﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

2
00:01:34,200 --> 00:01:39,677
‫[عشق گم شده در زمان]

3
00:01:39,677 --> 00:01:41,200
‫[قسمت نهم]

4
00:01:44,466 --> 00:01:46,067
‫بخورین!

5
00:01:46,067 --> 00:01:47,996
‫خوب بخورین!

6
00:01:49,309 --> 00:01:50,603
‫پُرش کن!

7
00:01:50,603 --> 00:01:52,395
‫بیشتر بریز!

8
00:01:55,344 --> 00:01:56,433
‫بخورین.

9
00:01:56,647 --> 00:01:59,228
‫یوان لینگ...

10
00:01:59,228 --> 00:02:01,240
‫کی فکرشو میکرد؟

11
00:02:06,118 --> 00:02:07,243
‫بیشتر بریز.

12
00:02:07,243 --> 00:02:08,769
‫پُرش کن.

13
00:02:08,769 --> 00:02:09,936
‫بیشتر بریز.

14
00:02:15,035 --> 00:02:17,877
‫سرورم، با این زن چیکار کنیم؟

15
00:02:17,877 --> 00:02:21,290
‫حالا که شاهزاده لینگ مُرده
‫اون دیگه به دردمون نمیخوره.

16
00:02:21,290 --> 00:02:22,894
‫- ببرینش و سرش رو بزنین.
‫- چشم!

17
00:02:22,894 --> 00:02:23,939
‫صبر کنین!

18
00:02:23,939 --> 00:02:26,867
‫درسته شاهزاده لینگ مُرده
‫ولی ارتش زره پوش سیاه که هنوز هست.

19
00:02:26,867 --> 00:02:28,760
‫من سال ها با شاهزاده لینگ بودم.

20
00:02:28,760 --> 00:02:32,022
‫شما نمیخواین بدونین که ارتشش
‫رو چجوری مدیریت میکرد؟

21
00:02:32,022 --> 00:02:33,683
‫دیگه اهمیتی هم داره؟

22
00:02:33,683 --> 00:02:35,192
‫اون دیگه یه جنازه شده.

23
00:02:35,192 --> 00:02:38,058
‫کاری نمیتونه بکنه.

24
00:02:38,058 --> 00:02:42,151
‫شما فراموش کردین شاهزاده لینگ
‫تنها کسی نیست که

25
00:02:42,151 --> 00:02:43,970
‫فرماندهی ارتش زره پوش رو داره؟

26
00:02:43,970 --> 00:02:46,516
‫اگه میخواین کُلِ ارتش زره پوش رو نابود کنین

27
00:02:46,516 --> 00:02:50,571
‫و هیچی ازش باقی نگذارین، پس باید
‫به فکرِ شاهزاده "چه" هم باشین.

28
00:02:51,827 --> 00:02:53,506
‫شاهزاده لینگ دیگه مُرده.

29
00:02:53,506 --> 00:02:57,446
‫ارتش زره پوش سیاه دیگه یه مُشت خاکه.

30
00:02:59,737 --> 00:03:04,968
‫فکر میکنی من نمیتونم با نیرو هام، شکست شون بدم؟

31
00:03:04,968 --> 00:03:09,296
‫شاهزاده خاطرشون هست که
‫سال پیش ارتشِ صد هزار نفره ی لیانگ

32
00:03:09,296 --> 00:03:12,412
‫ارتش دَه هزار نفره ی زره پوش رو محاصره کردن
‫و با این وجود اونا راحت محاصره رو شکستن؟

33
00:03:12,412 --> 00:03:14,827
‫اون موقع، شاهزاده لینگ تو ارتش نبود.

34
00:03:14,827 --> 00:03:19,175
‫شاهزاده چه و همینطور آرایش تاکتیکی ــه
‫منحصر به فردشون بهشون کمک کرد.

35
00:03:20,833 --> 00:03:22,481
‫آرایش تاکتیکی؟

36
00:03:23,492 --> 00:03:26,695
‫اگه شاهزاده بهم رحم کنن
‫من حاضرم هرچی از

37
00:03:26,695 --> 00:03:30,404
‫آرایش تاکتیکی یادمه رو بهتون بگم.

38
00:03:34,827 --> 00:03:37,937
‫واقعاً که بُزدلی.

39
00:03:40,790 --> 00:03:47,109
‫اگه شاهزاده لینگ بفهمه که بهش خیانت کردی
‫روحش در آرامش نخواهد بود.

40
00:03:51,286 --> 00:03:52,347
‫نگهبانا!

41
00:03:53,665 --> 00:03:54,756
‫شاهزاده.

42
00:03:54,756 --> 00:03:56,671
‫- ببرینش به اتاق!
‫- چشم!

43
00:04:01,042 --> 00:04:02,224
‫راه بیفت!

44
00:04:10,957 --> 00:04:12,754
‫شرابِ بیشتر بریز.

45
00:04:12,754 --> 00:04:14,298
‫پُرش کن.

46
00:04:14,298 --> 00:04:15,529
‫بیشتر بریز.

47
00:05:07,337 --> 00:05:09,981
‫حیله ی مَرگ و به وجود آمدنِ فرصت.

48
00:05:09,981 --> 00:05:12,777
‫یوان لینگ همیشه استراتژی
‫های استثنایی ای طرح میکنه.

49
00:05:12,777 --> 00:05:16,276
‫اگه کمکش کنم که شائو جی رو نابود کنه
‫عالی میشه.

50
00:05:22,342 --> 00:05:25,534
‫چه خبر از کشیدنِ آرایش تاکتیکی؟

51
00:05:26,762 --> 00:05:29,195
‫نقشه ی آرایش رو طبق چیزی
‫که یادم بود، کِشیدم.

52
00:05:29,195 --> 00:05:30,594
‫یه نگاه بندازین.

53
00:05:36,142 --> 00:05:38,200
‫این دیگه چیه؟

54
00:05:38,200 --> 00:05:40,944
‫این آرایش تاکتیکی چجوریه؟

55
00:05:40,944 --> 00:05:42,704
‫شاهزاده حتماً نمیدونن که

56
00:05:42,704 --> 00:05:45,235
‫ارتش زره پوش سیاه
‫به دو گروه تقسیم میشه.

57
00:05:45,235 --> 00:05:47,274
‫اولی برای به تله کشوندنِ دشمنه.

58
00:05:47,274 --> 00:05:49,639
‫دومی هم برای کُشتن دشمن به صورت مخفیانه.

59
00:05:51,522 --> 00:05:52,760
‫خیلی خب!

60
00:05:52,760 --> 00:05:55,592
‫پس منم از استراتژی خودشون استفاده میکنم!

61
00:07:08,305 --> 00:07:12,445
‫فکر میکنی میتونی گولم بزنی؟

62
00:07:12,445 --> 00:07:16,248
‫عمداً اینکارو کردم که ببینم میخوای چیکار کنی.

63
00:07:16,248 --> 00:07:20,771
‫حالا... دوست داری چجوری بمیری؟

64
00:07:22,425 --> 00:07:25,798
‫اون نقشه ی آرایش که کشیدم
‫آغشته به یه سَمِ کُشنده بود.

65
00:07:25,798 --> 00:07:29,226
‫اگه منو بُکُشی، تو هم زنده نمیمونی.

66
00:07:30,765 --> 00:07:32,637
‫بیخودی خودتو خسته نکن.

67
00:07:32,637 --> 00:07:37,719
‫تو اینجا حبس بودی، از کجا میتونستی سَم گیر بیاری؟

68
00:07:37,719 --> 00:07:39,142
‫سَم تو بدنم جریان داره.

69
00:07:39,142 --> 00:07:42,664
‫جونِ شما الآن تو دستای منه.

70
00:07:42,664 --> 00:07:45,252
‫پس میخوای جونِ منو بگیری؟

71
00:07:46,825 --> 00:07:49,223
‫عمراً

72
00:07:52,844 --> 00:07:53,878
‫تو!

73
00:07:55,194 --> 00:07:59,120
‫بازم، فکر نمیکنم کسی تو لیانگ نتونه منو درمان کنه.

74
00:08:00,094 --> 00:08:04,000
‫برو و به یوان لینگ ات ملحق شو!

75
00:08:05,000 --> 00:08:15,363
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

76
00:08:16,363 --> 00:08:17,368
‫این...

77
00:08:18,663 --> 00:08:20,380
‫این تقاصِ کاری بود که کردی.

78
00:08:23,675 --> 00:08:25,293
‫یوان لینگ؟

79
00:08:26,877 --> 00:08:29,103
‫دو سال پیش بهت گفتم.

80
00:08:29,103 --> 00:08:32,594
‫اگه جرئت کنی دوباره پات رو تو قلمروی "وی" بذاری

81
00:08:32,594 --> 00:08:35,565
‫خودم شخصاً میکُشمت.

82
00:08:35,565 --> 00:08:37,464
‫من رو حرفم وایمیستم.

83
00:08:38,725 --> 00:08:40,246
‫چطور ممکنه؟

84
00:08:40,246 --> 00:08:43,455
‫تو کُشته شدی و جسدت اونجاست!

85
00:08:44,998 --> 00:08:46,193
‫چطور ممکنه؟

86
00:08:47,474 --> 00:08:48,709
‫اونی که تو کُشتی...

87
00:08:49,974 --> 00:08:52,311
‫بَدَلِ من بود.

88
00:08:56,467 --> 00:08:59,313
‫یادم رفت بهتون بگم که...

89
00:08:59,313 --> 00:09:01,393
‫من یه ساحره هستم.

90
00:09:01,393 --> 00:09:03,983
‫من با گردِ پروانه ی طلایی ام یه نامه نوشتم.

91
00:09:03,983 --> 00:09:08,710
‫وقتی نامه روی آتیش گرفته بشه
‫یه نقشه ظاهر میشه.

92
00:09:08,710 --> 00:09:10,651
‫شاهزاده متوجه نشدن که

93
00:09:10,651 --> 00:09:13,643
‫من بخاطر این، خواستم یه نامه بنویسم.

94
00:09:32,916 --> 00:09:36,063
‫یوان لینگ، هرکجا که باشی

95
00:09:36,063 --> 00:09:39,171
‫هیچ وقت منو نااُمید نمیکنی.

96
00:09:41,382 --> 00:09:42,658
‫خانم!

97
00:09:42,658 --> 00:09:44,181
‫خانم!

98
00:10:03,546 --> 00:10:04,735
‫چیه؟

99
00:10:04,735 --> 00:10:06,701
‫ما تو مرگ و زندگی با همیم.

100
00:10:06,701 --> 00:10:08,360
‫میترسی که مسموم باشه؟

101
00:10:11,219 --> 00:10:16,627
‫شاهزاده لینگ شخصاً اومدن منو
‫از دست سربازانِ لیانگ نجات دادن.

102
00:10:16,627 --> 00:10:20,629
‫به نظر میاد این عهد به یه دردی خورده.

103
00:10:37,742 --> 00:10:39,289
‫[بقا]

104
00:10:43,081 --> 00:10:44,501
‫درباره ات اشتباه میکردم.

105
00:10:44,501 --> 00:10:46,378
‫متاسفم.

106
00:10:47,882 --> 00:10:49,603
‫مشکلی نیست.

107
00:10:49,603 --> 00:10:52,097
‫شما هم از اتهام زدنِ به من نفعی نبُردین.

108
00:10:53,307 --> 00:10:56,884
‫برای همین، دیگه مساوی شدیم.

109
00:10:56,884 --> 00:10:58,376
‫آره.

110
00:11:00,080 --> 00:11:02,142
‫خب برنامه ی بعدی تون چیه؟

111
00:11:03,425 --> 00:11:04,988
‫ما حالا در مرگ و زندگی شریکیم.

112
00:11:04,988 --> 00:11:06,768
‫چه خوشتون بیاد چه نیاد

113
00:11:06,768 --> 00:11:09,041
‫باید منو با خودتون ببرین.

114
00:11:10,610 --> 00:11:12,810
‫اگه کنارت نباشم، چی؟

115
00:11:15,539 --> 00:11:17,032
‫بیا یه کار کنیم.

116
00:11:17,032 --> 00:11:20,906
‫هروقت به خطر اُفتادی
‫انگشتت رو گاز بگیر.

117
00:11:20,906 --> 00:11:22,412
‫منم میفهمم.

118
00:11:33,599 --> 00:11:34,873
‫دیوونه.

119
00:11:35,873 --> 00:11:41,589
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

120
00:11:42,589 --> 00:11:44,430
‫هروقت دلم برات تنگ میشه...

121
00:11:46,210 --> 00:11:48,549
‫چجوری باید بهت بفهمونم؟

122
00:11:51,461 --> 00:11:53,485
‫در مرگ و زندگی شریکیم...

123
00:11:55,001 --> 00:11:58,037
‫اما نمیتونم بذارم علاقه ای که بهت دارم رو بفهمی.

124
00:13:12,368 --> 00:13:14,267
‫هیچ راهِ فراری نیست!

125
00:13:14,267 --> 00:13:16,127
‫بهتره تسلیم بشین!

126
00:13:16,127 --> 00:13:19,286
‫ببرینشون و به خوبی ازشون بازجویی کنین.

127
00:13:19,286 --> 00:13:20,722
‫ته و توشون رو دربیارین.

128
00:13:22,542 --> 00:13:24,099
‫لی لین! نذار خودشو بُکُشه!

129
00:13:37,235 --> 00:13:38,455
‫برادر!

130
00:13:38,455 --> 00:13:40,099
‫[شائو شو، شاهزاده ی لیانگ]

131
00:13:40,099 --> 00:13:41,556
‫برادر!

132
00:13:50,257 --> 00:13:51,897
‫لعنت به تو یوان لینگ!

133
00:13:51,897 --> 00:13:54,685
‫برادرم رو کُشتی...

134
00:13:58,954 --> 00:14:00,799
‫گروه پیشتازمون کاملاً نابود شدن.

135
00:14:00,799 --> 00:14:03,089
‫با این وجود اومدین پیشِ من؟

136
00:14:03,089 --> 00:14:04,426
‫شاهزاده.

137
00:14:04,426 --> 00:14:07,714
‫افرادِ یوان لینگ، اردوگاهمون رو آتیش زدن.

138
00:14:07,714 --> 00:14:10,772
‫هیچکدومشون اثری ازشون باقی نموند.

139
00:14:12,661 --> 00:14:14,001
‫- چه شیانگ!
‫- بله!

140
00:14:14,001 --> 00:14:15,196
‫دستورم رو اجرا کن.

141
00:14:15,196 --> 00:14:18,829
‫به افرادی که تو "وی" کار گذاشتیم
‫بگو که آماده باشن.

142
00:14:18,829 --> 00:14:20,546
‫- منتظرِ دستورم باش!
‫- چشم!

143
00:14:35,989 --> 00:14:37,467
‫یوان لینگ...

144
00:14:38,549 --> 00:14:41,873
‫تا وقتی نکشمش راحت نمیشم!

145
00:14:43,864 --> 00:14:46,182
‫اگه از گذرگاه رود سفید به عنوان خط جدا کننده

146
00:14:46,182 --> 00:14:49,802
‫برای گسترش چندین هزار کیلومتری
‫مرزِ "وی" در جنوب استفاده کنیم...

147
00:14:49,802 --> 00:14:53,432
‫اعلیحضرت مطمئناً خوششون خواهد اومد.

148
00:14:53,432 --> 00:14:58,717
‫اونوقت شاهزاده میتونن با این دستاورد
‫شان خودشونو بالا ببرن

149
00:14:58,717 --> 00:15:02,642
‫و هیچکس حریفِ شما نخواهد شد.

150
00:15:03,989 --> 00:15:06,190
‫نباید بقیه رو دست کم گرفت.

151
00:15:07,489 --> 00:15:09,013
‫درباره ی برادرم...

152
00:15:09,013 --> 00:15:11,536
‫هنوز خبرِ مرگش تاکید نشده؟

153
00:15:11,536 --> 00:15:14,998
‫خبری که درباره ی کُشته شدنش
‫رسید، نمیتونه علکی بوده باشه.

154
00:15:14,998 --> 00:15:20,397
‫اگه بخوایم از اعمالِ گذشته مون
‫رَدی به جا نذاریم...

155
00:15:21,667 --> 00:15:24,765
‫بقیه ی نیرو های ارتش زره پوش سیاه رو

156
00:15:24,765 --> 00:15:27,887
‫بفرست که به اردوگاهِ اصلی لیانگ حمله کنن.

157
00:15:27,887 --> 00:15:30,201
‫همشونو از نُطفه خفه کن.

158
00:15:34,374 --> 00:15:36,033
‫با یه تیر دو نشون بزن.

159
00:15:37,033 --> 00:15:44,642
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

160
00:15:45,642 --> 00:15:50,628
‫برادر، پرچمِ لیانگ تو اردوگاه ارتشم
‫در شهر پینگ شینگ چیکار میکنه؟

161
00:15:51,585 --> 00:15:55,164
‫بهمون خبر رسید که شائو جی تو رو کُشته.

162
00:15:56,267 --> 00:16:00,941
‫برام عجیب بود که به این راحتی
‫توسطِ ارتش لیانگ کُشته بشی.

163
00:16:00,941 --> 00:16:04,709
‫حالا می بینم که فقط یه شایعه بوده.

164
00:16:07,276 --> 00:16:14,403
‫برادر، شنیدم که میخواستی بیای
‫نجاتم بدی و جونت رو به خطر بندازی.

165
00:16:14,403 --> 00:16:17,175
‫الحق که رابطه ی برادری مون، عمیقه.

166
00:16:20,407 --> 00:16:24,253
‫اما هیچکدوم از سربازان زره پوش سیاهی
‫که مستقر کرده بودیم، زنده نموندن.

167
00:16:24,253 --> 00:16:26,151
‫خوشبختانه تو صدمه ای ندیدی.

168
00:16:26,151 --> 00:16:29,286
‫قبلاً بهت قول دادم که اجازه ندم حتی یک نفر از

169
00:16:29,286 --> 00:16:32,421
‫سربازانِ زره پوش سیاه
‫به دست سربازان لیانگ کُشته بشه.

170
00:16:32,421 --> 00:16:34,158
‫ولی حالا...

171
00:16:35,263 --> 00:16:37,294
‫نتونستم به قولم عمل کنم.

172
00:16:38,488 --> 00:16:40,417
‫لطفاً منو مجازات کن برادر!

173
00:16:46,763 --> 00:16:48,123
‫چیه؟

174
00:16:48,123 --> 00:16:49,425
‫پات هنوز درد میکنه؟

175
00:16:49,425 --> 00:16:51,116
‫زخمِ قدیمیه.

176
00:16:51,116 --> 00:16:52,989
‫چیزی نیست.

177
00:16:52,989 --> 00:16:57,347
‫اگه درست یادم باشه، 5 سال پیش بود، نه؟

178
00:16:57,347 --> 00:17:00,667
‫پنج سال پیش، بخاطر من پات تیر خورد.

179
00:17:00,667 --> 00:17:02,921
‫اینجوری زخمی شدی.

180
00:17:02,921 --> 00:17:05,242
‫برادر هنوز یادته؟

181
00:17:07,027 --> 00:17:10,678
‫اون تیر فقط زانو ام رو زخم کرد.

182
00:17:10,678 --> 00:17:12,447
‫جدی نبود.

183
00:17:14,938 --> 00:17:16,774
‫اگه بخاطر تو نبود...

184
00:17:18,865 --> 00:17:21,123
‫من الآن اینجا نبودم.

185
00:17:23,250 --> 00:17:27,065
‫سلامتی ــه تو، بزرگترین نعمت
‫برای ارتشِ ماست.

186
00:17:29,697 --> 00:17:31,284
‫ولی این بار...

187
00:17:31,284 --> 00:17:34,842
‫تو کلبه ی چوبی مون غافلگیرت کردن.

188
00:17:34,842 --> 00:17:36,958
‫حتی مسموم شدی.

189
00:17:38,126 --> 00:17:40,957
‫چجوری جونِ سالم به در بردی؟

190
00:18:26,084 --> 00:18:31,199
‫فقط چند تا از افرادم درباره ی
‫غافلگیر شدنم تو کلبه میدونستن.

191
00:18:31,199 --> 00:18:34,649
‫از دهنش پرید.

192
00:18:34,649 --> 00:18:41,287
‫به علاوه، اون از کجا فهمید که من مسموم شده بودم؟

193
00:18:42,776 --> 00:18:45,086
‫خانم چینگ چن گفت که عاملِ

194
00:18:45,086 --> 00:18:47,396
‫مسمومیت، خارجی نبوده.

195
00:18:47,396 --> 00:18:49,888
‫توی غذات ریخته شده بوده.

196
00:18:52,253 --> 00:18:56,463
‫نیرو های زره پوش سیاهی که
‫اعزام شدن، یه لاپوشونی بوده.

197
00:18:56,463 --> 00:18:59,862
‫اونا به دست دشمن کُشته نشدن.

198
00:18:59,862 --> 00:19:03,159
‫بلکه آدمای خودمون اونا رو کُشتن.

199
00:19:03,159 --> 00:19:05,888
‫شی، شاهزاده ی "وی" هستش.

200
00:19:05,888 --> 00:19:09,468
‫چطور میتونه با دشمن هم دست بشه
‫و بخواد به برادراش آسیب بزنه؟

201
00:19:12,509 --> 00:19:14,577
‫احتمالاً خانواده ی "یین" درگیرِ این ماجرا بودن.

202
00:19:14,577 --> 00:19:17,263
‫به این سادگیا که فکر میکنیم، نیست.

203
00:19:17,263 --> 00:19:21,169
‫برادر، چطور میخوای با این مسئله کنار بیای؟

204
00:19:24,193 --> 00:19:25,806
‫به عنوان فرمانده ی کُل

205
00:19:25,806 --> 00:19:29,441
‫هم رزمانم در ارتش زره پوش سیاه
‫ازم جواب میخوان.

206
00:19:29,441 --> 00:19:31,064
‫اما برادر شی...

207
00:19:31,064 --> 00:19:33,748
‫اون واقعاً به "وی" خیانت کرده.

208
00:19:33,748 --> 00:19:35,693
‫اون از خاندان سلطنتیه.

209
00:19:35,693 --> 00:19:40,209
‫کی میتونه درگیرِ نزاع قدرت تو این خاندان نشه؟

210
00:19:40,209 --> 00:19:42,106
‫من فقط میخواستم بدونم...

211
00:19:42,106 --> 00:19:45,121
‫که قَدَمِ بعدی شون چیه.

212
00:19:46,211 --> 00:20:06,211
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

213
00:20:07,228 --> 00:20:09,009
‫شاهزاده لینگ نمُرده!

214
00:20:09,009 --> 00:20:12,623
‫ممکنه اعمالِ شاهزاده شی، لو رفته باشه.

215
00:20:12,623 --> 00:20:14,977
‫اگه بخوان درباره اش تحقیق کنن

216
00:20:14,977 --> 00:20:16,995
‫دخالتِ خانواده ی یین هم آشکار میشه.

217
00:20:16,995 --> 00:20:19,044
‫این مربوط به اطلاعات نظامی ــه دشمن میشه...

218
00:20:19,044 --> 00:20:22,681
‫نگرانم حتی همسر سلطنتی هم نتونن از پَسِش بربیان.

219
00:20:22,681 --> 00:20:24,681
‫بهتره پیشاپیش برنامه مونو بچینیم.

220
00:20:25,729 --> 00:20:29,411
‫این یه مسئله ی جدیه، برای همین
‫نباید رَدی ازش جا بگذاریم.

221
00:20:29,411 --> 00:20:32,133
‫از هر مشکلِ احتمالی باید اجتناب بشه.

222
00:20:32,133 --> 00:20:36,017
‫ظاهراً باید بی خیالِ شاهزاده شی بشیم.

223
00:20:36,017 --> 00:20:37,873
‫تو مسئول خواهی بود.

224
00:20:37,873 --> 00:20:41,016
‫"تالار یشمِ خونین" مخفیانه بهت کمک میکنه.

225
00:20:41,016 --> 00:20:42,294
‫چشم.

226
00:20:48,928 --> 00:20:51,634
‫خانواده ی یین هنوز با فرقه ی تالار یشم خونین درارتباطن؟

227
00:20:51,634 --> 00:20:54,615
‫خیلی بَده. باید از شاهزاده شی محافظت کنم.

228
00:20:54,615 --> 00:20:57,051
‫وگرنه حتماً برای یوان لینگ پاپوش درست میکنن.

229
00:21:08,021 --> 00:21:09,546
‫شاهزاده شی کجان؟

230
00:21:09,546 --> 00:21:11,361
‫ایشون تو اردوگاه نیستن.

231
00:21:11,361 --> 00:21:12,900
‫همین تازه با شاهزاده لینگ رفتن.

232
00:21:30,830 --> 00:21:34,844
‫ارتش زره پوش سیاه امشب
‫به دشمن یورش میبَره.

233
00:21:35,844 --> 00:21:38,765
‫فکر میکنی بتونیم شائو شو رو زنده بگیریم؟

234
00:21:38,765 --> 00:21:41,159
‫تو به این زودی جایِ اردوگاه اصلیش رو فهمیدی.

235
00:21:41,159 --> 00:21:43,575
‫برادر واقعاً که پیش بینی های دقیقی میکنی.

236
00:21:43,575 --> 00:21:47,046
‫من از بچگی، عاشقِ این خصلتت بودم.

237
00:21:47,046 --> 00:21:49,328
‫اطلاعات نظامی رو میشه پیش بینی کرد.

238
00:21:50,896 --> 00:21:52,670
‫اما ذهنِ آدمی رو به سختی میشه خوند.

239
00:21:55,950 --> 00:21:57,190
‫برادر...

240
00:21:58,546 --> 00:22:00,239
‫از این حرفت منظوری داری؟

241
00:22:01,978 --> 00:22:04,126
‫اگه تو شائو شو بودی...

242
00:22:04,126 --> 00:22:07,459
‫چه استراتژی ای طرح میکردی؟

243
00:22:09,614 --> 00:22:13,988
‫برادر به نظر میاد که واقعاً بهم مشکوک شدی.

244
00:22:13,988 --> 00:22:17,136
‫ارتش زره پوش سیاه نمیخواد یورشی ببره.

245
00:22:17,136 --> 00:22:22,969
‫فقط میخوای ببینی که خبرش درز پیدا میکنه یا نه.

246
00:22:22,969 --> 00:22:24,729
‫حالا که قصدم رو میدونستی...

247
00:22:25,959 --> 00:22:28,651
‫چرا به تظاهر کردن ادامه ندادی؟

248
00:22:28,651 --> 00:22:30,517
‫چون بی خیال شدی...

249
00:22:32,027 --> 00:22:33,729
‫منم باورت میکنم.

250
00:22:36,616 --> 00:22:40,750
‫با توجه به شخصیتت، اگه به کسی شک کنی

251
00:22:40,750 --> 00:22:43,325
‫به همین راحتی دست بردار نیستی.

252
00:22:44,699 --> 00:22:46,761
‫شاید به من کاری نداشته باشی...

253
00:22:47,989 --> 00:22:52,163
‫ولی مطمئناً دنبالِ مغزِ متفکر
‫این نقشه ها میری.

254
00:22:52,163 --> 00:22:53,403
‫برای همین...

255
00:22:54,669 --> 00:22:56,034
‫چاره ی دیگه ای ندارم.

256
00:22:56,034 --> 00:22:57,953
‫به عنوان شاهزاده ی وی...

257
00:22:57,953 --> 00:23:00,259
‫چه کسی میتونه تو رو گمراه کنه؟

258
00:23:03,450 --> 00:23:08,488
‫میخوای جونِ منو بگیری تا هرچی
‫پاداش و ترفیع هست، مال خودت بشه.

259
00:23:08,488 --> 00:23:11,681
‫خب اگه میتونی بیا جونم رو بگیر.

260
00:23:12,841 --> 00:23:15,351
‫ولی تو هیچ وقت نباید با دشمن هم دست بشی

261
00:23:15,351 --> 00:23:17,815
‫یا علیه ارتش زره پوش سیاهِ "وی" توطئه کنی!

262
00:23:17,815 --> 00:23:21,530
‫برای دست یافتن به جاه طلبی هام
‫چطور میتونم بی رحم نباشم؟

263
00:23:24,258 --> 00:23:26,253
‫برادر، حالا که میخوای منو به آرزوم برسونی...

264
00:23:27,951 --> 00:23:29,575
‫پیشنهادت رو قبول میکنم!

265
00:23:29,575 --> 00:23:33,955
‫اصلاً پشیمون نیستی؟

266
00:23:33,955 --> 00:23:35,537
‫پشیمون؟

267
00:23:39,524 --> 00:23:40,959
‫پشیمون.

268
00:23:42,126 --> 00:23:43,834
‫پشیمون.

269
00:23:45,977 --> 00:23:47,447
‫تمامِ این سال ها...

270
00:23:49,219 --> 00:23:51,644
‫در جنگ های مختلفی جنگیدیم.

271
00:23:51,644 --> 00:23:53,181
‫تا لبه ی مرگ پیش رفتیم.

272
00:23:54,453 --> 00:23:56,296
‫ولی پدر فقط به تو توجه میکنه و

273
00:23:56,296 --> 00:23:58,141
‫مقامت رو بالا میبَره!

274
00:23:59,134 --> 00:24:02,212
‫همه ی مردم "وی" تو رو به
‫عنوان خدای جنگ میشناسن!

275
00:24:02,212 --> 00:24:03,767
‫پس من چی؟

276
00:24:06,230 --> 00:24:08,036
‫منم زخمی شدم.

277
00:24:08,036 --> 00:24:10,182
‫خونِ منم تو جنگ ریخته شد.

278
00:24:10,182 --> 00:24:12,932
‫ولی کی به من توجه میکنه؟

279
00:24:12,932 --> 00:24:17,708
‫به چشمِ اونا، من گردِ پات هم نیستم!

280
00:24:21,096 --> 00:24:22,317
‫برای همین...

281
00:24:25,403 --> 00:24:26,815
‫امشب...

282
00:24:29,190 --> 00:24:31,814
‫فقط یکی مون اینجا رو ترک میکنه!

283
00:25:09,890 --> 00:25:29,890
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

284
00:26:04,124 --> 00:26:05,419
‫دیر رسیدم.

285
00:27:22,287 --> 00:27:24,135
‫چرا یه گُل باید پژمرده بشه؟

286
00:27:24,135 --> 00:27:27,073
‫یعنی شاهزاده شی مُرده؟

287
00:27:31,415 --> 00:27:35,104
‫خوشحالم که اعلیحضرت رو سالم می بینم.

288
00:27:36,266 --> 00:27:37,959
‫درباره اش شنیده ام.

289
00:27:37,959 --> 00:27:40,690
‫خوشبختانه شاهزاده جن در این مورد به ما کمک کردن.

290
00:27:40,690 --> 00:27:42,756
‫وگرنه گولِ حیله ی

291
00:27:42,756 --> 00:27:46,748
‫لیانگ رو میخوردیم و ممکن بود دشمنِ هم بشیم.

292
00:27:46,748 --> 00:27:50,011
‫قبل از اینکه راهی ــه این سفر بشم
‫پدر بهم یادآوری کرد که

293
00:27:50,011 --> 00:27:52,981
‫کشور لیانگ مَکار و غیرقابل اعتماده.

294
00:27:52,981 --> 00:27:56,683
‫فقط آچای، متحدِ "وی" هستش.

295
00:27:56,683 --> 00:27:58,506
‫اگه شما مایل باشین

296
00:27:58,506 --> 00:28:02,741
‫ما دوست داریم یه پیمانِ اتحادِ ابدی با شما ببندیم.

297
00:28:07,313 --> 00:28:11,569
‫من شنیده بودم که شاهزاده خانم دو شیا
‫قهرمان و جنگجوی بزرگی هستن.

298
00:28:11,569 --> 00:28:14,646
‫هر مَردی تو دنیا دلش میخواد
‫باهاشون ازدواج کنه.

299
00:28:14,646 --> 00:28:17,064
‫من برای خواستگاری به ملاقات اومدم.

300
00:28:17,064 --> 00:28:20,899
‫شاهزاده خانم مایل هستن با ولیعهدِ کشورمون

301
00:28:20,899 --> 00:28:23,223
‫ازدواج و عروسِ ما بشن؟

302
00:28:23,223 --> 00:28:26,412
‫انتظار داری دخترِ عزیزم
‫رو فقط با یه

303
00:28:26,412 --> 00:28:29,603
‫پیشنهادِ ازدواج، شوهر بدم بره؟

304
00:28:29,603 --> 00:28:33,596
‫نکنه شما ما رو دست کم گرفتین؟

305
00:28:33,596 --> 00:28:36,323
‫اگه 100 هزار از بهترین
‫سربازان مون رو به این پیشنهاد

306
00:28:36,323 --> 00:28:38,763
‫اضافه کنم، نظرِ اعلیحضرت چیه؟

307
00:28:40,718 --> 00:28:43,888
‫این 100 هزار سربازِ نخبه
‫بیانگرِ صداقت "وی" هستن.

308
00:28:43,888 --> 00:28:46,822
‫همینطور، این تعهدمون به کشورِ آچای هستش.

309
00:28:46,822 --> 00:28:49,807
‫صد هزار سرباز واقعاً پیشکشِ بزرگی هستش.

310
00:28:49,807 --> 00:28:55,987
‫ولی زنانِ آچای، خودشون
‫درباره ی ازدواج تصمیم میگیرن.

311
00:28:57,769 --> 00:29:01,024
‫به عنوانِ عضوی از خاندان سلطنتی آچای
‫شاهزاده خانم نباید رفاه

312
00:29:01,024 --> 00:29:04,181
‫و آینده ی کشورشون رو درنظر بگیرن؟

313
00:29:04,181 --> 00:29:07,286
‫چه با مَردی که بخوام باهاش ازدواج کنم
‫ملاقات بکنم چه نه

314
00:29:07,286 --> 00:29:10,793
‫وظیفه ی منه که محافظِ آچای باشم.

315
00:29:10,793 --> 00:29:14,066
‫ترجیح میدم تو کشورِ خودم همه جور سختی ای بِکِشم

316
00:29:14,066 --> 00:29:17,412
‫تا اینکه خودمو اسیرِ یه کشور دیگه بکنم.

317
00:29:17,412 --> 00:29:20,482
‫شیا، قضاوت عجولانه نکن.

318
00:29:23,894 --> 00:29:27,738
‫شاهزاده خانم، برای رَد کردن
‫پیشنهاد، کمی زود نیست؟

319
00:29:27,738 --> 00:29:32,864
‫به نظرم شما اول شکوه و جلالِ
‫"وی" رو تماشا کنین و بعد تصمیم بگیرین.

320
00:29:40,757 --> 00:29:42,601
‫در شرایطِ فعلی

321
00:29:42,601 --> 00:29:46,593
‫اگه با یکی از "وی" ازدواج کنم
‫خیلی به نفعِ آچای خواهد بود.

322
00:29:46,593 --> 00:29:51,625
‫ولی نمیدونم ولیعهدِ "وی" چه شکلیه.

323
00:29:55,371 --> 00:29:59,760
‫قوی یا ضعیف بودن یه کشور
‫رو میشه از آرایش نظامی و نظم اش فهمید.

324
00:30:06,438 --> 00:30:08,795
‫از اینجا تا پینگ شینگ خیلی فاصله نیست.

325
00:30:08,795 --> 00:30:10,859
‫لیانگ اخیراً به مرزمون تجاوز کرده

326
00:30:10,859 --> 00:30:13,790
‫و برادر چهارمم الآن در مرز هستش.

327
00:30:13,790 --> 00:30:16,288
‫شهرِ پینگ شینگ؟

328
00:30:18,077 --> 00:30:22,299
‫چرا شاهزاده خانم به اینکه شاهزاده ی ما چجوری
‫ارتش رو در جنگ هدایت میکنه، نگاهی نمیندازن؟

329
00:30:22,299 --> 00:30:24,763
‫اونوقته که متوجه میشین وصلت با "وی"

330
00:30:24,763 --> 00:30:27,227
‫بهترین شانسیه که آچای میتونه داشته باشه.

331
00:30:29,723 --> 00:30:33,001
‫فردا صبح من به "وی" برمیگردم.

332
00:30:33,001 --> 00:30:34,825
‫اگه شاهزاده خانم هنوز شک دارن

333
00:30:34,825 --> 00:30:36,692
‫میتونن کسی رو به "وی" بفرستن.

334
00:30:36,692 --> 00:30:40,660
‫ما هم صداقت مون رو به شما نشون خواهیم داد.

335
00:30:42,505 --> 00:30:46,332
‫به صحبت های شاهزاده جن فکر میکنم.

336
00:30:52,218 --> 00:31:12,218
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

337
00:31:24,440 --> 00:31:26,641
‫همه جور شایعه ای تو ارتش داره میچرخه.

338
00:31:26,641 --> 00:31:28,546
‫میگن که شما شاهزاده شی رو کُشتی.

339
00:31:28,546 --> 00:31:31,005
‫این همون خطریه که میگفتی؟

340
00:31:34,018 --> 00:31:38,267
‫وقتی فهمیدم، دیگه دیر شده بود.

341
00:31:38,267 --> 00:31:41,774
‫من فقط فهمیدم که این قضیه
‫به فرقه ی تالار یشم خونین مربوطه.

342
00:31:41,774 --> 00:31:47,497
‫اگه مدرکی نباشه، شما رو مقصر میدونن.

343
00:31:47,497 --> 00:31:49,489
‫وقتی به پایتخت برگردین

344
00:31:49,489 --> 00:31:51,348
‫زندگی تون به خطر می افته.

345
00:31:51,348 --> 00:31:54,135
‫اونموقع، من بازم درگیرش میشم.

346
00:31:55,258 --> 00:31:57,895
‫کسی که جرئت میکنه برای کُشتن
‫یه شاهزاده با دشمن

347
00:31:57,895 --> 00:31:59,861
‫هم دست بشه، حتماً حامی ــه قدرتمندی پُشتشه.

348
00:31:59,861 --> 00:32:02,084
‫این یه مانعِ خطرناکه که تهش مشخص نیست.

349
00:32:02,084 --> 00:32:04,746
‫اجازه بدین جسدِ شاهزاده شی رو معاینه کنم.

350
00:32:04,746 --> 00:32:06,719
‫اگه واقعاً فرقه ی تالار یشم خونین دخالت داشته

351
00:32:06,719 --> 00:32:09,508
‫باید زودتر به پایتخت برگردم
‫و درباره اش تحقیق کنم.

352
00:33:25,846 --> 00:33:29,217
‫قتل با یه سوزنِ سمی
‫که تو جنگل جاسازی شده...

353
00:33:29,217 --> 00:33:33,151
‫یه مُهره ی سوخته. از مرگش
‫برای پیش بردن اهداف شون استفاده کردن.

354
00:33:34,460 --> 00:33:37,006
‫حتی جرئت میکنن شاهزاده شی رو هم بُکُشن...

355
00:33:38,602 --> 00:33:39,834
‫خانواده ی یین...

356
00:33:43,114 --> 00:34:03,114
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

357
00:34:07,623 --> 00:34:09,825
‫مجرمِ واقعی کی بوده؟

358
00:34:16,372 --> 00:34:18,265
‫همه ی مخلوقات، روح دارن.

359
00:34:18,265 --> 00:34:22,716
‫همه ی درختان و تک تک علف ها
‫شاهدِ قتلِ شاهزاده شی بودن.

360
00:34:54,381 --> 00:34:56,241
‫پس تو بودی.

361
00:35:50,933 --> 00:35:52,725
‫بدش به من.

362
00:35:52,725 --> 00:35:54,761
‫منو ببر پیشِ رئیست.

363
00:35:54,761 --> 00:35:57,363
‫پاتو از گلیمت درازتر کردی.

364
00:35:57,363 --> 00:35:58,772
‫کی هستی؟

365
00:35:58,772 --> 00:36:01,315
‫لازم نیست بدونی من کی ام.

366
00:36:01,315 --> 00:36:04,024
‫فقط باید بدونی، چیزی که دستمه

367
00:36:04,024 --> 00:36:06,732
‫میتونه فرقه ی تالار یشم خونین رو نابود کنه.

368
00:36:09,100 --> 00:36:10,892
‫منظورت چیه؟

369
00:36:20,935 --> 00:36:24,053
‫تو... تو یه ساحره ای؟

370
00:36:26,553 --> 00:36:27,790
‫ما...

371
00:36:27,790 --> 00:36:29,377
‫برادر چی شده؟

372
00:36:32,819 --> 00:36:34,353
‫چینگ چن...

373
00:36:34,353 --> 00:36:36,151
‫خانم چینگ چن تو دردسر افتاده؟

374
00:36:40,741 --> 00:36:42,839
‫کمک نمیخواد.

375
00:36:42,839 --> 00:36:45,475
‫فکر کنم اونقدر شایسته هست
‫که خودش بتونه تنهایی انجامش بده.

376
00:36:47,649 --> 00:36:49,926
‫حالا که جونِ اون به جونِ تو بنده

377
00:36:49,926 --> 00:36:52,901
‫اگه تو خطر بیفته
‫تو هم تحت تاثیر قرار میگیری.

378
00:36:52,901 --> 00:36:54,772
‫یکی رو میفرستم که مخفیانه اونو بِپاد.

379
00:36:54,772 --> 00:36:55,805
‫نمیخواد.

380
00:36:57,091 --> 00:36:59,522
‫اون باید واردِ پایتخت شده باشه.

381
00:37:00,522 --> 00:37:13,317
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

382
00:37:14,317 --> 00:37:17,161
‫برادر، هرچی که باشه
‫باید فوراً چند تا از افرادمون

383
00:37:17,161 --> 00:37:20,007
‫رو بفرستیم به پایتخت.

384
00:37:20,007 --> 00:37:22,288
‫اگه پیشگیری ای نکنیم

385
00:37:22,288 --> 00:37:25,372
‫میترسم موقعِ بازگشت مون
‫بلوایی به پا بشه.

386
00:37:29,618 --> 00:37:32,728
‫به افرادمون دستور بده که مخفیانه خبر بیارن.

387
00:37:32,728 --> 00:37:34,959
‫حواست باشه که بی احتیاطی ای نکنی.

388
00:37:34,959 --> 00:37:38,632
‫بقیه ی کارا رو هم وقتی
‫به پایتخت برگشتم راست و ریس میکنم.

389
00:37:38,632 --> 00:37:40,292
‫منظورت اینه که...

390
00:37:40,292 --> 00:37:43,892
‫منتظر میمونی و تماشا میکنی
‫تا مار از خفا بیاد بیرون؟

391
00:37:43,892 --> 00:37:47,652
‫یوان شی هرچند اشتباه کرد
‫اما تقاصِ سنگینی رو بخاطرش داد.

392
00:37:47,652 --> 00:37:49,410
‫اون مُرد.

393
00:37:49,410 --> 00:37:51,482
‫اما بخاطر مرگش...

394
00:37:51,482 --> 00:37:54,796
‫به عنوان برادر بزرگترش
‫باید انتقامش رو بگیرم.

395
00:38:24,232 --> 00:38:26,165
‫خودشه؟

396
00:38:27,785 --> 00:38:29,357
‫تو یه ساحره ای؟

397
00:38:32,346 --> 00:38:34,801
‫خیلی بی احتیاطی کردین.

398
00:38:34,801 --> 00:38:38,698
‫چجوری اینو رو یه قاتلِ مُرده
‫جا گذاشتین؟

399
00:38:38,698 --> 00:38:42,562
‫نمیترسیدین که علتِ واقعی ــه مرگِ
‫شاهزاده شی، آشکار بشه؟

400
00:38:45,868 --> 00:38:51,085
‫هوشِ زیادی، بدبختی به بار میاره.

401
00:38:52,335 --> 00:38:56,765
‫تو کشور وی، وقتی هویتِ یک ساحره مشخص بشه

402
00:38:56,765 --> 00:38:59,232
‫برطبق قانون مجازات میشه.

403
00:39:04,415 --> 00:39:08,125
‫اگه بخوام هیچ ردی به جا نگذارم

404
00:39:08,125 --> 00:39:10,728
‫به نظرت چیکار میکنم؟

405
00:39:10,728 --> 00:39:12,598
‫ما هر دو از جادوگران هستیم.

406
00:39:12,598 --> 00:39:15,468
‫باید مراقبِ همدیگه باشیم.

407
00:39:18,187 --> 00:39:23,422
‫هرکی که پُشتته واقعاً بی رحم و بدذاته.

408
00:39:23,422 --> 00:39:25,587
‫شائو جی که مُرده.

409
00:39:25,587 --> 00:39:27,933
‫با وجود اینکه یوان شی یه شاهزاده بود

410
00:39:27,933 --> 00:39:30,978
‫وقتی تبدیل به یه مُهره ی
‫سوخته شد، کُشته شد.

411
00:39:32,015 --> 00:39:35,312
‫یه شخص زیرک همیشه احتیاط میکنه.

412
00:39:35,312 --> 00:39:40,991
‫بهترین کار اینه که با هم همکاری
‫و امنیتِ خودمونو حفظ کنیم.

413
00:39:42,069 --> 00:39:45,839
‫تو کی باشی که بخوای با فرقه ی
‫تالار یشم خونین همکاری کنی؟

414
00:39:45,839 --> 00:39:48,701
‫در عوضش، چی میخوای؟

415
00:39:48,701 --> 00:39:51,890
‫من فقط دنبال جایی برای موندن هستم.

416
00:39:54,018 --> 00:39:55,756
‫فکر میکنی کی هستی؟

417
00:39:55,756 --> 00:39:59,741
‫فرقه ی تالار یشم خونین رو چی فرض میکنی؟

418
00:39:59,741 --> 00:40:02,736
‫نگهبانا! ببرینش!

419
00:40:02,736 --> 00:40:04,022
‫- چشم
‫- چشم

420
00:40:11,656 --> 00:40:14,651
‫بانو، ظاهراً اون درباره ی ما، خیلی میدونه.

421
00:40:14,651 --> 00:40:17,730
‫میخواین زنده نگهش دارین؟

422
00:40:19,366 --> 00:40:23,239
‫اون ساحره، فراتر از چیزیه که به نظر میاد.

423
00:40:23,239 --> 00:40:26,991
‫بفرستینش به پایتخت با بقیه ی دخترا.

424
00:40:26,991 --> 00:40:29,486
‫بسپرینش به استاد.

425
00:40:29,486 --> 00:40:30,486
‫چشم!

426
00:40:37,393 --> 00:40:38,718
‫حالت خوبه؟

427
00:40:41,538 --> 00:40:42,998
‫دراز بکش.

428
00:40:49,948 --> 00:40:51,772
‫این سَم از جادوی سیاهه.

429
00:40:52,799 --> 00:40:54,678
‫تو هم یه ساحره ای؟

430
00:40:56,161 --> 00:40:57,495
‫مینگ یان؟

431
00:40:57,495 --> 00:40:59,596
‫منو میشناسی؟

432
00:41:01,830 --> 00:41:03,602
‫من شاگردِ ارشد شی شیو هستم.

433
00:41:03,602 --> 00:41:06,535
‫چرا تا حالا توی جنگل اسرارآمیز ندیدمت؟

434
00:41:07,698 --> 00:41:10,009
‫من خارج از جنگل اسرارآمیز بودم.

435
00:41:10,009 --> 00:41:11,757
‫مطمئناً منو ندیدی.

436
00:41:11,757 --> 00:41:14,116
‫ولی اُستاد درباره ی تو بهم گفته بود.

437
00:41:14,116 --> 00:41:16,689
‫گفت که تو شاگردِ اول ارشد تائو یائو بودی.

438
00:41:18,468 --> 00:41:21,107
‫اُستادم بهت گفت که به جنگل اسرارآمیز برمیگرده

439
00:41:21,107 --> 00:41:23,089
‫ولی دیگه ازش چیزی نشنیدم.

440
00:41:23,089 --> 00:41:26,234
‫رفتم دنبالش و فهمیدم چه بلایی سرِ جادوگران اومده.

441
00:41:26,234 --> 00:41:28,167
‫اُستادم رو دیدی؟

442
00:41:28,167 --> 00:41:29,736
‫اون حالش خوبه؟

443
00:41:29,736 --> 00:41:32,227
‫اینو نمیدونم.

444
00:41:32,227 --> 00:41:38,426
‫چیزی که الآن مهمه، اینه
‫که چجوری از اینجا خلاص بشیم.

445
00:41:38,426 --> 00:41:40,995
‫وگرنه اونا همه مون رو به

446
00:41:40,995 --> 00:41:43,564
‫رقاص خانه ی پایتخت میفروشن.

447
00:41:43,564 --> 00:41:46,848
‫فهمیدم که یک یا دو روز دیگه راه می افتن.

448
00:41:48,132 --> 00:41:49,785
‫رقاص خانه ی پایتخت؟

449
00:41:49,785 --> 00:41:51,131
‫آره.

450
00:41:51,131 --> 00:41:53,430
‫یه فاحشه خونه ی معروف تو پایتخت.

451
00:41:56,504 --> 00:41:59,877
‫خب پس اگه اینطوره، وقتی

452
00:41:59,877 --> 00:42:03,252
‫رسیدیم اونجا، اونا رو هم نجات میدیم.

453
00:42:03,252 --> 00:42:06,689
‫درغیراینصورت، وسطِ این وحشی گری
‫حتی اگه کمک شون

454
00:42:06,689 --> 00:42:09,413
‫کنیم هم نمیتونن از چنگِ فرقه ی
‫تالار یشم خونین فرار کنن.

455
00:42:10,413 --> 00:42:16,531
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

456
00:42:17,531 --> 00:42:19,524
‫بذار اول قدرت هات رو آزاد کنم.

457
00:42:22,430 --> 00:42:24,980
‫تو میتونی مُهر و موم رو بشکونی؟

458
00:42:30,176 --> 00:42:31,294
‫شاهزاده خانم.

459
00:42:31,294 --> 00:42:33,718
‫خوب شد اومدی.

460
00:42:33,718 --> 00:42:36,852
‫ازت خواستم وضعیتِ شاهزاده های "وی" رو بررسی کنی.

461
00:42:36,852 --> 00:42:37,895
‫چیکار کردی؟

462
00:42:39,196 --> 00:42:42,000
‫طبق گزارش جاسوسانی که تو "وی" گذاشتیم

463
00:42:42,000 --> 00:42:45,506
‫شاهزاده ی چهارم، یوان لینگ

464
00:42:45,506 --> 00:42:49,011
‫و شاهزاده ی هفتم، یوان جن
‫دربین مردم بیشترین محبوبیت رو دارن.

465
00:42:49,011 --> 00:42:51,600
‫حتی ولیعهد هم حریف شون نیست.

466
00:42:51,600 --> 00:42:54,502
‫ما که یوان جن رو دیدیم.

467
00:42:54,502 --> 00:42:57,145
‫اون مسئول و مدیرِ 9 شهرِ اطرافِ پایتخته.

468
00:42:57,145 --> 00:43:01,283
‫عموی مادریش یه سربازرس تو
‫درباره که نفوذ زیادی داره.

469
00:43:01,283 --> 00:43:03,959
‫یوان لینگ مسئولِ محافظت از مرزه.

470
00:43:03,959 --> 00:43:05,571
‫بهش میگن خدای جنگ.

471
00:43:06,546 --> 00:43:09,478
‫در جنگ پینگ شینگ، اون محاصره شده بود

472
00:43:09,478 --> 00:43:12,428
‫و با این وجود، فرمانده ی ارتش
‫لیانگ یعنی شائو جی رو کُشت.

473
00:43:12,428 --> 00:43:14,373
‫و لیانگ شکست خورد.

474
00:43:16,276 --> 00:43:17,843
‫خدای جنگ؟

475
00:43:19,573 --> 00:43:20,573
‫جالبه.

476
00:43:21,683 --> 00:43:25,192
‫قبلاً هم اسم و تعریف هاش رو شنیدم.

477
00:43:25,192 --> 00:43:27,656
‫میگن که اون روش خودش رو
‫برای آموزش ارتش زره پوش سیاه داره.

478
00:43:27,656 --> 00:43:30,747
‫چندین ساله که در هیچ جنگی شکست نخورده.

479
00:43:31,748 --> 00:43:33,868
‫حتی شاهزاده ای به برجستگی ــه یوان جن هم

480
00:43:33,868 --> 00:43:35,986
‫قبل از اینکه بره، اسمش رو آورد.

481
00:43:37,285 --> 00:43:41,250
‫ظاهراً خاندان سلطنتی "وی"
‫خیلی اونو دست بالا میگیرن.

482
00:43:41,250 --> 00:43:42,397
‫شاهزاده خانم درست میگن.

483
00:43:42,397 --> 00:43:44,065
‫حتی یه مَثَلی بین مردم هست که میگه:

484
00:43:44,065 --> 00:43:46,950
‫"هرجا شاهزاده لینگ باشه، صلح و صفا هم باهاش میاد."

485
00:43:46,950 --> 00:43:48,382
‫جداً؟

486
00:43:51,658 --> 00:43:54,093
‫موکاشا، نیرو ها رو جمع کن.

487
00:43:54,093 --> 00:43:58,605
‫میخوام این شاهزاده لینگِ مشهور رو ملاقات کنم.

488
00:43:58,605 --> 00:44:02,926
‫خواهیم دید که "وی" واقعاً بهترین شانس ماست یا نه.

489
00:44:33,335 --> 00:44:34,819
‫به زمینِ دشوار و خطرناکی رسیدیم.

490
00:44:34,819 --> 00:44:36,051
‫حواستون رو جمع کنین.

491
00:44:47,279 --> 00:44:49,270
‫شما شاهزاده لینگ هستین؟

492
00:44:50,381 --> 00:44:52,379
‫من شاهزاده ی کشور آچای هستم.

493
00:44:52,379 --> 00:44:54,243
‫شهرتِ شاهزاده لینگ به گوشم خورده.

494
00:44:54,243 --> 00:44:57,446
‫میگن که "شمشیر رجعت" شمشیرِ
‫شکست ناپذیر و قدرتمندی هستش.

495
00:44:57,446 --> 00:45:00,174
‫دوست دارم چند حرکتی از شاهزاده لینگ یاد بگیرم.

496
00:45:00,174 --> 00:45:02,881
‫مسائل مهمی هست که باید بهشون رسیدگی کنم.

497
00:45:02,881 --> 00:45:04,623
‫ببخشید.

498
00:45:04,623 --> 00:45:06,495
‫میترسی ببازی؟

499
00:45:06,495 --> 00:45:07,984
‫مسخره!

500
00:45:07,984 --> 00:45:11,207
‫برادرم تو هیچ مبارزه ای شکست نخورده!

501
00:45:11,207 --> 00:45:13,042
‫مگه میشه توسطِ تو شکست بخوره؟

502
00:45:13,042 --> 00:45:18,404
‫شخصی که پیشِ شاهزاده لینگ هستش
‫باید شاهزاده چه باشه، نه؟

503
00:45:18,404 --> 00:45:19,680
‫درسته!

504
00:45:19,680 --> 00:45:25,569
‫شاهزاده لینگ، باهام مبارزه میکنی یا تسلیم میشی؟

505
00:45:25,569 --> 00:45:27,567
‫من با مفهومِ تسلیم آشنایی ندارم!

506
00:46:23,382 --> 00:46:24,578
‫شاهزاده خانم!

507
00:46:28,513 --> 00:46:29,678
‫وایسا!

508
00:46:39,872 --> 00:46:41,616
‫شاهزاده خانم، حالتون خوبه؟

509
00:46:41,616 --> 00:46:42,785
‫خوبم.

510
00:46:45,558 --> 00:46:48,305
‫برادر، اون یه زَنه؟

511
00:47:00,745 --> 00:47:02,578
‫شما شاهزاده خانم آچای هستین.

512
00:47:04,357 --> 00:47:06,129
‫منم تعریف تون رو زیاد شنیدم.

513
00:47:06,129 --> 00:47:09,198
‫شاهزاده لینگ، الحق که فوق العاده هستین.

514
00:47:09,198 --> 00:47:11,410
‫امروز شکستم دادین.

515
00:47:11,410 --> 00:47:13,509
‫باختِ عادلانه ای بود.

516
00:47:13,509 --> 00:47:16,053
‫ببخشید که بهتون بی احترامی کردم.

517
00:47:16,053 --> 00:47:17,904
‫ارتش مون راه درازی رو درپیش داره.

518
00:47:17,904 --> 00:47:20,073
‫دیگه میرم.

519
00:47:21,364 --> 00:47:22,834
‫به امیدِ دیدار!

520
00:47:26,951 --> 00:47:28,337
‫بفرمایین شاهزاده لینگ.

521
00:47:33,493 --> 00:47:38,040
‫شاهزاده لینگ شخصیتِ قابل توجهی
‫داره و مهارت های رزمی اش عالیه.

522
00:47:38,040 --> 00:47:42,786
‫اون شایسته ی دامادِ آچای شدنه.

523
00:47:48,600 --> 00:47:49,750
‫شاهزاده خانم.

524
00:47:51,370 --> 00:47:52,613
‫برگردیم!

525
00:48:22,542 --> 00:48:24,364
‫خواهر مینگ یان پیغامی فرستاده.

526
00:48:24,364 --> 00:48:27,888
‫خودش با چند تا دختر بی گناهِ دیگه
‫رو دارن به پایتخت میبَرن.

527
00:48:27,888 --> 00:48:31,221
‫باید زودتر بریم به نجاتِ خواهر مینگ یان.

528
00:48:31,221 --> 00:48:32,350
‫چشم!

529
00:48:34,978 --> 00:48:36,694
‫[رقاص خانه ی پایتخت]

530
00:48:36,694 --> 00:48:38,261
‫آروم.

531
00:48:38,261 --> 00:48:39,645
‫یوان مینگ.

532
00:48:39,645 --> 00:48:42,446
‫برادر، ولم کن.

533
00:48:42,446 --> 00:48:44,027
‫- یوان مینگ!
‫- شرابِ بیشتر میخوام!

534
00:48:44,027 --> 00:48:46,850
‫قربان بفرمایین داخل.

535
00:48:46,850 --> 00:48:48,540
‫- برادر...
‫- بلند شو!

536
00:48:48,540 --> 00:48:50,614
‫ولم کن! شرابِ بیشتر میخوام!

537
00:49:00,667 --> 00:49:02,866
‫سرورم، بزودی واردِ پایتخت میشیم.

538
00:49:02,866 --> 00:49:05,343
‫اول به اقامتگاه تون میرین یا قصر؟

539
00:49:05,343 --> 00:49:07,406
‫یکی رو بفرست به اقامتگاهم که خبر بده.

540
00:49:07,406 --> 00:49:11,781
‫قبلش، به قصر میرم تا گزارش کنم.

541
00:49:11,781 --> 00:49:12,781
‫چشم.

542
00:49:16,596 --> 00:49:18,388
‫- بلند شو برادر!
‫- ولم کن!

543
00:49:18,388 --> 00:49:20,071
‫شرابِ بیشتر میخوام.

544
00:49:20,071 --> 00:49:22,091
‫پدر میخواد ببینتت!

545
00:49:22,091 --> 00:49:24,848
‫شیان وو... میخوام شیان وو رو ببینم...

546
00:49:24,848 --> 00:49:27,922
‫ولم کن برادر!

547
00:49:27,922 --> 00:49:30,024
‫- بلند شو!
‫- بیشتر میخوام!

548
00:49:31,596 --> 00:49:33,114
‫- مَست نشدم.
‫- بلند شو برادر!

549
00:49:33,114 --> 00:49:34,114
‫بایستین!

550
00:49:41,471 --> 00:49:42,507
‫سرورم.

551
00:49:45,103 --> 00:49:46,810
‫- برادر بلند شو.
‫- ولم کن.

552
00:49:46,810 --> 00:49:48,363
‫این چه رفتاریه که میکنی؟

553
00:49:48,363 --> 00:49:49,859
‫پدر میخواد ببینتت!

554
00:49:49,859 --> 00:49:51,102
‫- جن!
‫- شیان وو...

555
00:49:51,102 --> 00:49:53,169
‫برادر، "مینگ" چشه؟

556
00:49:53,169 --> 00:49:55,942
‫برادر! برگشتی!

557
00:49:55,942 --> 00:49:57,134
‫برگشتی خونه!

558
00:49:57,134 --> 00:49:59,388
‫وقتی تو آچای بودی
‫شیان وو رو دیدی؟

559
00:49:59,388 --> 00:50:00,625
‫آره؟

560
00:50:00,625 --> 00:50:02,377
‫شیان وو... اون گُم شده!

561
00:50:02,377 --> 00:50:03,620
‫گُم شده!

562
00:50:03,620 --> 00:50:05,089
‫مینگ خیلی خورده.

563
00:50:05,911 --> 00:50:08,567
‫پدر... پدر اونو به قصر احضار کرده.

564
00:50:08,567 --> 00:50:10,843
‫نمیدونم جوابشو چجوری بدم.

565
00:50:10,843 --> 00:50:14,629
‫برادر، درشکه ام رو ببر و
‫مینگ رو برگردون خونه.

566
00:50:14,629 --> 00:50:18,382
‫من میخواستم برم به قصر.
‫به پدر میگم که مینگ مریضه.

567
00:50:18,382 --> 00:50:19,573
‫خب این دروغ نی...

568
00:50:19,573 --> 00:50:21,966
‫اگه پدر اونو اینجوری ببینه، چی میشه؟

569
00:50:21,966 --> 00:50:23,375
‫خودم جوابش رو میدم.

570
00:50:23,375 --> 00:50:24,707
‫مراقبِ مینگ باش.

571
00:50:24,707 --> 00:50:25,988
‫دنبالِ شیان وو بگرد...

572
00:50:32,341 --> 00:50:34,243
‫راه بیفت برادر!

573
00:50:34,243 --> 00:50:35,517
‫برادر، شیان وو رو پیدا کن...

574
00:50:42,785 --> 00:50:43,975
‫یوان جن؟

575
00:50:43,975 --> 00:50:47,846
تو با 12 گلِ نادرِ جادوگران منو ‫به عمارتت
کشوندی و مُهر و مومِ قدرت هام رو شکستی

576
00:50:47,846 --> 00:50:51,433
‫این دفعه، نوبتِ منه که تلافی کنم.

577
00:50:51,434 --> 00:51:06,434
‫«ارائه ای مشترک از تیم های کره فا-پرچینا-سون دی ال»

578
00:53:16,490 --> 00:53:26,490
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site
