﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

2
00:01:36,000 --> 00:01:41,000
‫[عشق گمشده در زمان]

3
00:01:41,000 --> 00:01:44,867
‫[قسمت هفتم]

4
00:02:10,525 --> 00:02:12,544
‫ژنرال ها و سربازان سفرِ طولانی ای رو داشتن.

5
00:02:12,544 --> 00:02:13,729
‫همتون خسته این.

6
00:02:13,729 --> 00:02:18,116
‫چطوره قبل از ادامه ی سفر، یه پیک خانه
‫پیدا و توش استراحت کنیم؟

7
00:02:18,116 --> 00:02:20,116
‫سرورم، هنوز زوده.

8
00:02:20,116 --> 00:02:23,451
‫بهتر نیست زودتر به آچای برسیم؟

9
00:02:23,451 --> 00:02:24,806
‫گزارش!

10
00:02:29,616 --> 00:02:32,108
‫چرا اینقدر سرافکنده ای؟ چی شده؟

11
00:02:32,108 --> 00:02:34,651
‫یه کسایی دارن دنبال مون میکنن
‫ولی نمیدونیم کی ان.

12
00:02:37,078 --> 00:02:38,989
‫معلوم نیست دوستن یا دشمن.

13
00:02:38,989 --> 00:02:43,288
‫بهتر نیست محض احتیاط یکی رو بفرستیم
‫به آچای تا برامون کمک بفرستن؟

14
00:02:43,288 --> 00:02:45,052
‫نباید بی احتیاطی کنیم.

15
00:02:45,052 --> 00:02:48,604
‫اگه کسایی که دنبال مون هستن
‫از آچای باشن

16
00:02:48,604 --> 00:02:51,352
‫نباید بذاریم هدف مون از سفر رو بفهمن.

17
00:02:51,352 --> 00:02:53,092
‫اگه هم از آچای نباشن...

18
00:02:53,092 --> 00:02:55,433
‫تو خطر بزرگتری می افتیم.

19
00:02:56,433 --> 00:03:00,717
‫فراموش نکن که حکومت لیانگ از
‫وصلت مون با آچای، خوشحال نخواهد بود.

20
00:03:05,293 --> 00:03:08,384
‫این یه مسئله ی حکومتیه.

21
00:03:08,384 --> 00:03:13,257
‫کشور ها فقط به دنبال کسب
‫منفعت از هم دیگه هستن، نه جلب اعتماد

22
00:03:14,822 --> 00:03:17,008
‫تو به آچای برو و بررسی کن.

23
00:03:17,008 --> 00:03:18,156
‫بین خودمون باشه.

24
00:03:18,156 --> 00:03:19,361
‫بله سرورم!

25
00:03:40,997 --> 00:03:43,532
‫اعلیحضرت، سوپِ پرنده ای که خواسته بودین، حاضره.

26
00:03:43,532 --> 00:03:44,918
‫سوپ پرنده؟

27
00:03:46,361 --> 00:03:48,318
‫من کِی همچین چیزی خواستم؟

28
00:03:48,318 --> 00:03:50,473
‫پیشنهاد میکنم کمی بخورین.

29
00:03:50,473 --> 00:03:52,799
‫بالاخره بهتره موقعِ مُردن گشنه نباشین!

30
00:03:57,712 --> 00:04:04,653
‫- خوبه!
‫- آفرین!

31
00:04:04,653 --> 00:04:06,069
‫حمله!

32
00:04:06,069 --> 00:04:18,016
‫- عالیه!
‫- آفرین!

33
00:04:19,851 --> 00:04:21,108
‫شاهزاده خانم؟

34
00:04:21,108 --> 00:04:22,925
‫"موکاشا"

35
00:04:22,925 --> 00:04:25,305
‫ظاهراً هنوز از جنگیدن سیر نشدی.

36
00:04:25,305 --> 00:04:27,720
‫من تو رو به مبارزه دعوت میکنم.

37
00:04:27,720 --> 00:04:30,848
‫باشه! ولی روتون آسون نمیگیرم!

38
00:04:30,848 --> 00:04:32,283
‫منم همینطور!

39
00:04:32,283 --> 00:04:33,430
‫حله!

40
00:04:33,430 --> 00:04:37,047
‫- بجنگین!
‫- بجنگین!

41
00:04:37,047 --> 00:04:38,132
‫گزارش!

42
00:04:38,132 --> 00:04:40,540
‫بانوی من، به اعلیحضرت سوءقصد شده!

43
00:04:43,380 --> 00:04:45,004
‫- اسبم رو بیارین!
‫- شاهزاده خانم!

44
00:04:46,235 --> 00:04:48,396
‫موکاشا، فوراً برو به پایتخت.

45
00:04:48,396 --> 00:04:50,805
‫همینطور ببین این اطراف آدم مشکوکی دیده شده یا نه.

46
00:04:50,805 --> 00:04:51,956
‫چشم!

47
00:05:25,369 --> 00:05:26,369
‫همونجا وایسا!

48
00:05:58,213 --> 00:05:59,319
‫سرورم!

49
00:05:59,319 --> 00:06:02,990
‫یوان لینگ و ده دوازده تا از سربازان زره پوش سیاه
‫وارد دره شدن.

50
00:06:06,706 --> 00:06:09,153
‫پس اطلاعات درستی به دست مون رسیده بود.

51
00:06:09,153 --> 00:06:10,180
‫خوبه.

52
00:06:10,180 --> 00:06:16,127
‫اول یوان لینگ رو میکُشیم و بعد کلِ
‫اردوگاه ارتش زره پوش سیاه رو نابود میکنیم!

53
00:06:16,127 --> 00:06:17,334
‫چشم!

54
00:06:28,872 --> 00:06:30,036
‫بایستین!

55
00:09:05,365 --> 00:09:06,914
‫یه گزارش محرمانه به دست مون رسیده.

56
00:09:06,914 --> 00:09:09,923
‫ارتشِ لیانگ اینجا مستقر شده.
‫[یوان شی، پنجمین شاهزاده ی کشور "وی"]

57
00:09:09,923 --> 00:09:14,285
‫حالا که دشمن مخفی شده
‫و ما هم تو دید هستیم...

58
00:09:14,285 --> 00:09:17,932
‫به ارتش مون در شهر پینگ شینگ
‫دستور بدین که عقب نشینی کنن!

59
00:09:20,158 --> 00:09:24,143
‫شاهزاده لینگ دستور دادن که به ارتشِ
‫زره پوش سیاه در شهر پینگ شینگ کمک کنیم.

60
00:09:24,143 --> 00:09:26,047
‫اون دستورِ دیگه ای هم داده.

61
00:09:26,047 --> 00:09:28,210
‫یادت که نرفته؟

62
00:09:29,264 --> 00:09:36,215
‫اگه موردِ مشکوکی پیش اومد، باید جلوی غافلگیر شدن
‫ارتش زره پوش سیاه رو بگیریم و ازشون محافظت کنیم.

63
00:09:36,215 --> 00:09:38,080
‫برادرم ارتش زره پوش رو به من سپرده.

64
00:09:38,080 --> 00:09:41,207
‫منم باید اطمینان حاصل کنم که
‫بدون تلفات، ارتش رو بهش پس بدم.

65
00:09:41,207 --> 00:09:48,839
‫اگه همینجا بمونیم، چجوری باید جوابش رو بدم؟

66
00:09:48,839 --> 00:09:51,163
‫ولی ما هنوز نمیدونیم شاهزاده لینگ چیکار میکنه.

67
00:09:51,163 --> 00:09:54,905
‫بدون کمکِ ما، چجوری میخوان
‫به ارتش لیانگ آسیب بزنن؟

68
00:09:54,905 --> 00:09:56,166
‫یین سو!

69
00:09:56,385 --> 00:09:57,716
‫درخدمتم.

70
00:09:57,716 --> 00:10:01,974
‫یه گروه نخبه از سربازان زره پوش
‫رو مخفیانه به پینگ شینگ بفرست.

71
00:10:01,974 --> 00:10:06,379
‫که هم بتونن اطلاعات به دست بیارن
‫و هم کمک کنن.

72
00:10:06,379 --> 00:10:08,865
‫تعدادی رو هم به عقب بفرست

73
00:10:08,865 --> 00:10:12,203
‫تا از عقب نشینی ــه کامل ارتش
‫از پینگ شینگ، اطمینان حاصل کنن.

74
00:10:12,203 --> 00:10:17,361
‫اگه موردِ فوری ای پیش اومد
‫خودم ارتش رو برای نجات لینگ می برم.

75
00:10:17,361 --> 00:10:18,426
‫بله!

76
00:10:18,426 --> 00:10:21,176
‫دستوراتِ شاهزاده شی اطاعت میشه!

77
00:10:22,227 --> 00:10:42,227
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

78
00:10:43,500 --> 00:10:45,490
‫چینگ چن، بیدار شدی؟

79
00:10:46,966 --> 00:10:48,792
‫چقدر بی هوش شده بودم؟

80
00:10:48,792 --> 00:10:51,080
‫فکر کنم حدودِ یک ساعت.

81
00:10:52,100 --> 00:10:54,000
‫چینگ چن، حالت خوبه؟

82
00:10:55,393 --> 00:10:57,187
‫باید شاهزاده رو نجات بدم.

83
00:11:02,024 --> 00:11:04,845
‫چینگ چن، تو حتی نمیتونی درست راه بری.

84
00:11:04,845 --> 00:11:06,309
‫چطوری میخوای کسی رو نجات بدی؟

85
00:11:09,337 --> 00:11:11,451
‫چینگ چن، کجا میریم؟

86
00:11:11,451 --> 00:11:12,451
‫شهر پینگ شینگ.

87
00:11:19,169 --> 00:11:21,427
‫می یا، زود باش برو.

88
00:11:21,427 --> 00:11:24,793
‫برو پیشِ ژنرال "وی" و بهش بگو
‫که فوراً برای شاهزاده لینگ کمک بفرسته.

89
00:11:24,793 --> 00:11:25,904
‫نگران نباش چینگ چن.

90
00:11:25,904 --> 00:11:27,335
‫منتظر باش.

91
00:11:35,576 --> 00:11:36,655
‫ساحره!

92
00:11:36,655 --> 00:11:39,778
‫ژنرال وی، اون تاجری که اومد
‫پیشتون و میخواست ساحره ها رو بخره

93
00:11:39,778 --> 00:11:42,697
‫درواقع چهارمین شاهزاده ی وی، یوان لینگ هستش.

94
00:11:42,697 --> 00:11:43,890
‫چی گفتی؟

95
00:11:43,890 --> 00:11:45,471
‫شاهزاده لینگ؟

96
00:11:45,471 --> 00:11:48,303
‫ایشون توسط دشمن محاصره شدن.

97
00:11:48,303 --> 00:11:50,850
‫ژنرال، لطفاً سربازاتون رو بفرستین کمک شون!

98
00:11:50,850 --> 00:11:51,945
‫مزخرفه!

99
00:11:51,945 --> 00:11:54,020
‫چرا ایشون باید با ظاهر مبدل بیان؟

100
00:11:54,020 --> 00:11:55,596
‫من و خواهرام که فرار کردیم.

101
00:11:55,596 --> 00:12:00,219
‫اگه برای نجات ایشون نبود، چرا
‫باید می یومدم پیشِ شما؟

102
00:12:00,219 --> 00:12:02,494
‫شاهزاده لینگ و افرادش کجان؟

103
00:12:02,494 --> 00:12:03,860
‫تو دره ی غروب.

104
00:12:03,860 --> 00:12:05,662
‫باید فوراً برین اونجا!

105
00:12:05,662 --> 00:12:07,134
‫نگهبانا!

106
00:12:07,134 --> 00:12:08,664
‫این ساحره رو بگیرین!

107
00:12:08,664 --> 00:12:10,735
‫خوب مراقبش باشین.
‫نذارین فرار کنه!

108
00:12:10,735 --> 00:12:11,811
‫چشم!

109
00:12:11,811 --> 00:12:12,845
‫چیکار میکنین؟

110
00:12:12,845 --> 00:12:14,864
‫- اسب ها رو بیارین و دنبالم بیاین!
‫- ولم کنین!

111
00:12:14,864 --> 00:12:16,210
‫- چشم!
‫- ولم کنین!

112
00:12:16,210 --> 00:12:17,928
‫ولم کنین!

113
00:12:17,928 --> 00:12:19,438
‫ولم کنین!

114
00:13:40,719 --> 00:13:43,023
‫اونا به خوبی از مکان مون خبر داشتن.

115
00:13:43,023 --> 00:13:45,274
‫از هرجایی که بگی، جلومون رو گرفتن.

116
00:13:45,274 --> 00:13:47,900
‫یعنی ممکنه کسی تو ارتش
‫جای ما رو لو داده باشه؟

117
00:14:00,436 --> 00:14:20,436
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

118
00:15:39,005 --> 00:15:40,604
‫قدرت هامون برگشتن!

119
00:15:40,604 --> 00:15:42,125
‫سروران، از اینجا برین!

120
00:16:58,928 --> 00:17:00,280
‫خواهر چینگ چن!

121
00:17:01,280 --> 00:17:11,111
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

122
00:17:12,111 --> 00:17:14,523
‫برو پیشِ شاهزاده لینگ و خواهرامون.

123
00:18:34,914 --> 00:18:36,535
‫از ساحره ها بخاطر کمک شون ممنونیم.

124
00:18:37,258 --> 00:18:40,038
‫ارتش زره پوش سیاه این
‫لطف شما رو هرگز فراموش نمیکنه.

125
00:18:43,452 --> 00:18:45,932
‫این وظیفه ی ساحره هاست.

126
00:18:45,932 --> 00:18:49,659
‫هم ما هم خاندان سلطنتی باید با یک دشمن
‫بجنگیم و مراقبِ همدیگه باشیم.

127
00:18:49,659 --> 00:18:52,383
‫تازه شما هم که ما رو نجات دادین.

128
00:18:52,383 --> 00:18:54,902
‫درستش همینه که لطف تون رو جبران کنیم.

129
00:18:54,902 --> 00:18:57,089
‫مگه قدرت هاتون رو از دست نداده بودین؟

130
00:18:57,089 --> 00:19:00,308
‫خواهر چینگ چن، مهر و موم رو
‫شکست و قدرت هامون آزاد شد.

131
00:19:00,308 --> 00:19:02,696
‫مگه اون چه قدرتی داره؟

132
00:19:02,696 --> 00:19:05,678
‫برای اومدن به اینجا عجله داشتیم
‫و فرصت نشد ازش بپرسیم.

133
00:19:05,678 --> 00:19:07,730
‫الآن کجاست؟

134
00:19:09,315 --> 00:19:12,157
‫شاید... تو دره ی غروب باشه.

135
00:19:12,157 --> 00:19:14,617
‫اونم یه ساحره است.

136
00:19:14,617 --> 00:19:17,839
‫یعنی هیچ کدومتون نمیدونین اون واقعاً کیه؟

137
00:19:17,839 --> 00:19:21,636
‫موقعی که داشتیم به پینگ شینگ
‫بُرده می شدیم، دیدیمش.

138
00:19:21,636 --> 00:19:24,894
‫قبل از اون هرگز توی قبیله مون ندیده بودیمش.

139
00:19:26,340 --> 00:19:31,406
‫به غیر از جادوگران تاریکی
‫کی میتونه مهر و موم رو بشکونه؟

140
00:19:31,406 --> 00:19:35,539
‫فقط ارشد هامون و ساحره ی اعظم.

141
00:19:35,539 --> 00:19:39,738
‫ولی یه قرنه که ساحره ی اعظم ظاهر نشده.

142
00:19:39,738 --> 00:19:45,983
‫اگه اون ساحره ی اعظم باشه
‫چرا قدرت های دیگه ای رو نشون نداد؟

143
00:19:45,983 --> 00:19:47,394
‫ممکنه یه پوشش باشه؟

144
00:19:47,394 --> 00:19:52,075
‫فقط با تظاهر به نداشتن قدرت
‫باعث میشه بقیه احتیاط نکنن.

145
00:19:52,075 --> 00:19:56,307
‫خب اگه میخواست بهمون صدمه بزنه
‫چرا نجات مون داد؟

146
00:19:56,307 --> 00:20:01,375
‫اون یه ساحره ی تاریکی ــه
‫و میخواد ما و شاهزاده رو بُکُشه؟

147
00:20:01,375 --> 00:20:02,854
‫پس...

148
00:20:02,854 --> 00:20:05,829
‫می یا در خطره!

149
00:20:06,829 --> 00:20:22,006
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

150
00:20:23,006 --> 00:20:24,560
‫چینگ چن فرار کن!

151
00:20:24,560 --> 00:20:26,361
‫نیا!

152
00:20:31,362 --> 00:20:33,047
‫تکون نخور وگرنه میکشمش!

153
00:20:33,047 --> 00:20:34,728
‫- بفرما بکش!
‫- چینگ چن، برو!

154
00:20:34,728 --> 00:20:36,054
‫فرار کن!

155
00:20:42,488 --> 00:20:43,684
‫چینگ چن!

156
00:20:44,211 --> 00:20:45,414
‫می یا!

157
00:20:55,164 --> 00:20:56,945
‫می یا...

158
00:20:56,945 --> 00:20:58,336
‫چینگ چن...

159
00:20:58,336 --> 00:21:01,278
‫من...من...

160
00:21:01,278 --> 00:21:04,076
‫دیگه خواهرام رو نمی بینم؟

161
00:21:04,076 --> 00:21:05,865
‫من...

162
00:21:08,332 --> 00:21:14,596
‫من دیگه به جنگل اسرارآمیز برنمیگردم؟

163
00:21:14,596 --> 00:21:16,015
‫چرا...

164
00:21:17,086 --> 00:21:18,616
‫برمیگردی می یا

165
00:21:18,616 --> 00:21:20,709
‫چینگ چن، من...

166
00:21:21,826 --> 00:21:23,855
‫خیلی درد میکشم...

167
00:21:23,855 --> 00:21:25,555
‫می یا...

168
00:21:27,281 --> 00:21:28,972
‫می یا...

169
00:21:28,972 --> 00:21:30,949
‫چینگ چن...

170
00:21:34,979 --> 00:21:36,192
‫می یا!

171
00:21:37,469 --> 00:21:38,959
‫می یا!

172
00:21:44,551 --> 00:21:45,928
‫می یا!

173
00:21:50,715 --> 00:21:52,150
‫می یا!

174
00:22:22,112 --> 00:22:24,003
‫پس همتون اینجایین!

175
00:22:24,003 --> 00:22:25,833
‫سربازان! بگیرینشون!

176
00:22:35,367 --> 00:22:36,707
‫وی چانگ جانگِ گستاخ!

177
00:22:36,707 --> 00:22:39,569
‫جلوی شاهزاده لینگ زانو بزن!

178
00:22:46,487 --> 00:22:49,271
‫شما شاهزاده لینگ هستی؟

179
00:22:50,300 --> 00:22:51,942
‫خوب نگاه کن!

180
00:22:51,942 --> 00:22:55,655
‫فکر میکنی هرکسی میتونه خودشو به
‫عنوان فرمانده ی ارتش زره پوش جا بزنه؟

181
00:22:55,655 --> 00:22:57,509
‫درود بر شاهزاده لینگ!

182
00:22:57,509 --> 00:23:00,112
‫درود بر شاهزاده لینگ!

183
00:23:00,112 --> 00:23:01,201
‫لطفاً منو ببخشین.

184
00:23:01,201 --> 00:23:04,428
‫فکر میکردم به عنوان فرمانده ی ارتش
‫در اردوگاه اصلی باشین.

185
00:23:04,428 --> 00:23:07,718
‫فکر نمیکردم با لباس مبدل
‫و به عنوان تاجر بیاین.

186
00:23:10,913 --> 00:23:12,222
‫چون نمیدونستی مشکلی نیست.

187
00:23:12,222 --> 00:23:14,046
‫- بلند شو.
‫- بله سرورم.

188
00:23:16,464 --> 00:23:21,369
‫اگه بهم قول بدی این ساحره ها رو آزاد بذاری
‫منم تو رو میبخشم.

189
00:23:23,703 --> 00:23:27,140
‫وقتی بهمون حمله شد
‫این ساحره ها بهمون کمک کردن.

190
00:23:27,140 --> 00:23:28,837
‫ما بهشون مدیونیم.

191
00:23:28,837 --> 00:23:30,991
‫اگه بخوای زندانی شون کنی

192
00:23:30,991 --> 00:23:34,269
‫من و برادرم حسابی شرمنده شون میشیم.-

193
00:23:35,468 --> 00:23:36,825
‫متاسفم سرورم.

194
00:23:36,825 --> 00:23:38,944
‫اینا برده های مجرم هستن.

195
00:23:38,944 --> 00:23:39,944
‫منم وظایفی دارم.

196
00:23:39,944 --> 00:23:42,240
‫نمیتونم بذارم زیر نظر من فرار کنن.

197
00:23:42,240 --> 00:23:44,162
‫با این کار از قوانین ویِ بزرگ تبعیت میکنم.

198
00:23:44,162 --> 00:23:46,923
‫اونا قبلاً درکنار ارتش زره پوش سیاه جنگیدن.

199
00:23:46,923 --> 00:23:48,751
‫با این کار، دیگه جُرم شون پاک شده.

200
00:23:48,751 --> 00:23:50,861
‫چرا ولشون نمیکنین؟

201
00:23:50,861 --> 00:23:52,832
‫کارِ شایسته با جرم فرق داره.

202
00:23:52,832 --> 00:23:55,306
‫من دستور دارم که مراقبِ این برده های مجرم باشم.

203
00:23:55,306 --> 00:23:56,845
‫حقِ بخشیدن شون دستِ من نیست.

204
00:23:56,845 --> 00:23:57,949
‫تو...

205
00:23:57,949 --> 00:24:02,167
‫یعنی میخوای دستگیرشون کنی؟

206
00:24:02,167 --> 00:24:03,643
‫قانون، قانونه.

207
00:24:03,643 --> 00:24:07,006
‫امیدوارم سرورم کارِ منو سخت نکنن.

208
00:24:07,006 --> 00:24:10,243
‫یعنی هیچ راهی نیست؟

209
00:24:13,151 --> 00:24:15,007
‫دستور سلطنتی باید انجام بشه.

210
00:24:21,800 --> 00:24:23,422
‫بگیرش.

211
00:24:23,422 --> 00:24:26,604
‫من همه شون رو میخَرم.

212
00:24:26,604 --> 00:24:30,181
‫فروشِ برده ها که قانونیه دیگه.

213
00:24:33,709 --> 00:24:36,167
‫جادوگران به درجه ی بردگی رسیدن.

214
00:24:36,167 --> 00:24:38,549
‫حتماً دلایلِ زیادی پُشتشه.

215
00:24:38,549 --> 00:24:42,375
‫خیلی از سیاست ها و مقررات
‫به خوبی روشون فکر نشده.

216
00:24:44,180 --> 00:24:53,000
‫قبل از اصلاحِ این سیاست ها بهت اطمینان میدم
‫که این ساحره ها تو کشور ما نخواهند بود.

217
00:24:53,032 --> 00:24:55,343
‫من تا به حال شاهزاده لینگ رو ندیده بودم.

218
00:24:55,343 --> 00:24:57,832
‫اما همیشه توجهِ ویژه ای به شما داشتم.

219
00:24:57,832 --> 00:25:00,298
‫تا وقتی که بر اساس قوانین پیش بریم

220
00:25:00,298 --> 00:25:03,710
‫این ساحره ها هم میتونن پیشِ شاهزاده لینگ بمونن.

221
00:25:04,938 --> 00:25:10,126
‫جادوگران هرگز لطفِ
‫بزرگ شاهزاده را فراموش نمی کنند!

222
00:25:12,457 --> 00:25:14,503
‫فوراً از شهر میریم.

223
00:25:14,503 --> 00:25:15,787
‫مرز خطرناکه.

224
00:25:15,787 --> 00:25:18,204
‫شاهزاده لطفاً مراقب باشین.

225
00:25:18,204 --> 00:25:20,999
‫افرادم رو میفرستم تا
‫سرورم رو به اردوگاه همراهی کنن.

226
00:25:46,191 --> 00:25:47,442
‫آتش!

227
00:26:24,075 --> 00:26:26,053
‫ارتش زره پوش سیاه...

228
00:27:13,288 --> 00:27:14,461
‫می یا...

229
00:27:15,703 --> 00:27:19,603
‫بهت قول میدم که انتقام مرگت رو میگیرم.

230
00:27:21,200 --> 00:27:22,737
‫یک روز...

231
00:27:22,737 --> 00:27:25,895
‫جادوگران بازم قَد عَلَم میکنن.

232
00:27:38,967 --> 00:27:40,526
‫زودباشین!

233
00:27:41,526 --> 00:27:54,502
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

234
00:27:55,502 --> 00:28:00,955
‫فعلاً بهتره هویتم رو مخفی کنم
‫تا دردسری توی راه پیش نیاد.

235
00:28:21,898 --> 00:28:23,249
‫بررسی کنین.

236
00:28:23,249 --> 00:28:25,939
‫ببینین بازمونده ای هست یا نه. برین!

237
00:28:41,307 --> 00:28:42,865
‫چه اتفاقی افتاده؟

238
00:28:42,865 --> 00:28:44,276
‫کِی اینجوری شد؟

239
00:28:44,276 --> 00:28:46,606
‫بعد از اینکه سرورم از اردوگاه رفتن

240
00:28:46,606 --> 00:28:51,503
‫شاهزاده شی دستور دادن که نیرو
‫های مرکزی از اردوگاه خارج شن.

241
00:28:51,503 --> 00:28:55,559
‫و ارتش زره پوش سیاه هم اینجا بمونن.

242
00:28:56,805 --> 00:29:02,063
‫به طور غیرمنتظره، شائو جی
‫با یه حمله ما رو غافلگیر کرد...

243
00:29:06,125 --> 00:29:07,554
‫سرباز!

244
00:29:12,067 --> 00:29:14,520
‫اون شائو جی از اول نقشه کشیده بوده.

245
00:29:14,520 --> 00:29:17,317
‫جلوی ما رو با یه گروه کوچیک گرفت

246
00:29:17,317 --> 00:29:19,724
‫و نیرو های اصلیش رو به اردوگاه مون فرستاد!

247
00:29:19,724 --> 00:29:20,977
‫فقط...

248
00:29:22,397 --> 00:29:25,317
‫چرا "شی" باید از اردوگاه بره؟

249
00:29:25,317 --> 00:29:27,323
‫اون ساحرهه کجاست؟

250
00:29:27,323 --> 00:29:30,454
‫اون یه ساحره ی جوون بود
‫که اومد و بهمون خبر داد.

251
00:29:30,454 --> 00:29:32,694
‫تو دفتر حکومتی دستگیر و زندانی شد.

252
00:29:36,143 --> 00:29:37,682
‫نباید اینجا بمونیم.

253
00:29:37,682 --> 00:29:40,239
‫ارتشِ شائو جی باید این نزدیکیا باشه.

254
00:29:41,239 --> 00:29:43,750
‫افرادتون رو به پینگ شینگ ببرین.

255
00:29:43,750 --> 00:29:45,848
‫میرم دنبالِ افرادم که جون سالم به در بردن.

256
00:29:45,848 --> 00:29:48,695
‫هنوز اینجا امن نیست. چطور میتونیم شما رو رها کنیم؟

257
00:29:48,695 --> 00:29:50,330
‫پینگ شینگ هم به همین اندازه مهمه!

258
00:29:51,542 --> 00:29:54,640
‫حالا که دشمن به خاک مون تجاوز
‫کرده، باید مراقب باشیم.

259
00:29:54,640 --> 00:29:56,164
‫اگه یه روز فرصتش پیش بیاد

260
00:29:56,164 --> 00:29:59,252
‫مایلم در کنار شما با دشمنان بجنگم!

261
00:29:59,252 --> 00:30:00,782
‫- برو دیگه
‫- چشم!

262
00:30:02,260 --> 00:30:03,817
‫سربازان، بریم!

263
00:30:40,099 --> 00:30:42,932
‫سرورم، یوان لینگ زنده مونده.

264
00:30:42,932 --> 00:30:45,323
‫مطمئنم ته و توش رو درمیاره.

265
00:30:45,323 --> 00:30:46,968
‫من ترتیبش رو دادم.

266
00:30:46,968 --> 00:30:51,376
‫همه ی ژنرال هایی که از این
‫موضوع خبر دارن، بیرونِ اردوگاه کُشته میشن.

267
00:30:56,164 --> 00:30:59,607
‫ارتش زره پوش سیاه شخصاً
‫توسط یوان لینگ آموزش داده شدن.

268
00:30:59,607 --> 00:31:03,701
‫اگه به چیزی شک کنن

269
00:31:03,701 --> 00:31:09,364
‫دیگه حاضر نمیشن به من خدمت کنن.

270
00:31:09,364 --> 00:31:13,527
‫خانواده ی "یین" در تحقق اهداف تون
‫به شما کمک میکنن.

271
00:31:13,527 --> 00:31:17,924
‫مادرم به "جن" سپرده که با حکومت آچای وصلت کنه.

272
00:31:17,924 --> 00:31:20,561
‫منو هم تو ارتش گذاشته
‫که خدمات شایسته ای ارائه بدم.

273
00:31:20,561 --> 00:31:25,645
‫مادرم داره قدم به قدم برای تصاحب تاج و تخت پیش میره.

274
00:31:25,645 --> 00:31:31,625
‫به عنوان دختر خانواده ی "یین" اون تلاشِ زیادی

275
00:31:31,625 --> 00:31:34,846
‫برای تثبیتِ نفوذ این خانواده
‫در دربار سلطنتی کرده.

276
00:31:34,846 --> 00:31:40,249
‫ایشون بخاطر شما و شاهزاده جن اینکارو میکنن.

277
00:31:45,134 --> 00:31:46,472
‫ولی...

278
00:31:46,472 --> 00:31:50,597
‫برام سواله که نیتِ مادرم واقعاً چیه.

279
00:31:52,626 --> 00:31:58,248
‫من تاج و تخت رو میگیرم یا برادر هفتم؟
‫[یوان جن]

280
00:31:59,248 --> 00:32:10,376
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

281
00:32:11,376 --> 00:32:13,255
‫برادر چهارم تون(یوان لینگ) واقعاً فوق العاده است.

282
00:32:13,255 --> 00:32:17,000
‫کی فکرشو میکرد همه ی افرادی
‫که دنبالش فرستادم رو بُکُشه؟

283
00:32:17,000 --> 00:32:20,045
‫من از قبل بهتون گفتم.

284
00:32:20,045 --> 00:32:23,345
‫ارتش زره پوش سیاه
‫هم از اردوگاه خارج شده.

285
00:32:24,365 --> 00:32:28,232
‫ولی معامله ای که کردیم هنوز انجام نشده!

286
00:32:28,232 --> 00:32:30,286
‫نگران نباشین.

287
00:32:30,286 --> 00:32:32,522
‫تا وقتی تو پینگ شینگ باشه

288
00:32:32,522 --> 00:32:34,777
‫از پا درآوردنش سخت نیست.

289
00:32:34,777 --> 00:32:36,876
‫اون به این راحتیا از پادرنمیاد.

290
00:32:42,142 --> 00:32:44,622
‫حالا که نتونستیم بُکُشیمش...

291
00:32:46,069 --> 00:32:48,457
‫باید راه های دیگه ای پیدا کنیم.

292
00:32:48,457 --> 00:32:49,746
‫چه راه هایی؟

293
00:33:15,239 --> 00:33:17,138
‫من پیغام رسانِ "وی بزرگ" هستم.

294
00:33:17,138 --> 00:33:20,532
‫حتی در جنگ هم پیغام رسان ها نباید کُشته بشن.

295
00:33:20,532 --> 00:33:24,708
‫کاری که شما دارین میکنین
‫خلافِ روابطِ دو کشوره.

296
00:33:24,708 --> 00:33:27,261
‫نمیترسین همه سرزنش تون کنن؟

297
00:33:28,519 --> 00:33:30,458
‫وی بزرگ؟

298
00:33:31,866 --> 00:33:35,272
‫چه تصادفی.

299
00:33:35,272 --> 00:33:40,836
‫قاتلی که امپراطورمون رو کُشت
‫هم از وی بزرگه!

300
00:33:43,467 --> 00:33:47,269
‫من ازت خبر داشتم
‫و این همه وقت دنبالت بودم.

301
00:33:47,269 --> 00:33:52,142
‫از کجا معلوم که تو شهر بودی
‫واسه اینکه میخواستی به اون قاتل کمک کنی؟

302
00:33:54,598 --> 00:33:57,451
‫نگهبانا! بیشتر شکنجه اش کنین!

303
00:33:57,451 --> 00:34:00,898
‫حالا که منو گرفتی
‫باید بدونی کی هستم!

304
00:34:00,898 --> 00:34:03,342
‫شاهزاده جن الآن تو پیک خانه ی بیرونِ شهره!

305
00:34:03,342 --> 00:34:06,534
‫اومده راجع به مسئله ی مهمی
‫با امپراطورتون حرف بزنه!

306
00:34:12,771 --> 00:34:13,771
‫شاهزاده جن؟

307
00:34:14,800 --> 00:34:19,318
‫یعنی میخوای بگی شاهزاده جن
‫نقشه ی این قتل رو کشیده؟

308
00:34:22,483 --> 00:34:24,806
‫ایشون اومده وصلتی رو با شما انجام بده

309
00:34:24,806 --> 00:34:28,427
‫چرا بخواد همچین کارِ پَستی بکنه؟

310
00:34:32,259 --> 00:34:34,902
‫من میرم و با این شاهزاده جن ات ملاقات میکنم.

311
00:34:34,902 --> 00:34:38,483
‫اونوقت حقیقت رو میفهمم.

312
00:34:41,362 --> 00:34:43,690
‫منو آزاد کنین! منو آزاد کنین!

313
00:34:45,108 --> 00:34:46,704
‫منو آزاد کنین! منو...

314
00:34:47,704 --> 00:35:04,572
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site

315
00:35:05,572 --> 00:35:06,603
‫پدر.

316
00:35:08,007 --> 00:35:09,371
‫دخترم...

317
00:35:09,371 --> 00:35:11,155
‫تازه پزشک اینجا بود.

318
00:35:11,155 --> 00:35:16,376
‫زخمِ جدی ای نیست ولی باید
‫مراقب باشین وگرنه خوب نمیشه.

319
00:35:16,376 --> 00:35:18,126
‫اشکال نداره.

320
00:35:25,677 --> 00:35:26,719
‫دخترم...

321
00:35:26,719 --> 00:35:29,713
‫قاتل دستگیر شده؟

322
00:35:33,400 --> 00:35:36,264
‫اون راه های قصر رو به خوبی میشناسه.

323
00:35:36,264 --> 00:35:39,773
‫راه فرارش رو از قبل آماده کرده بوده.

324
00:35:39,773 --> 00:35:43,590
‫با اینکه خیلیا رو فرستادیم
‫دنبالش، ولی بازم فرار کرد.

325
00:35:44,902 --> 00:35:47,704
‫ولی با توجه به مهارت های رزمیش و نحوه ی حرکتش

326
00:35:47,704 --> 00:35:50,313
‫به نظرنمیاد اهلِ کشور "وی" باشه.

327
00:35:50,313 --> 00:35:55,858
‫و به نظرنمیاد امپراطورشون بخواد
‫همچین موقعی، اینکارو بکنه.

328
00:35:55,858 --> 00:35:58,375
‫درست میگی.

329
00:35:58,375 --> 00:36:03,561
‫همین چند روز پیش یه نامه ای

330
00:36:03,561 --> 00:36:05,068
‫از امپراطور وی، یوان آن دریافت کردم.

331
00:36:05,068 --> 00:36:07,896
‫اون پسرش شاهزاده جن رو فرستاده اینجا.

332
00:36:07,896 --> 00:36:10,726
‫همین روزا سروکله اش پیدا میشه.

333
00:36:11,681 --> 00:36:14,094
‫دلیلی نداره که بخواد منو بکشه.

334
00:36:15,221 --> 00:36:20,103
‫اون موقع که قاتل باهام حرف زد

335
00:36:20,103 --> 00:36:24,532
‫انگار لهجه ی کشور لیانگ رو داشت.

336
00:36:24,532 --> 00:36:27,590
‫اگرچه خیلی سعی کرد لهجه اش رو بروز نده...

337
00:36:27,590 --> 00:36:29,706
‫ولی اشتباه کرد.

338
00:36:30,800 --> 00:36:35,327
‫اونا حتماً میخوان ما شاهزاده جن رو بکشیم

339
00:36:35,327 --> 00:36:37,742
‫و بین ما و وی جنگ راه بیفته.

340
00:36:37,742 --> 00:36:40,554
‫که اینطوری لیانگ فقط نفع می بره.

341
00:36:41,688 --> 00:36:44,896
‫خدای من، واقعاً مسئله ی جدی ای هستش.

342
00:36:44,896 --> 00:36:47,284
‫باید هرچه سریعتر ته و توشو دربیاری.

343
00:36:47,284 --> 00:36:50,027
‫باشه. یکی رو میفرستم دنبال موکاشا.

344
00:36:50,027 --> 00:36:52,059
‫موکاشا رو احضار کنین.

345
00:36:52,059 --> 00:36:55,905
‫اعلیحضرت، ژنرال موکاشا
‫همین تازه شهر رو ترک کردن.

346
00:36:55,905 --> 00:36:57,114
‫از شهر رفته؟

347
00:36:57,114 --> 00:37:00,286
‫دیشب ژنرال موکاشا یه جاسوسی
‫رو که اهل "وی" بود دستگیر کرد.

348
00:37:00,286 --> 00:37:02,978
‫اون فهمید که شاهزاده ی هفتمِ
‫ویِ بیرونِ شهره.

349
00:37:02,978 --> 00:37:04,498
‫ژنرال اینطور فرض گرفت که...

350
00:37:04,498 --> 00:37:07,514
‫به نظر اون، شاهزاده ی وی
‫در سوءقصد به اعلیحضرت دخیل بوده.

351
00:37:07,514 --> 00:37:09,039
‫- احمق!
‫- پدر.

352
00:37:10,550 --> 00:37:14,818
‫چرا ژنرال موکاشا هنوز اینقدر بی احتیاطه؟

353
00:37:14,818 --> 00:37:16,030
‫پدر نگران نباشین.

354
00:37:16,030 --> 00:37:17,563
‫من سریعاً برش میگردونم.

355
00:37:18,563 --> 00:37:31,322
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

356
00:37:32,322 --> 00:37:33,643
‫درود بر سرورم.

357
00:37:33,643 --> 00:37:36,945
‫لی لین دستگیر و در زندانِ حکومتِ
‫آچای حبس شده.

358
00:37:40,173 --> 00:37:42,038
‫آچای...

359
00:37:47,570 --> 00:37:49,045
‫- مرخصین.
‫- بله!

360
00:38:26,773 --> 00:38:27,978
‫مقاومت نکن!

361
00:38:28,967 --> 00:38:31,844
‫بی یاو، منم چینگ چن.

362
00:38:31,844 --> 00:38:33,197
‫این...

363
00:38:33,197 --> 00:38:34,782
‫اینجا چیکار میکنی؟

364
00:38:34,782 --> 00:38:36,615
‫آزادم کنین.

365
00:38:38,610 --> 00:38:39,702
‫صبرکن.

366
00:38:39,702 --> 00:38:42,476
‫چرا لباسِ ارتش لیانگ رو پوشیدی؟

367
00:38:42,476 --> 00:38:44,773
‫از یه سرباز مُرده برداشتم.

368
00:38:44,773 --> 00:38:46,503
‫به عنوان پوشش پوشیدم.

369
00:38:46,503 --> 00:38:48,856
‫فکر نمیکردم همچین سوءتفاهمی
‫بخاطرش پیش بیاد.

370
00:38:54,313 --> 00:38:56,362
‫راستی، شاهزاده لینگ چی شد؟

371
00:38:56,362 --> 00:38:57,664
‫اون خوبه.

372
00:38:57,664 --> 00:38:59,480
‫داره به اردوگاه برمیگرده.

373
00:38:59,480 --> 00:39:01,150
‫خوبه.

374
00:39:02,626 --> 00:39:04,389
‫می یا کجاست؟

375
00:39:05,664 --> 00:39:07,563
‫نباید پیشت باشه؟

376
00:39:08,996 --> 00:39:10,148
‫می یا...

377
00:39:12,217 --> 00:39:14,996
‫وقتی داشتیم به دره ی غروب میرفتیم

378
00:39:14,996 --> 00:39:17,396
‫سربازای لیانگ کُشتنش.

379
00:39:17,396 --> 00:39:18,971
‫چی؟

380
00:39:21,099 --> 00:39:22,969
‫می یا مُرده؟

381
00:39:22,969 --> 00:39:25,440
‫پس تو چطوری یه زخم هم برنداشتی؟

382
00:39:29,311 --> 00:39:30,445
‫تو...

383
00:39:32,603 --> 00:39:34,199
‫به من شک داری؟

384
00:39:34,199 --> 00:39:36,887
‫کجا دفنش کردی؟

385
00:39:38,449 --> 00:39:40,590
‫تو تپه ی پُشتِ دره.

386
00:39:43,166 --> 00:39:47,527
‫ما راجع به مرگش تحقیق میکنیم.

387
00:39:47,527 --> 00:39:50,177
‫ما تو رو نمیشناسیم و کارات هم مشکوکه!

388
00:39:50,177 --> 00:39:52,032
‫نمیتونیم ازت مطمئن باشیم.

389
00:39:52,032 --> 00:39:54,291
‫دیگه خودتی و خودت.

390
00:39:54,291 --> 00:39:55,510
‫بی یاو...

391
00:39:59,610 --> 00:40:00,664
‫بریم!

392
00:40:01,496 --> 00:40:03,742
‫بی یاو! بی یاو!

393
00:40:03,742 --> 00:40:06,257
‫فراموش کردین که نجات تون دادم؟

394
00:40:06,257 --> 00:40:08,153
‫من مهروموم رو شکستم!

395
00:40:08,153 --> 00:40:09,753
‫بی یاو!

396
00:40:11,280 --> 00:40:12,735
‫بی یاو!

397
00:41:15,003 --> 00:41:16,523
‫شاهزاده لینگ!

398
00:41:17,523 --> 00:41:36,489
ارائه شده توسط وبسایت کی فلیکس
KFlix.Site

399
00:41:37,489 --> 00:41:39,045
‫بالاخره پیدات کردیم.

400
00:41:53,451 --> 00:41:55,557
‫میدونستم که چیزی تون نمیشه.

401
00:41:56,659 --> 00:41:58,438
‫- این خیلی...
‫- خیلی نا امید کننده است؟

402
00:42:00,262 --> 00:42:01,423
‫چی؟

403
00:42:03,135 --> 00:42:06,344
‫زیردستای شائو جی روز به روز بدتر میشن.

404
00:42:07,594 --> 00:42:11,038
‫اون لو رفته ولی خودش رو نکشته.

405
00:42:12,126 --> 00:42:13,548
‫شائو جی؟

406
00:42:15,123 --> 00:42:18,128
‫شما فکر میکنین من از کشور لیانگ ام؟

407
00:42:18,128 --> 00:42:20,902
‫تو لباسشونو پوشیدی
‫میخوای بگی نیستی؟

408
00:42:22,246 --> 00:42:23,516
‫سوءتفاهم شده.

409
00:42:23,516 --> 00:42:26,206
‫من فقط برای پوشش اینو پوشیدم.

410
00:42:26,206 --> 00:42:28,385
‫اگه برای شائو جی کار میکردم

411
00:42:28,385 --> 00:42:32,210
‫چرا باید به خواهرام میگفتم
‫که به کمک شما بیان؟

412
00:42:32,210 --> 00:42:35,518
‫چرا باید به پینگ شینگ میرفتم
‫تا براتون کمک بفرستم؟

413
00:42:41,141 --> 00:42:46,708
‫ساحره ها قبل از اینکه برسن
‫به پینگ شینگ، تو رو نمیشناختن.

414
00:42:47,735 --> 00:42:51,244
‫کسی که به وی چانگ جانگ خبر
‫داد، می یا هستش.

415
00:42:51,244 --> 00:42:53,271
‫اون ساحره ی جوون.

416
00:42:54,934 --> 00:42:56,726
‫من فرستادمش.

417
00:42:56,726 --> 00:42:58,038
‫الآن کجاست؟

418
00:42:58,038 --> 00:43:00,427
‫الآن کجاست؟

419
00:43:00,427 --> 00:43:01,916
‫شاهدی داری؟

420
00:43:04,983 --> 00:43:07,003
‫سربازای لیانگ کُشتنش.

421
00:43:08,572 --> 00:43:11,057
‫خب تنها شاهدت هم مُرده.

422
00:43:11,057 --> 00:43:14,405
‫به نظرت این یه تصادفه؟

423
00:43:15,402 --> 00:43:19,751
‫برادر، بکشیمش یا نگه اش داریم؟

424
00:43:34,800 --> 00:43:35,800
‫[پیک خانه]

425
00:43:41,195 --> 00:43:45,846
‫ژنرال، کِی باید دستگیرش کنیم؟

426
00:43:45,846 --> 00:43:49,380
‫ما کلِ شب مراقب شون بودیم
‫و فهمیدم که خوب استراحت نکردن.

427
00:43:51,050 --> 00:43:53,673
‫الان بهترین وقتِ حمله است.

428
00:43:54,872 --> 00:44:14,872
.::: ارائه شده توسط وبسایت کی‌ فلیکس :::.
www.KFlix.Site

429
00:44:28,789 --> 00:44:31,192
‫یوان جن از ویِ بزرگ با یک

430
00:44:31,192 --> 00:44:33,795
‫نامه ی رسمی به ملاقاتِ امپراطور آچای اومده.

431
00:44:33,795 --> 00:44:36,684
‫میتونم بپرسم کدوم ژنرال اومده؟

432
00:44:38,934 --> 00:44:42,668
‫ژنرال، اگه واقعاً با یه نامه ی رسمی اومده

433
00:44:42,668 --> 00:44:45,112
‫و بهشون حمله کنیم، ممکنه...

434
00:44:45,112 --> 00:44:47,605
‫ممکنه بین دو کشور جنگ پیش بیاد.

435
00:44:47,605 --> 00:44:52,610
‫"وی" سفیرشون رو فرستادن
‫اما اون برای ورود به شهر، معطل میکنه.

436
00:44:52,610 --> 00:44:55,103
‫ظاهراً اونا هم میخوان ته و توی ما رو دربیارن.

437
00:44:55,103 --> 00:44:58,536
‫چه قاتل از وی بوده باشه چه نه

438
00:44:58,536 --> 00:45:03,413
‫باید در اولین رویارویی باهاشون
‫غرور ملی مون رو نشون بدیم.

439
00:45:03,413 --> 00:45:05,827
‫من چند نفر رو میبرم
‫داخل و تو اینجا کشیک بده.

440
00:45:05,827 --> 00:45:07,882
‫عواقبش با من.

441
00:45:22,998 --> 00:45:24,126
‫بگردین!

442
00:45:41,753 --> 00:45:42,827
‫هیشکی اینجا نیست.

443
00:45:42,827 --> 00:45:43,981
‫چیزی پیدا نکردیم.

444
00:45:43,981 --> 00:45:45,552
‫کسی اینجا نیست.

445
00:45:51,925 --> 00:45:53,208
‫- هیچی
‫- هیچی

446
00:45:53,208 --> 00:45:54,686
‫- هیچی
‫- هیچی

447
00:45:54,686 --> 00:45:55,920
‫هیچی.

448
00:45:56,945 --> 00:45:58,356
‫هیچکس؟

449
00:46:37,831 --> 00:46:39,242
‫چطور ممکنه؟

450
00:46:39,242 --> 00:46:41,264
‫من کل دیشب رو مراقب تون بودم!

451
00:46:41,264 --> 00:46:42,887
‫هیچکدومتون از جاتون بیرون نیومدین!

452
00:46:42,887 --> 00:46:44,396
‫اینو از کجا آوردین؟

453
00:46:45,478 --> 00:46:48,650
‫ما زمین رو کَندیم و راه زیرزمینی درست کردیم.

454
00:46:48,650 --> 00:46:53,559
‫برای اینکه شما رو تو دام بندازم
‫خیلی زحمت کشیدم.

455
00:46:53,559 --> 00:46:55,771
‫اهلِ "وی" واقعاً مکارن.

456
00:46:55,771 --> 00:46:57,981
‫منو آزاد کن و بذار بجنگیم!

457
00:46:59,103 --> 00:47:03,043
‫مراقبِ این ژنرال باشین تا
‫آچای یکی رو بفرسته.

458
00:47:03,043 --> 00:47:04,050
‫بله!

459
00:47:16,465 --> 00:47:18,090
‫ولم کنین!

460
00:47:21,228 --> 00:47:23,074
‫یک ساعت باقی مونده.

461
00:47:23,074 --> 00:47:25,092
‫بعدش دیگه کلِ خاک میریزه.

462
00:47:25,092 --> 00:47:29,034
‫به نظرمیاد وقتِ زیادی نداری.

463
00:47:34,367 --> 00:47:36,063
‫وقتی این سنگ بیفته

464
00:47:36,063 --> 00:47:38,259
‫من لِه میشم.

465
00:47:38,259 --> 00:47:41,094
‫درسته که آنچنان خوشکل نیستم

466
00:47:41,094 --> 00:47:45,032
‫ولی زشت نیست اینجوری بمیرم؟

467
00:47:45,032 --> 00:47:47,507
‫میشه یه جور دیگه بمیرم؟

468
00:47:51,760 --> 00:47:54,184
‫اردوگاه مرکزی ــه شائو جی کجاست؟

469
00:47:55,289 --> 00:47:59,297
‫شما بخاطر لباسم
‫فکر میکنین برای شائو جی کار میکنم.

470
00:47:59,297 --> 00:48:03,083
‫با توجه به هوش شما
‫نباید احساساتی فکر کنین.

471
00:48:03,083 --> 00:48:04,942
‫فکر میکنی منو میشناسی؟

472
00:48:04,942 --> 00:48:08,715
‫اگه بتونی منو قانع کنی، آزادت میکنم.

473
00:48:09,789 --> 00:48:13,364
‫برای حفظِ امنیت ام
‫چاره ای نداشتم جز پوشیدنِ این لباس.

474
00:48:13,364 --> 00:48:14,364
‫می یا چی؟

475
00:48:15,577 --> 00:48:17,570
‫اون چجوری کُشته شد؟

476
00:48:17,570 --> 00:48:20,554
‫بعد از اینکه به وی چانگ جانگ خبر داد

477
00:48:20,554 --> 00:48:25,192
‫با من به دره ی غروب اومد
‫تا بقیه ی ساحره ها رو ببینیم.

478
00:48:25,192 --> 00:48:27,985
‫ولی سربازای باقی مونده غافلگیرمون کردن.

479
00:48:27,985 --> 00:48:29,822
‫خب پس شکستن مهر و موم...

480
00:48:29,822 --> 00:48:33,469
‫یه جادوی مخفی هست که توسط
‫ارشد های جادوگران دست به دست شده.

481
00:48:33,469 --> 00:48:35,184
‫تو کی هستی؟

482
00:48:36,186 --> 00:48:37,914
‫از کجا میای؟

483
00:48:40,782 --> 00:48:43,065
‫من شائو جی رو نمیشناسم.

484
00:48:44,123 --> 00:48:47,248
‫اگه منو باور نکنین
‫کاری نمیتونم بکنم.

485
00:48:49,309 --> 00:48:50,425
‫برادر.

486
00:48:57,780 --> 00:49:01,793
‫این زن شاید مهربون و نحیف باشه
‫ولی خیلی کله شقه.

487
00:49:01,793 --> 00:49:04,730
‫به این راحتی نمیتونیم ازش اطلاعاتی بگیریم.

488
00:49:04,730 --> 00:49:07,114
‫به جای تلف کردن وقت، بهتره...

489
00:49:08,373 --> 00:49:10,659
‫بعد از اینکه از محاصره کنندگان گذشتیم

490
00:49:10,659 --> 00:49:12,947
‫تلفات زیادی دیدیم.

491
00:49:12,947 --> 00:49:15,496
‫اگه از این فرصت برای حمله به

492
00:49:15,496 --> 00:49:18,047
‫اردوگاه لیانگ و کُشتن شائو جی استفاده نکنیم

493
00:49:18,047 --> 00:49:20,235
‫چجوری باید جوابِ سربازانِ مُرده ام رو بدم؟

494
00:49:20,235 --> 00:49:21,235
‫یا...

495
00:49:22,257 --> 00:49:23,416
‫برادر!

496
00:49:25,380 --> 00:49:27,081
‫- برادر خوبی؟
‫- خوبم.

497
00:49:29,028 --> 00:49:31,057
‫باید بخاطر سمِ توی زخمم باشه.

498
00:49:31,057 --> 00:49:33,594
‫گیاهان دارویی مون تموم شد.

499
00:49:33,594 --> 00:49:36,088
‫طول میکشه تا به اردوگاه اصلی مون بریم.

500
00:49:36,088 --> 00:49:38,045
‫باید برم دنبال چند تا گیاه بگردم.

501
00:49:38,045 --> 00:49:39,451
‫باشه.

502
00:49:39,451 --> 00:49:43,365
‫ولی با توجه به وضعیتت...

503
00:49:43,365 --> 00:49:45,202
‫اگه تو رو با اون تنها بذارم...

504
00:49:45,202 --> 00:49:49,630
‫حتی الآنم خیلی خوب میتونم از پسش بربیام.

505
00:49:49,630 --> 00:49:51,927
‫باشه. زود برمیگردم.

506
00:49:51,927 --> 00:49:53,036
‫برو.

507
00:50:00,501 --> 00:50:02,376
‫چرا یه معامله نکنیم؟

508
00:50:02,376 --> 00:50:03,905
‫تو زخمی شدی.

509
00:50:03,905 --> 00:50:05,349
‫منم آموزش پزشکی دیدم.

510
00:50:05,349 --> 00:50:07,998
‫اگه آزادم کنی، زخمت رو خوب میکنم.

511
00:50:07,998 --> 00:50:09,782
‫تو که اینقدر از مرگ میترسی

512
00:50:09,782 --> 00:50:11,521
‫به این فکر کردی وقتی شمشیر های ارتش لیانگ

513
00:50:11,521 --> 00:50:14,931
‫خونِ مردم ام رو می ریخت
‫چقدر غم انگیز بود؟

514
00:50:14,931 --> 00:50:18,141
‫وقتی دو کشور در حال جنگ باشن
‫مرگِ غیرقابل اجتنابه.

515
00:50:19,331 --> 00:50:22,409
‫اون مردمی که خونه و خانواده هاشون ازشون گرفته شد

516
00:50:22,409 --> 00:50:26,141
‫فقط با پایان جنگ، میتونن سر و سامان پیدا کنن.

517
00:50:26,141 --> 00:50:28,885
‫دلیلت برای خدمت به لیانگ اینه؟

518
00:50:30,431 --> 00:50:33,925
‫وقتی بمیرم، شما میتونین قلبم رو بشکافین

519
00:50:33,925 --> 00:50:36,467
‫تا ببینین من فقط به "وی" وفادارم.

520
00:50:37,842 --> 00:50:42,248
‫نمیدونم چه اصراریه که منو دشمن خودتون می بینین.

521
00:50:55,873 --> 00:50:59,583
‫شما بخاطر کُشتن یه آدم بی گناه
‫پشیمون خواهی شد شاهزاده.

522
00:51:08,615 --> 00:51:09,887
‫چی شده؟

523
00:51:12,487 --> 00:51:13,692
‫یوان لینگ!

524
00:51:13,692 --> 00:51:15,092
‫یوان لینگ!

525
00:51:27,429 --> 00:51:29,769
‫یوان لینگ!

526
00:52:00,770 --> 00:52:15,770
‫«ارائه ای مشترک از تیم های کره فا-پرچینا-سون دی ال»

527
00:54:23,968 --> 00:54:33,968
آدرس رسمی کانال تلگرامی کی‌ فلیکس
KFlix_Site
