِ من

489
00:33:57,692 --> 00:34:01,325
‫شاهزاده خانم دو شیا تقریباً
‫هم سنِ توئه و خیلی هم خوشکله.

490
00:34:01,325 --> 00:34:03,468
‫جن که یه همسر صیغه ای داره.

491
00:34:03,468 --> 00:34:06,509
‫اما تو، بانو شیان وو چند وقتی میشه که فوت کرده.

492
00:34:06,509 --> 00:34:10,766
‫چرا به پدر نگیم که تو رو برای دو شیا
‫انتخاب کنه و همه چی به خوبی تموم بشه؟

493
00:34:10,766 --> 00:34:11,853
‫چی گفتی؟

494
00:34:11,853 --> 00:34:13,036
‫برادر!

495
00:34:13,036 --> 00:34:14,648
‫چرت و پرت نگو.

496
00:34:14,648 --> 00:34:15,934
‫برادر!

497
00:34:15,934 --> 00:34:17,914
‫برادر چرا زود عصبی میشی؟

498
00:34:17,914 --> 00:34:20,902
‫زن برادرم شیان وو شاید مشکلی
‫با ازدواجت نداشته باشه.

499
00:34:20,902 --> 00:34:22,338
‫جرئت داری دوباره بگو!

500
00:34:22,338 --> 00:34:23,693
‫برادر! برادر!

501
00:34:23,693 --> 00:34:25,219
‫برادر لی همیشه اینجوریه.

502
00:34:25,219 --> 00:34:28,217
‫خودت که بهتر میدونی پس چرا ناراحت میشی؟

503
00:34:28,217 --> 00:34:30,166
‫تو داری به شیان وو بی احترامی میکنی!

504
00:34:30,166 --> 00:34:31,222
‫کِی اینکارو کردم؟

505
00:34:31,222 --> 00:34:33,414
‫فقط حرفم رو رُک زدم.

506
00:34:33,414 --> 00:34:35,070
‫یعنی منظوری نداشتی؟ ای...

507
00:34:36,070 --> 00:34:37,228
‫برادر!

508
00:34:37,228 --> 00:34:39,036
‫محلش نذار.

509
00:34:39,036 --> 00:34:41,081
‫نذار این قضیه باعث اختلاف بین مون بشه.

510
00:34:42,090 --> 00:34:43,315
‫برادر ولش کن.

511
00:34:43,315 --> 00:34:45,001
‫خیلی خب پس جلوی منو نگیر!

512
00:34:46,103 --> 00:34:47,536
‫بذار یه درس بهش بدم!

513
00:34:47,536 --> 00:34:49,063
‫کافیه!

514
00:34:50,000 --> 00:34:51,019
‫شرم آوره!

515
00:34:52,317 --> 00:34:53,509
‫ما همگی برادریم!

516
00:34:53,509 --> 00:34:56,362
‫چرا سرِ یه حرف به هم دیگه میپَرید؟

517
00:34:56,362 --> 00:34:58,762
‫برادر هنوزم ازشون دفاع میکنی؟

518
00:34:58,762 --> 00:35:01,315
‫تو دوتاشونو لوس کردی!

519
00:35:01,315 --> 00:35:03,255
‫دیگه از کنترل خارج شدن!

520
00:35:03,255 --> 00:35:05,302
‫باید امروز ادب شون کنم!

521
00:35:05,302 --> 00:35:06,302
‫ای...

522
00:35:06,302 --> 00:35:07,679
‫برادر! برادر!

523
00:35:07,679 --> 00:35:08,900
‫- برادر!
‫- جلومو نگیر!

524
00:35:08,900 --> 00:35:09,900
‫دعوا نکنین!

525
00:35:09,900 --> 00:35:11,860
‫- منظورت چیه؟
‫- ولم کن!

526
00:35:11,860 --> 00:35:13,992
‫برادر ولش کن! بذار بیاد!

527
00:35:13,992 --> 00:35:16,016
‫- برادر بسه!
‫- امروز حرفم رو میزنم!

528
00:35:16,016 --> 00:35:17,077
‫بسه دیگه!

529
00:35:17,077 --> 00:35:18,657
‫- بیا بینم
‫- ولم کن

530
00:35:18,657 --> 00:35:19,938
‫- بسه دیگه
‫- آروم باشین

531
00:35:19,938 --> 00:35:21,090
‫منظورت چیه؟

532
00:35:21,730 --> 00:35:23,360
‫- ای...
‫- حسابتو میرسم!

533
00:35:23,360 --> 00:35:25,458
‫باید به اشتباهش اعتراف کنه!

534
00:35:26,851 --> 00:35:28,128
‫چیکار میکنین؟

535
00:35:29,846 --> 00:35:49,846
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

536
00:35:55,489 --> 00:35:57,135
‫کی دعوا رو شروع کرد؟

537
00:36:04,192 --> 00:36:06,222
‫ازتون یه سوال پرسیدم!

538
00:36:10,320 --> 00:36:12,110
‫ولیعهد.

539
00:36:12,110 --> 00:36:13,793
‫تو بگو.

540
00:36:13,793 --> 00:36:17,978
‫پدر، من به عنوان برادر بزرگتر
‫نتونستم اُلگوی خوبی باشم.

541
00:36:17,978 --> 00:36:19,552
‫من پدر رو ناامید کردم.

542
00:36:19,552 --> 00:36:20,880
‫منو مجازات کنید.

543
00:36:22,072 --> 00:36:23,639
‫نمیگی؟

544
00:36:25,710 --> 00:36:28,577
‫لینگ، تو بگو.

545
00:36:29,869 --> 00:36:30,869
‫پدر...

546
00:36:33,306 --> 00:36:35,635
‫ما رفتار نامناسبی داشتیم.

547
00:36:35,635 --> 00:36:37,681
‫خودمونو کنترل نکردیم.

548
00:36:37,681 --> 00:36:40,097
‫پدر لطفاً مجازات مون کنین.

549
00:36:41,590 --> 00:36:42,889
‫رفتار نامناسبی داشتین؟

550
00:36:42,889 --> 00:36:45,523
‫اصلاً میدونین رفتار مناسب چجوریه؟

551
00:36:45,523 --> 00:36:47,666
‫در حضور مردم هم اینجوری دعوا میکنین؟

552
00:36:47,666 --> 00:36:50,518
‫شما خاندان سلطنتی رو شرمنده کردین!

553
00:36:50,518 --> 00:36:56,454
‫حالا که اینقدر انرژی دارین
‫چرا نمیذارینش واسه تمرین نظامی؟

554
00:36:57,701 --> 00:36:59,605
‫ما اشتباه کردیم!

555
00:37:02,599 --> 00:37:06,567
‫همتون عشق برادری تونو جلو چشام نشون دادین!

556
00:37:07,878 --> 00:37:11,664
‫خیلی خب، حالا که هیچکدومتون نمیگین چی شده

557
00:37:11,664 --> 00:37:16,411
‫همتون 10 تا ضربه با چوب میخورین.

558
00:37:16,411 --> 00:37:17,902
‫چشم پدر.

559
00:37:41,527 --> 00:37:43,139
‫نمیخواین شروع کنین؟

560
00:37:43,753 --> 00:37:46,242
‫جانگ شو! منتظر چی هستی؟

561
00:37:46,242 --> 00:37:47,563
‫سرورم!

562
00:37:47,563 --> 00:37:51,914
‫اگه شروع نکنی، تو هم مجازات میشی.

563
00:37:53,137 --> 00:37:56,228
‫منو ببخشید سرورانِ من.

564
00:38:17,148 --> 00:38:20,505
‫کاش به پدر میگفتم چی شد!

565
00:38:20,505 --> 00:38:22,360
‫اگه جرئت داری بگو!

566
00:38:22,360 --> 00:38:25,358
‫اونوقت حسابتو میرسم!

567
00:38:39,280 --> 00:38:40,628
‫چه ی احمق، آروم تر!

568
00:38:40,628 --> 00:38:42,369
‫خیلی درد میکنه!

569
00:38:47,414 --> 00:38:48,621
‫حالا بهتری؟

570
00:38:48,621 --> 00:38:50,344
‫آره بهتر شد.

571
00:38:50,344 --> 00:38:51,873
‫زودباش بلند شو.

572
00:38:51,873 --> 00:38:53,664
‫- کمکم کن منم بزنم به خودم.
‫- محاله.

573
00:38:53,664 --> 00:38:55,320
‫محاله؟

574
00:38:56,663 --> 00:38:57,907
‫محاله؟

575
00:38:57,907 --> 00:38:59,463
‫بلند شو و بزن به کمرم.

576
00:39:01,463 --> 00:39:02,126
‫باشه.

577
00:39:03,126 --> 00:39:03,971
‫زودباش!

578
00:39:11,411 --> 00:39:13,282
‫- اینجا
‫- تحمل کن.

579
00:39:13,282 --> 00:39:14,391
‫اینجا.

580
00:39:18,608 --> 00:39:20,347
‫ساکت! چرا اینقدر بلند داد زدی؟

581
00:39:20,347 --> 00:39:21,626
‫درد میکنه...

582
00:39:21,626 --> 00:39:23,039
‫چیه؟

583
00:39:24,411 --> 00:39:25,545
‫نشستی رویِ من!

584
00:39:25,545 --> 00:39:26,675
‫متاسفم!

585
00:39:39,378 --> 00:39:40,585
‫درود بر اُستاد.

586
00:39:40,585 --> 00:39:44,884
‫تمرین نظامی فردا توی جنگل
‫های اسرارآمیز برگزار میشه.

587
00:39:44,884 --> 00:39:46,498
‫میدونی که باید چیکار کنی.

588
00:39:46,498 --> 00:39:50,336
‫طبق فرمایشِ شما مقدمات رو انجام دادم.

589
00:39:50,336 --> 00:39:53,248
‫چیزِ دیگه ای هم هست؟

590
00:39:56,590 --> 00:39:59,822
‫خوبه، باید مطمئن بشی که
‫همه چی طبق نقشه پیش بره.

591
00:39:59,822 --> 00:40:03,353
‫چند نفر هستن که نباید زنده بمونن.

592
00:40:03,353 --> 00:40:04,487
‫متوجهم.

593
00:40:04,487 --> 00:40:06,510
‫خیالتون راحت اُستاد.

594
00:40:21,940 --> 00:40:23,023
‫کیه؟

595
00:40:28,771 --> 00:40:30,268
‫سای چن؟

596
00:40:32,570 --> 00:40:33,827
‫لینگ کجاست؟

597
00:40:33,827 --> 00:40:35,525
‫اون کار داره.

598
00:40:35,525 --> 00:40:39,534
‫این وقتِ شب اینجا چیکار میکنی؟

599
00:40:40,916 --> 00:40:43,664
‫نه. امشب اومدم تو رو ببینم.

600
00:40:43,664 --> 00:40:46,358
‫تو... اومدی منو ببینی؟

601
00:40:47,719 --> 00:40:51,675
‫شنیدم امروز تو و بقیه کتک خوردین!

602
00:40:51,675 --> 00:40:53,103
‫الآن بهتری؟

603
00:40:55,347 --> 00:40:56,702
‫خوب شدم.

604
00:40:57,737 --> 00:40:58,849
‫خوبه.

605
00:40:58,849 --> 00:41:01,047
فردا روز تمرینه

606
00:41:01,047 --> 00:41:02,681
دلم آروم نمی‌گرفت

607
00:41:02,681 --> 00:41:06,384
خواستم، یه چیزیو خصوصی بهت بگم

608
00:41:08,539 --> 00:41:12,873
اینکه می‌خوای، خصوصی بگی چیه؟

609
00:41:13,981 --> 00:41:17,139
...راستش، می‌خواستم بگم

610
00:41:25,385 --> 00:41:26,498
‫سای چن!

611
00:41:26,498 --> 00:41:28,545
...این کارت، آخه

612
00:41:29,000 --> 00:41:31,398
وقتیکه سای چن چیزیو دلش بخواد

613
00:41:31,398 --> 00:41:33,474
هیچکس نمی‌تونه مانعش بشه

614
00:41:33,498 --> 00:41:48,498
ارائه ای مشترک از تیم های کره فا-پرچینا-سون دی ال

615
00:41:58,600 --> 00:42:03,790
♪  گل سرخ رنگی در دنیا گم گشته  ♪

616
00:42:04,465 --> 00:42:09,314
♪  اهمیت ندارد  ♪
♪  که باد آنرا به کدامین سو میکشد  ♪

617
00:42:10,345 --> 00:42:15,813
♪  تنها زمانی به یاد آورده می شود  ♪
♪  که تابستان سر رسیده است  ♪

618
00:42:16,561 --> 00:42:21,782
♪  اما سرما  ♪
♪  گل ها را از پای در آورده است  ♪

619
00:42:22,054 --> 00:42:27,998
♪  عشقی که بدان امیدی نیست  ♪
♪  بیرحم خواهد بود  ♪

620
00:42:28,205 --> 00:42:33,252
♪  تصمیمم بر این است که عمرم را  ♪
♪  صرف دیگران کنم  ♪

621
00:42:34,030 --> 00:42:39,932
♪  اما وقتی به عقب می نگرم  ♪
♪  تورا میبینم که اشک هایت را مخفی میکنی  ♪

622
00:42:40,570 --> 00:42:45,363
♪  دیدنش بسیار درد آور است  ♪

623
00:42:46,641 --> 00:42:52,028
♪  ما به واسطه ی خاطرات مشترک خود  ♪
♪  به یاد یکدیگریم  ♪

624
00:42:52,522 --> 00:42:57,617
♪  از آنجایی که دلباختگی  ♪
♪  همیشه بسیار درخشان است  ♪

625
00:42:58,095 --> 00:43:04,015
♪  اما جهان در مشکلات فراوانی  ♪
♪  فرو رفته است  ♪

626
00:43:04,102 --> 00:43:10,324
♪  چگونه میتوانم فقط بایستم و تماشا کنم؟  ♪

627
00:43:10,546 --> 00:43:15,967
♪  عهد های ابدی بسیار سست میشوند  ♪

628
00:43:16,535 --> 00:43:22,081
♪  عشق های ابدی همچنان پا برجا می مانند  ♪

629
00:43:22,388 --> 00:43:27,625
♪  منتظر می مانم تا زمانی که  ♪
♪  نظم به هستی بازگردد  ♪

630
00:43:27,771 --> 00:43:34,041
♪  تا در نهایت طلب خوشبختی با تو را کنم  ♪

631
00:43:34,217 --> 00:43:39,979
♪  منتظر می مانم تا زمانی که  ♪
♪  نظم به هستی بازگردد  ♪

632
00:43:40,025 --> 00:43:48,975
♪  تا در نهایت طلب خوشبختی با تو را کنم  ♪

633
00:43:50,198 --> 00:43:55,729
♪  گل سرخ رنگی در دنیا گم گشته  ♪

634
00:43:56,322 --> 00:44:03,487
♪  اهمیت ندارد  ♪
♪  که باد آنرا به کدامین سو میکشد  ♪
